آیین کشورداری

سه شنبه 15 دی 1394

سیر الملوک تالیف خواجه نظام الملک توسی است. خواجه نظام الملک وزیر آلب ارسلان سلجوقی است. ملکشاه سلجوقی در پایان عمر از وزیران خود می خواهد که در باب کشورداری و رسوم پادشاهان گذشته از آل سلجوق، و نیک و بد امور جاری و کمبودها بیندیشند و تاملات خود را روشن بنویسند و عرضه کنند تا پادشاه در آن ها تامل کند و نقایص را دریابد و کارها را به قاعده خویش و طبق فرمان ایزدتعالی انجام دهد. همه نوشتند و از میان آن ها نوشته خواجه نظام الملک را پسندید و او را به اتمام آن مأمور ساخت.
متن زیر یکی از فصول کتاب مذکور است که خواجه نظام الملک طبق عقاید خود نگاشته است. این کتاب در حال حاضر در رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه های سراسر کشور تدریس می شود؛
به هر وقتی حادثه ای آسمانی پدیدار آید و مملکت را چشم بد اندر یابد و دولت یا تحویل کند(انتقال یابد) و از خانه ای به خانه ای شود و یا مضطرب گردد از جهت فتنه و آشوب و شمشیرهای مختلف و کشتن و سوختن و غارت و ظلم؛ و اندر چنین ایام فتنه و فتور، شریفان مالیده(پایمال) شوند و دونان با دستگاه گردند، و هر که را قوّتی باشد، هر چه خواهد می کند، و کار مصلحان ضعیف شود و بدحال گردند، و مفسدان توانگر شوند و کمتر کسی به امیری رسد و دون تر کسی عمیدی(سروری) یابد و اصیلان و فاضلان محروم مانند و هر فرد فرومایه ای باک ندارد که لقب پادشاه و وزیر بر خویشتن نهد و ترکان لقب خواجگان بر خویش نهند و خواجگان لقب ترکان بر خویش بندند و ترک تازیک هر دو لقب عالمان و ائمه بر خویشتن نهند و زنان پادشاه فرمان دهند، و کار شریعت ضعیف گردد و رعیت بی فرمان شود و لشکریان دست دراز گردند، و تمییز از میان مردم برخیزد، و کس تدارک کارها نکند، اگر ترکی ده کدخدایی دارد شاید(شایسته است)، و اگر تازیکی کدخدایی ده ترک و امیر کند، عیب ندارد؛ همه کارهای مملکت از قاعده و ترتیب خویش بیفتاده است و بیفتد، و پادشاه را از بس تاختن و جنگ و دل مشغولی، فرصت آن نباشد که به چنین چیزها پردازد و یا از این معنی اندیشه کند.
پس چون از سعادت آسمانی، روزگار نحوست بگذرد و ایام راحت و ایمنی پدیدار آید، ایزدتعالی پادشاهی پدیدار آورد عادل و عاقل، از ابنای ملوک، و او را دولتی دهد که همه دشمنان را قهر کند که اندر همه کارها تمییز کند؛ و از هر کسی پرسد و بر رسد که آیین پادشاهان در هر کاری چگونه بوده است، و از دفترها برخوانند، تا نه بس روزگار همه ترتیب و آیین مُلک را به جای خویش باز بَرَد، و اندازه هر درجه هر کسی پدیدار کند، لایقان را به پایه خویش رساند، نلایقان را دست کوتاه کند و به کار و پیشه خویش فرستد، و کافر نعمت را از بیخ زمین برکند و دین دوست و ستم دشمن باشد، دین را نصرت کند و هوا و بدعت را برگیرد. اکنون اندکی از این معنی یاد کنیم تا در بسیاری دیدار اندر افتد و دلیل باشد بر چیزهایی که از ترتیب بیفتاده است، تا خداوند عالم چون تأمل کند، در هر یکی مثالی و فرمانی دهد، ان شاء ا…
از چیزها که پادشاهان به همه روزگار نگاه داشته اند و تیمار داشته، یکی آن است که ابنای ملوک را گرامی کرده و نگذاشته اند که ضایع و محروم باشند، و از روزگار دولت خویش بر اندازه کفاف ایشان نصیب داده اند، تا خانه ایشان بر جای بمانده است و دیگر ارباب حاجت و مستحقان و عالمان و علویان و مصلحان و مستوران و غازیان و مقیمان مرزها را و اهل قرآن را از بیت المال نصیب داده اند که هیچ کس در روزگار دولت ایشان بی نصیب و محروم نبوده اند و دعای به خیر و ثواب دو جهانی حاصل می‌آمده اند.

دانشگاهزلزله
مطالب مرتبط

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *