بانوی موسیقیدان ایرانی: سازم را فروختم تا زنده بمانم
۱۴ دی ۱۳۹۵، ۲۱:۰۰
بانوی موسیقیدان ایرانی:
سازم را فروختم تا زنده بمانم
ارفع اطرائی نوازنده و نخستین بانوی مدرس سنتور در کشور برای درمان بیماری سرطان خون مجبور به فروش باارزشترین داراییهای خود شد. او از روند درمانی بیماری خود با روزنامه شرق صحبت کرده که بخشی از آن را در اینجا میخوانید:
لطفاً درباره آخرین وضعیت جسمیتان بگویید. روند درمان شما در چه مرحلهای و حال عمومیتان چطور است؟
درحالحاضر بنا بر نظر پزشکان، پیشرفت بیماری سرطان در من متوقفشده و حال عمومیام خوب است. اما عوارض بیماری که بر کل بدنم تأثیر گذاشته گریبان گیرم است؛ پوکی استخوان شدید، درد و گرفتگی عضلات بدن، کمبینایی چشم، پوسیدگی لثهها، ضعیف شدن رگ سیاتیک، نرم شدن استخوانهای نخاع و چندین مورد دیگر که بدن مرا ضعیف کرده است، البته این ضعف جسمانی به درمانهای اولیه من در ایران برمیگردد که مدام با آنتیبیوتیکها و داروهای غیر مرتبط در یک روند فرسایشی، بدن من را ضعیف و ضعیفتر کردند تا جایی که پای راستم در شرف قطع شدن بود!
متأسفانه باخبر شدیم شما برای تأمین هزینههای سرسامآور درمان خود در آمریکا در آخرین سفر کوتاهی که به ایران کردید، مجموعه سازها و کتابهای خود را فروختهاید! آیا صحت دارد؟
بله، کاملاً درست است. در یکسالونیمی که در آمریکا هستم با استفاده از حقوق پسرم و یک بیمه جزئی که دولت آمریکا در اختیار اقشار خاص قرار داده، توانستهام فقط بخشی از هزینههای درمانم را تهیه و پرداخت کنم! زمانی که در ایران بودم، بیمهای داشتم که نه خدمات درمانی بود نه تأمین اجتماعی! مطلقاً هیچ کاربرد و خدماتی برای من نداشت و مورد تأیید هیچ بیمارستانی نبود! من با آن بیمه یک استامینوفن کدئین هم نمیتوانستم بگیرم! وقتی در بیمارستان طوس تهران پایم را جراحی کردند، همه هزینهها را از پسانداز ناچیزی که داشتم و با کمک حقوق ماهانه پسرم پرداخت کردم و آن بیمه یک ریال هم به من کمکی نکرد! خب، در این شرایط بعد از ۶۰ سال فعالیت مستمر هنری وقتی جز پسرانم کسی نیست که یاریام کند و حتی حالی از من بپرسد، مجبور به فروش ساز و کتابهایم که باارزشترین داراییهایم بودند، میشوم تا زنده بمانم.
آیا از طرف سازمانهای مربوطه، از جمله معاونت هنری وزارت ارشاد یا خانه موسیقی یا دفتر مؤسسه پیشکسوتان هنر حتی خانه هنرمندان ایران که بهنام شما هنرمندان و برای خدمترسانی به شما تأسیس شدهاند، با شما تماسی گرفته نشده یا هزینه درمان شما را تقبل نکردهاند؟
بههیچوجه، از هیچ ارگان و سازمانی که وظیفهشان رسیدگی به امور هنرمندان و پیشکسوتان است، نه با من تماسی گرفتهاند و نه یک ریال به من کمکی کردهاند! اگر پسرهایم نبودند، معلوم نبود چه بلایی سر من میآمد. ۶۰ سال زحمت کشیدم، نواختم، نوشتم، درس دادم، هرگز به دنبال مادیات و پول و شهرت نبودم، اما هیچ از خودشان نمیپرسند آیا این زن اصلاً زنده است؟ مرده است؟ الان کجاست و چهکار میکند؟ انگارنهانگار که اصلاً شخصی به اسم ارفع اطرائی وجود دارد!
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
وب گردی
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر
بیشترین نظر کاربران
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید