«احمد اکبرپور» در گفتوگو با «پیام ما» از ادبیات کودک و ضرورت توجه به آثار تألیفی میگوید
حقیقت جهان را نباید از کودک پنهان کرد
۱۶ تیر ۱۴۰۵، ۲۱:۱۳
ادبیات کودکونوجوان، برخلاف تصور رایج، تنها مجموعهای از داستانهای سرگرمکننده برای گروههای سنی پایین نیست؛ این حوزه بستری برای پرورش تخیل، شکلگیری نگاه انتقادی و تجربه جهان از زاویهای متفاوت است. در ادبیات کودک ایران، «احمد اکبرپور» یکی از نویسندگانی است که با ترکیب خیال، طنز و موضوعات اجتماعی، تلاش کرده است جهان کودکان را جدی بگیرد. او نویسنده آثاری چون «قطار آن شب» و «امپراتور کلمات» است؛ آثاری که جوایز متعددی برای او به همراه داشته و به زبانهای مختلف ترجمه شدهاند. اکبرپور در این گفتوگو از تجربه خود در نوشتن برای کودکان، نسبت ادبیات و آموزش، جایگاه طنز و چالشهای امروز کتاب کودک سخن میگوید.
شما ورود جدی به ادبیات را از شعر شروع کردید، سپس به داستاننویسی رسیدید و حتی مدتی هم داستان بزرگسال نوشتید. چه شد که ادبیات کودکونوجوان به مسیر اصلی شما تبدیل شد؟ چه نقطهای را میتوان لحظه تغییر مسیر شما دانست؟
بله، اولین کتابم مجموعه شعری بود به نام «مردمان عصر پنجشنبه». بعد از آن داستان بزرگسال نوشتم و سپس به سمت ادبیات کودک آمدم؛ اما واقعاً برنامهریزی و حسابوکتاب دقیقی در کار نبود و بیشتر از سر اتفاق و تصادف شکل گرفت. من رشته روانشناسی خواندهام. آنجا برای انجام یکسری پژوهشهای مرتبط با کودک، باید به شورای کتاب کودک میرفتم و همانجا مسیرم تغییر کرد. اینکه چرا این مسیر را ادامه دادم، دیگر تصمیم شخصی خودم بود. دیدم در شعر و داستان بزرگسال اتفاق خاصی رقم نمیخورد؛ دستکم درباره کارهایی که انجام داده بودم، چه از نظر خودم و چه از نگاه منتقدان. با نخستین کتابهای کودکم، مانند «قطار آن شب» و «امپراتور کلمات»، هم جایزه شورای کتاب کودک را گرفتم و هم جایزه کتاب سال را. این کتابها به چندین زبان ترجمه شدند. طبیعی است که این اتفاقها بر من تأثیر گذاشت و باعث شد این مسیر را ادامه بدهم. قطعاً بازخوردها و واکنشهای بیرونی هم در تصمیمگیری آدمها مهم هستند. البته هر چند سال یکبار هوس میکنم داستان بزرگسال هم بنویسم و کتابی منتشر کنم؛ مانند «حرف بزن حیوان» و «کشکول تحت ویندوز». اما ادبیات کودک، کار اصلی و اساسی من شده است.
در آثار شما مفاهیمی مانند آزادی، تنهایی، صلح و گاهی مواجهه با جنگ از زاویه نگاه کودکانه دیده میشود. این دغدغهها از کجا میآیند و چرا فکر میکنید کودک میتواند بهترین مخاطب برای بیان آنها باشد؟
خیلی از این مفاهیم را من پیدا نمیکنم؛ بلکه آنها من را پیدا میکنند. یعنی اصلاً اینطور نیست که آگاهانه بخواهم، مثلاً درباره جنگ یا صلح بنویسم. در اغلب موارد چنین اتفاقی نمیافتد. بعد که کتابی شکل میگیرد، این مفاهیم از دل اثر بیرون میآیند.
«رابرت مککی» در کتاب «داستان» میگوید اگر از قبل بخواهید پیامی را مشخص کنید؛ مثلاً اینکه «جنگ بد است» و بعد برای آن داستان بنویسید، نتیجه شعاری میشود. برای من هم به همین شکل است. مثلاً جنگ ذهنم را مشغول میکند و از دل آن یک داستان شکل میگیرد.
به هر حال، من نزدیک به هفتاد کتاب دارم که کمتر از ۱۰ کتاب از آنها درباره این موضوعات است. اساس کار من این مفاهیم نیستند. اینها فقط موضوعاتی بودهاند که ذهنم را درگیر کردهاند و دربارهشان نوشتهام.
شاید بیشتر مخاطبان بزرگسال، آثاری را که به این موضوعات پرداختهاند، برجسته کردهاند. برای خود من، این آثار تفاوتی با دیگر کتابهایم ندارند. حتی تعداد کتابهای طنزم از این آثار بیشتر است؛ اما در ایران به نظر میرسد منتقدان، آثار طنز را چندان جزو کارنامه جدی نویسنده به حساب نمیآورند و بیشتر آثاری را برجسته میکنند که پیام مشخصی داشته باشند. در حالی که برای خودم چنین تفکیکی وجود ندارد.
کتابهایی مانند «شببهخیر فرمانده»، «خداحافظ ماه» و «اگر من خلبان بودم» که به موضوعاتی مانند جنگ پرداختهاند، همانقدر برایم اهمیت دارند که کتاب طنزی مانند «واژههای نفهم» یا «جز من به هیچ خری فکر نکن». البته منتقدان نگاه خودشان را دارند که برای من محترم است.
نزدیک به ۵۰ تا ۶۰ پایاننامه و رساله کارشناسیارشد و دکتری درباره آثار من نوشته شده است. با این حال، نزدیک به ۹۰ درصد کتابهایی که در این پژوهشها بررسی شدهاند، آثار غیرطنز من بودهاند. انگار فضای دانشگاهی هم طنز را چندان به رسمیت نمیشناسد. حتی روزنامهنگاران هم اغلب وقتی با من مصاحبه میکنند، بعد از اینکه درباره طنز صحبت میکنم، میپرسند: «کار جدی چه دارید؟» میخواهم بگویم عمده کارهای من درباره جنگ، صلح و این مفاهیم نیست. اینها فقط بخشی از کتابهایم هستند و همانقدر دوستشان دارم که دیگر آثارم.
وقتی برای کودک درباره جنگ یا تنهایی مینویسید، مرز سادهسازی و حقیقت را چگونه تنظیم میکنید؟
این موضوع برای من بحث جالبی است. من اساساً معتقدم با توجه به دایره واژگان، میزان اطلاعات و تجربهای که کودکان از جامعه دارند، لازم نیست به آنها دروغ بگوییم. میشود حقیقت را به زبان خودشان برایشان گفت.
مثلاً امروز در خانه همه تلویزیون هست و شبانهروز درباره جنگ غزه و اسرائیل یا جنگ خودمان با آمریکا صحبت میکند. ما فکر میکنیم بچهها این مسائل را نمیبینند، در حالی که میبینند. از طرف دیگر، اینهمه فیلم خشن و ترسناک در دسترس کودکان قرار دارد. جامعه نسبت به این موارد حساسیت کمتری نشان میدهد تا یک کتاب که نهایتاً پنج تا ۱۰ هزار مخاطب دارد.
بنابراین، مسئله امروز این نیست که چیزی را از کودک پنهان کنیم یا نه؛ دیگر تقریباً چیزی از کودک پنهان نیست. مسئله این است که این واقعیتها را چگونه برای کودکونوجوان روایت کنیم؛ با واژههای مناسب، با دغدغههای خودشان و همراه با ذات ادبیات که بازیگونگی و لذت ادبی است.
اگر در لایههای پنهان اثر پیامی هم وجود داشته باشد، چه بهتر؛ اما نباید ذات ادبیات را فراموش کنیم. ادبیات قرار است کودک را وارد جهان تخیل کند، به او لذت ببخشد و امکان کشف دنیاهای تازه را فراهم کند. اینها بسیار مهمتر از آن است که ادبیات بخواهد مفهومی را بهطور مستقیم آموزش دهد.
همانطور که گفتید، طنز یکی از عناصر پررنگ جهان داستانی شماست. آیا تاکنون طنز باعث شده پیام جدی داستان بهتر منتقل شود یا برعکس، آن را پنهان کند؟
طنز، پیامش را در خودش دارد. همانطور که مشخص است، نخستین پیام آن شادی است. خودِ طنز انرژیزاست و شادی و سرزندگی به همراه میآورد. انرژی تولید میکند. نکته دوم این است که طنز باعث میشود فاصله میان کوچک و بزرگ، رئیس و مرئوس یا مدیر و کارمند کمتر شود. بهمحض اینکه باب شوخی باز شود، این فاصلهها خودبهخود از بین میروند. شاید فقط در حکومتهای دیکتاتوری، مانند کره شمالی، نتوان با دیکتاتور شوخی کرد؛ جایی که اگر کسی حتی خمیازه بیجایی بکشد، ممکن است به قیمت جانش تمام شود. اما در حالت عادی، وقتی طنز وارد یک رابطه میشود، روابط صمیمانهتر میشوند؛ مثلاً در یک خانواده، رابطه پدر و پسر یا دیگر اعضای خانواده.
در طنز، بدون اینکه از قبل به آن فکر کرده باشید، نوعی دموکراسی شکل میگیرد. من هیچوقت هنگام نوشتن به دموکراسی فکر نکرده بودم. برایم جالب بود که چند سال پیش پایاننامه کارشناسیارشد حسین قربانی با عنوان «دموکراسی در آثار احمد اکبرپور» را خواندم و دیدم ناخودآگاه این مفهوم در آثارم حضور داشته است.
به نظر من، هر جا طنز نباشد، بوی دیکتاتوری میآید؛ بوی رابطه مراد و مریدی میآید. در چنین رابطههایی معمولاً طنز جایی ندارد. حتی درباره این موضوع ضربالمثل هم داریم: «یک مرید خر، بِه از یک توبره زر.» یعنی در آن رابطه، مرید برای مراد کارکرد دارد و مراد از مریدان ارتزاق میکند. اما طنز این فاصلهها را میشکند. در ذات طنز، برابری و دموکراسی وجود دارد و باعث میشود همه بتوانند حرفشان را بزنند.
مفهوم «کارناوال» که «میخائیل باختین» مطرح میکند، فضایی است که همه در آن میتوانند شوخی کنند، حرف بزنند، هر لباسی که دوست دارند بپوشند و نقشهای مختلف را تجربه کنند. به همین دلیل، طنز کارکردی فراتر از بسیاری از گونههای دیگر داستان دارد. در نتیجه، طنز با شادی آغاز میشود و میتواند به دموکراسی، گفتوگو و روابط اجتماعی سالمتر ختم شود.
در کتاب «ماه ماهی» به موضوعاتی مانند خشکسالی، محیطزیست و مهاجرت پرداختهاید. به نظر شما ادبیات کودک تا چه اندازه میتواند فراتر از آگاهیرسانی، در شکلدادن به نگرش کودکان نسبت به بحرانهای زیستمحیطی نقش داشته باشد؟
من بعدها متوجه شدم که این کتاب تا چه اندازه به مهاجرت و خشکسالی مربوط میشود. هنگام نوشتن، اصلاً به این مفاهیم فکر نمیکردم. به نظرم اگر کتابی بخواهد تأثیر گستردهای بگذارد، باید به فیلم یا انیمیشن تبدیل شود. در کشورهای دیگر هم همینطور است. اگر «هری پاتر» فقط کتاب بود، احتمالاً این اندازه تأثیر نمیگذاشت.
سالها پیش سریال «آبپریا» ساخته مرضیه برومند از تلویزیون پخش میشد. اگر کسی آشغال از ماشین به بیرون پرت میکرد، دخترم میگفت: «این کار را نکنید.» خیلی از بچهها در آن دوره، تحتتأثیر آن سریال، نسبت به محیطزیست چنین واکنشهایی نشان میدادند.
در ایران، کتاب هنوز آن گستره مخاطب را ندارد که بتواند با بیشتر کودکان ارتباط برقرار کند. در بهترین حالت، این آثار نوعی کتاب کودک روشنفکرانه محسوب میشوند؛ کتابهایی که نهایتاً دو یا سه نوبت چاپ میشوند و تیراژشان به چند هزار نسخه میرسد.
با این حال، قطعاً مهم است که این کتابها بیشتر دیده و خوانده شوند. در کشورهای دیگر، آثاری مانند «تیستوی سبزانگشتی» یا «انگشت جادویی» از «رولد دال» در زمینه محیطزیست تأثیرگذار بودهاند. امیدوارم مسئولان محیطزیست، آموزشوپرورش و دیگر نهادهای فرهنگی، در نمایشگاههایی که در سراسر کشور برگزار میکنند، آثار تألیفی و ترجمهای باکیفیت را در این حوزه عرضه کنند. این کار هم به رونق نشر کمک میکند و هم باعث میشود توجه بیشتری به مسائل محیطزیستی جلب شود.
بسیاری از آثار شما به زبانهای مختلف ترجمه شدهاند. به نظر شما راز دیدهشدن یک داستان ایرانی در بازار جهانی چیست و چگونه میتوان بدون تقلید از ادبیات غرب، حرف جهانی زد؟
ادبیات کودکونوجوان ایران در آسیا، در کنار ژاپن و کره جنوبی، جزو کشورهای موفق است. دلیلش هم این است که این کشورها خیلی زود عضو IBBY شدند. ما در سال ۱۳۴۱ عضو شدیم. ژاپن زودتر و بعدها کره و چین عضو شدند. در این بازه بیش از ۶۰ ساله، شورای کتاب کودک از این طریق توانسته است ارتباط ادبیات کودک ایران را با ادبیات جهان برقرار کند و خوشبختانه ما در این زمینه عقب نبودهایم.
همچنین تاکنون نویسندگان زیادی از ایران در جایزه «هانس کریستین اندرسن» دیده شدهاند. من خودم امسال جزو شش نفر نهایی بودم. احمدرضا احمدی و فرهاد حسنزاده در سالهای قبل جزو شش نفر نهایی این جایزه بودهاند. هوشنگ مرادی کرمانی نیز تقدیرشده این جایزه بوده و در حوزه تصویرگری، فرشید مثقالی جایزه اصلی را دریافت کرده است. آثار تعدادی از نویسندگان ایرانی به زبانهای مختلف ترجمه شدهاند و بسیاری دیگر نیز این مسیر را طی میکنند.
من هر وقت از زادبوم خودم، از خاطرات و رؤیاهای خودم نوشتهام، کارم معمولاً منحصربهفرد شده و با آثار دیگران تفاوت داشته است؛ بنابراین، اعتقاد دارم اگر در نوشتن به ذات، فرهنگ، افسانهها و دلمشغولیهای امروز خودمان پایبند باشیم، قطعاً آن کتاب ارزش ترجمهشدن خواهد داشت و در جاهای دیگر نیز دیده خواهد شد.
جایگاه «روز ادبیات کودکونوجوان» را در تقویم فرهنگی ایران چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا این مناسبت توانسته به دیدهشدن و تقویت این حوزه کمک کند یا بیشتر جنبه نمادین دارد؟
روز ملی ادبیات کودک در ایران و روز جهانی آن، قطعاً بیتأثیر نیستند. دستکم باعث میشوند، برای مثال، مدارس از نویسندگان این حوزه دعوت کنند یا نمایشگاه کتاب برگزار شود. اما میتوان به این روز و هفته بسنده نکرد و این جریان را استمرار بخشید.
تعامل نویسندگان و مدارس باید بیشتر شود؛ کاری که آموزشوپرورش کمتر انجام داده است. ورود به مدارس بسیار سخت است. گاهی حتی به امضای وزیر نیاز است تا بتوانیم برای دانشآموزان در مدارس صحبت کنیم.
نمایشگاههایی که برگزار میشوند باید کتابهای خوب عرضه کنند. اکنون بیشتر نمایشگاههایی که با تخفیف، مثلاً ۵۰ درصدی، در شهرهای مختلف برگزار میشوند، آثار بازاری دارند. این کتابها نه ترجمه دقیق و درستی دارند و نه ناشر معتبری آنها را منتشر کرده است. ناشرانی که برای انتخاب نویسنده، مترجم، ویراستار و تصویرگر وسواس دارند، در این نمایشگاهها کمتر دیده میشوند. طبیعی است که این موارد هزینههای نشر را بالا میبرد.
برای همین، بخش زیادی از کتابهایی که در چنین نمایشگاههایی عرضه میشوند، از نظر ارزشهای ادبی، هنری و خلاقیت، کیفیت پایینی دارند. بهتر است سازوکاری ایجاد شود که کتابهای خوب و باکیفیت جایگزین این آثار شوند. در حال حاضر، کتابهای بیکیفیت بخش زیادی از فضای نمایشگاهها را اشغال کردهاند. این اقدامات است که میتواند باعث رونق ادبیات کودک شود.
به نظر شما چه چیزی باید در وضعیت ادبیات کودکونوجوان در ایران تغییر کند؟
چیزی که باید در ادبیات کودک ایران تغییر کند، رویکردی است که نسبت به کتابهای تألیفی وجود دارد. امیدوارم دلیلش این نباشد، ولی به نظرم بخشی از ذهنیت نوجوانان این است که کتاب خارجی بهتر از کتاب ایرانی است. واقعیت این است که در همان کشورها نیز نهایتاً سالی چند کتاب خوب و شاخص منتشر میشود و هر کتاب خارجیای الزاماً باکیفیت نیست.
با این حال، وقتی ناشران از چندین کشور مختلف، کتابهای خوب و موفقی را انتخاب و منتشر میکنند، همان تعداد کتاب خوب نویسندگان ایرانی کمتر دیده میشوند و به چشم نمیآیند. ناشران باید به اصلاح این ذهنیت در میان مخاطبان کمک کنند؛ وگرنه تا زمانی که فقط دنبال ذهنیت موجود مخاطب باشند، شرایط تغییر نمیکند.
من با بسیاری از نوجوانان در مدارس صحبت کردهام. با افتخار میگویند: «ما اصلاً کتاب ایرانی نمیخوانیم.» اما وقتی کتابهای ایرانی را میخوانند و درباره آنها بحث و بررسی میشود، میگویند: «کتاب ایرانی هم خوب و جذاب است.»
بسیاری از کتابهای من که در سالهای اخیر پنج یا شش چاپ خوردهاند، ناشران مطرحی که با آنها کار میکنم، گفتهاند دیگر آنها را چاپ نمیکنیم؛ چون کتاب خارجی مثلاً ۲۰ چاپ میخورد. بنابراین، ناشران باید کمک کنند ادبیات تألیفی که در حال حاضر شرایط خوبی ندارد، بیش از این آسیب نبیند.
پس از گسترش فضای مجازی، بهویژه بعد از کرونا، حضور کودکان در رسانههای دیجیتال بسیار پررنگتر شده است. آیا فضای مجازی ذائقه داستانخوانی کودکان و نوجوانان را تغییر داده است؟
فضای مجازی هم تهدید است و هم فرصت. ما دنیای مجازی را مگر از کجا آوردهایم؟ مگر فیسبوک و اینستاگرام را خودمان ابداع و تولید کردهایم؟ در همان کشورهایی که این فناوریها از آنجا آمدهاند، هنوز کتاب کاغذی وجود دارد و میزان فروش کتاب بالاست. ما نباید مسئله را به گردن فضای مجازی بیندازیم. مشکل بیشتر به نوع استفاده نادرست و بیرویه ما از این فضا برمیگردد.
پدر و مادرها گاهی برای اینکه خودشان آسایش بیشتری داشته باشند، اجازه میدهند کودکونوجوان ساعتهای زیادی از روز را با گوشی بگذرانند. در چنین شرایطی، این کودک نه سلامت چشمش را حفظ میکند و نه فرصت فکرکردن و تجربهکردن دارد.
اما اگر در همین فضای مجازی کتابهای خوب معرفی شوند، کتابهای صوتی مناسب ارائه شوند یا تسهیلگران کتاب کودک دسترسی و حضور بیشتری داشته باشند، این فضا میتواند بسیار کمککننده باشد.
خود من، برای مثال، در سفر بیشتر از زمانی که در خانه هستم از کتابهای صوتی استفاده میکنم؛ بنابراین، فضای مجازی و ابزارهای جدید الزاماً چیز بدی نیستند. اما استفاده شدید برخی کودکان از این فضا حتی باعث شده است رفتار اجتماعی مناسبی نداشته باشند. مثلاً میبینید کودکی در یک مهمانی هشت ساعت با گوشی سرگرم است و تعامل اجتماعی با دوستان و اقوام را فراموش کرده است. در نتیجه، فرصت یادگیری از دیگران و تجربههای اجتماعی را از دست میدهد.
بنابراین، من با استفاده درست از فضای مجازی مخالف نیستم؛ مسئله، شیوه و میزان استفاده از آن است.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
همآوازی کلمات و قدمها
درباره «شهرنوش پارسیپور»، نویسندهای میان دوری از وطن و دلبستگی به ایران
آخریــــــــن فصل غربت
مروری بر کتاب «آذرباد» نوشته «نسیم مرعشی»
تلاقی غبارآلود ریشهها و رویاها
به بهانه انتشار ویدیوی تولد ۹۰ سالگی «یوجینیو باربا»
گروه تئاتر «اودین»، نهادسازی و اکوسیستم فرهنگی
گزارشی از سوزندوزی زنان سیستانوبلوچستان، هنری که هنوز سهم عادلانهاش را از بازار نگرفته
زنی که با سوزن، اقتصاد خانه را میدوزد
«پیام ما »از سختی مراقبت از کودکان اوتیستیک روایت می کند
بی پناه زیر بار بیماری
نگاهی بر کتاب «ردِّ پای دستها»
روایتی از زیستیک نهاد فرهنگی در دل محله
انتشار نسخهی انگلیسی کتاب «وقتی گنجشکها مضطرب میشوند»
پیوند هنر و گردشگری؛
ظرفیت مشترک صنایع دستی و میراث تاریخی برای رونق توریسم فارس
اجرای «در جستوجوی حقیقت در خاک جنوب» در موزه هنرهای معاصر تهران
وب گردی
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه بیشتر
بیشترین نظر کاربران
ظرفیت مشترک صنایع دستی و میراث تاریخی برای رونق توریسم فارس
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید