گزارش «پیام ما» از برخورد با زنان معترض به معدن طلا در سرسیاه تفتان

طلا، تفتــــان را تکه‌تکه کرد

اهالی روستاهای دامنه تفتان می‌گویند سهمشان از معدن، گردوغبار، خشکی باغ‌ها، تهدید و بی‌آبی بوده است





طلا، تفتــــان را تکه‌تکه کرد

۶ تیر ۱۴۰۵، ۲۲:۰۹

سوزن‌دوزی روی لباس زنان روستای سرسیاه تفتان، وقتی مأمور آنها را روی زمین پرت می‌کند، هم می‌درخشد. صدای فریاد در کوه تفتان و مادپتی می‌پیچد و تفتان با آن آتشفشان زنده‌اش، شاهدی است بر چندین سال تعارض محلی‌ها و کاوشگران طلا. صدای فریاد بالا می‌گیرد و صدای تهدیدهای دائم در روستا می‌پیچد: «از اینجا بیرونتان می‌کنیم.» «رد مرزتان می‌کنیم.» آنها هیچ‌کدام مهاجر نیستند و این برخوردها با یکی از زنان روستا و دخترهایش اتفاق افتاده؛ کسانی که سال‌هاست شاهد نابودی باغ‌هایشان، بی‌آبی، گرد و غبار مداوم، تغییر راه رودها و از بین رفتن کوهی تاریخی بوده‌اند و معترض به فعالیت معادن طلا هستند؛ طلایی که از آنجا برداشت می‌شود و آنچه نصیب مردمان محلی شده، سختی است.

این نخستین بار نیست که «بی‌بی‌نور» مقابل ماشین‌های معدن و معدنکاران ایستاده. این‌بار اما ماجرا فرق می‌کرد؛ نیروی انتظامی به منطقه آمد، به او و چند دخترش حمله برد، آنها را بر زمین پرت کرد و تهدیدشان کرد. او حالا از آن روز به ما می‌گوید: «هیچ تجمعی در کار نبود. من رفتم و گفتم ماشین‌هایتان که روزی چند بار از کنار روستا می‌روند، زندگی را بر ما حرام کرده. کمی آب بپاشید تا گرد و غبار رفت‌وآمدتان بخوابد، اما ناگهان همه چیز عوض شد.»

او هنوز نمی‌داند این میزان از خشونت چرا نسبت به او و دخترانش اتفاق افتاده، نمی‌داند چه کسی با نیروی انتظامی تماس گرفته و چرا مأموران نیروی انتظامی این‌طور با آنها برخورد کرده‌اند: «من هفت دختر دارم. چند دخترم برای دفاع از من به آنجا آمدند، یکی از آنها از آن روز حالش خراب است، مدام خون‌دماغ می‌شود. ترسیده. همین الان می‌خواهم ببرمش پیش دکتر. این چه زندگی‌ای است برایمان ساختند؟»

به او تهمت زده‌اند و گفته‌اند رد مرزش می‌کنند، در حالی که او و اجدادش در این خاک زیسته‌اند: «به من گفتند یک‌جوری می‌زنیم در گوشت که کر شوی. این چه حرفی است؟ چرا هیچ‌کس صدای بدبختی ما را نمی‌شنود؟ مگر ما چه خواستیم؟ ما زندگی روستایی‌مان را می‌خواهیم. باغ‌هایمان، دام‌هایمان آب لازم دارند. معدن همه جا را خشک کرده است.» آنها پیش از این هم بارها به ادارات مختلف رفته‌اند و تلاش کرده‌اند مسئولانی را ببینند که فکری به حال زندگی‌شان کنند، اما این رفت‌وآمدها نتیجه‌ای نداشته و حالا در نامه‌ای که بی‌بی‌نور و جمعی از زنان روستا خطاب به مسئولان نوشته‌اند و برای «پیام ما» ارسال شده، آورده‌اند: «ما روستاییان همان کودکانی هستیم که در دامان همین کویر بزرگ شده‌ایم. چیزی نمی‌خواهیم جز حق ساده انسانی خود: شبی آرام، هوایی پاک و امنیتی که سرپناهمان را در امان دارد. امید که این فریاد نیمه‌شب زنان کویر، این‌بار به گوش عدالت واقعی برسد و خون‌دل‌های ما بیدارگر وجدان‌های خفته گردد.»

