بایگانی مطالب نشریه

بام‌های سبز «بازل»

تغییرات آب‌و‌هوا و افزایش دما در فصول گرم و نیز نشت آلاینده‌ها در شهرهای صنعتی و بزرگ، بسیاری از شهروندان را دچار مشکل کرده است. این گرمای روزافزون در ماه‌های اخیر باعث مرگ صدها اروپایی و آمریکایی شده که کمتر به تحمل دمای بالای 40 درجه عادت داشتند. در این وضعیت، سوئیسی‌ها به فکر چاره‌ای افتادند تا با یک روش یا بهتر بگوییم قانون جالب، با این معضل محیط زیستی مبارزه کنند. یورونیوز در یکی از گزارش‌های خود از طرح «بام سبز» که در شهر بازل سوئیس اجرا شده پرده برداشته و آن را از ابعاد گوناگون بررسی کرده است.

بازلِ سوئیس به اولین شهر در جهان تبدیل شده است که ایجاد فضای سبز در ساختمان‌های تازه‌ساخت در شهر را تبدیل به یک قانون کرده است. با افزایش ارتباط شغلی و اجتماعی شهروندان با محیط‌های درون شهری و نیز با توسعه فضاهای صنعتی در شهرها، دسترسی به فضای سبز هر روز کمتر و کمتر می‌شود. شواهد بسیاری وجود دارند که نشان می‌دهند شهرهای سبزتر شهرهای سالم‌تری هستند. از این رو، ضروری است که برنامه‌ریزان شهری فضایی را برای تنوع زیستی به وجود بیاورند.
با توجه به ضرورت این موضوع، مقامات بازل «یکی از بزرگترین شهرهای غرب سوئیس» به یک روش هوشمندانه برای افزودن فضای سبز به مناطق شهری دست یافته‌اند. مقامات شهری بازل از فضای خالی پشت بام‌های ساختمان‌ها استفاده کرده و ایجاد «بام سبز» را برای همه ساختمان‌های تازه‌ساخت در شهر را اجباری کردند. این طرح یعنی«کاشت گیاه در پشت‌بام ساختمان‌های مسطح» هم به محیط زیست کمک کرده و هم باعث کاهش رطوبت و خنک شدن سریع ساختمان‌ها در فصول گرم سال می‌شود.
به گواه آمار این طرح تازه نیست. قانون بام سبز بخشی از «استراتژی تنوع زیستی» بازل در این سا‌ل‌ها هم وجود داشته است و طی 15 سال گذشته ایجاد فضای سبز در تمام ساختمان‌های جدید و مقاوم بازل که سقف مسطح دارند، اجباری بوده است. با اجباری شدن این موضوع، بیش از 1 میلیون متر‌مربع «بام سبز» احداث شده و بازل را به عنوان شهری پیشرو در «سبزتر کردن فضاهای شهری» به همگان معرفی کرده است.
دکتر استفان برنایزن (Stephan Brenneisen)، محقق ارشد سازمان محیط زیست و منابع طبیعی دانشگاه زوریخ سال‌ها است که به توسعه‌دهندگان شهری و پیمانکاران سوئیسی برای دستیابی به «نوآوری فضای سبز» (green innovation) مشاوره می‌دهد. برنایزن ضرورت مسئله تغییرات آب‌و‌هوایی را درک کرده و با هدف حل مشکلات ناشی از هدررفت انرژی و افزایش دما، طرح‌هایی را به مقامات شهرهای بزرگ سوئیس ارائه داده است. یکی از مهم‌ترین طرح‌های او استفاده از فضاهای فراموش شده در شهر برای ایجاد فضای سبز دائمی بوده است.
این استاد و فعال محیط زیست در این باره می‌گوید: «ما در اینجا یعنی بازل متوجه شدیم که از بام‌های مسطح ساختمان‌ها به اندازه کافی استفاده نشده است و این مکان‌ها می‌توانند محیط ارزشمندی برای طبیعت {و ایجاد فضای سبز} باشند.»
برنایزن ادامه می‌دهد: «به همین دلیل ما همراه با همکاران خود در دپارتمان راه و ساختمان و به ویژه مدیر وقت این بخش یعنی باربارا اشنایدر(Barbara Schneider) شروع به بررسی موضوع، برنامه ریزی، تدوین طرح و قانون و در نتیجه اجرای این پروژه (بام سبز)‌ در بازل کردیم.»
با گنجانده شدن طرح «اجباری بودن احداث فضای سبز در پشت‌بام‌ها» در قانون ساخت و ساز بازل، برنایزن و تیم او اطمینان حاصل کردند که این اتفاق، یک تغییر قابل توجه و بزرگ در معماری این شهر و بهبود محیط زیست به وجود خواهدآورد.
فواید فضای سبز شهری در سلامت جسم و روان
شاید در نگاه اول به نظر برسد که این بام‌های سبز تاثیر به‌سزایی در بهبود وضعیت محیط زیست شهری نداشته باشند. اما فضاهای سبز درون شهری مزایای بی‌شماری برای مقابله با مشکلات ناشی از تغییرات آب‌و‌هوایی و به خصوص بهبود سلامت روان و جسم شهروندان و ساکنان خود شهر دارند.
طبق تحقیقاتی که اوایل سال جاری توسط دانشگاه «ایست آنگلیا» (East Anglia) منتشر شد، دسترسی به فضاهای سبز می‌تواند خطر ابتلا به دیابت نوع دو، بیماری‌های قلبی و عروقی، مرگ زودرس، زایمان زودهنگام، استرس و فشار خون را کاهش دهد. افزایش فضای سبز شهری نتایج قابل توجهی برای بهبود سلامت جهانی دارد چرا که یک یا چند نمونه از بیماری‎های فوق الذکر در فهرست 10 علت اصلی مرگ و میر سازمان بهداشت جهانی پیدا می‌شود.
به جز این، افزایش فضاهای سبز می‌تواند با مسائل و بحران‌های محیط زیستی مختلفی مانند پدیده «مه‌دود» (smog) و آلودگی هوا مقابله کند و آنها را تا حدی از بین ببرد. دانشمندان به طور مداوم از نقش مثبت دیوارهای سبز و روف‌ گاردن‌ها در کاهش اثرات آلودگی‌ و گازهای مضر و سمی در محیط‌های داخل شهر گفته و بر آن تاکید کرده اند.
با توجه به سرعت تغییرات آب‌و‌هوایی و افزایش دما در آینده، می‌توان گفت که بازل با اجرای طرح «بام سبز» توانسته تا حد زیادی معضل «رطوبت هوا» را هم از بین ببرد. رطوبت هوا در کشور کانادا در مدت اخیر در به خطر افتادن جان انسان‌ها و افزایش مرگ‌و‌میر نقش اساسی داشت. شاید باورش سخت باشد اما گرمای اخیر در کشور سردسیر کانادا منجر به کشته شدن صدها انسان، مرگ حیوانات مختلف و آتش سوزی‌های فراوان شد.
با توسعه فضای سبز شهری که به نوعی تنظیم کننده‌های (رگولاتور) رطوبت طبیعی هستند، می‌توانیم به کاهش دما کمک کرده و در نهایت، در دراز مدت جان انسان‌ها را حفظ کنیم. این دقیقا اتفاقی است که در بازل سوئیس رخ داده و احتمالا تاثیرات خود را در بلند مدت نشان خواهد داد.

وام‌های کشاورزان خوزستانی سه سال استمهال می‌شود

وزیر جهاد کشاورزی اعلام کرد به منظور کاهش اثرات ناشی از تنش آبی و همچنین مخاطرات به وجود آمده در جریان بروز خشکسالی در خوزستان، وام کشاورزان این استان به مدت سه سال استمهال می‌شود. به گزارش ایرنا کاظم خاوازی روز شنبه در نشست ستاد مدیریت بحران و شورای کشاورزی گفت: دولت مبلغ ۳۰ هزار میلیارد ریال تسهیلات با نرخ چهار درصد برای بخش کشاورزی در نظر گرفته است و خوزستان در اولویت پرداخت این منابع بانکی قرار دارد. بخش قابل توجهی از این تسهیلات به توسعه آب در مزرعه اختصاص دارد که مواردی مانند لایروبی کانال‌ها را دربرخواهد گرفت. همچنین استمهال وام کشاورزان نیز از جمله اقداماتی است که در دستور کار دولت قرار دارد و در این زمینه آمادگی‌های لازم و هماهنگی‌های صورت گرفته، برای حمایت از کشاورزان خوزستانی فراهم شده است. خاوازی در بخش دیگری از این نشست ضمن ابراز نگرانی از وضعیت نخیلات استان خوزستان که دچار تنش آبی و مبتلا به آفات مختلف شده‌اند گفت: به منظور اصلاح شرایط فعلی و بهبود عملکرد تولید نخلستان‌ها در شهرهای آبادان، خرمشهر و شادگان نیز مبلغ چهار هزار میلیارد ریال به عنوان منابع بانکی پیش‌بینی شده است. او در خصوص اختصاص مبلغ ۷۰۰ میلیارد ریال به حوزه جنگل‌ها در استان خوزستان اظهار داشت: همچنین برای تامین علوفه مورد نیاز مناطق دارای تنش آبی نیز مبلغ ۵۰۰ میلیارد ریال اعتبار در نظر گرفته شده است. وزیر جهادکشاورزی از اختصاص ۱۵ هزار تن نهاده دامی ویژه استان خوزستان خبر داد و گفت: این میزان علاوه بر سهمیه مورد استان خوزستان اختصاص یافته است.

تراژدی دامپروری ورشکسته

دامداری‌های کوچک تعطیل شده‌اند و دامداران بزرگ با چالش‌های جدی در زمینه تامین نهاده‌های دامی دست و پنجه نرم می‌کنند. تا چندی پیش تعیین نرخ خرید شیر از سوی دولت اعتراضات گسترده دامداران را در پی داشت، دولت سعی کرد با افزایش قیمت اعتراضات را آرام کند، افزایش قیمتی که فقط وعده آن داده شده و هنوز عملیاتی نشده است. مشکلات دامداران به همین جا خلاصه نمی‌شود. آنها با افزایش 3 تا 4 برابر قیمت نهاده‌های دامی و سایر ملزومات مورد‌نیاز در دامداری‌ها، روبه‌رو هستند. هزینه‌ها آنقدر بالا رفته و خشکسالی بر تمام مشکلات دیگر دامن زده، تا جایی که به گفته بسیاری از آنان، دامداری دیگر به صرفه نیست. هر روز تعداد بیشتری از دامداران به اجبار دام‌های مولد خود را زیرتیغ می‌برند. این امر علاوه بر آسیب جدی بر صنعت دامپروری کشور، موجب بروز نگرانی‌هایی در زمینه تامین گوشت مورد‌نیاز کشور در ماه‌های آینده هم شده است.

دام‌ها در نقاط مختلف کشور یا از تشنگی تلف می‌شوند یا نبود علوفه و نهاده‌های دامی. خشکسالی و بی‌تدبیری که به هم برسند، نتیجه جز تخریب و آسیب نیست. دامداری و کشاورزی کشور این روزها حال و روز خوشی ندارد. دامداران نسبت به وضعیت پیش آمده معترضند و بسیاری مجبور به تعطیل کردن مجموعه‌های دامپروری خود شده‌اند. بخشی از حرف‌ها و مشکلات آنها در میان اعتراضات مطرح می‌شود اما این حرف‌ها نوک کوه یخی است که کشاورزی و صنعت دامداری با آن روبه‌رو است. دو سال است که دامداران با مشکلات عدیده در حوزه تامین نهاده‌های دامی روبه‌رو هستند. این مشکلات در سال خشک و کم باران عمیق‌تر شده و آنها را به جایی رسانده که دام‌های خود را زیرتیغ می‌برند تا هم از تلف شدن دام از گرسنگی جلوگیری کنند و هم سرمایه خود را تا جایی که ممکن است نجات دهند. افزایش 3 تا 4 برابر قیمت نهاده‌های دامی و جولان دلالان در حوزه تامین علوفه و نهاده دامداری‌ها را به تنگ آورده است.
دامداری ورشکسته
افزایش کشتار دام‌ها به ویژه دام‌های مولد و بره‌های پروار نشده، باعث شده بازار گوشت این روزها با مشکل چندانی روبه‌رو نباشد، اما فعالان این حوزه معتقدند در ماه‌های آینده برای تامین گوشت در کشور با مشکلات جدی روبه‌رو خواهیم بود. در حالی که رئیس شورای تامین‌کنندگان دام کشور می‌گوید: «با توجه به کاهش تقاضای خرید در بازار داخلی و تعلل دولت در صادرات، دامداران با انباشت دام روبه‌رو هستند» رئیس اتحادیه دام سبک تصویر دیگری از وضعیت دامداری کشور ارائه کرده و می‌گوید: «امسال به دلیل نبود علوفه، دامداران دام‌ها را برای پروار شدن نگه نداشتند و بره‌های لاغر را که به وزن مناسب نرسیده بودند، کشتار و وارد بازار مصرف کردند بنابراین در شش ماهه دوم سال هم با کمبود شدید دام و گوشت مواجه خواهیم بود و هم قیمت گوشت بسیار بالا می‌رود» افشین صدردادرس به خبرگزاری مهر گفته: «دامداران هر کیلوگرم جو را که نرخ مصوب آن ۱۹۰۰ تومان بود کیلویی ۵ تا ۶ هزار تومان خریداری می‌کردند و به جایی رسیدند که ناچار شدند دام‌های خود را بفروشند چرا که قادر به تامین خوراک برای آنها نبودند» شریفی یکی از فعالان صنعت دامپروری به «پیام‌ما» می‌گوید: «برای اینکه نطفه یک گوساله شکل بگیرد بین 3 تا 3 و نیم میلیون تومان هزینه دارد. زمانی که همین گوساله به دنیا می‌آید، آنرا 4 میلیون تومان هم از من نمی‌خرند. از طرفی من اگر بخواهم فقط یک کامیون ذرت برای گاوداری تهیه کنم باید حدود 40 میلیون تومان هزینه کنم. چند گاو باید گوساله به شکم بکشند تا بتوانند یک بار ذرت که مصرف یک ماه گاوداری است را تامین کنند؟ این مرا به ورشکستگی می‌رساند» مدیر عامل اتحادیه دامداران کشور اما از زاویه‌ای دیگر این مشکل را بیان کرده و می‌گوید: «سامانه بازارگاه نهاده تخصیص نمی‌دهد. اگر هم تخصیص دهد، حداکثر ۱۰ درصد نیاز دامدار را تامین می‌کند. میزانی که تنها جوابگوی چند روز نیاز تولیدکننده است. بنابراین دامدار مجبور به تامین نهاده از بازار آزاد با نرخ‌های بالاست. این روزها شاهد هستیم که با توجه به کمبود و گرانی نهاده دامی، تقاضای دامداران برای خرید نان خشک به واحدهای نانوایی افزایش پیدا کرده است» این شرایط بهترین فرصت را برای دلالانی فراهم کرده که دامداران را با قیمت‌هایی که از قیمت واقعی فاصله‌ای معنادار دارد، به ظاهر از تنگنا می‌رهانند. پدرام پناهی‌ها یکی از دامدارانی است که به «پیام ما» می‌گوید: «اطراف هر دامداری حداقل 6 دلال پرسه می‌زند. دلالانی که نیازهای ما را خوب می‌شناسند. علوفه را از کشاورز با قیمت پایین می‌خرند و دپو می‌کنند تا زمانی که دامدار نیاز مبرم پیدا کرد با چند برابر قیمت به او بفروشند. دلالانی که با گمرک در ارتباطند با شرکت‌های داروسازی در ارتباطند و بازار را قبضه کرده‌اند. برای خرید بعضی از نیازمندی‌های مجموعه دامداری ما فقط به دلالان دسترسی داریم و مجبوریم با چند برابر قیمت محصول مورد نیازمان را خریداری کنیم. همین دلال وقتی من قصد فروش یا کشتار دام‌هایم را داشته باشم باز هم به سراغم می‌آید»
دلالی دام، قاچاق علوفه
فروش دام‌ها در استان‌هایی مثل خراسان و کرمانشاه و کرمان، فرصتی برای سودجویانی فراهم کرد تا از بحرانی که دامداران دچار آن بودند نهایت استفاده را ببرند و با خرید دام آنها پایین‌تر از قیمت واقعی، رونقی به بازار قاچاق دام بدهند. همانطور که رئیس شورای تامین کنندگان دام کشور می‌گوید: «با کاهش تقاضا برای خرید گوشت در بازار داخل و فشارهای متعددی که بر تولیدکنندگان دام است، دامدار به ناچار به فروش دام به طرق مختلف اقدام می‌کرد که این موضوع بر قاچاق دام از مرزهای کشور دامن زده است» منصور پوریان معتقد است: «خرید تضمینی و صادرات دام راهکار مناسبی برای حمایت از دامدار است. خرید تضمینی گوشت گوساله نر با قیمت مناسب به منظور تامین ذخایر راهبردی و صادرات دام در شرایط فعلی خشکسالی و آسیب‌های ناشی از کرونا تا حدودی می‌تواند مشکلات دامداران را مرتفع کند»
صادرات علوفه و نهاده‌های دامی از سویی و دپو شدن حجم قابل توجهی نهاده دامی در گمرکات از سوی دیگر دل دامداران را به درد آورده است. آنها به اجبار نتیجه سال‌ها تلاش خود را یا زیر تیغ می‌برند و یا چوب حراج می‌زنند. دادرس می‌گوید: «درصد تخصیص نهاده‌های دامی به دام‌های سبک امسال کم بود، به همین دلیل دامداران ناچار بودند بخش عمده‌ای از نهاده‌های مورد نیازشان را از بازار آزاد تامین کنند. دامداران ما عملاً ورشکست شده‌اند. قیمت تمام شده تولید هر کیلوگرم گوشت گوسفند زنده بین ۹۰ تا ۱۰۰ هزار تومان است. در حالی که قیمت خرید آن از دامداران بین ۳۵ تا ۴۳ هزار تومان است»
گوش‌هایی که شنوا نیست
در این مسئله هم باز کارشناسان و فعالان از هشدارهایی که داده‌اند و بی‌توجهی مسئولان می‌گویند، موضوعی که ردپای آن را در تمامی بحران‌هایی که این روزها در نقاط مختلف کشور با آن روبه‌رو هستیم، می‌توان مشاهده کرد. دادرس می‌گوید: «سو‌مدیریت در تامین نهاده‌های دامی از سال ۹۸ شروع شد. مسئولان به تمام هشدارها و تذکرات تولیدکنندگان، فعالان بخش خصوصی و کارشناسان بی‌توجهی کردند تا اینکه به شرایط فعلی رسیدیم. افرادی که از بیرون و درون بخش کشاورزی بدون توجه به اتفاقات، واقعیات و الزامات بخش کشاورزی و به خصوص دامپروری تصمیم‌گیری کرده و همه چیز را بر هم زده‌اند مسلماً باید امروز پاسخگو باشند. حالا هم می‌گوییم بحث کشتار دام‌های سبک و بره‌ها جدی است و به زودی ما با کمبود شدیدی در این حوزه مواجه خواهیم شد» دامداران در شهرهای مختلف هنوز هم دست به تجمع می‌زنند و در اعتراض به وضع موجود سطل‌های شیر را در خیابان تخلیه می‌کنند به این امید که صدایشان شنیده شود و گرهی از مشکلاتشان باز شود.
تشنگی و تلفات دام
در کنار تمام این مشکلات، خوزستانی‌ها با شکلی دیگر از مشکلات در حوزه دامداری و کشاورزی دست و پنجه نرم می‌کنند. مردمی که سال‌ها با مشکل آب شرب دست به گریبان بودند، امسال مشکلاتشان به اوج رسیده و نتیجه تمام سو‌مدیریت‌ها به اشکال گوناگون بروز پیدا کرده است. در حوزه دامداری این امر در تلف شدن احشام از تشنگی آن هم در پرآب‌ترین استان کشور، نمایان شده است. گاومیش‌هایی که از گرما به ته مانده گل و لای بستر رودخانه که آلوده به فاضلاب است، پناه می‌برند و دامدارانی که جز تماشای مرگ دام‌هایی که سرمایه زندگی‌شان هستند، راه دیگری ندارند. دامداری و کشاورزی خوزستان زیر تیغ بی‌تدبیری و کم‌آبی از بین می‌رود و در نقاط دیگر کشور قربانی نگاه‌های کوتاه مدت و سودجویی‌های عده‌ای می شود که نه امروز سرزمین اهمیتی برایشان دارد و نه فردای آن.

سه کشور درگیر سیل و رانش زمین

به دنبال بارندگی‌های شدید و وقوع سیل و رانش زمین در هند، دست‌کم ۱25 نفر در ایالت «مَهاراشترا» جان خود را از دست داده‌اند. باران‌های سیل‌آسای موسمی در حالی خسارات جانی و مالی بسیار آفریده که چین نیز درگیر بارندگی‌های شدید است و شمار قربانیان سیل در استان «هِنان» و شهر ژنگژو در این استان، به بیش از ۵۱ نفر افزایش یافته است. طبق آمارها، میزان بارندگی در شهر ژنگژو طی سه روز معادل بارندگی‌های یک سال در شرایط عادی آب و هوایی بوده و به گفته گفته کارشناسان ایالت مهاراشترا، در ماه جولای جاری، شدیدترین باران را از سر گذرانده به طوری که بارش‌های سهمگین به مدت چند روز زندگی صدها هزار نفر را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. این فجایع در هفته گذشته آلمان و بلژیک را تحت تاثیر قرار داد و گزارش‌ها از افزایش قربانیان حوادث طبیعی در کشورهای مختلف حکایت دارد.
دیروز بارش شدید باران در بخش‌هایی از مناطق شمالی ترکیه خصوصا در استان‌های ریزه و آرتوین موجب جاری شدن سیل و خسارات جانی و مالی شد. بر اساس گزارش ایرنا، در مناطق گونی سو و چای الی ریزه اجساد 6 نفر یافته شده و تلاش برای یافتن اجساد دو تن دیگر ادامه دارد. تاثیر این سیل در شهرستان آرهاوی استان آرتوین و در بخش‌های گونیی سو و چای الی از استان ریزه بیش از مناطق دیگر بود و چندین روستا به‌دلیل سیل تخلیه شد. همچنین اکیپهای امدادی اعزامی به منطقه جان ده‌ها نفر را نجات دادند. از سوی دیگر در پی جاری شدن سیل در آرتوین ادعاهایی در زمینه تخریب یک سد موجود در منطقه مطرح شد که البته مسئولان رسمی ترکیه آن را تایید نکردند. با این همه علاوه بر بارش شدید باران، مسدود بودن برخی دره‌ها که در مسیر سیل قرار دارند یکی از مهم‌ترین دلایل جاری شدن سیل و خسارات مادی وارده در این کشور اعلام شده است. رسانه‌های عربستان هم گزارش داده‌اند که بارش‌های سیل‌آسا که از عصر جمعه در برخی مناطق این کشور آغاز شده، موجب مرگ یک خانواده سه نفره در استان طائف شده است. پایگاه اطلاع رسانی سبق عربستان سعودی از نجات یافتن بسیاری از سیل‌زدگان خبر داده و نوشته است: « سیل به مرکز قبا در استان طائف در مکه و روستاهای اطراف آن خسارت زیادی به خودروها، جاده‌ها و منازل مسکونی وارد کرد و موجب واژگون شدن تیرهای انتقال برق شد.» اینها در حالی است که خبرگزاری رویترز نیز نوشته است، سیل مخرب آلمان که در ۶۰ سال گذشته بی‌سابقه بوده، این کشور را با کوهی از زباله‌ها- از یخچال های شکسته گرفته تا خودروهای تخریب شده- مواجه کرده است. بر اساس این گزارش دفع زباله‌ها ممکن است هفته‌ها طول بکشد و مقامات محلی تقاضای کمک کرده‌اند.

 

 

رویای دورآبادی در همسایگی«کارون3»

|پیام‌ما| در 11 روز گذشته در واکاوی دلایل مشکلات کم‌آبی در خوزستان، سدسازی در سرشاخه‌های کارون بارها مورد اشاره قرار گرفته است. در ایذه که ناآرامی‌ها به آن سرایت کرده، در شب‌های گذشته، شهروندان گلایه‌مند، به نشانه اعتراض به بی‌آبی، بشکه‌های خالی را در دست گرفتند و به خیابان آمدند. نتایج پژوهشی درباره سد کارون 3 در سال 93 نشان می‌دهد به دنبال آبگیری این سد در ایذه، روستاییان حاشیه سد با مشکلات بسیاری رو‌به‌رو شده‌اند که همچنان پابرجاست؛ زیر آب رفتن زمین‌های کشاورزی و باغ‌ها، فقر و بیکاری، از بین رفتن راه‌های ارتباطی، برخوردار نبودن از آب شرب کافی، مهاجرت به شهرها، حاشیه‌نشینی و از بین رفتن معیشت مبتنی بر دام. قرار بود این سد باعث آبادانی شود اما طبق آنچه در این پژوهش آمده، پیمانکاران و برنامه‌ریزان فقط به ابعاد اقتصادی پروژه توجه داشته‌اند و نه ابعاد اجتماعی، فرهنگی و محیط زیستی. آنها «هیچ گونه ارزیابی از پیامدهای احداث سد نداشته‌اند و همان رویکرد سخت و فیزیکال توسعه را دنبال کرده‌اند».

اشاره به سدها در حالی است که استاندار خوزستان گفته است که «ذخیره آب پشت سدهای خوزستان بسیار کم شده و به وضعیت خطرناک رسیده است». تا تاریخ 25 تیرماه، میزان پرشدگی مجموع مخازن 10 سد خوزستان در سال جاری 57 درصد و میزان تغییرات آنها نسبت به سال گذشته منفی 29 درصد تخمین زده شده است. استاندار خوزستان گفته‌ است، تأمین منابع برای حل مشکلات تنش‌های آبی و تهیه امکانات مورد نیاز و همچنین رهاسازی بیشتر آب از سدها از جمله اقدامات برای رفع مشکلات اخیر ناشی از کم‌آبی است. با وجود این اقدامات و وعده‌ها اما اعتراضات هنوز پایان نگرفته است.
سدها در جایگاه یکی از زیرساخت‌های توسعه، تاثیرات متفاوتی بر منطقه پیرامون خود می‌گذارند. پژوهش «ارزیابی پیامدهای اجتماعی و فرهنگی پروژه احداث سد کارون 3» که در فصلنامه توسعه اجتماعی (توسعه انسانی سابق) منتشر شده، نشان می‌دهد «بیشترین میزان نارضایتی را از زیرساخت‌ها دارند که مربوط به وضعیت آب آشامیدنی روستاها، کیفیت برق و روشنایی منازل و معابر عمومی، وضعیت راه‌های منتهی به روستا، کیفیت معابر، خیابان‌ها، کوچه‌ها، ایمن‌سازی روستا در مقابل بلایای طبیعی از قبیل سیل و زمین‌لرزه، وضعیت آب مورد نیاز برای آبیاری مزارع و باغات است». این مقاله با هدف بررسی تاثیرات اجتماعی سدها بر پایداری سکونتگاه‌های روستایی، به صورت مطالعه موردی سد کارون سه را مورد تاکید قرار داده. سد بر متغیرهایی از جمله توسعه امکانات رفاهی–خدماتی، تغییرات جمعیت، وابستگی مکانی، ساختار مسکن و ساختار اجتماعی-فرهنگی سکونتگاه‌های روستایی تاثیر زیادی دارد. روند این تاثیرات چه قبل و چه بعد از ایجاد سد، به ناپایداری اجتماعی منجر شده است. به گونه‌ای که در روند شاخص‌هایی مانند توسعه نیافتن امکانات و همچنین تسریع مهاجرت‌های روستایی نقش مهمی داشته است.
ضربه‌ای سخت بر پیکره
اقتصاد محلی
کارون 3 که در حدود 120 کیلومتری بالادست سد شهید عباسپور (کارون 1) قرار دارد، بزرگ‌ترین سد قوسی خاورمیانه است و در بخش دهدز شهرستان ایذه ساخته شد. هدف اجرای پروژه کارون 3 تولید برق، تأمین آب کشاورزی و کنترل سیلاب عنوان شده است. در پژوهش توصیفی-تحلیلی مورد نظر، از میان 63 روستای پیرامون سد، 38 روستا انتخاب شده و جامعه آماری تحقیق 2531 خانوار بوده که نمونه مورد مطالعه 350 خانوار محاسبه شده است. بررسی روستاهای حاشیه سد نشان می‌دهد که بخش عمده ساکنان آنها را گروه‌های کم‌درآمد تشکیل می‌دهند.
این پژوهش بر اساس مصاحبه‌های انجام‌شده با ساکنان می‌گوید آنها «بیشترین میزان نارضایتی را از زیرساخت‌ها دارند» و همین نارضایتی به‌ویژه «نبود راه‌های ارتباطی عامل اصلی مهاجرت بسیاری از روستاییان به شهرهای استان و دیگر استان‌ها بوده است». همچنین در رابطه با قلمروهای دیگر به ترتیب قلمرو خدمات رفاهی، اطلاعات و ارتباطات، درآمد و اشتغال، بهزیستی، محیط زیست و مسکن مورد نارضایتی ساکنان منطقه بوده است. این پژوهش پس از ارزیابی پیامدهای مثبت و منفی پروژه نتیجه می‌گیرد که «احداث سد کارون 3 ضربه‌ای سخت و جبران ناپذیر بر پیکره اقتصاد محلی روستاهای حاشیه آن بوده است» چنان که «با زیر آب رفتن زمین‌های کشاورزی و باغات باعث ویرانی نظام تولید سنتی شده و موجب مهاجرت روستاییان به شهرها شده است». علاوه بر این مهاجرت روستاییان نیز منجر به مسائل و مشکلاتی از قبیل؛ از دست دادن هویت، از بین رفتن همبستگی و روابط خویشاوندی، حاشیه‌نشینی و بزهکاری و در نهایت فقر و بیکاری شده است.
از طرف دیگر احداث سد بر ساکنانی که در محل زندگی خود باقی مانده‌اند نیز اثراتی داشته:‌ «بر هم خوردن نظام همسایگی، کمرنگ شدن ارتباطات اجتماعی به دلیل برهم خوردن نظام گذشته، کمرنگ شدن آداب و رسوم خاص محلی به دلیل ورود افراد از سایر روستاها و تجمیع ساکنان روستاهای مختلف در یک مکان، کاهش سرمایه اجتماعی، از بین رفتن راه‌های ارتباطی، وجود خطرات جانی در استفاده از «بارج»، نبود امکانات و خدمات بهداشتی کافی، عدم برخورداری از آب شرب و برق، گرمای شدید منطقه بر اثر تبخیر آب دریاچه و احتمال درگیری‌های اجتماعی به‌دلیل اسکان اجباری و غیره برای روستاییان حاشیه سد».
پیامدهای کارون سه برای 70 روستا
پژوهش «آثار و پیامدها…» که به دست ذوالفقار احمدیاوندی، سجاد بهمئی، علی لجم اورک مرادی و عزیزالله سپهوند به انجام رسیده، تاکید دارد که ساخت سد کارون 3 پیامدها و آثار جدی بر زندگی، معیشت، فرهنگ و معنویت مردم منطقه داشته که این امر به علت «غفلت و فقدان قابلیت‌های ایجاد عدالت که از نابرابری‌های ساختاری، ناسازگاری‌های فرهنگی، تبعیض و در حاشیه قرار دادن‌های اقتصادی و سیاسی منتج می‌شود،» سبب شده که مردم و قبایل بومی، به‌طور غیر عادلانه‌ای از آثار منفی پروژه ضرر ببینند، حال آنکه اغلب از منافع و سودهای حاصل محروم مانده‌اند.
روستاهایی که مستقیماً از سد تاثیر پذیرفته اند بیش از 70 روستا، با 9056 نفر جمعیت در قالب 1421 خانوار بوده‌اند. مهمترین مشاغل این مردم، کشاورزی و دامداری است و برخی از روستاییان به امور خدماتی یا فعالیت‌های دولتی شاغل بودند. از روستاهای تاثیر پذیرفته، 38 روستا به طور کامل از بین رفتهاند، 28 روستا بخشی از آنها از بین رفته و 11 روستا فقط راه ارتباطی‌شان قطع شده که این امر برای رفت‌وآمدشان مشکلاتی ایجاد کرده است.
بارز، شوارز (آبادیهای شهرستان لردگان استان چهار محال بختیاری)، بوحوض، بادامزار، حوض‌گل، بلوطک شالو، کلخنگ‌دون، تسبیحی، تنگ قاف، امامزاده شهپیر، پس قلعه، پشت آسیاب شیوند، گود عبدالرضا، شوشتری، بنه بلوط، زراس، بردکل، گرموت، فالح، دره‌خون، ده نوفالح، نوشیوند، درب، سه‌چارک، چم مولا، تنه، مورد، پل شالو، دوشلواری، ده زیر، کفت ملک، دهدز، زیرکوه، رکعت‌علیا، باجول، کهرلا، ده برآفتاب، بزرگ شیوند، جوکار، گویله، آبگنجشکان، گود جهره، تنگزیر، لیشیران، لیرسیاه، چمن، گردلیدان، پاتاوه، مرغا، میراحمد، درهی بلوطک، دره گولک، سه بلوطک و … نام بعضی از این روستاهاست که از روستاهایی که به‌طور کامل یا بخشی از آنها زیر آب رفته.
بر اساس این پژوهش این روستاها با مهاجرت گسترده ساکنانشان به شهرستان ایذه و دیگر شهرهای استان و در برخی موارد استان‌های دیگر نظیر چهار محال بختیاری و اصفهان مواجه شدند. «این امر منجر به پراکندگی روابط خویشاوندی و از بین رفتن همبستگی و انسجام قومی و افزایش فردگرایی و انزوا و به تبع آن حاشیه‌نشینی و بزهکاری شده است.» برخی دیگر از روستاییان نیز به روستاهای مجاور پیوسته‌اند و این روند، علاوه بر «از بین بردن فرهنگ بومی» منجر به ایجاد «درگیری‌های اجتماعی» شده است. در واقع برنامه‌های اسکان مجدد توجه خود را به طور عمده معطوف به «اسکان فیزیکی» کرده‌اند و «به فرآیند توسعه اقتصادی و اجتماعی مردم جابه‌جا شده و سایر مردم اثرپذیر، توجهی نداشته‌اند». در این فرآیند همچنین از آنجا که اغلب جابه‌جایی‌های اجباری، تلخ، همراه با تأخیر و نیز انکار و رد امکانات توسعه برای سالها و حتی دهه‌ها بوده است، «برای مردمی که مجبور به جابه‌جایی فیزیکی شده‌اند و به طور رسمی به مردم “اثرپذیر” معروف هستند، برای اسکان مجدد در یک محل جدید کمکی نشده است».
جاده زیر آب رفت، راه‌سازی
ناتمام ماند
با ساخت و آبگیری سد کارون 3 علاوه بر زیر آب رفتن روستاها و زمین‌های کشاورزی، راه‌های ارتباطی دیگر روستاها نیز قطع شد. در این پژوهش به «محور باجول ـ شیوند» اشاره شده که یکی از راه‌های ارتباطی روستاییان بود و با آبگیری سد، بخش باجول این جاده به‌طور کامل زیر آب رفت و «هشت هزار نفر از ساکنان 35 روستای مناطق باجول تا سادات حسینی» ناچار شدند برای پیمودن عرض رودخانه و رساندن خود به شهر ایذه، به طور مستمر و روزانه از بارج استفاده کنند. استفاده از «بارج» قرار بود به صورت موقت باشد اما اکنون با گذشت نزدیک به 17 سال، و کشته شدن چندین نفر به دلیل غیر ایمن بودن بارج‌ها، جاده جایگزین هنوز تکمیل نشده است. قبل از آبگیری سد قرار بود جاده مواصلاتی از دنباله رود از مسیر چهاردِه با عبور از گویله، تنگه قاف، شیوند، منطقه غریبی‌ها و سادات حسینی برای تردد روستاییان ساکن در این مناطق احداث شود اما طبق آنچه فرماندار ایذه در آبان 99، درباره برای حل مساله راه روستاهای پشت دریاچه سد کارون 3 گفته است «کار راه منطقه زیرکوه شالو به شیوند با انجام 14 کیلومتر کار اولیه و 50 درصد پیشرفت کار متوقف و جاده شیوند-سادات حسینی نیز با همین میزان کیلومتر با 40 درصد انجام کار متوقف شده است».
پژوهش سال 93 همچنین می‌گوید حدود دو هزار نفر از جمعیت روستاهای بارز و شوارز در استان چهار محال بختیاری به‌دلیل داشتن روابط خویشاوندی و نیز سنخیت فرهنگی در این مسیر در تردد هستند. با احتساب این افراد، در مجموع 10 هزار نفر از ساکنان روستاهای استان خوزستان و چهارمحال بختیاری که در حاشیه سد کارون 3 سکونت دارند، به علت نبود جاده در دسترس و استفاده از بارج همواره در معرض خطر سقوط به داخل رودخانه قرار دارند.
نبود آب شرب در کنار سد
از سوی دیگر در حالی که مجموعه روستاهای متاثر، قبل از اجرای پروژه سد، مجموعه بسته‌ای را تشکیل می‌دادند، با ورود اطلاعات، پول، انرژی و عناصر بیرونی و گسترش ارتباط آنها با بیرون، به مجموعه‌ای پویا و باز تبدیل شده‌اند که ویژگی‌ها و مسائل اجتماعی، اقتصادی، روانی و فرهنگی خاصی را دارا هستند. «مجموعه تغییرات مثبت و هزینه‌های مربوط به آنها در نهایت سیستم قبلی را که حالت متعادل و خود بسنده‌ای داشت دچار نوعی عدم تعادل در سطوح مختلف فردی و فرافردی کرده است» به طور که «از دست دادن شغل، مشخص نبودن وضعیت آینده، ناتوانی در تصمیم‌گیری و تغییر در نظام انتظارات» نمونه‌هایی از این دست مسائل‌اند.
در ارزیابی از عوارض منفی سد، از بین رفتن زمین‌های کشاورزی، از بین رفتن منبع درآمد، سرگردانی و بلاتکلیفی جابه‌جایی، از بین رفتن همبستگی قومی، تشدید اختلافات محلی و خانوادگی و تعویق کار عمرانی از مواردی هستند که از طرف روستاییان مطرح شده‌اند.
تمامی روستاییان نسبت به از بین رفتن زمین کشاورزی به‌عنوان یک عارضه منفی اتفاق نظر داشته‌اند. همچنین در زمینه مهاجرت، به ویژه بخش‌هایی که صورت اجباری دارد، یعنی در روستاهایی که بصورت کامل در دریاچه سد قرار می‌گیرند و یا راه‌های ارتباطی آنها قطع می‌شود همراه با نوعی از دست دادن احساس تعلق و هویت و پیوستگی روانی، اجتماعی و فرهنگی است. از اثرات احداث سد کارون 3 بر روستاهای حاشیه به موضوع برخوردار نبودن از آب شرب هم اشاره شده است. این پژوهش می‌افزاید: «روستاییان حاشیه سد کارون 3 در حالی در کنار بزرگترین دریاچه و نیروگاه خاورمیانه زندگی می‌کنند که خود از آب شرب آن بی‌بهره‌اند، در حالی که قبل از احداث سد هر یک از روستاها چشمه‌هایی برای تامین آب شرب خود را داشتند که با آبگیری سد روستاها و چشمه‌های آن زیر آب رفته است.» فاضل عبیات، معاون هماهنگی امور عمرانی استانداری خوزستان در آبان 99 گفته، برای تأمین آب‌رسانی به دهدز طرحی درازمدت «پروژه انتقال آب از ایستگاه رکعت در دریاچه کارون سه به سمت روستاها مطرح است اما اجرایی کردن این پروژه به دلیل تفاوت ارتفاعی و لزوم احداث ایستگاه پمپاژ در چند مرحله زمان‌بر خواهد بود.
گرم شدن بیش از حد منطقه هم از آثار دیگر است. «بر اثر احداث سد کارون 3 و تبخیر زیاد از سطح دریاچه، باعث گرم شدن بیش از اندازه هوای منطقه شده است». علاوه بر اینها دریاچه سد به‌علت ذخیره آب و راکد نگهداشتن آن منبع بسیاری از بیماری‌های واگیردار نظیر مالاریا و بیماری‌های خونی است.
چه باید کرد؟
در پژوهش «آثار و پیامدها…» به این اشاره شده که «بسیاری از پیامدهای منفی پروژه‌های اجرا شده ناشی از نبود ارزیابی لازم یا انجام ارزیابی‌های ناقصی بوده که تنها به جنبه‌های مثبت اجرای پروژه توجه داشته‌اند». برای کاهش پیامدهای منفی و تقویت پیامدهای مثبت پروژه، این پژوهش پیشنهاداتی را مطرح کرده است. در حالی که هیچ یک از روستاهای حاشیه سد از آب دریاچه سد برای آبیاری مزارع خود استفاده نمی‌کنند، پژوهشگران پیشنهاد می‌کنند مسئولان وزارت نیرو با اختصاص دادن بخش از درآمد سد به زیرساخت‌های بخش کشاورزی، با ایجاد کانال‌هایی از دریاچه به مزارع، به توسعه کشاورزی کمک کنند. انجام اقدامات لازم برای ساخت راه‌های ارتباطی و زمینی جدید، ارائه خدمات آموزشی، بهداشتی ـ رفاهی به مردمان جابه‌جا شده، توسعه روستاهای منطقه، ایجاد شغل در محل‌های اسکان جدید برای جلوگیری از مهاجرت به شهر از دیگر پیشنهادات مطرح شده است. این پژوهش در پایان توصیه می‌کند که در حین اجرای سدسازی و حتی پس از اتمام آن ارزیابی‌های مستمر انجام شود تا از این طریق هزینه‌های پیش‌بینی نشده و پنهان شناسایی و با سیاست‌گذاری دقیق برای مدیریت آنها اقدام شود.

مدال طلا بر سینه پرستارِ تیرانداز

جواد فروغی در فینال تپانچه بادی المپیک توکیو اول شد و توانست نخستین مدال المپیک تاریخ تیراندازی ایران را کسب کند. اولین مدال طلای کاروان سی و دومین دوره بازی‌های المپیک ایران در توکیو را صبح دیروز، ۲ مرداد ماه جواد فروغی به ارمغان آورد. گفته می‌شود که او تنها نماینده ایران در فینال ماده تپانچه بادی ۱۰ متر مردان بود. فروغی ورزشکار ۴۱ ساله ایرانی است که پرستار بیمارستان است. او علاوه بر اینکه رکورد اولین مدال طلای تاریخ تیراندازی ایران را شکست، مسن‌ترین ورزشکار اعزامی تیم ورزشی ایران به المپیک نیز است. خبرگزاری ایسنا درباره او نوشته است: «او پیش از این در مرحله مقدماتی با امتیاز ۵۸۰.۲۵ و قرارگیری در رده پنجم به فینال این ماده راه پیدا کرده بود. این ورزشکار ۴۱ ساله ایلامی دارای سه فرزند است. فروغی با کسب دو مدال طلای جام جهانی هند و کرواسی در جایگاه نخست رنکینگ فدراسیون جهانی قرار دارد.»
پس از این پیروزی مسعود سلطانی‌فر وزیر ورزش و جوانان نیز در حاشیه مسابقات والیبال در جمع خبرنگاران گفت: ایران توانست نخستین مدال تیراندازی در تاریخ المپیک را کسب کند و تیراندازی هم به رشته‌های مدال آور اضافه شد. تیراندازی تلاش کرد و مدال گرفت.
او ادامه داد: همیشه این بحث را داشته که با وجود این همه نیروهای مسلح و علاقه‌مندانی که به رشته تیراندازی داریم از بین دها مدالی که در تیراندازی توزیع می‌شود چرا ما نمی‌توانیم حتی یک مدال برنز بگیریم و این نکته‌ای بود که بارها اشاره کردم و خوشبختانه تلاش‌ها به ثمر نشست فروغی، فرد باانگیزه و متدینی است و او ظرفیت مدال آوری داشت من در مراسم بدرقه با فروغی گفت‌و‌گو می‌کردم به او نوید کسب مدال را داده بودم.
دیروز تیم ملی والیبال ایران نیز توانست در اولین مسابقه خود تیم والیبال لهستان، قهرمان جهان را با نتیجه ۳ بر ۲ شکست دهد. ملی پوشان والیبال در بازی دوم روز دوشنبه از ساعت ۴:۳۰ مقابل تیم ونزوئلا صف‌آرایی می‌کنند.

سدسازی و اهمیت ارزیابی‌های محیط زیستی

تامین منابع قابل اطمینان آب برای آشامیدن و کشاورزی، از اهداف توسعه پایدار است. در جریان توسعه، تاسیساتی مانند سدها و شبکه‌های آبیاری و زهکشی می‌توانند به طور مستقیم یا غیرمستقیم آثار مثبت و منفی بر محیط زیست بگذارند. بهینه سازی منابع آب برای توسعه کشاورزی، صنعت و مصارف شهری، ضروری تلقی می‌شود. یکی از اهداف اصلی برنامه‌ریزی بهینه منابع آب، تامین آب کشاورزی و منابع آب آشامیدنی است که در آن جمع‌آوری و ذخیره‌سازی آب حاصل از بارندگی و آبهای سطحی از با ارزش‌ترین برنامه اجرایی است.

برای رسیدن به این هدف، مهار آب در رودخانه‌های مرزی و انتقال آن به مناطق مرکزی نیز بخشی از راهبرد وزارت نیرو برای برنامه‌ریزی منابع آب است. در ایران، با توجه به اینکه 85 درصد از مساحت کشور خشک و نیمه خشک است، این راهبرد اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. حفظ و ذخیره منابع آب و استفاده بهینه از آنها می‌تواند آثار مثبتی بر اقتصاد، جامعه و فرهنگ داشته باشد. همچنین از بین بردن پوشش گیاهی حوضه، تخریب سفره‌های زیرزمینی، ایجاد تغییر در رودخانه‌ها از طریق سد سازی، آلودگی ناشی از تخلیه فاضلاب و استفاده از شن و رودخانه‌ها و انتقال آب رودخانه آثار منفی شدیدی بر محیط زیست به جا می‌گذارد. آثار و تبعات این تخریب‌ها را امروز در خوزستان و تنشهای ایجاد شده در آن در طول هفته گذشته می‌بینیم. در دهه‌های اخیر شاهد افزایش آگاهی از محیط زیست بوده‌ایم. نظارت بر آثار محیط زیستی پروژه‌ها و سدها و تلاش برای کاهش تبعات منفی محیط زیستی سد سازی هر روز بیشتر به مطالبه عمومی تبدیل می‌شود. موارد زیادی وجود دارد که پروژه‌های مهم بدون گزارش ارزیابی آثار محیط زیستی کافی در کشورهای در حال توسعه انجام شده است. شناسایی و نظارت بر اثر پروژه‌های توسعه منابع آب به صورتی که هم مزایا و هم خطرات آن در نظر گرفته شود، وضع مطلوب تلقی می‌شود.ارزیابی محیط زیست در مرحله بررسی مکان در هنگام ساخت سد، نقش مهمی در مطالعات سد سازی برای سدهای مهم ایران نداشته است. تصویب و اجرای قانونی برای الزام در چنین ارزیابی‌هایی در کشورهای دیگر سالها به طول انجامیده است: سوئد در سال 1969؛ آمریکا در سال 1970؛ کانادا در سال 1973؛ استرالیا و مالزی در سال 1974؛ فرانسه در سال 1976؛ و هند در سال 1994 چنین الزامی را به وجود آوردند. دستورالعمل ارزیابی آثار سدسازی بر محیط زیست در نشریه 250-الف شرکت مدیریت منابع آب ایران، وزارت نیرو که در خرداد 1384 منتشر شد و در اینترنت در دسترس عموم است. البته این دستورالعمل شامل سدهای قبل از این تاریخ نیست.کارشناسان نقش اساسی در نظارت بر عملکرد سدها دارند. در واقع متخصصان باید در تلاش باشند تا ضمن بررسی وضعیت موجود، روش‌های مناسب برای کاهش آثار منفی محیط زیستی ساخت سد را اتخاذ کنند. افزایش تعداد سدها در ایران در سالهای اخیر باعث نگرانی کارشناسان محیط زیست شده است. طبق آمار رسمی تاکنون 53 سد ساخته شده، 68 سد در حال ساخت است و 121 سد نیز در دست بررسی است. اکثر سدهای عملیاتی، بدون ارزیابی زیست محیطی طراحی و مورد بهره برداری قرار گرفته‌اند.ارزیابی آثار زیست محیطی، روشی برای شناسایی تبعات مثبت و منفی ناشی از یک طرح است و بهترین روشهای مدیریت عملکرد را با هدف کاهش آثار منفی و تقویت موارد مثبت پیشنهاد می‌کند. تبعات منفی زیست محیطی و اجتماعی پروژه از نظر نوع، تعداد و شدت از آثار مثبت آن بیشتر است. تا زمانی که راهبردهای خوب اندیشیده شده‌ای برای به حداقل رساندن تأثیر نامطلوب بر محیط وجود نداشته باشد، توصیه نمی‌شود چنین پروژه‌هایی اجرا شوند.اکنون زمان بررسی مجدد، جدی، واقع‌بینانه و بدون سوگیری، آثار محیط زیستی تمام طرح‌های سدسازی در کشور است. این ارزیابی کمک می‌کند تا راهبرد مناسب برای ادامه بهره‌برداری از سدهای موجود و همچنین ادامه سدسازی در ایران اتخاذ شود.

کشاورزان در تنگنا

کشاورز تا یک قدمی مرگ رفته بود. پنج سال بعد از روزهایی که گفته بودند که سد گتوند علیا که بیاید، با خودش آبادانی و آب می‌آورد. وعده داده بودند که محصولاتش چند برابر می‌شود و زمین‌هایش پرآب. از وعده‌هایی که داده بودند، فقط همین آخری تعبیر شد، زمین‌هایش رفته رفته در آب غرق شدند و محصولاتش خیس روی دستش ماندند. آب تا کمر خانه‌ها هم آمد. سد مثل سیل عمل کرد و همه چیز را شست و با خودش برد. مردم یکی در میان به شهرهای دیگر پناهنده شدند. کشاورز پنج سال بعد سکته کرد و اکنون تنها می‌تواند کلمات را کنار هم قطار کند. جوانترها از کشاورزی منطقه «آب ماهیک» خوزستان جز چند تصویر پراکنده از مرکز خرید گندم در خاطر ندارند. حافظه‌شان تنها به تصویر کوچ اجباری و بیکاری قد می‌دهد، تصویری که کشاورزان استان این روزها از تداعی شدن آن برای خودشان در سایر شهرها واهمه دارند.

«تو که آبتو نبردن، خاکتو نبردن» این صدای زنی بود که در جریان اعتراض‌های یک هفته اخیر در خوزستان منتشر شد. صدایی که تاکید داشت اعتراض، مسالمت آمیز است و تاکیدش روی آب بود. آبی که مردم استان می‌گویند این روزها از آن‌ها دریغ شده و نفس دام‌ها و زمین‌هایشان را به شماره انداخته است. کشاورزان در اعتراض‌ها از حقابه خودشان می‌گفتند و دامداران از مرگ گاومیش‌هایشان پرده برداری می‌کردند. آب در سال‌های اخیر با هر بهانه و اتفاقی کم و شور شد. حالا هم که خشکسالی در خوزستان چنبره زده، شرایط طاقت‌فرسا شده است.
زمین‌ها شور شدند
کارون مهد زندگی کشاورزان و دامداران بود. از سال ۱۳۲۸ و بعد از طرح‌های انتقال آب از سرچشمه در سال‌های ۶۷ و ۷۱ و ۸۴ و ۹۱ نمک آب در پایین دست زیاد شد و رفته رفته پای آب شور به زندگی و زمین‌های کشاورزی مردم باز شد. در سرزمینی که حدود ۱۴ درصد از محصولات کشاورزی کل کشور در آن تامین می‌شود و این یعنی حدود ۱۲ درصد از گندم کل کشور. سجاد سعیدی پور که خودش کشاورز است و دبیر گندم‌کاران استان خوزستان و ساکن ایذه، می‌گوید مردم در شهر با انتقال آب برای آشامیدن مخالف نیستند هرچند که آن هم مشکلاتی دارد: «در واقعیت اما انتقال آب برای بخش صنعت است، صنایع آب‌بری که باید در کنار دریا احداث شوند. سال‌هاست به خوزستانی‌ که حدود ۴۰ درصد از منابع آب سطحی را دارد گفته می‌شود، برنج نکارید، در حالی‌که همین اتفاق اکنون در کویر رخ می‌دهد حتی چندین حوضچه پرورش ماهی راه‌اندازی شده است.»
دام‌هایی که ناپدید شدند
هوری‌ها دیگر در تالاب نیستند. دامی که حیاتش وابسته به تالاب بود. گله‌ها ۵۰ تایی داخل هور می‌رفتند می‌رفتند و ۱۰۰ تایی بر می‌گشتند. دامدارها با بلم‌هایی کوچکی هر چند وقت یکبار سراغشان می‌رفتند و بعد در پشته‌ها و جزیره‌های کوچکی استراحتشان می‌دادند. تالاب‌ها زمانی قطب دامداری و مرکز هوری‌ها بودند، حالا دیگر تعدادشان کم شده و آن‌هایی که هوری‌ داشتند به سختی معیشت می‌کنند. فیصل عامری، کشاورز اهل شادگان است که کم آبی، نخل‌داری و گندم‌کاریش را از رونق انداخت. «می‌پرسید کشاورزان و دامداران چه می‌کنند، آن‌ها به سختی زندگی می‌کنند ما نگران مردمی هستیم که در کنار هور دام عظیم دارند و امکان جابه‌جایی آن کم است، تولید دام بسیار کم شده است» عامری از هوری‌ها می‌گوید و گاومیش‌ها: «گاومیش‌ها قدرت تعریق ندارند، این حیوان باید سر ظهر آب تنی کند، تالاب خشک است، یا درونش را پساب گرفته و این پساب به جای حقابه به مردم داده می‌شود.» نابودی هور اما یک روزه و دو روزه نبوده است. سامان فرجی، روزنامه‌نگار خوزستانی می‌گوید یکی از دلایل نابودی آن به سیاست‌های شرکت نفت برای خاکریزی هور و از بین رفتن جریان و چرخه آب در آن بر می‌گردد. او بر این باور است که هورالعظیم رفته رفته خشک شد و رها سازی نشدن آب در سال‌های اخیر باعث از بین رفتن معیشت مردم اطراف هور شد. هرچند که محمد جواد اشرفی، مدیرکل محیط زیست خوزستان گفته، خشک شدن بخشی از تالاب طبیعی است و خشکی تالاب متعلق به مخزن شماره یک تالاب است که با توجه به شیب منطقه، کم شدن آورد، گرما و تبخیر شدید یک روند طبیعی برای تالاب هورالعظیم که در ضلع شمالی این تالاب در حوضه چذابه است به شمار می‌رود و از چرخه تالاب نام برده است اما عامری می‌گوید این چرخه به واسطه از بین رفتن دشت‌ها هم از بین رفته است: «تالاب‌ها یک چرخه‌ای دارند و از برج تیر تا نزدیک زمستان باید قسمتی از آن خشک باشد. این خشک شدن در تابستان سبب کشت گیاهان تابستانی می‌شود، اینها چراگاه وسیعی هستند که وقتی دشت‌ها در زمستان علوفه ندارند، این تالاب‌ها چراگاه‌های وسیع و عظیمی برای عشایر خوزستان دارند چه عرب چه بختیاری. عشایر چادر می‌زنند و آبی که در پاییز می‌آید کم‌کم به اول تالاب می‌رسد، دامداری‌ها در اینجا استراحت می‌کنند و با رشد دشت‌ها در هنگام بهار کوچ می‌کنند. متاسفانه ما هم دشت‌ها به علت توسعه کشاورزی ناپایدار خراب کردیم و به جای حقابه تالاب پساب ریختیم و این وضعیت را برای دامداری‌ها و کشاورزان ایجاد کردیم.»
آب کرخه که بیاید…
خشک شدن رودخانه‌ها و تالاب‌ها در خوزستان، چشم‌انداز منطقه‌ را طوری تغییر داده که جنگ هم تغییر نداده است. خوزستانی‌ها از سد سیمره‌ای می‌گویند که در بالادست کرخه ساخته شده و به نوعی سبب کاهش کار کشاورزی و دامداری شده است. خبرهای تازه اما از باز شدن آب سد کرخه حکایت دارد. علی شهبازی معاون مطالعات جامع منابع سازمان آب و برق خوزستان چندی پیش گفته بود که با رهاسازی مشکل حل می‌شود. او همچنین تاکید کرده بود: «آب برای رسیدن از سد کرخه به هورالعظیم می‌بایست از یک شبکه شریانی 560 کیلومتری عبور کند به‌همین دلیل هر رها‌سازی حدود 5 یا 6 روز زمان می‌برد. او تصریح کرد: بررسی‌های ما نشان می‌دهد که آورد آب حوضه کرخه در سال آبی جاری و نسبت به مدت مشابه سال قبل و حتی بلندمدت حدود 50 درصد کاهش دارد که نشان دهنده خشکسالی شدید است.» با این حال کشاورزان از باز شدن آب خوشحال نیستند. عامری می‌گوید این مساله ممکن است باعث تنش آبی بیشتر شود و در عین حال تنها راهکار بلند مدت، انتظار برای بارش باران و وفق دادن زندگی و کشاورزی و کار با طبیعت است، آنچه در سال‌های اخیر اتفاق نیفتاده است. سعیدی‌پور هم می‌گوید این باز شدن آب تنها تبخیر را افزایش می‌دهد: «میزان تبخیر در خوزستان حدود ۳۰ هزار میلی‌متر است، این باز شدن آب در واقع تشت بزرگی از بخار ایجاد می‌کند و این یعنی تداوم همان اتفاقات قبلی. باز شدن مقطعی آب به وسیله اعتراضات درمان خوزستان نیست، مردم را عادت می‌دهند که اعتراض کنند و کشته دهند تا مشکل حل شود، این مساله تنها به واسطه مدیریت درست حل می‌شود و راهکار فوری ندارد، راهکار آن تعطیل کردن صنایع آب‌بر در کویر است، راه آن اصلاح الگوی کشت است اما نه فقط در خوزستان بلکه در همه ایران.»
سیلاب توسعه
جوان خودش را ۲۲ ساله و بیکار معرفی می‌کند. صدایش در اعتراض‌های خوزستان به کم‌آبی پخش شده و دست به دست می‌شود. در ریشه‌یابی علل بیکاری در خوزستان بسیاری به حاشیه‌نشینانی اشاره می‌کنند که رونق از کشاورزی‌شان افتاده است و نتوانستند خودشان را به داشتن شغل دیگری وفق دهند. همچنان‌که فرجی می‌گوید تعدد اعتراض‌های اجتماعی در تمام این سال‌ها بیشتر در شهرهایی مشاهده شده که تحت تاثیر سیاست‌های سدسازی و انتقال آب بودند. او در میان حرف‌هایش به سد گتوند علیا اشاره می‌کند که بعد از آبگیری در سال ۹۲ مردم زیادی را حاشیه نشین کرد و شغل موروثی‌شان را از بین برد: «یک روستا کامل مراتع و زمین‌های کشاورزی‌اش زیر آب رفتند، مردم به حاشیه شهرها رانده شدند. به آن‌ها چند میلیون دادند، این آدم اما فردی نبود که بتواند خودش را با شرایط تازه وفق دهد، خانه خریده و کاسبی ایجاد کرده یا نکرده اما فرزندش که نسل بعدی او بوده و می‌بایستی شغلش را ادامه می‌داده، برای وضعیت جدید آموزش ندیده، این افراد هم رفته رفته به افراد مازاد جامعه تبدیل شدند.» علی راد‌یوسفی، یکی از ده‌ها کشاورزی است که در هنگام آبگیری سد گتوند علیا در شهرستان لالی، از ۱۲ سال پیش تاکنون دچار خسارت شده است. سیلاب سد، حدود ۹۰ درصد از زمین‌های ۴۲ روستا را زیر آب برد و حق حقوق بیش از ۴۰۰ خانوار که اکنون به بیش از ۸۰۰ خانوار رسیدند، از آن زمان تاکنون پرداخت نشد. او که حالا ساکن مسجد سلیمان است، می‌گوید: «تمام روستاییان آواره شدند و آب و برق منطقه آب ماهیک قطع است.» یوسفی آن زمان کشاورز و باغدار بود و کارگاه آرد سازی داشت: «فکر می‌کنم فقیرترین افراد در خوزستان افرادی باشند که بر اثر سد گتوند بیکار شدند، سدی که قرار بود زندگی ما را آباد کند اما زندگی‌ها را زیر آب مدفون کرد. امکانات ما را قطع کرد، ما مرتب نامه نوشتیم اما هیچ‌کس برای ما کاری نکرد. ما آواره‌ایم، بعضی از افرادی که دام سنگین داشتند مجبورند برگردند در محاصره دریاچه اما هرکدام از ما به شهر دیگری آواره شدیم» او افراد زیادی را به یاد می‌آورد که بر اثر خسارات ناشی از توسعه سکته کردند و از پا افتادند. مثل خودش که از پا افتاده است. کشاورزان خوزستانی از سرنوشت علی راد‌یوسفی می‌ترسند، ترس از اجبار به رها کردن تنها شغلی که در خاطر دارند. نام سد و انتقال آب که می‌آید به تنشان رعشه می‌افتد: «در چند سال آینده بعید است زمین حاصل‌خیزی باقی بماند.» سعیدی‌پور می‌گوید کشاورزان در سال‌های اخیر در خوزستان هم از خشکسالی آسیب دیدند و هم از سیل.

مسئولان اما از زاویه دیگری به اعتراض‌های خوزستان و کم آبی آن نگاه می‌کنند. بنفشه زهرایی، مدیرکل دفتر مدیریت مصرف و ارتقای بهره وری آب و آبفای وزارت نیرو چندی پیش به پیام ما گفته بود: «بزرگترین مصرف کننده آب خوزستان بخش کشاورزی است و همچنین نیاز محیط زیستی زیادی در خوزستان وجود دارد. به دلایل متنوع حجم حق‌آبه محیط زیستی در خوزستان بالاست و اگر تامین نشود مشکلات زیادی را ایجاد می‌کند. نکته دیگری هم این است که به دلایل مختلف سیاسی و اجتماعی نارضایتی‌هایی متنوعی وجود دارد و بالاخره آب هم بهانه‌ای برای بروز این نارضایتی‌هاست. در واقع همه مشکلاتی که اکنون در خوزستان بروز پیدا کرده است، فقط متاثر از کم‌آبی نیست».

 

 

پاییزی بحرانی‌تر در ر اه است

«خوزستان» نامی که این روزها بسیار شنیده می‌شود، از پس سال‌ها نشنیدن و ندیدن بالاخره صدای خوزستان شنیده شد. فریاد و اعتراض مردمی که شاهد تلف شدن احشام و سوختن زمین‌های کشاورزی‌شان هستند بالاخره به گوش آنها که باید، رسید. اما چه شنیده شدنی؟ شنیدنی که نتیجه سال‌ها گوش نسپردن به هشدارها و تذکرات و اعتراضات است. هشدارها درباره سدسازی، انتقال آب، سوء مدیریت منابع آب و تمام تصمیماتی که در طول سالیان جلگه سبز خوزستان را تبدیل به تشنه‌ترین نقطه ایران کرد. زمینی خشک که امروز تبدیل به قربانگاه تشنگان شده، قرن‌ها یکی از پرآب‌ترین مناطق ایران بود. این بحران ریشه در چه کجا دارد؟

خوزستان تشنه است و ریشه این تشنگی به زعم بسیاری از چهره‌های دانشگاهی، در مدیریت اشتباه منابع آب در کشور است. هر چند کاهش بارش‌ها و تغییرات اقلیمی هم در شرایط امروز خوزستان به ویژه رودخانه کرخه بی‌تاثیر نیست، اما به گفته بنفشه زهرایی، مدیر‌کل دفتر مدیریت مصرف و ارتقای بهره‌وری آب و آبفای وزارت نیرو: «بر اساس مطالعات صورت گرفته در دانشگاه تهران، 25 درصد از وضعیت امروز رودخانه کرخه نتیجه تغییر اقلیم است و 75 درصد مربوط به برداشت‌های بی‌رویه آب در بالادست می‌شود» بحران آب در خوزستان به سطح واکنش‌های اجتماعی رسیده و مردم معترض به این شرایط را به خیابان کشانده است. بحرانی که تنها محدود به سال آبی کم بارانی که در آن قرار داریم نیست، خوزستان سال‌هاست که با سومدیریت منابع آب و تبعات آن دست به گریبان است. روز پنج شنبه میزگرد «واکاوی بحران آب خوزستان» توسط انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه شهید چمران اهواز، با حضور چهره‌های دانشگاهی در حوزه منابع آب برگزار شد تا علل و عوامل رسیدن به این شرایط از منظر علمی تبیین شود. جلسه‌ای که در آن در مورد پاییز پیش رو هشدارهایی داده شد و اساتید دانشگاه به مسئولان وزارت نیرو در خصوص بحران عمیق‌تری که خوزستان در پایان تابستان خواهد داشت، هشدار دادند. امید که گوش شنوایی برای این هشدارها باشد.
نیاز به تغییر رویکرد در حکمرانی آب
سیدمحمدعلی بنی‌هاشمی دانشیار دانشکده‌ مهندسی عمران دانشگاه تهران در ابتدای این نشست با اشاره به وضعیت بحرانی خوزستان گفت: «انتظاری جز این نباید داشت. چون نوع حکمرانی و مدیریت ما در بخش آب نتیجه‌ای جز این شرایط نمی‌تواند داشته باشد. شواهد و قرائن نشان می‌داد که به چنین نقطه‌ای برسیم و متاسفانه رسیده‌ایم. با این سطح از عقلانیت که ما کشور را اداره می‌کنیم، چیزی جز این را نباید انتظار داشته باشیم. نتایج عملکرد گذشته نشان می‌دهد، رویکردهای گذشته جوابگوی حل مسائل ما در بخش آب نبودند. ما به طور جد نیازمند تغییر رویکرد هستیم و باید هزینه آن را هم بپردازیم. شرایط امروز خوزستان غیر‌مترقبه نبود، زلزله نبود که بگوییم هیچ نشانه‌ای نداشت، اتفاقی قابل پیش بینی بود. اینکه بگوییم یک کارهایی قرار است بکنیم و یا اقدامات مقطعی انجام دهیم چاره کار نیست» بنی هاشمی با نگاهی به حوزه فعالیت خود در دانشگاه و با انتقاد از خلا‌های موجود در آموزش‌های آکادمیک برای مدیریت منابع آب می‌گوید: «ما مهندسانی در دانشگاه تربیت کرده‌ایم که به اندازه کافی به توسعه پایدار توجه ندارند. عمدتا نکات مربوط به مسایل فنی و اقتصادی به آنها آموزش داده شده و همه جانبه نگری در مراکز آموزشی و دانشگاه‌ها وجود ندارد»
کم آبی و تنش‌های اجتماعی
مهدی قمشی، استاد دانشکده مهندسی علوم آب دانشگاه شهید چمران اهواز در ادامه این نشست به تشریح وضعیت منابع آب خوزستان در سال‌های اخیر پرداخت و با مرور اقداماتی که پس از سیلاب سال 98 در خصوص ذخایر سدها صورت گرفت، به اشتباهاتی اشاره کرد که در پس آنها این نگاه وجود داشت که سال‌های پیش رو، پربارش خواهند بود. قمشی در ادامه سخنانش به وضعیت تالاب هورالعظیم اشاره کرد و در خصوص تامین حقابه تالاب گفت: «ما یک برنامه‌ریزی سالانه ارائه دادیم که در سال‌های خشک و تر با این برنامه پیش برویم، این برنامه هم مسائل هیدرولوژیکی تالاب را حل می‌کند و هم مسائل اکولوژیکی آن‌را، مثلا برای دوره خشکسالی حدود 1.3 میلیارد مترمکعب آب باید به تالاب هورالعظیم برسد تا سطح متناسبی داشته باشد. از نظر اکولوژیکی این آب باید به تدریج در طول سال وارد تالاب شود، ما نمی‌توانیم این آب را در پاییز و زمستان اختصاص دهیم و در تابستان و بهار به حال خود رها کنیم. اما زمانی که تیرماه بررسی کردیم دیدیم که از اواسط خرداد تا اواسط تیر مقدار آبی که وارد تالاب شده بین 1 تا 7 مترمکعب در ثانیه بوده، میزانی که از حقابه حداقلی بسیار فاصله داشت. سازمان آب و برق می‌گوید ما در پاییز و زمستان حدود 1.8 میلیارد مترمکعب آب به تالاب رسانده‌ایم. آنها از نظر هیدرولوژیکی حقابه را تخصیص داده‌اند اما از نظر از نظر اکولوژیکی مقدار حقابه ماهانه را رعایت نکرده‌اند. ضمن اینکه عنوان می‌کنند حقابه تالاب‌ها به طور رسمی به سازمان آب و برق خوزستان ابلاغ نشده و ما مکلف به رعایت آن نیستیم. از طرفی سازمان محیط زیست هم وقتی آب به تالاب نمی‌رسد باید تذکر دهد و پیگیری کند و مطالبه حقابه تالاب را داشته باشد. اما این کار را نکرده است. این عوامل باعث شده به جایی برسیم که باید بگوییم تالاب را رها کنید و به سراغ مردم بروید. برای تالاب دیگر نمی‌شود کاری کرد. منظور این نیست که تالاب مهم نیست، بسیار مهم است، اما این موضوع به حوزه اجتماعی کشیده شده و با خشک شدن پایین دست کرخه معضل تامین آب برای احشام و مردم روستاها ایجاد می‌شود و مشکلات اجتماعی ایجاد می‌شود» قمشی با تاکید بر اینکه شرایط فعلی بحرانی است اما ما شرایط فوق بحرانی دیگری را در پایان تابستان پیش رو خواهیم داشت می‌گوید: « با فشار سیاسی مجبور شدند 160 مترمکعب در ثانیه از سد کرخه رهاسازی کنند و آب هم با تالاب رسیده ظاهرا، اگر این روند را ادامه دهند، در انتهای شهریور هیچ آب مفیدی در سد کرخه باقی نخواهد ماند و از اینجا به بعد شرایط فوق بحرانی خواهد بود. آبی از شوش به پایین دست منتقل نمی‌شود. این آبی که از سد تخلیه می‌شود ظرف 50 تا 60 روز آب سد به انتها می‌رسد. مسئولان از همین حالا باید به فکر باشند. الان مسئله تنها آب شرب نیست، مسئله معیشت مردم است. مردم بیکار شده‌اند. از طرفی ما بار کار و معیشت مردم را انداخته‌ایم به دوش کشاورزی و از سوی دیگر کشاورزی را به بن بست کشانده‌ایم. وقتی آخرین راه‌حل عده‌ زیادی از مردم را برای معیشتشان می‌بندید چه کار باید کنند؟ بعد از کشاورزی باید زباله‌گردی کنند و به کارهای غیر متعارف پناه ببرند. مسئولان باید راه حلی ارائه دهند، نمی‌شود که در برج‌ها نشسته باشند و مردم را رها کنند»
فاجعه پیش روی ماست
سید محمد اشرفی استاد دانشکده عمران آب دانشگاه شهید چمران با تاکید بر هشداری که قمشی در مورد پاییز پیش رو مطرح کرد، می‌گوید: «فاجعه اصلی هنوز رخ نداده است. فاجعه را در پیش‌رو داریم. فاجعه اصلی زمانی است که اندک ذخیره‌ای که در کرخه داریم به انتها می‌رسد، و ما بدون هیچ ذخیره‌ای وارد پاییز می‌شویم. پیش‌بینی‌های هواشناسی هم متاسفانه خبرهای خوبی برای ما ندارد. در پاییز احتمالا یک سال فرونرمال داریم، با بارش‌هایی کمتر از نرمال، در حالی که می‌دانیم قوت غالب مردم و کشاورزی در اقلیم خوزستان، مبتنی بر کشت پاییزه است. مردم می‌خواهند کشت پاییزه داشته باشند، اما آبی وجود ندارد، بارشی هم نیست، سدها هم خالی است» اشرفی با اشاره به اینکه وزارت نیرو نسبت به منابع آب حس مالکیت دارد، در خصوص مدیریت غلط منابع آب می‌گوید: «وزارت نیرو احساس کسی را ندارد که منابعی را در اختیار دارد و فقط باید این منابع را مدیریت کند. به همین دلیل جلسات اقناعی نمی‌گذارد، نه با مسئولان نه با اساتید دانشگاه و نه با مردم، صرفا ابلاغیه و دستورالعمل صادر می‌کند. در اقلیم‌های خشک و نیمه‌خشک مثل کشور ما که اقتصاد بر کشاورزی متمرکز است و حیات مردم وابسته به کشاورزی است، نباید آب، صرف تولید برق شود. یکی از عوامل اصلی که باعث شده ما در این بن بست گرفتار شویم، این است که در زمستان گذشته حجم زیادی از آب سدهای استان خوزستان صرف تولید برق شد. چون در آن مقطع شهرهای مختلف دچار کمبود برق بودند، نیروگاه‌های حرارتی دچار مشکل بودند و وزارت نیرو بار اصلی تولید برق را به دوش نیروگاه‌های برق‌آبی انداخت. این کار بسیار غلطی بود. در اقلیم ما آب بسیار گرانبهاتر از برق است، اما کسی نمی‌خواهد به این نکته توجه کند. ما باید انرژی خود را صرف تامین آب‌شیرین کنیم. در صورتی که برعکس رفتار می‌کنیم، آب شیرین را رهاسازی می‌کنیم که برق تولید کنیم» اتفاقی که اشرفی به آن اشاره می‌کند در استان خوزستان مسبوق به سابقه است و در سال 87 هم با توجه به بروز بحران کمبود برق در استان‌های شمالی، علی‌رغم اینکه این امکان وجود داشت که از کشورهای همسایه برق وارد شود، وزارت نیرو سدهای خوزستان را تخلیه کرد تا برق تولید کند و تابستانی بحرانی برای مردم رقم زد. این تجربه در سال جاری باز هم تکرار شده است. اما این بار عمق بحران بیشتر بود و مردم بیش از همیشه از این حجم از سو‌‌مدیریت و ناکارآمدی به تنگ آمده‌اند.

تردیدهایی درباره روش مدیریت جمعیت سگ‌ها

همین چند سال پیش اگر به کوه‌های شمال تهران می‌رفتید کم پیش می‌آمد در مسیرتان چند سگ همزمان در یک جا ببینید،‌ اگر قصد داشتید از شهر خارج شوید هم سگ‌ها معدود بودند،‌ اگر به مناطق می‌رفتید که امکان دیدن سگ‌ها کم وکمتر می‌شد اما در این سال‌ها جمعیت سگ‌ها آنقدر زیاد شده که دیدن‌شان تعجب کسی را برنمی‌انگیزد،‌ حتی اگر محلی که آنها را می‌بینیم پارکی ملی با بالاترین درجه‌های حفاظتی باشد. درباره تبعات افزایش جمعیت سگ‌های ولگرد و ترددشان در مناطق چهارگانه تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط ‌زیست، کارشناسان بارها هشدار داده‌ و خواستار مدیریت این وضعیت به هر شکلی هستند. در مقابل مدافعان حقوق حیوانات روی کلمه «هر شکلی» بحث دارند و می‌گویند باید روی گزینه‌های عقیم‌سازی به جای یوتانایز متمرکز شد.
نمونه این افراد، «کاترین پولاک» کارشناس طبابت در پناهگاه است که اکنون در جایگاه مدیر مراقبت از حیوانات پرسه‌زن- جنوب شرقی آسیا برای سازمان بین‌المللی رفاه حیوانات، فور پاوز، در شهر بانکوک فعالیت می‌کند. او به تازگی در گفت‌وگویی با «پیام‌ما» عنوان کرد که «سگ‌کشی» راهکار کنترل سگ‌ها در ایران نیست و از عقیم‌سازی به عنوان راه‌ موثر در این زمینه نام برد. همچنین او عنوان کرد جمع‌آوری در پناهگاه تقریبا هیچ تاثیری بر تعداد واقعی سگ‌های پرسه‌زن ندارد و آمارگیری‌های انجام شده 1-2 سال پس از کشتار در بسیاری از مناطقی که کشتار سگ‌ها صورت می‌گرفت حاکی از افزایش تعداد سگ‌ها بود. کشتار سگ‌ها تنها خلائی در محیط ایجاد می‌کند که با مهاجرت سگ‌های جدید به این منطقه پر می‌شود. گزاره‌هایی که کاترین پولاک مطرح می‌کند، از سوی برخی کارشناسان ایرانی نظیر مهدی نبی‌یان مورد تردید است‌. نبی‌یان در گفت‌وگو با «پیام‌ما» از این تردیدها می‌گوید.

آیا آن طور که خانم پولاک مطرح می‌کند جمع‌آوری و حذف سگ‌ها در نهایت تاثیری در جمعیت آنها ندارد؟
این گزاره از اساس اشتباه است. اگر بپذیریم با جمع‌آوری یا حذف سگ‌ها بلافاصله سگ‌های جدید جایگزین آنها می‌شوند و تاثیری در کاهش جمعیت سگ‌ها ندارد، چرا نتوانیم همین موضوع را به سایر گونه‌ها تسری دهیم؟ آیا این گزاره به این معنی نیست که شکار کردن هیچ تاثیری در کاهش جمعیت گونه‌ها ندارد؟ آیا نمی‌شود چنین نتیجه گرفت که اگر گرگ‌ها را شکار کنیم به سرعت گرگ‌های جدید جایگزین آنها شده و شکار گرگ نقشی در کاهش جمعیت آنها ندارد؟ می‌شود گفت کشتن یوزپلنگ‌ها هم تاثیری در جمعیت آنها ندارد؟ اگر بتوان ثابت کرد شکار و حذف گرگ و پلنگ،‌ یوزپلنگ، قوچ و میش، گوزن و … تاثیری در کاهش جمعیت آنها ندارد می‌توان پذیرفت گفته خانم پولاک هم درست است.
حذف فیزیکی سگ‌ها یکی از موضوعاتی است که سال‌هاست فعالان حقوق حیوانات به آن اعتراض کرده و در مقابل عقیم‌سازی را پیشنهاد می‌کنند، اصرار شما بر حذف فیزیکی منطقی است؟
هزینه عقیم‌سازی هر سگ اگر گرفتن آن با خفت‌گیر باشد گاه تا ۵۰۰ هزار تومان می‌رسد که اگر بخواهیم آن را با اسلحه بیهوشی انجام دهیم حداقل به ۸۰۰هزار تومان می‌رسد. تخمینی که ما از جمعیت سگ‌های ولگرد داریم دست کم بین یک تا سه میلیون قلاده می‌رسد. بنابراین شما باید ۸۰۰ هزار را لااقل در یک میلیون سگ ضرب کنید و ببینید آیا گزینه عقیم‌سازی منطقی هست یا نه. فرض کنید شما تمام این سگ‌ها را هم عقیم کردید، غذارسانی به آنها چطور خواهد بود؟ هر سگ روزانه دست کم به یک کیلو غذا نیاز دارد و از آنجا که این حیوان گیاهخوار نیست باید بتوانید برایش یک کیلو پروتئین حیوانی تهیه کنید. اگر هر گوسفند را 50 کیلوگرم در نظر بگیریم شما باید روزانه به اندازه 20 هزار گوسفند را صرف تغذیه سگ‌های عقیم‌ شده کنید. چه فرد یا نهادی می‌خواهد این کار را انجام دهد؟ متاسفانه ما اغلب شاهد ارائه راهکارهایی هستیم که به اجرای آنها فکر نشده و بی‌منطق هستند. همانطور که اگر من بگویم بهتر است به جای حفاظت از معدود باقی‌مانده‌های یوز آنها را شکار کرده و لااقل تاکسیدرمی خوبی از آنها داشته باشیم، سخنم کاملا بی‌پایه و اساس خواهد بود.
با این حال تجربه‌ای که از میانمار ذکر می‌شود حاصل یک فعالیت اجرایی است.
اگر این راهکار منطقی است چرا آمریکا سالی 670 هزار سگ و ۸۶۰هزار گربه و انگلیس سالی ۹هزار سگ را یوتانیاز می‌کند؟ متاسفانه برخی روی تجربه کشورهایی دست می‌گذارند که داده‌ها و آمارهایشان مبهم است و هرگز به عنوان کشورهایی موفق در عرصه مدیریت محیط زیست و حیات وحش شناخته نمی‌شوند. میانمار هنوز آماری از مسلمانانی که پاکسازی کرده ندارد آن وقت درباره اقداماتش برای سگ‌های بلاصاحب داده‌هایش را معتبر می‌دانند؟ ما نمی‌توانیم روی آمار کشورهایی مانند ترکیه، میانمار‌، فیلیپین،‌ هند و … کار کنیم زیرا این کشورها اطلاعات‌شان در بسیاری از این موارد مبهم و غیردقیق است و کشورهایی با سابقه تخریب محیط زیست در جهان شناخته می‌شوند و انتخاب آنها به عنوان کشورهایی الگو از اساس غلط است. آمریکا، انگلیس، کانادا، استرالیا، فنلاند، سوییس و نیوزیلند کشورهایی هستند که اقداماتشان در این رابطه معتبر و قابل استناد است.
برخی مانند کاترین پولاک جلوگیری از دسترسی سگ‌ها به منابع غذایی را غیراخلاقی می‌دانند شما چه نظری در این زمینه دارید؟
همانطور که پیشتر هم گفته شد در موضوع غذارسانی به سگ‌ها شما باید روزانه به اندازه ۲۰ هزار گوسفند یا یک میلیون مرغ مصرف کنید و به سگ‌ها بدهید‌ زیرا اگر نتوانید این کار را بکنید آنها سراغ موجودات دیگر مانند مارمولک،‌ تخم پرنده‌ها و شکار سایر حیوانات می‌روند و نمی‌شود شما مسئولیت این کار را نپذیرید.
در موسسه تحقیقات واکسن و سرم‌سازی رازی با آن همه عظمت سالانه میلیاردها تومان بودجه صرف می‌شود تا ۴۰هزار ویال داروی پادتن مار و ۷۰هزار ویال عقرب تهیه کنند زیرا هر سال به طور تقریبی یک نفر از مارگزیدگی و 10 نفر بر اثر عقرب گزیدگی در کشور جان خود را از دست می‌دهند. ‌این در حالی است که سگ‌ها در ایران لااقل سالانه 25 انسان را می‌کشند،‌۲۳۰ هزار حمله مستقیم و سگ‌گزیدگی با تبعات بالای درمانی را باعث می‌شوند،‌ موجب نزدیک به هزار مرگ غیرمستقیم در اثر ابتلا به انواع بیماری چون کیست هیداتیک و ابتلا به هاری می‌شوند. اینها جدا از لطماتی است که برای حیات‌وحش دارند،‌ نمونه‌اش مرگ ده‌ها گونه در خطر انقراض از جمله یوزپلنگ، کاراکال و میش‌مرغ که نیازمند حفاظت جدی هستند که طی سالیان اخیر شاهد افزایش آمار کشته شدن آنها توسط سگ‌ها هستیم.
کاترین پولاک و همفکران او معتقدند اگر غذارسانی انجام نشود علاوه بر بحث اخلاقی موضوع این است که سگ‌ها رفتار تهاجمی پیدا می‌کنند و این موضوع ممکن است برای انسان‌ها خطرناک‌تر باشد. آیا این گزینه قابل تامل نیست؟
اگر همین استدلال را بپذیریم پس چرا به گرگ‌ها غذا ندهیم؟ چرا به پلنگ‌ها غذارسانی نکنیم؟ اگر معتقدیم زیستگاه سگ‌ها می‌تواند مناطق چهارگانه باشد چرا همان رفتاری که با حیات‌وحش داریم با سگ‌ها نداریم؟ چطور باید پذیرفت اگر به سگ‌ها غذا ندهیم می‌میرند. مگر 50 سال پیش، وانت وانت پای مرغ برای سگ‌ها می‌بردند؟ چطور آن زمان سگ‌ها نمی‌مردند و الان می‌میرند؟ چرا ما تصمیم نگرفته‌ایم به کلاغ‌ها غذا بدهیم؟ چرا فقط سگ‌ها؟ آیا اگر در جوی خیابان زباله نریزیم چون باعث می‌شویم به موش‌ها غذای کمتری برسد و باعث کاهش زاد و ولدشان شود اینکار غیراخلاقی است؟ چه چیزی باعث شده یکباره این‌همه سگ‌ها اولویت پیدا کنند؟ آمریکا با همه امکاناتی که دارد رسما اعلام می‌کند که سالی 670 هزار سگ و 860 هزار گربه به همراه 500 هزار سگ باصاحب که مالکان آنها توان نگهداری‌‌شان را ندارند یوتانایز می‌کند. چطور آنها که درآمد سرانه‌شان با ما قابل مقایسه نیست این کار را انجام می‌دهند و بعد ما اولویت‌مان در حفاظت شده سگ‌های ولگرد.
مگر ما چقدر برای سگ‌ها هزینه می‌کنیم که درباره این موضوع وسواس داشته باشیم؟
در گفت‌وگویی که چندی پیش در یکی از شبکه‌های اجتماعی انجام شد سپنتا نیکنام، عضو سابق شورای شهر یزد اعلام کرد در سال 99 تنها در این شهر 5 میلیارد تومان برای پناهگاه سگ‌ها هزینه شده است. این را بگذارید کنار بودجه یک میلیارد تومانی حفاظت از یوز آسیایی و بودجه 500 میلیون تومانی میش‌مرغ. توجه داشته باشید این 5 میلیارد تنها در شهر یزد هزینه شده در حالی که ما برای حفاظت از یوز باید در چند استان و زیستگاه‌های متعدد کار کنیم. از نظر درجه حفاظتی هم باز این مقایسه کاملا معنی‌دار است. در کشور ما این بودجه هنگفت را برای گونه‌ای هزینه می‌کنند که بیشترین جمعیت مهره‌داران جهان را دارد. ما یک میلیارد و 200 میلیون سگ (به ازای هر هفت نفر یک سگ) در دنیا داریم؛ گونه‌ای اهلی که جزو حیات‌وحش تلقی نمی‌شود. ما جمعیتی از گرگ‌ها را هزاران سال پیش برای حفاظت از خود در برابر حیوانات درنده از طبیعت جدا کردیم و با اصلاح نژادی آنها را برای زند‌گی‌مان و دفاع از خود به کار گرفتیم. امروز در کمال بی‌مسئولیتی این سگ‌ها را به جان طبیعت انداخته‌ایم و استدلال‌مان هم این است که ما زیستگاه سگ‌ها را اشغال کرده‌ایم!
انسان طبیعت را با روندی برگشت ناپذیر و با ابزارهای مختلف تخریب میکند. سگ‌ها هم از ابزارهای بشرند که به بهترین دوست انسان و بزرگترین دشمن حیات وحش تبدیل شدند. این انسان است که با پرورش گسترده گاو و گوسفند جنگل و مراتع را نابود می‌کند و اینک با سگ‌های دست‌سازش به جان طبیعت افتاده است. پیش از ظهور تمدن انسانی در کره زمین چیزی به نام سگ در گیتی وجود نداشته که حال بخواهیم برای آن زیستگاهی قائل شویم. لحظه‌ای فکر کنیم،‌ تنها لحظه‌ای به طبیعت آسیب‌پذیر ایران فکر کنیم.

سیل چین؛ هشداری برای پذیرش واقعیت تغییرات اقلیمی

جاری شدن سیل در یکی از استان‌های مرکزی در چین بسیاری از خیابان‌ها و محله‌ها را زیر آب برد، مسافران را در واگن‌های قطار گیر انداخت، آب سدها و رودخانه‌ها را به خروش آورد که تاکنون جان حداقل 33 نفر را گرفته است. باران‌های سیل‌آسا که از حدود یک هفته پیش استان هنان را در هم کوبیده، صدها هزار نفر را مجبور به جابه‌جایی کرده و به گفته مقامات این استان خسارتی معادل 190 میلیون دلار (یک میلیارد و 220 میلیون یوآن) بر جای گذاشته است. برق خیلی از محله‌ها رفته و کارخانه‌هایی مانند اپل و نیسان نیز خسارت دیده‌اند. سیل هزاران خودرو را با خود جابه‌جا کرد و بالا آمدن سطح آب سدهای محلی همچنان جان بسیاری را تهدید می‌کند تا جایی که ارتش چین عمدا دیوار یکی از سدها را منفجر کرد تا آب پشت آن که ایالت‌های پرجمعیت را تهدید می‌کرد، جاری شود. انفجار این سد سه‌شنبه شب در شهر لیویانگ اتفاق افتاد.

هنان با جمعیتی نزدیک به 99 میلیون نفری یکی از پرجمعیت‌ترین و فقیرترین استان‌های چین است که میزبان بسیاری از سایت‌های فرهنگی و تاریخی مانند معبد بودایی شائولین، مولد هنرهای رزمی چینی مانند کونگ‌فو و ووشو است. این استان یکی از قطب‌های اصلی صنعتی و کشاورزی به شمار می‌رود.
بیشترین آسیب به ژنگژو، مرکز این استان با 12 میلیون جمعیت و مسافرانی وارد شده که ساعت‌ها در قطار این شهر گیرافتادند. متروی بسیاری از شهرها و روستاهای کوچک نیز تخریب شده‌اند. به گزارش سی‌ان‌ان با توجه به اینکه احتمال بارش‌های بیشتری وجود دارد و با ادامه عملیات امداد و نجات، نرخ مرگ‌و‌میر افزایش پیدا می‌کند.
گزارش‌ها حاکی از آن است که باران‌های شدید بسیاری از خانه‌ها را در شهر گونگی در غرب ژنگژو نابود کرده و تاکنون 4 نفر کشته شده‌اند. بالاتر رفتن سطح آب رودخانه‌های شین‌شیانگ از میزان هشداردهنده و طغیان هفت آبگیر نیز 58 منطقه و جان 470 نفر را تحت تاثیر قرار داده است.
شهرها در آستانه فروپاشی
یکی از ترسناک‌ترین صحنه‌هایی که این چند روز در شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست شد فاجعه‌ای بود که روز سه‌شنبه در خط 5 متروی ژنگژو رخ داد. هنگام شلوغی بعد از ظهر آن روز، بعد از ورود آب‌های گل‌آلود به تونل و سپس واگن‌های قطار، صدها نفر از سرنشینان قطار داخل تونل گیر افتادند. خیلی‌ها با پست کردن ویدیوهایی از داخل واگن‌ها نشان دادند که مردم چگونه به دستگیره‌های سقفی واگن آویزان شده‌اند تا سر خود را بالاتر از سطح آب نگه دارند؛ صحنه‌ای که چین و سراسر دنیا را تکان داد. یکی از نجات‌یافتگان این حادثه در وب‌سایتی نوشته بود زمانی که آب وارد مترو شد قطار میان دو ایستگاه متوقف شد. کارکنان مترو ابتدا مسافران را هدایت به ترک قطار کردند تا از طریق تونل خارج شوند اما به خاطر سیل شدیدی که پیش روی‌شان بود خیلی زود به آنها گفته شد که به داخل واگن برگردند. زمانی که تمام مسافران به قطار برگشتند آب به کمرشان رسیده بود و سطح آب با ورود آب از شکاف میان درهای مترو بالاتر و بالاتر می‌رفت. در نوشته این مسافر آمده «ما سعی کردیم روی صندلی‌ها بایستیم تا اینکه ارتفاع آب تا سینه بالا آمد. من خیلی ترسیده بودم اما آنچه از بالا آمدن آب ترسناک‌تر بود، از بین رفتن هوا و به سختی نفس کشیدن خیلی از مسافران بود».
در نهایت این مسافر به خاطر کمبود اکسیژن از حال می‌رود تا اینکه با لرزش موبایلش بیدار می‌شود و مادرش پای تلفن به او می‌گوید که گروه امداد و نجات در راه است. آتش‌نشانان پنجره‌های واگن را شکستند تا هوای تازه وارد شود و مسافران را نجات دادند. این حادثه 12 کشته و 5 زخمی به دنبال داشت. یک مسافر زن به رسانه‌ها می‌گوید که ابتدا از دیدن شدت آب ورودی به قطار گریه‌اش بند نمی‌آمده، چند نفر دیگر نیز همینطور. اما در نهایت مسافران تصمیم می‌گیرند یکدیگر را دلداری دهند و برای ذخیره کردن انرژی ساکت بمانند.
اتفاقی که هر هزار سال یکبار رخ می‌دهد
به گفته مقامات هنان بارش بیش از 20 سانتی‌متر باران در عرض یک ساعت در بعدازظهر سه‌شنبه بی‌سابقه بوده که معادل یک‌سوم میزان بارش ثبت‌شده در سال گذشته است؛ اتفاقی که به گفته ایستگاه هواشناسی ژنگژو «هر هزار سال یکبار» می‌افتد. سازمان منابع آبی هنان سطح بارش در بخش‌هایی از این استان را «هر 5 هزار یک بار» توصیف کرده است. در واقع میزان بارش سالیانه ژنگژو در عرض 3 روز اتفاق افتاد که تقریبا 30 برابر میزان عادی در این فصل است؛ تقریبا در هر ساعت 20 سانتی‌متر.
تغییرات اقلیمی دلیل اصلی وقوع سیل چین
به گزارش نشریه فارن پالیسی، وقوع سیل در شهرهای چین در گذشته و توفان‌های ویرانگر سال 2012 در پکن اغلب به شبکه فاضلاب قدیمی و نامناسب ربط داده می‌شد. با توسعه‌یافتگی شهر ژنگژو، پیک‌های وقوع سیل هم 30 درصد افزایش داشته است. سرمایه‌گذاری‌های بسیاری برای بهینه‌سازی شبکه فاضلاب در سال 2014 انجام شد که میزان آب بسیاری را جذب و بازیافت می‌کند.
یکی از بدترین بلایای طبیعی مدرن در چین بعد از زلزله تانگشان در سال 1976، یک سال قبل از آن یعنی 1975 رخ داده بود که در آن 62 سد شامل سد Banqiao واقع بر رودخانه Ru بر اثر وقوع توفان نینا در هم شکستند. شکست این سد سومین سیل مرگبار تاریخ چین را رقم زد که 30 شهر را فرا گرفت و بیش از 170 هزار نفر غرق شدند یا جان خود را از دست دادند. بارش سال گذشته نیز یکی از شدیدترین و مرگبارترین سیل‌ها بود که موجی از شایعات را مبتنی بر احتمال شکسته شدن سد بحث‌برانگیز سه دره که بر روی رود یانگ تسه کیانگ قرار دارد، به همراه داشت.
تابستان گذشته در چین سیلی در مجاورت رود یانگ‌تسه رخ داد که جان صدها نفر را گرفت و میلیون‌ها نفر را مجبور به نقل مکان کرد. بارش باران نیز سطح آب سد سه دره که از سال 2003 افتتاح شده را به بالاترین میزان آن رسانده بود که خطر در هم شکستگی آن را به همراه داشت.
وقوع سیل اخیر چین نشانه‌ای آشکار از تغییرات اقلیمی است. از چین تا آلمان گرفته تا برخی از شهرهای آمریکا و کانادا، کشورهای دنیا شاهد رکورد ثبت بالاترین دمای هوا، وقوع سیل،‌ آتش‌سوزی‌های گسترده و نابودی مناطق مختلف بوده‌اند. به گفته دانشمندان وقوع سیل در تابستان امسال باید هشداری برای رهبران سیاسی دنیا باشد تا در برابر افزایش دمای زمین اقدامات جدی انجام دهند.
زمانی که دمای جو زمین بالا می‌رود رطوبت بیشتری جذب شده که هنگام وقوع توفان‌ها تبدیل به بارش سنگین می‌شود با اینکه آن سوی دیگر دنیا موج گرما،‌ خشکسالی و آتش‌سوزی‌های گسترده به افزایش دمای زمین ارتباط داده شده است.
یکی از محققان ارشد محیط زیست و تغییرات اقلیمی کانادا می‌گوید که بدون تغییرات اقلیمی این بارش‌های امروز رخ نمی‌داد. هوا گرمتر شده، رطوبت بیشتری را در خود نگه می‌دارد و منجر به وقوع توفان‌های شدیدتر از گذشته می‌شود.
هفته گذشته وقوع سیل غرب آلمان و بیشتر اروپا را فرا گرفت و بسیاری از روستاها را زیر آب برد و برخی از زیرساخت‌ها را به دریایی از خرابه تبدیل کرد. این سیل حداقل جان 200 نفر را گرفته است و پس از وقوع آن، مقامات از ارتباط این پدیده با تغییرات اقلیمی و لزوم مقابله با بحران و کاهش اثراتش می‌گویند.

دولت بعدی حل مشکلات خوزستان را به صورت جدی دنبال کند

رهبر معظم انقلاب اسلامی، پیش از ظهر دیروز، جمعه اول مرداد ماه، پس از دریافت نوبت دوم واکسن کوو ایران برکت با تشکر از مجاهدت‌های مجموعه‌های بهداشت و درمان در مقابله با بیماری و به‌خصوص زحمات دانشمندان و محققان در تولید واکسن داخلی، بر لزوم استمرار رعایت کامل شیوه‌نامه‌های بهداشتی تا توقف شیوع بیماری تأکید کردند و در ادامه با اشاره به مشکلات عمیقاً دردآور مردم وفادار استان خوزستان در زمینه آب، مسئولان دستگاههای دولتی و غیردولتی را موظف کردند به صورت جدی رسیدگی به مشکلات و مسائل مردم خوزستان را دنبال کنند.
به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای اختلال ایجاد شده در دسترسی مردم به واکسن را عمدتاً ناشی از بدقولی فروشندگان خارجی واکسن خواندند و گفتند: این مسئله یک بار دیگر به مردم و مسئولان کشور یادآوری کرد که تکیه به دیگران موجب بروز مشکلات می‌شود بنابراین باید بتوانیم در همه مسائل روی پای خود بایستیم.
ایشان افزودند: البته در کنار تولید داخل ناگزیر از تولید خارجی مطمئن نیز استفاده می‌کنیم اما باید با تمرکز و تلاش بر روی تولید داخل جلوی منتظر و معطل ماندن مردم را گرفت و امیدواریم با توجه مسئولان، توزیع واکسن به آسانی و روانی کامل در بین مردم انجام شود.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین با اشاره به جهش‌های پی‌در‌پی ویروس و باقی ماندن خطرات آن، مردم را به استمرار رعایت شیوه‌نامه‌های بهداشتی فراخواندند و گفتند: طولانی شدن قضیه بیماری نباید موجب کاهش حساسیت‌ها شود و در همه جا از جمله مراسم‌های گوناگون مذهبی و غیرمذهبی نیز باید اصل را بر رعایت کامل شیوه‌نامه‌های توصیه‌شده از طرف مسئولان مانند ماسک و فاصله‌گذاری قرار داد.
ایشان خاطرنشان کردند: اگر مردم برای یک دوره، زحمت رعایت کامل شیوه‌نامه‌ها را قبول کنند، بیماری ریشه‌کن یا حداقل شیوع آن و ادامه خطرات جانی و خسارات مالی متوقف می‌شود.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خطاب به مسئولان تأکید کردند: دستگاه‌های دولتی به صورت جدی از تولید واکسن‌های داخلی پشتیبانی کنند تا این کار به بهترین وجه انجام شود.
رهبر انقلاب در بخش دیگری از سخنانشان به مشکلات مردم خوزستان اشاره کردند و گفتند: در روزهای اخیر یکی از نگرانی‌های واقعاً دردآور، مسئله آب خوزستان و مشکلات مردم بود.
ایشان با گلایه از رعایت نشدن توصیه‌های متعدد قبلی درباره آب خوزستان و فاضلاب اهواز افزودند: اگر آن توصیه‌ها مورد توجه قرار می‌گرفت مسلماً این وضع ایجاد نمی‌شد که مردم وفادار خوزستان را با وجود این‌همه امکانات و استعدادهای طبیعی و کارخانجات در استان، ناراضی و ناراحت کند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خاطرنشان کردند: مردم ناراحتی خود را بروز دادند اما هیچ گله‌ای از آنها نمی‌توان داشت چراکه مسئله آب آن‌هم در آن آب‌وهوای گرم خوزستان مسئله کوچکی نیست.
ایشان با اشاره به حضور وفادارانه و فداکارانه مردم خوزستان در خط مقدم مشکلات هشت سال دفاع مقدس، گفتند: این مردم نباید دچار مشکلات باشند و اگر به در وقت خود به کار مردم رسیدگی می‌شد، این وضعیت ایجاد نمی‌شد. رهبر انقلاب اسلامی افزودند: اکنون که دستگاه‌های دولتی و غیردولتی مشغول به کار شدند، و همچنین دولت بعدی که بر سر کار خواهد آمد، کارها را به صورت جدی دنبال کنند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین مردم را به مراقبت در مقابل توطئه‌های دشمن توصیه کردند و گفتند: دشمن به دنبال آن است که از هر چیز علیه انقلاب و کشور و مصالح مردم استفاده کند بنابراین باید مراقبت شود که بهانه‌ای به دست آن داده نشود.