بایگانی مطالب نشریه

شمار کشته‌های سیل آلمان و بلژیک به 180 نفر رسید

|پیام ما| شمار کشته‌های سیل فاجعه‌بار در غرب آلمان و بلژیک به بیش از 180 نفر رسیده. این در حالی است که جست‌وجو برای یافتن صدها مفقودی ادامه دارد.
فرانک-والتر اشتاین مایر، رئیس جمهور آلمان بعدازظهر جمعه گفت که از ویرانی ناشی از سیل «مبهوت» شده و متعهد شد که از خانواده‌های جان‌باختگان و شهرهایی که خسارت قابل توجهی دیده‌اند، حمایت کند.
گاردین عصر دیروز در گزارشی نوشته است که این سیل بدترین فاجعه طبیعی آلمان در بیش از نیم قرن گذشته بوده است.
مقامات ایالت راینلاند-فالتس آلمان گفته‌اند که 110 نفر جان خود را از دست داده‌اند‌ و تعداد جان‌باختگان نوردراین-وستفالن هم 43 نفر اعلام شده. خبرگزاری فرانسه هم خبر داده که یک نفر در برشتسگادن فوت کرده است. شمار کشته‌شدگان بلژیک هم به 27 نفر افزایش یافته و 20 نفر دیگر همچنان مفقودند. با این همه مقامات بار دیگر هشدار داده‌اند که ارقام خسارات جانی، از این هم می‌تواند بیشتر باشد، چرا که هنوز از وضعیت بسیاری از افراد در منطقه آروایلر در راینلاند- فالت هیچ‌گونه اطلاعاتی در دست نیست و آسیب‌دیدن شبکه تلفن، مانع پیگیری‌های بیشتر شده است.
کارشناسان می‌پرسند در حالی که سیستم آگاهی از سیل اروپا (EFAS) در اوایل این هفته هشدار «شدید» برای سیل را صادر کرده، چرا باز هم میزان تلفات تا این حد زیاد بوده؟ سرویس هواشناسی آلمان DWD هم اعلام کرد که اخطار سیل را به مقامات محلی منتقل کرده و بر این اساس آنها باید مسئول سازماندهی تخلیه‌های لازم باشند. وزیر کشور، هورست سیهوفر هم گفته آلمان در آینده باید بسیار بیشتر آمادگی داشته باشد و به حرف‌هایش این جمله را هم اضافه کرد: «این نتیجه تغییرات آب و هوایی است». اشتاین مایر هم خواستار تلاش بیشتر برای مقابله با گرم شدن کره زمین شد و گفت: «فقط در صورتی که مبارزه با تغییرات آب و هوایی را قاطعانه آغاز کنیم، می‌توانیم پدیده‌های شدید جوی که اکنون در حال تجربه آن هستیم را محدود کنیم.»
با این همه اینطور که کلار نولیس، سخنگوی سازمان جهانی هواشناسی گفته، «برخی از مناطق غرب اروپا در طول دو روز، بیشتر از میزان بارندگی دو ماه را دریافت کرده‌اند». او در عین حال معتقد است، «برای مقصر دانستن گرمایش جهانی در این پدیده سیل و موج گرما، هنوز خیلی زود است».

دبی خروجی سدهای دز و کرخه افزایش یافت

مدیر دفتر برنامه‌ریزی مخازن سدها و رودخانه‌های سازمان آب و برق خوزستان از افزایش دبی خروجی سدهای دز و کرخه خبر داد.
به نقل از وزارت نیرو، علی شریفی گفت: از بامداد روز ۲۷ تیرماه جهت افزایش سرعت حرکت آب در رودخانه و افزایش سریع دبی و تراز آب در بازه‌های انتهایی حوضه، دبی خروجی سد کرخه به ۱۶۰ متر‌مکعب بر ثانیه و همچنین خروجی سد دز نیز به ۱۴۰ متر مکعب بر ثانیه افزایش یافت.
او اظهار کرد: با توجه به افزایش سطوح کشت‌های غیرمجاز و خارج از برنامه مصوب ستاد خشکسالی استان خوزستان در حوضه کرخه، دبی رودخانه‌های هوفل و نیسان به‌شدت کاهش یافت و مشکلاتی برای تامین آب شرب روستایی و نیز حقابه تالاب و نیاز زیست محیطی رودخانه ایجاد شد. بر این اساس، با محاسبه نیاز دقیق پایین دست و میزان حجم آب لازم برای بازه‌های مختلف رودخانه، برنامه‌ریزی خروجی از سد کرخه انجام شد.
مدیر دفتر برنامه‌ریزی مخازن سدها و رودخانه‌های سازمان آب و برق خوزستان اضافه کرد: از ۲۱ تیرماه، ۱۱۰ مترمکعب بر ثانیه، سپس از ۲۳ تیرماه دبی خروجی به ۱۳۰ متر مکعب بر ثانیه و از بامداد روز ۲۷ تیرماه جهت افزایش سرعت حرکت آب در رودخانه و افزایش سریع دبی و تراز آب در بازه‌های انتهایی حوضه، دبی خروجی سد کرخه به ۱۶۰ متر‌مکعب بر ثانیه افزایش یافت.
شریفی خاطرنشان کرد: با توجه به مشکلات آب شرب روستایی در انتهای رودخانه کرخه به‌خصوص در شاخه نیسان و پایین دست شهرستان سوسنگرد، از هموطنان و کشاورزان شهرستان‌های شوش، کرخه و حمیدیه تقاضا داریم تا با کاهش مصرف آب همکاری لازم جهت تأمین آب شرب مردم و نیز احشام در انتهای رودخانه و همچنین تأمین حقابه تالاب داشته باشند.
او یادآور شد: همچنین با توجه به درخواست کشاورزان شهرستان دزفول مبنی بر تامین آب مورد‌نیاز کشاورزی طبق الگوی کشت مصوب برای ماه‌های مرداد و شهریور، خروجی سد دز از بامداد روز ۲۷ تیرماه از ۱۲۰ به ۱۴۰ متر‌مکعب بر ثانیه افزایش یافت. با این افزایش خروجی علاوه بر تامین آب مورد نیاز شرکت‌های کشت و صنعت نیشکر و زراعت فصلی مسیر رودخانه دز، حدود ۱۷ هزار هکتار از زمین‌های شهرستان دزفول در مردادماه به زیر کشت محصولات مختلف تابستانه خواهد رفت.

رعایت نکات بهداشتی کمتر از 48 درصد است

طولانی شدن زمان شیوع بیماری کرونا موجب شده تا رفته رفته مردم هم نسبت به رعایت شیوه‌نامه‌های بهداشتی حساسیت گذشته را نداشته باشند. اکنون بنا به اعلام سخنگوی وزارت بهداشت میزان رعایت نکات بهداشتی به کمتر از 48 درصد رسیده که بسیاری نگران‌کننده است. سیما سادات‌لاری گفت: با گسترش سویه‌های جدید ویروس کووید ۱۹ در اغلب استان‌های کشور و کاهش چشمگیر در میزان عمل به توصیه‌های بهداشتی، شاهد تداوم روند افزایشی این بیماری در کشور هستیم. این در حالی است که فعلا واکسیناسیون عمومی در حال انجام است اما تعداد افراد دریافت‌کننده واکسن هنوز به مرحله قابل اطمینانی برای کنترل بیماری نرسیده است.

سیما سادات‌لاری درباره آخرین وضعیت بیماری کووید ۱۹ در کشور گفت: در هفته‌ای که گذشت تعداد بیماران سرپایی کرونا مثبت در کشور با افزایش حدود ۲۵ درصدی مواجه بوده است. همچنین در این هفته با افزایش حدود ۳۵ درصدی در تعداد بیماران بستری مثبت و افزایش ۱۸.۵ درصدی در تعداد بیماران فوت شده کووید ۱۹ بودیم. به گزارش ایرنا از وبدا، او افزود: در هفته گذشته استان‌های ایلام، کرمان، یزد، مازندران و هرمزگان به ترتیب دارای بالاترین میزان بروز موارد بستری مثبت در کشور بودند. معاون وزیر بهداشت گفت: همچنین استان‌های سیستان‌وبلوچستان، یزد، هرمزگان و البرز به ترتیب دارای بالاترین میزان بروز موارد مرگ و میر ناشی از کووید۱۹ بودند. او افزود: کاهش میزان عمل به توصیه‌های بهداشتی در کشور در حال حاضر در طول ماه‌های اخیر بی‌سابقه بوده و هم اکنون به ۴۸ درصد رسیده و استان‌های گیلان، البرز، یزد، کرمان، فارس، هرمزگان و سیستان‌وبلوچستان دارای پایین‌ترین میزان عمل به دستورالعمل‌های بهداشتی در کشور هستند.
وزیر کشور: سفر به شهرهای قرمز ممنوع استوزیر کشور با تاکید بر اینکه سفر «به» و «از» شهرهای قرمز ممنوع است، گفت: نیروی انتظامی علاوه بر جرائمی که در دستور العمل بوده، ضمن عذرخواهی از خانواده‌های محترم، مسافران را عودت خواهد داد. عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور و فرمانده قرارگاه عملیاتی مقابله با کرونا گفت: امروز جلسه قرارگاه عملیاتی مقابله با کرونا با کمیته امنیتی، انتظامی و اجتماعی مدیریت بیماری کرونا مشترکا تشکیل شد و با توجه به شرایط خاصی که بوجود آمده لازم بود این جلسه به صورت فوق العاده و اضطراری تشکیل شود.
فرمانده قرارگاه عملیاتی مقابله با کرونا با اشاره به محورهای مورد بحث در نشست دیروز گفت: بررسی آخرین روند بیماری و چگونگی آن از جمله بحث های جلسه امروز بود و در این خصوص وزارت بهداشت از سرعت بیماری در کشور ابراز نگرانی کردند.
او اضافه کرد: با توجه به مجموعه شرایط پیش آمده، پیشنهاد وزارت بهداشت این بود که با کمک مردم، مجموعه اقداماتی را در حوزه رعایت پروتکل ها انجام دهیم تا روند بیماری کنترل و مدیریت شود.
فرمانده قرارگاه عملیاتی مقابله با کرونا با اظهار اینکه متاسفانه رعایت پروتکل ها در کشور در طی بازه زمانی یک ماهه اخیر افت داشته است؛ تصریح کرد: طبق گزارش ارائه شده رعایت پروتکل های بهداشتی از رقم ۷۰ الی ۷۷ درصد به کمتر از ۵۰ درصد رسیده که رقم بسیار پایینی است.
او در این خصوص گفت: طبق تصمیمات اتخاذ شده، مقرر شد همه افراد مسئول در حوزه نیروهای مسلح، دادگستری، اصناف، اتحادیه ها، وزارت بهداشت و فرمانداری‌ها امروز جلسات فوق العاده ای را در تمامی استان‌های کشور تشکیل دهند و کارگروه را برای برخورد با موارد تخلف در رعایت پروتکل‌های بهداشتی موظف سازند. وزیر کشور در بخش دیگری از صحبت هایش به تعطیلات سه روز آخر هفته جاری اشاره کرد و گفت: یکی از پیشنهادات در جلسه امروز این بود که با توجه به تعطیلی سه روز آخر هفته، دو الی سه روز دیگر را از ستاد ملی مدیریت بیماری کرونا مجوز بگیریم و یک تعطیلی را در تهران و کرج داشته باشیم. او در ادامه گفت: البته این کار منوط به مجوز ستاد ملی مدیریت بیماری کروناست و با توجه شرایط ویژه تهران و کرج و میزان تردد مربوط به این دو، این کار در مدیریت بیماری در شرایط کنونی کمک می کند. فرمانده قرارگاه عملیاتی مقابله با کرونا با تاکید بر اینکه طبق دستورالعمل های صادر شده در حوزه مقابله با کرونا، سفر به شهرهای قرمز و نارنجی ممنوع است؛ گفت: به نیروی انتظامی ماموریت داده شد که علاوه بر جرایمی که در دستورالعمل بوده، در این مقطع در هر کجایی که با سفرها در داخل جاده ها مواجه شویم، حتما با عرض معذرت از خانواده محترم همه مسافران و رانندگان عزیز، نیروی انتظامی این افراد را به مبدا عودت خواهد داد.
وزیر کشور گفت: این کار سخت است اما لازم است برای مصالح بیشتر و بالاتر برخی از مقررات را سختگیرانه‌تر عمل کنیم. همچنین گفت: البته از همین الان تذکرات لازم به مردم عزیزمان داده می شود و با همراهی مردم، مسافرت‌ها انجام نخواهد گرفت.
موضوع واکسن از دیگر محورهای مورد اشاره رحمانی فضلی در حاشیه نشست مشترک قرارگاه عملیاتی مقابله با کرونا با کمیته امنیتی، اجتماعی و انتظامی مدیریت بیماری کرونا بود و در این خصوص گفت: مهم‌ترین و موثرترین راه برای مقابله با ویروس کرونا دو امر رعایت پروتکل‌های بهداشتی و واکسیناسیون است. او اضافه کرد: همکاران ما در وزارت بهداشت مطرح کردند که برای تزریق دو دوز برای سنین بالای ۶۰ سال به اندازه کافی در کشور واکسن تامین شده است. رحمانی فضلی با اشاره با اعلام مسئولان وزارت بهداشت مبنی بر اینکه روزانه در ۸۰۰ مرکز تجمیعی واکسن تزریق می شود؛ گفت: با این حساب ظرف دو هفته همه افراد بالای ۶۰ سال واکسینه می شوند. این ادعای وزارت بهداشت است که اعلام کردند دیروز هم بیش از ۳۰۰ هزار نفر را واکسینه کردند.فرمانده قرارگاه عملیاتی مقابله با کرونا ابراز امیدواری کرد: امید داریم با قولی که مسئولان وزارت بهداشت دادند و با عملی که دیروز در واکسینه کردن بیش از ۳۰۰ هزار نفر انجام دادند؛ امر واکسیناسیون در کشور به صورت سراسری در اسرع زمان حاصل شود. او در ادامه صحبت هایش گفت: در کنار تزریق واکسن به افراد بالای ۶۰ سال و همچنین به افراد بالای ۵۰ سال در برخی مناطق خاص، در گام بعدی واکسینه شدن گروههای پرخطر و پر ریسک واکسینه آغاز می‌شود. رحمانی فضلی با بیان اینکه گروههای پرخطر و پر ریسک هم در کشور شناسایی شده اند؛ گفت: طبق قول مسئولان وزارت بهداشت همه گروههای پرخطر ظرف یک ماه واکسینه می‌شوند. او در این باره گفت: تا اول شهریور طبق گفته در وزارت بهداشت، همه افراد بالای ۶۰ سال و در برخی مناطق خاص ۵۰ سال به بالا و همچنین گروههای پر ریسک واکسینه می‌شوند. رحمانی فضلی با بیان اینکه تحقق این موضوع می‌تواند گام بسیار موثری در جلوگیری از ابتلا به کرونا در کشور باشد؛ گفت: البته کسانی هم که واکسینه می شود باید پروتکل ها را رعایت کنند.فرمانده قرارگاه عملیاتی مقابله با کرونا در ادامه گفت: طبق گزارش دریافتی حدود ۲ درصد از مردم عزیز کشورمان به خاطر دغدغه و نگرانی که دارند بدون رعایت وقت تنظیمی اعلام شده به مراکز تزریق واکسن مراجعه می کنند که موجب تشکیل صف می شود و مهم تر از آن امکان ابتلا به بیماری را بالا می‌برد. رحمانی فضلی در این خصوص گفت: فاصله اینکه بدون نوبت بروند یا با نوبت به مراکز واکسن مراجعه کنند، حداکثر یک هفته است و در این خصوص، برای پیشگیری از تشکیل صف ها و زمینه سازی انتقال بیماری، درخواست همراهی از مردم عزیز داریم.