تهدید شدم تا پیگیر فعالیت معدن نباشم

«کریم‌بخش کردی تمندانی»، معلم بازنشسته و کشاورز اهل روستای سمندان، یعنی آخرین روستای حاشیه کوه تفتان است. او در سال‌های گذشته برای تلاش‌هایش در حفاظت از تفتان چندین بار بازداشت و تهدید شده و آخرین بار هم ماه‌های قبل، یک هفته‌ای را در بازداشتگاه گذرانده است: «به من حمله شده، شیشه پنجره‌های خانه‌ام را شکسته‌اند و بارها به صراحت گفته‌اند دست از این کار بردار وگرنه نابودت می‌کنیم. اینها چه کسانی هستند؟ تفتان زندگی ماست، خانه ماست، گذشته و آینده سیستان و بلوچستان است. چطور از آن بگذرم و ساکت بمانم؟»

اهالی سمندان آن‌قدر در نزدیکی دامنه تفتانند که همگی بارها قله را فتح کرده‌اند و کردی هم ۱۶۰ باری به قله تفتان رفته و برگشته است: «فقط قله را ثبت ملی کرده‌اند. مگر چنین چیزی ممکن است؟ دور تا دور تفتان محیط‌زیست خاصی دارد؛ حیات وحش و گیاهان خاص. اما به خاطر همین برداشت‌ها فقط نوک قله را ثبت ملی کرده‌اند که کسی نتواند به این دلیل مانع کارشان شود و پایین‌دست قله، همه در حال برداشت است.»

او اسم چند معدن را می‌آورد که همه برداشت طلا دارند. رگه‌های طلا در کوه پیچیده و میان سنگ‌های سخت جا خوش کرده است: «آثاری وجود دارد که از زمان باستان هم برداشت طلا اینجا رواج داشته. اما در عصر معاصر، به جز در دهه‌های اخیر، برداشتی انجام نگرفت. پیش‌تر اجازه کاوش هم صادر نشده بود چون تفتان برای استان بسیار مهم و عامل تعادل هوایی و زندگی ساکنانش بود.»

بارها به او و سایر اهالی روستاهای حاشیه گفته‌اند باجگیر. به آنها گفته‌اند در فکر منافع خویش‌اند و از معدن پول و کار می‌خواهند: «اینجا پر از چشمه و باغ است. چه باجی از آنها بخواهیم؟ نماینده مجلس تفتان حامی شستا است. بارها بدترین تهمت‌ها را به مردم زده‌اند. حتی حاضر نیستند با کسی صحبت کنند. از پارسال کارزار نجات تفتان را راه انداختیم و بیش از هفت هزار نفر در استان حامی آن شده‌اند. اما با تهدید می‌خواهند مقابل خواست مردم بایستند.»

کردی می‌گوید تلاش آنها برای باغداری و ساخت بومگردی و احیای گردشگری، با فعالیت معدن در تضاد است و آلودگی‌های گسترده گریبان مردم منطقه و استان را گرفته است: «در استان خشکی مانند سیستان و بلوچستان، کدام انسان وطن‌دوستی پیدا می‌شود که به بهانه توسعه، تنها کوهستانش را نابود کند؟ کجای این رفتار حامی توسعه است؟ عده‌ای پول برداشت می‌کنند و محلی‌ها را در غبار و پریشانی و بی‌آبی رها می‌کنند.»

ایرنا چند روز قبل با مدیرعامل شرکت توسعه معادن پارس تأمین، یکی از شرکت‌های معدنی حاضر در منطقه، صحبت کرده بود. محمدنبی نوری گفته بود: «برآوردها نشان می‌دهد در افق توسعه این مجموعه طی حدود ۶ سال آینده به بیش از پنج هزار نیروی انسانی در بخش‌های مختلف نیاز خواهد بود و برای تربیت و جذب نیروهای متخصص هیچ محدودیتی وجود ندارد. سرمایه‌گذاری در آموزش، مهارت‌آموزی و تربیت نیروی انسانی بومی، مهم‌ترین پشتوانه توسعه پایدار صنعت معدن در منطقه بوده و آینده این صنعت به توان و دانش جوانان استان گره خورده است.»

انفجارها راه قنات و آب زیرزمینی را تغییر داد

دشت خاش، دشت پشت‌کوه، دشت میرجاوه و دشت زاهدان همگی از تفتان سیراب می‌شوند. گرد و غبار در این منطقه، برخلاف سایر نقاط استان، جایی نداشته و باغ‌های میوه، دشت را پوشانده‌اند؛ همان باغ‌هایی که در دهه اخیر، راه خشکی به خاطر فعالیت معدنی به آنها باز شده و دیدن این وضعیت، غمی است بر غم مردم منطقه. «یاسر کرد»، فعال اجتماعی در تفتان، صدایش می‌لرزد وقتی از خشکی باغ‌های زردآلو می‌گوید؛ وقتی به رودهایی اشاره می‌کند که دیگر از کوه نمی‌آیند و به آب‌های زیرزمینی‌ای که انفجارهای ممتد راهشان را عوض کرده است: «ما این غم را به که بگوییم؟ چقدر شکایت کنیم؟ چقدر تجمع کنیم و با بدترین شکل برخورد کنند؟ باغ‌ زردآلوی من میوه ندارد. چه کسی پاسخگوست؟ انفجارها راه قنات‌ها و آب‌های زیرزمینی را بسته و تغییر داده. همه چیز در حال نابودی است.»

مداخلات انسانی، آن‌طور که یاسر می‌گوید، در دهه هفتاد و با کارخانه‌های سیمان شروع شد. کارخانه‌های سیمان در تفتان و خاش و سیستان به راه افتادند، اما چون در پایین‌دست کوه بودند، تأثیرشان بر کوهستان و زیست مردم بالادست کمتر بود: «بعدها کاوش برای برداشت طلا شروع شد. رگه‌ها را پیدا کردند و تا عمق نفوذ کردند. کوه تفتان را تکه‌تکه کرده‌ و باطله‌های معدنی را رها کرده‌اند. یکی دو روستا هم کارگاه فرآوری طلاست که آلودگی‌اش همه جا را گرفته.»

آنها در سال‌های اخیر با رشد بیماری‌های مختلف، از جمله سرطان، روبه‌رو شده‌اند. تعداد کسانی که درگیر مریضی شده‌اند بالا بوده و آنها بعد از زخمی که کوه و طبیعت خورد، حالا نگران زخم بیماری‌اند: «نگرانی دیگر ما آتشفشان نیمه‌فعال تفتان است. کوه زنده است و ممکن است با این حجم از فعالیت دهان باز کند و مواد مذاب بیرون بریزد، ما مدام بوی گوگرد می‌شنویم.»

تا جایی که بتوانیم نظارت می‌کنیم

منطقه‌ای که در آن معدنکاری در جریان است، جزو مناطق حفاظت‌شده استان سیستان و بلوچستان نیست، اما محلی‌ها بارها برای تخریب‌های انجام‌گرفته و نابودی آب و خاک و هوا به اداره محیط زیست رفته‌اند؛ هرچند آنجا هم کاری از پیش نبرده‌اند. حالا «الهام آبتین»، رئیس اداره محیط زیست سیستان و بلوچستان، به «پیام ما» می‌گوید این معادن مجوز دارند، اما نتوانسته‌اند تعارضاتشان را با محلی‌ها حل کنند: «توصیه از ابتدا این بوده که معدنکاران به خواست جامعه محلی توجه کنند، بر اساس مسئولیت اجتماعی عمل کرده و برای مردم منطقه امکانات و شغل فراهم کنند. اما در کنار این موارد، موضوع آلودگی آب، خاک و هوا و همچنین انفجارهای مداوم و حمل‌ونقل مواد معدنی هم مطرح است. ما تا جایی که در توانمان باشد بر این امر نظارت داریم.»

