۵ خرداد ۱۴۰۵، ۰:۲۶
نزدیک به نود روز از قطعی گسترده اینترنت بینالملل گذشته و در همین مدت، چیزی آرام و بیسروصدا در حال شکلگرفتن است؛ تبدیل اینترنت از یک حق عمومی به یک امتیاز قابلتوزیع. اسم تازهاش را گذاشتهاند «اینترنت پرو». اسم شیکی که قرار است زخم کهنه «اینترنت طبقاتی» را بزک کند؛ همان تبعیض قدیمی، فقط با بستهبندی مدرنتر.
در این سرزمین، همیشه واژهها زودتر از واقعیت تغییر میکنند. فیلترینگ میشود «صیانت»، محدودیت میشود «مدیریت»، و اینترنت طبقاتی میشود «اینترنت پایدار». اما مردم هنوز آنقدر حافظه دارند که بفهمند وقتی یک چیز برای عدهای باز است و برای بقیه بسته، اسمش هرچه باشد، رانت است.
ماجرای اینترنت پرو فقط درباره چند سیمکارت ویژه یا چند دسترسی سازمانی نیست. مسئله، رسمیشدن یک ذهنیت است؛ ذهنیتی که جامعه را به دو گروه تقسیم میکند: کسانی که حق دارند به جهان وصل باشند و کسانی که باید پشت دیوار بمانند. اینترنت دیگر ابزار توسعه نیست، ابزار تفکیک اجتماعی شده است. چیزی شبیه آسانسور شیشهای برجهای لوکس؛ عدهای بالا میروند و بقیه فقط از پایین نگاه میکنند.
اما شاید مضحکترین و درعینحال آزاردهندهترین بخش ماجرا، خود اینترنت طبقاتی نباشد؛ بلکه قیافههای حقبهجانب کسانی باشد که امروز ناگهان نگران «پیامدهای خطرناک اینترنت پرو» شدهاند. همانهایی که سالها یا در ساختن این وضعیت شریک بودهاند، یا از مزایایش استفاده کردهاند، یا دستکم وقتی اینترنت مردم تکهتکه میشد سکوت کردهاند.
این روزها بعضی یادداشتها و توییتها واقعاً آدم را بین خنده و عصبانیت معلق نگه میدارند. کسانی با ادبیات طلبکارانه از «شکاف اجتماعی» حرف میزنند که خودشان سالها در متن همین شکاف ایستاده بودند. آدمهایی که اینترنت آزاد برای خودشان همیشه برقرار بود؛ اما حالا که اینترنت طبقاتی اسم پیدا کرده و بویش به خیابان رسیده، تازه ژست عدالتخواهی گرفتهاند.
انگار تا دیروز کسی نمیدید چه کسانی بدون فیلتر زندگی میکنند و چه کسانی باید با ویپیانهای ناامن، اینترنت لاکپشتی و اعصاب فرسوده روزگار بگذرانند.
مشکل دقیقاً همین ریاکاری مزمن است
در این کشور، تبعیض تا وقتی مخفی و بیصدا باشد، برای خیلیها قابلتحمل است. مسئله از جایی شروع میشود که تبعیض علنی میشود و مردم عادی میتوانند آن را لمس کنند. تا وقتی اینترنت رانتی فقط در اختیار حلقهای محدود بود، همه چیز طبیعی جلوه میکرد؛ اما حالا که ماجرا سیمکارت دارد، تعرفه دارد، اسم رسمی دارد و آرامآرام وارد بازار شده، ناگهان همه منتقد شدهاند.
واقعیت این است که اینترنت طبقاتی محصول امروز نیست؛ نتیجه سالها عادیسازی تبعیض است. نتیجه همان فرهنگی که همیشه برای یک عده «استثنا» قائل بوده. همان ذهنیتی که قانون را برای مردم میخواهد و راه فرار را برای خواص نگه میدارد. از ترافیک و اقتصاد گرفته تا رسانه و حالا اینترنت.
اینترنت پرو فقط یک سرویس اینترنت نیست؛ نماد یک طبقه ممتاز دیجیتال است. طبقهای که قرار است سریعتر ببیند، راحتتر کار کند، آزادتر بگردد و کمتر محدود شود. در مقابل، اکثریت جامعه باید پشت فیلترها تقلا کنند، با اتصال ناپایدار کار کنند و هر روز بیشتر به این وضعیت عادت کنند.
خطر دقیقاً همین «عادت» است
جامعهای که به تبعیض عادت کند، دیریازود تحقیر را هم به بخشی از زندگی روزمرهاش تبدیل میکند. امروز اینترنت طبقاتی، فردا آموزش طبقاتی، پسفردا درمان طبقاتی؛ چیزی که متأسفانه نشانههایش همین حالا هم دیده میشود. بعدتر شاید خود حق زندگی. «اینترنت پرو» فقط یک پروژه فنی نیست؛ تمرینی تدریجی برای عادیسازی نابرابری و پذیرفتن شکاف طبقاتی بهعنوان وضعیتی طبیعی و اجتنابناپذیر است.
با اینهمه فشار اجتماعی، با اینهمه اعتراض و نگرانی، عجیبترین بخش ماجرا سکوت و بیمسئولیتی نهادهایی است که باید پاسخ بدهند. نه دولت پاسخ روشنی میدهد، نه نهادهای مرتبط. هرکدام توپ را به زمین دیگری میاندازد و نهایتاً یک جمله تکراری تحویل جامعه داده میشود: «در حال بررسی هستیم»، «در حال رسیدگی هستیم».
این «در حال رسیدگی»ها بیشتر شبیه یک ژست اداری است تا یک پاسخ واقعی. هر بار که این جمله تکرار میشود، بیشتر این حس شکل میگیرد که اساساً مسئله برایشان جدی نیست. انگار فقط باید زمان بگذرد تا حساسیت افکار عمومی فروکش کند.
اما مسئلهای که به شأن و حق دسترسی مردم گرهخورده، با چند جمله مبهم و وعدههای معلق حل نمیشود. اگر قرار است درباره اینترنت تصمیم گرفته شود، دستکم باید با صداقت و شفافیت با جامعه حرف زد.
وگرنه نتیجه از همین حالا هم قابلدیدن است؛ جامعهای که مدام سؤال میپرسد؛ اما هیچ پاسخ روشنی نمیگیرد، کمکم به این نتیجه میرسد که صدایش اساساً شنیده نمیشود و وقتی مردم احساس کنند راه گفتوگو، مطالبهگری و شنیدهشدن بسته است، طبیعی است که خشم اجتماعی رادیکالتر شود، بیاعتمادی عمیقتر شود و فاصله میان مردم و حاکمیت خطرناکتر از قبل رشد کند.
اعتماد اجتماعی چیزی نیست که با بیانیه و وعده برگردد. وقتی درباره ابتداییترین حقوق مردم اینهمه ابهام، تناقض و سکوت وجود دارد، طبیعی است که جامعه احساس کند مسئله اصلاً برای تصمیمگیران اولویت ندارد؛ حتی اگر هر روز بگویند «در حال بررسی» هستند.
و با همه اینها، باز هم به نظرم تنها چیزی که هنوز میشود به آن تکیه کرد، همین صدای جمعی مردم است. اگر مطالبهگری نباشد، اگر هر بار با چند توضیح مبهم و چند وعده نصفهونیمه عقب بکشیم، این تبعیض نهتنها متوقف نمیشود، بلکه آرامآرام عادی میشود.
واقعیت این است که بسیاری از حقها یکباره از مردم گرفته نمیشوند؛ کمکم، لایهلایه و در سکوت فرسوده میشوند. برای همین اگر نسبت به این شکافها بیتفاوت بمانیم، فردا دیگر فقط درباره اینترنت حرف نمیزنیم؛ درباره جامعهای حرف میزنیم که در آن، دسترسی، آزادی و حتی حق دیدهشدن هم طبقاتی شده است.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
اقتصاد سیاسی؛ از «فولاد مبارکه» تا «کارخانه کوماسی»
«مسجدسلیمان»؛ جایی که زمین خوانده شد
نقدی بر رویکرد تلویزیون در روزگار نیاز به امید
تلخی به کام مردم از قاب شبکه «تماشا»
فلاکـت عـــــــــام
تانک دشمن در شهر تهـــــــران
اینترنت نیاز اساسی و شریان حیاتی یک جامعه
اهمیت فناوری در تبدیل شعلههای اتلاف به منابعی بهرهور
بـــــــدلِ آتش به ارزش
بهرهکشی پنهان از پیکــــر هیرکانی
ملاقات با کاشانِ مدرن در کوچههای تاریخی
عشایر را نباید در قاب عکس زندانــــــی کرد
وب گردی
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر
بیشترین نظر کاربران
زندگی در تعلیق
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید