صنایع‌دستی می‌تواند زمین را نجات دهد





صنایع‌دستی  می‌تواند زمین  را نجات دهد

۶ تیر ۱۴۰۵، ۰:۲۷

سال‌هاست که درباره بحران اقلیم صحبت می‌شود؛ درباره افزایش دمای زمین، خشکسالی‌های گسترده، آتش‌سوزی‌های افسارگسیخته، فرسایش خاک، کاهش تنوع زیستی و انباشت روزافزون پسماندهایی که طبیعت دیگر توان جذب آن‌ها را ندارد. اما واقعیت این است که بحران اقلیم دیگر یک مسئله محیط‌زیستی صرف نیست، بلکه این پدیده به مسئله‌ای اجتماعی، اقتصادی و حتی فرهنگی تبدیل شده است. به همین دلیل در سال‌های اخیر مفهوم «عدالت اقلیمی» در ادبیات توسعه جایگاهی ویژه‌ پیدا کرده است؛ مفهومی که به ما یادآوری می‌کند هزینه‌های تخریب محیط زیست و پیامدهای ناشی از تغییرات اقلیمی به شکل برابر میان جوامع توزیع نمی‌شود و راه‌حل‌های آن نیز فقط فنی و فناورانه نیستند. در چنین فضایی، یک پرسش مهم پیش روی سیاست‌گذاران کشور ما قرار دارد: آیا می‌توان بدون توجه به ظرفیت‌های صنایع فرهنگی و دانش بومی، به توسعه‌ای سازگار با اقلیم دست یافت؟

پاسخ این پرسش احتمالاً منفی است و یکی از مهم‌ترین دلایل آن هم، جایگاه مغفول‌مانده صنایع فرهنگی مانند صنایع دستی در معادلات توسعه پایدار ایران است. در کشور ما، صنایع دستی هنوز عمدتاً در چارچوب میراث فرهنگی، سوغات یا فعالیتی هنری تعریف می‌شود. گویی با حوزه‌ای روبه‌رو هستیم که تنها وظیفه آن، حفظ بخشی از میراث گذشته است. این در حالی است که در بسیاری از کشورها، صنایع دستی به‌تدریج به‌عنوان یکی از ابزارهای تحقق اقتصاد سبز، اقتصاد دوری، عدالت اقلیمی و توسعه پایدار مورد توجه قرار گرفته است.

شاید در نگاه نخست، پیوند میان صنایع دستی و عدالت اقلیمی چندان واضح نباشد؛ اما کافی است ماهیت این فعالیت‌ها را با الگوهای رایج تولید صنعتی مقایسه کنیم. بخش بزرگی از اقتصاد جهانی امروز بر مصرف گسترده انرژی، استخراج بی‌وقفه منابع، حمل‌ونقل طولانی‌مدت کالاها و تولید انبوه استوار است؛ الگویی که سهم قابل توجهی در انتشار گازهای گلخانه‌ای و تخریب زیست‌بوم‌های طبیعی دارد. در مقابل، بسیاری از رشته‌های صنایع دستی بر مواد اولیه محلی، زنجیره‌های تأمین کوتاه، تولید محدود و مصرف اندک انرژی تکیه دارند. به عبارت دیگر، بسیاری از هنرهای سنتی ما پیش از آنکه مفاهیمی مانند اقتصاد سبز یا توسعه پایدار وارد ادبیات رسمی دنیا شوند، در عمل بر همین اصول استوار بوده‌اند و بر مبنای پایداری و تاب‌آوری جوامع محلی و حفاظت از منابع طبیعی فعالیت کرده‌اند. سفالگری‌های روستایی، دست‌بافته‌های مختلف، رنگرزی‌های طبیعی، حصیربافی‌ها و ده‌ها رشته دیگر، نمونه‌هایی از تولید سازگار با محیط زیست هستند که بدون مصرف گسترده سوخت‌های فسیلی و بدون برجای گذاشتن ردپای سنگین کربنی یا پسماندهای مخرب محیط زیست خلق می‌شوند.

همچنین باید توجه داشته باشیم که عدالت اقلیمی در اصل درباره انسان‌هاست؛ اینکه چه کسانی بیشترین آسیب را از بحران‌های محیط‌زیستی می‌بینند و چه کسانی از فرصت‌های گذار سبز بهره‌مند می‌شوند. از این منظر، صنایع دستی یکی از معدود بخش‌هایی است که می‌تواند هم‌زمان اهداف محیط‌زیستی و اهداف عدالت اجتماعی را دنبال کند. بخش زیادی از تولیدکنندگان صنایع دستی در مناطق روستایی، مرزی و کمتر برخوردار زندگی می‌کنند؛ مناطقی که اتفاقاً بیش از دیگر مناطق در معرض پیامدهای تغییرات اقلیمی قرار دارند. خشکسالی، کاهش منابع آب، افت بهره‌وری کشاورزی و مهاجرت‌های اجباری، بسیاری از این جوامع را با چالش‌های جدی مواجه کرده است. در چنین شرایطی، صنایع دستی می‌تواند به‌عنوان یک منبع درآمد مکمل، ابزاری برای تنوع‌بخشی به معیشت و عاملی برای افزایش تاب‌آوری اقتصادی جوامع محلی عمل کند.

از سوی دیگر، صنایع دستی حامل نوعی تجربه زیسته و دانش انباشته زیست‌محیطی نیز هست. بسیاری از این مهارت‌ها حاصل قرن‌ها تعامل انسان با طبیعت و شناخت ظرفیت‌ها و محدودیت‌های زیست‌بوم‌های محلی‌ هستند. انتخاب مواد اولیه، شیوه بهره‌برداری از منابع، روش‌های رنگرزی، الگوهای مصرف آب و حتی طراحی محصولات، اغلب بر پایه دانشی شکل گرفته که امروزه می‌توان آن را به‌صراحت بخشی از حافظه اکولوژیک جوامع دانست. بر همین اساس، امروزه در بسیاری از اسناد بین‌المللی و کنوانسیون‌های مرتبط با اقلیم و حفاظت از میراث طبیعی و فرهنگی، از دانش بومی و میراث ناملموس فرهنگی به‌عنوان یکی از ابزارهای سازگاری با تغییرات اقلیمی یاد می‌شود.

با این حال، در ایران هنوز به‌ندرت صنایع دستی، به‌عنوان تجلی دانش بومی و میراث ناملموس فرهنگی، از این منظر مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. این مشکل ناشی از آن است که شوربختانه سیاست‌گذاری صنایع دستی در کشور ما همچنان در چارچوبی فرهنگیِ محض و نمایش‌محور باقی مانده است. ما هنوز حمایت از صنایع دستی را بیشتر در قالب نمایشگاه‌ها، بازارچه‌ها و جشنواره‌ها می‌بینیم تا اینکه این حمایت را در قالب راهبردی برای توسعه پایدار این هنرـصنعت کهن در نظر بگیریم. به همین دلیل، پیوند میان صنایع دستی و سیاست‌های محیط‌زیستی، اقتصاد سبز یا برنامه‌های سازگاری با تغییرات اقلیمی تقریباً وجود ندارد. این کاستی زمانی برجسته‌تر می‌شود که بدانیم بسیاری از کشورها در حال سرمایه‌گذاری روی اقتصادهای محلی، زنجیره‌های کوتاه تأمین، محصولات پایدار و کالاهای کم‌کربن هستند؛ یعنی همان حوزه‌هایی که صنایع دستی ایران در آن‌ها مزیت نسبی قابل توجهی دارد. با این حال، ما همچنان ارزش این بخش را عمدتاً در صادرات و فروش، تعداد مجوزها و تولیدکنندگان یا جنبه‌های هویتی آن می‌بینیم و کمتر به کارکردهای زیست‌محیطی و اجتماعی آن توجه داریم.

به نظر می‌رسد وقت آن رسیده است که ما هم مانند دیگر کشورهای توسعه‌یافته، پرسش‌ها و مسائل اصلی خود را تغییر دهیم. مسئله امروز ما تنها این نیست که چگونه از صنایع دستی حفاظت کنیم؛ مسئله این است که چگونه می‌توان از ظرفیت صنایع دستی برای حفاظت از آینده استفاده کرد. در جهانی که به سوی اقتصاد سبز، مصرف مسئولانه و توسعه تاب‌آور حرکت می‌کند، صنایع دستی دیگر تنها یادگار گذشته نیستند؛ آن‌ها می‌توانند بخشی از زیرساخت آینده باشند. آینده‌ای که در آن فرهنگ، محیط زیست و اقتصاد سه حوزه جداگانه نیستند، بلکه اضلاع یک مثلث واحد برای بقا و توسعه جوامع انسانی‌ هستند. اگر عدالت اقلیمی را تلاشی برای ساختن جهانی عادلانه‌تر و پایدارتر بدانیم، باید بپذیریم که صنایع دستی یکی از ابزارهای تحقق همین عدالت است؛ ابزاری که سال‌ها در برابر چشمان ما بوده، اما شوربختانه کمتر آن را دیده‌ایم.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

شهــرکُــشــــــی |پیام ما

شهــرکُــشــــــی |پیام ما