آبتین می‌گوید در حال حاضر ضوابط محیط‌زیستی فواصل رعایت شده که توانسته‌اند مجوز بگیرند، اما تعارض اصلی که میان جامعه محلی و معادن است، حل نشده و این مشکل بزرگی است.

«فرشاد فربدی»، فرماندار تفتان، هم در روزهای گذشته به ایرنا گفته بود که تمامی ابعاد ماجرا از سوی دستگاه‌های مسئول مورد ارزیابی قرار گرفته و در صورت اثبات هرگونه تخلف، برخورد قانونی صورت خواهد گرفت: «مسیر قانونی بهترین راه برای پیگیری مطالبات است و دستگاه‌های اجرایی شهرستان آماده دریافت و بررسی خواسته‌های مردم هستند.»

نماینده مجلس، استاندار و فرماندار هرکدام بعد از اعتراضات اخیر صحبت کردند و هرکدام وعده تغییر و همراهی دادند، اما محلی‌ها معتقدند مانند گذشته این وعده‌ها فراموش می‌شود. تفتان زیر بار طلایی که از آن برداشت می‌شود مدفون می‌شود و آنچه از منطقه باقی خواهد ماند، سدهای باطله، گرد و غبار و نابودی باغ‌هایی است که قرن‌ها اطراف کوه تاریخی جا خوش کرده بودند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

مسیر ناهموار احیای دریاچه ارومیه

انتقاد پزشکیان از نبود اطلاعات دقیق و نقشه جامع آب برای مدیریت منابع

مسیر ناهموار احیای دریاچه ارومیه

ضرورت تدوین برنامه جامع برای حفظ حیات آبزیان زاینده‌رود در شرایط نوسان جریان

محیط زیست اصفهان

ضرورت تدوین برنامه جامع برای حفظ حیات آبزیان زاینده‌رود در شرایط نوسان جریان

حمله به زبان بویایی ساکنان زمین

آلودگی هوا، کودهای شیمیایی و قارچ‌کش‌ها زبان شیمیایی طبیعت را دگرگون می‌کنند

حمله به زبان بویایی ساکنان زمین

شعله‌ها از داوطلبان جلو می‌زنند

چهار داوطلب از دشواری‌ اطفای حریق در جنگل‌های زاگرس در استان فارس می‌گویند

شعله‌ها از داوطلبان جلو می‌زنند

احیای ارومیه در گرو حکمرانی علمی آب

در نشست احیای دریاچه ارومیه با حضور پزشکیان مطرح شد

احیای ارومیه در گرو حکمرانی علمی آب

هوشمندسازی، راهبرد نوین حفاظت از حیات‌وحش ایران

سازمان حفاظت محیط‌زیست:

هوشمندسازی، راهبرد نوین حفاظت از حیات‌وحش ایران

احیای نسل «فسیل‌های زنده» دریای خزر در رودخانه تجن؛ ایجاد ذخیره‌گاه ژنتیکی ماهیان خاویاری در دستور کار

گامی مهم برای نجات گونه‌های در معرض خطر انقراض

احیای نسل «فسیل‌های زنده» دریای خزر در رودخانه تجن؛ ایجاد ذخیره‌گاه ژنتیکی ماهیان خاویاری در دستور کار

ثبت تلفات جانی در فرانسه و هشدارهای بی‌سابقه در انگلستان

گرمای کشنده در اروپا

ثبت تلفات جانی در فرانسه و هشدارهای بی‌سابقه در انگلستان

استقرار هزاران سار صورتی در زیستگاه‌های طبیعی شهرستان انگوت

حضور پرندگان مهاجر در شمال غرب کشور

استقرار هزاران سار صورتی در زیستگاه‌های طبیعی شهرستان انگوت

چرای غیرمجاز دام در خراسان شمالی؛ تهدیدی جدی برای بقای یوزپلنگ آسیایی

بحران در زیستگاه‌های حساس حیات‌وحش

چرای غیرمجاز دام در خراسان شمالی؛ تهدیدی جدی برای بقای یوزپلنگ آسیایی