«عیسی امیدوار»، بازمانده تیم دونفره «برادران امیدوار» در سفر به دور دنیا در بیمارستان بستری شد
همه متفاوت؛ همه خویشاونـــد
۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۱:۵۱
|پیام ما| در یکی از روزهای «مطبوع و آفتابی» سال ۱۳۳۳ دو برادر پا در راهی گذاشتند که چشمانداز روشنی برایش نداشتند. «برادران امیدوار» میدانستند که در این مسیر «خطر برادر سوم» آنهاست، اما باز هم موتورسیکلتهایشان را راهی مسیری منتهی به مرزهای شرقی ایران کردند و سفری را آغاز کردند که ده سال طول کشید. راهی که از بکرترین مناطق جهان آن سالها عبور کرد. راهی که آنها را تبدیل به نخستین جهانگردان معاصر ایرانی کرد. جهانگردانی که دستاورد سفرشان پژوهشی دقیق و پرخطر از زندگی، آیینها و باورهای مردمان سرزمینهایی بود که کمتر اطلاعاتی درباره جزئیات زندگی آنها در سالهای دهه ۳۰ و ۴۰ شمسی در ایران و جهان وجود داشت. این دو برادر را شاید بتوان جزو آخرین نسل از جهانگردانی دانست که پا در راهی پرخطر گذاشتند، چرا که پس از آنها دنیا به سفرهای آرام و کمخطر و امن روآورد و تعریف «جهانگردی» جای خود را به «گردشگری» داد. یکی از آن دو برادر ماجراجو (عبدالله امیدوار) در تیرماه ۱۴۰۱ در شیلی درگذشت و حالا خبر رسیده که برادر دیگر (عیسی امیدوار) در بستر بیماری است.
«همه متفاوت؛ همه خویشاوند» این فلسفه زندگی و شعار سفر برادران امیدوار به دور دنیاست. مردانی که با هدف پژوهش و جهانگردی پا به راه گذاشتند و با صلح، صبر، لبخند و احترام به انسانیت، مرزهای بسیاری را فتح کردند. سفر عیسی و عبدالله امیدوار، ابعاد گوناگونی دارد، ابعادی که تجربه آن ده سال زندگیشان را به مفهومی فراتر از سفر تبدیل میکند؛ جهانگردی آنها از سویی سفری ماجراجویانه، و از منظری دیگر سفری پژوهشی بود. اما در عمیقترین لایهها باید گفت این سفر دارای ابعاد انسانی مهمی هم بود. آنها بدون اینکه زبان اقوام بدوی آمازون و آفریقا را بدانند، مردم آن قبایل را قانع میکردند تا مقابل دوربینشان زندگی کنند و به اجرای آیینهایشان بپردازند. زبان مشترک آنها در این سفر «انسانیت» بود. سفر آنها روایت انسانها بود. از سرباز ژاپنی در جنگلهای فیلیپین که سالها بعد از اتمام جنگ جهانی هنوز خبر نداشت که جنگ تمام شده؛ تا کودک قبیله آمازون که برای اولینبار بادکنک را در دستان عیسی امیدوار دیده و از ترکیدنش تا سرحد مرگ ترسیده بود. از مردان قبیله «جیبارو» و ترفندشان برای کوچککردن سرِ دشمنانی که در جنگ کشته بودند تا اسکیموها و تکنیکشان برای ساخت ایگلوهای یخی و لباسهای گرم. آنها در مسیرشان قصه انسان را دنبال کردند و روایت انسان را در سراسر دنیا ثبت کردند، آن هم در روزهایی که دست آدمها برای شناخت جهان بهاندازه امروز باز نبود. بیش از هفتاد سال از آغاز سفر آنها میگذرد؛ اما برادران امیدوار تا سالها حرف برای گفتن دارند. خطر برادر سوم ما بود.
«ما دو برادر بودیم. با قلبی بهسختی پولاد. با روحی پرشور و امیدوار. با ارادهای استوار و تزلزلناپذیر! در آن هنگام که نخستین گام را بهسوی سرزمینهای دور و ناشناخته برمیداشتیم بهخوبی میدانستیم در آن راه همه چیز هست. سختی هست، مشکلات هست، درد و ناراحتی و غم و اندوه هست، عذاب و شکنجه و حتی مرگ هست. ما تمام پلهای پشت سرمان را خراب کرده بودیم و حالا فقط به آینده میاندیشیدیم و چشم از افق فردا که میتوانست ما را سرانجام به آرزوهای دیرینهمان برساند، بر نمیداشتیم. گویی خطر هم برادر سوم ما بود که در این راه گام میگذاشت.» روایت سفر دهساله برادران امیدوار به دور دنیا با این جملات آغاز میشود. سفری که سالها پیش از ماجراجویی دهساله آغاز شده بود. آنها خوب ایران و کوهها و دشتها و کویرش را شناخته بودند و به مناطق مختلف آن سفر کرده بودند و بعد در اوایل دهه دوم زندگی پا در مسیر شناخت جهان گذاشتند. سفری که از مرزهای شرقی ایران آغاز و تا قطب شمال، قلب جنگلهای آمازون، صحرای افریقا و بلندترین قلل جهان ادامه پیدا کرد و شنیدن ماجراهایش در آن سالها هر شنوندهای را به وجد میآورد.
برادرانی که با یک دوربین و دو موتورسیکلت «ماچلس» که به گفته عیسی امیدوار «قویترین و محکمترین موتورهای آن زمان بودند» و یک رؤیای بزرگ، راهی سفری به دور دنیا شدند. هفت سال بعد شرکت «سیتروئن» یک خودرو به آنها هدیه داد و سه سال پایانی سفر آنها با این خودرو ادامه پیدا کرد. موتورسیکلتها و خودرویی که بخشی از هویت سفر آنها بودند و در بخشهایی از سفر تبدیل به کاراکتری مستقل در این سفر پرماجرا شدند.
خطر از همان کشور اول مسیر خود را نشان داد، آنجا که در مرز افغانستان و پاکستان، در منطقه «جلالآباد»، مورد هجوم میهمانان یک عروسی قرار گرفتند که از دوربین فیلمبرداری آنها و تصویری که از مراسم ثبت کرده بود خشمگین شده و باران سنگوکلوخ را بر سر جهانگردانی که تازه پا در راه گذاشته بودند روانه کردند و نخستین چالش سفر دو برادر را رقم زدند. اما این راه، خطرهای بزرگتری داشت.
عیسی امیدوار درباره پرخطرترین بخش سفرشان که به آفریقا بود نوشته است: «هجده ماه، از دریچه چشم کسانی که دوشبهدوش زندگی روزمره و آرام شهرنشینی و روستایی حرکت میکنند، زمان کوتاه و بیحادثهای است. اما برای ما که در دل جنگلها، در میان کوههای سر به فلک کشیده، در عمق باتلاقهای بدبو، در قلب صحاری سوزان، در حرکت بودیم بهاندازه هجده سال گذشت. دوران طولانی و پررنج و مصیبتی بود. با اینهمه خرسندیم که سرانجام آن سفر هجدهماهه به طور موفقیتآمیز و به وجه شایستهای به پایان رسید و توانستیم به هدف خود که مطالعه درباره زندگی بومیان و جمعآوری آلات و ادوات روزانه آنها بود، برسیم.» و وقتی که پرچم ایران را بر فراز «کلیمانجارو» و «قله کیپو» نصب کرد درباره احساسش در سفرنامهشان نوشته: «حالا که بلندترین قله گیتی را فتح کرده بودم باید به خودم میبالیدم، اگر چه اندکاندک احساس میکردم در مقابل غرور آن کوه سربلند، دارم ذلیل و ناتوان میشوم. آنهمه زیبایی و جمال آن طبیعت فریبنده و اسرارآمیز و آن چشماندازهای بدیع و پایانناپذیر همهوهمه را میدیدم و همه آنها متعلق به «کلیمانجارو» بود. عظمت صحنه، پاک مرا خُرد کرده بود، ولی شادی من سر جایش بود.» او که پیش از سفر جهانیشان قلههای مرتفع ایران را فتح کرده بود و کوهنورد با تجربهای بود، برای سفر به کلیمانجارو هشدارهای زیادی از بومیان آفریقا شنیده بود که از حیوانات خطرناک کلیمانجارو و کرکسهای بزرگ آن برایش میگفتند، اما آنها میدانستند که «خطر برادر سوم» و همیشه همراه در این سفر است و با استقبال و پذیرش از تمام این خطرها پا در راه سفر گذاشته بودند.
از جهانی ناشناخته تا کاخ پادشاه
برادران امیدوار مرزی برای شناخت و دیدار با انسانهای دنیا نداشتند چرا که «همه متفاوت؛ همه خویشاوند» باور آنها بود. آنها در طول سفر فقط به کشف مناطق بکر و دنیای ناشناخته در آن سالها نرفتند، راه سفرشان از دفتر نخستوزیران و رؤسای جمهور و رهبران بزرگ آن روزگار هم گذشت. «ملک سعود» پادشاه وقت عربستان؛ «سوکارنو» رئیسجمهور وقت اندونزی و «ایندرا گاندی» اولین نخستوزیر زن در هندوستان و رؤسای دانشگاههای بزرگ جهان و بسیاری چهره فرهنگی و سیاسی شاخص میزبانان آنها در طول این سفر بودند؛ و از یک ننو در قلب آمازون تا کاخ ریاستجمهوری در پایتخت کشوری متمدن، از دانشگاهی مدرن تا قبیلهای که آیینهای عجیب و شگفتانگیزش قوانین علم را به چالش میکشید، مسیر سفر آنها را تشکیل داده بود.
آنها در دیدار با رؤسای جمهور، نخستوزیران، پادشاهان و شخصیتهای فرهنگی کشورهای جهان در کنار معرفی فرهنگ و تاریخ ایران با تصاویر و کتابهایی که با خود برده بودند، از ماجرای سفرشان و دستاوردهای پژوهشی آن میگفتند. با حمایتهایی که دریافت میکردند، بخشی از راه سفر برایشان هموار میشد و مجوزهایی برای ورود به جاهایی مثل معادن الماس آفریقای جنوبی دریافت میکردند و درعینحال برای تأمین هزینههای سفر در دانشگاهها و شهرهای مختلف دنیا نمایشگاه عکس و سخنرانی برگزار میکردند. آن روزها علاوه بر رسانههای داخلی ایران که داستان سفر برادران امیدوار را پوشش میدادند؛ سفر آنها به دلیل ویژگیهای خاصش، بازتاب بسیاری در رسانههای دنیا داشت.
موزه برادران امیدوار
اواخر سال ۱۳۸۱ در زیرزمین کاخ سفید سعدآباد (موزه هنرهای ملل) نمایشگاهی عجیب برپا شد. در فضای موزه اختصاصی «فرح پهلوی» که معمولاً محلی برای برگزاری نمایشگاههای هنری از آثار معاصر و مدرن بود، تابلوهای عکس از قبایل بدوی آفریقا و آمازون نصب شده بود. مردمی در حال برگزاری آیینهای عجیب مثل تیزکردن دندان یک زن به سن بلوغ رسیده با سنگ و چوب! یک پای فیل تاکسیدرمی شده و دو عاج سفید بزرگ هم در آن فضای کوچک گنجانده شده بود. در همین نمایشگاه بود که بسیاری از مردم اولینبار نامشان را شنیدند: «برادران امیدوار» در متن معرفی نمایشگاه آمده بود که آنها پنجاه سال پیش، سفری به دور دنیا و بکرترین نقاط جهان در سالهای ۱۳۳۳ تا ۱۳۴۳ داشتهاند. عیسی امیدوار هم در همین نمایشگاه حضور داشت و با حوصله و صبری همراه با اشتیاق، روایت سفرش را کنار هر تابلوی عکس برای بازدیدکنندگانی که با شگفتی به حرفهایش گوش میدادند؛ نقل میکرد.
نمایشگاه بارها تمدید شد و همچنان مورد استقبال بازدیدکنندگان بود. جذابیت موضوع و محتوای نمایشگاه آنقدر بود که مدیران مجموعه سعدآباد تصمیم گرفتند آن را تبدیل به موزهای دائمی کنند. عیسی امیدوار اشیا و مستندات حاصل از سفرش را به میراثفرهنگی اهدا کرد و «عمارت درشکهخانه» سعدآباد که بهتازگی مرمت شده بود، تبدیل شد به «موزه برادران امیدوار»؛ موزهای که روز ۵ مهر ۱۳۸۲ و همزمان با روز جهانی گردشگری افتتاح شد. کتاب خاطراتشان بعد از سالها تجدید چاپ شد و موزه آنها محلی شد برای آشنایی با راهورسم ماجراجویی و پژوهش و سفر با یک قاعده مهم: «احترام به انسان». سفر آنها درسهای بسیاری دارد از ایستادگی و استمرار برای رسیدن به هدف تا احترام به تفاوتها؛ از محترم شمردن انسان بیآنکه به رنگ پوست و زبان و عقیده و دینش توجه کنی تا تلاش برای زیستن صلح، بهجای سخنگفتن بیحاصل از آن.
روزی یکی از بازدیدکنندگان موزه از عیسی امیدوار – که هر هفته دوشنبه در موزه حضور داشت تا از نزدیک با بازدیدکنندگان صحبت کند – پرسید: «تولد شما چه روزی است؟ امسال چند سالتان میشود؟ میخواهیم برایتان جشن بگیریم.» و او گفته بود: «نمیدانم! چندان برایم مهم نبوده. بیشتر به کیفیت زندگی فکر کردهام تا اینکه ببینم چند ساله هستم و در چه روزی این عدد تغییر میکند.»
موزه برادران امیدوار سالها روایتگر ماجراهای این سفر عمیق و پرماجرا بود. اما چند روز مانده به پایان اسفند ۱۴۰۴ اصابت بمبهای سنگرشکن به نزدیکی سعدآباد، بنای این موزه را دچار آسیب جدی کرد. هر چند آثار موزه به جایی امن منتقل شده بود؛ اما بنا و ویترینها دچار تخریب جدی شدهاند. کسی نمیداند کی دوباره قرار است این موزه برپا شود و عیسی امیدوار میزبان علاقهمندانی شود که مشتاق شنیدن تجربیات سفری باشند که او همراه برادرش تجربه کرده، سفری به تاریخ انسان و جغرافیای جهان.
برچسب ها:
آثار تاریخی، جهانگردی، فلسفه زندگی، کاخ سفید سعدآباد، گردشگری، موتورسیکلت، موزه
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
تاریخ در محاصره زمان
از ورشو تا حلب؛ درسهایی درباره حفاظت اضطراری پس از جنگ
زمین در تب، ویروسها در حرکت
باران بارید؛ اما «آلاگـل» همچنان خشک است
میــــــراث در بــرزخ
افتتاح بزرگترین باغ موزه گیاهان دارویی کشور در البرز
حال ناخوش کسبوکارهای گردشگری اصفهان؛
حمایتهای وعده دادهشده به کجا رسید؟
محل قلعه تاریخی نهاوند شناسایی شد
سرنوشت نامعلوم فرشهای دستباف مسجد نصیرالملک شیراز پس از جایگزینی با فرشهای ماشینی
معرفی ۱۱۳ طرح صنایعدستی لالجین به بانکها برای دریافت تسهیلات
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
وقتی بومگردیها جای پناهگاهها را گرفتند
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید