نتایج یک مطالعه نشان داد چه کسانی حامیان کشتار خرسها در گلستان هستند
آزمون همزیستی با خرس قهوهای
آسیبپذیرترین افراد جامعه، هزینههای همزیستی با حیاتوحش را متحمل میشوند. این جوامع در محافظت از معیشت خود با دشواریهایی مواجهاند؛ زیرا مقررات، آسیبرسانی به گونههای درگیر در تعارض را ممنوع کرده و هیچ طرح جبرانی در منطقه وجود ندارد
۲۹ مرداد ۱۴۰۴، ۱۶:۴۹
|پیام ما| «جوانترها، افراد باسواد کمتر و زنها بیشتر از کشتن خرسها حمایت میکردند، این در حالی است که کسانی با منبع درآمد جایگزین، کمتر با کشتن خرسها موافق بودند.» «ریحانه راستگو»، «دانیال نیری»، «علیرضا محمدی»، «الیستر بث» و «محمدصادق فرهادینیا» در شماره اخیر فصلنامه «People and Nature» مقالهای با عنوان «چه کسانی حضور خرس را میپذیرند؟ بررسی شکاف میان دیدگاه مردم و میزان پذیرش کشتن خرس قهوهای» منتشر کردهاند. در این مطالعه آنها با ۳۹۰ نفر از ساکنان ۲۶ روستا در استان گلستان مصاحبه کردهاند؛ منطقهای که در آن زندگی مردم به کشاورزی و دامداری وابسته و تعارض با خرسهای قهوهای گره خورده است. هدف از این مطالعه، ارزیابی میزان پذیرش کشتن خرسها در سناریوهای مختلف، از تعامل کمتنش تا تعامل پرتنش بوده است.
زمانی که گوشتخواران، از جمله خرسهای قهوهای، تهدیدهای واقعی نظیر آسیب به اقتصاد محلی یا امنیت ایجاد میکنند، احتمال زیادی وجود دارد مردم به کنترل مرگبار روی بیاورند. حمایت قانونی از گونهها و مجازات مرتبط، واکنشهای مرگبار را کاهش میدهد یا سبب میشود آنها بهصورت پنهانی رخ دهند. برای رفع این مشکل، لازم است مدیران سازمان حفاظت محیطزیست نگرش و میزان پذیرش مردم نسبت به کشتن گوشتخواران بزرگ در شرایط تعارض و ویژگیهای جمعیتی افرادی که در اقدامات مرگبار مشارکت دارند را بشناسند. این بخشی از مقاله «چه کسانی حضور خرس را میپذیرند؟ بررسی شکاف میان دیدگاه مردم و میزان پذیرش کشتن خرس قهوهای» است.
این مطالعه نشان میدهد تعارض میان انسان و حیاتوحش زمانی رخ میدهد که رفتار و نیازهای حیاتوحش بهشکل واقعی یا ذهنی بر منافع انسانی تأثیر منفی داشته باشد. برای کاهش تعارض، ترویج همزیستی ضروری است. همزیستی بهعنوان وضعیتی پایدار تعریف میشود که در آن انسانها و حیاتوحش با زندگی مشترک در محیطهای یکسان سازگار میشوند. یکی از ویژگیهای همزیستی این است که تعاملات منفی میان انسان و حیاتوحش یا وجود ندارد یا بسیار کم و قابلتحمل است، بهطوری که تأثیر منفی قابلتوجهی بر یکدیگر نمیگذارند. در مقابل نگرش منفی نسبت به حیاتوحش و خسارت اقتصادی میتواند پذیرش همزیستی را بهشدت کاهش دهد. درنتیجه، افراد آسیبدیده ممکن است کنترل مرگبار را بهعنوان راهحلی برای حل تعارض در نظر بگیرند. بنابراین، اگر پذیرش کنترل مرگبار در جامعه بالا باشد و ریشههای آن مورد توجه قرار نگیرد، تلاشها برای ترویج همزیستی احتمالاً با شکست مواجه میشود.
برای دستیابی به همزیستی، نیاز به درک روانشناختی-اجتماعی عمیق از واقعیتهای زیسته مردمی داریم که در کنار حیاتوحش زندگی میکنند تا دلایل رفتارها را بشناسیم. نگرش مردم نسبت به حیاتوحش، یکی از جنبههای مهم رفتار انسانی است که براساس عوامل مختلفی مانند تجربیات اجتماعی شکل میگیرد. نگرشها میتوانند به رفتاری خاصی مانند کشتن یک حیوان منجر شود. فرایند روانشناختی دیگر، «پذیرش» است؛ جایی که افراد واقعیت ادراکشده را با گزینههای جایگزین مقایسه و پس از قضاوت، بین گزینه فعلی و جایگزین انتخاب میکنند.
در این مطالعه، هدف این پژوهشگران درک میزان پذیرش کشتن یک گوشتخوار بزرگ در مجموعهای از چهار سناریوی تعارض با شدتهای مختلف بود. همچنین، آنها قصد داشتند نگرش مردم محلی نسبت به کنترل مرگبار در موقعیتهای تعارض با چنین گوشتخواری را بررسی کنند. در مطالعه موردی آنها، تمرکز بر خرسهای قهوهای در شمال ایران بود؛ جایی که جمعیت خرسها بسیار متراکم است. آنها بهطور خاص، استان گلستان را بررسی کردند؛ زیرا بهعنوان یکی از نقاط داغ مرگومیر خرسهای قهوهای در ایران شناخته شده است. خرسهای قهوهای در ایران بهطور گسترده با خسارتهای کشاورزی و گاهی حمله به دامها مرتبط هستند. اگرچه این گونه تحت حمایت قانونی قرار دارد و کشتن آنها ممنوع است، اما جوامع محلی در نبود برنامههای جبران خسارت و اجرای قانون، کنترل مرگبار را پیش میگیرند. نبود حمایت دولتی هم باعث میشود مردم محلی برای مدیریت خطرات ناشی از خرسها، گاهی بهطور پنهانی به روشهای مرگبار روی بیاورند.
این پژوهشگران سه فرضیه را مطرح کردند: میانگین پذیرش و توافق در مورد کشتن خرسها با افزایش سطح تعامل انسان-خرس، افزایش مییابد، میانگین پذیرش و توافق در مورد کشتن خرسها با نگرش منفی نسبت به خرسها، افزایش پیدا میکند، داشتن ثروت بیشتر بهلحاظ تعداد دام و کندوهای عسل و داشتن منبع درآمد جایگزین با پذیرش بیشتر نسبت به خرسها مرتبط است و باعث میشود افراد کمتر پذیرای کشتن آنها باشند.
این فرضیهها به بررسی برهمکنش میان سطح تعامل انسان-خرس، نوع نگرش و عوامل اقتصادی-اجتماعی در شکلگیری پذیرش کشتن خرسها میپردازند؛ موضوعی که تاکنون در این منطقه بررسی نشده است. با درک این موارد میتوان راهبردهای حفاظتی هدفمندتری طراحی کرد که دیدگاههای متنوع نسبت به خرسها و مدیریت آنها را در نظر بگیرد و همزیستی بهتر میان انسان و خرس را تقویت کند.
گلستان در تعارض بالا با خرس
استان گلستان با مساحت ۲۰ هزار و ۴۳۸ کیلومترمربع در شمال ایران واقع شده است. این استان میزبان تنوع بالایی از پستانداران بالقوه متعارض مانند خرس قهوهای، پلنگ ایرانی، گرگ خاکستری و گراز وحشی است که همگی تحت حمایت قانونی هستند و در سراسر استان پراکندهاند. بیشتر کوهستانهای جنگلی استان محل زندگی خرسهای قهوهای هستند. در مجموع، شش منطقه حفاظتشده حدود دو هزار کیلومترمربع از مساحت استان گلستان را پوشش میدهند. این مناطق تحت عناوین مختلفی محافظت میشوند، از جمله پارک ملی گلستان که قدیمیترین پارک ملی کشور است. استان گلستان یک میلیون و ۸۶۸ هزار نفر جمعیت دارد که عمدتاً از قومیتهای ترکمن و مازنی هستند، هرچند سایر قومیتها نیز در آن زندگی میکنند. جمعیت روستایی که حدود ۸۷۱ هزار نفر را شامل میشود، عمدتاً به دامداری و کشاورزی بهعنوان منبع اصلی درآمد وابستهاند. سایر منابع درآمد شامل زنبورداری و باغداری است. در ایران، دامها معمولاً در مناطق باز چرا میکنند و گاهی با چوپان و سگهای گله همراه هستند؛ این روش با بسیاری از کشورها که دامها را در مزارع پرورش میدهند، متفاوت است. همچنین، گاهی دامها بهصورت غیرقانونی در حاشیه مناطق حفاظتشده مانند پارک ملی گلستان چرا میکنند.
برای این مطالعه، پژوهشگران پرسشنامهای را طراحی کردند تا نگرش پاسخدهندگان نسبت به خرسها را ارزیابی کنند. همچنین، از پاسخدهندگان خواسته شد میزان موافقت یا مخالفت خود را با کشتن خرس در چهار سناریوی مختلف بیان کنند.
برای سنجش نگرش نسبت به خرسها، چهار گزاره مورد ارزیابی قرار گرفت؛ یک: خرسها بخش جداییناپذیر جنگل هستند. دو: حتی اگر هرگز خرسها را نبینم، وجود آنها در منطقه برایم اهمیت شخصی دارد. سه: خرسها تهدیدی برای جان انسان هستند و چهار: خرسها موجب خسارت اقتصادی میشوند. همچنین، اطلاعات جمعیتشناختی و اقتصادی-اجتماعی پاسخدهندگان از طریق هشت پرسش درباره سن، سطح تحصیلات (از بیسواد تا تحصیلات تکمیلی)، جنسیت، تعداد اعضای خانواده، میزان وابستگی به منابع درآمدی (کشاورزی، باغداری، دامداری، زنبورداری)، وجود منبع درآمد جایگزین، تعداد دام/کندو و تجربه شخصی (خسارت یا حمله توسط خرس) بررسی شد.
در این مطالعه ۳۹۰ پاسخدهنده (بالای ۱۸ سال) در ژوئیه ۲۰۲۱ مورد مصاحبه قرار گرفتند. پاسخدهندگان بهصورت تصادفی از ۲۶ روستای استان گلستان انتخاب شدند که حضور تعارض انسان-خرس در آنها تأیید شده بود. نسبت جنسیتی پاسخدهندگان ۸ مرد به ۲ زن بود. میانگین سنی پاسخدهندگان هم ۴۳.۱ سال بود (دامنه سنی ۱۸ تا ۸۸ سال). بیشتر پاسخدهندگان فاقد تحصیلات و یا دارای تحصیلات پایین بودند (۵۶.۹ درصد)، درحالیکه تنها ۱۲.۳ درصد دارای تحصیلات دانشگاهی بودند. منبع اصلی درآمد پاسخدهندگان (با وابستگی بالا و بسیار بالا) کشاورزی (۲۶.۷ درصد) و دامداری (۱۲.۱ درصد) بود، درحالیکه باغداری (۴.۴ درصد) و زنبورداری (۳.۳ درصد) کمتر رایج بودند.
درصد بیشتری از زنان و جوانان موافق کشتن خرسها هستند
یافتههای آنها نشان داد پاسخدهندگان بهطورکلی نگرش مثبتی نسبت به خرسها داشتند و کشتن آنها را غیرقابلقبول میدانستند. بااینحال، میزان اجماع در مورد کشتن خرسها در سناریوهای مختلف تعارض و در میان افراد با نگرش گوناگون متفاوت بود. عوامل جمعیتشناختی و اقتصادی-اجتماعی نیز تأثیر قابلتوجهی بر پذیرش کشتن خرسها داشتند. افراد جوانتر، اشخاص با سطح تحصیلات پایینتر و زنان بیشتر تمایل به پذیرش کشتن خرسها داشتند. در مقابل، افرادی که منبع درآمد جایگزین داشتند، بیشتر با کشتن خرسها مخالفت میکردند. مطالعه آنها بهعنوان یک بررسی مقدماتی در زمینه تفاوتهای جمعیتشناختی و اقتصادی-اجتماعی در پذیرش کشتن خرسها عمل میکند و نیاز به تحقیقات جامعتر برای درک بهتر همزیستی انسان-خرس را برجسته میکند.
عوامل جمعیتشناختی و اقتصادی-اجتماعی نقش کلیدی در تعیین میزان پذیرش کشتن گوشتخواران بزرگ دارند، که میتواند بر پتانسیل همزیستی تأثیر بگذارد. مطابق با یافتههای این مطالعه، سطح تحصیلات بالاتر معمولاً با نگرش مثبتتر و پذیرش کمتر نسبت به کشتن خرسها مرتبط است، که در مطالعات دیگر نیز منعکس شده است. همچنین، تفاوت جنسیتی در پذیرش کشتن خرسها مشاهده شد که بهسمت زنان متمایل بود. این موضوع ممکن است تحتتأثیر عواملی مانند ترس باشد، که عامل شناختهشدهای در نگرش منفی نسبت به گوشتخواران است، و همچنین، درک بالاتر از خطرات احتمالی حمله در مقایسه با مردان. زنان با چالشها و هزینههای پنهانی بیشتری در تعارضات مواجه هستند؛ ازجمله افزایش بار کاری و آسیبهای غیرمستقیم ناشی از تقسیم جنسیتی کار. هنجارهای فرهنگی و انتظارات اجتماعی اغلب این چالشها را نادیده میگیرند و نسبت به فعالیتهای پرخطر زنان مانند جمعآوری آب و هیزم بیتوجهاند. چنین انتظاراتی آسیبپذیری زنان نسبت به حیاتوحش را افزایش میدهد و میتواند به شکلگیری نگرش منفی نسبت به آنها منجر شود. همچنین، تحصیلات کمتر و تجربههای رویارویی محدودتر با حیاتوحش، نگرش منفی در میان زنان را تشدید میکند.
همچنین، پاسخدهندگان جوانتر پذیرش بیشتری نسبت به کشتن خرسها نشان دادند. این موضوع ممکن است ناشی از چالشهای نسلی باشد؛ زیرا نسلهای جوان سبک زندگی شهری را ترجیح میدهند و بهدلیل تغییرات اقتصادی و اجتماعی، مشارکت کمتری در فعالیتهای طبیعتمحور دارند. در مقابل، نسلهای قدیمیتر از طریق فعالیتهای سنتی مانند کشاورزی و دامداری ارتباط عمیقی با طبیعت دارند و آن را بخشی حیاتی از هویت فرهنگی خود میدانند. این تفاوت در اولویتها بین سنتهای قدیمی و آرمانهای نسل جوان، پویایی پیچیدهای را ایجاد میکند که میتواند بر نگرش نسبت به خرسها تأثیر بگذارد.
درنهایت، پاسخدهندگانی که منبع درآمد جایگزین داشتند، کمتر پذیرای کشتن خرسها بودند. شرایط اقتصادی نقش مهمی در شکلگیری نگرش مردم نسبت به همزیستی با گوشتخواران بزرگ دارد. زمانی که مردم به منابع محدودی وابستهاند که در معرض تعارض انسان–حیاتوحش قرار دارند، پذیرش آنها نسبت به گوشتخواران پایین است. در مناطقی مانند منطقه مطالعه این پژوهشگران، که مردم بهشدت به کشاورزی و دامداری وابستهاند، وضعیت مشابهی وجود دارد؛ عمدتاً بهدلیل تهدیداتی که برای دامها و انسانها دارد و مزایای بالقوه همزیستی را تحتالشعاع قرار میدهد.
آسیبپذیرترین اعضای جامعه، هزینههای همزیستی با حیاتوحش را متحمل میشوند. این جوامع در محافظت از معیشت خود با دشواریهایی مواجهاند، زیرا مقررات، آسیبرسانی به گونههای درگیر در تعارض را ممنوع کرده و هیچ طرح جبرانی در منطقه وجود ندارد. بنابراین، باید بر راهبردهای حفاظتی فراگیر و عادلانه تأکید شود که هم به دغدغههای حفاظتی و هم به رفاه جمعیتهای آسیبپذیر اقتصادی توجه داشته باشند.
درنهایت، همزیستی با خرسها در استان گلستان میتواند نتیجهای عملی و قابلدستیابی باشد. بااینحال، برای تحقق آن، باید مطالعات بیشتری درباره راهکارهای مؤثر کاهش تعارض انجام شود تا هزینهها کاهش پیدا کند و پذیرش و حمایت مردم از همزیستی افزایش یابد. این امر میتواند به تقویت این دیدگاه کمک کند که تعامل انسان-حیاتوحش همیشه منجر به تعارض نمیشود.
آموزش مهم است، اما بهتنهایی راهحل تعارض نیست
براساس نتایج بهدستآمده، پنج توصیه حفاظتی و مدیریتی برای بهبود همزیستی میان جوامع روستایی و خرسهای قهوهای در این مطالعه ارائه شد. نخست، ایجاد شبکهای قوی از حامیان حفاظت از خرسها، بهویژه کسانی که نگرش مثبتی دارند، میتواند به گسترش آگاهی کمک کند. انتشار داستانهای موفقیتآمیز همزیستی انسان-خرس از طریق رسانههای مختلف میتواند الهامبخش و انگیزهبخش باشد.
