بایگانی مطالب نشریه
فرصت دستیابی به توافق را از دولت دوازدهم گرفتند
حسن روحانی، رئیس جمهوری در روزهای پایانی دولت دوازدهم صریح تر از همیشه از مخالفان سیاسی دولت و آنها که اجازه ندادند میوه برجام به ثمر بنشیند، انتقاد میکند هر چند که این انتقادها دیگر اثری نداشته باشد. رئیس جمهور گفت: اگر اصل ۶۰ قانون اساسی مورد احترام بود و در اوایل آذر لطمه نمیخورد و اگر ۱۱ آذر را نداشتیم در اسفند ماه تحریم مردم برداشته شده بود و امروز مردم می دیدند چه شرایطی بر کشور حاکم بود و فروردین و اردیبهشت و خرداد و تیر دیگری را میدیدیم.
حسن روحانی دیروز در جلسه هیات دولت گفت: امروز ۲۳ تیر ماه است و این روز در تقویم ما به عنوان روز گفتوگو و تعامل سازنده با جهان آمده است. پس از اقدامات دولت یازدهم برای از بین بردن تحریم ظالمانه و احقاق حقوق ملت ما در ۲۳ تیر ۹۴ به توافق رسیدیم و به این دلیل این روز نامگذاری شد.
به گزارش ایسنا، رئیس جمهوری با تاکید بر اینکه یکی از اهداف بسیار مهم برای دولتهای یازدهم و دوازدهم احقاق حق ملت در زمینه مسائل فناوری های مدرن، تجارت، اقتصاد و فعالیت های اقتصادی و تولید بود یادآور شد: این هدف اصلی و مهم در دولت یازدهم بود و به نحوی در دولت دوازدهم هم تکرار شد. در سال های قبل در ذهن برخی از افراد جامعه برخی مسائل وجود داشت و در ذهن شان اینچنین بود که به هر حال قطعنامه هایی علیه ما در سازمان ملل تصویب شده و ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد بوده و کاری نمی توان کرد.
روحانی ادامه داد: معمولا هم وقتی سازمان ملل و شورای امنیت کشوری را ذیل فصل ۷ می برد و قطعنامه برایش صادر می کند یا آن کشور مجبور به اجرا می شود یا گاهی منجر به جنگ می شود. اینکه در تاریخ سازمان ملل کشوری ایستادگی کرده باشد تا قطعنامه ها بدون اجرا لغو شود بینظیر و نادر است یا اینکه ما با آژانس انرژی اتمی با مسئله ای به نام PMD مواجه بودیم و مواردی که آنها به عنوان احتمال غیر صلح آمیز بودن فعالیت هسته ای مان مطرح میکردند. برخی از دوستان می گفتند که به این سادگیها حل نمی شود. یکی از افراد با تخصص و سابقه در این زمینه به من میگفت که این مسئله تا ۱۰۰ سال دیگر هم حل نمی شود و همیشه هست و اگر به ۱۰۰ سوال آنها جواب بدهیم ۲۰۰ سوال دیگر مطرح می کنند. یا اینکه دنیا قبول کند ایران می تواند طبق قانون فعالیت غنی سازی داشته باشد بسیار سخت و مشکل بود و می گفتند نمی توانیم سازمان ملل و قدرت ها را وادار کنیم که بتوانیم غنی سازی انجام دهیم.روحانی اضافه کرد: خیلیها می گفتند تحریم به این سادگی ها قابل رفع نیست و افراد با تجربه در سیاست و روابط بین الملل به من می گفتند که این کار شدنی نیست که با شش قدرت بزرگ مذاکره کنیم و فقط وقت تلف می شود، اما کار دولت یازدهم که در تاریخ کشور ما به عنوان یک فعالیت بسیار ارزشمند و حرکت مهم در سیاست و روابط بین الملل است این بود که ما در ۱۰۰ روز اول توانستیم با ۱+۵ به یک توافق موقت برسیم و با این کار ادامه تحریم ها متوقف شد.
روحانی افزود: نتیجه این بود که از طریق گفتوگو و تعامل سازنده می توان مسائل مهم و پیچیده کشور ما با کشورهای بزرگ یا سازمان های بین المللی را حل و فصل کرد. یک فکر هم این بود که با مذاکره حل نمی شود و آخر باید زورآزمایی کنیم و با میز و حرف نه PMD حل میشود نه ایران به حق غنی سازی می رسد و نه تحریم برداشته می شود، ولی همه اینها شد. هر چه هم شلوغ بازی کردند که اینها فقط کاغذ است ولی شد و مردم دیدند که فروش نفت و میعانات ما در زمان کوتاهی به دو میلیون و ۷۰۰ هزار بشکه رسید.او با تاکید بر اینکه در این زمینه وزارت نفت و دیگران کار بزرگی انجام دادند، خاطرنشان کرد: این کار بزرگی بود که در بازار نفت حق مان را دوباره به دست بیاوریم. آنها می گفتند که مدتی در بازار نبودید و دیگران آمده اند و جای شما را گرفته اند اما ما برگشتیم و حق مان را کسب کردیم بعد هم سرمایه گذاری ها در برق، آب، پتروشیمی و فولاد شروع شد و همه اینها بود که توانستیم در مدت جنگ اقتصادی مقاومت کنیم. ریشه اینها برای سال های ۹۴، ۹۵ و ۹۶ بود و در این سه سال توانستیم سرمایه جذب کنیم تا پالایشگاه ها تکمیل شود و در پتروشیمی و صنایع معدنی حرکت بزرگی ایجاد کنیم.
روحانی اضافه کرد: هر تانک، توپ، موشک، هواپیما و هلیکوپتری که به تناسب جنگ اقتصادی، همان پتروشیمی، فرآورده و مواد و صنایع معدنی و تحرکات در بخش های دیگر است را توانستیم در همین مدت سال های ۹۴، ۹۵ و ۹۶ انجام دهیم که می گفتیم هم چرخ سانتریفیوژ بچرخد و هم چرخ زندگی مردم بعضی ها می گفتند اینها شعار است، اما دیدید که در سال ۹۵ تورم ما تک رقمی شد.روحانی با بیان اینکه بعضیها می گویند دنیا ممکن است توافق را بشکند خاطرنشان کرد: بله پیامبر هم توافق می کرد و طرف مقابل می شکست. قرآن به پیامبر می گوید هر وقت عهدی با کفار بستی در آخر آنها آن عهد را شکستند. ممکن است آدم عهدی ببندد ولی طرف مقابل بی وفایی کند. منتهی توافق ما در سال های ۹۴ تا ۹۶ و چند ماهی هم در سال ۹۷ باقیماند تا اینکه یک آدم مجنون سیاسی در آمریکا سر کار آمد و تحت فشار اسرائیل، عربستان، تندروهای منطقه و آمریکا و مجاهدین که از اول هم با برجام مخالف بودند این آدم سفیه را پیدا کردند و دورش را گرفتند و به او گفتند اگر از توافق بیرون بیاید از برجام چیزی باقی نمیماند. او ادامه داد: به او حالی کردند که تو باید ۲۴ ساعت تحمل کنی و اگر از برجام خارج شوی فردا صبح ایران از آن خارج میشود و دنیا میگوید که ایران خارج شد و فقط باید ۲۴ ساعت تحمل سیاسی کنید، اما این محاسبه آنها اشتباه درآمد و او اینجا فریب خورد و دید باید تمام سه سال را بایستد و هر روز تحت فشار بود و به هیچ یک از اهداف اصلی خود در این زمینه هم نرسید. هدف اصلی این بود که نظام بشکند و کشور به فروپاشی اقتصادی برسد. روحانی در ادامه تصریح کرد: از طرفی در داخل و خارج تبلیغ میکردند که اینها با برجام صنعت هستهای را فروختند و درست است که مشکل PMD و تحریمها حل شده ولی صنعت هستهای از بین رفته است، اما دیدیم که صنعت هستهای ما با قدرت باقی ماند.
مذاکره پشتوانه میخواهد
رئیس دولت تدبیر و امید در ادامه عنوان کرد: همه اینها در سایه ایستادگی و مقاومت ملت باقی ماند. مذاکره یک پشتوانه میخواهد نمیشود مذاکره باشد اما در درون دعوا باشد یا هدایتهای مقام معظم رهبری نباشد یا مردم ایستادگی نکنند. آن مذاکرات به این ترتیب پیش نمیرود. دیدیم که در آن زمان مذاکره دو سال طول کشید و مردم هم حمایت کردند و ما آنچه باید در سایه مذاکره به دست بیاوریم به دست آوردیم بعد از آن آنها خارج شدند و خواستند در دوره ترامپ همه چیز را به هم بریزند اما باز هم اساس کار ایستادگی مردم بود. در این سه سال و نیم زندگی مردم همه جا تحت فشار بود.
او با اشاره به اینکه اداره کشور در این شرایط کار آسانی نیست، اظهار کرد: دولتی که در سال باید متوسط ۶۰ میلیارد دلار درآمد نفتی داشته باشد اما این درآمدش حذف شود و به جای آن فقط ۹ یا ۱۰ میلیارد دلار بیاید این کار آسانی نیست که به یکباره ۵۰ میلیارد دلار از درآمد دولت حذف شود بعد عده ای می گویند شما به خارج چه کار دارید؟ همه مشکلاتی که مردم می بینند برای همین واردات است که به موقع انجام نمی شود. اگر در مرغ و کالای اساسی مشکلی پیش بیاید بخاطر این واردات است و اگر به موقع واردات انجام نشود زندگی مردم متوقف می شود.
روحانی اضافه کرد: اگر در جو، ذرت، کنجاله، روغن و برنج خودکفا بودیم حق با شما بود اما ما حتی در دوران خشکسالی در گندم هم خودکفا نیستیم و با کارهایی که شده فقط در ترسالی در گندم خودکفاییم. اگر سرمایه گذاری و واردات نباشد با مشکل مواجه میشویم. پس شوخی نکنید و با مردم حرف راست و واقعی بزنید. شما وقتی در سال باید ۴۰ تا ۵۰ میلیارد دلار وارد کنید همین قدر هم باید درآمد داشته باشید. نقطه مطلوب و سرمایه گذاری لازم باید سالی ۵۰ تا ۱۰۰ میلیارد دلار باشد و در کشور سرمایه گذاری صورت گیرد وگرنه کار پیش نمی رود.
رئیس دولت دوازدهم در ادامه تاکید کرد: اینکه ما چه کنیم موضوع دیگری است. ایکاش همه ما روی اصل ۶۰ قانون اساسی تاکید میکردیم و به اصل ۱۱۳ احترام میگذاشتیم. در آن صورت شرایطمان شرایط دیگری بود و در اسفند ماه مذاکره ماه تقریبا به همین نتیجهای میرسید که اخیرا وزیر امور خارجه در گزارش خوبی که در ۴۴ صفحه درباره برجام و مذاکره و مقاومت ما تشریح کرده است.
او ادامه داد: البته ممکن است کسی بگوید این نقطه صد در صد نبوده و مثلا ۹۰ درصد بوده، بله خب آنچه خواست آدم است در مذاکرات صد درصد نیست. مثل فوتبال که اگر سه بر یک ببریم برخی ها می گویند کم بود و کاش سه بر صفر می شد. بله این بهتر است ولی به هر حال ما پیروزیم و پیروزی قطعی داریم. اگر نتیجه سه بر یک باشد شما پیروزی بالایی دارید. یک زمان نتیجه سر مرز و یا در پنالتی مشخص میشود اما یک زمان سه گل میزنیم که این پیروزی بزرگی است. روحانی در ادامه تصریح کرد: چرا وقتی تیم ملی ما در مذاکرات پیروز مشود سختمان است کف بزنیم و آفرین بگوییم و آنها را در برابر بازیگران صحنه بین الملل تشویق کنیم. در حالیکه باید این کار را انجام دهیم و این کار برای این خط و آن خط و این جناح و آن جناح نیست و این دولت و آن دولت ندارد.
دفاع از اصل 60 قانون اساسی
رئیس جمهور در ادامه از اصل 60 قانون اساسی که ناظر بر اختیارات رئیسجمهوری است؛ دفاع کرد: اگر اصل ۶۰ قانون اساسی مورد احترام بود و در اوایل آذر لطمه نمیخورد و اگر ۱۱ آذر را نداشتیم در اسفندماه تحریم مردم برداشته شده بود و امروز مردم میدیدند چه شرایطی بر کشور حاکم بود و فروردین و اردیبهشت و خرداد و تیر دیگری را میدیدیم، به هر حال آنقدری که مقدور بوده دولت و وزارت خارجه و بخشهای دیگر تلاش کردهاند و امروز یک سفره آماده است که باید در باز شود و مردم بیایند کنار این سفر بنشینند.او در ادامه بیان کرد: حالا فرصت دولت دوازدهم را از دستش گرفتند، اما امیدواریم دولت سیزدهم بتواند این کار را تکمیل کند. فرقی نمیکند که دولت دوازدهم یا دولت سیزدهم موفق باشند ولی برای اینکه شش ماه فرصت از دست رفته بسیار متاسفیم و امیدواریم بتوانیم تا لحظه آخری که سر کار هستیم به وعدههای خود عمل کنیم. ما در زمینه تحریم اقداماتی که لازم بوده را انجام دادهایم و در گزارش اخیر وزیر خارجه هم آمده و مردم میتوانند بخوانند و کامل ببینند که صحنه چگونه بوده و در کجا هستیم.رئیس جمهور با بیان اینکه در زمینه کرونا هم تلاشمان را انجام دادهایم و میدهیم، اظهار کرد: از طرفی موضوع خشکسالی را داریم که آن را هم دنبال میکنیم و ادامه دارد. من برجام را در گفتوگو و تعامل سازنده به عنوان یک مصداق مهم در دولتی یازدهم و دوازدهم گفتم وگرنه کارهای زیادی شده است. روند آستانه مذاکرات دریای خزر، روندهای سه جانبه ای که بین ایران – روسیه – آذربایجان، ایران – روسیه – ترکیه و ایران – ترکیه – قطر بود و روند های مختلفی از جمله طرح صلح هرمز ابتکار خوب و اوراسیا همه بخاطر همین تعامل سازنده است. ما با همین تعامل سازنده در FATF به نتیجه رسیدیم و ایران را از لیست سیاه خارج کردیم؛ البته بعد از آن ناشیگریهایی در داخل شد که بحث دیگری است.
تابستان سختی آغاز شده است. از بسیاری از شهرها خبرهایی در خصوص تبعات و اثرات کمآبی بر زندگی مردم منتشر میشود. حال بسیاری از مناطق کشور خوش نیست، به گفته معاون آبفای وزارت نیرو ۳۰۰ شهر کشور در وضعیت تنش آبی قرار دارند و خشکسالی به بیرحمانهترین شکل خود را به رخ میکشد. در این میان مسئولان وزارت نیرو بارها درباره مدیریت شرایط بحرانی موجود به سیاستهایی برای کنترل مصرف مشترکان پر مصرف اشاره کردهاند. اما در عمل اتفاقی که میافتد این است که برخی مناطق به ویژه در شمال پایتخت، بیشترین مصرف آب شرب را دارند و اقدامات بازدارنده موثری برای کنترل مصرف در این مناطق به کار گرفته نمیشود. بر اساس آخرین آمار رسمی موجود ۴۷ درصد آب شرب تهران توسط مشترکان در مناطق یک تا سه مورد استفاده قرار میگیرد که اغلب از آب شرب برای پر کردن استخرهای خانگی خود استفاده میکنند. مصرف استخرهای خانگی شاید در یک شهر یا تنها در پایتخت – به زعم برخی کارشناسان- رقم چشمگیری نباشد اما با تکثیر جنون ویلاسازی در شهرهای مختلف کشور، این رقم قابل توجه خواهد بود.
«مردم ضمن رعایت بهداشت، نسبت به مدیریت مصرف آب توجه داشته باشند. در۲۰ ثانیهای که دست خود را میشویند، حداقل شش لیتر آب مصرف میشود و اگر جمعیت کشور به طور متوسط پنج بار دست خود را به شیوه نادرست بشویند، میزان مصرف آب عدد بسیار بالایی میشود» این توصیه معاون وزیر نیرو به مردم در دوران کرونا بود. توپ را به زمین مردم انداختن و پررنگ کردن نقش آنها در بروز بحران آب و برق و بسیاری بحرانهای دیگر از جمله نخستین راهکارهایی است که همواره مورد توجه مسئولان است. اما علاوه مردمی که برای مصون ساختن خود از آلودگی به ویروس کرونا ممکن است دست خود را اشتباه شسته و آب را هدر دهند، هستند کسانی که از آب شرب برای پر کردن استخر و تجهیزات دیگر تفریحی در ویلاها و برجهای مسکونی استفاده میکنند، و نگرانی بابت این هدر رفت آب تصفیه شده مورد نیاز مردم شهر، به دل ندارند. به گفته تقیزاده خامسی معاون وزیر نیرو در امور آب و آبفا: «میزان مصرف آب در بخش خانگی برای خانوارهایی که کاهش مصرف داشته باشند ۷ درصد محاسبه میشود و برای خانوارهایی که بیش از حد مصرف داشته باشند این عدد دو برابر و با حدود ۱۶ درصد محاسبه میشود» باید دید آیا مشترکان پرمصرف با 16 درصد افزایش تعرفه، تصمیم به صرفهجویی در مصرف آب شرب که در بسیاری از مناطق کشور در دسترس مردم نیست، خواهند گرفت؟
بنفشه زهرایی دبیر کارگروه ملی سازگاری با کم آبی در خصوص راهکاری که میتوان برای مدیریت موضوع کمبود آب در شهرهای مختلف در مورد مصرف آب استخرهای خانگی به کار برد به «پیام ما» میگوید: «در شهرهای کمآب نباید به ساختمانهای دارای استخر پایان کار داده شود. اصلا نباید اجازه داده شود که استخر در ساختمان احداث شود تا بعد با این چالش مواجه نشویم که کنترل کنیم این استخر با چه آبی پر میشود. مقررات ملی ساختمان باید اصلاح و این موضوع در آن لحاظ شود، ساختمانهایی که در شهرها و مناطقی ساخته میشوند که محدودیت تامین آب وجود دارد، نباید دارای استخر باشند»
هر چند مدیرعامل آبفای استان تهران میگوید: «در تهران ۱۰ هزار حلقه چاه آب وجود دارد که عمدتا این چاهها در مناطق شمالی تهران قرار دارند و آبی که برای استخرهای شمال تهران استفاده میشود هم از آب این چاهها است. عمده آب استخرهای تهران از چاههای زیرزمینی پر میشود» اما زهرایی در خصوص استفاده از آبهای زیرزمینی که گاهی به عنوان راهکار برای کنترل مصرف از سوی برخی مسئولان عنوان میشود میگوید: «آبهای زیرزمینی همیشه نمیتواند برای مصارف بهداشتی یا استخر مورد استفاده باشد و ممکن است آلایندههایی داشته باشند که مخاطراتی برای مصرف کنندههای آن آب در پی داشته باشد. ضمن اینکه آب زیرزمینی هم یکی از منابع آب محسوب میشود و اهمیت خاص خود را دارد و باید بر مصرف آن هم نظارت داشت»
محمدرضا بختیاری مدیرعامل آبفای استان تهران به باشگاه خبرنگاران گفته است: «در حال حاضر آپارتمانهای بزرگی که در شمال شهر تهران ساخته میشوند در طبقات منفی خود استخرهای بزرگی دارند که عمده آنها با آب شرب پر میشوند؛ به همین منظور با توجه به محدودیت منابع آبی که در کشور وجود دارد، باید این موضوع مورد بررسی قرار گیرد. مشترکانی هستند که برای پر کردن آب استخر خود از آب شرب استفاده میکنند که در اصطلاح به این مشترکان پر مصرف گفته میشود» البته بعضی شرکتهای ارائه دهنده خدمات استخر در مناطق شمال تهران، این استخرها را با آب تصفیه شده شرب و به وسیله تانکر پر میکنند که به این ترتیب کنتور آب مشترکان میزان مصرف را ثبت نمیکند. اما آنچه اهمیت دارد مصرف آب شربی است که در دسترس نبودن آن در بسیاری از شهرها و روستاها حیات مردم را به خطر انداخته است. چندی پیش سید رسول باقری معاون درآمد و امور مشترکان آبفای استان تهران اعلام کرده بود: «واحدهای مسکونی که تا ۲۸ مترمکعب آب در ماه مصرف کنند جزو پرمصرفها و گروهی که بیش از ۲۸ مترمکعب آب در ماه مصرف کنند در رده بدمصرفهای آب استان تهران قرار خواهند گرفت. ماموران تشخیص شرکت آب و فاضلاب استان تهران تمامی اشتراکات بنایی را شناسایی و رصد میکنند و در صورت شروع اعمال محدودیتها، اولویت برخورد و اعمال محدودیتها از مصارف بنایی آغاز میشود» در صورتی که بر اساس گفته باقری رصد آبفا به شکل دقیق هم صورت گیرد، با توزیع تانکری آب در ویلاها و خانهباغها امکان شناسایی مشترکان پرمصرف وجود نخواهد داشت. مسئله استفاده از آب شرب در مصارفی مثل استخر در منازل ویلایی و خانهباغها تنها محدود به پایتخت نیست. ویلاسازی و تخلفاتی که صاحبان ویلاها در زمینه انشعاب آب و استفاده از آب شرب مردم منطقه برای پر کردن استخر بسیاری از مناطق را با چالش مواجه کرده است. حفر چاههای غیرمجاز در ویلاهایی که به شکل غیرمجاز و بدون پایان کار در برخی روستاها ساخته میشوند، از جمله مواردی است که شاید از چشم مدیران در بخش تامین آب مخفی مانده است. ویلاهایی که در مواردی با تغییر کاربری زمینهای کشاورزی، در دل روستا قد علم میکنند و از آنجا که مجوزهای لازم را برای دریافت انشعاب آب و برق ندارند، یا اقدام به حفر چاه میکنند و یا از انشعاب موجود در روستا انشعابی غیرقانونی برای ساختمان خود تامین میکنند. گلایههای روستاییان درباره سرقت آب مصرفی روستا توسط ویلاهای غیرمجاز نشان از نبود نظارت بر ساخت و ساز در مناطق دورافتاده و روستاهایی دارد که در اغلب موارد با مشکلات تامین آب روبهرو هستند.
امسال با توجه به کاهش بارشها و تاکید نهادهای متولی امر تامین آب بر سیاستهای سازگاری با کمآبی، نیاز به نظارت بیشتر بر مصرف آب در ویلاها و خانه باغها ضروری به نظر میرسد. تقیزاده خامسی میگوید: «تولید هر مترمکعب آب در تهران ۲۷۰۰ تومان و متوسط قیمت فروش ۷۰۰ تومان است.» به عبارتی به هر مترمکعب آب 2 هزار تومان یارانه تعلق میگیرد. یارانهای که بیشتر به سود مشترکان پرمصرف است. سرانه مصرف آب شرب در تهران ۲۴۰ لیتر در شبانهروز به ازای هر نفر است و در تابستان تا ۳۱۰ لیتر در شبانهروز نیز میرسد. با توجه به سرانه ۱۷۰ لیتر کشوری، تهرانیها ۷۰ لیتر بیشتر از سرانه کشور مصرف میکنند.
اردیبهشت ماه امسال، معاون درآمد و امور مشترکان شرکت آب و فاضلاب استان تهران اعلام کرده بود: «۶۰ درصد از مشترکان تهرانی بالای الگوی مصرف، آب مصرف میکنند، اخطاریههایی برای این گروه از مصارف خانگی ارسال خواهد شد و در صورتی که در رفتار مصرف خود تغییری ایجاد نکنند با محدودیت مصرف مواجه خواهند شد.» اما دو روز بعد تقیزاده خامسی با رد این موضوع گفت: « هیچ برنامهای برای قطع آب مشترکان پرمصرف در دستور کار نیست و قرار نیست که تامین آب هیچ یک از مشترکان با محددیت روبهرو شود.» شاید قطع آب در شرایط فعلی که جامعه با کرونا درگیر است و نگرانیهایی در زمینه بهداشتی برای مردم وجود دارد، راهکار درستی برای تذکر دادن به هیچ یک از مشترکان – حتی پرمصرفها- نباشد، اما استفاده از آب شرب در استخرهای خانگی در روزهایی که تنش آبی نفس بسیاری از هموطنان را به شماره انداخته، هم به مراتب دور از منطق و انسانیت است.
به هر روی در حال حاضر سیاست وزارت نیرو تنها همان افزایش 16 درصد تعرفه برای پرمصرفهاست و دیگر هیچ. دامنه این مسئله تنها استان تهران را در بر نمیگیرد. بسیاری از شهرهای کشور دچار تبعات ناشی از ویلاسازی و نبود نظارت بر تخلفات صورت گرفته در این شکل نابسامان از ساخت و سازها هستند. ساخت و سازهایی که نه تنها طبیعت و زمین کشاورزی و کوه و جنگل را بلعیدهاند، که سهم روستاییان از منابع آب را هم خودخواهانه از آن خود میکنند بدون اینکه تخلفاتشان جایی در بررسیها و آمارها داشته باشد.
گزار ش بذل و بخشش املاک پایتخت
|پیام ما| یک ملک ۳۶ هزار متر مربعی که قبلا کارخانه آسفالت بوده، در طرشت بدون داشتن مجوز از شورا در دوره قبلی شهرداری تهران، به سپاه واگذار شده است. 70 هزار متر مربع زمین 159 میلیارد تومان به خیریه امام رضا داده شده است، املاکی به ارزش 2000 میلیارد ریال در بازه زمانی 5 ساله 91 تا 96 در قالب قرارداد 34 بندی از سوی سازمان املاک شهرداری تهران به شرکت بهساز گستر که یکی از شرکتهای وابسته به سپاه پاسداران است، واگذار شده است. این اعداد و ارقام اما تنها بخش کوچکی از هرج و مرجهای مالی هستند که پیش از مدیریت شهری پنجم در خاموشی خبری رخ دادند و حالا در گزارشی مفصل در آخرین روزهای شورای پنجم، دیروز، سه شنبه 22 تیرماه از سوی محمود میرلوحی، رئیس کمیته اقتصادی شورای شهر تهران قرائت شدند. گزارشی 43 صفحهای که تمرکزش روی املاک و مستغلات شهرداری تهران بود. در ادامه مروری بر مهمترین یافتههای این گزارش تحقیقوتفحص داریم.
وعده ارائه و قرائت گزارش تحقیقوتفحص از املاک و مستغلات شهرداری تهران پیش از این بارها از سوی متولیان امور شهری داده شده بود. میرلوحی در یکی از مصاحبههایش با خبرگزاری پانا گفته بود: «بخشهایی از این تحقیقوتفحص پیش رفته است و به عنوان کسی که طراح این تحقیقوتفحص هستم، میگویم که میشد زودتر مطرح شود ولی زمانی که گذشته نیز اینطور نبوده که رها شده باشد، بلکه کارها در حال انجام است.» با این وجود گزارش دیروز در هفت گفتار به پارلمان شهری رسید. در گفتار سوم این گزارش آمده است که واگذاری املاک و مستغلات در دوره زمانی 1388 الی 1396 است. بررسیهای هیات تحقیقوتفحص نشان میدهد که واگذاریهای املاک و مستغلات در شهرداری تهران به 9 شیوه صورت میگرفته است. دریافت ملک از طریق تهاتر به ازای عوارض، واگذاری املاک در قبال حواله پیمانکاری و کارگزاری، واگذاری املاک به اشخاص حقیقی و حقوقی به صورت قطعی، واگذاری املاک در قالب کمیته ساماندهی خانههای سازمانی، واگذاری املاک در اجرای بند 6 ماده 55، واگذاری بدون عقد هرگونه قرارداد، واگذاری املاک نجومی و واگذاری املاک در قالب فاینانس با بنیاد تعاون سپاه از جمله شیوهها بوده است.
واگذاری به 9 روش و شیوهای که ذکر شد، قانونی نیستند، زیرا نه براساس آییننامههای شهرداریند و نه مجوز شورای شهر را داشتند. میرلوحی در جریان ارائه جزئیات گزارش گفته بود: در اجرای بند ۹ ماده ۵۵ قانون شهرداری الحاقی بیست و هفتم بهمن ماه ۱۳۴۵ انجام معاملات شهرداری اعم از خرید و فروش اموال منقول و غیرمنقول و غیره پس از تصویب شورای شهر با رعایت صرفه و صلاح و مقررات آیین نامه مالی شهرداریها امکانپذیر است. در تمامی املاک واگذار شده ضمنعدم رعایت صرفه و صلاح شهرداری و آیین نامه مالی شهرداری، مجوز شورای شهر نیز اخذ نشده است.
او ادامه داد: به موجب ماده ۱۳ آییننامه مالی شهرداریها مصوب دوازدهم تیرماه ۱۳۴۶ مجلس، فروش اموال منقول و غیرمنقول و اجاره اموال غیر منقول شهرداریها از طریق مزایده کتبی صورت خواهد گرفت در واگذاری املاک به طریق نهگانه ذکر شده تشریفات مزایده برگزار نشده است. رئیس کمیته اقتصادی شورای شهر گفت: واگذاری در اجرای بند ۶ ماده ۵۵ قانون شهرداری باید با تصویب شورای شهر با حفظ مالکیت شهرداری و به اشخاص حقوقی انجام گیرد که در واگذاریهای مستند به این بند در موارد متعدد تخلف انجام گردیده است. واگذاری املاک در بخش این واگذاریها با توجه به تصریح بند ۶ ماده ۵۵ شامل موارد مسکونی نیست و واگذاری به عنوان مسکن تخلف قانونی است. همچنین این واگذاریها بدون تنظیم قرارداد و لحاظ صرفه و صلاح شهرداری انجام شده است.
نکاتی درباره واگذاریهای نهگانه
براساس اطلاعاتی در گزارش تحقیقوتفحص از املاک شهرداری تهران منتشر شده است، از سال 90 و با تکیه بر یک مصوبه، روش پرداخت عوارض غیرنقد یا تهاتر، یعنی دریافت ملک در قبال عوارض پروانهای و پایان کار به یک روش برای کسب درآمد در شهرداری تهران تبدیل شد.
موضوع واگذاری املاک در قبال حوالههای پیمانکاری و کارگزاری «هولوگرام» نیز از سال 91 مطرح شد و برای نخستین بار موضوع دعوت از کارگزاریها با هدف «تسریع و کمک به اجرای پروژههای شهرداری و انجام اقدامات لازم در خصوص جذب تسهیلات خارج از مجموعه شهرداری و از طریق فراخوان و پذیرش کارگزار از بین بانکهای دولتی و بانکهای عمومی» مطرح و به تصویب رسیده است.
سایت شهر، رسانه رسمی شهرداری تهران درباره یافتههای گزارش تحقیقوتفحص درباره هولگرامها نوشته است: طی ۶ ساله ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۶ تعداد ۲۶ هزار و ۳۴۴ حواله کارگزاری «هولوگرام» به مبلغ ۱۴ هزار میلیارد تومان توسط سازمان املاک صادر شده است. در خصوص اینکه بابت تسویه حوالههای این کارگزاری چه تعداد املاک و معادل چه مبلغی از منابع غیرنقد از شهرداری تهران به شرکتهای کارگزار یا به واسطه آنها به سایر بستانکاران شهرداری تهران واگذار شده است اطلاعات دقیقی در دست نیست با وجود این شواهد حاکی از بروز انحراف اساسی در اهداف و عملکرد حوالههای کارگزاری و بروز فساد گسترده در این زمینه دارد. واگذاری حق مالکیت بناها که یکی از شیوههای واگذاری املاک است در قانون آمده است. بند 6 ماده 55 قانون شهرداریها در راستای مسئولیتهای اجتماعی خود به منظور تاسیس موسسات فرهنگی، آموزشی، بهداشتی، تعاونی مانند بنگاه حمایت مادران و نوانخانه و پرورشگاه، درمانگاه و… میتواند با تصویب انجمن شهر از اراضی و ابنیه متعلق به خود با حفظ مالکیت به رایگان یا با شرایط معین در اختیار موسسات مربوطه قرار دهد. اما در روند اجرای قانون انحرافاتی مشاهده شده است. به طوری که براساس آخرین آمار در دوره قبل ۲۶۲۲ ملک در راستای همین بند واگذار شدند. اما افشین حبیبزاده رئیس کمیته نظارت شورای شهر تهران پاییز سال گذشته گفته بود که واگذاری 362 مورد از املاک انحراف قانونی دارند، یعنی یا در اختیار غیرهستند یا مجوز از شورا ندارند، یا واگذاریشان ادامه دارد. املاک نجومی نیز موضوع دیگری بود که در این گزارش مطرح شد. واگذاری واحدهای مسکونی در مناطق برخوردار تهران به اشخاص نزدیک به بدنه مدیریت شهری در دوره قبلی یا واگذاری با تخفیفات بالا و بدون برگزاری تشریفات قانون، موضوعی است که در ادبیات سیاسی ما به املاک نجومی شهره شده شده است. گزارش تحقیقوتفحص شورا نشان میدهد، املاک نجومی حداقل در قالب سه روش ظهور کردند: تشکیل تعاونیهای خاص به عنوان مجرا و محل واگذاری املاک به افراد معین، واگذاری املاک به اشخاص خاص از طریق شرکت رسا تجارت مبین و واگذاری املاک از طریق سازمان املاک و مستغلات شهرداری تهران و شرکتهای کارگزاری. براساس آخرین گفتوگوهای اعضای شورا به نظر میرسد که۴۰ مورد از این واگذاریها توسط تعاون سپاه بازپس گرفته شده است.
نامهای آشنای چند ملک
در میان گزارش تحقیقوتفحص اما نام چند ملک و زمین شناخته شده، هم به چشم میخورد. نامهایی که دوره پنجم مدیریت شهر، چندباری اسمشان به زبان مدیران آمده بود. در ردیف یازده، گفتار هفتم گزارش تحقیقوتفحص نام اراضی طرشت به چشم میخورد. ماجرا این قرار است که 32 هزار متر مربع از اراضی طرشت که در ابتدا متعلق به کارخانه سیمان و بعدتر مالکیت شهرداری تهران بر آن محرز شده بود به دستور شهردار وقت با این بهانه که سند ندارد به سپاه پاسداران واگذار شده است. اردوگاه شهید میرحسینی نیز ملکی در منطقه 22 تهران است.
زمینی 70 هکتاری که براساس اطلاعاتی که به دست خبرنگار پیام ما رسیده است، به دلایل نامشخص به یک سپاه پاسداران واگذار شده است. میرلوحی پیشتر درباره این ملک به روزنامه شهروند گفته بود: «شهرداری در این اردوگاه 141میلیارد تومان هزینه و آن را به مکانی تفریحی برای عموم مردم تبدیل کرده است. اساسا انتقال این مکان به نهاد نظامی اشتباه و روند نقل و انتقال آن خلاف قانون بوده است، زیرا فردی در دفتر شهردار سابق این مکان را تحویل نهاد نظامی داده که اساسا در حیطه اختیاراتش نبوده است.» واگذاری که براساس قانون خروج و انتقال پادگانهای نظامی به خارج از حریم شهرها که در سال 1388 مصوب شده، نیست. بر اساس ردیف 13 گفتار هفتم این گزارش نیز، به 34 فقره قرارداد بین سازمان املاک و مستغلات و شرکت «بهساز گستر» که شرکتی وابسته به سپاه است، اشاره دارد. قراردادی که براساس آن املاکی به ارزش بیش از 2 هزار میلیارد ریال در طرحی به عنوان سه شهید بدون اخذ مجوز از شورا، بدون رعایت صرفه و صلاح شهرداری، واگذار شدند.
ملک موسوم به فرحزادی نیز نام آشنای بعدی بود که میرلوحی درباره آن گفت: عدم ثبت اقاله «ملک موسوم به فرحزادی» در اسناد اداره کل امور مالی و حسابها شهرداری و زیان ۷ هزار میلیارد ریالی از مصادیق بارز تبانی و تخلف است. باملند پروژه دیگری بود که اعضای شورای شهر چندباری نسبت به نحوه قرارداد آن انتقاد کرده بودند. اکنون براساس گزارش تحقیقوتفحص مشخص شده که در ابتدا قطعه زمینی به مساحت 44 هزار متر مربع در قالب قرارداد مشارکت در اختیار شخصی قرار گرفته است. پس از آن اما سازمان بازرسی کل کشور و بازرسی شهرداری نسبت به قرارداد ایراد گرفتند و آن را در راستای عدم رعایت ضوابط در واگذاری املاک بزرگ مقیاس شهری دانستند. قرارداد بام لند اکنون در چارچوب ماده 38 قانون شهرداریها درحال رسیدگی است. براساس این گزارش واگذاری املاک به خیریه امام رضا نیز مورد سوال است. گفته میشود که در ابتدا چند قطعه زمین به مساحت حدود 70 هزارمتر مربع در قالب واگذاری داخلی به سازمان سرمایه گذاری شهرداری تهران منتقل شده است. گزارش شورای شهر تهران میگوید که پس از آن سازمان سرمایه گذاری املاک مذکور را بدون دریافت ثمن واقعی به خیریه امام رضا(ع) که متعلق به منسوبین و منتخبان مقامات شهرداری بوده واگذار کرده است. بر اساس گزارش سازمان املاک مبلغ 159 میلیارد تومان به صورت نقدی و غیرنقدی از طریق شهرداری منطقه 22 و سازمان املاک و تعداد 11 باب مغازه در پاساژ الماس کریم خان از طریق کارگزاری جهان در قبال حواله کارگزاری از طریق سازمان املاک نیز به این خیریه تحویل داده شده است.
اما شهرداری تهران درقبال این گزارش چه وظیفهای دارد؟ شورای شهر تهران، 15 وظیفه یا تکلیف برای شهرداری قائل شده است. دریافت مابهالتفاوت قیمت روز املاک نجومی، اخذ اجاره مدت تصرف اشخاص حقیقی در املاک شهرداری، انتشار فهرست بهرهبردارانی که املاک شهرداری را در اختیار دارند و تخلیه نمیکنند و همچنین غربالگری سالانه املاک متعلق به شهرداری، از جمله این تکالیفند.
گره از ثبتنام دانشآموزان افغانستانی باز نشد
|پیامما| درحالیکه گفته میشد موانع برای ثبت نام دانشآموزان اتباع افغانستانی برطرف شده است و بخشنامه حضور آنها در مدارس اصلاح شده و دانشآموزان فاقد مدرک شناسایی نیز میتوانند با دریافت برگه حمایت تحصیلی از دفاتر کفالت برای ادامه تحصیل خود در مدارس ثبت نام کنند، والدین همچنان از بیاطلاعی دفاتر کفالت و عدم ابلاغ بخشنامه اصلاحشده گزارش میدهند و میگویند فرزندان بازماندهشان هنوز راهی برای ورود به مدارس پیدا نکردند. مسئولان در روزهای اخیر وعده دادند که با صدور ابلاغیهای دفاتر کفالت را توجیه میکنند. سرانجام متنی دوشنبه 20 تیرماه، از سوی انجمن صنفی دفاتر کفالت اقامت و اشتغال اتباع خارجی استان تهران منتشر شد و در آن تاکید شد که والدین میتوانند از 23 تا 29 تیر به چند مرکز خدمات اداری، خلیج فارس، گل تپه و پاکدشت مراجعه کنند. ابلاغیه جدید شروطی را برای مهاجران و اتباع افغانستانی لحاظ کرده است: «گذرنامه و تذکره برای اثبات افغانستانی بودن و مدرکی که نشان دهد کودک از زمان فرمان رهبری یعنی سال 94 در ایران ساکن بوده است.» شروطی که به نظر میرسد، بازهم سنگی مقابل ثبت نام دانشآموزان افغانستانی است. لطف الله محسنی، معاون اجتماعی انجمن حمایت از کودکان کار در این رابطه به پیام ما میگوید: «این ابلاغیه جامعیت دستورالعمل و پذیرش همه دانشآموزان را ندارد و تنها محدود شده به افرادی که یا پاسپورت دارند و یا سال 94 در ایران حضور داشتند و برای این حضورشان هم مدرک دارند.» با این وجود والدین و مددکاران همراه دانشآموزان دیروز، سه شنبه به مراکز کفالت مراجعه کردند؛ نتیجه اما مانند گذشته بود. معصومه صادقی، مربی انجمن یاری کودکان در معرض خطر در این رابطه به روزنامه پیامما میگوید: «مابه خانوادههای مهاجر افغانستانی اطلاع رسانی کردیم و با پرینت ابلاغیه و فرستادن خانوادهها به دفاتر کفالت محل زندگیشان و حتی دفاتر کفالت غیر از محل سکونتشان موضوع را پیگیری کردیم اما هم دفاتر کفالت اعلام کردند که چنین ابلاغیه و بخشنامهای برای آنها صادر نشده است.»
مریم سیادت مدیرعامل موسسه شکوفایی استعدادهای کودکان مهر نیز مددکار دیگریست که دیروز به دفاتر کفالت مراجعه کرده اما همچنان به در بسته خورده: «من به آدرسهایی که در متن ابلاغیه اشاره شده بود، مراجعه کردم و حتی به اردوگاه ورامین نیز سر زدم اما در تمام این دفاتر اعلام شد که ابلاغیه جدیدی دریافت نکردند.» علاوه بر بیاطلاعی چندباره دفاتر کفالت، والدین دغدغه تازهای نیز پیدا کردند: پیدا کردن مدرکی برای اثبات حضورشان در در ایران بعد از سال 94. ابلاغیه تازه: اجارهنامه، گواهی ولادت، گواهی سکونت تایید شده از سوی شورای شهر و کلانتری را معتبر دانسته است بسیاری اما هیچیک را ندارند. صالح سعیدی، یکی همین از والدین افغانستانی است که 4 پسر دانشآموز دارد، او میپرسد، چگونه میتواند از کلانتری یا اعضای شورای شهر گواهی بگیرد؟
|پیام ما| از جنگلهای نارک و خامی در گچساران، دود سیاهی برخاسته است. این دود از آتش گستردهای است که 5 روز و شب در نارک و سه روز و شب در خامی پیش رفته و هر درخت و بتهای بر سر راه بوده را سوزانده و خاکستر کرده. مسئولان استان کهگیلویهوبویراحمد عصر دوشنبه گفته بودند اگر به قدر کافی نیروی کمک به ارتفاعات سوخته برسانند، آتش تا روز سهشنبه دیگر دوام نخواهد یافت. اما اینطور نشده و دود سیاه همه جا را گرفته است. با این همه مسئولان گفتهاند که مهار آتش را در دست گرفتهاند. آتش از جنگلهای نارک به منطقه حفاظتشده خامی سرایت کرد و بخشی از این منطقه حفاظتشده را سوزاند و اکنون شعلهها در ارتفاعات مارین و فتح در حال پیشرویاند. برآورد خسارت هنوز ممکن نیست و همزمان رئیس سازمان حفاظت محیط زیست برای مقابله با آتشسوزیها از سازمان مدیریت بحران و وزارت کشور درخواست اعتبار کرده است.
از ابتدای سال تاکنون حدود سه هزار و ۱۱۸ هکتار از مناطق چهارگانه گرفتار حریق شده است. امسال نخستین مورد آتش، 21 فروردین به جان طبیعت کهگیلویه و بویراحمد افتاد. بعد از این تاریخ شعلهها به نقاط دیگر هم رسید و کمکم دنا، کهگیلویه، باشت، بویراحمد، چرام و بهمئی سوختن را تجربه کردند. در لحظه نگارش این گزارش جنگلها و مراتع ارتفاعات منطقه «نارک» پنج روز و منطقه حفاظتشده «کوه خامی» شهرستان گچساران سه روز است که میسوزند و هنوز بهطور کامل مهار نشدهاند. کارشناسان گزارشی درباره این دو حریق ندادهاند و دلیل آتشسوزیها هم هنوز روشن نیست. هرچند سازمان محیط زیست و همینطور جنگلها بیش از همه از عوامل انسانی به عنوان دلیل 90 درصد آتشسوزیها یاد میکنند.
ترافیک بالگردها بر فراز خامیِ سوخته
از صبح دیروز همزمان سه بالگرد نیروها و تجهیزات را به ارتفاعات خامی بردهاند. اسدالله هاشمی، مدیرکل حفاظت محیط زیست کهگیلویه و بویراحمد میگوید اکنون بخش اعظمی از آتش کنترل شده و تلاشها در سومین روز گسترش حریق همچنان ادامه دارد. بالگردها طبق گفته او از سوی وزارت دفاع، ارتش و هلال احمر تامین شدهاند. در دو روز گذشته هم سپاه ، هلال احمر و ارتش چندین سورتی پرواز به ارتفاعات داشتهاند. این تلاشها اما هنوز نتیجه نداده است. اکنون در این منطقه محیطبانان، نیروهای محیط زیست، گروههای مردمی داوطلب، انجمنها و هلالاحمر در حل مهار آتشاند. آتشسوزی کوه خامی عصر روز ۲۰ تیر بر اثر آتشی که از مناطق آزاد شروع شده بود، آغاز شد و حالا مدیرکل حفاظت محیط زیست کهگیلویه و بویراحمد وعده داده که آتش خامی تا پایان روز سهشنبه مهار و کنترل شود.
رئیس مرکز کنترل و پشتیبانی اطفای حریق هوایی وزارت دفاع از همکاری همه جانبه این وزارتخانه در حفاظت از عرصه های طبیعی کشور و حضور بالگردهای اطفای حریق جهت مهار آتشسوزی گسترده در جنگلها و مراتع ارتفاعات منطقه نارک و خامی گچساران در استان کهکیلویه و بویر احمد خبر داده است. خلبان محمد مهدی نوری آقا، رئیس مرکز کنترل و پشتیبانی اطفا حریق هوایی وزارت دفاع چنین آتش گچساران را اینطور تصویر کرده است: «آتشسوزی جنگلها و مراتع ارتفاعات منطقه نارک از ساعت ۲۳ پنجشنبه شب آغاز شده و پس از حدود۱۰۰ ساعت تلاش از زمین و هوا توسط نیروها و بالگردها، به علت وزش باد شدید، دمای هوای ۵۰ درجه سانتیگراد، سختگذر و صعبالعبور بودن منطقه و شیب تند همچنان این ادامه دارد. همچنین آتشسوزی دیگری در جنگلهای منطقه حفاظتشده «خامی» و «مارین» نیز آغاز شده است.» به گفته او در حال حاضر ۴ فروند بالگرد در منطقه حضور دارند که دو فروند به بسکت تخصصی اطفا حریق هوایی با ظرفیت چهار تن آب مجهزند و در صورت نیاز استان، یک فروند بالگرد دیگر هم آماده اعزام به منطقه عملیاتی است.
مسئولان استانی در این روزهای سیاه جنگلسوزی، مدام هلیکوپتر و هلیبرد نیرو و امیدواری میگویند اما آنچه پیداست، آتشسوزیها در نقاط مختلف ادامه دارد، چنان که اکنون آتش به جنگلهای فتح و مارین رسیده و گناوه لری همچنان ادامه دارد. علاوه بر این کمبود امکانات و ناچار بودن به استفاده از شاخههای تر، داستان همیشگی اطفای حریق در جنگلهای ایران است. از سوی دیگر حاضران در این آتشسوزیها و ستاد مدیریت بحران گچساران در این روزها چند باری اعلام کردند که وزش باد، سختگذر بودن منطقه در کنار گرمای ۵۰ درجه کنترل آتش را با کُندی مواجه کرده است.
4000 هکتار جنگلِ سوخته
و حتی بیشتر
چهار هزار هکتار؛ رقم کمی نیست، این عددی است که جواد نارکی، رئیس انجمن زیست محیطی در گچساران از میزان خسارت آتشی است که از پنجشنبه گذشته به جنگلها و مراتع نارک، خامی، گناوه لری، فتح و مارین پنجه کشیده است. او به ایسنا گفته است: «هم اکنون در انتهای منطقه خامی به سمت منطقه نیمدور در حال اطفای آتش هستیم، خط آتش را مهار کردیم اما هنوز شعلههای آتش را داریم و ادامه دارد. البته احتمال خاموش کردن هم وجود دارد.» به گفته نارکی گروههای حاضر در محل، روزهای قبل با کمبود آب مواجه بودند اما سهشنبه نیروها مجهز تر به ارتفاعات اعزام شدند.
او درباره دلیل آتشسوزی خامی و نارک هم گفته: « طبق بررسیهای صورت گرفته علت آتشسوزی جنگلهای نارک و خامی عمدی بوده است چرا که محل شروع آتش را پیدا و بررسی کردهایم که شواهد نشان میداد که عاملان آتشسوزی بالا و پایین جادهای را در منطقه نارنج آتش زدند. انتظار داریم مسئولان و متولیان امر عاملان این آتشسوزی را شناسایی و طبق قانون با آنها برخورد کنند.» به گفته این فعال محیط زیست از سوی دیگر اگر از ابتدا مهار این آتش با جدیت امروز انجام میشد، میزان آسیب تا این حد نبود.
رئیس انجمن زیست محیطی و مردمنهاد سبزگامان گچساران حتی دست نیروهای استانی را هم خالی دیده است. «البته فرماندار شهرستان گچساران تلاش های زیادی کرده اما دستش خالی بود، نیرو و امکانات لازم را نداشت چرا که دمای هوا بالا و منطقه صعب العبور، سخت گذر و دارای شیب تند است.»
درخواست بودجه برای مقابله
با آتشسوزی و خشکسالی
رئیس گروه برنامهریزی و پشتیبانی تجهیزات مناطق حفاظتشده سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به شرایط بحرانی خشکسالی و حریق در مناطق حفاظتشده خبر داده که رئیس سازمان با توجه به پیشبینیها برای مقابله با خشکسالی درخواست اعتبار کرده است. رضا حسن هراتی گفته است: «دکتر کلانتری از سازمان مدیریت بحران و وزارت کشور برای مقابله با خشکسالی برای حریق در مناطق حفاظتشده و پارکهای ملی، درخواست اعتبار کرده تا اقدامات لازم برای مدیریت بحران را انجام دهیم.» به گفته او خشکسالی میتواند پایه و اساس حریق باشد و بر همین اساس، طبق گزارش های استانها در مورد مشکلات مناطق در پی خشکسالی، با سازمان مدیریت برنامهریزی برای تامین اعتبار مذاکره شده و نشستهایی برگزار شده؛ در این نشستها، موافقت لازم با نحوه اعتبارگذاری بر پایه مقابله با خشکسالی اخذ شده است.
هراتی تاکید کرده که «درصددیم با اقدامات پیشبینی شده، منابع آبی مورد نیاز را در مناطق تحت مدیریت تامین کنیم». رییس گروه برنامهریزی و پشتیبانی تجهیزات مناطق حفاظتشده سازمان حفاظت محیط زیست در مورد اقدامات پیشبینی شده با توجه به کاهش بارندگیها در پاییز هم گفته: «برنامهریزی لازم در این حوزه برای مدیریت شرایط تا پایان سال ۱۴۰۰ و اوایل سال ۱۴۰۱ صورت گرفته و کارها پیوسته در حال انجام است اما کمک دولت را میطلبد تا اعتبارات بیشتری به ما تخصیص دهد.»
بیش از ۳ هزار هکتار در آتش سوخت
بر اساس آماری که رییس گروه برنامهریزی و پشتیبانی تجهیزات مناطق حفاظتشده سازمان حفاظت محیط زیست اعلام کرده تا کنون حدود سه هزار و ۱۱۸ هکتار از مناطق چهارگانه گرفتار حریق شده است.به ترتیب استان فارس با بروز آتشسوزی در هزار و ۵۴۲ هکتار، خوزستان با هزار و ۱۲۵ هکتار، مازندران با ۱۳۱ هکتار و کردستان با ۹۳ هکتار، بیش از سایر استانها با حریق دست و پنجه نرم کردند و در تهران نیز ۴۹ هکتار و در بوشهر ۲۲ هکتار از مناطق چهارگانه دچار حریق شدند. این آمار البته جدا از خسارتی است که به نارک و خامی رسیده است.
نشانههای آخرالزمانی، در زمینِ پخته
بالا رفتن دمای هوای مناطق شمال غربی آمریکا و کانادا و رکوردشکنیهای تازه در خاورمیانه، هم شوکهکننده بود، هم ترسناک. هفته گذشته گرمای شدید در آمریکای شمالی که آتشسوزیهایی را در پی داشت، جان صدها نفر را گرفت و تخمینها نشان میدهد که میلیاردها آبزی نیز از بین رفتهاند. تحقیقات اولیه رد پای انسان را پررنگ نشان میدهد.
در برخی مناطق رکورد دمای ثبت شده در روز با بیش از 5 درجه سلسیوس اختلاف شکسته شد. در لیتون، روستایی در جنوب بریتیش کلمبیا دمای هوا به 49.6 درجه سلسیوس رسید. آتشسوزیهای گستردهای که شهر را در برگرفته شرایط آبوهوایی را تغییر میدهد، رعد و برق ایجاد میکند و هزاران صاعقه که باز هم منجر به وقوع آتشسوزیهای بیشتر میشود.
فراتر از بدترین سناریوها
تحقیقات اولیه نقش فعالیتهای انسان در شکلگیری این گنبد حرارتی را با احتمال قویتری نشان میدهد. وقتی گنبد حرارتی شکل میگیرد موجی از فشار بالا مانند درپوشی عمل میکند که اجازه نمیدهد هوای گرم خارج شود. دانشمندان «گروه اسناد آب و هوای جهان» که از مدلهای کامپیوتری برای شناسایی روند گرم شدن جهانی و آب و هوای غیرطبیعی استفاده میکنند، هشدار دادند که گرمای هفته گذشته حتی از بدترین سناریوهای پیشبینی شده نیز فراتر رفته بود. با اینکه سالهاست میدانیم آستانه سیستم آبوهوایی به مرزی رسیده که انسان نمیتواند پیامدهای آن را کنترل کنند، دانشمندان نیز هیچگاه این هشدار را پنهان نکردند که مناطق معمولا خنک شمال غربی اقیانوس آرام که شامل سه ایالت اورگان، واشنگتن و آیداهو و استان بریتیش کلمبیا در کانادا میشود به کوره تبدیل شدهاند. یکی از کارشناسان آبوهوایی میگوید که این گنبد حرارتی دورنمای شوکهکنندهای را برایش به تصویر کشیده است.
نشانههای مخرب تغییرات آبوهوایی تنها به آمریکای شمالی ختم نمیشوند. افزایش دمای هوا در پاکستان و سیبری نیز در چند هفته اخیر رکورد زده است. دمای هوای مسکو، هلسینکی و استونی نیز همینطور. ماداگاسکار با بدترین خشکسالی در چهل سال اخیر روبهرو شده و میلیونها نفر را با قطحی تنها گذاشته است. شرایطی که به گفته دیوید والاس ولز، خبرنگار آمریکایی محیط زیست، «شرایط فوقالعاده ماندگار» است.
صحنههای آخرالزمانی در ساحل
کاترین آینهورن، خبرنگار محیط زیست نیویورکتایمز مینویسد تمام صخرههای مناطق ساحلی پوشیده از صدفهای دوکفهای و صدفهای سیاه مرده است؛ انگار که جوشیده باشند پوستههایشان از هم باز شده بود. ستارههای دریایی تنور شده بودند. سالمونهای قرمز جانی برای شنا کردن در رودخانه داغ واشنگتن را نداشتند، حالا که مسئولان حیاتوحش قصد دارند آنها را به مناطق خنکتری منتقل کنند.
ترکیب خشکسالی و افزایش دمای هوا که غرب آمریکا و کانادا را طی دو سال گذشته در بر گرفته صدها میلیون از جمعیت آبزیان را از بین برده و همواره جان دیگر جانداران آبهای شیرین را تهدید میکند.
دکتر کریستوفر هارلی، بیولوژیست موجودات دریایی در دانشگاه بریتیش کلمبیا که درباره اثرات تغییرات اقلیمی بر اکوسیستم مناطق ساحلی تحقیق میکند این صحنهها را آخرالزمانی توصیف میکند. محاسبات و تخمینهای هارلی نشان میدهد که صدها میلیون صدف دوکفهای در موج گرما از بین رفتهاند و اگر جمعیت از بین رفته کشتیچسبها، خرچنگهای گوشهگیر و دیگر سختپوستان، کرمهای گوناگون، خیارهای کوچک دریایی و موجودات دیگری که در بسترهای مشترک با صدفها زندگی میکنند را حساب کنیم میزان مرگ و میر را به بیش از یک میلیارد میرساند.
دانشمندان میگویند تغییرات اقلیمی که بهواسطه استفاده از سوختهای فسیلی بهوجود آمده باعث وقوع بیشتر اتفاقهایی از این دست خواهد شد که اثرات ویرانکننده مشابهی بر زندگی انسان و موجودات زنده دارد. صدها نفر جان خود را در موج گرما از دست دادند. هارلی با چک کردن پیشبینی هواشناسی متوجه شده که در اواسط روز آب به پایینترین سطح خود میرسد و در نتیجه صدفها، ستارههای دریایی و بارناکلها زیر آفتاب میپزند.
ستارههای دریایی بیجان اولین موجوداتی هستند که چشمها را خیره میکنند اما میزان قربانیان صدفهای کبود بیشتر از بقیه موجودات است؛ گونهای مهم از لحاظ محیط زیستی که غذای ستارههای دریایی و اردکهای دریایی را و زیستگاه موجودات دیگر را تامین میکند.
دانشمندان هشدار میدهند
نتایج یک تحقیق نشان میدهند که کشتهشدن صدها نفر در آمریکای شمالی به دلیل موج گرمایی بود که اگر تغییرات اقلیمی نبود چنین اتفاقی «عملا غیرممکن» بود. تحقیقات اولیه مربوط به موج گرما به تغییرات اقلیمی مربوط میشود که احتمال وجود موج گرما در مناطق شمالغربی اقیانوس آرام را 150 برابر کرده است. دانشمندان تخمین میزنند که این افزایش دمای شدید اتفاقی است که ممکن است هر هزار سال یک بار رخ دهد. اما آنها همچنین هشدار میدهند که اگر انتشار گازهای گلخانهای ادامه پیدا کند، تا سال 2040 هر 5 تا 10 سال یک بار شاهد وقوع اتفاقهایی از این دست خواهیم بود.
موج گرما در روزهای پایانی ماه ژوئن در بسیاری از شهرهای آمریکا و کانادا رکورد زد. کابلهای برق ذوب شدند، جادهها بسته شدند. دمای هوا برای سومین بار با 49.6 درجه سلسیوس رکورد را زد که 4.6 درجه سلسیوس از رکورد قبلی افزایش دما داشته است.
در سالهای اخیر پیشرفت علم باعث شده تا محققان ارتباط تغییرات شدید آبوهوایی به تغییرات اقلیمی را درک کنند. دانیال سواین، دانشمند اقلیمشناسی در دانشگاه یوسیالای میگوید که «ردپای انسان به طور واضح» در وقوع موج گرمای شدید در آمریکای شمالی و هر جایی دیگر دنیا دیده میشود. این اتفاق برای همه تجربه شوکهکنندهای بود. چون در تاریخ مدرن بشر چنین اتفاقی نیفتاده است. اما به گفته سواین میتواند به روندی متداول تبدیل شود.
اگر نکته مثبتی از این اطلاعات و گزارشهای جدید درباره نابودی و رنج ناشی از گرما وجود داشته باشد این است که فشار روی سیاستگذاران برای اقدام هر چه زودتر بیشتر میشود. برای جلوگیری از وقوع گنبدهای حرارتی، کشورها به ویژه کانادا و آمریکا باید پمپ کردن انرژی به محیط زیست را متوقف کنند.
قدرت گرفتن طالبان بذرهای امید را نابود میکند
بیش از یکهزار نفر از استادان، پژوهشگران و دانشآموختگان علوم انسانی ایران با صدور بیانیهای، درباره وقایع این روزهای کشور افغانستان اظهار نگرانی کردند. به گزارش «پیام ما» افغاستان این روزها دوباره درگیر یک جنگ داخلی تمام عیار است. گروه طالبان با تجدید قوا دور جدیدی از جنگ با دولت مرکزی را آغاز کرده و بخشهایی از کشور را هم تصرف کرده است. اکنون شماری از اهالی علوم انسانی ایران نسبت به این وقایع واکنش نشان دادهاند. پژوهشگران علوم انسانی، در این بیانیه نوشتهاند: «ما، بیش از پیش، دلنگران افغانستان عزیزیم. این روزها، غمگینانه، اخبار سقوط مناطق مختلف افغانستان به دست طالبان را دنبال میکنیم. خبر خونریزیهای مداوم و کشتارها و آوارگیهای برادران و خواهرانمان را میشنویم. آنچه امروز در جایجای افغانستان میگذرد، فراتر از مرزهای سیاسی و قراردادی گویی برای ما، اینجا در ایران رخ میدهد. این تصویر غمانگیز و وحشتناک، متأسفانه برای ما، در تمامی این منطقه تصویری آشناست. ما که هنوز داغدار خون به ناحقریخته دانشآموزان مدارس و شهروندان و روستانشینان مظلوم و ترور دهها فعال فرهنگی و اساتید دانشگاه در افغانستان از هر قوم و مذهب و منطقه بودیم، امروز، باید ناباورانه و خشمگین، شعلهور شدن مجدد آتش جنگی فاجعهبار را در افغانستان شاهد باشیم». در بخش دیگری از بیانیه آمده است: «ما بر اساس آنچه در علوم انسانی آموختهایم، میدانیم که بر خلاف تصویری که رسانهها و سیاستمداران نشان میدهند، این وضعیت فراتر از یک اتفاقِ صرفاً سیاسی و نظامی و جابجایی قدرت پشت درهای بسته است. وضعیت نامساعد امروز افغانستان، ریشه در دهها عامل مختلف فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی دارد: توسعهطلبی قدرتهای جهانی و استعماری به خصوص آمریکا که منافع اقلیتی از لابیهای اقتصادی و سیاسی را در افغانستان دنبال میکند و مردم افغانستان را قربانی و وجهالمصالحهی سیاستهای داخلی و بینالمللی خود کردهاست، دستاندازیها و سیاستهای قدرتهای منطقهای همسایه و غیرهمسایهی افغانستان که دهههاست سرنوشت مردمان شریف این جامعه را گروگان تنشهای میان خود کردهاند، ناکارآمدی و فساد بخش قابل توجهی از سیاستمداران و مسئولان افغانستان که سرمایههای غنیمت این جامعه را به هدر داده و به یغما بردهاند، سکوت یا خیانت برخی نخبگان و نمایندگان مردمی که به همت آنان چشم امید بستهبودند به جای تلاش برای آگاهیبخشی و رهایی مردم از کلیشههای مخرّب قومگرایانه و تنشهای فرقهای، بر آتش شکافهای قومی و قبیلهای در این جامعه دمیدهاند، رویکردهای غیرمتساهل دینی و نگاههای خشک و متحجّری که سرنوشت دنیایی انسان را به هیچ میگیرند و خواست و اراده و انتخاب و اختیار او را به رسمیت نمیشناسند و «دیگری»های دینی و مذهبی را طرد میکنند نیز به بلای جان این جامعهی مستعد و شریف بدل شدهاست».
نویسندگان بیانیه تاکید کردهاند: «اینک قدرت گرفتن و برآمدن مجدد طالبانی که خود نیز برآمده از دههها فقر و ضعف آموزش و نابرابری و فساد و به محاق رفتن فرهنگ و اندیشه در لایههای مختلف جامعهی نجیب افغانستان است، باقیمانده بذرهای امید این جامعه را نیز نابود میکند».
پژوهشگران و استادان علوم انسانی در ایران با بیان اینکه «راه حل خروج از این وضعیت، جنگ نیست»؛ نوشتهاند: «امکان تغییر این عوامل در هم تنیده را فقط و فقط به دست خود مردم افغانستان، از هر قوم و مذهب میسر کند. یقین داریم که برادران و خواهران افغانستانی ما، شایستهی تداوم این وضعیت نیستند. یقین داریم که منافع ملی و سعادت ما در این منطقه به هم پیوستهاست و سعادت ما، نه در داخل مرزهای سیاسی قراردادی کشورها، که پیوسته با یکدیگر تامین میشود. ما یقین داریم همگی ما، از قندهار تا استانبول، از کاشغر تا حلب، از بصره تا تهران، از دوشنبه تا صنعا، شایستهی زیستنی انسانیتر، آزادتر و عادلانهتریم. یقین داریم ما، مردمان امروز به جان آمده و مستأصل در این گوشه از جهان، میتوانیم سرنوشتی دیگرگونه را برای خود رقم بزنیم. دردهای مشترک، قرنهاست که ما را به هم پیوند دادهاست. به امید روزی که اشتراک در انسانیت، در بهرهمندی از آزادی، برابری و رفاه، این حقوق بدیهی به یغما رفتهی ما، دستهای ما را به هم پیوند دهد. ما، در این روزهای فاجعه بار، در کنار شما، خواهران و برادران افغانستانیمان، از هر قومیت و مذهبی ایستادهایم. تنها نمیمانید».بیانیه پژوهشگران، استادان و دانشآموختگان رشتههای علوم انسانی را بسیاری از چهره های سرشناس امضا کردهاند. از میان این افراد میتوان به شهین اعوانی، حسین سراجزاده، پرویز پیران، احسان شریعتی، نصرالله پورجوادی، محمدعلی ایازی، عباس کاظمی، داریوش رحمانیان، حسینعلی نوذری، محمدتقی فاضل میبدی، محمدسعید حنایی کاشانی، هادی خانیکی، محسن حسام مظاهری، مینو مرتاضی حمیدرضا جلاییپور، ابراهیم توفیق، صالح نیکبخت، ژاله شادیطلب، عباس عبدی، هاشم آقاجری، محمد رضایی، غلامرضا ظریفیان شیرین احمدنیا احمد پوری، ابوالحسن ریاضی، پرویز اجلالی، نعمتالله فاضلی، شهریار وقفیپور، یاسر باقری، صدرا میردامادی، حسین دباغ، علیاشرف فتحی، جبار رحمانی، شروین وکیلی، محمود مقدسی، آرش نصر اصفهانی، مهدی سلیمانیه و … اشاره کرد.
راننده اتوبوس و مسئولان هرکدام 50 در صد مقصرند
سخنگوی قوه قضائیه دیروز در نشست خبری هفتگی به سوالات خبرنگاران پاسخ گفت. غلامحسین اسماعیلی با در ابتدای این نشست با اشاره به انتصاب رئیس جدید قوه قضائیه، گفت: «از سوی حجتالاسلام محسنی اژهای، دوره جدید قوه قضائیه دوره تحول و تعالی نامگذاری شده و قرار است استمرار سند تحول و توسعه این سند را در دوره جدید خواهیم داشت». اسماعیلی افزود: شنیدن گلایه ها و انتظارات و پیشنهادات و ایدههای جدید از زبان آحاد مردم به ویژه نخبگان مدنظر مسئولان قوه قضائیه در دوره جدید است. بسیار خرسندیم که اعلام کنیم در همین چند روز و با ایجاد کانال با نخبگان بیش از ۵۶۰ پیشنهاد و نظریه به ما واصل شده است که محورهای اصلی پیشنهادات در حوزه هایی مانند پروندههای مطروحه در افکارعمومی و ابعاد سند تحول و گزارشگری فساد بوده است و همه پیام ها با دقت مطالعه و دستهبندی شده است و بخشی از آن را ریاست جدید قوه قضائیه ملاحظه و مورد توجه قرار دادند. سخنگوی قوه قضائیه افزود: پیگیری مستمر برنامهها و اجرای آن در این دوره مدنظر است.
سخنگوی قوه قضائیه در پاسخ به سوالی درباره درباره رویکرد رئیس جدید قوه قضائیه در خصوص محکومان امنیتی و اصحاب رسانه گفت: رویکردی که ما در قوه قضائیه از رئیس جدید قوه قضائیه دیدهایم این است که در اجرای قانون فرقی میان محکوم امنیتی و غیرامنیتی قائل نیست و همه دادرسیها باید مطابق با ضوابط قانونی باشد. در رویکرد جدید ارفاقات قانونی شامل محکومان امنیتی و رسانه هم خواهد شد که شامل برخورداری از ارفاقات قانونی دایر بر رفتار محکوم علیه، اظهار ندامت او و جبران گذشته است. در همین آغاز دوره جدید ریاست حجت الاسلام و المسلمین محسنی اژهای، رئیس قوه قضائیه دستور داد تا لیست تمام محکومان امنیتی با قید مجازات و نحوه رفتار آنها تهیه و بررسی شود و هر کدام از این محکومان که شایستگی و استحقاق برخورداری از ارفاقات قانونی را داشته باشند برای آنها اعمال میشود. به گزارش ایسنا، او درباره رسیدگیهای قضایی به حادثه اتوبوس خبرنگاران گفت: یک بار دیگر تاسف خودم را از بروز این قبیل حوادث که منجر به از دست دادن جان انسانها میشود ابراز کنم حوادثی مانند حوادث خبرنگاران و سربازان و مشابه آن و بار دیگر با خانواده داغدیدگان همدردی میکنم و مراتب تسلیت خود را ابراز میکنم. رسیدگی به این پروندهها به صورت ویژه در قوه قضائیه انجام میشود و در دو حادثه خبرنگاران و سربازان با دستور رئیس قوه قضائیه، دادستان محل و دادگستری استان ورود کردند و در محل وقوع حادثه و بیمارستان مداوای مصدومان و پیگیری های جدی در رابطه با این موضوعات در دستور کار قرار گرفت و در حادثه اتوبوس خبرنگاران نتیجه کارشناسی واصل شده و نتیجه کارشناسی این است که ۵۰ درصد تقصیر متوجه راننده بوده و۵۰ درصد تقصیر عوامل و مسئولان مختلف بوده است. البته به این نظریه ممکن است اعتراض شود اما تاکید شده در هر حال پرونده با سرعت و دقت و با جامعیت رسیدگی شود و هیچیک از عوامل بروز حوادث مغفول نخواهد ماند و هر کدام که مقصر باشند تحت پیگردهای قانونی قرار می گیرند اگر طولانی شدن فرایند کارشناسی نباشد در اسرع وقت نتیجه را اعلام میکنیم. تاکید شده ویژه موضوع پیگیری شود. هر کس با هر نسبت در این حوادث مقصر باشد تحت پیگیرد قانونی قرار خواهد گرفت.
سخنگوی قوه قضائیه در پاسخ به سوالی درباره قطع برق و خاموشیهای اخیر و ورود سازمان بازرسی و دستور رئیس دستگاه قضا برای بررسی این موضوع گفت: با بروز این حوادث ریاست قوه قضائیه به دادستان کل کشور و سازمان بازرسی دستور بررسی موضوع را داد و گزارش اولیه درباره این موضوع ارائه شده و در آن به محورهایی که باعث خاموشیهای مکرر شده اشاره شده است. در قانون برای دولت تاسیس نیروگاه پیش بینی شده بود، اما این کار انجام نشده است و ما با خشکسالی مواجه هستیم، اما متولیان امر باید آن را پیش بینی میکردند که این کار انجام نشده است. سهم هر یک از نهادها مشخص شده و اینکه چقدر عوامل عمدی بوده نیازمند گزارشهای تخصصی است و به علل مربوط به این موضوع توسط سازمان بازرسی و دادستانی کل کشور حتما رسیدگی میشود.
سخنگوی قوه قضائیه تاکید کرد: قطعی برق و خاموشیها دغدغه شهروندان است و مسئولان باید به دغدغه و خاموشی های مکرر توجه داشته باشند. درست است که کمبود بارندگی داریم ولی انتظار این است که شرایط پیش رو را برنامه ریزی کنند تا مردم با مشکل قطعی برق روبرو نشوند و در قوه قضائیه ابعاد آن را بررسی میکنیم.
سخنگوی قوه قضائیه در پاسخ به سوالی درباره نتیجه پیگیری قطعی و استخراج غیر مجاز رمز ارزها گفت: در گزارش اولیه به موضوع رمز ارزها اشاره و تکالیف قانونی دولت و وزارت نیرو مشخص شده است. در حوزه رمز ارزها، چگونگی ورود آنها به کشور توسط گمرک به صورت جدی پیگیری میشود و به وزارت اطلاعات و ارتباطات ماموریت داده شده تا محل استقرار این رمز ارزها را شناسایی کنند.
سخنگوی قوه قضائیه در پاسخ به سوالی درباره اینکه آیا در رابطه با قطعی برق پرونده ای تشکیل شده است گفت: پرونده مشخصی باز نشده اما سازمان بازرسی و دادستانی کل کشور به موضوع قطعی برق ورود کردند، اگر سازمان بازرسی و دادستانی به این نتیجه برسند که اعمال مجرمانه در این رابطه صورت گرفته است، پرونده برخورد با مسببان قطعی برق آن هم با نظر کارشناسان تشکیل میشود. سخنگوی قوه قضائیه در پاسخ به سوالی درباره اظهارات دادستان تهران مبنی بر پرداخت معوقات مالباختگان سکه ثامن و اینکه چرا تاکنون پرداخت نشده است؟ گفت: تمام تلاش خود را انجام میدهیم تا حقوق مالباختگان استیفا شود. در این پرونده تمام تلاش خود را به کار گرفتیم تا تمام اموال محکوم علیه را شناسایی کنیم و در این فرآیند مجموعه آپارتمانی با ۲۰۰ واحد شناسایی شد و این آپارتمانها خارج از تهران است و برآورد این بود که ۲۰۰ میلیارد تومان ارزش دارد، اما در قراردادهای میان مالک آپارتمان و محکوم علیه مانع حقوقی وجود داشت که مقابل فروش آپارتمانها بود و اگر موانع مرتفع شوند، این آپارتمانها به فروش میرسند.
اسماعیلی در پاسخ به سوالی درباره آخرین وضعیت لایحه استقلال کانون وکلا و اختلاف نظرهایی که در این باره میان قوه قضائیه و کانون وکلا وجود دارد، گفت: بارها اعلام کردیم وکیل و وکالت به ویژه در حوزه امور حقوقی و دعاوی یک امر پذیرفته شده، قانونی و شرعی است و قوه قضائیه هم به حوزه وکالت عنایت لازم را داشته، دارد و خواهد داشت و پیش نویسی در ارتباط با آیین نامه تهیه و به قوه قضائیه تحویل داده شد. این آیین نامه ، آیین نامه بسیار خوبی است و به اصحاب فرهنگ و رسانه و مردم توصیه می کنم که این آیین نامه را مطالعه کنند که در آن بسیار به شان وکیل پرداخته شده است. تعاملات بسیار خوب و همکاریهای شایسته ای بین جامعه وکلا و قوه قضائیه صورت گرفته و ما بر آنیم که از ظرفیت وکلا استفاده شود و قوه قضائیه خود پیشنهاد اصلاح این ماده را به مجلس داده است تا محدودیتهای این ماده قانونی را بر دارد، اینها نگرش قوه قضائیه به نقش آفرینی وکالت در دادرسی است.
یکی از فعالان زندانی محیط زیست کرونا گرفت
|پیام ما| یکی از کارشناسان بازداشتی محیط زیست در زندان اوین، به کرونا مبتلا شد.
در حالی که تست کرونای سپیده کاشانی که از زمستان سال 1396 در بازداشت به سر میبرد، مثبت اعلام شده، پیگیریهای «پیام ما» نشان میدهد وکیل و خانواده این برای موافقت با مرخصی این کارشناس بازداشتی محیط زیست، در حال رایزنی هستند.
ابتلای این زندانی به کرونا در حالی است که او در طول مدت بازداشت فقط یک بار به مرخصی آمده. سپیده کاشانی، به همراه سام رجبی و امیرحسین خالقی، فروردین امسال به مرخصی چندروزه اعزام شده بودند. از میان این سه نفر رجبی در دیماه سال 99 نیز در پی فوت مادرش چند روز به مرخصی رفته بود.
سپیده کاشانی، هومن جوکار، امیرحسین خالقی، سام رجبی، طاهر قدیریان، نیلوفر بیانی، مراد طاهباز، کاووس سیدامامی و عبدالرضا کوهپایه 9 فعال محیطزیستی بودند که بهمن و اسفند ماه ۹۶ به اتهام جاسوسی بازداشت و روانه زندان اوین شدند. کاووس سیدامامی البته دو هفته پس از بازداشت در زندان جان خود را از دست داد. این اتفاق باعث شد توجه افکار عمومی و مسئولان به پرونده فعالان محیط زیستی بازداشتی دوچندان شود. بر همین اساس رئیسجمهوری، دستور به تشکیل هیاتی چهار نفره متشکل از وزرای دادگستری، کشور، اطلاعات و معاونت حقوقی ریاستجمهوری داد تا وضعیت این افراد را پیگیری کنند. پیگیریهای این هیات نیز در نهایت بنا به آنچه وزیر اطلاعات و رئیس حفاظت از محیطزیست اعلام کردند این بود که فعالان محیط زیستی بازداشتی «جاسوس» نیستند.
بر اساس حکم صادره، نیلوفر بیانی و مراد طاهباز هرکدام به ۱۰ تحمل سال حبس تعزیری، طاهر قدیریان و هومن جوکار هرکدام به تحمل ۸ سال حبس تعزیری، امیرحسین خالقی، سام رجبی و سپیده کاشانی هر کدام به تحمل ۶ سال حبس تعزیری محکوم شدند و عبدالرضا کوهپایه که به تحمل ۴ سال حبس تعزیری محکوم شده بود، اسفند ۹۸ به مرخصی آمد و سپس عفو شد.
عیسی کلانتری، رییس سازمان حفاظت محیط زیست نیز پیش از این بارها اعلام کرده که بر اساس بررسیهای وزارت اطلاعات هیچ مدرکی درباره جاسوسی این افراد وجود ندارد.
در انتخابات خرداد ۱۴۰۰ چه در انتخابات ریاستجمهوری و چه در انتخابات شورای شهر. در این یادداشت کوتاه تلاش میکنم تا برداشت خودم را از آرای باطله بنوسم، بدیهی است که در این مقطع زمانی، نیتخوانی از رایدهندگان که تا پای صندوق رای رفتند اما رای باطله دادند مقدور نیست، بنابراین نوشته من هم تحلیلی است در میان تحلیلها دیگر تا وقتی که آرای باطله خود به سخن درآیند.
ایده مرکزی تحلیلم این است که توزیع نامتوازن قدرت بین مدیریت شهری و ساکنان شهر اساساً راه گفتوگوی دوطرفه میان ساکنان با مدیریت شهری را بسته است، بیست و اندی سال پس از اجرایی شدن ایده شوراها، ساکنان شهر شورای شهر را نیز بخشی انضمامی از قدرقدرتی به نام شهرداری میبینند بنابراین بنابراین خیلی هم دور از ذهن هم نیست که یا کلا نادیدهاش بگیرند یا با اون به زبان کنایه «آرای باطله» حرف بزنند.
تحلیل من مبتنی بر دو محور است: اول طرد فضایی و گفتمانی ساکنان شهر و دوم مسئله ذهنیت یکپارچه از دولت و شهرداری در ذهن ساکنان.
طرد فضایی و گفتمانی ساکنان از شهر
قاعدتا شما وقتی کسی را از جایی رانده باشید نمیتوانید انتظار داشته باشید برای جایی که از آن رانده شده نظر بدهد، در تصمیماتی که برای آن جا گرفته میشود نظر بدهد. من میخواهم ادعا کنم پیش از این و در طول سالها، ساکنان تهران از تهران رانده شدهاند. توضیح میدهم که چطور. اولین و مهمترین طرد، طرد فضایی است. تهران در طول سالهای گذشته همواره ساکنانش را رانده است، با گرانشدن دائمی مسکن، با پولی کردن فضاهای عمومی مثل رشد مالها و شهربازیها و پردیسها، با بسته و محدود کردن فضاها و با اعیانیسازی. محلهها گران شدند مردم رانده شدند، مالهای و فرشگاههای گرانقیمت جای فضاهای عمومی همگانی را گرفتند، مردم رانده شدند، فضاهای عمومی اختصاصی شد و پولی و مردم از آنها رانده شدند. برای بخش بزرگی از ساکنان تهران، این شهر به خانه، محل کار و مسیر میان این دو محدود شده است.
طرد بعدی طرد گفتمانی است، بسیاری از گروههای اجتماعی فرصت حضور و بروزِ امن و تشویقکننده در فضای عمومی تهران را ندارند. انواع محددودیتها از یکسو و پروراندن و فربه کردنِ فقط یک شکل از رویداد اجتماعی یا فرهنگی، بخش مهمی از ساکنان تهران را از فضای عمومی رانده است. ساختار مدیریتِ شهری هم در خدمت همان روایتِ یگانه است و وانمود میکند باقی ساکنان وجود ندارند یا اگر وجود دارند ممنوع و محدود هستند. نه با آنها حرف میزند، نه برای آنها تسهیلگری میکند، نه بودجهای در اختیارشان میگذارد و نه حتی به صدایشان رسمیت میدهد. بنابراین میتوانیم ادعا کنیم که این گروه هم از راندهشدگان و طردشدگان هستند.
سهم طردشدگان امروز از ساکنان تهران زیاد است. صدای پای این رویگردانی را در انتخابات شورایاریها هم میشد دید وقتی فقط حدود ۷ درصد ساکنان در آن شرکت کردند. یا وقتی در برخی نظرسنجیها بیشتر از نیمی از ساکنان تهران میخواستند که تهران را ترک کنند.
ذهنیت یکپارچه ساکنان از دولت و شهرداری
در فاصله سالهای ۱۳۹۷ تا ۱۳۹۹ برای ۱۸۰ محله تهران به کوشش سازمان نوسازی شهر تهران، سندهای توسعه محلهای تدوین شد. یکی از سوالهایی که از ساکنان این ۱۸۰ محله پرسیده میشد این بود که آیا اعتماد به مشارکت با نهادهای عمومی دارید یا خیر. شاخصی که در همه این محلهها بسیار پایین بود. من به تجربه کار در محلات تهران این بیاعتمادی را فقط به پای شهرداری نمینویسم. در ذهن عموم ساکنان تهران، تفکیک یا مرزبندی مشخصی میان بخشهای مختلف دولت با شهرداری یا نهادهای عمومی غیردولتی دیگر مثل بنیادها و ارگانها وجود ندارد. آنها همه را به یک چشم و یکپارچه میبینند و معلوم است که همافزایی این بیاعتمادی، ناکارآمدی یا فساد همزمان به حساب همه آنها واریز میشود. توضیح اینکه شورای شهر امکاناتِ نسبتاً خوبی برای تغییر شهر دارد، شهردار تهران آدم قدرتمندی است با اختیاراتِ فراوان در مورد منابع فراوان شهر، ساکنان را نسبت به این موضوع حساس نمیکند. آنها دولت و شورای شهر و شهردار و همه و همه را به یک چوب میرانند، اتفاقی که یکی شدن انتخابات شورای شهر و ریاستجمهوری نیز آن را به شکل نمادینی تقویت کرده است.
وقتی عموم راههای گفتوگو میان سوژهها مسدود و محدود شده باشد، گفتوگو به زبان کنایه آخرین راه باقیمانده میشود برای حرف زدن. وقتی شما بهعنوان ساکن یک شهر، از فضاها رانده شدی، بهرسمیت شناخته نشدی یا توجه موثری از مدیران شهری نگرفتی، یا با آنها سخن نمیگویی یا به زبان کنایه سخن میگویی.
آرای باطله در نظر من همان سخن گفتن به زبان کنایه است. من به دلایلی تا پای صندوق رای هم میآیم ولی قواعد بازی را در لحظه آخر نادیده میگیرم و روی برگهای به خشم، تمسخر یا اندوه سخن میگویم، کسی چه میداند شاید شنیده شد.
دامداران برای خرید علوفه نقدینگی ندارند
|پیام ما|معاون تولیدات دامی جهادکشاورزی استان فارس اعلام کرده که با وجود افزایش قیمت نهادههای دامی در سه مرحله که به دلیل خشکسالی و کمبود علوفه اتفاق افتاده است و همچنین افزایش هزینههایی نظیر حمل و نقل و انتقال نهادههای خریداری شده از بنادر به محل گاوداریها، دارو، واکسن، دامداران با محدودیت نقدینگی مواجهاند چرا که کارخانههای لبنی، قیمت شیر تحویل گرفته شده از دامداران را نقدی پرداخت نمیکنند.
بعد از انتشار خبر خشکسالی شدید در کشور و کاهش قابل توجه میانگین بارشهها کمکم موج اخبار مربوط به تبعات این خشکسالی آغاز شد. بهزاد ترحم، مدیرکل دفتر امور مراتع سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور در اردیبهشتماه در گفتوگو با «پیامما» گفت: «خشکسالی باعث شده که علوفه قابل برداشت در کشور نسبت به میانگین بلند مدت 40 درصد کاهش پیدا کند. در سالهای گذشته چنین کاهش بیسابقه بوده است و این در شرایطی است که حیات وحش و 79 میلیون واحد دامی به این علوفه وابسته هستند.»
میانگین بلند مدت میزان علوفه قابل برداشت در شرایط نرمال در کشور را 10.7 میلیون تن است اما امسال با توجه به میانگین بارشها، کل علوفه سال جاری 6.45 میلیون تن محاسبه شده است. این رقم حدود 4.3 میلیون تن کمتر از میانگین دراز مدت است.
حالا بعد از این پیشبینی در تیرماه شاهد اعتراضات گسترده دامداران در سراسر کشور هستیم. دامداران به دلیل نبود غذا برای دامها ناچار به کشتن دامهای خود شدهاند که این مساله و به ویژه کشتار دامهای مولد خسارات زیادی را در پی دارد.
از سوی دیگر افزایش شدید قیمت علوفه و ثابت ماندن قیمت شیر خام ضرر مالی برای دامداران به بار آورد به طوری که دامداران اصفهان و برخی دیگر از استانها در اعتراض به این این اتفاق شیرخام و خون دامهای ذبح شدهشان را در خیابانها ریختند.
در همین راستا «ابراهیم زارع» مدیرکل دفتر بازرگانی داخلی کالاهای کشاورزی معاونت توسعه بازرگانی وزارت جهادکشاورزی اعلام کرد که وزارت جهادکشاورزی در نامه ای در ۱۲ تیرماه سال ۱۴۰۰ از دبیر کارگروه تنظیم بازار درخواست کرد تا به واسطه کاهش نزولات جوی و بروز خشکسالی که باعث کاهش ظرفیت تولید علوفه و سایر منابع خوراکی در سال جاری شده است و اکثر دامداران تمایل بیشتری به استفاده از منابع جایگزین از جمله سبوس گندم برای تعلیف دام های خود دارند، تمامی سبوس استحصالی از گندم تا پایان سال جاری در سقف قیمت مصوب ۱۴۰۰۰ ریالی و از طریق سامانه سبوس گندم عرضه شود.
مدیرکل دفتر بازرگانی داخلی کالاهای کشاورزی معاونت توسعه بازرگانی وزارت جهادکشاورزی اظهار کرد: براساس پیشبینیهای انجام شده برای سال جاری، نیاز به نهادههای دامی اصلی شامل ذرت، جو و کنجاله سویا به ترتیب ۱۰ میلیون و ۸۰۰ هزار تن، شش میلیون و ۷۰۰ هزار تن و چهار میلیون و ۵۰۰ هزار تن است.
در چنین شرایطی مدیرعامل اتحادیه دامداران هم از قاچاق علوفه به کشورهای همسایه خبر داده بود. مجتبی عالی به ایسنا گفت: «دولت باید هرچه سریعتر با توجه به موضوع خشکسالی، واردات یونجه و علوفه را در دستور کار خود قرار دهد. همچنین جلوی قاچاق علوفه را به کشورهای عراق و افغانستان را بگیرد. زیرا کشورهای همسایه نیز درگیر خشکسالی هستند و اوضاع نهادههای آنها هم بسیار خراب است و همین امر باعث قاچاق علوفه از کشور شده است.»
روز گذشته کرامت الله کیومرثی معاون تولیدات دامی جهادکشاورزی استان فارس در مورد مشکلات دامداران به ایسنا گفت: «اوایل سال ۹۹ قیمت شیر بر اساس آخرین مصوبه تنظیم بازار سازمان حمایت پایه قیمتی آن ۴۲۰۰ تومان اعلام شد، که بر اساس درصد چربی شیر قیمت آن تا ۵۰۰۰ تومان هم می رسد.»
کیومرثی با اشاره به اینکه از اوایل سال گذشته تاکنون در سه مرحله افزایش قیمت نهادههای دامی که به وسیله دولت عرضه میشود را شاهد بودیم، افزود: «نهاده های دامی در سه مرحله کیلویی ۳۰۰ تومان افزایش قیمت داشت، از طرفی هم سایر هزینهها نظیر حمل و نقل و انتقال نهاده های خریداری شده از بنادر به محل گاوداری ها، دارو، واکسن و…در نیمه اول و دوم سال ۹۹ و همچین در سال ۱۴۰۰ شامل افزایش قیمت شده است.»
او توضیح داد که از آنجایی که قیمت شیر، مشمول قیمت تنظیم بازار است و تولید کننده در افزایش قیمت آن نقشی ندارد، تولید کننده مجبور بوده براساس مصوبه ستاد تنظیم بازار شورای حمایت قیمت شیر را ثابت نگه دارد.
معاون تولیدات دامی جهادکشاورزی استان فارس با بیان اینکه افزایش قیمت نهادهها و بالا رفتن هزینههای جاری قطعا بر قیمت تمام شده شیر تاثیرگذار بوده است، ادامه داد: «امسال حدود ۶۰ درصد جیره خوراک گاوداریهای صنعتی را اقلام خوراکی خشبی چون کاه، یونجه، ذرت تشکیل میهد.»
او با اشاره به اینکه تا ۴۰ در صد از جیره با توجه به نوع صنعت باید از طریق کنسانتره و جیره متراکم و پر انرژی استفاده شود، گفت: «متاسفانه در قسمت اول یعنی اقلام خشبی، به دلیل خشکسالی اخیر که طی ۶۰ سال گذشته بی سابقه بوده، با مشکل مواجه شده است و به دلیل فقر مراتع، تغذیه دام سبک به روش تعلیف دستی انجام میشود.»
کیومرثی اضافه کرد: «بخشی از کاه و یونجهای که سالهای گذشته تقاضای کمتری داشت و بیشتر برای گاوداریها استفاده میشد، اوایل امسال و به دلیل فقر مراتع برای دام سبک استفاده شد، دامهایی که معمولا ایام ابتدایی هر سال برای تعلیف آنها از مراتع استفاده میکردیم.»
یکی دیگر از مشکلاتی که سبب اعتراض دامداران شده است به گفته کیومرثی محدود بودن نقدینگی در اختیار واحدهای صنعتی گاوداری است چرا که کارخانههای لبنی، قیمت شیر تحویل گرفته شده از دامداران را نقدی پرداخت نمیکنند و دامداران با چنین شرایطی در بازار برای تهیه علوفه مورد نیاز خود قادر به رقابت نیستند.
او با اشاره به اینکه در استان فارس ۷۰ واحد تولید شیر (دامداری) کوچک که تعداد دامهای آنها کمتر از ۱۵۰ راس است، فعالیت دارد، گفت: «این واحدهای خرد آسیبپذیر بوده و فعالیت آنها در این شرایط ۱۰۰ درصد اقتصادی نیست و به عنوان یک فعالیت تولیدی معیشتی از آن یاد میشود.»
کیومرثی ادامه داد: این تولیدکنندگان آسیبپذیرترین قشر بوده و کمبود نقدینگی باعث میشود نتوانند به موقع نیاز خود را برطرف کنند، افرادی که نقدینگی در دسترس دارند در زمان پیک خرید محصول را خریداری کرده و تولید کننده باید از آنها علوفه را به چندین برابر قیمت خریداری کند.
معاون تولیدات دامی جهادکشاورزی فارس گفت: یکی از مسائل مورد انتقاد دامداران اینست که قیمت لبنیات در چند مرحله افزایش یافته اما قیمت ماده اولیه یعنی شیر، از سال گذشته تاکنون هیچ تغییری نداشته است. البته واحدهای تولید محصولات لبنی هم طی یکسال گذشته بارها شاهد افزایش هزینههایی نظیر بسته بندی، مواد افزودنی، دستمزد و … بودهاند، اما این تغییرات شامل هزینه شیر به عنوان ماده اصلی اولیه، نشده است.
او گفت: «قسمت اول نهادهها که حدود ۷۰ درصد جیره را تشکیل میدهد، یعنی اقلامی نظیرکاه، کلش، یونجه و بخشی از جو و… از تولیدات داخلی است، برای مابقی نیاز جیره به ذرت، جو و سویا در کل کشور به دلیل شرایط خشکسالی و محدود بودن کشت برخی اقلام نظیر سویا در ایران، نیاز به واردات وجود دارد. به طوریکه حدود ۹۰ درصد سویا، وارداتی است.»
کیومرثی با اشاره به اینکه، دولت باید نیاز اعتبار ارزی برای واردات ۳۰ درصد نهادههای مورد نیاز صنعت دامداری را تامین کند، افزود: «دولت نیز با توجه به مشکلات اقتصادی و تحریم و … سال گذشته تنها حدود ۳۰ درصد کل نیاز ذرت و سویا و جو بخشهای دام و طیور را برای ۶ ماه اول سال، تامین کرد. در ۶ ماه دوم سال گذشته و با اقدامات موثر و ثبت سفارشی که از طرف وزارتخانههای جهادکشاورزی و صمت اتفاق افتاد، تقریبا شرایط بهتر و ۱۰۰ درصد نیاز خوراک وارداتی طیور و ۶۰ در صد نیاز خوراک دام در ۶ماهه دوم سال ۹۹ تامین شد.»
معاون تولیدات دامی جهادکشاورزی فارس گفت: «بخش اعظم خوراک وارداتی گاوداریهای صنعتی استان از طریق سهمیهای از طرف وزارتخانه ابلاغ میشود تامین و در اختیار آنها قرار میگیرد. در سه ماه آخر سال ۹۹ حدود ۶۰ هزار تن و در سه ماه اول امسال حدود ۴۰ هزار تن انواع خوراک دام به وسیله کارخانجات تولید و در اختیار واحدهای سنتی، روستایی و نیمه صنعتی قرار داده شد.»
او با اشاره به پیشبینی فشار خشکسالی در استان فارس گفت: «با پیگیریهای انجام شده از طریق وزارتخانه مجبور شدیم بخشی از نیاز خوراک دام های سبک را از طریق تامین جو و خوراک انجام داده و به ازای خرید هر راس دام سه کیلو جو با قیمت دولتی در اختیار عشایر استان قرار دهیم.»
کیومرثی در خصوص یارانه تخصیص یافته به نهادهای دامی گفت: «در سال های گذشته وارداتی که برای تامین نهاده های دامی اتفاق می افتاد به صورت ۱۰۰ درصد تامین می شد، اما سال ۹۹ با مشکل واردات نهاده های دامی مواجه شدیم.»
او ادامه داد: «کل نیاز اقلام خوراکی جو، ذرت و سویا که وارد و به دامدار تحویل داده می شود با ارز ۴هزار و ۲۰۰ تومانی است و سال ۹۹ حدود ۴۵۰ هزار تن اقلام خوراکی وارداتی در استان فارس بین تولیدکنندگان بخش صنعت دام توزیع شد، اختلاف قیمت بین ارز ۴۲۰۰ تومانی با بازار آزاد، یارانهای است که دولت به تولید کننده پرداخت میکند.» حسن عباسی معروفان، سرپرست دفتر خدمات بازرگانی وزارت جهادکشاورزی به ایرنا گفت: اکنون یک میلیون و ۸۸۰ هزار تن ذرت، ۸۸۶ هزار تن جو، ۷۶۷ هزار تن کنجاله سویا و ۴۷۰ هزار تن دانه روغنی در گمرکات و بنادر موجود است که در صورت بارگیری به موقع بدون تاخیر به دست تولیدکنندگان میرسد.
او همچنین از ثبت سفارش ۱۴ میلیون و ۲۰۰ هزار تن نهاده دامی ذرت، جو، کنجاله سویا و دانه روغنی تا پایان سال ۱۴۰۰ خبر داد.
آتش این بار از میان عشایر زاگرس یک قربانی گرفت. عصر یکشنبه، حسین حاجحسنی، وقتی مراتع ییلاقی میانکوه را در زبانههای آتش دید، سوختن طبیعت را تاب نیاورد و همراه داوطلبان دیگر راهی شد. اما طولی نکشید که شعلههای افتاده در جان منطقه حفاظتشده هلن بیرحمانه جانش را گرفتند. این خبر، یک روز پس از حادثه از چهارمحالوبختیاری به تهران رسید. حالا آتشسوزی در هلن خاموش شده اما مسئولان محیط زیست استان در دسترس نیستند. همزمان پیگیریها از استان کهگیلویهوبویراحمد نشان میدهد آتشی که از روز پنجشنبه هفته پیش در جنگل نارک گچساران آغاز شده بود، چند مصدوم برجای گذاشته و در حال پیشروی است.
در خبرها گفتهاند که آتشسوزی منطقه حفاظتشده هلن چهارمحالوبختیاری مهار شده است. شهرام احمدی، مدیرکل حفاظت محیط زیست چهارمحالوبختیاری خبر فوت حسین حاجحسنی، را در آتش تایید کرده است. «یک نفر از عشایر دامدار این منطقه نیز جان خود را از دست داد.» به گفته او چگونگی فوت این دامدار از سوی مراجع قانونی در دست بررسی است. آتشسوزی در منطقه حفاظتشده هلن که از عصر روز یکشنبه شروع شده بود، بر اساس توضیح احمدی با تلاش ماموران یگان حفاظت محیطزیست، جوامع محلی و دستگاههای همکار، در ساعت اولیه بامداد دوشنبه، پیش از سرایت آتش به سایر بخشهای جنگلی مهار شد. در لحظه نگارش این گزارش کارشناسان به محل، شناسایی علت و به گفته مدیر کل محیط زیست استان برآورد خسارت آتشسوزی در دستور کار قرار گرفته است.
جزئیاتی درباره آخرین شهید
تلاشها برای پیگیری جزئیات بیشتر این حادثه از مسئولان استانی بینتیجه است. تصویر خندان آخرین قربانی با تیتر «شهید مدافع طبیعت» در گروههای مجازی با این شعر دستبهدست میشود: «وقتی که بزیمنی در آتش میسوخت/ یک مرد تمام غیرتش میافروخت/ جان دادن خویش را در آتش میدید/ چشمی که به فردای طبیعت میدوخت». بزیمنی نام همان منطقه سوخته در سلسله جبال زاگرس است، در میانکوه، درست بالای شهر سرخون.
صفر اسلامیان، رئیس شورای شهر سرخون که شب دوشنبه راهی محل آتشسوزی شده به «پیام ما» میگوید: «دیگر چیزی از آتش باقی نمانده. عشایر رفتند و در مهار آتش خیلی کمک کردند. تا نزدیک صبح کسی از محیط زیست و منابع طبیعی نیامده بود. فقط عشایر و دامداران بودند. همین حالا هم باید بالای سر آتش باشند. آتش سختی بود. هر چه گون و درخت و پرنده بود را سوزاند. شاید نزدیک ده هکتار سوخته باشد، شاید هم بیشتر. نیروهای محلی هم چیزی در دستشان نداشتند جز شاخه تر. مثل همیشه. البته آنجا سختگذر نیست، جاده دسترسی ندارد اما ماشین میتواند برود.»
او کمی درباره حسین حاجحسنی هم میداند. میگوید: «این آقا از عشایر بود. رفته بود که خاموش کند که خودش گرفتار شد. دیگر تا برسند و او را از آتش بیاورند تمام کرده بود. عموها و فامیلش همراهش بودند. میگویند 9 دختر دارد. عموها و فامیلش همراهش بودند. بعد از حادثه مسئولان آمدند تابی در منطقه خوردند و رفتند.»سعید یوسفپور، کارشناس محیط زیست و مدیر کل پیشین محیط زیست چهار محال و بختیاری هم به «پیام ما» میگوید: «ظاهرا آقای حاجحسنی گرفتار دود شده بود و به شکل بسیار غمانگیزی روی بوتههای شعلهور افتاده و جان باخته است. دیگر به بیمارستان هم نکشید.» به گفته او آتش در کوه بزیمنی رخ داده، داخل مرز منطقه حفاظتشده هلن. «آن منطقه ییلاق عشایر منطقه است. آقای حاجحسنی هم از همان عشایر بود. آنها در شهرک کاظمی، منطقه هلیساد ساکناند و این نقطه از بزیمنی مرتع ییلاقیشان است.» دلیل آتشسوزی و وسعتش هنوز معلوم نیست اما او هم میزان احتمالی خسارت را 10 هکتار عنوان میکند.
منطقه حفاظتشده هلن ۴۰ هزار و ۲۳۱ هکتار وسعت دارد و پس از سبزکوه دومین منطقه حفاظتشده است و بختیاری است. این منطقه در سال ۷۷ براساس تصمیم شورایعالی حفاظت محیط زیست برای حفاظت از ۱۰ درصد جنگلهای کشور انتخاب و در سال ۷۸ تصویب شد. هلن یک سال بعد از این مراحل از اداره کل منابع طبیعی استان به اداره حفاظت محیط زیست استان چهارمحالوبختیاری تحویل داده شد. اکنون بیش از ۳۰ هزار هکتار از این منطقه جنگل و باقیاش مرتع است و بلوط غرب، گز، بادام، ارژن، گون و بنه دارد.
به گفته یوسفپور چرای غیرمجاز و بیرویه دام و آتشسوزی از مشکلات این منطقه حفاظتشده است. او میگوید: «محیط زیست در آن منطقه یه پاسگاه محیطبانی دارد و اگر اشتباه نکنم سه یا چهار، محیطبان که شیفتی کار میکنند. بیرون این منطقه در گردنه برهمرده، قبلا هم آتشسوزی شده بود. یک سال پیش در نزدیکیهای اینجا، بیرون از منطقه حفاظت شده و در سمت سد کارون چهار، یک امدادگر هلال احمر در آتشسوزی جنگل سوخت و جان سپرد.»
دو مصدوم نارک به بیمارستان رفتند
۱۷ تیرماه (پنجشنبه پیش) مراتع و جنگلهای نارک گچساران طعمه حریق شدند و اکنون بعد از ۵ روز همچنان شعلههای آتش در حال گسترده شدن است و درختان بلوط را زندهزنده در خود میسوزاند. این آتشسوزی هم در میان امدادگران مصدومانی به جای گذاشته است. مدیرعامل جمعیت هلال احمر کهگیلویه وبویراحمد خبر داده که ۲ نفر از امدادگرانی که حین مهار آتشسوزی جنگلهای کوه نارک در گچساران مصدوم شده بودند با کمک نیروهای این جمعیت امدادرسانی و نجات یافتند.
ظهر دیروز شعلههای آتش ارتفاعات نارک گچساران اولین مصدوم خود را روانه تخت بیمارستان کرده. «سیروس نارکی» جانباز دفاع مقدس گرفتار این شعله ها شد و با مصدومیت شدید تحت مداوای تیم پزشکی بیمارستان دوگنبدان قرار گرفت. نارکی خود به ایلنا گفته: «شعلههای آتش وقتی ارتفاعات نارک را گرفت به همراه تعدادی از دوستان برای خاموش کردن این شعلهها به طور داوطلبانه اعزام اما شعلههای آتش تعدادی از نیروهای امدادی را محاصره کرد. بعد از اینکه توانستم نیروهای امدادی را از شعلههای آتش خارج کنم خودم گرفتار این شعلهها شدم.» او اکنون، در بستر مداواست و آتش همچنان شعله میکشد.
امید سجادیان که در برنامه مهار آتشسوزی حضور داشته و اکنون برای آموزش مهار به یکی از روستاهای کهگیلویهوبویراحمد رفته میگوید: «در آخرین پیگیریهایی که از دوستان حاضرم در حادثه دارم، آتش مهار نشده و گستردهتر از قبل شده است. نیاز است که برای خاموشی هلیکوپتر بیاورند. البته آوردهاند اما کافی نیست.»
گچساران 300 هزار هکتار مرتع و 115 هزار هکتار جنگل دارد که یک سال پیش با 29 مورد آتشسوزی 600 هکتار از این جنگلها و مراتع دچار خسارت شد و امسال هم تاکنون 7 مورد آتشسوزی در جنگلها و مراتع این شهرستان رخ داده است.
آخرین خبرها از نارک
حسین کلانتری، استاندار کهگیلویه و بویراحمد اما از مهار آتش سوزی در بخشهایی از کوه نارک گچساران خبر داده است. او گفته: «در عملیات اطفای حریق در ارتفاعات نارک گچساران گفت: دمای هوا، وزش باد و صخرهای بودن ارتفاعات از موانع پیش روی نیروهای اطفا حریق در این آتش سوزی بوده است. سه بالگرد برای اطفا حریق به کوههای نارک شهرستان گچساران اعزام شدند. نشست اضطراری ستاد مدیریت بحران استان هم با هدف برنامه ریزی برای اطفا حریق کوههای نارک گچساران در این شهرستان برگزار شد. در این جلسه مصوب شد که نیروهایی که در منطقه کوه نارک گچساران حضور دارند پایش لازم آن ناحیه را انجام دهند تا با این اقدام از گسترش دامنه آتشسوزی جلوگیری شود. به علاوه مصوب شد که نیروهای تازه نفس تیپ ۴۸ فتح، منابع طبیعی و محیط زیست استان از دیروز (دوشنبه) تا فردا در منطقه حضور داشته باشند.»استاندار همچنین گفته تقسیم کار نیروهای خدماترسان و امدادرسان انجام شده و دیروز برای منظور جلوگیری از گسترش آتشسوزی در منطقه ۳ بالگرد و آبپاش در اختیار ستاد مدیریت بحران استان قرار گرفته است. «این ۳ فروند بالگرد ۳۵۰ نیرو را برای خاموش کردن آتش به کوههای نارک گچساران هلیبرن میکنند.» او ابراز امیدواری کرده که با برنامهریزی و تلاش نیروهای امدادرسان و خدمات رسان روز سهشنبه آتشسوزی به طور کامل مهار شود.با تداوم گر گرفتن شعلهها، علی ملکحسینی، دادستان عمومی و انقلاب یاسوج هم گفته که اشد مجازات قانونی برای عاملان آتش سوزی عمدی یا سهوی جنگلها اعمال میشود.