چار ه‌جویی برای حل‌ بحران خوزستان

اعتراض‌های مردمی در استان خوزستان به کم‌آبی دو شب گذشته هم ادامه پیدا کرد. دو شب پیش 25 تیرماه مردم در اعتراض به کم‌آبی‌ به خیابان‌ها آمدند. جمعیت معترضان در اهواز، کوت عبدالله، خرمشهر، سوسنگرد، ماهشهر، جراحی و شادگان اینبار با شعارهایی نظیر «خوزستان تشنه است»، «عطشان الشط راید مائه» از مسئولان مطالبه‌گری کردند و این‌بار مسیر شهر شوش به اهواز را بستند. به نظر می‌رسد که اعتراض‌ها نسبت به کم‌آبی از چند هفته گذشته آغاز شده است. بسیاری آن را بی‌ارتباط با طرح‌های انتقال آب کارون، کمبود آب شرب و کشاورزی و خشک شدن هورالعظیم و مرگ ماهی‌ها و گاومیش‌ها بی‌ارتباط نمی‌دانند. قطعی مکرر آب و برق در بسیاری از روستاهای شمال خوزستان هم وضعیت را بغرنج‌تر کرده است و مردم را ناامید و نگران. در جریان تجمعات روز 25 تیرماه یک جوان 30 ساله شادگانی کشته شده است. رسانه‌های رسمی تا این لحظه کشته شدن مصطفی نعیماوی را تایید کرده‌اند. امید صبری‌پور، سرپرست فرمانداری شادگان درباره علت کشته شدن این جوان شادگان که منابع محلی او را «مصطفی نعیماوی» معرفی کردند، به ایسنا گفته است: «در جریان تجمع، افراد فرصت‌طلب و اغتشاشگر به سمت ماموران نیروهای امنیتی و تجمع‌کنندگان تیراندازی کردند که تیر به یک رهگذر که جوانی ۳۰ ساله بود، اصابت و منجر به مرگ او شد».

با وجود این‌که اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس‌جمهوری و غلامحسین محسنی‌اژه‌ای، رئیس قوه قضائیه 25 تیرماه دستور رسیدگی به شرایط خوزستان را داده بودند و دو هیات هم به این استان اعزام شدند اما اعتراض‌ها نسبت به کم‌آبی در استان خوزستان تا جمعه شب ادامه پیدا کرد. معترضان که بنابر تصاویر و ویدیوهای منتشر شده، عموما جوانان خوزستانی هستند، از نبود آب شرب و آب کشاورزی گلایه دارند و در شعارهایشان از عطش و تشنگی می‌گویند. مساله‌ای که قاسم سلیمانی‌دشتکی، استاندار خوزستان هم در جلسه‌ای به مدیران استان به آن واکنش نشان داده و در گفت‌وگو با فارس تامین آب شرب استان را را اولویت اول دانسته است. او دیروز در مصاحبه‌ای تلویزیونی از تنش آبی و نبود آب در 700 روستای استان سخن گفت و اعلام کرد که تا پیش از تنش آبی هم این 700 روستا با تانکر آب‌رسانی می‌شدند.
راه‌هایی برای کاهش بی‌آبی در استان
در میان این تنش‌ها پرسش این است که برای حل مساله کم‌آبی در خوزستان چه باید کرد؟ خشکسالی، سدسازی لجام گسیخته، الگوی کشت غلط، تغییر فصل کشت برنج از عوامل کم‌آبی این روزهای خوزستان تلقی می‌شوند. عواملی که کارشناسان در گزارش دیروز پیام‌ما با تیتر: «مطالبه خوزستان را بشنوید» روی آن تاکید داشتند. فیصل عامری، کشاورز و فعال محیط زیست گفته بود که بنا بود شلتوک کاری در زمین تشنه خوزستان محدود شود اما مشکلات مالی کشاورزان و عدم جبران خسارت آن‌ها در سیل و شلتوک کاری مدیران جهاد کشاورزی در اطراف کارون منجر به افزایش برنج‌کاری، این محصول آب‌بر در خوزستان شده است. او یکی از راهکارهای موثر در جدال با کم‌آبی را کاهش وسعت شالی‌ها و تغییر فصل کشت می‌داند. مجتبی گهستونی خبرنگار اهوازی مساله را وسیع‌تر دیده بود و از الگوی کشت غلط و از بین رفتن هور که این روزها منجر به از بین رفتن دام هم شده گفته بود و فعالان دیگر استان به سدسازی و طرح‌های انتقال آبی که باعث خشک شدن کارون و کرخه شده است، اشاره کردند و توقف آن‌ها را باعث بهتر شدن شرایط دانسته بودند. هژیر کیانی، دبیر انجمن دوستداران طبیعت و محیط زیست خوزستان هم در این گزارش به ایجاد یک کمیته حقیقت‌یاب اشاره کرده بود، کمیته‌ای که اقدامات درباره هورالعظیم و وضعیت آب شرب روستاها را بررسی کند. سلیمانی دشتکی، نیز در حاشیه جلسه نشست ستاد استانی کرونا در جمع خبرنگاران چند راهکار کوتاه‌مدت و میان‌مدت برای حل مسئله عنوان کرد: اولویت بعدی ما کشت‌های فصلی، جایگزین و تابستانه بوده و در مرحله بعد آماده کشت پاییزه هستیم. افراد زیادی شروع به برنج‌کاری و شلتوک‌‌کاری کردند همچنین در کنار خود هورالعظیم شلتوک‌کاری فراوانی انجام شد که کار بسیار خطرناکی است. در این بحران آب لازم برای کشت‌ها و مصارف مختلف را با توجه به موجودی آب پشت سدها اختصاص دادیم.
تلنبار شدن مسائل در خوزستان
کاهش اعتماد عمومی در استان خصوصا در جامعه کشاورزان و تلنبار شدن مسائل حل نشده در استان شاید یکی از دلایل اعتراضات این روزها باشد. مساله‌ای که شاید پرداختن به آن بتواند اعتماد عمومی را افزایش دهد و اندکی التیام‌بخش مردم خوزستان باشد. قاسم آل کثیر، فعال اجتماعی در خوزستان از عقبه اعتراضات و تلنبار مسائل حل نشده در خوزستان تاکید می‌کند. او به روزنامه پیام ما می‌گوید بخش اعظمی از جامعه خوزستان کشاورزند و اتفاقا این گروه در جریان سیل 95 جزو اولین آسیب دیدگان سیل بودند. به گفته آل‌کثیر این گروه قرار بود از بیمه خسارت بگیرند اما بخشی نتوانستند: «مساله به طور کامل حل نشد و حتی به فراموشی سپرده شد، بعد از مدتی سیل 98 آمد، سیلی که فراگیرتر بود، معضلات این سیل و جبران خسارت آن هم به طور کامل برطرف نشد، کم آبی روستاها را هم به این مساله قبلی اضافه کنید، روستاها ممکن بود 4 ساعت آب داشته باشند و 10 ساعت آب نداشته باشند، اکنون هم خشکسالی ایجاد شده است، این مسائل روی هم تلنبار شدند.» مساله دیگری که این فعال اجتماعی روی آن تاکید می‌کند و شاید در بازگشت اعتماد عمومی هم موثر باشد. مساله انتقال آب است. آل کثیر می‌گوید: خوزستانی‌ها در مدیریت منابع آب نقشی ندارند و این ضعف نمایندگان ماست. ببینید اکنون دغدغه ما این نیست که آب چرا به اصفهان می‌رود یا بخواهیم شکاف اجتماعی ایجاد کنیم، تمام دنیا اکنون به این نتیجه رسیده است که منابع محیط زیستی نباید دستکاری شوند، ما کاری نداریم که این آب به کجا می‌رود تجربه جهانی نشان می‌دهد که این دستکاری باعث بروز آسیب می‌شود.» آل کثیر می‌گوید رزق و روزی مردم اکنون در خطر است، آستانه تحمل مردم کم شده است: «همچنان این نقد وجود دارد که وقتی آب به سمت نیشکرها و پتروشیمی‌ها سرازیر می‌شود، بخشی از این آب را به سوی مردم صادر کنید.»
حل مشکل جیره‌بندی دهدز
انجمن دوستداران طبیعت و محیط زیست خوزستان اما برای حل بحران ریشه‌ای کم‌آبی در خوزستان به ضرورت تامین آب شرب برای 30 هزار نفر از مردم 110 روستا و شهر دهدز اشاره کرده است. در این نامه که مخاطب آن هیات اعزامی قوه‌قضائیه به خوزستان است، آمده است: «پس از آبگیری سد کارون۳ و آوارگی بیش از ۱۰ هزار نفر و از بین رفتن ۶۳ پارچه روستا و آبادی، بزرگترین کوچ اجباری تاریخ سدسازی ایران در منطقه دهدز رخ داد. از آن زمان تا کنون همانند جزیره ای تشنه در میان دو دریاچه ۵ میلیارد متر مکعبی سدهای کارون۳ و ۴ قرار گرفته است. از سال ۱۳۸۳ تاکنون مردم این منطقه در رنج جیره بندی آب به سر می‌برند. هم‌اکنون جیره بندی آب و تنش شدید آبی ۱۱۰ روستا و شهر منطقه دهدز با جمعیتی بالغ بر ۳۰ هزار نفر به مرز هشدار رسیده و بررسی‌‌های وضع موجود نشان دهنده زنگ خطر جدی برای وقوع یک بحران در سال ۱۴۰۰ در این منطقه است. »
در این نامه همچنین آمده است: عدم چاره اندیشی برای برون رفت از وضع موجود نارضایتی عمومی و پیامدهای اجتماعی و بهداشتی خطرناک در پی خواهد داشت. در حال حاضر مردم دهدز هیچ گونه امنیتی در زمینه آب شرب و بهداشت ندارند.
در این نامه راهکاری هم برای حل بحران پیش‌بینی شده است و از وزارت نیرو در راستای مسئولیت اجتماعی خود نسبت به تامین مایحتاج و ملزومات اجرای این طرح اقدام کند: «تنها راهکار پایدار حل مسئله آب در منطقه دهدز برای پیشگیری از بحران جدی قطعی آب شرب و جلوگیری از به خطر افتادن سلامت و بهداشت ۳۰ هزار نفر مردم منطقه دهدز، آبرسانی و تامین آب از محل دریاچه سد کارون ۳ و در نقطه‌ای موسوم به ایستگاه رکعت است. برای اجرای این طرح و نجات منطقه دهدز از این بحران، مطابق مطالعات انجام شده، تامین فوری تجهیزات و لوازم طرح آبرسانی ایستگاه پمپاژ و خط لوله انتقال از محل ایستگاه موسوم به اسکله رکعت در دریاچه سد کارون ۳ به دهدز است. این خط به طول ۱۵ کیلومتر لوله فلزی mm ۳۵۰، ایستگاه پمپاژ شناور، احداث ساختمان ایستگاه اصلی و دو ایستگاه پمپاژ کمکی، تصفیه‌خانه و اتاق کلر زنی احتیاج دارد.»
اعتباراتی برای کاهش تشنگی
برای حل بحران کم‌آبی و خشکسالی در خوزستان اما مسئولان دیگر نیز دست به کار اظهار نظر شدند و تامین اعتبارات برای کاهش تشنگی در استان گفتند. اسماعیل نجار، رئیس سازمان مدیریت بحران کشور به ایسنا گفته است: ۱۹۱ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان برای خشکسالی در تاریخ ۱۲ اردیبهشت امسال مصوب شده بود است.
او با اشاره به کاهش 54 درصدی بارندگی در سال‌ جاری نیز گفته است: علاوه بر خساراتی که به کشاورزان وارد شده است، مقادیری از خسارت کشاورزان در سال ۹۸ نیز مانده بود که به دولت پیشنهاد شده تا این مبالغ نیز سریع‌تر تسویه شود.
رئیس سازمان مدیریت بحران کشور از اختصاص ۲۰۰ میلیارد تومان برای کاهش تنش آب شرب در این استان خبر داد و گفت: ۷۰ میلیارد تومان به سازمان جنگل‌ها و مراتع برای رسیدگی به کانون ریزگردها و ۱۰۰ میلیارد تومان برای پروژه‌هایی که مشکلات آبی کشاورزان را کمتر کند، اختصاص پیدا می‌کند.
بحران عظیم‌تر نشود
بسیاری از نخبگان استان در روزهای اخیر بیم آن را داشتند که اعتراضات مردمی به محلی برای تسویه‌حساب‌های قومیتی تبدیل شود. چنانچه اشکان زارعی، دانشجوی دکترای تاریخ نیز در گفت‌وگو با روزنامه پیام ما به این مساله اشاره کرد و گفت: مشکلات قومی نیست و ریشه در بی‌کفایتی مدیران است. این مشکلات در خوزستان متوجه عرب‌های خوزستان نیست، این گروه تصور می‌کنند، قرار است از خوزستان کوچانده شوند، در حالی که پیشتر به آن‌ها هشدار مبنی بر بی‌آبی در صورت کشت شلتوک داده شده بود.

گره کور بیمه زنان خانه‌دار

با شکل‌گیری جوامع مدرن و اهمیت یافتن بیمه‌های اجتماعی، قوانینی برای حمایت از حقوق کارگران وضع شد. در این میان، زنان نیز بی‌نصیب نماندند و قوانین حمایتی مشمول کار آنان نیز شد. اما مساله‌ای که در خصوص زنان وجود داشت این بود که هنوز مانند گذشته نقش زنان در خانه و خانواده بسیار پررنگ‌تر از مردان بود و به دلیل ویژگی‌های ذاتی زن و نقش او در به دنیا آوردن و بزرگ کردن فرزندان، نیاز بود که قانون از زنان شاغل بیشتر حمایت کند. بیمه زنان خانه‌دار فرصتی است برای آن دسته از زنان خانه‌داری که در جایی مشغول به کار نیستند، اما با پرداخت حق بیمه می‌توانند در دوران میانسالی و کهنسالی از مزایای بازنشستگی و دریافت مستمری برخوردار شوند. کارشناسان معتقدند بیمه اجتماعی می‌تواند آثار مثبتی بر تقویت امید به زندگی و انگیزه زنان خانه‌دار شود. زنان خانه‌دار بدون نیاز به خارج شدن از منزل می‌توانند به وظیفه مادری و همسری خود بپردازند و هم بازنشسته شده و از مزایای بازنشستگی مانند سایر مشاغل بهره‌مند شوند.

هر چند در راستای اجرای اصل 29 قانون اساسی مبنی بر تحت پوشش قرار گرفتن آحاد مردم و برای حفظ کرامت، امنیت و استقلال مالی؛ زنان خانه‌دار نیز باید از بیمه اجتماعی برخوردار باشند اما بر اساس آمار 62 درصد از زنان کشور خانه‌دار هستند و جمعیتی نزدیک به 20 میلیون نفر را تشکیل می‌دهند و بیش از 75 درصد از آن‌ها فاقد بیمه مستقل هستند.
از اواسط دهه هفتاد شمسی بحث بیمه زنان خانه‌دار در کشور مطرح شد. در سال 1381 سازمان بهزیستی کشور طرح «بیمه اجتماعی حضرت زهرا (س)» را مطرح کرد. این طرح قرار بود برای زنان خانه‌دار فاقد شغل امنیت اقتصادی و اجتماعی ایجاد کند و براساس آن ۵۰ درصد حق بیمه بر عهده فرد متقاضی و ۵۰ درصد دیگر به عهده سازمان بهزیستی کشور به نمایندگی از دولت قرار می‌ گرفت. در این طرح زنان خانه‌دار پس از ۲۰ تا ۲۵ سال مستمری دریافت می‌کردند. طرح در نیمه راه به دلیل تخصیص نیافتن اعتبارات و بر اثر اجرای ضعیف، متوقف شد. در بند «ی» ماده (97) برنامه چهارم بر تهیه و تدوین طرح جامع توانمندسازی زنان سرپرست خانوار و خودسرپرست تأکید شده بود ولی تا آخرین روزهای عمر این قانون، طرحی در این راستا به تصویب نرسید. در دولت نهم بیمه زنان خانه‌دار و سرپرست خانوار عنوان شد و حتی در برخی سال‌ها برای آن بودجه هم در نظر گرفته شد اما هیچگاه در سطح وسیع عملیاتی نشد.
در آذرماه سال ۸۷ با ابلاغ بخشنامه‌ای سازمان تامین اجتماعی بیمه زنان خانه‌دار، این گروه را در زمره بیمه صاحبان حرف و مشاغل آزاد و خویش فرما تحت پوشش قرار داد. مبلغ پرداختی مبنای پرداخت حق بیمه زنان سرپرست خانوار بر اساس ۱۸ درصد «حداقل دستمزد مصوب شورای عالی کار» تعیین شد. پرداخت ۱۸ درصد سهم حق بیمه در کنار محدودیت سنی اعمال شده، موجب شد تا از این بیمه استقبالی نشود.
در انتخابات دهم ریاست جمهوری، طرح بیمه زنان خانه‌دار جزیی از شعارهای تبلیغاتی هر چهار نامزد بود. بیمه کلیه آحاد ملت به ویژه سالمندان و زنان سرپرست خانوار، بیمه زنان خانه‌دار و «تشکیل صندوق بازنشستگی» برای آنان، «تصویب شغل خانه‌‌داری و پرداخت حقوق ماهانه» به زنان خانه‌دار‌، طرح بیمه شدن زنان خانه‌دار و سرپرست خانوار از جمله وعده‌های انتخاباتی مطرح شده در این دوره بود که البته هیچ‌یک محقق نشد.
زنان سرپرست خانوار نیازمند توجه
بیمه زنان سرپرست خانوار شاید بیش از همه اقشار باید مورد توجه قرار گیرد. مقابله با فقر و حمایت از نیازمندان در جهان امروز برای جلوگیری از گسترش ناهنجاری و آسیب‌های اجتماعی یک ضرورت اجتماعی و اقتصادی به‌شمار می‌رود. به دلایل متعددی باید زنانی را که سرپرستی خانوار را برعهده دارند جزو اقشار آسیب‌پذیر در نظر گرفت. از جمله این دلایل می‌توان به فقر و وضعیت اقتصادی نامناسب و مشکلات اجتماعی و فرهنگی و… این زنان و خانواده‌های آنان اشاره کرد که آنان را در مواجهه با زندگی واقعی، مورد تهدید قرار می‌دهد. زیرا فشارهای ناشی از فقر و تنگدستی و نیاز شدید و ناتوانی در تأمین نیازهای اولیه زندگی می‌تواند احتمال نافرمانی از خداوند و پذیرش سلطه دیگران را بیشتر کرده و زمینه‌های وقوع جرم و بزهکاری را فراهم سازد.
صندوق روستاییان راهکاری مناسب
از نظر قانونی برای حمایت از زنان اصولی در قانون اساسی به چشم می‌خورد که این رویکرد موجب طراحی قوانین در این راستا شده است. در قوانین موجود زنان به دو دسته عمده تقسیم می‌شوند: دسته اول زنان دارای درآمد (زنان شاغل، بازنشسته و زنان وظیفه‌بگیر) که مشمول قوانین حمایتی قرار نیستند. دسته دوم زنان بدون درآمد که در قوانین، زنان بی‌سرپرست یاد می‌شوند و مشمول قوانین حمایتی قرار می‌گیرند. در حقیقت قانون در خصوص زنان خانه‌دار کاملا سکوت کرده است. استثنائا این شرایط را در برخی سال‌ها در قانون بودجه شاهد بوده‌ایم.
در قانون بودجه سال 1392 صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان روستاییان و عشایر مکلف شد در ازای دریافت 5 ‌درصد‌ حق بیمه، نسبت به بیمه کردن زنان خانه‌دار متاهل به تعداد 200 هزار نفر اقدام کند و ضرورتی نداشت این زنان ساکن روستا باشند. این حکم در حوزه بیمه زنان بسیار کارگشا بود چرا که زنان می‌توانستند با حق بیمه کم و برخورداری از کمک دولت نسبت به بیمه خود اقدام کنند. اما این حکم قانونی هم در سالیان بعد تکرار نشد. البته اکنون بیمه زنان خانه‌دار در قالب بیمه خویش فرما در سازمان تامین اجتماعی انجام می‌شود که هزینه آن برای افراد متقاضی ماهیانه بیش از 600 هزار تومان است. در چنین شرایطی حضور صندوق بیمه اجتماعی برای ارائه خدمات به زنان خانه‌دار شهری و روستایی می‌تواند موثر افتد. صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان روستاییان و عشایر، نهادی است که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. ساز وکار این صندوق به گونه‌ای است که افراد می‌توانند بر اساس سطوح درآمدی میزان پرداختی خود را انتخاب کنند. فرد بیمه شده تنها پنج درصد در پرداخت حق بیمه خود سهم دارند و 10 درصد حق بیمه از سوی دولت پرداخت می‌شود. این صندوق ۳ خدمت تعهدی اصلی بازنشستگی، فوت و از کارافتادگی را دارد. در طرح بیمه کردن یک میلیون و 400 هزار نفر که امسال مطرح است؛ مجددا موضوع بیمه شدن 200 هزار زن سرپرست خانوار هم طرح شده اما فعلا به دلیل تامین نشده منابع مالی اجرایی نشده است. اگر مجوری برای عضویت زنان (فارغ از زندگی در شهر یا روستا) به صندوق بیمه اجتماعی داده شود می‌توان امیدوار بود گره کور بیمه زنان خانه‌دار بعد از چند دهه گشوده شود.

باید بر مطالبه‌گری اصرار کنیم

در نخستین رویداد سالانه کنشگری، موضوع فعالیت‌های مدنی در ایران به بحث و تبادل نظر گذاشته شد. چند تن از فعالان محیط زیست، میراث‌فرهنگی و زنان عصر جمعه ۲۵ تیر در برنامه‌ای که به بهانه چهار سالگی پلتفرم جمع‌آوری امضای «کارزار» به صورت آنلاین برگزار شد، گفتند کنشگران باید بدون چشم‌داشت زبان روادارانه داشته باشند، جنس فعالیتشان باید مطالبه‌گرانه باشد، مطالبه‌گری باید با دانش رخ دهد.

در اولین پنل این رویداد که به تجربه‌های کشنگری اختصاص داشت حامد بیدی، مدیرعامل کارزار با لیلی ارشد، کنشگر حوزه زنان و مدیرعامل موسسه خانه خورشید، اسماعیل آذری‌نژاد، کنشگر کتابخوانی برای کودکان روستایی، محمد درویش، پژوهشگر محیط زیست و مجتبی گهستونی، کنشگر میراث‌فرهنگی به گفت‌وگو پرداخت.
در پرورش نسل دغدغه‌مند، ناتوان بودیم
محمد درویش، کنشگر و پژوهشگر محیط زیست در شروع صحبت‌های خود در این پنل در پاسخ به این پرسش که آیا کنشگران باید در کمیته‌ها و شوراهای دولتی و حاکمیتی هم شرکت کنند، گفت: من در شروع کارم دیدم که دولتمردان ما چقدر از نگاه محیط زیستی دورند و بنابراین تصمیم گرفتم کارم را به عنوان فعال محیط زیست آغاز کنم. این چرخه هیچگاه به نتیجه نمی‌رسد مگر اینکه در هر دو طرف آگاهی‌ها افزایش پیدا کند. مشکل اینجاست که ما نتوانستیم نسلی را پرورش دهیم که نگرانی‌های محیط زیستی را درک کند. با این همه سطح آگاهی و حساسیت مردم نسبت به گذشته افزایش پیدا کرده است.
او درباره اهمیت کار داوطلبانه هم یادآور شد: کسی که به فهم لزوم انجام کار داوطلبانه می‌رسد آدم ثروتمندی است. ما باید به سمت شادی جمعی حرکت کنیم و شرطش این است که بی‌منت برای طبیعت و آدم‌ها گام‌های داوطلبانه و موثر برداریم. این می‌تواند به ما حسی بدهد که از آن به عنوان رضایت یاد می‌کنیم.
او در ادامه اضافه کرد: ما باید کاری را انجام دهیم که به آن باور داریم. نمی‌توانیم اگر در جنبش نفی دخانیات شرکت می‌کنیم خودمان درگیر دخانیات باشیم. رفتار یک کنشگر خیلی مهم‌تر از حرف‌هایی است که می‌زند.
درویش به کنشگران جوان توصیه کرد: دانش خود را در حوزه مورد علاقه‌شان توسعه بدهند. از مردم طلبکار نباشند و تلاش کنند به مردم چیزی یاد بدهند بدون اینکه چیزی از مردم بخواهند. کنشگران باید بدون چشم‌داشت زبان روادارانه داشته باشند.
این فعال محیط زیست درباره ناامیدی از کنشگری هم گفت: چند اتفاق باید بیفتد که پرچم امید در اهتزاز بماند. بخشی به رفتار ما کنشگران برمی‌گردد. بخشی به حکومت و دولت که باید پاسخگو باشد و بخشی دیگر به حد واسط‌ها برمی‌گردد مانند سایت کارزار. مثلا کارزار می‌تواند آماری از پاسخگویی مسئولان ارائه کند تا مشخص شود کدام مطالبات موفق بوده یا کدام مسئولان پاسخگو بوده‌اند.
او با اشاره به اینکه حکومت‌ها می‌توانند با پاسخگو بودن امید را در دل جوانان زنده نگه دارند، اضافه کرد: کنشگران باید به یاد داشته باشند که جنس فعالیت آنها باید مطالبه‌گری باشد. مطالبه‌گری زمانی پاسخ می‌دهد که دانش لازم را در آن حوزه داشته باشیم.
درویش در نهایت چند توصیه کنشگران ارائه کرد و گفت: توصیه من این است که راهی پیدا کنیم برای کار کردن به جای اینکه راهی پیدا کنیم برای گیر دادن. کنشگر محیط زیست زمانی می‌تواند کار کند که تجربه داشته باشد و این تجربه از سفر و مطالعه و شنیدن می‌تواند کسب کند.
در مقابله دلسردی‌ها باید تلاش کرد
مجتبی گهستونی، فعال حوزه میراث‌فرهنگی هم در این پنل با اشاره به اینکه معتقد است پلتفرم کارزار یک جریان جدید در کنشگری در ایران ایجاد کرده، گفت: برخی می‌گویند گوش شنوایی نیست. من در طول فعالیتم به فراوانی با این موضوع مواجه شدم. سماجت و اصرار ما به کاری که انجام می‌دهیم می‌تواند تاثیرگذار باشد. بارها شده دلسردی‌های زیادی ایجاد کردند اما باید تلاش کرد. باید بر مطالبه‌گری خودمان اصرار کنیم.
او درباره تاثیرگذاری کنشگری در حوزه میراث‌فرهنگی گفت: با وجود همه مشکلات توانسته‌ایم مانع بسیاری از تخریب‌ها در این حوزه شویم و یا روند تخریب را کند کنیم. از زمان تشکیل اداره باستان‌شناسی و اداره عتیقه‌شناسی تا امروز خیلی‌ها تلاش کردند که از آثار تاریخی دفاع کنند اما این غیرقابل تحمل است که یک کنشگر مورد اتهام قرار بگیرد یا مورد ضرب و شتم قرار بگیرد یا از ورود به اداره‌های میراث‌فرهنگی منع شود.
برای امید، نمی‌توان نسخه‌ای نهایی داد
لیلی ارشد در این پنل درباره اثربخشی کنشگری مدنی گفت: در سال‌هایی فعالیتم در دروازه غار ۶۰۰ پرونده برای زنانی که اعتیاد دارند یا خودفروشی می‌کردند تشکیل دادیم و آنها توانستند با ترک اعتیاد حالا زندگی بهتری داشته باشند.
این کنشگر حوزه زنان با اشاره به اینکه از ابتدای فعالیتش معتقد به توانمندسازی بوده، اضافه کرد: ما تلاش کردیم که زن‌هایی را که گرفتار اعتیاد بودند نسبت به شرایط خودشان توانمندتر کنیم تا شهروند بهتری باشند و بتوانند سالم زندگی کنند. ما در خانه خورشید به زنان حرفه‌های مختلف آموزش دادیم و حتی برای بهبود زندگیشان دو کلینیک دندانپزشکی داریم که در آنجا دندانپزشکان داوطلب با ما کار می‌کنند.
ارشد در پاسخ به اینکه چه کنیم جو یاس و انفعال را از بین ببریم، گفت: ایجاد امید در جوان‌ها نیاز به مجموعه‌ای از اتفاق دارد. نمی‌توان یک نسخه نهایی داد. ابتدا باید نیازهای اولیه انسان‌ها برطرف شود. باید ببینیم که چه کرده‌ایم که جوان‌ها به ظرفیت‌ها و مهارت‌های خود پی ببرند. انسان‌ها تا زمانی که خودشان را نشناسند و با ابعاد زندگی و عواطفشان آشنا نشوند نمی‌توانند کار داوطلبانه کنند و به هم نوعان خود کمک کنند و به محیط زیست عشق بورزند.
با خانه‌نشینی نمی‌توان در خدمت مردم بود
در این پنل همچنین اسماعیل آذری‌نژاد، کنشگر کتابخوانی برای کودکان روستایی هم شرکت داشت. او درباره فعالیت‌های خود گفت: ۱۳ هزار کودک تحت پوشش قصه خوانی هستند و ۵۰ مربی داریم در روستاهای مختلف کار می‌کنند و هفته‌ای حداقل ۲ کتاب به دست بچه‌ها می‌رسانیم. شعار ما این است که بهترین و با کیفیت‌ترین کتاب‌ها را در کمتر از یک ماه به دست بچه‌های کهکیلویه‌وبویراحمد برسانیم.
آذری‌نژاد با اشاره به اینکه می‌گویند پیامبر اسلام طبیب دوره‌گرد بود، اضافه کرد: معتقدم اگر در خانه بنشینیم تا کسی سراغ ما بیاید نمی‌توانیم در خدمت مردم و ایران باشیم. این کار سختی‌هایی دارد اما لذت کار بسیار بیشتر است.
بعضی مطالبه‌ها مبنای علمی ندارند
پنل دوم اولین رویداد سالانه کنشگری در ایران با موضوع راهکارهای کنشگری موثر در ایران برگزار شد. در این پنل سمیه رفیعی، فراکسیون محیط زیست مجلس و الهه محمدی، روزنامه‌نگار و فعال حقوق زنان حضور داشتند.
رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس درباره سازوکار قانونی کنشگری در ایران گفت: ساز و کار قانونی برای فعالیت‌های سازمان‌های مردم‌نهاد و نهادهای مدنی وجود دارد و حتی بر حمایت از آن هم تاکید شده اما مانند بسیاری قوانین دیگر به صورت کامل اجرا نمی‌شود.
او با اشاره به اینکه یکی از مهم‌ترین مولفه‌های حکمرانی خوب که در سال‌های اخیر مکرر درباره آن حرف می‌زنیم فعالیت نهادهای مدنی است، اضافه کرد: من بارها گفته‌ام قانونی بهترین قانون است که باید مشارکت ذی‌نفعان نوشته شود و حضور و نفع آنها را به صورت همه جانبه در نظر گرفته باشد. اگر اینطور نباشد قانون می‌رود لب طاقچه و در دنیا متهم می‌شویم که بی‌قانون هستیم یا اینکه قوانین متناقض داریم.
او در ادامه افزود: پدیده‌هایی که امروز با آنها روبه‌روهستیم بسیار عجیب است که نتیجه عملکرد ما به صورت قانون‌گذار و مجری‌های قانون است. مثلا در خوزستان که زمانی پر آب‌ترین استان ایران بود و الان آب خوردن هم وجود ندارد می‌توان عمق فاجعه را فهمید. برای این استان یک زمانی کسانی تصمیم گرفته‌اند که وضعیت مردم بهتر شود و یا اشتغال و توسعه ایجاد شود اما حالا که زمانی از آن تصمیم‌گیری گذشته مشخص شده که تنها چیزی که وجود ندارد رضایت مردم است.
رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس با اشاره به اینکه اشکال کنشگری در کشور ما این است که بعد از ایجاد بحران کنشگری آغاز می‌شود، گفت: باید پیش از بحران مردم آگاه شوند اما مدیر تصمیم‌گیر می‌ترسد که اگر مردم را درباره تصمیم‌هایش آگاه کند سنگی جلوی این تصمیم‌ها بیاندازند. او با تاکید بر اینکه حتما باید نظر مردم درباره تصمیم‌ها پرسیده شود اضافه کرد: در ارزیابی‌های محیط زیستی فرایند کارشناسی کامل تعریف نمی‌شود و معمولا ناقص است و تصمیمی‌گیری‌ها در اتاق‌های بسته و با مکانیزم غیرشفاف اتخاذ می‌شود و مردم نسبت به این تصمیم‌ها آگاه نمی‌شوند و تازه بعد از اجرای تصمیم تبعات آن مشخص می‌شود. رفیعی همچنین افزود: درباره مطالبه‌گری باید از قبل آموزش‌هایی ارائه شود. برخی از مطالبه‌ها مبنای علمی ندارند و برخی در جو احساسی پیش می‌روند. البته باید بگویم که این آموزش وظیفه دولت و حاکمیتی است.
رئیس کمیسیون محیط زیست مجلس در ادامه گفت: من اعتقاد دارم که مدیریت در کشور باید با مشارکت مردم باشد و این با شعار محقق نمی‌شود و باید ذی‌نفعان را در تصمیم‌گیری شرکت داد.
مردم صدای هم را پیدا می‌کنند
الهه محمدی، روزنامه‌نگار و فعال حقوق زنان هم در این پنل با اشاره به نقش فزاینده و چشمگیر شبکه‌های اجتماعی در کنشگری گفت: کنشگری در ایران در دو سال اخیر و بعد از اتفاقات سال ۹۸ تغییرات زیادی کرده است. حالا مردمی که بیرون گود نشسته بودند خودشان را بیشتر درگیر موضوعات کرده‌اند.
او با اشاره به اینکه نسخه واحدی برای کنشگری در ایران نمی‌توان نوشت، اضافه کرد: مردم با همه مخاطراتی که کنشگری در ایران دارد فعالیت می‌کنند. حساسیت به موضوعات مختلف مانند زنان، محیط زیست و حقوق حیوانات افزایش پیدا کرده است. مردم شاید عضو یک سازمان مردم نهاد نشوند اما با امضا کردن یک کارزار یا نوشتن یک پست در شبکه‌های اجتماعی نقش خود را ایفا می‌کنند. محمدی با اشاره به جنبش Me Too ایرانی و موضوع آزار جنسی گفت: وقتی این موضوع در شبکه‌های اجتماعی مطرح می‌شود بسیاری از مردم وارد ماجرا می‌شوند. حرف زدن از آزارهای جنسی و آزارهای خیابانی و خشونت‌های خانگی نشان‌دهنده این است که مردم صداهای مشترک هم را پیدا می‌کنند.

کمبود تانکر برای حمل آب در خوزستان

مدیرعامل اتحادیه دامداران خوزستان گفت: اگرچه آب به میزان کافی و مورد نظر به دست دامداران نمی‌رسد اما آب ارسالی به دامداران تا حدودی جوابگوی نیاز آن‌ها است. جواد ابراهیمی با بیان اینکه حدود ۹۰ درصد از دامداری‌ها در خوزستان به صورت سنتی فعالیت می‌کنند، به ایسنا گفت: وسعت خوزستان بسیار زیاد است و در غرب استان از هور تا جفیر، هویزه، شوش، رفیع و دیگر مناطق پراکندگی دامداری‌ها بسیار بالا است.
او افزود: با توجه به پراکندگی و وسعت زیاد دامداری‌ها در استان نمی‌توان آمار دقیق خسارات و تلفات وارده به دامداری‌ها بر اثر بحران آب را برآورد کرد اما به دامداران اعلام شده که با مراجعه به سازمان جهاد‌کشاورزی و تشکیل پرونده نسبت به اعلام و برآورد خسارت خود اقدام کنند.
مدیرعامل اتحادیه دامداران خوزستان گفت: با همکاری جهاد کشاورزی خوزستان در کنار رودخانه‌هایی که خشک شده‌اند، تعدادی استخر در هورالعظیم، حمیدیه و دشت آزادگان برای گاومیش‌ها ایجاد می‌شود تا زمانی که سطح آب رودخانه‌ها کاهش می‌یابد، آب به صورت ذخیره در آن استخرها وجود داشته باشد و برای مدتی پاسخگوی نیاز آن‌ها باشد.
ابراهیمی ادامه داد: با باز شدن دریچه سدهای دز و کرخه و جاری شدن مجدد آب در رودخانه‌های این مناطق، آب به طرف این استخرها هدایت می‌شود تا بتوان تاحدودی مشکلات آبی دامداران این مناطق را برطرف کرد و این استخرها به عنوان یک منبع ذخیره برای مدتی باقی بمانند. او با بیان اینکه روزانه برای حوزه حمیدیه حدود ۲۰ تا ۳۰ دستگاه تانکر آب ارسال می‌شود، گفت: در خوزستان با کمبود تانکر برای جابه‌جایی آب مواجه شده‌ایم. تانکر برای حمل و نقل آب در خوزستان کم است و جوابگوی نیاز نیست و باید از استان‌های دیگر کمک گرفته شود. اگر استان‌های دیگر به خوزستان تانکر حمل آب ارسال کنند مشکل آب برطرف می‌شود.
او افزود: در شرایط کنونی بسیاری از رانندگان تانکرها از شرایط سواستفاده می‌کنند و به دنبال ماهی گرفتن از آب گل‌آلود هستند و کرایه‌های حمل و نقل را افزایش می‌دهند؛ باید از استان‌های مجاور تانکرهای آب آن‌ها برای ما ارسال شود و اگر هر استان ۲۰ تا ۳۰ تانکر حمل آب برای خوزستان ارسال کند مشکل برطرف می‌شود.

بحران اقلیمی پشت نقاب سیل

کرمانی‌ها حالا عزادار پنج نفرند که سیل تابستان آنها را با خود برده و تنها جسم بی‌جان دو نفرشان را پس داده است. این آبگرفتگی‌ها که چند روزی است بخش بزرگی از کشور را در بر گرفته روز جمعه در استان کرمان و شهر بافت خسارت‌های گسترده‌ای بر جای گذاشت و در نهایت پیکر بی‌جان یک مرد و زن که در روستای میانده کیسکان درگیر سیل شده بودند، در حوالی روستای ده زارچی و بیدشک با فاصله ۲ کیلومتر از یکدیگر پیدا شدند.

سیل کرمان در حالی جان شهروندان را گرفته که جایی بسیار دورتر، در غرب آلمان، بارندگی‌های سیل‌آسایی که از عصر چهارشنبه آغاز شده، شمار کشته‌شدگان را به 133 تن رسانده است؛ مقامات محلی در روزهای گذشته این پدیده را که باعث مفقودی صدها نفر شده، بیش از همه به تغییرات اقلیمی ربط داده‌اند. حالا مدیر کل پیش‌بینی سازمان هواشناسی هم به «پیام‌ما» از تغییراتی می‌گوید که سبب شده تعداد حالت‌های جوی افزایش پیدا کند و پدیده‌هایی چون بارش و رعدوبرق با شدت و قدرت تکرار شود و جان‌ها را به خطر بیندازد.
عصر دیروز باران سیل‌آسا و رگبار گسترده در منطقه کیسکان که سیل به پا کرده بود سه خودرو را با خود برد که از این سه خودرو، سرنشینان یک خودرو نیسان خود را نجات دادند و آب خودرویشان را با خود برد. سرنشینان خودرو دیگر هم توسط افراد حاضر در صحنه نجات پیدا کردند اما یک خودرو پژو با سرنشینانش که از تعداد دقیق آنها اطلاعی در دست نیست گرفتار سیلاب شدند. خودروهای گرفتار در سیلاب حدود چهار تا پنج کیلومتر در آب غوطه خوردند و در نهایت قطعه‌هایی از این خودروها شب گذشته توسط تیم جست‌و‌جو در مناطق مختلف به دست آمد.
مجید زند‌اقطاعی، فرماندار بافت کرمان اعلام کرد که تیم‌های جست‌وجو همچنان درصدد یافتن پیکر سایر مفقودان سیل روز گذشته منطقه کیسکان هستند و از مردم هم خواست تا هشدارهای هواشناسی و مسئولان را جدی بگیرند و طی امروز و فردا از توقف و گذر در محل مسیل‌ها خودداری کنند.
علاوه بر پنج جان که در بافت اسیر سیل شدند؛ بارش‌ها در شهرستان اسکو در آذربایجان شرقی جان یک مرد ۸۰ ساله را ستاند، در ۱۲ روستای بخش انزل ارومیه و پنج روستای بخش صفاییه خوی سیل به راه انداخت، در استان سیستان‌وبلوچستان ۴۳ روستا در شهرستان‌های سرباز، چابهار و قصرقند دچار سیل و آبگرفتگی شدند.
محمدباقر هنربر، مدیرکل مدیریت بحران استانداری آذربایجان شرقی از خسارات گسترده به باغ‌های سیب و دام‌ها گفت و همچنین از مرگ مردی ۳۵ ساله در روستای آمقان شهرستان اسکو بر اثر صاعقه زدگی خبر داد.
در آذربایجان غربی هم خسارت‌ها کم نبود و 450 هکتار زمین زراعی و ۵۵۰ هکتار از باغات کشاورزی بخش انزل ارومیه دچار خسارت بالای ۸۰ درصد شدند.
هشدارهای هواشناسی در روزهای اخیر با رنگ قرمز و نارنجی بود و این سازمان وضعیت 11 استان را در معرض سیل اعلام کرد. آنطور که در اطلاعیه این سازمان برای روزهای اخیر آمده سامانه رشد ابرهای همرفتی به‌ویژه در ساعات بعدازظهر و اوایل شب در ۱۱ استان آذربایجان شرقی و غربی، اردبیل، گلستان، خراسان شمالی، سیستان و بلوچستان، هرمزگان، فارس، کرمان، گیلان و مازندران مشاهده خواهد شد.
این سامانه مخاطراتی از جمله رگبار، رعدوبرق، وزش باد شدید، گرد و خاک و تگرگ را در مناطق مستعد موجب می‌شود و درصورت شدت می‌تواند موجب جاری شدن رواناب در مسیل‌ها، احتمال برخورد صاعقه و بالا آمدن ناگهانی سطح آب رودخانه‌ها شود.
سازمان هواشناسی کشور توصیه کرده است که شهروندان نقاط پرمخاطره در حاشیه رودخانه‌ها و مسیل‌ها تردد و توقف نکنند، محکم‌کردن سازه‌های موقتی را در اولویت قرار دهند و هنگام چرای دام در مسیل‌ها و مناطق مرتفع و فعالیت‌هایی مانند کوهنوردی و طبیعت‌گردی احتیاط کنند.
این در حالی است که در هرمزگان هشدار فقط برای سیلاب صادر نشده، بلکه این استان در دریا هم ممکن است دچار موج و توفان شود. مهرداد حسن‌زاده، مدیرکل مدیریت بحران استانداری هرمزگان به همشهری گفته هشدار نارنجی دریایی به همه فرمانداران و اعضای ستاد بحران استان اعلام شده است. براساس این هشدار وزش باد شدید در جنوب شرق استان و افزایش طول موج‎های دریا تا ۲۰۰ سانتی‌متر به‌ویژه در تنگه هرمز به سمت جنوب می‌تواند خطرناک باشد و به‌طور کلی مناطق دریایی به‌ویژه بندرعباس، قشم، جاسک، سیری، کنگان، لارک، ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک حساسیت بیشتری دارند و به همین دلیل به همه دستگاه‌های خدماتی آنها آماده‌باش داده شده است.
سیلاب‌های اخیر و آماده‌باش به 11 استان در حالی است که سال گذشته هم بارش‌های تابستانی در همین بازه زمانی اواخر تیر ماه خسارات گسترده‌ای به استان‌های مختلف وارد کرد.
سال گذشته 13 استان و 58 شهر و روستا درگیر سیل تابستانه شدند. اتفاقی که 4 کشته برجای گذاشت. بنا بر اعلام سازمان امداد و نجات جمعیت هلال احمر، یک مرد ۱۹ساله در آمل در اثر رعد و برق، یک زن ۶۵ ساله در تالش و دو پسر نوجوان ۱۲ ساله در اردبیل بر اثر سیل فوت کردند. آذربایجان شرقی و غربی، اردبیل، تهران، خراسان جنوبی و شمالی، زنجان، سمنان، سیستان و بلوچستان، قزوین، گلستان، گیلان و مازندران از استان‌هایی بودند که از سیل و آبگرفتگی متاثر شدند و خسارت گسترده مردم را در تنگنا قرار داد.
بارش‌های موسمی تابستان، پدیده جدیدی نیست
سیل تابستانه حالا نه تنها گریبان ایران، که بخش‌های گسترده‌ای از اروپا را هم گرفته است و تخریب و مرگ و میر ناشی از سیل به خبر روز جهان بدل شده. با این وجود صادق ضیاییان، مدیرکل پیش‌بینی و هشدار سریع سازمان هواشناسی به «پیام ما» می‌گوید پدیده بارش‌های موسمی در تابستان پدیده جدیدی نیست و از سالیان سال قبل، در این سرزمین شاهد چنین بارش‌هایی بوده‌ایم اما حالا شاهد تفاوت‌هایی در شکل و شدت بارش‌ها هستیم. او توضیح می‌دهد: «بارش‌های تابستانی موسمی همیشه جنوب و جنوب شرق کشور ما را تحت تاثیر قرار می‌داد اما تغییرات اقلیمی باعث شد تا تعداد حالت‌های جوی افزایش پیدا کند و بارش‌های سهمگین، رعد و برق، تگرگ و … آنچنان با شدت و قدرت شوند که در کنار سایر دستکاری‌هایی که در طبیعت کرده‌ایم عامل جاری شدن سیلاب باشند.»
به گفته ضیاییان تغییرات اقلیمی که حالا در ابتدای مشاهده تبعات آن هستیم، در آینده‌ای نسبتا دور می‌توانند عامل تخریب‌های گسترده‌ای باشند و این وضعیت کشور ما را هم بی تاثیر نخواهد گذاشت. بر اساس توضیح او شرایط فعلی بارش‌ها هم برای استان‌های هرمزگان، کرمان، سیستان و بلوچستان و فارس تا روز دوشنبه ادامه خواهد داشت و از سویی بوشهر هم دچار این وضعیت بارشی تابستانه می‌شود.
مدیرکل پیش‌بینی و هشدار سریع سازمان هواشناسی همچنین در پاسخ به سوالی درباره پدیده جوی مونسون که از دریای هند به سمت سیستان و بلوچستان می‌آید هم می‌گوید: «این پدیده به دلیل تغییرات آب و هوایی خودش را به کشور ما نزدیک‌تر کرده و بخش‌های گسترده‌تری از کشور را تحت قرار می‌دهد و حتی به سمت مرکز کشور کشیده می‌شود. با گسترش عوامل تراز میانی جو، این بارش‌ها وسعت بیشتری خواهند داشت و علاوه بر این دامنه بیشتری از کشور را متاثر می‌کنند.»
در کنار این موارد اما آنچه همواره نگرانی‌هایی را برای پیش‌بینی وضعیت ایجاد می‌کرد، کمبود امکانات و تجهیزات به روز بوده است.
نکته‌ای که مدیرکل پیش‌بینی و هشدار سریع سازمان هواشناسی هم به آن اشاره کرده و می‌گوید: «در برخی از مناطقی که بارش داشتیم ایستگاه رصد و حتی رادار هواشناسی وجود ندارد و چنانچه این کاستی‌ها در سیستم پردازشی وجود نداشته باشد می‌توانیم بهتر و راحت‌تر اوضاع جوی را پیش‌بینی کنیم.» او می‌گوید هر چند امکانات هواشناسی به نسبت کشورهای پیشرفته کاستی‌هایی دارد اما با این وجود در شرایط فعلی توانسته هشدارهای لازم را صادر کند و نیروهای عملیاتی هم با جدی گرفتن این هشدارها تا حدودی به موقع و خوب حاضر شده‌اند و با این همه لازم است توجه بیشتری به بحث امکانات پایه‌ای این حوزه صورت گیرد.

وزارت کشاورزی با کشاورزان خوزستان هماهنگ نیست

چند روزی است که مردم در خوزستان نسبت به کم آبی معترض‌اند. امسال سال خشکسالی است بنابراین کم‌آبی در خوزستان و نقاط دیگر کشور اتفاق غیرقابل پیش‌بینی نبود اما اقدام کارسازی هم صورت نگرفت تا از تبعات خشکسالی بکاهد. کشاورزان خوزستانی با وجود ممنوعیت در مساحت گسترده‌ای برنج کاری کردند و با وجود مصرف بسیار زیاد آب در این کشت برنامه‌ای برای راضی کردن کشاورزان به تغییر الگوی کشت وجود نداشت. بنفشه زهرایی مدیرکل دفتر مدیریت مصرف و ارتقای بهره وری آب و آبفای وزارت نیرو در گفت‌وگو با پیام ما به این تناقض پاسخ داده است. بر اساس گفته‌های او این مشکل به سال‌ها قبل بر می‌گردد که دولت برای کاهش نارضایتی‌های اجتماعی و سیاسی، به کشاورزان خوزستان امتیاز کاشت برنج را داد و حالا تغییر این شرایط با مشکل روبرو شده است. البته دبیر کارگروه ملی سازگاری با کم‌آبی معتقد است کم‌آبی می‌تواند بهانه‌ای برای اعتراض به دیگر نارضایتی‌ها در خوزستان هم باشد.

– خانم زهرایی آیا برنامه سازگاری با کم آبی در خوزستان اجرا شده و با توجه به وضعیت موجود در خوزستان و نارضایتی مردم از کم‌آبی میزان اثرگذاری آن چقدر بوده است؟
برنامه سازگاری با کم آبی استان خوزستان در فروردین 1400 به تصویب رسید و قرار بوده اجرای آن تازه از امسال آغاز شود، بنابراین هنوز پیشرفت زیادی ندارد.
در برنامه سازگاری با کم آبی استان خوزستان حجم بالایی نیاز آبی محیط زیستی دیده شده بود و قرار بود مصرف در بخش آب‌های سطحی کاهش پیدا کند و همین کاهش مصرف سبب احیا تالاب‌ها و تامین حق‌آبه محیط‌ زیست شود .

-برنامه سازگاری با کم‌آبی تا میزانی که قرار بود در بهار و ابتدای تابستان 1400 اجرا شود، انجام شده است؟
از اینکه چقدر اجرای این برنامه در خوزستان پیشرفت کرده است اطلاعی ندارم، بی‌شک اگر برنامه اجرا می‌شد می‌توانست بسیار موثر باشد اما امسال آنقدر بحران کم‌آبی در خوزستان جدی است که بیشتر از آنکه سازمان آب و برق خوزستان به فکر مدیریت وضعیت باشد در حال حل اختلافات و جوابگویی به نارضایتی است.
در دستگاه‌های دولتی خوزستان این درک به وجود آمده است که صرفه‌جویی در نظر گرفته شده در برنامه سازگاری با کم‌آبی باید اجرا شود. البته متاسفانه به دلیل تعدد سدهای ایجاد شده در خوزستان، توان تنظیم جریان آب در این استان بالا بوده است به همین خاطر، مردم استان خوزستان به اندازه دیگر ستان‌ها آمادگی مواجهه با شرایط خشکسالی را ندارند و تصور می‌کنند خشکسالی‌هایی که ایجاد می‌شود بیشتر از ضعف مدیریتی است تا مسائل طبیعی. در صورتی که اگرچه مشکلات مدیریتی وجود دارد اما اگر این امادگی در مردم وجود داشت در سال خشک در حوضه کرخه برنج‌کاری نمی‌شد. در این شرایط مشخص است که آب به انتهای مسیر و تالاب نمی‌رسد.

-آیا راهی برای تغییر الگوی کشت به ویژه در مورد برنج در خوزستان در برنامه سازگاری با کم‌آبی دیده شده است؟
در این بخش برای خوزستان انتقال کشت روباز به گلخانه، جایگزینی ارقام فعلی گندم با گندم زودرس، اصلاح روش آبیاری ذرت، آبیاری تحت فشار و بهسازی انهار و تجهیز و نوسازی دیده شده است، تغییر برنج به سایر کشت‌ها به معنایی که شما گفتید در برنامه نیست.

با وجود اینکه نمایندگان وزارت جهاد کشاورزی هم در کارگروه سازگاری با کم‌آبی هستند چرا این مساله از سمت آنها پیگیری نشده است؟
در جلسات برنامه سازگاری با کم‌آبی نمایندگان جهادکشاورزی هم عنوان می‌کردند که علاوه بر اینکه برنج‌کاری نیاز بالایی به آب دارد محصول هم از کیفیت خوبی هم برخوردار نیست و اینگونه نیست که خیلی هم درآمد قابل توجهی از کاشت برنج هم داشته باشند و می‌شود کشت دیگری را جایگزین کرد اما متاسفانه هماهنگی میان وزارت جهاد کشاورزی و بدنه کشاورزان خوزستان وجود ندارد.
نمایندگان کشاورزان خوزستان در جلسات تصویب برنامه سازگاری با کم‌آبی نگاه مثبتی به برنامه سازگاری نداشتند و فکر می‌کردند که بحث صرفه‌جویی به این بهانه است که آب در اختیار بخش کشاورزی کم شود در صورتی که برنامه سازگاری برای واقعیت کم‌آبی منطقه تدوین شده و برای سازگاری با این واقعیت است. بسیاری از بهره‌برداران کشاورزی واقعا به این کم‌آبی اعتقادی ندارند. مسئله آب مصرفی در برنج‌کاری در خوزستان سال‌هاست مورد بحث است، بسیار عجیب است که اشاره‌ای به این مسئله دربرنامه‌سازگاری با کم‌آبی خوزستان شده است، انتظار می‌رفت برنامه‌ریزی جدی برای این مساله در نظر گرفته شود.
ما در سال اول اجرای مصوبه محدودیت کشت برنج که در کارگروه ملی سازگاری با کم‌آبی و بعد در هیات وزیران مصوب شد. به سیلاب‌های شدید در نوار غربی و دیگر نقاط کشور برخورد کردیم که باعث ‌ زه‌دار شدن و آبگرفتگی زمین‌های کشاورزی شد به نحوی که امکان کشت هیچ چیز به جز برنج نبود.
آن موقع سطح نارضایتی اجتماعی هم بالا بود و باعث شد استاندار خوزستان برای اینکه بتواند بالاخره وضعیت اجتماعی و سیاسی خوزستان را مدیریت کند امتیازی را از دولت بگیرد و اجازه کشت برنج را به استان خوزستان بدهد. این مصوبه از هیات دولت گرفته و در سال‌های بعد هم پایدار شد. اگر امسال کشت برنج در خوزستان انجام نمی‌شد بحران‌های محیط زیستی و اجتماعی به مراتب کمتر بود.

-در برنامه سازگاری با کم‌آبی خوزستان مصرف آب چقدر باید کاهش پیدا کند؟
استان خوزستان توافق کرده است که در برنامه 5 ساله 1400 تا 1405 ، 1.6 میلیارد مترمکعب در بخش سطحی و 250 میلیون متر مکعب در بخش زیرزمینی در مصرف آب صرفه جویی کند و 219 میلیون مترمکعب هم برنامه برای کیفیت منابع آب است. برای این هدف خوزستان برنامه‌ای آورده و تصویب شده اما اینکه تصمیم گرفته‌اند با چه میزان تولید کشاورزی این برنامه را انجام دهند و وضعیت معیشتی مردم چه می‌شود جزئیاتی است که وزارت جهاد کشاورزی و خود استان باید پیگیری شود و ما به این جزئیات ورود پیدا نمی‌کنیم.

-بخشی از مردم استان خوزستان معتقدند خوزستان آب دارد اما دولت آن را به استان‌های دیگر می‌دهد. پروژه‌های انتقال آب چقدر در به وجود آمدن این مساله موثرند؟
بالاخره انتقال آب هم اثر دارد ولی حجم انتقالات در مقایسه با منابع آبی که از استان‌های بالادست و در نهایت به خوزستان می‌رسد، قابل توجه نیست . این انتقال‌ها آنقدر نیست که عمق این بحرانی که استان با آن مواجه است را پاسخگو باشد. انتقال آب در بسیاری کشورها انجام می‌شود اما سعی می‌شود مکانیسم‌هایی در نظر گرفته شود که توافق حوضه گیرنده و دهنده جلب شود، گاهی از طریق خرید آب یا مکانیسم‌ها مختلف اقتصادی و… .
اما از آنجا که این نوع طرح‌ها در ایران توسط دولت انجام می‌شود تبعات اجتماعی آن درست مدیریت نمی‌شود. من باز هم تاکید می‌کنم که در خوزستان الگوی مصرف آب، به ویژه در بخش کشاورزی الگوی مناسبی نیست و جای ارتقا بسیار زیادی دارد. اگر آب‌هایی که اکنون منتقل می‌شود منتقل نمی‌شد چند ده هزار هکتار به شالی‌کاری‌های فعلی اضافه می‌شد و همین بحران‌ها باز هم به وجود می‌آمد.

-به هر حال به نظر می‌رسد که اعتماد میان مردم و دولت به عنوان یک سرمایه اجتماعی آسیب دیده است. انگار مردم صحبت‌های دولت را نمی‌پذیرند؟
واقعیت این است که ملغمه‌ای از عوامل باعث شده این بی‌اعتمادی در طول زمان ایجاد شود. بخشی این است که ما اطلاعات را گزینشی در اختیار مردم قرار دادیم و همه داده ها را شاید هیچ وقت اعلام نکردیم. ما بیشتر سعی کردیم موفقیت‌ها را نشان دهیم و مشکلاتی که در حوزه آب وجود دارد کمتر پررنگ کرده‌ایم و همین باعث شده در دراز مدت آگاهی مردم استان‌ها و حوضه‌های آبی مختلف کم شود. به همین دلیل زمانی که مشکل خشکسالی پیش می‌آید همه چیز را به گردن دولت می‌اندازند و می‌گویند اگر مشکلی بوده باید قبلا گفته می‌شد. در فرآیند توسعه‌ای هم که در استانش های مختلف رقم زده شده اگر با میزان آب تجدیدپذیر آن منطقه نامتناسب بوده متهم ردیف اول خود دولت در نظر گرفته می‌شود. به همین دلیل هم بی‌اعتمادی وجود دارد و در مشکلات این چنینی مردم، دولت را مقصر می‌دانند. نباید فراموش کنیم که شکلی از مصرف آب در بخش‌هایی از خوزستان و برخی دیگر از استان‌ها شکل گرفته که با واقعیت مساله آب در آن جا تطابق ندارد. در بسیاری مناطق در استان خوزستان از شبکه آب شرب برای شرب دام استفاده می‌کنند در حالی که شبکه آب شرب برای چنین مساله‌ای طراحی نمی‌شود. فعالیت‌های کشاورزی و دام‌پروری در مناطقی توسعه پیدا کرده که منابع آبی لازم برایشان در اختیار نیست. از آنجا که در گذشته راه‌حل‌های فناورانه نبود که بتوانیم آب را از هر جایی به جای دیگر ببریم و در هر فصلی و از هر عمقی آب را پمپ کنیم، توسعه دامداری، کشاورزی و جمعیتی متناسب با آب هر منطقه بود اما تکنولوژی کمک کرده با شیوه‌های غیرطبیعی آب را به جاهای مختلف برسانیم در حالی که تناسبی میان این توسعه و توان تکنولوژی وجود ندارد. تکنولوژی هم محدودیت‌هایی دارد، ما که نمی‌توانم آب مصنوعی تولید کنیم. هر منطقه توان آب مشخصی دارد میزان آب را نمی‌توان چند برابر کرد.

-سرانجام برای خوزستان چه باید کرد؟
در خوزستان مصرف آب با میزان آبی که در اختیار است و ناشی از خشکسالی های شدید و پدیده تغییر اقلیم و توسعه‌هایی است که در بالادست اتفاق افتاده، تناسب ندارد. منابع آب کاهش یافته اما مصرف متناسب با این مساله کاهش پیدا نکرده بلکه افزایش هم پیدا کرده است. بزرگترین مصرف کننده آب خوزستان بخش کشاورزی است و همچنین نیاز محیط زیستی زیادی در خوزستان وجود دارد. به دلایل متنوع حجم حق‌آبه محیط زیستی در خوزستان بالاست و اگر تامین نشود مشکلات زیادی را ایجاد می‌کند. نکته دیگری هم این است که به دلایل مختلف سیاسی و اجتماعی نارضایتی‌هایی متنوعی وجود دارد و بالاخره آب هم بهانه‌ای برای بروز این نارضایتی‌هاست. در واقع همه مشکلاتی که اکنون در خوزستان بروز پیدا کرده است، فقط متاثر از کم‌آبی نیست.

بدهی انباشته نظام به خوزستان

مسائل خوزستان حکم بدهی یا زیان انباشته در حسابداری حساب جمهوری اسلامی ایران یافته است. اغراق نیست اگر بگوییم خوزستان به کلافی سردرگم تبدیل شده است. کلاف سردرگم را نمی‌توان به سادگی باز کرد. اشتباه است اگر گمان ببریم که تابستان خشک امسال به سبب بی‌برکت بودن سال آبی جاری چنین وضعی را رقم زده است. دست‌کم از ۲۱ سال قبل مردم آبادان و خرمشهر به سبب نداشتن آب سالم و بهداشتی قابل شرب لب به اعتراض گشودند. آن زمان گفتند آب را از بالادست خوزستان از شوشتر با لوله به پایین‌دست انتقال می‌دهیم و مشکل برطرف می‌شود. ولی نشد.

محمد سعید انصاری نماینده اصولگرای آبادان در مجلس هفتم ابتدای سال ۱۳۹۱ گفته بود‌: آقای احمدی‌نژاد در سفرش به آبادان گفت: «اگر تا فلان زمان مردم آبادان آب تصفیه شده نداشته باشند،‌ فتاح وزیر وقت نیرو را می‌گذارم در لوله، اما نه فتاح را در لوله گذاشت و نه آب را در لوله جاری کرد. مردم این منطقه تا این لحظه از آب صاف و تمیز برای آشامیدن محروم هستند.»
بهمن ۱۳۹۵ وقتی یک کار ساده اجرایی یعنی شستشوی مقره در تأسیسات برق ایستگاه‌های خوزستان به درستی انجام نشده بود ریزگردهایی که روی آن نشسته بود با آب باران ترکیب شد و حادثه آفرید. برق خوزستان به طور کامل قطع و به تبع آن آب هم قطع شد.
دو سال بعد در یکی از سال‌های کم‌بارش ۵۰ سال‌ اخیر بار دیگر مسئله آب در آبادان و خرمشهر تبدیل به بحران شد. در همان روزها نخست‌وزیر وقت رژیم صهیونیستی با انتشار ویدیویی با نوشیدن یک لیوان آب سعی در پاشیدن نمک بر زخم مردم تشنه خوزستان کرد. در تابستان ۱۳۹۷ قرار شد با لوله‌گذاری و تسریع انتقال آب از ام‌الدبس وضع آب شرب آن‌ها بهبود یابد. همان سال اخبار عجیب و غریبی از دامداران و کشاورزان پایین‌دست کرخه و کارون منتشر می‌شد. مثلاً از گاومیش‌هایی که به طرز عجیبی سوخته بودند. آن زمان هنوز هم می‌شد دروغ را از واقعیت تشخیص داد و مردم هم قبول می‌کردند که عکس‌های منتشر شده از گاومیش‌های سوخته مربوط به کم‌آبی نبوده است ولی حالا امسال دیگر شرایط مثل سال‌های گذشته نیست. در سال ۱۳۹۷ به طعنه نوشتیم آقای وزیر ماهی «صُبُور» خورده‌اید. پیشنهاد کردیم مسئولان مرتبط در میان مردم آبادان و خرمشهر حاضر شوند و درد دل صیادانی که دیگر نمی‌توانند ماهی صبور صید کنند را بشنود. این ماهی در آب شیرین تخم‌گذاری می‌کند و بعد به دریا برمی‌گردد. وقتی آورد رودخانه کارون کم باشد نمی‌تواند برای تخم‌گذاری وارد شود و همین سبب می‌شود صیدی هم برای صیاد آبادانی و خرمشهری به تور ننشیند.
وقتی در آبان ۱۳۹۸ اعتراض‌ها به تغییر بهای بنزین ناآرامی‌هایی رقم زد و ماهشهر و شادگان در صدر اخبار قرار گرفت باز هم نوشتیم که خوزستان آتش زیرخاکستر است. حتی همین پارسال وقتی با یک بارندگی مردم بندرامام دچار آبگرفتگی شدند. ولی خبری از هیچ اقدام موثری که نبود هیچ حتی گوش شنوایی هم نبود.
این روزها خبرهای خوبی از خوزستان نمی‌شنویم. از دست دادن گاومیش‌هایی که در هورالعظیم باید تن به آب می‌دادند ولی آبی نبود که چنین کنند. شاید در همان‌روزهایی که دامداران اصفهانی گاوهای خود را به نشانه اعتراض در انظار عمومی ذبح کردند گاومیش‌های عشایر عرب بستان و هویزه و سوسنگرد یکی یکی تلف شدند ولی بازهم کسی توجه نکرد. وقتی آن عکس غروب دلگیر در «زهیریه» در جوار تأسیسات نفتی آزادگان در شبکه‌های اجتماعی دست به دست شد و عشایر عرب منطقه بشکه به دست می‌رفتند که آب را از تانکر بگیرند باز هم ته دل کسی آب تکان نخورد. هیچکس با آن دامدار خوزستانی که دامش را از دست داده بود هم‌دردی نکرد، هیچ‌کس پای درد دل کشاورز خوزستانی ننشست. شاید مشکل عمده ما ایرانی‌ها این باشد که همدردی کردن بلد نیستیم! مسئولان ما که اصلاً این کار را بلد نیستند. در همدردی کردن باید صبور هم بود و ما کمتر صبوریم. حالا باز هم خبرهای ناخوش‌تری از خوزستان می‌شنویم. از دست دادن هم‌وطنانمان می‌تواند شعله‌های خشم مردمی که از گرما، بی‌آبی و بی‌برقی زبانه می‌کشد را بیفزاید. این روزها بیش از هر زمان دیگری نیازمند شنیده شدن خوزستان و خوزستانی‌ها هستیم. برای حل مشکلاتی که به اندازه ۴ دهه انباشته شده‌اند با یک شب و یک روز یا وعده ماه و سال هم نمی‌توان انتظار بهبود داشت. زمان لازم است و تدبیر. این دو فقط صبوری می‌طلبد و در این شرایط که گرما و شرجی هم تاب هر کسی را کم می‌کند لازم است به بهترین شکل ممکن آرامش را به این خطه بازگرداند وگرنه هیچ اتفاق بهتری نخواهد افتاد. زمانی با سفر «علی شمخانی» به خوزستان و دیدار او با عشایر عرب می‌شد انتظار ایجاد آرامش داشت. اما اینک که مردم روزهای سخت دهه‌های قبل را پشت سر گذاشته‌اند راهکارهای موثرتری لازم است. اما همه راهکارهای موثر، یک فصل مشترک دارند؛ بازگشت آرامش به خوزستان. کمترین کاری که مسئولان می‌توانند در این روزها بکنند این است که بی‌هیچ تکلفی فقط پای حرف مردم خوزستان بنشینند و خوب بشنوند.

فرصت‌های ازدست‌رفته رمزارزها

پس از تشدید بحران برق در کشور استخراج رمزارزها به عنوان یکی از دلایل به هم خوردن تراز تولید و مصرف برق معرفی شد. برابر گزارشی که دانشگاه کمبریج منتشر کرده ایران در جایگاه پنجم تولید بیت کوین از نظر شاخص «هارش ریت» قرار دارد. اما استخراج رمزارزها سویه دیگری هم دارد. محمدرضا کلاهی، نایب رئیس کمیسیون صنایع و معادن اتاق بازرگانی تهران در یادداشتی به رمزارزها به عنوان یک فرصت از دست رفته نگاهی انداخته است. متن کامل این یادداشت به نقل از خبرگزاری ایسنا در پی می‌آید.

رمزارزها برای اقتصاد پرنوسان و تحریم شده ایران، فرصت بسیار مغتنمی بوده و هست که متاسفانه در طول سال های اخیر به شکلی غیرقابل قبول آن را هدر داده و به ظرفیت های گسترده اش بی‌تفاوت بوده‌ایم. البته پیش از بررسی ظرفیت‌های اصلی رمزارزها برای اقتصاد کشور باید دو موضوع استراتژیک را مد نظر قرار دهیم. اول اینکه در دنیای امروز با وجود تغییرات و تحولات پرسرعت عصر تلفیق، تخصیص زمان طولانی برای تصمیم گیری در مورد یک موضوع مشخص، علاوه بر فرصت سوزی عملا نوعی عقبگرد را برای اقتصاد به دنبال دارد. در عصری که دنیا با سرعتی باورنکردنی به سمت تغییرات بنیادین فناوری، تکنولوژی و صنعتی حرکت می کند، تصمیم‌سازی‌های سریع و چابک، ابزاری قدرتمند و موثر برای همراهی با سرعت سرسام آور تحولات جهانی است. اما متاسفانه ساختار دولتی اقتصاد کشور ما آنقدر لخت و فربه شده که امکان تصمیم گیری‌های سریع و بهنگام را ندارد.
به علاوه نباید این مساله را از نظر دور داشت این است که در شرایط حاضر، فرصت‌هایی که در اقتصاد کشورها بروز و ظهور می‌یابند، اساسا آنقدر عمر مفید ندارند که مجالی به تصمیم‌گیری‌های طولانی و یا بلاتکلیفی‌های مستمر بدهند. صنایع نوپا، مانند نفت و گاز و پتروشیمی، زمان دوباره‌ای برای جبران فرصت‌سوزی‌ها در اختیارمان قرار نمی‌دهد. نکته استراتژیک دوم این است که ما در آستانه پایان عصر نفت هستیم و باید تا کمتر از دو دهه آینده مهیای مواجهه با اقتصادی شویم که نفت، جایی در آن ندارد.
آمار نشان می‌دهد که ایران در میان کشورهای عضو اوپک، پایین‌ترین میزان تولید نفت را نسبت به ذخایر موجود خود دارد، بنابراین ما یک دارایی زیرزمینی با قیمت و ارزش رو به افول را ذخیره کرده‌ایم، بدون آنکه برای آینده آن برنامه‌ای داشته باشیم. واقعیت این است که با توجه به کاهش تدریجی اما مستمر قیمت نفت، باید هر چه زودتر برای تبدیل ذخایر فسیلی کشور به پول، فکری کنیم.
داستان برق اما متفاوت است. ظرفیت نامی تولید برق در حال حاضر رقمی بالغ بر ۸۵ هزار مگاوات تخمین زده می‌شود. اگر از این میزان نیروگاه‌های فرسوده و نیز برق‌آبی‌ها حذف شوند و ما ظرفیت تولید برق کشور را رقمی بالغ بر ۷۰ هزار مگاوات در نظر بگیریم، میزان تولید برق در داخل کشور می‌تواند سالانه به ۵۰۰ میلیارد کیلووات ساعت برسد. این در حالی است که وزارت نیرو در طول سال گذشته رقمی بالغ بر ۲۸۴ میلیارد کیلووات ساعت برق فروخته و عملا باقی این ظرافت غیرقابل ذخیره، بلااستفاده مانده است.
ما به دلایل مختلف از جمله پراکندگی جغرافیایی، تنوع آب و هوایی و از همه مهمتر نداشتن یک سیاست انرژی واحد، ناگزیر به ایجاد ظرفیت قابل توجهی برای تولید برق شده ایم که بتوانیم زمان‌های اوج مصرف را پوشش دهیم. در حالی که میزان مصرف برق در پیک بار و سایر روزهای سال تفاوت فاحشی دارد که عملا به بیکار ماندن بخش بزرگی از این ظرفیت منجر می شود. فراموش نکنیم که وزارت نیرو به طور متوسط سالانه تنها در ۴۰۰ ساعت با مشکل تامین برق و پرفشاری شبکه مواجه است و در بقیه روزهای سال عملا با ظرفیت بیکار نیروگاه ها مواجه می‌شود. البته بخشی از این مساله به سادگی با بالانس کردن تقاضا از مسیر صادرات قابل حل بوده و درآمد قابل توجهی را هم برای وزارت نیرو ایجاد می کند. البته نباید این نکته را هم از نظر دور داشت که انعقاد قرارداد تامین برق با یک کشور دیگر به معنای ایجاد یک تعهد قانونی است که عدم انجام آن جرائم گسترده و پیامدهای سیاسی در پی خواهد داشت.
به علاوه صادرات انرژی به جز مشکلات ناشی از تحریم، نیازمند خطوط و یا لوله‌های انتقال و قراردادهای دوطرفه است که ایجاد آنها می تواند برای کشور مشکل ساز باشد. تجربه صادرات گاز به پاکستان که علیرغم هزینه های هنگفت برای راه اندازی خط لوله جاسک با بدعهدی پاکستانی‌ها و عدم تکمیل این خط لوله به بن بست رسید، یکی از همین نمونه‌هاست. عدم پرداخت مطالبات وزارت نیرو از محل صادرات برق به عراق هم از جمله مشکلات دیگری است که در حوزه صادرات انرژی با آن مواجه می‌شویم. با این اوصاف باید بپذیریم که ظرفیت صادرات انرژی ما در حوزه‌های برق و گاز نامحدود نیست و مشکلات خاص خود را دارد.
در گیر و دار تحریم و مشکلات صنایع مختلف در ایران، صنعتی جدید پا به عرصه ظهور گذاشته که در بازارهای جهانی غیرقابل تحریم است و فضایی نامحدود برای فعالیت در اختیار صنعتگران قرار می‌دهد. نکته بسیار کلیدی صنعت رمزارز برای صنعت برق ایران این است که به واسطه استخراج رمزارزها می‌توان از ظرفیت‌های خالی و بلااستفاده تولید برق، استفاده ای پربهره و پرسود داشت. از همه مهم‌تر اینکه وزارت نیرو می تواند در ساعات و روزهای پرمصرف سال برق این صنعت را بدون تحمیل هزینه و زیان انباشته خاموش کند.
رمزارزها که به عنوان طلای عصر دیجیتال شناخته می شوند، امروز بازاری به ارزش بیش از دو تریلیون دلار دارند و امکان تجارت بی مرز را در اختیار همه فعالان اقتصادی قرار داده‌اند. فقط کافی است با توجه به ظرفیت قابل اتکای تولید برق در کشور، بسترهای لازم را برای استخراج قانونی، شفاف و ضابطه‌مند رمزارزها در کشور فراهم کنیم.
زمانی برای توسعه صنعت پتروشیمی در کشور، گاز با قیمتی ارزانتر و اقتصادی تر در اختیار سرمایه گذاران این صنعت قرار می‌گرفت تا ایران بتواند گوی سبقت را از کشورهایی مانند قطر برباید. حالا در مورد ارزهای دیجیتال هم باید چنین رویکردی داشته باشیم. اما متاسفانه می‌بینیم که با اعلام تعرفه برق ماینرها که رقمی برابر با برق صادراتی است نه تنها زمینه را برای استخراج غیرقانونی رمزارزها فراهم کرده‌ایم بلکه سرمایه‌گذاران این حوزه را نیز علی‌رغم مزیت‌های قابل توجه موجود، از کشور رانده‌ایم.
واقعیت این است که کشور ما ظرفیت و پتانسیل تبدیل شدن به یکی از بازیگران بزرگ و کلیدی صنعت بلاکچین را دارد. بر همین مبنا انتظار می رفت دولت با مدیریت بازار و ضابطه‌مند کردن روند استخراج رمزارزها، علاوه بر جلوگیری از ایجاد فشار مضاعف بر شبکه برق شهری که عمدتا به دلیل استخراج خانگی اتفاق می افتد، بسترهای لازم را برای فعالیت بازیگران جدی و بزرگ ماینینگ در بازار ایران فراهم آورد. توسعه این صنعت علاوه بر اینکه ارزش افزوده قابل توجهی برای کشور به دنبال داشت می‌توانست زمینه بسیار مساعدی برای دور زدن تحریم‌ها و دسترسی به سیستم‌های بانکی بین‌المللی باشد.
نکته اینجاست که اگر بازیگران بزرگ صنعت بلاکچین در ایران فعال می‌شدند، وزارت نیرو علاوه بر اینکه می توانست با تعرفه مشخص اما اقتصادی برق آنها را تامین کرده و درآمدهایش را در زمان‌های کم بار شبکه از محل فروش برق به ماینرها افزایش دهد، می‌توانست پس از یک دوره زمانی مشخص، فعالان این صنعت را به راه اندازی نیروگاه‌های کوچکی ترغیب کند که در نهایت در پیک مصرف به کمک شبکه و وزارت نیرو می‌آمدند. ضمن اینکه توسعه صنعت ماینینگ و لزوم تامین برق آن می‌توانست بهانه ای برای توسعه تجدیدپذیرها هم باشد. مثلا وزارت نیرو می توانست سرمایه‌گذاران رمزارزها رو به تامین حداقل ۲۰ درصد از برق مورد نیازشان از مسیر تجدیدپذیرها ترغیب و مکلف کند.
مساله بسیار مهم دیگری که نباید از نظر دور داشت این است که وزارت نیرو اساسا در تعریف سیاست‌های مربوط به تامین برق ماینرها آنقدرها شفاف و موثر تصمیم‌گیری نمی کند. مثلا در مورد نیروگاه‌های کوچک مقیاس که قرار بود در یک دوره زمانی مشخص به تولید ۵ هزار مگاوات برسند و امروز تنها ۶۰۰ مگاوات برق تولید می‌کنند، عدم تعیین نرخ اقتصادی برای گاز این نیروگاه ها و همچنین عدم ارائه مجوز به ماینرها برای استقرار در نزدیک کوچک مقیاس‌ها و استفاده ازبرق این نیروگاه‌ها، عملا سرمایه گذاری‌های انجام شده در این حوزه را به هدر داده است.
به علاوه نباید فراموش کنیم که ماینرها حتی می‌توانند گاز فلر را به برق تبدیل کرده و آن را به مدار وارد کند. به نظر می‌رسد قیمت دو و نیم سنت برای جمع‌آوری گاز فلر و تبدیل آن به برق، بهایی اقتصادی است. واقعیت این است که اگر گازهای فلری که به آلودگی‌های جدی زیست محیطی در جنوب کشور منجر شده‌اند را جمع‌آوری کرده و از آنها برق تولید کنیم، می‌توانیم معادل مصرف برق کشور بلژیک برق تولید کنیم.
اما متاسفانه رویکرد وزارت نیرو به مساله تامین برق رمزارزها آنقدر منفی بود و تعرفه‌گذاری برق این حوزه آنقدر غیراقتصادی صورت گرفت که عملا همه سرمایه‌گذاران بزرگ این حوزه، ترجیح دادند به جای ایران در سایر کشورهای منطقه فعالیت کنند. البته تبدیل شدن فعالیت ماینرها به یک کار زیرزمینی و بهره‌گیری آنها از برق خانگی، مدارس، کشاورزی و صنعتی برای استخراج رمزارز هم یکی دیگر از نتایج همین رویکرد وزارت نیرو بود. ما بازیگران بزرگ صنعت بلاکچین را که می‌توانست منشا خدمات قابل توجهی به اقتصاد ایران شوند را زیر سایه سنگین تعلل دولت برای تصمیم‌گیری و تدوین ضوابط اقتصادی برای فعالیت ماینرها و نیز تعرفه گذاری یک سویه وزارت نیرو برای برق آنها از دست دادیم و این روند همچنان ادامه دارد.
البته به طور قطع اگر از ظرفیت‌های نیروگاهی موجود استفاده می‌کردیم و با ضوابط حساب شده، توسعه تجدیدپذیرها و‌DG‌ها را در روند فعالیت ماینرها می‌گنجاندیم، نتیجه کار برای وزارت نیرو، اقتصاد کشور و فعالان صنعت ماینینگ عالی بود. در این صورت وزارت نیرو در زمان‌های پیک به جای اعمال خاموشی برای شهرک‌های صنعتی می‌توانست برق آنها را از مسیر نیروگاه‌های تجدیدپذیر یا کوچک مقیاسی تامین کند که توسط فعالان صنعت ماینینگ ایجاد شده‌اند.
به نظر می‌رسد در شرایط حاضر بهترین پیشنهاد تعیین تعرفه برق و گاز ماینرها مطابق با تعرفه پرمصرف هاست. اگر چه با توجه به میزان بازدهی و مزیتی که رمزارزها برای کشور دارند، شاید بتوان تعرفه پایین تری هم برای آنها در نظر گرفت اما در شرایط حاضر با توجه به مشکلات ایجاد شده، تعیین نرخ تعرفه بر اساس برق و گاز صنایع پرمصرف می‌تواند برای وزارتخانه های نفت و نیرو هم اقتصادی و مثمرثمر باشد. به علاوه این مساله ضروری است که طرفین یعنی تولیدکنندگان برق و ماینرها در بورس انرژی معامله کنند و از این طریق این معاملات را سامان ببخشند و البته قیمت گذاری برق را هم بر اساس شرایط فصلی و میزان مصرف کشور تعیین کنند.
در حقیقت مهم‌ترین مسئله برای توسعه صنعت رمزارزها در کشور، تعیین سیاست‌ها و چارچوب‌هایی است که زمینه فعالیت برای این سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی این صنعت را تسهیل کرده و از توسعه فعالیت‌های زیرزمینی در این حوزه جلوگیری کند.
ما تنها از مسیر ضابطه‌مند کردن صنعت بلاکچین و تعیین تعرفه های منطقی و اقتصادی می توانیم مصارف غیرقانونی برق در این صنعت را کنترل و مدیریت کنیم.
در این صورت بخشی از سرمایه‌های سرگردان مردم نیز جذب ساختار نظام‌مند این صنعت می‌شود و استفاده از پول الکترونیک هم به تدریج در زندگی روزمره مردم، جا می‌افتد.
هر فرصتی که برای توسعه صنعت بلاکچین و جذب سرمایه‌گذاران و بازیگران بزرگ این عرصه از دست بدهیم، به معنای عقب ماندن از سایر رقبای اقتصادی کشور در مسیری است که دنیا در عصر دیجیتال طی می‌کند. ما تا امروز در استخراج طلای این عصر پرتحول برای تامین آینده اقتصاد کشور و تضمین مبادلات بانکی بین المللی فرصت‌سوزی کرده ایم و تداوم این رویکرد هزینه‌ای جبران ناپذیر برای اقتصاد کشور در پی‌ خواهد داشت”.

