مرور ابعاد ۲هزار ساعت قطعی اینترنت از نگاه فعالان حقوق کودکان

قطع اینترنت با کودکان چه کرد؟

بازگشت کامل، پایدار و بدون تبعیض دسترسی به اینترنت جهانی مطالبه سیاسی نیست ضرورتی حقوقی در چارچوب حقوق کودک است





قطع اینترنت با کودکان چه کرد؟

۱ خرداد ۱۴۰۵، ۲۰:۴۶

| پیام ما | حدود ۲۰۰۰ ساعت است که دسترسی به اینترنت جهانی در ایران قطع شده است. در میان بحران‌های متعدد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، ازجمله اخبار مربوط به خشونت‌های گسترده، اعدام‌ها و جنگ، مسئله قطع اینترنت جهانی در نگاه نخست ممکن است موضوعی فنی یا موقتی به نظر برسد. اما اگر دقیق‌تر نگاه کنیم، درمی‌یابیم که اینترنت صرفاً یک ابزار ارتباطی نیست؛ بلکه به بخشی از زیرساخت زندگی روزمره، آموزش، ارتباطات، خدمات و مشارکت اجتماعی تبدیل شده است. جمعی از فعالان حقوق کودک با بررسی آثار این خاموشی طولانی می‌گویند محدودشدن اینترنت می‌تواند آثار گسترده‌تری از آنچه در ابتدا به نظر می‌رسد بر جای بگذارد؛ به‌ویژه برای کودکان که از آسیب‌پذیرترین گروه‌های اجتماعی هستند.

جمعی از فعالان حقوق کودکان متنی درباره آسیب قطعی طولانی‌مدت اینترنت بر کودکان نوشته و در اختیار «پیام ما» گذاشته‌اند. در این نوشته با اتکا به کنوانسیون حقوق کودک و با توجه ویژه به حق آموزش (ماده ۲۸)، حق دسترسی به اطلاعات و آزادی بیان (مواد ۱۳ و ۱۷)، حق مشارکت (ماده ۱۲)، حق بازی (ماده ۳۱)، حق سلامت (ماده ۲۴)، اصل عدم تبعیض (ماده ۲) و حق رشد و تکامل کودک (ماده ۶)، پیامدهای محدودیت طولانی‌مدت دسترسی به اینترنت جهانی بر زندگی و حقوق کودکان (هر فرد زیر ۱۸ سال) را بررسی شده است.

آموزش

یکی از نخستین و جدی‌ترین پیامدها، فشار بر نظام آموزش عمومی است؛ نظامی که پیش‌ازاین نیز با نابرابری‌های ساختاری، تفاوت کیفیت آموزش میان مناطق مختلف و محدودیت دسترسی به منابع به‌روز مواجه بوده است.
قطع یا محدودسازی اینترنت جهانی، این شکاف‌ها را تشدید می‌کند. دسترسی کودکان به منابع آموزشی متنوع، پلتفرم‌های یادگیری و محتوای آموزشی بین‌المللی کاهش می‌یابد. در بسیاری موارد جایگزین‌های داخلی نیز پاسخ‌گوی کیفیت و تنوع موردنیاز نیستند.

در کنار آموزش رسمی، بسیاری از کودکان از آموزش‌های مکمل و غیررسمی مانند آموزش زبان‌های خارجی، هنر، مهارت‌های زندگی، فعالیت‌های ورزشی در خانه و محتوای آموزشی مبتنی بر بازی بهره‌مند بودند. این بخش از تجربه آموزشی، در سال‌های اخیر نقش مهمی در تکمیل فرایند یادگیری کودکان ایفا کرده است.

با محدودشدن دسترسی به اینترنت جهانی، این آموزش برای بسیاری از کودکان یا به‌طورجدی محدود شده یا به شکل کامل از دسترس خارج شده است. این در حالی است که نظام آموزش عمومی نیز ظرفیت کافی برای جایگزینی این خلأ را ندارد. در نتیجه آموزش بیش‌ازپیش به منابع محدود و یک‌دست وابسته می‌شود؛ موضوعی که مستقیماً بر عدالت آموزشی اثر می‌گذارد. کودکانی که در خانواده‌ها و مناطق برخوردارتر زندگی می‌کنند همچنان امکان دسترسی به منابع جایگزین دارند، درحالی‌که کودکان طبقات کم‌برخوردار بیشترین آسیب را از این محدودیت تجربه می‌کنند

یکی دیگر از پیامدهای کمتر دیده‌شده این وضعیت، اثر آن بر شکل‌گیری سواد دیجیتال و مهارت‌های آینده کودکان است. دسترسی محدودتر به منابع متنوع، ابزارهای آموزشی تعاملی، و تجربه زیست آنلاین جهانی، می‌تواند فرصت تمرین مهارت‌های کلیدی قرن ۲۱ را کاهش دهد. این موضوع در بلندمدت به شکل‌گیری شکاف مهارتی میان گروه‌های مختلف کودکان منجر می‌شود و صرفاً یک مسئله‌آموزشی کوتاه‌مدت نیست.

لازم به ذکر است که پیامدهای این وضعیت صرفاً فردی نیست و نظام آموزشی و حرفه‌ای را نیز در بر می‌گیرد. معلمان و مربیان با محدودیت در دسترسی به منابع به‌روز، شبکه‌های حرفه‌ای و محتوای آموزشی جهانی مواجه می‌شوند. این مسئله می‌تواند بر کیفیت تدریس و پویایی نظام آموزشی اثر بگذارد و فشار مضاعفی بر نیروی انسانی آموزش وارد کند.

دسترسی به اطلاعات، آزادی بیان و مشارکت

مطابق کنوانسیون حقوق کودک، کودکان حق دارند به اطلاعات متنوع دسترسی داشته باشند، دیدگاه خود را بیان کنند و در امور مرتبط با زندگی‌شان مشارکت داشته باشند.
در شرایط محدودیت اینترنت جهانی، دامنه دسترسی کودکان به منابع اطلاعاتی گسترده کاهش می‌یابد. این مسئله نه به معنای حذف کامل اطلاعات، بلکه به معنای کاهش تنوع منابع و محدودشدن مواجهه با دیدگاه‌های متفاوت است.

در چنین شرایطی، تجربه یادگیری کودکان بیشتر در چارچوب منابع محدودتر و ازپیش‌تعیین‌شده شکل می‌گیرد. این وضعیت می‌تواند بر رشد تفکر انتقادی و توانایی ارزیابی اطلاعات اثر بگذارد و افق تجربه شناختی را محدودتر کند.
همچنین، کاهش دسترسی به فضاهای آنلاین می‌تواند میدان‌های تجربه «بیان‌شدن» و «شنیده‌شدن» کودکان را محدود کند؛ تجربه‌ای که بخشی از رشد اجتماعی و هویتی آنان را شکل می‌دهد.

ارتباطات اجتماعی و شبکه‌های حمایتی

در بستری که اینترنت هم‌زمان فرصت‌ها و ریسک‌های خود را دارد، بخش مهمی از ارتباطات کودکان با همسالان، خانواده گسترده، معلمان و شبکه‌های حمایتی آموزشی و درمانی از طریق ابزارهای آنلاین شکل می‌گیرد. اختلال در اینترنت این شبکه‌ها را دچار وقفه یا دشواری می‌کند. این وضعیت تنها به معنای قطع ارتباط نیست، بلکه به معنای کاهش دسترسی به حمایت اجتماعی، دشوارشدن هماهنگی‌های روزمره و تضعیف پیوندهای ارتباطی در زندگی روزمره کودکان است.

در کنار این، محدودشدن ارتباطات آنلاین، ظرفیت فعالان حقوق کودک، پژوهشگران و شبکه‌های مدنی را نیز برای رصد وضعیت کودکان، مستندسازی و هماهنگی برای حمایت کاهش می‌دهد فعالان حقوق کودک، پژوهشگران و شبکه‌های مدنی را نیز برای رصد وضعیت کودکان، مستندسازی و هماهنگی برای حمایت کاهش می‌دهد.

بخشی از ارتباطات ذکر شده، به پلتفرم‌های داخلی منتقل شده‌اند. جدا از مشکلات فنی مکرر، بر اساس گزارش‌ها و ارزیابی‌های موجود، برخی شاخص‌های مرتبط با حریم خصوصی و امنیت داده‌ها در تعدادی از پلتفرم‌های داخلی، از جمله در حوزه خدمات آموزشی و ارتباطی کودکان، با نگرانی‌هایی همراه بوده است. این نگرانی‌ها عمدتاً به سطح حفاظت از داده‌های شخصی کاربران و میزان شفافیت در سازوکارهای امنیتی این پلتفرم‌ها مربوط می‌شود.
در چنین شرایطی، استفاده گسترده و ناگزیر از این ابزارها می‌تواند برای کودکان، والدین و سایر افراد درگیر در فرایند آموزش، با ریسک‌هایی در حوزه حریم خصوصی و امنیت اطلاعات همراه باشد.

بازی و اوقات فراغت

بر اساس ماده ۳۱ کنوانسیون حقوق کودک، بازی و اوقات فراغت بخشی از حقوق اساسی کودک است.
در سال‌های اخیر، بخش قابل‌توجهی از تجربه بازی کودکان به فضای دیجیتال منتقل شده بود؛ از بازی‌های آنلاین تا بازی‌های آموزشی و تعاملی. محدودشدن اینترنت جهانی باعث شده بخشی از این تجربه برای کودکان از دسترس خارج شود یا تنها با هزینه‌های بالاتر قابل‌جایگزینی باشد.
در عمل، بازی نیز مانند آموزش، به یک حوزه نابرابر تبدیل می‌شود؛ جایی که کودکان خانواده‌های برخوردارتر امکان دسترسی دارند و کودکان طبقات کم‌برخوردار از آن محروم‌تر می‌شوند. این روند به شکل‌گیری نابرابری در تجربه کودکی در حوزه فراغت منجر می‌شود.
در شرایطی که برخی بازی‌های محبوب کودکان دیگر دردسترس نیستند، زمانی که پیش‌تر صرف بازی می‌شد، حالا باید با فعالیت‌های دیگری پر شود. بسیاری از خانواده‌ها و معلمان برای این زمان خالی‌شده، برنامه و جایگزینی ندارند و کودکان گاه ساعت‌ها به حال خود رها می‌شوند.

خدمات سلامت و رفاه

بسیاری از خانواده‌ها در بستر اینترنت خدمات متنوعی برای کودکان و والدین کودک دریافت می‌کردند؛ خدماتی چون پزشک آنلاین، جلسات تراپی آنلاین، جلسات روان‌پزشکی آنلاین، جلسات کاردرمانی، گفتاردرمانی، اختلالات یادگیری، مهارت‌های زندگی، مشاوره و…
در نبود اینترنت بخش عمدۀ این خدمات قطع شده‌اند و یا راه‌های معرفی‌شده گزینه‌های باکیفیت و امنی برای جایگزینی راه‌های پیشین نیستند.

سلامت روان

محدودیت یا اختلال گسترده در دسترسی به اینترنت می‌تواند بر الگوهای ارتباطی و تجربه روزمره کودکان اثر بگذارد. بخش قابل‌توجهی از تعاملات اجتماعی، فعالیت‌های آموزشی غیررسمی و ارتباط با شبکه‌های حمایتی از طریق فضای آنلاین شکل می‌گیرد و اختلال در این دسترسی می‌تواند این الگوها را دچار تغییر کند. در چنین شرایطی، برخی کودکان ممکن است با کاهش دسترسی به حمایت اجتماعی، دشواری در حفظ ارتباطات روزمره و محدودشدن فضاهای تعامل مواجه شوند. این وضعیت می‌تواند در برخی موارد به افزایش احساس فشار روانی، اضطراب، افسردگی، انزوا یا بی‌ثباتی هیجانی منجر شود.
در این میان، باید توجه داشت که اثرات این وضعیت به‌صورت یکنواخت توزیع نمی‌شود. نابرابری‌های اقتصادی و اجتماعی موجود باعث می‌شود؛ کودکان در موقعیت‌های کم‌برخوردار، در برابر پیامدهای روانی این محدودیت‌ها آسیب‌پذیرتر باشند؛ زیرا هم‌زمان با کاهش دسترسی به منابع حمایتی، با فشارهای اقتصادی و محدودیت‌های محیطی بیشتری نیز مواجه هستند. این ادراک از نابرابری، خود می‌تواند در برخی موارد به احساس محرومیت نسبی، کاهش احساس عدالت، افزایش فشار روانی یا تجربه نوعی فاصله اجتماعی منجر شود. چنین اثراتی الزاماً مستقیم و یکسان نیستند، اما در بستر رشد اجتماعی کودک می‌توانند در شکل‌گیری احساس تعلق، امنیت روانی و تصویر ذهنی از عدالت اجتماعی نقش داشته باشند.

پیامدهای اقتصادی

تهیۀ فیلترشکن، اینترنت پرو و یا تهیۀ اشتراک سایت‌های داخلی ارائه‌دهندۀ محتوایی که پیش‌تر در اینترنت جهانی به‌صورت رایگان در دسترس بودند؛ هزینه‌های مضاعفی هستند که در شرایط سخت اقتصادی بر شهروندان، تحمیل شده است.
همچنین برخی مشاغل وابسته به اینترنت با اختلال یا کاهش فعالیت مواجه شده‌اند که این موضوع در برخی موارد به کاهش درآمد یا ناامنی شغلی منجر می‌شود. در چنین شرایطی، برخی خانواده‌ها ممکن است برای جبران فشار اقتصادی به کارهای دوم یا سوم روی بیاورند یا ساعات کاری خود را افزایش دهند. این تغییرات می‌تواند به کاهش زمان مراقبت از کودک، فرسودگی روانی والدین و کاهش کیفیت تعامل در خانواده منجر شود. از سوی دیگر در شرایط فشار اقتصادی، برخی هزینه‌های مرتبط با کودک مانند آموزش مکمل، خدمات درمانی یا فعالیت‌های فرهنگی ممکن است کاهش یابد و خانواده مجبور به اولویت‌بندی نیازهای کودک خود شود.
در شرایطی که خانواده‌ها با فشارهای مالی، ناامنی شغلی یا افزایش بار مسئولیت‌های روزمره مواجه می‌شوند، ممکن است سطح تنش در محیط خانه افزایش یابد و برخی کودکان در معرض تجربه‌های ناپایدارتر در روابط خانوادگی قرار گیرند؛ تجربه‌هایی مانند افزایش خطر بروز انواع خشونت‌های خانگی، درگیری‌های کلامی، کاهش صبر و تحمل در تعاملات روزمره یا کاهش کیفیت حمایت عاطفی.

نابرابری دیجیتال

محدودیت یا اختلال در دسترسی به اینترنت جهانی در جامعه‌ای که از پیش با نابرابری‌های اقتصادی و اجتماعی مواجه است، می‌تواند به تشدید نابرابری دیجیتال منجر شود. این نابرابری صرفاً به معنای تفاوت در دسترسی به اینترنت نیست، بلکه شامل کیفیت دسترسی، تداوم اتصال و توانایی استفاده مؤثر از منابع دیجیتال نیز می‌شود. درعین‌حال، اینترنت در سال‌های اخیر تا حدی نقش تعدیل‌کننده نابرابری در برخی از حیطه‌ها ایفا کرده بود. دسترسی به منابع آموزشی، محتوای مهارتی، فرصت‌های یادگیری غیررسمی و برخی خدمات آنلاین، برای بخشی از کودکان و خانواده‌هایی که در موقعیت‌های کم‌برخوردار قرار داشتند، امکان دسترسی به فرصت‌هایی را فراهم می‌کرد که در ساختار سنتی آموزش و خدمات به‌سختی قابل‌دسترس بود. با محدودشدن دسترسی به اینترنت جهانی، این نقش جبرانی تضعیف شده و در نتیجه، دسترسی به آموزش، اطلاعات، خدمات و فرصت‌های فرهنگی بیش‌ازپیش به وضعیت اقتصادی، جغرافیایی و اجتماعی خانواده وابسته می‌گردد. این وضعیت می‌تواند به بازتولید و در برخی موارد تعمیق شکاف‌های موجود در تجربه کودکی منجر شود.
این نابرابری به طور خاص بر کودکانی که از پیش در موقعیت‌های حاشیه‌ای قرار دارند اثر شدیدتری دارد؛ از جمله برای این گروه‌ها، اینترنت در بسیاری موارد نه صرفاً ابزار آموزشی، بلکه مسیر دسترسی به آموزش، حمایت اجتماعی و خدمات تخصصی است.

