محمد محمدی

محمد محمدی

پژوهشگر مطالعات شهری

اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت

محمد محمدی

۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵

اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت

درس‌های جنگ برای مدیریت شهری

محمد محمدی

۸ اردیبهشت ۱۴۰۵

درس‌های جنگ برای مدیریت شهری

سقـــــــــوط آرام طبقـه متوسـط فقیر

محمد محمدی

۶ اردیبهشت ۱۴۰۵

سقـــــــــوط آرام طبقـه متوسـط فقیر

زیستن در زمانه ناپایدار

محمد محمدی

۳۰ فروردین ۱۴۰۵

زیستن در زمانه ناپایدار

«جامعه معاصر در بستر تنش‌های پیوسته شکل می‌گیرد؛ بقای آن نه نتیجه گریز، که حاصل توانایی بازاندیشی مداوم در وضعیت و سامان‌دادن به نیروهایی است که آن را در آستانه فرسایش یا تحول نگاه می‌دارند.» این چشم‌انداز «زیگمونت باومن»، جامعه‌شناس لهستانی، تصویری روشن از وضعیت کنونی جامعه ما ارائه می‌دهد. در جهانی که سایه جنگ و بحران، چون ابری تیره، آسمان زیستن را پوشانده و تنش، همچون نبضی نامنظم، در رگ‌های زندگی جاری است، پرسش اساسی این است؛ چگونه می‌توانیم به شکلی معنادار به زندگی ادامه دهیم؟
زمـانی بـرای نـزیستـن

محمد محمدی

۱۹ فروردین ۱۴۰۵

زمـانی بـرای نـزیستـن

کودکان در گذرگاهِ درد پژواکِ بمب‌ها بر جان‌های کوچک

محمد محمدی

۱۷ فروردین ۱۴۰۵

کودکان در گذرگاهِ درد پژواکِ بمب‌ها بر جان‌های کوچک

تعلیق میدان

محمد محمدی

۲۸ آذر ۱۴۰۴

تعلیق میدان

«زندگی اجتماعی همواره از مفاهیمی که برای فهم آن می‌سازیم، پیش‌تر می‌رود.» گئورگ زیمل آنچه امروز در افق پژوهش‌های علوم اجتماعی ایران بیش از هر امر دیگری خودنمایی می‌کند، نه تهی‌بودن میدان داده‌هاست و نه فقر چارچوب‌های نظری، بلکه پدیده‌ای است که می‌توان از آن با عنوان «تعلیق میدان» یاد کرد؛ وضعیتی که در آن، میدان پژوهش از جایگاه محوری خود در فرایند شناخت اجتماعی فروکاسته می‌شود و به امری پرهزینه، پرریسک و حاشیه‌ای بدل می‌شود که یا به تعویق می‌افتد یا عملاً از دستورکار پژوهش حذف می‌شود. این تعلیق، صرفاً به‌معنای یک کاستی روش‌شناختی نیست، بلکه نشانه‌ای ژرف‌تر از فرسایش تجربه میدانی و عقب‌نشینی تدریجی علوم اجتماعی از مواجهه بی‌واسطه با واقعیت اجتماعی است.
تناقض امید

محمد محمدی

۱ آذر ۱۴۰۴

تناقض امید

در سال‌های اخیر، واژه «امید» در جامعه ایران به یکی از پرکاربردترین و هم‌زمان پرابهام‌ترین مفاهیم بدل شده است؛ مفهومی که گاه همچون چراغی لرزان در دست افراد می‌درخشد و گاه به سوژه‌ای تحلیلی برای جامعه‌شناسان و پژوهشگران اجتماعی تبدیل می‌شود. در زندگی روزمره، مردم از «امید داشتن» سخن می‌گویند، اما هم‌زمان از «امیدواری سخت» و دشوار ناله می‌کنند.