مفهوم «سارودایا» که در ادبیات گاندی به خوشبختی و بهروزی همگانی ترجمه شده، اصطلاحی است که در اقتصاد سیاسی کاربرد دارد؛
سارودایا؛ از تغییر نگرشها و کنشها تا تحول سیاستها
۲۸ آبان ۱۴۰۱، ۸:۴۵
مفهوم «سارودایا» که در ادبیات گاندی به خوشبختی و بهروزی همگانی ترجمه شده، اصطلاحی است که در اقتصاد سیاسی کاربرد دارد؛ مفهومی که مشخصاً به نافرمانی مدنی تا تحقق خواستههای موردنظر معترضان ارجاع میدهد. اینجا فرض بر این است که این مفهوم، پایه و بنیان تحلیل و فهم جنبش اخیر قرار گیرد اما در عین حال بنا بر این است که از این مفهوم، برداشتی فرهنگی در حوزه ادبیات گفتمانی روزمره بهدست داده و همچنین از آن در امر شنیدن و واکاوی گفتهها استفاده کرد. استفاده نامناسب از واژگان، لوث کردن مفاهیم و اصطلاحات تخصصی و بعضا وارونهسازی معنای آنها، روشی است که طی سالیان متمادی در ادبیات گفتمانی توسط تئوریپردازان حکومتی رایج شده و همزمان فحاشی، توهین و تهمت نیز بهطور موازی در همین راستا بهکار گرفته میشود. میتوان فهرستی بلند از واژگانی کاربردی به دست داد که به همین شیوه دچار استحاله شده و عملاً با مفهوم اصلیشان مغایرت پیدا کردهاند. واژه «انقلابی» را در نظر بگیرید؛ اصولاً «انقلابی» به فرد یا جریانی گفته میشود که خواهان تغییر و زیر و رو شدن وضعیت موجود است. اما در حالی این روزها معترضان به خود را «انقلابی» مینامند که این سالها شاهد بودیم طیفی از نیروهای سیاسی مدعی همراهی و حمایت و هواداری از نظام نیز خود را «انقلابی» معرفی میکنند.
نقش دیگری که در تغییر فرهنگ عامه بهکار بسته شد، لوث کردن مفاهیم و لودگی در کاربست جملات است. در این رابطه میتوان به سخنرانیها و نوشتههای اصحاب سایبری ارزشی اشاره کرد. علاوهبر لودگی و لوث کردن مفاهیم، همچنین جنسیتزدگی در ادبیات این طیف از نیروهای سیاسی و استفاده از الفاظ و تعابیر سخیف که اغلب به قصد تحقیر و تمسخر به کار میرود، به وفور دیده میشود؛ بهعنوان نمونه میتوان به آنچه اخیراً در روزنامه همشهری در یادداشتی در مورد اختلاطها نوشته و منتشر شد، اشاره کرد. به نظر نگارنده آنچه در این سالها بیش از هر چیز آسیب دیده، «اخلاق» است. اخلاق از پایههای اصلی حفظ یک جامعه و اعتلای آن است و باید اذعان کرد که در این سالها کنار انواع رذایل اخلاقی که در حوزههای اقتصادی مانند اختلاس رخ میدهد، رذایل فرهنگی هم گسترش پیدا کرده است. احتمالاً این جمله و موضع را شنیدهایم که «وقتی حاکمان میخورند، چرا ما نخوریم!»؛ نوعی عادیسازی و توجیه امر غیراخلاقی و حتی تبلیغ و ترویج آن که میتواند از مصادیق همین تضعیف و آسیب دیدن اخلاقیات باشد.
در حوزه فرهنگی شرایط به گونهای است که ترمیم این دست آسیبها شاید سختتر باشد. از دروغ و خلافگویی که نقل محافل و سکه رایج این گفتمان شده تا بیاعتمادی و نبود همدلی و… را نیز میتوان بخشی از نتایج این وضعیت دانست.
آنچه در این نوشته، مدنظر است، نگاهی است به تاثیر ادبیات گفتوگوی روزمره و استفاده از آن در زندگی هر روزه شهروندان است. میشود انواع جوکهایی را که در تمسخر قومیتها ساخته میشد، به خاطر آورد و در عین حال میتوان به ادبیات جنسیتزده همچون آنچه در مورد رانندگی زنان بهکار میرود، اشاره کرد. این در حالی است که به نظر میرسد جامعه نسبتبه هر دو مورد بالا دست به نوعی خود اصلاحی زده و در سایه این خوداصلاحی، شاهدیم این آسیبها و مصادیقشان بهطور محسوس کاهش یافته است.
اما استفاده از مفهوم «سارودایا» و کاربست آن در این نوشتار را میتوان در دو مورد بررسی کرد. از آنجا که این مفهوم نافرمانی مدنی را میرساند، کنشگران مدنی با شناخت گفتمانی که متاسفانه ترویج داده شده، میتوانند با نافرمانی و در مسیر خلاف آن گام برداشته و عمل کنند. حال آنکه کوچکترین سخن یا انتقادی در شبکههای اجتماعی با واکنش تند و حتی فحاشی مواجهه میشود؛ نگاه کنید به برخورد طیف موسوم به ارزشی سایبری در فضای مجازی، بستن میکروفون نماینده چابهار، ادبیات کیهانیان و مواردی چون اینها. حال برگردیم به ادبیات طیف مقابل یا همان کسانی که با این گروه زاویه دارند. چقدر سعی میشود که سخن دیگران را شنید و متنها را خواند و با احترام پاسخ گفت. چقدر از همین نوع ادبیات ارزشی در کلام و گفتمان معترضان و منتقدان جریان حاکم نفوذ کرده، در حالی که حتی خود مفهوم «ارزشی» هم لوث شده و حتی به مفهومی ضد ارزش تبدیل شده است. چقدر عادت کردهایم بهجای سرسری خواندن مطالب به عمق و محتوای آن توجه کنیم. بهواقع چقدر تلاش شده بجای واگرایی، به سمت همگرایی گام برداشت؛ بجای تخریب، نقد کرد و بجای تمسخر، با احترام برخورد کرد! اما نکته مهمی که نمیتوان نادیده گرفت، این است که جامعه چطور بدون اشاره به سارودایا و حتی شاید بیاطلاع از آن و معنایی که همراه دارد، در حال تمرین آن است. نگاه کنید به تحریم صداوسیما در جنبش سبز یا تحریم یک شرکت عظیم لبنیاتی در جنبش اخیر یا کنار گذاشتن روسری و نخواندن سرود ملی ازسوی ورزشکاران ملیپوش که همگی را میتوان از مصادیق و نمونههای اعمال سارودایا دانست و همزمان، پدیدهای چون «عمامهپرانی» را نیز باید مقابل آن قرار داد. فراموش نکنیم که هر نوع تغییری در سیاستها، تا زمانی که به تغییر نگرشها و کنشهای فردی و بینا فردی منجر نشود، راه به جایی نخواهد برد و تنها میتواند تجربه یکصد ساله اخیر را بار دیگر تکرار کند.
نظر کاربران
دیدگاهتان را بنویسید
مطالب مرتبط
دخالتهای پرورشی عامل تعیینکننده سرنوشت جنگلها
از گاوآهن فولادی تا کشاورزی دقیق
خاک که زنده بماند
صنایعدستی میتواند زمین را نجات دهد
مردم از چه چیزی میترسند؟ جنگ یا آینده؟
پوستاندازی مد پایدار زیر فشار
بررسی آییننامه تازه دولت برای عبور تجدیدپذیرها از هزارتوی اداری
ریسک سرمایهگذاری کم نشد
پارک پردیســـــــــان را دریابیم
پرفروشهای نمایشگاه کتاب تهران چه تصویری از جامعه ایران به دست میدهند؟
فهرست پرفروشها سند اجتماعی میشود
کلکِ خیـــــــالانگیز
وب گردی
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه بیشتر
بیشترین نظر کاربران
تیم ملی ما یا آنها؟
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




غلامعلی کشانی
با سلام و درودها
از مطرح کردن این بحث سپاسگزارم.
امیدوارم همین زمستان جاری کتاب دو جلدی سارودایا -که چند سال پیش ترجمه شده- بتواند در ویترینِ کتابفروشیهای معتبر قرار بگیرد.
با احترام.