روایت مردمی از زلزله مهیب افغانستان، ۶ روز پس از فاجعه

زنان هنوز زیر آوارند

شاهدان عینی از مناطق زلزله‌زده افغانستان می‌گویند نبود امدادگر و پزشک زن خدمات‌رسانی به این قشر را ناممکن کرده است، گرچه پزشک مرد هم به تعداد کافی در این مناطق وجود ندارد





زنان هنوز زیر آوارند

۱۴ شهریور ۱۴۰۴، ۱۹:۵۷

تکلیف طالبان با زنان روشن است: حتی اگر مرده باشی، حتی اگر خروارها خاک و گِل روی سرت ریخته باشد، حتی اگر باران ببارد و معلوم نباشد جنازه‌ات هم چه سرنوشتی پیدا می‌کند، کسی تو را، احتمال زنده‌ماندنت و جنازه‌ات را در نظر نمی‌گیرد، چون امدادگر زنی نیست تا تو را بیرون بیاورد. مجروح و زخم‌‌خورده باشی هم کسی به دادت نمی‌رسد؛ چون طبیب و پرستار زن در کار نیست و قانون و شرع در افغانستان برای همه این موارد تکالیف روشنی دارد. در ولایات زلزله‌زده «ننگرهار» و «کنر» نبود امدادگر یا نیروی پزشکی زن باعث شده است تعداد زیادی زن (که آمار دقیقشان معلوم نیست)، همچنان زیر آوار نزدیک به صد درصدی روستاها باقی بمانند. اگر پدر، پسر یا برادری از خانواده زنده مانده باشد، برای بیرون کشیدنشان تلاش می‌کند و اگر نه، سرنوشتشان معلوم نیست. روایت پزشکان و فعالان اجتماعی افغانستان در گفت‌وگو با «پیام‌ما» با گذشت شش روز از زلزله مهیب شرق این کشور می‌گوید که نه‌فقط زنان بلکه کودکان و مردان نیز در کمبود آب، غذا، دارو، ادوات بهداشتی و حتی چادری برای اسکان، روزهای بغرنجی را می‌گذرانند. سازمان‌های بین‌المللی در مورد احتمال شیوع بیماری و سوءتغدیه در این مناطق هشدار می‌دهند، طالبان اما تصاویر و خبرهای امدادرسانی مطلوب خود را منتشر می‌کند.

«پولتان را نمی‌خواهیم. فقط کمک کنید مردگانمان را دفن کنیم.» این جمله تکان‌دهنده‌ای‌ست که پس از زلزله روز یکشنبه، ۹ شهریور، در ولایات «ننگرهار» و «کنر» به تیتر ‌رسانه‌های دنیا تبدیل شد. جمله‌ای که خبر از فاجعه‌ای بزرگ می‌داد.

آمار درست نیست
«تمام روستاها ویران شده است. زنان و کودکان هنوز زیر آوار هستند. مردان هم هستند. بیشترین آمار افراد زیر آوار، مربوط به زنان است. امدادگر زن وجود ندارد و مردان عرفاً و شرعاً و قانوناً با مشکلات زیادی برای نجات زنان روبه‌رو هستند. مردها با دست خالی تلاش می‌کنند آوار را کنار بزنند و زن و فرزندان خودشان را از زیر خروارها خاک، گل و چوب بیرون بیاورند. تعداد امدادگر بسیار کم است. باران هم می‌آید. پس‌لرزه‌ها خاک را روی خاک و سنگ را روی سنگ می‌‌خواباند. (در زمان تنظیم این گزارش، زمین‌لرزه دیگری به بزرگی ۶.۲ ریشتر جنوب‌شرقی افغانستان را لرزاند) انگار همه باید زیر آوار دفن شوند. موضوع اصلاً رسیدگی پزشکی نیست، موضوع این است که فقط آدم‌های زنده را بتوان از زیر آوار بیرون آورد.»
این جمله‌ها را بدون انقطاع و پشت هم، «امرالله» می‌گوید. گرچه گفته‌های او در میان قطع و وصل مکرر تلفن همراه، ناشی از ویرانی زیرساخت‌ها، به‌درستی شنیده نمی‌شود. امرالله پزشکی اهل هرات است که خودش را به آسیب‌دیدگان رسانده: «تعداد کشتگان، زخمیان، بی‌جاشدگان و آوارگان، بسیار بیشتر از اعداد اعلامی است. این آمار تا ماه‌ها تکمیل نمی‌شود؛ چراکه بعید است تا ماه‌ها عملیات آواربرداری تمام شود. همین حالا هر آدمی خودش می‌داند که چه تعداد از اعضای خانواده‌اش زیر آوار مانده‌اند. اما الان موضوع مهم‌تر، زندگان هستند. نه آب و غذا به میزان کافی توزیع شده است و نه چادر و سرپناه. اقلام بهداشتی و دارویی بسیار کم است و به‌خاطر ماندن اجساد آن‌هم با وجود بارندگی، احتمال شیوع بیماری‌های واگیر بسیار زیاد است. حکومت در افغانستان از پس مدیریت این شرایط بر نخواهد آمد.»

نیاز به کمک داریم
«احمدشاه فطرت»، مدیرمسئول تلویزیون «دنیای نو» و رئیس بیمارستان «افغان مکس»، نیز تا حدود زیادی گفته‌های امرالله را تأیید می‌کند: «بیشتر مسیرهای دسترسی به روستاهای زلزله‌زده مسدود شده است. سنگ‌های بزرگ از کوه بر مسیرها افتاده و راه‌ها را بسته است. هلی‌کوپتر هم به منطقه نمی‌رود. مردمی که نجات پیدا کرده‌اند، خیمه (چادر) ندارند و در هوای آزاد می‌مانند. شرایط بهداشتی فراهم نیست و مردم بیش از هر چیزی به آب، غذا و خیمه نیاز دارند. امداد و نجات به‌آرامی انجام می‌شود. مسیرها صعب‌العبور بود و حالا امکان تردد ندارد. زلزله شب گذشته (پنجشنبه) شرایط را بدتر کرده است. بیشتر کسانی که توانستند، خودشان را به شهرهای «کنار» یا «یارآباد» رسانده‌اند. واقعاً نیاز به کمک‌های بین‌المللی داریم.»
احمدشاه می‌گوید: «کمک‌های زیادی به ما نرسیده است. از ایران انتظار کمک داریم. روز اول سفیر ایران در کابل برای زلزله‌زدگان غذا تأمین کرد. اما کمک‌های بیشتری لازم است. امدادگرانی که توانستند خودشان را به منطقه برسانند، بیشتر مرد هستند. کمبود نیرو در زنان زیاد است. اما حتی تعداد پزشکان مرد هم کافی نیست و کم است. مردم واقعاً نیاز به کمک دارند. در برخی از مناطق بارندگی شروع شده است. دمای هوا حدود ۱۸ تا ۲۰ درجه است و مردم در این شرایط سرپناهی ندارند.»

هوش مصنوعی به‌جای امداد
با وجود این گفته‌ها اخباری که طالبان منتشر می‌کند، نشان از امدادرسانی با ادوات و تجهیزات به‌ویژه استفاده از بالگردهای مجهز دارد. موضوعی که «محمد آغا زکی» فعال اجتماعی اهل افغانستان، آن را رد می‌کند و می‌گوید تصاویر منتشرشده از سوی رسانه‌های طالبان، ساختگی است. محمد می‌گوید: «مرگ مردم برای طالبان مهم نیست. آمار رسمی خود طالبان می‌گوید بیش از دو هزار نفر، مشتمل بر زنان و کودکان کشته شده‌اند، اما می‌دانیم که آمار حقیقی چند برابر این است. هزار خانه و مزرعه تخریب شده است.»
او ادامه می‌دهد: «سران طالبان به‌جای کمک به مردم و اعلام عزای عمومی، روز سه‌شنبه یعنی فقط دو روز بعد از فاجعه، به «دشت لیلی» رفتند و از مرقد کشته‌شده‌های انتحاری خود در سفر رسمی بازدید و نکوداشت کردند. در فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی نیز عکس‌های جعلی ساختگی کمک‌های فوری به‌واسطه هوش مصنوعی منتشر کردند که مثل همیشه جعل و کذب محض است.»
محمد از وضعیت زنان و کودکان در این زلزله نیز می‌گوید: «یکی از دلایل بالا رفتن آمار مرگ زنان و کودکان هم نبود پرستار و طبیب زنان است که عرفاً مردان اجازه انتقال و پرستاری آنان را در مناطق ندارند. بخش زیادی از کشته‌شدگان زنان و کودکانی هستند که پس از زلزله زیر‌ آوار خانه‌ها گیر افتاده و جان سپرده‌اند و حالا کسی حتی جنازه آنان را بیرون نمی‌کشد. ولایاتی که زلزله به آنان آسیب زد، هنوز ساختار دهقانی و کاملاً روستایی دارند. خانه‌ها چون در دل تپه‌ها و کوه‌ها به‌صورت کاهگلی و غیراستاندارد ساخته شده است، میزان شکنندگی و تخریب بالایی در برابر بلایای طبیعی دارد. اما همه اینها به کنار، مسئله نبود مکانیزم‌ها و اراده معطوف به نجات مردم است.»

انتقال به سردخانه ممکن نیست
تلاش برای گفت‌وگو با مردمی که مستقیماً در این فاجعه خسارت‌های مالی و جانی دیده‌اند، بی‌فایده بود. «صالحه» یکی دیگر از فعالان افغانستانی که پیش از زمامداری طالبان (مرداد ۱۴۰۰) بر این کشور، به‌عنوان خبرنگار فعالیت می‌کرد، برای حفظ شرایط امنیتی از طریق اینترنت با ما گفت‌وگو می‌کند و تأکید می‌کند: «بسیاری از مردم می‌ترسند در مورد شرایط پیش‌آمده با رسانه‌های غیر، به‌ویژه خارج از افغانستان صحبت کنند، چون برایشان عواقب دارد. علاوه‌براین، مردم حالا خودشان دست‌به‌کار بیرون‌کشیدن جنازه‌ها و زنده‌ماندگان احتمالی هستند. علاوه‌بر همه مشکلات نبود آب و غذا، ‌شرایط بسیار سخت عصبی و روحی بر مردم حاکم است. بعضی از مردم تمام اعضای خانواده، همسر و فرزندان خود را از دست داده‌اند و هنوز حتی به جنازه‌ای نرسیده‌اند. احتمالاً پس از ماه‌ها تعداد قابل‌توجهی از زنان در آمار مفقودی‌ها قرار دارند؛ چون جنازه‌ها از بین می‌رود و مردها، منهای اعضای خانواده محرم، اقدامی برای بیرون کشیدن زنان نمی‌کنند. نقل و انتقال جنازه‌های بیرون‌آمده و تدفین آنها در اسرع‌وقت، یا انتقال آنان به سردخانه‌های بیمارستان‌ها امکان‌پذیر نیست. شرایط بسیار پیچیده‌تر از آن است که فکر کنید.»

سرما در راه بی‌خانمان‌ها
پیامدهای زلزله افغانستان در رسانه‌های رسمی طالبان با آنچه مردم عادی و سازمان‌های بین‌المللی می‌گویند، متفاوت است. هزاران خانواده بی‌خانمان شده‌اند و روستاهای زیادی کاملاً ویران شده‌اند. روستاهایی که روزی شبیه به ماسوله ایران بودند، حالا تلی از خاک و گل و آوار هستند که هزار نفر را در خود پنهان کرده‌اند. کودکان و زنان، که اغلب در جوامع روستایی افغانستان آسیب‌پذیرتر هستند، بیشترین ضربه را خورده‌اند. گزارش‌های سازمان‌های بین‌المللی هم تأیید می‌کند بسیاری از بازماندگان با کمبود غذا، آب و سرپناه روبه‌رو هستند. پاییز نزدیک است. هوا در مناطق زلزله‌زده رو به سرما رفته است و این سرما برای‌ آدم‌هایی که حتی چادری به‌عنوان سرپناه ندارند، شرایط را وخیم‌تر می‌کند. مقامات طالبان گزارش داده‌اند هلیکوپترها برای دسترسی به مناطق صعب‌العبور به‌ کار گرفته شده‌اند، اما کمبود تجهیزات و منابع مالی، روند امدادرسانی را کند کرده است. موضوعی که فعالان اجتماعی آن را ساختگی عنوان می‌کنند.
سازمان‌های بشردوستانه مانند سازمان ملل و صلیب سرخ هشدار داده‌اند بدون کمک فوری، خطر شیوع بیماری‌ها و سوءتغذیه افزایش خواهد یافت.
براساس آخرین آمار رسمی اعلام‌شده از سوی طالبان بیش از دو هزار و ۲۰۰ نفر در این زلزله جان باخته‌اند و حدود چهار هزار نفر هم مجروح شده‌اند. آماری که فعالان اجتماعی افغانستان می‌گویند بسیار بالاتر است و حتی به‌صورت رسمی هم بالاتر خواهد رفت.
طالبان، برای نخستین‌بار به‌طور رسمی از جامعه جهانی درخواست کمک کرده‌اند. این درخواست شامل تجهیزات پزشکی، غذا و چادرهای موقت است. سازمان‌هایی مانند یونیسف و برنامه جهانی غذا در حال هماهنگی برای ارسال کمک‌ها هستند، اما دسترسی به مناطق آسیب‌دیده همچنان مشکل اصلی است. روابط پیچیده حاکمان این کشور با همسایگان هم بر کمک‌ها سایه انداخته است. طالبان هنوز نتوانسته خسارت‌های اقتصادی زلزله هرات (مهر ۱۴۰۲) را جبران کند. قربانی این جریان‌های سیاسی، مردان و زنان و کودکانی هستند که زنده یا مرده، زیر آوار مانده‌اند و حتی در آمار خسارت هم به حساب نیامده‌اند. آدم‌هایی که هنوز حتی با یک عدد هم مشخص نشده‌اند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

قطع اینترنت با کودکان چه کرد؟

مرور ابعاد ۲هزار ساعت قطعی اینترنت از نگاه فعالان حقوق کودکان

قطع اینترنت با کودکان چه کرد؟

درس و ترس

والدین، روان‌شناس‌ها و معلم‌ها؛ همه نگران دانش‌آموزانی‌اند که چندین ماه است در خانه مانده‌اند

درس و ترس

روستا زنده است  اگر بگذاریم

روستا زنده است اگر بگذاریم

خانه که رفت، تاب‌آوری فرسوده شد

جامعه‌شناسان از آسیب‌های بی‌جاشدگی ۱۶۰۰ زن سرپرست خانوار بر اثر تخریب خانه‌هایشان می‌گویند

خانه که رفت، تاب‌آوری فرسوده شد

پرسشی در انتظار پاسخ؛ مهاجرت سرمایه انسانی و چالش مسیر توسعه ایران

یادداشت روزنامه دنیای اقتصاد

پرسشی در انتظار پاسخ؛ مهاجرت سرمایه انسانی و چالش مسیر توسعه ایران

زخم‌هایی که خبر نمی‌شوند

نگاهی به وضعیت روانی جامعه در روزهای نگرانی از آغاز دوباره جنگ

زخم‌هایی که خبر نمی‌شوند

مطالبه‌گــــری کِی به نتیجه می‌رسد؟

تأکید بر نقش شهروندان در حل مسائل، در نشست «مؤسسه رحمان»

مطالبه‌گــــری کِی به نتیجه می‌رسد؟

ابهام در افزایش حق مسکن بازنشستگان تأمین اجتماعی

واکنش به اطلاعیه اخیر سازمان تأمین اجتماعی

ابهام در افزایش حق مسکن بازنشستگان تأمین اجتماعی

بازسازی یا بازتولید شکنندگی؟

بازسازی یا بازتولید شکنندگی؟

سوءتفاهم اینترنـــــــت

کارشناسان و فعالان حوزه فناوری، تصمیم مسئولان به ادامه قطع اینترنت را به چالش کشیدند

سوءتفاهم اینترنـــــــت