کتاب چقدر می‌ارزد؟

برای هر نویسنده بالاترین آرزو خواندن آثارش است. او با خلق اثر، مخاطبش را با خود به شهرها، روستاها، مزارع، کارخانه‌ها و… می‌برد.
با او از اشک‌ها، محرومیت‌ها، دل‌نگرانی‌ها، فقر و مشکلات مردم می‌گوید و با آنها از امیدها و رویاهایش می‌گوید. این چنین است که دنیای بدون ادبیات به باور ماریو بارگاس یوسا، دنیایی بی‌تمدن و مطلقا حیوانی است. یکی از اثرات سودمند ادبیات به نظر یوسا در سطح زبان تحقق می‌یابد. ما سخن‌گفتن درست، پرمغز، سنجیده و زیرکانه را از ادبیاتِ خوب می‌آموزیم. رسانه‌های دیداری-شنیداری نمی‌توانند در آموزش زبان جای ادبیات را بگیرند چرا که در فیلم و سریال بیننده منفعل است و تماشاگر. وقایع پشت سر هم اتفاق می‌افتند و جایی برای تخیل بیننده نیست.
ادبیات کارکردی بسیار مهم در پیشرفت انسان دارد. ادبیات آیینه تمام‌نمای زمانه است. نویسندگان پیشرو همیشه با بیان مشکلات و آسیب‌های اجتماعی، تغییرات بنیادین را در جامعه سبب می‌شوند.
ویکتور هوگو با «بینوایان» دید جامعه را نسبت به مجرمانی که از گرسنگی دست به دزدی می‌زنند تغییر داد. رسالت ادبیات اینگونه است؛ زشتی‌ها و تلخی‌ها را به انسان نشان می‌دهد و این که با امید و تلاش می‌توان زندگی را پیش برد، شرایط دشوار را نقد کرد و با قهرمان‌ها و شخصیت‌های داستان خندید یا گریست.
اما این که کدام کتاب جاودانه است به عواملی از قبیل نوآوری در کلام، ژرف‌نگری، ظرافت اخلاقی، نگاه خیال‌انگیز و … بستگی دارد.
اریکسون برای درمان بیماران و دانشجویانش «داستان‌های آموزنده» تعریف می‌کند و به آنها یاد می‌دهد چگونه با شرایط دشوار روبه‌رو شوند.
کودکان با شنیدن قصه‌ها و حکایات به شهر رویاها و دنیای آرمانی خود سفر می‌کنند، قهرمان خود را انتخاب کرده، از اعمال و رفتار آنها زندگی می‌آموزند.
آلفرد آدلر، روانشناس، می‌گوید که پیدایش و تطور صفات و ویژگی‌های رفتاری هر فرد، در سنین بالاتر، به نحو قاطع و موثر از رویدادهای عاطفی و تجارب دوران طفولیت او مایه می‌گیرد. از این رو می‌توان گفت همین وقایع و تجارب کودکی هستند که عامل بنیانی سلامت یا بیماری روان آدمی ‌در سنین بعد به شمار می‌آیند.
عادت به کتابخوانی و لذت بردن از حکایت‌ها، داستان‌ها و افسانه‌ها از دوران کودکی نقش سازنده‌ای در سراسر زندگی دارد.
به همین جهت سرانه مطالعه کتاب در هر کشور اهمیت دارد و هر سال مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. سال ۲۰۲۰ میلادی کشور هند حدود ۱۰ ساعت و ۴۲ دقیقه در هفته سرانه مطالعه داشته‌اند. رتبه‌بعدی مربوط به تایلند است و کشور چین با ۸ ساعت مطالعه در هفته در رده سوم قرار دارد.
بیشتر دانشجویان چینی مطالعه آزاد را نوعی سرگرمی می‌دانند. سرانه مطالعه در ایران (به نقل از روزنامه اقتصاد) ۱۲/۵ دقیقه در روز اعلام شده است.
کم‌توجهی و بی‌علاقه بودن به مطالعه کتاب بخشی مربوط به کمبود کتابخانه‌های عمومی در ایران است. طبق معیارهای «اتحادیه بین‌المللی انجمن‌های کتابداری» در کشورهای در حال توسعه به ازای هر باسواد باید حداقل یک‌و‌نیم جلد کتاب در کتابخانه‌های عمومی وجود داشته باشد. با این حساب لازم است بیش از ۷۹ میلیون جلد کتاب در قفسه کتابخانه‌ها موجود باشد که این میزان تا پایان سال ۱۳۸۷، حدود ۱۶ میلیون گزارش شده است.
ادبیات کودک و نوجوان هم که در دهه ۶۰ و ۷۰ به لحاظ کیفی دوران پرشکوه و طلایی داشت، در این سال‌ها دچار ضعف شده است. آیا از نویسندگان با افکار متفاوت حمایت می‌شود؟ شاید بخشی از روند کاهشی را می‌توان به تاثیر همه‌گیری بیماری کرونا در این سال نسبت داد.
در سال ۹۹ در حوزه کتاب کودک و نوجوان به طور متوسط دوهزار و 38 نسخه چاپ شده و میانگین قیمت کتاب ۲۴ هزار تومان اعلام شده است. با مقایسه آماری نسبت به سال گذشته با کاهش بیش از ۵ هزار عنوان کتاب و افزایش هفت هزار تومانی آن روبه‌رو بوده است.
محمدرضا یوسفی، نویسنده پیشکسوت ادبیات کودک و نوجوان به نقل از خبرگزاری کتاب ایران می‌گوید سال ۹۹ نویسندگان خانه‌نشین شده‌اند. او علاوه بر همه‌گیری، تحریم‌ها و مشکلات مضاعف را سبب رکود برای نشر کودک و نوجوان می‌داند و در مقایسه وضعیت نشر کتاب‌های ترجمه شده را بهتر می‌داند.
در سال ۱۴۰۰ تلاش کنیم:
الف. سرانه مطالعه را افزایش دهیم؛
ب. با حضور در کتابخانه‌ها و اهدای کتاب بر رونق آنها بیفزاییم؛
پ. کودکان و نوجوانان را به مطالعه و کتابخوانی (کتاب کاغذی یا الکترونیکی) تشویق کنیم؛
ت. در تجهیز کتابخانه‌های محلی و روستایی در حد توان بکوشیم؛
ج. برای اقوام و دوستان در هر رده سنی، کتاب هدیه کنیم.
باشد که در کنار نویسندگان توانای ایرانی و جهانی، ادبیات سرزمین خود را بیش از پیش ارتقا بخشیم و امید داشته باشیم که همه کودکانمان از حق آموزش برخوردار باشند تا بتوانند بخوانند و دنیای داستان را سیر و سیاحت کنند.