در تحلیل این وضعیت باید به تقاطع نابرابری‌ها توجه کرد. به‌عنوان‌مثال، جنسیت می‌تواند یکی از این محورهای تقاطع باشد؛ در برخی زمینه‌ها، محدودشدن دسترسی به فضای آنلاین ممکن است اثرات نامتقارن بر دختران و پسران داشته باشد. برای برخی دختران، فضای آنلاین علاوه بر کارکرد آموزشی و ارتباطی، نقش یک فضای نسبتاً امن برای بیان، یادگیری و تعامل اجتماعی را نیز ایفا می‌کند. در بسیاری از زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی، دختران نوجوان نسبت به پسران نوجوان با محدودیت‌ها و انتظارات اجتماعی سخت‌گیرانه‌تری در شکل‌دهی و حفظ روابط دوستانه و شبکه‌های ارتباطی مواجه هستند. در این چارچوب، اینترنت و فضای مجازی در سال‌های اخیر تا حدی به کاهش این شکاف کمک کرده و امکان شکل‌گیری، تداوم و مدیریت روابط اجتماعی را برای آنان تسهیل کرده است. در نتیجه، محدودسازی این فضا می‌تواند این ظرفیت جبرانی را تضعیف کرده و دسترسی دختران به منابع حمایتی، شبکه‌های اجتماعی و فرصت‌های آموزشی را بیش‌ازپیش کاهش داده و شکاف‌های جنسیتی موجود را تشدید کند. این وضعیت در دوره‌ای که روابط همسالان نقش مهمی در حمایت عاطفی، یادگیری اجتماعی و مواجهه با مسائل روزمره دارد، می‌تواند پیامدهای قابل‌توجهی به همراه داشته باشد و تجربه احساس تنهایی، کاهش حمایت اجتماعی و افزایش فشار روانی را برای برخی از آنان تشدید کند.
هم‌زمان، این نابرابری‌ها در مورد گروه‌هایی که از پیش در موقعیت‌های اجتماعی حاشیه‌ای قرار دارند نیز تشدید می‌شود؛ به طور مثال کودکانی که به دلایل مختلف از ساختارهای رسمی آموزش و حمایت اجتماعی فاصله گرفته‌اند، از جمله کودکان کار و خیابان، کودکان بازمانده از تحصیل، کودکان ساکن مراکز نگهداری، کودکان در معرض آسیب‌های اجتماعی، کودکانی با هویت‌های جنسیتی غیرهم‌خوان، کودک‌همسران، کودکان مهاجر در چنین شرایطی، اینترنت برای آنان نه صرفاً یک ابزار ارتباطی، بلکه یکی از معدود مسیرهای دسترسی به فرصت‌های آموزشی و حمایتی است.

کودکان دارای نیازهای ویژه

کودکان دارای نیازهای ویژه – مانند کودکان دارای اوتیسم، ADHD، اختلالات یادگیری (مانند نارساخوانی)، ناتوانی‌های حسی (نابینایی یا ناشنوایی) و محدودیت‌های حرکتی – از جمله گروه‌هایی هستند که به طور خاص تحت‌تأثیر محدودیت دسترسی به اینترنت قرار می‌گیرند.
برای این کودکان، اینترنت در بسیاری موارد صرفاً ابزار سرگرمی یا ارتباط عمومی نیست، بلکه بخشی از «زیرساخت حمایتی روزمره» است.
برای مثال، کودکان دارای اختلالات گفتاری ممکن است از اپلیکیشن‌های گفتاردرمانی آنلاین یا ابزارهای تبدیل متن به گفتار استفاده کنند تا بتوانند ارتباط مؤثر برقرار کنند. کودکان دارای اوتیسم ممکن است از پلتفرم‌های ساختارمند و قابل‌پیش‌بینی آموزشی آنلاین برای یادگیری مهارت‌های اجتماعی یا شناختی استفاده کنند و یا کودکان دارای اختلالات یادگیری مانند نارساخوانی، ممکن است از ابزارهای تبدیل متن به صوت یا نرم‌افزارهای کمک‌خواندن برای دسترسی به محتوای آموزشی استفاده کنند.
در چنین شرایطی، محدودشدن یا قطع اینترنت جهانی می‌تواند این مسیرهای حمایتی را محدود یا در برخی موارد غیرقابل‌دسترس کند. این مسئله تنها به معنای کاهش دسترسی به آموزش نیست، بلکه می‌تواند به توقف یا اختلال در روند توان‌بخشی و یادگیری نیز منجر شود.
از سوی دیگر، برای برخی از این کودکان، فضای آنلاین نقش مهمی در کاهش موانع ارتباطی و ایجاد تعامل اجتماعی امن‌تر داشته است. به‌عنوان‌مثال، کودکانی که در تعاملات حضوری دچار اضطراب اجتماعی هستند، ممکن است در محیط‌های آنلاین ساختارمند راحت‌تر ارتباط برقرار کنند. محدودشدن این فضا می‌تواند فرصت تجربه ارتباط اجتماعی را برای آنان کاهش دهد.
در نتیجه، اثرات محدودیت اینترنت برای این گروه، صرفاً «کمبود دسترسی» نیست، بلکه به معنای کاهش کیفیت و تداوم مجموعه‌ای از حمایت‌های آموزشی، درمانی و اجتماعی است که به طور مستقیم با رشد، استقلال و کیفیت زندگی آنان مرتبط است.

بازگشت اینترنت ضرورت است

محدودسازی اینترنت جهانی که با عنوان ملاحظات امنیتی توجیه می‌شود، در عمل به وضعیتی فرسایشی تبدیل شده که پیامدهای آن صرفاً به «قطع ارتباط» محدود نیست. این وضعیت هم‌زمان بر آموزش، ارتباطات، سلامت روان، دسترسی به خدمات و فرصت‌های رشد کودکان اثر گذاشته و این اثرات به‌صورت نابرابر توزیع شده‌اند.
کودکان کم‌برخوردار و کودکان دارای نیازهای ویژه بیشترین فشار را تجربه می‌کنند و شکاف‌های موجود در دسترسی به آموزش، مهارت و فرصت‌های اجتماعی در حال تعمیق است. در چنین شرایطی، تداوم این وضعیت بدون بازنگری و بدون تضمین دسترسی پایدار و برابر، به معنای تثبیت نابرابری ساختاری در تجربه کودکی است.
براین‌اساس، فعالان حقوق کودک بازگشت کامل، پایدار و بدون تبعیض دسترسی به اینترنت جهانی را نه یک مطالبه سیاسی، بلکه یک ضرورت حقوقی در چارچوب حقوق کودک می‌دانند.

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

درس و ترس

والدین، روان‌شناس‌ها و معلم‌ها؛ همه نگران دانش‌آموزانی‌اند که چندین ماه است در خانه مانده‌اند

درس و ترس

روستا زنده است  اگر بگذاریم

روستا زنده است اگر بگذاریم

دردهای زنانه ناشی از جنگ

پساجنگ هم چون دوران جنگ، خود را برای زنان به نمایش می‌گذارد

دردهای زنانه ناشی از جنگ

خانه که رفت، تاب‌آوری فرسوده شد

جامعه‌شناسان از آسیب‌های بی‌جاشدگی ۱۶۰۰ زن سرپرست خانوار بر اثر تخریب خانه‌هایشان می‌گویند

خانه که رفت، تاب‌آوری فرسوده شد

پرسشی در انتظار پاسخ؛ مهاجرت سرمایه انسانی و چالش مسیر توسعه ایران

یادداشت روزنامه دنیای اقتصاد

پرسشی در انتظار پاسخ؛ مهاجرت سرمایه انسانی و چالش مسیر توسعه ایران

زخم‌هایی که خبر نمی‌شوند

نگاهی به وضعیت روانی جامعه در روزهای نگرانی از آغاز دوباره جنگ

زخم‌هایی که خبر نمی‌شوند

مطالبه‌گــــری کِی به نتیجه می‌رسد؟

تأکید بر نقش شهروندان در حل مسائل، در نشست «مؤسسه رحمان»

مطالبه‌گــــری کِی به نتیجه می‌رسد؟

کرمان‌پور روایت کرد: وضعیت سلامتی رهبر انقلاب در روز نهم اسفند؛ «اتفاق خاصی رخ نداده بود»

اظهارات مدیر مرکز روابط عمومی وزارت بهداشت در گردهمایی «راویان ایران»

کرمان‌پور روایت کرد: وضعیت سلامتی رهبر انقلاب در روز نهم اسفند؛ «اتفاق خاصی رخ نداده بود»

ابهام در افزایش حق مسکن بازنشستگان تأمین اجتماعی

واکنش به اطلاعیه اخیر سازمان تأمین اجتماعی

ابهام در افزایش حق مسکن بازنشستگان تأمین اجتماعی

بازسازی یا بازتولید شکنندگی؟

بازسازی یا بازتولید شکنندگی؟