دوم اینکه تلاشهای حفاظتی باید فراتر از ملاحظات محیطزیستی باشند و ابعاد اجتماعی و جنسیتی تعارض انسان-خرس را در سیاستها و برنامهها لحاظ کنند. برنامههای آموزشی فراگیر باید جوامع روستایی در زیستگاههای خرس، بهویژه زنان و جوانان را هدف قرار دهند؛ زیرا طبق نتایج این پژوهش این گروهها معمولاً نگرش منفیتری نسبت به خرسها دارند. اگرچه پیشنهاد مشارکت مستقیم زنان در تصمیمگیری ممکن است بهدلیل تفاوتهای فرهنگی و جنسیتی دشوار باشد، اما توجه به رفاه آنها و آموزش در زمینه مدیریت مؤثر تعارض ضروری است. هدف، توانمندسازی زنان برای همزیستی با خرسهاست، نه تغییر نگرش کل جامعه یا سرزنش آنها. آموزش مهم است، اما راهحل کامل برای حل تعارض نیست.
سومین پیشنهاد بر ایجاد تیمهای اضطراری کاهش تعارض در مناطق مستعد تعارض تأکید دارد تا همزیستی تسهیل شود. این تیمها باید آموزشدیده، مجهز و آماده واکنش سریع باشند و بتوانند مجموعهای از راهکارهای تطبیقی مانند تکنیکهای کلامی کاهش تنش و روشهای ایمن مهار فیزیکی قبل از تبدیلشدن به واکنشهای کشنده علیه حیاتوحش را بهکار گیرند.
همچنین، این مطالعه نشان داد داشتن منبع درآمد جایگزین با پذیرش کمتر کشتن خرسها مرتبط است. بنابراین، فراهم کردن فرصتهای درآمدی جایگزین مانند اکوتوریسم بهعنوان چهارمین پیشنهاد میتواند همزیستی را تشویق کند، بهشرط آنکه توزیع درآمدها منصفانه باشد. بااینحال، ترویج اکوتوریسم نیازمند بررسی دقیق است. علاوهبر گردشگری، بررسی طرحهایی که به افراد وابسته به مشاغل سنتی کمک میکنند تا منابع درآمدی خود را متنوع کنند، نیز ضروری است. این طرحها میتوانند شامل توسعه روشهای پایدار در کشاورزی، جنگلداری تلفیقی یا ترویج صنایعدستی باشند که با مهارتها و ترجیحات جوامع محلی همخوانی دارند.
آخرین پیشنهاد این است که بر پیشگیری تمرکز شود، نه صرفاً بر حل مسئله. ارزیابی تأثیر روشهای سنتی مقابله با تعارض و میزان اثربخشی آنها از دید مردم دارای اهمیت است. این امر شامل ترویج روشهایی مانند برداشت بموقع محصولات و ایجاد برنامههای پایش محلی است.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
سنجابهای قاچاق بازار تهران به زاگرس برگشتند
زایش دوباره گوزن زرد ایرانی در ایلام
واکنش شرکت پایانههای نفتی ایران به گزارشهای منتشر شده
ادعای آلودگی نفتی در جزیره خارک تکذیب شد
تقویت توان لجستیکی و حمایتی در سازمان حفاظت محیطزیست
نوسازی ناوگان عملیاتی محیطزیست؛ ۱۰۰ خودروی جدید با وجود شرایط جنگی به استانها تحویل شد
کاهش قنوات فعال در استان مرکزی؛
میراث کهن مدیریت آب در مسیر زوال
مشهد نامزد «پایتخت گردشگری کشورهای اسلامی» در سال ۲۰۳۰ شد
بازگشت تدریجی «شبح جنگل» به زیستگاه طبیعی کنیا
وزیر میراثفرهنگی خبر داد
بستههای حمایتی برای فعالان گردشگری بهزودی اعلام میشود
کشف چهارمین لاشه فوک خزری در میانکاله
روز جهانی پرندگان مهاجر؛
یادآوری اهمیت حفاظت از مسیرهای پروازی و زیستگاههای طبیعی
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
حضور پلنگ ایرانی در ارتفاعات رودبار تأیید شد؛+ فیلم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید