همآوازی کلمات و قدمها
۱۳ تیر ۱۴۰۵، ۲۳:۴۸
در دنیای ادبیات معاصر، نامهای کمی وجود دارند که به اندازه «هاروکی موراکامی» مرزهای جغرافیایی و فرهنگی را درنوردیده باشند. موراکامی، متولد ۱۹۴۹ در کیوتو ژاپن، نه تنها بزرگترین نویسنده زنده ژاپن، بلکه یکی از تأثیرگذارترین چهرههای ادبیات جهان در قرن بیستویکم است. او پیش از آنکه به نوشتن روی آورد، صاحب یک کافه-بار جاز در توکیو بود. موراکامی با سبکی منحصربهفرد که آمیزهای از رئالیسم روزمره و عناصر سوررئال، فانتزی و تنهایی مدرن است، توانسته است قلب میلیونها خواننده در سراسر جهان را تسخیر کند. آثار برجستهای همچون «کافکا در ساحل»، «جنگل نروژی» و «شکار گوسفند وحشی» او را به کاندیدای همیشگی جایزه نوبل ادبیات تبدیل کردهاند. اما موراکامی تنها یک رماننویس نیست؛ او فیلسوفی است که زندگی را در جزئیات کوچک و عادتهای روزمره جستوجو میکند.
کتاب «از دو که حرف میزنم از چه حرف میزنم» که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد، برخلاف رمانهای پیچیده و پررمزوراز او، پنجرهای شفاف و بیپیرایه به سوی ذهن و بدن نویسنده باز میکند. عنوان کتاب، ادای احترامی هوشمندانه به ریموند کارور، نویسنده مورد علاقه موراکامی، و داستان کوتاه مشهور او «از چه حرف میزنیم وقتی از عشق حرف میزنیم» است. اما در اینجا، عشق جای خود را به دویدن داده است؛ فعالیتی که برای موراکامی فراتر از یک ورزش ساده، یک ضرورت حیاتی و بخشی جداییناپذیر از هویت نویسندگی اوست.
موراکامی در این خاطرهنویسی صمیمی، روایتگر سفری است که از سال ۱۹۸۲ آغاز شد؛ سالی که او سیگار را ترک کرد و دویدن را شروع نمود. او توضیح میدهد که چگونه دویدنهای طولانیمدت، از ماراتنهای شهری تا اولتراماراتنهای سخت و فرساینده، به او کمک کردهاند تا استقامت ذهنی لازم برای نشستن پشت میز تحریر و نوشتن رمانهای قطور را به دست آورد. از نگاه موراکامی، نویسندگی یک شغل نشسته و کمتحرک است که نیازمند انرژی جسمانی فوقالعادهای است. او معتقد است که برای حفظ تمرکز در طولانیمدت و مقابله با فشارهای روانی خلق اثر، بدن باید به اندازه ذهن قوی باشد.
نکته جذاب کتاب، تشبیهات عمیق موراکامی بین فرآیند دویدن و نویسندگی است. او مینویسد که هر دو فعالیت نیازمند نوعی «تنهایی انتخاب شده» هستند. دونده در جاده تنهاست و نویسنده در اتاق کار خود. هر دو با سکوت روبهرو میشوند و هر دو باید یاد بگیرند که با دردهای خود کنار بیایند. موراکامی در بخشی از کتاب مینویسد: «درد اجتنابناپذیر است، اما رنج اختیاری است.» این گزاره فلسفی، عصاره تفکر موراکامی درباره تابآوری است. درد عضلانی در کیلومتر سیام ماراتن یا دردِ ناشی از بنبست خلاقیت در نوشتن، واقعیتهایی هستند که نمیتوان از آنها فرار کرد؛ اما نحوه واکنش ما به این درد، تعیینکننده کیفیت تجربه ماست. آیا تسلیم میشویم و رنج میکشیم، یا آن را میپذیریم و از آن عبور میکنیم؟
موراکامی در این کتاب از غرور کاذب دوری میکند. او با صداقتی تحسینبرانگیز از شکستهایش، از روزهایی که نتوانسته رکورد شخصیاش را بهبود بخشد، و از ترسهایش نسبت به پیری و تحلیل رفتن تواناییهای جسمانی سخن میگوید. او نشان میدهد که چگونه با گذشت زمان، هدف از دویدن از «رقابت با دیگران» به «رقابت با خودِ دیروز» تغییر میکند. این تغییر نگرش، درس بزرگی برای همه انسانهای مدرن است که در جامعهای رقابتجو زندگی میکنند. موراکامی به ما میآموزد که مهمترین معیار پیشرفت، بهبود نسبی خودمان است، نه مقایسه با دیگران.
این کتاب تنها برای دوندهها یا نویسندگان نیست؛ بلکه برای هر کسی است که به دنبال معنا در تکرارهای روزمره است. موراکامی نشان میدهد که چگونه ایجاد یک «روتین» منظم، میتواند لنگرگاهی امن در طوفانهای زندگی باشد. بیدار شدن در ساعت مشخص، دویدن در مسیری ثابت، و نوشتن در ساعات معین، به زندگی آشوبناک مدرن ساختار و نظم میبخشد.
کتاب، دعوتنامهای است به آرامش، انضباط و پذیرش خویشتن. این کتاب به ما یادآوری میکند که گاهی برای یافتن پاسخهای بزرگ زندگی، نباید به دنبال معجزات عجیب گشت، بلکه باید بند کفشها را بست و قدمزدن در جادههای طولانی را آغاز کرد. برای خواننده ایرانی، این کتاب میتواند الهامبخش باشد تا در هیاهوی زندگی شهری، لحظاتی از سکوت و حرکت آگاهانه را برای خود بازسازی کند. موراکامی در نهایت ثابت میکند که دویدن، فقط حرکت پاها نیست؛ بلکه حرکتی است به سوی اعماق جان، جایی که کلمات و قدمها با هم همآواز میشوند.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
به بهانه روز قلم
قلم سرزمین بیتسخیر
شهر فقیـــــرساز
درباره «شهرنوش پارسیپور»، نویسندهای میان دوری از وطن و دلبستگی به ایران
آخریــــــــن فصل غربت
امنیت غذایی بدون حفظ آب و خاک ممکن نیست
کارزار حمایت از حقوق مستأجران حلقهای از زنجیـره دفاع از مسکن
«هومن جوکار» و «سپیده کاشانی»
بازداشت دوباره ابهــام دوباره
اسکاتلند، سرزمین افسانهها
مروری بر کتاب «آذرباد» نوشته «نسیم مرعشی»
تلاقی غبارآلود ریشهها و رویاها
ساختوسازهای انبوه دولتیِ بیکیفیت و ایجاد صدها هزار واحد مسکونی ارزانقیمتِ لرزهای در بافتهای شهری و حاشیهای مهمترین دلیل خسارت سنگین زلزله ونزوئلا بود
گسل زلزلــــــــه ایجاد میکند سیاستها فاجعه را رقم میزنند
ما همان اشتباهی را میکنیم که دیگران کردند
وب گردی
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه بیشتر
بیشترین نظر کاربران
چگونه مردمانـــــی هستیم؟ | پیام ما
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید