بایگانی مطالب نشریه

آتش نارک و خامی مهار شد

آتش‌سوزی در مناطق جنگلی و مرتعی کوه نارک و خامی در گچساران پس از هفت روز کوشش سخت و طاقت‌فرسا با تلاش امدادگران، دستگاه‌های اجرایی، نیروهای محلی و طبیعت‌دوستان کنترل و مهار شد.
فرماندار گچساران روز پنج‌شنبه خبر داد که آتش‌سوزی در کوه‌های خامی و نارک این شهرستان با کمک نیروهای مردمی به طور کامل مهار و خاموش شده است. پیگیری‌های «پیام‌ما» نشان می‌دهد، گروهی از داوطلبان و نیروهای کمک همچنان برای پایش و جلوگیری از شعله‌ور شدن دوباره آتش تا دیروز در منطقه حضور داشتند. فرماندار گچساران با اشاره به مهار آتش‌سوزی در کوه‌های خامی و نارک در این شهرستان به تسنیم گفته است: «آتش‌سوزی در خامی و نارک پس از یک هفته تلاش شبانه‌روزی به طور کامل مهار شده و اکنون نیروهایی در این مناطق جهت کنترل و پایش اوضاع و شرایط آن مستقر هستند.» علیرضا اتابک با تقدیر از زحمات و تلاش‌های منتخب مردم گچساران و باشت در مجلس، سپاه، بسیج، نیروهای مردمی و دستگاه‌های اجرایی در شهرستان و استان، بیان کرد: «از شروع آتش‌سوزی‌ها نیروهای مردمی و بسیجیان و مدیران پای کار آمدند و به دلیل صعب‌العبور بودن مناطق، کار مهار آتش سوزی به سختی انجام شد ولی پس از تلاش شبانه روزی آتش‌سوزی ها به طور کامل مهار شد.» او افزود: «در زمان آتش‌سوزی‌ها تمام تلاش خود را کردیم که نیروهای مردمی و نیروهای امدادی حاضر در صحنه آسیبی نبینند و خسارتی به منابع طبیعی نیز وارد نشود و ضروری بوده عاملان آتش‌سوزی‌ها در کوه‌ها و جنگل‌های شهرستان گچساران شناسایی و با آن‌ها برخورد شود.»

مطالبه خوزستان را بشنوید

«ما تشنه‌ایم»، «هور ما کجاست»، «کرخه و کارون جان ماست» این عصاره شعارهایی بود که پنجشنبه شب در خیابان‌های اهواز، خرمشهر، حمیدیه، ماهشهر، سوسنگرد، شوش، آبادان و شادگان شنیده می‌شد. اعتراض‌هایی که به گفته مردم محلی از چهارشنبه شب آغاز شده و در جریان آن جاده‌های ماهشهر به بندر امام خمینی و شوش به اهواز هم برای ساعتی بسته شد. میان شعارهای معترضان اما چند مطالبه یکسان به چشم می‌آید مطالباتی که همگی ریشه در تشنگی خوزستان دارد. سرزمینی که تاریخ از او جلگه حاصل‌خیزی را به یاد می‌آورد که همواره مهد کشاورزی بوده اما اکنون کشاورزان از آن حقابه‌شان را طلب می‌کنند.

شعله اعتراضات را شاید تصاویر مرگ گاومیش‌های حوزه هورالعظیم روشن کرده باشد. آنچه از آمارها مشخص است، هور بزرگ حالا 25 درصد آن خشک شده و باعث مرگ دام غالب اهالی جنوب خوزستان نیز شده است. شعله‌های نارضایتی بعدتر با خشکی کارون و کرخه شدت یافت. بسیاری در چند روز گذشته در اعتراض به سیاست‌ها انتقال آب پروفایل‌های خودشان به رنگ قرمز درآوردند و با انتشار یک متن واحد به ماجرا اعتراض کردند: «کارون و کرخه جان ماست» به تمام این‌ها باید قطعی مکرر برق بی‌کیفیتی همیشگی آب را هم اضافه کرد. مسائلی که در خرماپزان خوزستان طاقت مردم را طاق کرده و اعتراضات را به خیابان‌ها کشانده است.
معترضان هم کشاورزند و هم مردم عادی
معترضان هم کشاورزند و هم شهروند عادی. علی درویشی، رئیس انجمن دوستداران میراث‌فرهنگی شوش که دبیر تاریخ در منطقه عرب‌نشین این شهر است درباره سابقه چند روزه اعتراض‌ها به «پیام ما» می‌گوید: «هم کشاورزان و هم مردم عادی اعتراض دارند، همین الان از شوش که به سمت اهواز بروید، بسیاری از روستاها کم آبند یا آب ندارند، نه برای آشامیدن و نه حتی برای بهداشت.» او می‌گوید معترضان سه شب گذشته جاده‌ی شوش به اهواز و روستاهای بیت شارع، عبدالخان در شهرستان کرخه را بستند. به گفته او اعتراض‌ها از حدود ده روز پیش آغاز شده: «مخالفت با انتقال آب همواره بوده است، بسیاری پلاکادرهایی در دست می‌گرفتند اما امسال از حدود یک هفته تا ده روز پیش، برق و آب هم قطع شد.» مهدی حیدری، نایب رئیس انجمن دوستداران میراث‌فرهنگی شوش هم به از گرمای بی‌سابقه و قطع شدن مکرر برق و آب می‌گوید مساله‌ای که شرایط زندگی خوزستانی‌ها را سخت کرده است: «دمای هوای 60 درجه است، در این شرایط برق و آب مکرر قطع می‌شود، ما در این شرایط زندگی می‌کنیم، شرایط برای روستاییان سخت‌تر هم است» او در گفت‌وگو با «پیام ما» از تصویر ماهی‌های خشک شده و مرگ گاومیش‌ها می‌گوید: «چنین تصاویری همه را اندوهگین می‌کند، ماهی‌ها از بی‌آبی روی سطح آب می‌آیند، اینجا همه چیز خشک شده. ما هر زمستان مشکل سیلاب داریم، می‌گویند روستاها باید تخلیه شوند اما دو ماه بعد از آن آب برای خوردن پیدا نمی‌کنیم، اگر این سو مدیریت نیست، پس چیست؟»
درویشی و حیدری هر دو یک نگرانی مشترک هم دارند. آنها می‌گویند مسئولان باید هر چه زودتر به مطالبات به حق مردم توجه کنند چرا که ممکن است اعتراض‌های به حق مردم اسیر موج‌سواری «تجزیه‌طلبان» شود.
اعتراض‌های ریشه‌دار آب
تنش آبی و کم‌آبی در روستاها و شهرهای خوزستان اما مساله تازه‌ای نیست، بهار 98 خوزستان در آب غرق شد. رودخانه‌ها طغیان کردند، سدها پر شدند و در روستاهای دشت خوزستان سرریز شدند. سیل‌بندهای روستاهای اروندکنار شکستند و پای سیل به روستاها باز شد. خرداد سال 99 اعتراضاتی در غیزانیه اهواز شکل گرفت، اعتراضاتی که هدفش تامین آب شرب بود. آنطور که رسانه‌ها نوشتند مردم 83 روستا در اعتراض به نبود آب آشامیدنی تجمع کردند. مجتبی گهستونی، خبرنگار ساکن اهواز هم با اشاره به سبقه کم آبی و تنش آبی در خوزستان به روزنامه «پیام‌ما» می‌گوید: «این مساله امروز و دیروز و چند ماه اخیر نیست، طی سال‌های اخیر بخش‌ها و روستاها زیادی در دهدز و ایذه و غیزانیه اهواز در مشکل کم‌آبی و بی‌کیفیتی آب روبه‌رو بودند.»
گهستونی ماجرای اعتراض‌های اخیر را از چند زاویه می‌بیند. او می‌گوید در حال حاضر تالاب‌ها خشک شدند و به همین واسطه، نیروگاه‌ها از کار افتادند. او به الگوی کشت نادرست در خوزستان اشاره می‌کند و می‌گوید بسیاری از کشاورزان در بستر رودخانه زمین کشت ایجاد کردند و همین مساله باعث شده تا تاب‌آوری زمین محدود شود. گهستونی می‌گوید سال گذشته باوجود تلاش‌های دولت و مردم برای آب‌رسانی هنوز مشکل غیزانیه حل نشده است: «امروز هم گروهی از قوه قضاییه و دولت در راه استانند. اما تا زمانی که تغییر رویه در مدیریت دولتی برای آب شرب و بخش کشاورزی نباشیم، اعتراضات ادامه دارد.» این خبرنگار در میان صحبت‌هایش به تالاب هورالعظیم اشاره می‌کند: «خوزستان جزو استان‌هایی است که از خیلی قبل به کنوانسیون رامسر پیوسته است اما اکنون تالابش کانون مشکلات محیط زیستی، ریزگردها و… است». او می‌گوید پیش‌تر یک درصدی از آب شرب از تالاب‌ تامین می‌شد اما اکنون هیچکس نمی‌تواند از تالاب آب بخورد.» کم آبی کارون و کرخه اما تنها مشکل این روزهای معترضان نیست. گهستونی می‌گوید باید مشکلات را همه جانبه و وسیع دید «مشکل ما تنها خشکی کارون نیست، مشکل ما مارون و زهره و جراحی هم هست، همانطور که مشکلات کم‌آبی هم برای بخش آب شرب و هم برای بخش کشاورزی است، ما نباید از کارون بگوییم و ساکنان اطراف کرخه را رها کنیم.»
انتقاد به انتقال آب
شهروندان خوزستانی در اعتراض به این ماجرا پروفایل‌های خودشان را به رنگ قرمز درآوردند، «کارون جان ماست»، «خوزستان برای کارون یک رنگ می‌شود» از دو روز گذشته نیز در صفحات مجازی زیاد به کار برده می‌شود. کاربران می‌گویند اشاره این هشتگ‌ها و تغییر رنگ پروفایل‌ها به طرح‌های انتقال آب از سرشاخه‌های رودخانه کارون است که شهروندان معتقدند اجرای این طرح‌ها سبب کم شدن آب کارون و نرسیدن آب به پایین دست و هورالعظیم می‌شود. هژیر کیانی، دبیر انجمن دوستداران طبیعت و محیط زیست خوزستان چندی پیش به ایسنا گفته بود که در خوزستان چند طرح انتقال آب در جریان است: در حال حاضر طرح کوهرنگ ۳ در حال اجرا است. تونل یک و دو بهشت آباد نیز سال‌ها است که در حال انتقال آب به رودخانه زاینده‌رود و اصفهان هستند. طرح خرسان به مقصد یزد و کرمان نیز در دستور دولت بوده است که امیدواریم اجرا نشود.
کیانی حالا به روزنامه «پیام‌ما» می‌گوید: «اجرای طرح انتقال آب بهشت‌آباد، اشتباه محرزی از سوی سازمان محیط زیست بود، گویا نامه‌ای محرمانه‌ای صادر کردند و مجوز احداث بهشت آباد را صادر کردند. به نظرم مسببین صدور این مجوز باید بازخواست شوند.» کیانی به بحث کمبود آب شرب و تالاب هورالعظیم نیز اشاره می‌کند. او می‌گوید پیشنهاد روشن و مشخص، تشکیل کمیته حقیقت یاب و حقوقی متشکل از مسئولان قوه‌قضائیه، سازمان بازرسی و سازمان‌های مردم نهاد شناسنامه‌دار است، این گروه‌ها باید از هورالعظیم بازدید کنند، حقابه‌ای داده شده؟ کجا مصرف شده؟» او به بحث آب شرب در شمال استان و دهدز نیز اشاره می‌کند و می‌گوید اکنون برای 30 هزار نفر بحث جیره‌بندی آب مطرح است. دبیر انجمن دوستداران طبیعت و محیط زیست خوزستان سه عامل را برآیند شرایط موجود در استان می‌داند: برای بهره‌برداری و بهره‌کشی نگاه به خوزستان ملی است اما در هنگام بروز مشکلات به اندازه جزیره دیده نمی‌شود.» او به سومدیریت و بی‌‌برنامگی در استان خوزستان نیز اشاره می‌کند که به نوعی مسبب شرایط موجود است. یکی از شاهدان این شرایط موجود، سند امنیت آب استان خوزستان است. کیانی می‌گوید سازمان‌های مردم نهاد مدتی است که روی تدوین سند امنیت آب تاکید می‌کنند و مکاتباتی هم با استانداری شده است اما اراده‌ای برای انجام آن وجود ندارد.
شلتو‌ک‌کاران مانع رسیدن آب به پایین‌دست
قاسم سلیمانی‌دشتکی، استاندار خوزستان در تازه‌ترین اظهار نظرش درباره اعتراض‌های آب در استان به ایرنا گفته که از وزیر نیرو، وزیر کشور و معاون اول رئیس‌جمهور تقاضای مساعدت کرده است. او علت مشکلات پیش‌آمده در بخش تامین آب استان را شلتوک‌کاران دانسته است: متاسفانه شلتوک کاران استان آب‌های تخصیص یافته به بخش شرب استان را مصرف می‌کنند و اجازه نمی‌دهند که آب به پایین دست برسد. در حال حاضر خروجی آب سدهای استان به خصوص سد کرخه و دز تنظیم شده است و خروجی آن ۳۵۰ متر مکعب بر ثانیه است اما شلتوک کاران اجازه نمی‌دهند این آب به پایین دست برسد. او تاکید کرده است: میزان آورد آب رودخانه کرخه قبل از شهرستان حمیدیه در حال حاضر ۸۰ متر مکعب بر ثانیه است اما همین آب بعد از حمیدیه به ۳۰ متر مکعب می‌رسد و این نشان می‌دهد که شلتوک‌کاران عمده این آب را مصرف می‌کنند. گزارش‌ها می‌گویند که بیش از 40 هزار هکتار از زمین‌های کشاورزی خوزستان زیر کشت برنج رفته است. مساله‌ای که به گفته منابع محلی باعث کمبود آب در منطقه هم شده است. فیصل عامری، کشاورز و فعال محیط زیست خوزستانی که خودش در جوانی‌اش و در فصل بهار کشت برنج می‌کرده، خشکسالی، سدسازی بی‌رویه و لجام گسیخته و تغییر فصل کشت شلتوک را از عوامل کم‌آبی در این فصل می‌داند. عامری در میان صحبت‌هایش به مجوز کشت محدود برنج اشاره می‌کند، محدودیتی که بعد از مدتی وسیع شده است. او درباره دلیل آن به روزنامه «پیام‌ما»می‌گوید:«بین مردم و بین کشاورزان و دولتمردان اطمینانی وجود ندارد، چرا چون قبلا به کشاورزان گفته شده بود، برنج کشت نکنید، برق و آب زیادی را از بین می‌برد اما وقتی سیل 98 اتفاق افتاد، گفته شد سدها پر از آب بودند، همان زمان ضررهای زیادی به کشاورزان زده شد از آن زمان تاکنون اکثر کشاورزان خسارت خود را نگرفتند. مساله بعدی این است که مردم بیکارند و خرج زیاد شده است، همچنین مردم به احتیاج به جایگزینی کار دارند. این روزها برنج‌کاری برعکس شده و بدون کنترل، یکی از دلایل دیگرش این است که خود مدیران جهاد‌کشاورزی دست به برنج‌کاری در اطراف کارون زدند.» عامری می‌گوید: «طرح‌های زیادی وجود دارد و عصاره همه آن‌ها این است که همه چیز را باید خودمان تولید کنیم، از نیشکر گرفته تا بنزین و فولاد درحالیکه این مساله اکوسیستم را به هم زده است.» او در پایان از بزرگان عرب و لر درخواستی هم داشت: «می‌دانیم که همه این عزیزان به این کشت‌ها نیاز دارند اما دست کم می‌خواهیم آن را محدودتر کنند.»

پیشروی آتش‌سوزی در«دنا »

فعالان محیط زیست از وقوع آتش‌سوزی در منطقه حفاظت‌شده دنا خبر داده و می‌گویند با وجود تلاش برای مهار، این نقطه از زاگرس بار دیگر شعله‌ور شده است.بر اساس پیگیری‌های «پیام ما» آتش‌سوزی در منطقه حفاظت‌شده دنا عصر پنج‌شنبه، 24 تیر، از ارتفاعات روستای میمند شهرستان دنا آغاز شده است.دبیر شبکه تشکل‌های محیط زیست و منابع طبیعی استان کهگیلویه و بویراحمد می‌گوید: «این آتش‌سوزی که اکنون به ارتفاعات روستاهای بنستان و سادات محمودی در دنا رسیده است، پنج‌شنبه شب با کمک گروه‌های مردمی و نیروهای یگان حفاظت محیط زیست در چندین نوبت مهار شد اما با شدت گرفتن وزش باد دوباره این آتش شعله‌ور شد.»به گفته امید سجادیان بر اساس گفته‌های فعالان حاضر در منطقه، آتش در حات رونده، از یک سمت در ارتفاعات روستای میمند و از سمت دیگر در ارتفاعات روستای بنستان همچنان در حال پیشروی است.»بر اساس توضحیات این فعال محیط زیست خط آتش همچنان به پارک ملی دنا نزدیک و نزدیک‌تر می‌شود.

آوار سیل در آلمان

بیش از صد نفر کشته شده و هزار و سیصد تن در سیل گمشده‌اند. در آلمان و بلژیک، بارندگی‌های سیل‌آسا و طغیان رودخانه‌ها فاجعه آفریده است و جست‌وجو برای یافتن مفقودی‌ها ادامه دارد. آنچه از عصر چهارشنبه در این نقطه از اروپا در حال وقوع است، تصویری تکراری اما هولناک از حادثه‌ای بزرگ را نمایش می‌دهد؛ خانه‌های تخریب شده، مردم آواره و بهت‌زده، ماشین‌های غرق شده در آب گل‌آلود، مردن و گم‌شدن در ویرانی. این «سنگین‌ترین فاجعه طبیعی» در سال 2021 و نشانه‌ای روشن از بحرانی است که حالا مقامات محلی هم از آن به عنوان دلیل حادثه بزرگ یاد می‌کنند: تغییرات اقلیمی.

شمار قربانیان سیل در ایالت‌های راینلاند-فالتس و نوردراین-وستفالن در غرب آلمان تا عصر جمعه به 103 نفر رسیده است و جست‌وجوها برای یافتن صدها گمشده ادامه دارد اما اینطور که مقامات محلی اعلم کرده‌اند، دست کم 1300 نفر در منطقه آهرویلر در ایالت راینلاند-فالتس مفقود شده‌اند. خانه‌ها فروریخته و کوچه‌ها و خیابان‌ها در سیل وحشی پنهان شده‌اند. تلفن‌ها از کار افتاده و دسترسی به خدمات سخت شده است. سیل به سیستم آب آشامیدنی رسوخ کرده و در مناطق سیل‌زده چاره‌ای جز جوشاندن آب برای مصرف نیست. برق هم در سطح وسیعی قطع شده است. علاوه بر غرب آلمان، بارندگی‌های شدید مناطق شرقی بلژیک را هم تحت تاثیر قرار داده. چنان که جان 12 نفر را گرفته و آخرین آمار از مفقود‌شدن 5 نفر حکایت می‌کند و تجسس در مناطق سیل‌زده ادامه دارد. پرچم‌ها به نشانه سوگواری به حالت نیمه‌افراشته درآمده و کشورهای عضو اتحادیه اروپا برای کمک پیشنهاد داده‌اند. این میان آنچه بیش از همه در حرف‌های مقامات به چشم می‌خورد، اشاره به تغییرات اقلیمی و ضرورت آمادگی برای مقابله با اثرات شدید آن است.
یورونیوز نوشته که این یکی از بدترین بلایای طبیعی است که آلمان از جنگ جهانی دوم تجربه کرده است. بسیاری از شهرها و روستاها درگیر سیل شده‌اند. اوایل روز پنجشنبه خبر رسید که اینترنت و تلفن غیرقابل دسترس یا محدود شده است. اینطور که رسانه‌ها خبر داده‌اند، بیمارستان شهر اشوایلر در نزدیکی آخن تخلیه شده و ۳۰۰ بیمار بخش ICU با هلی‌کوپتر به نقاط دیگر منتقل شده‌اند. مقامات منطقه کلن گفته‌اند، در شهرستان بلسم شهر ارفشتات بعضی از خانه‌ها فرو ریخته و تعداد زیادی از افراد مجروح شده‌اند. ساکنان شهرک دو هزار نفری کوردل در نزدیکی تریر را با قایق نجات داده‌اند اما در حالی که بسیاری درخواست کمک فوری کرده‌اند، با از بین رفتن و مسدود شدن راه‌ها به دلیل آبگرفتگی، امکان کمک به آنها وجود ندارد. راه‌های ارتباطی مناطق سیل‌زده به شکل گسترده بسته شده و حرکت قطارها بین شهرهای کلن، دورتموند، دوسلدورف، اسن و شهرهای کوچک‌تر ایالت وردراین وست فالن به شدت محدود شده است. بسیاری از مردم به ناچار محل زندگی خود را ترک کرده‌اند. اینطور که رسانه‌ها نوشته‌اند احتمال خطر شکستن یک سد در غرب نوردراین وست‌فالن باعث شده دو شهرک را تخلیه کنند.
جزئیاتی از فاجعه
بر اساس گزارش گاردین در راینلاند-فالتس آلمان دست کم 50 نفر جان باخته‌اند که 9 نفر آنها در یک مرکز خدماتی معلولان زندگی می‌کرده‌اند. 43 نفر دیگر هم در نوردراین-وست‌فالن جان خود را از دست داده‌اند. طبق گفته مقامات محلی تعداد تلفات ممکن است از این هم بیشتر شود. آنگلا مرکل ، صدراعظم آلمان، اواخر روز پنجشنبه از واشنگتن گفته هراسش از روزهای آینده و وقوع فاجعه‌ بزرگ است؛ روزهایی با «ترس و ناامیدی و رنج». مسئولان مدام از این می‌گویند که باید برای بدترین حالت آماده بود.
در بلژیک دستور تخلیه ساکنان مناطق مرکزی و مناطق هم مرز با رودخانه میوز داده شده. بر اساس آنچه در خبرها آمده بیشتر کشته‌شدگان در اطراف لیژ ، شهری 200 هزار نفری پیدا شده‌اند. ارتش برای کمک به عملیات نجات و تخلیه به چهار استان کشور آلمان اعزام شده است، ساکنان برخی از شهرها از جمله استراحتگاه اسپا، که از اواخر روز چهارشنبه زیر آب رفته، در چادرها اسکان داده شده‌اند.
سیل سرزمین‌های مختلف را پشت سر می‌گذارد، پیش می‌رود و ویران می‌کند. علاوه بر آلمان و بلژیک، کشورهای سوئیس، لوکزامبورگ و هلند را هم به شدت تحت تاثیر قرار داده اما بدون خسارت جانی. سیلاب به دو روستای سوییس آسیب رسانده، چندین شهر تحت تاثیر قرار گرفته‌اند و هزاران نفر در شهر ماستریخت در جنوب هلند، از هراس سیل، از خانه‌هایشان بیرون آمده‌اند. این کار به دنبال هشدار خروشیدن رودخانه میوز انجام شده و از جمعیت 9 هزار نفری مناطق هویگم و راندویک خواسته‌اند «در اسرع وقت» خانه‌های خود را ترک کنند.
همانطور که رودخانه میوز خروشیده و طغیان کرده، سطح آب در رودخانه «ماس» در ماستریخت پنج‌شنبه شب به حداکثر ارتفاع خود رسید اما از پیش‌بینی مقامات که آن را «سناریوی نابودی» نامیده بودند، فراتر نرفت. از همین رو بود که صبح دیروز با نزدیک شدن به وضعیت عادی، ساکنان به خانه‌هایشان بازگشتند. هرچند در شهرها و روستاهای پایین‌دست این رودخانه، وضعیت هنوز به حالت عادی برنگشته و از مردم خواسته‌اند که خانه‌های خود را ترک کنند. چنان که در رورموند دست کم 550 خانوار تخلیه شدند.
پادشاه ویلم الکساندر و ملکه ماکسیما از شهر والکنبرگ در لیمبورگ هلند که شدیدترین طغیان در آن رخ داده بازدید کردند و مارک روته، نخست وزیر موقت رسماً اعلام کرد که «یک فاجعه» رخ داده و دولت پرداخت خسارت را آغاز کرد.
با این همه بیشترین تلفات مربوط به آلمان است؛ جایی که امدادگران از دیروز (جمعه) تلاش برای کمک به افراد محبوس در خانه‌ها را آغاز کرده‌اند. خانه‌های زیادی در شهر ارفتشتات در جنوب غربی کلن، در معرض خطر فروپاشی‌ قرار گرفته‌اند، چون سیل زیربنای آنها را آشکارا تضعیف کرده است.
برای رودخانه‌ای مثل راین و سرشاخه‌های آن که سطح آب به طور خطرناکی در حال افزایش است، باران بیشتری پیش‌بینی شده. بیش از هزار سرباز برای کمک به عملیات نجات و پاکسازی آوار در شهرها و روستاهای آسیب‌دیده مستقر شده‌‌اند.
دست کم 20 نفر در اوسکیرچن، یکی از شهرهای آسیب‌دیده آلمان، کشته شده‌اند. خبرنگاران حاضر در صحنه، وضعیت را اینطور وصف کرده‌اند: «جایی که خانه‌ها با نظم کنار هم چیده شده بود، به کوهی از آوار بدل شده و نمای خانه‌‌ها در اثر جاری شدن سیل از بین رفته است». مرکل گفته است که دولت او آسیب‌دیدگان را «با رنجشان تنها نخواهد گذاشت» و تمام تلاش خود را برای کمک به آنها در رنج و سختی به کار خواهد گرفت.
پس از سیل
کارشناسان می‌پرسند در حالی که سیستم آگاهی از سیل اروپا (EFAS) در اوایل این هفته هشدار «شدید» برای سیل را صادر کرده، چرا باز هم میزان تلفات تا این حد زیاد بوده؟ هانا کلوک، متخصص هیدرولوژیست، به پولیتیکو گفته است که فاجعه «یک خرابی عظیم در سیستم» بود.
علاوه بر این سرویس هواشناسی آلمان DWD هم اعلام کرد که اخطار سیل را به مقامات محلی منتقل کرده و آنها باید مسئول سازماندهی تخلیه‌های لازم باشند. وزیر کشور، هورست سیهوفر هم گفته آلمان در آینده باید بسیار بیشتر آمادگی داشته باشد و به حرف‌هایش این جمله را هم اضافه کرد: «این نتیجه تغییرات آب و هوایی است».
به نظر می‌رسد این حادثه بزرگ مقامات محلی را بیش از پیش به توجه به مسئله بحران اقلیمی سوق داده است. مرکل در سخنان روز پنج‌شنبه‌اش گفته: «ما به شکلی فزاینده با حوادث آب و هوایی مواجهیم. سیل شدیدی که در بعضی نقاط آلمان آمده با تلفات ناگواری که بر جای گذاشته نمونه‌ای از این تغییرات اقلیمی است.» او آتش‌سوزی‌های کالیفرنیا را هم نشانه دیگری از بی‌توجهی به محیط زیست دانست و از وقوع پی‌درپی حوادث مشابه ابراز نگرانی کرد. مرکل علاوه بر این اشاره‌ای هم به کنفرانس تغییرات اقلیمی سازمان ملل در گلاسگو اشاره کرد که قرار است پاییز امسال برگزار شود. او ابراز امیدواری کرد که این گردهمایی بتواند به توجه بیشتر به محیط زیست کمک کند و کشورها را به انجام اقدامات داوطلبانه متعهد کند.
حتی آرمین لاشکت، فرماندار محافظه کار نوردراین-وستفالن هم دیروز یک جلسه اضطراری ترتیب داد و گفت: «این واقعیت است که در آینده حوادث شدید آب‌وهوایی با شدت بیشتری بر زندگی روزمره ما تاثیر خواهد گذاشت.» لاشکت علاوه بر این‌ها گفت: «ما باید با سرعت بیشتری به سمت مقابله با بحران‌های آب و هوایی حرکت کنیم اما مشکلات ناشی از تغییرات اقلیمی، در شمال راین وستفالن یا آلمان قابل حل نیست.» مالو درایر، فرماندار راینلاند-فالتس هم پس از سیل گفته است: «این فاجعه ضرورت سرعت بخشیدن به تلاش‌ها برای جلوگیری از گرم شدن کره زمین را نشان می‌دهد. ما چندین سال متوالی خشکسالی، باران‌های شدید و حوادث سیل را تجربه کرده‌ایم ، از جمله در این ایالت. تغییرات اقلیمی دیگر موضوعی انتزاعی نیست. ما این پدیده را از نزدیک و با درد تجربه می‌کنیم.»

ناترازی تولید و مصرف برق به 12 هزار مگاوات رسید

در پی تشدید بحران برق در کشور وزیر نیرو از رئیس مجلس شورای اسلامی ظهر دعوت کرد تا از مرکز راهبری شبکه برق کشور بازدید کند. بازدیدی که دیروز اتفاق افتاد. رضا اردکانیان، وزیر نیرو در این بازدید با اشاره به بودجه صنعت آب و برق در سال ۱۴۰۰ گفت: بیش از اینکه منابع مالی در اختیار این صنعت قرار بگیرد، راهکارها و گره‌گشایی‌های مناسبی صورت گرفته که امیدوار هستیم دولت سیزدهم با عملکرد خود طی امسال موجب تثبیت مواد و احکام سند بودجه در سال‌های آتی شود.

وزیر نیرو با بیان اینکه ناترازی تولید و مصرف برق در تابستان ۱۴۰۰ به ۱۲ هزار مگاوات رسید، اظهار کرد: افزایش بی‌سابقه مصرف برق به دلیل رشد مصرف صنایع بزرگ به میزان ۱۵۰۰ مگاوات، استخراج رمز ارز با مصرف بیش از ۲ هزار مگاوات، افزایش بی‌سابقه دما، خشکسالی بی‌سابقه که باعث کاهش بارندگی‌ها و خروج بیش از نیمی از نیروگاه‌های برق آبی از مدار تولید، از جمله عوامل ناترازی تولید و مصرف برق است.
به گزارش ایسنا، اردکانیان با اشاره به برنامه‌ریزی‌های متعدد برای گذر از پیک برق تابستان خاطرنشان کرد: امسال ۴۵ برنامه عملیاتی برای گذر از پیک داشتیم که به اجرا در آمد اما به‌دلیل افزایش ناترازی تولید و مصرف برق، فشار زیادی به شبکه وارد شد. به گفته وزیر نیرو میزان همکاری صنایع و کشاورزان با طرح‌های مدیریت بار از ۶۵ درصد در سال گذشته به ۷۷.۸ درصد در سال جاری رسید که باعث مدیریت بار به میزان ۶۵۰۰ مگاوات شد.طبق اعلام وزارت نیرو، او با اشاره به کشف مراکز غیرمجاز استخراج رمز ارز نیز خاطرنشان کرد: تا کنون ۴۰۵۷ مرکز غیرمجاز استخراج رمز ارز کشف و جمع‌آوری شده که برای تولید این میزان مصرف برق و رساندن آن به محل مصرف، باید نیروگاهی به بزرگی ۸۰۰ مگاوات احداث می‌شد. وزیر نیرو در این بازدید از رئیس مجلس درخواست کرد تا مجلس در همکاری با دولت برای رفع ناترازی‌های تولید و مصرف انرژی و موضوع تعرفه‌ها اقدام جدی و عملی را انجام دهد.
ورود موج جدید گرما و افزایش مصرف برق در هفته جاری
اردکانیان همچنین در گفت‌وگو با بخش خبری ساعت ۱۳ با اشاره به بازدید رئیس مجلس شورای اسلامی از مرکز پایش و مدیریت شبکه برق کشور، اظهار کرد: امیدوار هستیم با عبور از موج گرما که از دوشنبه هفته پیش‌رو شروع می‌شود، همکاری و همراهی مردم و بخش‌های مختلف مصرف به اوج خود برسد و ما بتوانیم این ایام را با توجه به ظرفیتی که در حال حاضر در مدار داریم، با تامین آسایش مردم پشت سر بگذاریم. به گفته او صنایع همکاری خیلی خوبی با صنعت برق داشتند، به طوری که ما هم توانستیم در روزهای اخیر، شیفت کاری شبانه را در حدود ۷۰ درصد فعال کنیم تا لطمه چندانی به موضوع تولید به‌ویژه در صنایع فولاد و سیمان وارد نشود. وزیر نیرو از آمادگی صنایع برای تولید بیش از ۱۰ هزار مگاوات برق جهت تامین نیازهای خودشان، خبر داد و گفت: صنایع برای تولید بیش از ۱۰ هزار مگاوات برق اعلام آمادگی کردند تا نیازهای خودشان را با ساخت نیروگاه رفع کنند که همه ترتیبات فراهم شد.
او با اشاره شرایط آب و هوایی کشور یادآور شد: همان‌طوری که در هشدارهای سازمان هواشناسی و همکاران در شرکت مدیریت منابع آب منعکس شده، در جنوب و جنوب شرق و بخشی از نواحی شمالی کشور باید آمادگی مواجه شدن با بارش‌های شدید را داشته باشیم. اردکانیان با اشاره به وضعیت بندر چابهار به عنوان یک نمونه، گفت: «از ابتدای سال تا چهارشنبه هفته گذشته فقط ۶ میلی‌متر بارش داشتیم، ظرف دو ساعت ۵ برابر آن بارندگی صورت گرفته که این مسئله نشانگر خاص بودن شرایط منطقه‌ای کشور را می‌رساند. در دنیا شرایط اقلیم و تغییر اقلیم به معنای مواجه شدن با شرایط حدی است که به‌معنی خشکسالی‌های شدید یا شرایط سیلابی است. امیدواریم بتوانیم از این بارندگی‌ها و نزول رحمت الهی استفاده لازم را ببریم».
مدیرعامل توانیر: رشد مصرف بی‌سابقه بود
به گزارش مهر، مدیرعامل شرکت توانیر هم در این مراسم با اشاره به اینکه خشکسالی و دمای بی‌سابقه، تولید برق را دچار کاهش کرد، گفت: متاسفانه با افزایش مصرف، ناترازی در حوزه برق کشور ایجاد شد که رقمی معادل ۲۰ درصد از نیاز مصرف محسوب می‌شود؛ صنعت برق از سال‌های گذشته همواره برای موضوع ناترازی برنامه داشته است. او ادامه داد: در این راستا ۴۵ برنامه از اسفند ماه سال گذشته در بخش‌هایی مانند مدیریت مصرف ادارات، رمزارزها، صادرات و واردات و… انجام شده است. متولی‌زاده تصریح کرد: کشورها در خصوص مواجه با مدیریت اوج بار از ابزارهای تعرفه‌ای مشخص استفاده می‌کنند و این در حالی است که در کشور ما چنین موضوعی وجود ندارد بلکه طرح‌های تشویقی پیش‌بینی شده است. مدیرعامل شرکت توانیر با اشاره به اینکه برنامه‌ریزی برای ناترازی‌ها حدود ۱۰ درصد از کمبود موجود را پیش‌بینی می‌کند، گفت: این میزان حدود ۵ هزار و ۸۰۰ مگاوات می‌شود در حالی که ناترازی‌ها اکنون بیشتر است. در سال ۹۹، ۲۹۴ هزار و ۸۰۰ موافقتنامه با صنایع و بخش کشاورزی انعقاد شد که شاهد مدیریت مصرف باشیم، در سال ۱۴۰۰ نیز این رقم به ۳۶۵ هزار تفاهم‌نامه افزایش یافته است. او گفت: بر این اساس در سال جاری بیش از یک هزار میلیارد تومان برای تشویق مشترکان در نظر گرفته شده است. متولی‌زاده با اشاره به اینکه در تاریخ صنعت برق کشور این حجم از رشد بی‌سابقه بوده است، اظهار کرد: رشد غیرمتعارف صنایع، افزایش پیک مصرف، تامین انرژی و سوخت، رمزارزها و… از جمله دلایل این رشد به شمار می‌رود که سبب ایجاد چالش شده‌اند لذا اگر با تصمیمات مناسب در این حوزه مشکلات را برطرف نکنیم امکان ایجاد شرایط ناپایدار وجود دارد.
قالیباف: برای قیمت‌گذاری انرژی تصمیمات شجاعانه گرفته شود
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی هم در این دیدار گفت: باید تصمیمات شجاعانه گرفته شود که موضوع قیمت‌گذاری انرژی یکی از این مسائل است. همه می‌دانیم اگر قیمت‌گذاری حل نشود و دستوری بخواهیم اقدام کنیم مشکلات عدیده‌ای برای کشور ایجاد می‌شود. قالیباف با اشاره به اینکه شاهد ناترازی در حوزه تولید و مصرف برق کشور هستیم، افزود: این ناترازی در همه بخش‌ها وجود دارد و اشکالاتی را ایجاد می‌کند، به عنوان مثال در موضوع بودجه، بانک‌ها، صندوق‌های بازنشستگی شاهد ناترازی هستیم و تا زمانی که این مسائل حل و فصل نشود، مشکلات وجود خواهدداشت. قالیباف اظهار کرد: باید تصمیمات شجاعانه گرفته شود، به عنوان مثال موضوع قیمت‌گذاری یکی از این مسائل است. همه می‌دانیم اگر قیمت‌گذاری انرژی حل نشود و دستوری بخواهیم اقدام کنیم همانند بازار نرخ ارز فرصت برای کسانی ایجاد می‌شود که دلالی می‌کنند و رانت می‌برند و حجم عظیم ثروت کشور از دست می‌رود. رئیس قوه مقننه افزود که بهای مصرف برای یک خانواده‌های پرمصرف و کم‌مصرف باید به درستی محاسبه شده و نباید یکسان برخورد شود؛ یارانه‌ای که در بخش انرژی داده می‌شود حدود یک به بیست است در حالی که برخی افراد بیش از اندازه مصرف دارند، لذا با چنین شرایطی نمی‌توان از مردم توقع داشت و به ناترازی‌ها پایان داد. قالیباف ادامه داد: امروزه رمزارزها پدیده‌ای است که وجود دارد، اما تصمیمی در این خصوص گرفته نمی‌شود، اگر اینها ارز هستند، بانک مرکزی باید به آن رسیدگی کند یا اگر مربوط به صنعت است، توسط وزارت صمت رسیدگی شود، لذا رانت و ناترازی در این عرصه ایجاد می‌شود. رئیس مجلس شورای اسلامی با تاکید بر اینکه در مجلس یازدهم مصمم به اصلاح رویکردها و سیاست‌ها هستیم، تصریح کرد: مجلس مسئول اجرا نیست اما مسئول اصلاح رویکردها است و در این مسیر حرکت می‌کند؛ در برنامه هفتم متمرکز خواهیم شد تا همه ناترازی‌ها با دخالت حداقلی دولت و حضور حداکثری مردم برطرف شود.

سیلاب آلمان و نشانه تغییرات اقلیمی

تا ظهر جمعه 25 تیرماه 1400 حدود 1300 نفر در آلمان پس از شدیدترین باران در یک قرن گذشته و جاری شدن سیلاب مرگبار مفقود هستند. سیلاب در مناطق ویران شده اروپای غربی از 23 تیرماه آغاز شده و خرابی‌های گسترده‌ای در آلمان، بلژیک، لوکزامبورگ و هلند بر جای گذاشته است. بارندگی شدید از روز چهارشنبه 23 تیر 1400 تا صبح پنجشنبه در بیشتر مناطق غربی آلمان و منطقه بنلوکس مشاهده شد، در حالی که نوردراین-وستفالن و راینلند- فالتس بالاترین میزان بارندگی را مشاهده کردند. در 24 ساعت 100 تا 150 میلی‌متر بارید که بارش بیش از یک ماه طی بیست و چهارساعت در این منطقه است.

کلن در 24 ساعت منتهی به صبح پنجشنبه 24 تیرماه 154 میلی‌متر داشت که تقریباً دو برابر میانگین ماهانه آن در ژوئیه/تیرماه (87 میلی‌متر) است. بارش شدید منجر به جاری شدن سیل شدید شد. در ریفرشاید، در طی 9 ساعت 207 میلی‌متر بارید سیلاب اخیر یادآوری جدید بود بر آنکه باید اقدامات حفاظت از اقلیم در سطح و جهانی تسریع شود، زیرا تغییرات آب‌وهوایی محدود به یک کشور و ایالت نیست.در بلژیک، حداقل شش نفر در سیل در منطقه جنوبی والونیا جان خود را از دست دادند.منطقه والونیا با نوردراین-وست‌فالن هم مرز است. سیل همچنین تردد در شبکه راه‌آهن ملی بلژیک را متوقف و خدمات را در جنوب فرانسوی زبان بلژیک را مختل کرد. حمل‌‌و‌نقل در رودخانه راین، یکی از طولانی‌ترین و مهم‌ترین شریان‌های حمل‌ونقل صنعتی آلمان نیز به حالت تعلیق درآمد.با تغییرات آب‌وهوایی، گرم‌تر شدن هوا‌، بخار آب بیشتری تولید می‌شود. بارندگی شدید نتیجه یک منطقه کم فشار است که به هوای گرم و مرطوب اجازه می‌دهد تا رعد و برق های قدرتمند را تأمین‌کند و باران‌های طولانی مدت و طولانی را به بار آورد.میزان بارندگی شدید در آب‌و‌هوای گرم‌تر مکرر شده است‌، زیرا هوای گرم‌تر می‌تواند بخار آب بیشتری برای بارش، در خود جای دهد. این نوع از باران‌های شدید و ناگهانی تابستان دقیقاً همان چیزی است که ما در آب و هوای گرم انتظار داریم. هم اکنون دیگر مناطق نیمکره شمالی نیز از رکوردشکنی موج‌های گرمایی و آتش‌سوزی به ویژه در جنگل‌ها رنج می‌برند. گزارش آتش‌سوزی از جنگل‌های زاگرس در هفته سوم تیرماه دریافت شد. این‌ها نشانگر مهمی است: اقلیمِ در حال تغییر ما، یک دنیای گرم‌تر و خطرناک‌تر می‌شود.

ریشه‌یابی بی‌آبی در خوزستان

سیلاب شدید فروردین‌‌ماه سال 1398 سبب به وجود آمدن خسارت‌های زیادی به معیشت مردم و کشاورزان خوزستان شد، به همین دلیل برای رفع این خسارت‌ها، با وجود اینکه وزارت نیرو کشت برنج را به جز در چند استان شمالی در بقیه کشور ممنوع کرده بود، استاندار سابق خوزستان در بازدید از مناطق آسیب دیده برای جبران خسارت مردم، مجوز کشت برنج هبه کرد و این رویه‌ای شد که تغییر دادن آن دشوار است.
کشت برنج پرمنفعت است و گرفتن این امتیاز از مردم دیگر راحت نیست. در سال‌های بعد از سیل هم مدیریتی انجام نشد تا این رویه کشت برنج در امسال که خشکسالی است، متوقف شود.

ریشه‌یابی بی‌آبی در خوزستان
آبی که برای کشت شلتوک یا برنج استفاده می‌شود آب زیادی است در کنار این آب حجم آبی که در زمین‌های برنج در گرمای بیش از 40 درجه خوزستان تبخیر می‌شود هم بسیار زیاد است حتی تبخیر نمی‌گذارد که آبی در زمین نفوذ کند و وارد چرخه هیدرولوژیک شود.
در مخازن سدها هم تبخیر وجود دارد اما تبخیر آب در دشت و در دمای خوزستان به تناسب بسیار قابل توجه است.
در مورد بی‌آبی در هورالعظیم به غیر از مساله کشت شلتوک در خوزستان مسائل دیگری هم وجود دارد. از چند سال قبل که ریزگردهای هورالعظیم خوزستان را تحت تاثیر قرار داد و حتی این ریزگرد به مناطق مرکزی هم رسید مشخص شد که یکی از دلایل اصل بی‌آبی در هور به اقدامات ترکیه و سدهای آنها بر می‌گردد. عراق در آن زمان بی‌دولت بود و اقدامات ترکیه سبب خشک شدن هورهای این کشور شد و کسی نمی‌تواند این مساله را انکار کند.
از طرف دیگر هورالعظیم منطقه نفتی است و اقداماتی هم در این زمینه در منطقه انجام شده است البته اگر این اقدامات هم انجام نمی‌شد بلاهایی که ما بر سر کارون آوردیم به تنهایی برای خشکی منطقه کافی است.
ما حجم آب کارون را کاهش دادیم که طبیعی است نتیجه آن در پایین دست تاثیر‌گذار باشد. مشخص بود که تفکر و سیستمی که بر مدیریت کارون حاکم بود به صورت اتوماتیک منجر به خشکی می‌شود.
اکنون 11 میلیارد مترمکعب آب در پشت سدهای خوزستان قرار دارد، بخشی از این عدد برای نیاز به تولید برق نیروگاه‌های برق‌آبی، رها شد اما اکنون تراز آنها هم به پایین تر از حد تولید برق رسیده است و مثلا کارون 4 از مدار خارج شده است.
بنابراین شاهدیم که آزادسازی به حداقل رسیده و طبیعی است این مساله اثراتی در پایین دست بگذارد.
همه این مسائل به خشک شدن هورالعظیم و بحران بی‌آبی آن منطقه اثر گذاشته که آن را اکنون نه تنها بر روی محیط زیست بلکه بر روی دام‌های مردم هم می‌بینیم.
مسئله دیگری که وجود دارد این است که وزارت نیرو می‌گوید حداقل آب مورد نیاز محیط زیست را از سدها رهاسازی می‌کند اما در این مساله نکته‌ای وجود دارد. وزارت نیرو حجم آبی که باید از سد به عنوان حق‌آ‌به محیط زیست و رودخانه رها کند را آزاد می‌کند و بلافاصله بعد از آزاد کردن حجم آن را اندازه می‌گیرد اما مساله این است که آب رها شده در رودخانه‌ چند 100 کیلومتر پایین دست دارد و در این سیر تعداد زیادی پمپ برای برداشت و مصرف این آب است.
وزارت نیرو مبصر آب است یعنی باید این آب را به مقصد برساند و تنها رها کردن آن کافی نیست و این نقصانی در انجام وظیفه وزارت نیرواست.
مساله دیگر کمبود آب در خوزستان مربوط به پروژه‌های انتقال آب است که دیگر نیازی به نوشتن در مورد آن نیست و اثرات آن بر همه عیان است. هر حوضه‌ای توان هیدرولوژیکی و اکولوژیکی محدودی دارد و خارج کردن آب بیش از توان هر حوضه سیکل هیدرولوژی حوضه را بر هم می‌زند و این اتفاق در همه حوضه‌ها رخ داده است.ما اصطلاحی داریم که می‌گوییم با انتقال هر قطره آب از حوضه‌ای به حوضه دیگر قطره قطره مسائل آن حوضه هم به حوضه دیگر منتقل می‌شود.
حالا اینکه هر روز تصمیم می‌گیریم از سرشاخه‌ها آب کارون را انتقال دهیم مسئله عجیبی است.
حتی انتقال آب از دریا هم که اکوسیستم بازی است مشکل‌زاست چه برسد به اکوسیستم بسته حوضه‌های آبریز. از نظر محیط زیست انتقال آب خلیج فارس، غلظت نمک را در این خلیج افزایش می‌دهد در حالی که خلیج فارس توان تحمل این غلظت نمک را ندارد بنابراین نمک باید بیش از 100 کیلومتر جابه‌جا شود و به دریای عمان منتقل شود حالا تصور کنید انتقال آب چه بر سر سیستم بسته‌تر و پیچیده حوضه‌های آبریز می‌آورد که در آن آب‌های سطحی و زیرزمینی به هم مرتبط هستند.
ما حتی یک گالن هم آب بی‌صاحب برای انتقال و جابه‌جایی نداریم هر آبی که منتقل می‌شود هم حق‌آبه محیط زیست و … است که اثرات آن اگرچه ممکن است کوتاه‌مدت نباشد اما در آینده قابل مشاهده خواهد بود.

شهر ناامن برای نابینایان

مثل هرروز ساعت 7 و پنجاه دقیقه صبح خودش را به بالای پل هوایی بی.آر.تی دروازه دولت رساند، مسیر همیشگی‌اش که او را از خانه به محل کارش متصل می‌کرد. ابوذر سمیعی این مسیر را همواره با دو عصای سفید طی می‌کرد: «یک عصا همیشه در دستم است و یک عصا هم همیشه در کیفم دارم محض اطمینان» روی پله برقی اما معمولا عصاها جمع می‌شوند تا جسم اضافی مانع حرکت نشود، ابوذر پایش را روی ورودی پله که گذاشت، زانویش در یک فضای معلق فرورفت و او سقوط کرد.

دیروز چهارشنبه 23 تیرماه بازهم فضای عمومی پایتخت، دردسر تازه‌ای برای عضوی از جامعه معلولان ایجاد کرد. هرچند که مسئولان بهزیستی و شهرداری می‌گویند نهضت مناسب سازی در پایتخت آغاز شده و مهدی جمالی نژاد، معاون وزیر کشور نیز پیشتر به شهرداری تهران بابت این مناسب‌سازی‌ها نمره 18 داده بود، به نظر می‌رسد که دست کم نظارت و دیده‌بانی از سوی متولیان امر شهری بعد از نهضت‌آفرینی‌ها وجود ندارد و این جدیت در ایمن‌سازی فضاهای عمومی مشاهده نمی‌شود. ابوذر سمیعی خودش سال‌ها سابقه عضویت در ستاد مناسب سازی استان کردستان را داشت و در این خصوص مطالبه‌گری کرده بود او بارها با اتفاقات مشابه مواجه شده است. ابوذر همواره به دوستان نابینای خود توصیه می‌کند که حتی یک قدم هم بدون عصای سفید برندارند، توصیه‌ای که خودش هم به آن جامه عمل پوشانده بود اما نمی‌دانست در پله برقی چه چیزی انتظارش را می‌کشد: «فکر می‌کنم صفحه اول ورودی پله برقی بود که پایم را گذاشتم و متوجه شدم که پایم فرومی‌رود، تا یک وجب بالای زانو فرو رفتم اینکه در آن لحظه چقدر درد داشتم بماند، تنها ترسم این بود که اگر پله برقی روشن شود پایم قطع به یقین قطع می‌شد.» او بعد از این حادثه از مامور بی.آر.تی علت خالی بودن صفحه ورودی را می‌پرسد اما در نهایت متوجه نمی‌شود که این صفحه شب گذشته دزدیده شده یا شهرداری آن را برداشته است. او بعد از رسیدن به محل کارش متوجه چسبندگی شلوارش به زانوها و خونریزی شدید پایش می‌شود: «من به دلیل جلسه مهمی که داشتم مجبور شدم محل را ترک کنم اما بعد از آن هرچه با 137 تماس گرفتم، نتوانستم پاسخی دریافت کنم. دوبار متصدی علی‌رغم برداشتن تلفن پاسخ نداد.» سمیعی 3 بار در زمان‌های مختلفی با سامانه شهرداری تماس می‌گیرد و در نهایت می‌تواند شکایت خود را ثبت کند، شکایتی که نمی‌داند به آن رسیدگی می‌شود یا نه.
خاطرات بد معلولان در تردد
دریچه پله‌برقی، داربست، دریچه‌های آب در خیابان‌ها و موانع کوتاه و بلند کاشته در پیاده‌روها، اولین بار نیست که حادثه آفرینی می‌کنند. ابوذر به خاطر می‌آورد که مدتی پیش طبق عادت هرروزه‌اش از پیاده‌روی چهارراه‌ کوکاکولا در پیروزی عبور می‌کرده که به یکی از همین موانع کاشته‌ای که برای ممنوعیت تردد موتور نصب شده برخورد کرده. موانعی که به گفته خودش در مدت اخیر هم نصب می‌شود: «همان لحظه یک موتور از کنار من رد شد، این یعنی موانع کاشته شده، مشکلی برای تردد موتورسواران ایجاد نمی‌کند اما برای ما نابینایان چرا.» داربست‌ها خصوصا آن‌هایی که برای مراسم‌های عزادارای نصب می‌شوند نیز از جمله مواردی هستند که ابوذر از آن‌ها خاطره‌ای خوش در ذهنش نمانده است. او می‌گوید یکبار سرش به یکی از داربست‌هایی که برای مراسم مذهبی نصب شده بود برخورد کرد و هرباری که از همان مسیر عبور می‌کند، این خاطره در ناخودآگاهش زنده می‌شود. خاطرات تلخ مشابه مساله‌ای است که این روزها سبب شده بسیاری از معلولان خانه‌نشین شوند و از عواقب بعدی آن بترسند.
خاطرات مشابه معلولان
ابوذر تنها فردی نیست که دچار حادثه شده است. بهروز مروتی مدیر کمپین معلولان که نخستین بار ماجرای ابوذر را اطلاع رسانی کرد،ماجراهای مشابه دیگری از نقاط دیگر کشور را هم در خاطر دارد. او که دو روز گذشته یکی از مهمانان جلسه ستاد مناسب‌سازی کل کشور هم بوده می‌گوید یکی از بندهایی که عموما ستاد مناسب سازی به آن ورود نمی‌کند، مساله پل‌های عابر است: «مدتی پیش نابینایی در تبریز به این دلیل که دریچه کانال آب سرجایش نبود، سقوط کرد.» اشاره مروتی به ولی محمدی است، جوانی که اسفند سال گذشته در مسیر همیشگی رسیدن به محل کارش بود که در دریچه کانال آب افتاد و پایش از چند ناحیه آسیب دید. او به اتفاق دیگری که در سال 95 رخ داد هم اشاره‌ای می‌کند، سقوط فردی نابینا از پل عابری نصف شده در ورامین. اتفاقی که همان زمان ایسنا درباره آن نوشت: «شهرداری ورامین قصد تعمیرات و عملیات اجرایی در میدان رازی شهرستان ورامین را در دست داشته و بدون توجه به ایمن سازی و ممنوع کردن ورود به پل عابر پیاده، نیمی از پل را به عرض طرف دیگر بلوار برداشته و همین امر باعث شد تا این نابینا از همان نیمه پل به پایین سقوط کند.» او می‌گوید این حوادث بعد از رخ‌دادن عموما به فراموشی سپرده می‌شوند و بهزیستی هم واکنش و پیگیری برای حقوق معلولان در اینگونه مواقع به خرج نمی‌دهد: «مستند به ماده 23 قانون حمایت از حقوق معلولان، حقوق افراد دارای معلولیت باید از طریق بهزیستی پیگیری شود در حالیکه در ماجرای ابوذر هنوز نه شهرداری و نه بهزیستی واکنشی نشان ندادند.»
سیاست‌گذاری مناسب‌سازی در تهران
مسئولان شهرداری تهران می‌گویند این نخستین بار است که در سال‌های اخیر موضوع مناسب سازی را به یک سیاست‌گذاری تبدیل کردند. زینب نصیری، مدیرکل سلامت شهرداری تهران، به پیام‌ما می‌گوید: مورد سقوط فرد نابینا در پله برقی مسئله ایمنی فضاهای شهری است که دقیقا به پیمانکار نگهداشت بر می‌گردد، پل‌های عابر یا زیرمجموعه سازمان زیباسازی است، یا معاونت حمل‌و‌نقل ترافیک، در مواردی که این اتفاقات بروز می‌کند، این سازمان‌ها از پیمانکار نگهداشت مطالبه می‌کنند. منطقا هم تمام فضاهایی که در سطح شهر ساخته می‌شود، یک پیمانکار نگهداشت دارند. او تاکید می‌کند: شورای شهر اتفاقا مدتی پیش مصوبه‌ای برای پل‌های عابر پیاده داشت، مساله همین ایمنی و مناسب سازی بود که همان زمان هم اعضای شورا بحث می‌کردند که اگر پلی تازه ساخته شود باید این مسائل را رعایت کند و برای پل‌های قبلی‌ها هم باید در یک فرآیند زمانی ایمنی، امنیت و مناسب‌سازی پیش‌بینی شود. نصیری می‌گوید در موضوع مناسب‌سازی هم همین قواعد حاکم است یعنی پروژه‌هایی که جدید ساخته می‌شوند باید براساس مصوبه شهرداری مناسب سازی شده افتتاح شوند، در غیر این صورت تخلف اتفاق می‌افتد: اما نباید این مساله را فراموش کرد تهران حاصل دهه‌ها شهرسازیست و این مناسب‌سازی باید در طول زمانی صورت گیرد. به گفته او برای اولین بار یک طرح جامع مناسب‌سازی در ستاد مناسب‌سازی فضاهای شهری تصویب شده است و بر مبنای آن مقرر شد تا در رینگ‌های متصل به هم بخش‌های مختلف شهر در طی 4 تا 5 سال این مناسب‌سازی اتفاق بیفتد. مدیرکل سلامت شهرداری تهران می‌گوید یک بخش نظارت از سوی فعالان مدنی و ان.جی.اوها و نهادهای مدنی اتفاق می‌افتد همچنین شماره‌های 137 و 1888 شهرداری هم برای ارائه گزارش و فوریت‌ها و نقد و نظرات شهرداری در اینگونه مواقع کاربرد دارند.
دردسر دانشگاه‌ها
دسترس‌پذیر نبودن و ناایمن بودن تنها در خیابان‌ها حکمروایی نمی‌کند. هفتم تیرماه فاطمه طایی، روزنامه‌نگار دارای معلولیت سمیرمی جهت تهیه گزارش درباره نبود امکانات برای تردد معلولان در ورودی دانشگاه، عازم دانشگاه می‌شود که ویلچرش به داخل جوی پرتاب شده و از ناحیه صورت و گردن دچار حادثه می‌شود. همه این‌ها درحالی اتفاق افتاده است که وحید قبادی‌دانا، رئیس سازمان بهزیستی 22 تیرماه در جلسه ستاد مناسب‌سازی هم بر این سیاست تاکید کرده بود و هم بر سازوکاری که از معلولان در اینگونه حوادث حمایت کند: مناسب‌سازی علاوه بر اینکه به لحاظ فیزیکی برای معلولانی که جسمی و حرکتی هستند باید انجام شود، برای افرادی که دارای مشکلات بینایی یا شنوایی هستند و سایر گروه‌های افراد دارای معلولیت نیز باید در نظر گرفته شود و دسترس‌پذیری برای آنها برقرار باشد که بتوانند به حقوق خود در زمینه‌های مختلف دست پیدا کنند.
در قانون حمایت از حقوق افراد دارای معلولیت تصریح شده است که اگر سازمان یا دستگاهی یا مدیری به وظایف قانونی خود عمل نکند طبق قانون مجازات اسلامی مشمول پیگرد قرار خواهد گرفت و مجازات لازم برای او پیش بینی شده و این الزامی را برای همه دستگاه‌ها ایجاد کرده است.

دشت رو به احتضار قزوین

فاجعه‌ای که برای منابع آب زیرزمینی ایران رقم خورده است، نتیجه رفتار امروز و دیروز نیست. دهه‌ها سو مدیریت منابع آب، امروز در قالب خشکی سفره‌های آب زیرزمینی و در پیشرفته‌ترین شکل، به صورت فرونشست زمین نمود پیدا کرده است. زنگ خطر خشکی منابع زیرزمینی و در نتیجه آن فرونشست زمین در بسیاری از دشت‌های ایران –که در گذشته حاصلخیز بوده‌اند- سال‌هاست به صدا در آمده، اما گوش شنوایی برای این هشدار و زنگ خطرها نبوده و نیست. همچنان برداشت از منابع زیرزمینی راهکاری است برای رفع بحران‌هایی که بیش از هرچیز ریشه در مدیریت ناصحیح منابع آب دارد. دشت قزوین یکی از همین دشت‌هاست که این روزها احوال خوشی ندارد. دشتی که با بحران فرونشست دست به گریبان است و نزدیک به یک دهه است کارشناسان در مورد وضعیت آن هشدار می‌دهند. دشتی که روزگاری حاصلخیز بود و حالا تنها حاصلش فروریختن از درون است و فاصله‌ای تا نابودی ندارد.

بخش عمده آب شیرین دنیا در منابع آب زیرزمینی ذخیره شده است. به همین دلیل بسیاری از کارشناسان نام «آب‌های استراتژیک» را برای این منابع به کار می‌برند. در کشورهای مختلف به ویژه کشورهای خشک و نیمه خشک –مثل ایران- اهمیت این منابع دوچندان است و باید برای برداشت از آنها برنامه‌ریزی دقیقی صورت گیرد تا در شرایط خشکسالی کشور با بحران جدی روبه‌رو نشود. اتفاقی که در طول سال‌ها در ایران نیفتاده و حالا در سالی کم بارش نه تنها شاهد افت چشمگیر ذخایر آب زیرزمینی هستیم، که نمودهای عینی خشکی این منابع، خود را در قالب فرونشست زمین در دشتهای سراسر کشور نشان می‌دهند. هر چند بسیاری از مسئولان خبر از طرح‌هایی برای احیا و تعادل بخشی این منابع می‌دهند، اما حقیقتی که در شکاف‌های عمیق در دشت‌های ایران نمایان شده است، حکایت از رفتارهای دیگری دارد.
مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای تهران از طرح احیا و تعادل بخشی آب‌های زیرزمینی و مدیریت مصرف چاه‌های مجاز و جلوگیری از اضافه برداشت‌های غیرمجاز خبر داده است. اقداماتی که به گفته او به منظور جلوگیری از فرونشست زمین چندین سال است در حال اجرا است. اما اخباری از اصفهان و فارس و دشت مشهد و دشت ورامین و دشت قزوین به گوش می‌رسد که حکایت از احتضار این دشت‌ها دارد. دشت‌هایی که روزگاری به عنوان مناطقی حاصلخیز شناخته می‌شدند. یوسف رضاپور از انجام اقداماتی مثل تغذیه مصنوعی و استفاده از پساب در راستای حفظ آبخوان و افزایش اکیپ‌های گشت و بازرسی در جهت شناسایی چاه‌های غیرمجاز و مسدود کردن آنها می‌دهد و در سوی دیگر مدیرکل مدیریت بحران استانداری قزوین از فرونشست ۴۵ درصد دشت قزوین می‌گوید و اینکه هر سال فرونشست ۲ تا ۱۷ سانتی‌متری در این دشت اتفاق می‌افتد. و البته آمار شرکت آب منطقه‌ای قزوین از ۶۰۰۰ حلقه چاه مجاز و بالغ بر ۵۰۰ حلقه چاه غیرمجاز می‌دهد. بر اساس این آمار تعداد چاه‌های غیر مجاز در سال‌های گذشته 3 هزار حلقه بوده است. 9 هزار حلقه چاه -مجاز و غیرمجاز- در طول سال‌های گذشته شیره جان دشت را بلعیده‌اند و حالا از پس یک سال خشکی آسمان، دیگر زمین چیزی برای بیرون کشیدن ندارد که چاهی فعال باشد. حفر چا‌ه‌های غیرمجاز‌ و تکثر چاه‌های مجاز و برداشت‌های بی‌رویه از سفره‌های آب‌ زیرزمینی در نبود نظارت نهادهای متولی بلایی به سر دشت‌های ایران آورده است که تنها راه باقی‌مانده برای وضعیت آنها ابراز نگرانی از آینده حیات در این مناطق است.
علیرضا شکوهی لنگرودی، عضو هیئت‌علمی دانشگاه دیروز با تاکید بر این نکته که ۷۰ سال پیش دشت قزوین اهمیت ویژه‌ای در کشاورزی و تولید ایران داشت و جایگاه دوم را به خود اختصاص داده بود در خصوص وضعیت فعلی این منطقه به خبرگزاری ایسنا گفته است: «سال‌های قبل، سیاست‌گذاری کلان در مدیریت آب استانی به وجود آمد؛ در گذشته برای حوزه رودخانه شاهرود و سپیدرود پنج استان می‌نشستند و تصمیم می‌گرفتند ولی اکنون استان‌های بالادست آب را با مجوز خودشان برداشت می‌کنند. عملاً با این سیاست‌گذاری بخشی از بیلان آب دشت قزوین را کاسته‌ایم و به‌واسطه چاه‌های آب مجاز و غیرمجاز برداشت‌ها افزایش‌یافته و سطح سفره‌های زیرزمینی کاهش پیدا کرده است. به نظر می‌رسد تعداد چاه‌های غیرقانونی بیش از چاه‌های قانونی است و تخلیه سفره باعث می‌شود ذرات خاک که به کمک آب روی هم قرار داشتند مستقیماً به هم فشار آورند و بدین ترتیب به فرونشست منجر شود. اراضی دشت از هشتگرد تا تاکستان هم‌زمان در حال نشست است اگر بخواهیم جلوی این فاجعه را بگیریم باید به فکر تغذیه سفره باشیم؛ راهکار، جلوگیری از برداشت غیرمجاز و تغییر الگوی کشت است که این دو مقوله به‌آسانی قابل انجام نیست چون اقتصاد مردم به آن‌ها وابسته شده است.» لنگرودی معتقد است: «قوانین مرتبط با تغییر الگوی کشت و بستن چاه‌های غیرمجاز وجود دارد دایره پلیس آب در آب منطقه‌ای فعال است و به دنبال بستن چاه‌ها بوده است اما انسجام بین سازمان‌ها وجود ندارد؛ قانون وجود دارد و باید از طریق هماهنگی بین سازمانی، تنویر افکار عمومی و فرهنگ‌سازی به تغذیه سفره زیرزمینی کمک کنند» افت سطح منابع زیرزمینی از این جهت موجب نگرانی است که در بلند مدت موجب خشک شدن رودخانه‌ها و تالاب‌ها، از بین رفتن پوشش گیاهی، ایجاد مشکلات ناشی از وجود ریزگردها، فرونشست زمین و شور شدن منابع آب زیرزمینی را در پی خواهد داشت. در صورت تداوم روند کاهش این منابع، پدیده فرونشست زمین اتفاق می‌افتد –بسیاری از دشت‌های ایران امروز در این مرحله قرار دارند- که علاوه بر وارد آمدن خسارت‌هایی به زیرساخت‌هایی از جمله ریل راه‌آهن و جاده و بناهای مسکونی، خسارات جبران‌ناپذیری را متوجه آبخوان‌ها می‌کند. فرونشست زمین زمانی اتفاق می‌افتد که حفره‌های خالی بین دانه‌های خاک که محل ذخیره و ورود روان‌آب‌ها به سطوح زیرین زمین هستند، در هم فرو رفته و دیگر امکان ذخیره آب را در منافذ خود نخواهند داشت. این پدیده در حوزه کشاورزی زیانبارتر از دیگر بخش‌ها خواهد بود. فرونشست، زمین را برای همیشه غیرقابل کشت می‌کند. این اتفاق امروز در دشت‌هایی در حال وقوع است که در گذشته مناطقی حاصلخیز بودند.
هر چند بهانه بسیاری از کسانی که برای حفر چاه‌های جدید مجوز صادر می‌کنند یا چشم بر حفر چاه‌های غیرمجاز می‌بندند، زنده نگه‌داشتن کشاورزی است، اما در بلند مدت این اقدامات نتیجه‌ای جز نابودی نخواهد داشت. چندی پیش قدرت‌الله مهدی‌خانی مدیر کل مدیریت بحران استان با انتقاد از وضعیت الگوی کشت در دشت قزوین گفته بود: «دشت ممنوعه قزوین از کمبود منابع آبی به شدت رنج می‌برد و تخلیه آب‌های زیر زمینی در این دشت، خسارات جبران ناپذیری که بارزترین آنها فرونشست زمین است را بر جای می‌گذارد که مرگ آبخوان دشت قزوین و نابودی کشاورزی را در آینده به همراه خواهد داشت. این پدیده نتیجه بی‌تدبیری عده‌ای است که دود آن به چشم تمام مردم خواهد‌رفت» پژوهشگران معتقدند برای برون رفت از شرایط بحرانی موجود چاره‌ای جز اصلاح روشهای مدیریت منابع آب وجود ندارد. موضوعی که بی‌توجهی به آن جان دشت‌های ایران را به لب رسانده است.

فاضلاب شهرهای ساحلی تهدید تنوع زیستی دریاست

مدیرکل حفاظت محیط زیست استان بوشهر گفت: غفلت از فاضلاب و پساب‌های شهری در این استان، این منبع آبی بالقوه را به تهدیدی جدی برای دریا تبدیل کرده است و ورود فاضلاب خام به خلیج فارس سال‌ها است که به تنوع زیستی ارزشمند آن آسیب وارد می‌کند.
فرهاد قلی‌نژاد به ایرنا گفت: در زمان حاضر از مجموع شهرهای هشت شهرستان ساحلی استان تنها سه شهر بوشهر، گناوه و دیلم دارای سیستم تصفیه فاضلاب‌های شهری هستند.
او با بیان اینکه در سایر شهرها حجم بالایی از فاضلاب خام به دریا وارد می‌شود، افزود: در این سه شهر شمار تصفیه خانه‌ها ناکافی و ناقص یا پساب‌های آنها غیر‌استاندارد است که نیاز به تکمیل و ارتقای سیستم دارد.
مدیرکل حفاظت محیط زیست استان بوشهر اظهار کرد: امروز ورود فاضلاب‌های شهری به همراه پسماندها از چالش‌های بزرگ حفاظت از محیط دریایی استان بوشهر است و آزمایش‌ها نشان داده است که در مواردی که برای ورود آب‌های سطحی در بندر بوشهر به دریا پیش‌بینی شده است با پساب‌های خام شهری و پسماندها همراه می‌شود.
قلی‌نژاد ادامه داد: غفلت از فرصت بزرگ و ارزشمند تصفیه فاضلاب‌های شهری برای استان بوشهر آن را به تهدیدی تبدیل کرده است که مقابله هر چه سریعتر با آن الزامی است و راهکار آن توسعه و احداث تصفیه‌خانه‌هایی است که می‌تواند حجم بالایی از نیاز آبی استان را تامین کند.
او گفت: امروز صنایع استان بوشهر که برای فعالیت نیاز به آب دارند، مجبور به استفاده از ظرفیت آب شیرین‌کن‌هایی هستند که با هزینه گزاف تامین می‌شود و هم دولت (با پرداخت یارانه) و هم تولیدکننده در خرید آب گران قیمت متضرر می‌شوند.
قلی‌نژاد افزود: تامین بخش بالایی از آب مورد نیاز استان بوشهر در بخش کشاورزی و شست‌وشوی محیط و فضای سبز شهری با استفاده از این ظرفیت راهی بسیار به صرفه‌تر و کم هزینه‌تر از احداث و توسعه ظرفیت آب شیرین‌کن‌ها در استان بوشهر است.
مدیرکل حفاظت محیط زیست استان بوشهر اذعان کرد: علاوه بر هزینه بالای احداث، آب‌شیرین‌کن‌ها دارای شورآبه‌هایی هستند که خود بر دریا و محیط زیست آن اثرگذار است و لازم است در احداث آب شیرین‌کن‌ها به محل احداث و اثرات مخربی که بر دریا دارد، توجه بیشتری شود.
او بیان کرد: اداره کل محیط زیست در این زمینه پیگیری‌ها و مکاتبه‌های بسیاری داشته، جلسات تخصصی هم‌اندیشی برگزار کرده و کارگروه فاضلاب تشکیل شده است اما روند بهبود این شرایط بسیار کند است.
قلی‌نژاد گفت: شرکت آب‌و‌فاضلاب استان بوشهر تامین نشدن اعتبار لازم برای پیشرفت و احداث تصفیه‌خانه‌های فاضلاب را به عنوان دلیل کندی و توقف این مهم اعلام کرده است اما لازم است در این زمینه خسارت‌های وارد شده به تنوع زیستی و آبزیان محاسبه شود و اداره کل محیط زیست استان بوشهر این بررسی و محاسبه را در سال ۱۴۰۰ انجام می‌دهد.
او با اشاره به تعهدات کشورهای حوزه خلیج فارس در قالب کنوانسیون کویت افزود: این کشورها متعهد شده‌اند فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی خود به گونه‌ای تنظیم کنند که آلودگی محیط زیست دریایی رخ ندهد اما امروز پر کردن خوریات و جزیره‌سازی آسیب‌های بسیاری به خلیج فارس وارد کرده است.

چنارها، میراث خزان‌زده تهران

در روزهای آخر تیرماه، خزان به خیابان ولیعصر رسیده است و برگ‌های خشک پای چنارهای قدیمی و تازه‌کاشت پهن شده‌اند. تکرار همان خزان زودهنگام سال‌های اخیر است. تابستان گرمی است و مدیران شهری می‌گویند این گرما چنارها را شوکه کرده است. نگرانی درباره چنارها به تلاش‌ها برای ثبت جهانی بلندترین خیابان این شهر گره خورده. شهرداری می‌کوشد چنارهای جدید به این خیابان بیاورد به جای خشکیده‌ها و قطع‌شده‌ها بکارد و همراه وزارت میراث فرهنگی خیابان تاریخی ولیعصر را در فهرست میراث جهانی یونسکو جای دهد، اما از آن سو آلودگی هوا و خاک و بی‌آبی جان چنارها را به خطر می‌اندازد و افزایش دما، بلای دیگری می‌شود و باعث بر‌گ‌ریزان تابستانی آنها می‌شود. این میان کارشناسانی هستند که از چنارها قطع امید کرده‌اند و می‌گویند برای اقلیم امروز تهران، باید به دنبال گونه دیگری بود.

پاییز فقط به خیابان ولیعصر نرسیده. تمام چنارهای شهر خزان دیده‌اند. این وضعیت برنامه آبیاری درختان را عوض کرده. همین دیروز علی‌محمد مختاری، مدیرعامل سازمان بوستان‌ها و فضای سبز شهرداری تهران گفت که «درختان خیابان ولیعصر (عج) بر اثر گرمای هوا دچار شوک حرارتی شده‌اند» اما این خزان «به معنای خشکیدن آنها نیست». پاسخ او به نگرانی‌ها درباره این خزان تابستانی این بود که «درخت هم یک موجود زنده است و اتفاقا درختان این خیابان احیا شده است اما درجه حرارت هوا که بیش از حد بالا می‌رود، شوک به گیاه وارد می‌شود و درخت شروع به خزان زودرس می‌کند.» راه‌حل چیست؟ مختاری گفته با برنامه‌ریزی برای ساعات آبیاری درختان. «ما به مناطق ۲۲ گانه دستورالعمل داده‌ایم که در تیر و مرداد ماه در ساعات خنک روز، یعنی از ۶ عصر تا ۹ صبح آبیاری کنند و از ساعت ۹ صبح تا ۵ عصر آبیاری ممنوع است چرا که علاوه بر این که ۵۰ درصد آب تبخیر می‌شود، به گیاه صدمه می‌زند و مثل این می‌ماند که پای گیاه آب جوش بریزند». هادی کاشانی، مدیرعامل جمعیت داوطلبان سبز اما با تغییر اقلیم، آلودگی و کم‌آبی از ماندگاری چنارها قطع امید کرده است. او که کارشناس فضای سبز شهری است، در گفت‌وگو با «پیام‌ما» نگاه مدیران شهری و «تسلیم نشدن» به سرنوشت تلخ این درختان را نقد می‌کند.
آقای کاشانی چرا چنارها در تیرماه به این حال و روز افتاده‌اند؟
ما در تهران یک پیک دمایی 39 تا 40 درجه را پشت سر گذاشتیم. معمولا در این پیک حرارتی چنارها از خود تنش نشان می‌دهند. علاوه بر این میکروکلیمای شهر تهران که عوض شده. در مقطعی که در سال‌های دور، چنارها در این شهر کاشته شدند، دمای تهران پایین‌تر از امروز بود. اکنون پدیده گرمایش جهانی از یک سو و ساخت‌وساز‌ها از سوی دیگر، شرایط را عوض کرده و آستانه تحمل دمایی چنار عوض شده. ما اکنون دو فصل خزان برای چنار داریم؛ یکی اواسط تیر و دیگری خزان پاییزه. این برگ‌ریزان، مربوط به اولین خزان است.
شهرداری در این چند هفته که برگ‌ریزان شروع شده، از برنامه آبیاری برای مقابله با خزان زودرس می‌گوید. اما واقعا باید چه کرد؟
بله باید آبیاری افزایش داد چون تنشی به آنها وارد شده. چنار گونه‌ای بسیار آب‌دوست است. در گذشته هم به همین دلیل آنها را در کنار نهرها کاشته بودند. آنها نیاز دارند که آب جاری پایشان در جریان باشد. با وجود تغییر شرایط اقلیمی به مرور زمان، بازکاشت چنار راه حل نیست. چنارها دیگر در تهران تاب‌آوری ندارند. متاسفانه مدیریت شهری و شورای شهر در این مسئله مقاومت دارند.
چنارهای تازه‌ای که می‌کارند هم نمی‌توانند تاب این تغییرات را داشته باشند؟
وقتی گونه‌ای تاب‌آوری خود را از دست داده، بازکاشت اشتباه است. طی سال‌های گذشته هر سال سازمان بوستان‌ها چنارهای بزرگ انتقالی را کاشته اما چنارهای جدید هم به مرور به این شرایط می‌رسند. گونه‌های انتقالی حساس‌اند. این درختان در محیط مناسبی مثل کرج رشد کرده‌اند و ناگهان آنها را آورده‌اند به شهری با این دما و آلودگی‌. اینها ممکن است دو سه سال با زور کود و آب و خاکی که در محیط پیرامون ریشه جایگزین شده دوام بیاورند اما همین که ریشه از آن فضای تیمارشده چاله کاشت، خارج شود، دوباره به همان مشکلات آلاینده‌ها برمی‌خورد و نهال باشد یا درخت، خشک می‌شود.
چاره آخر چیست؟
این که به مرور از کاشت گونه درخت چنار منصرف شویم و از گونه‌های مقاوم‌تر استفاده کنیم.
چه گونه‌هایی می‌توانند جایگزین چنار شوند؟
داغداغان گونه بسیار مهمی است که در شهر تهران و دامنه جنوبی البرز، ریشه تاریخی دارد. این گونه با نام محلی «تا» یا «ته» می‌شناسند. حتی روایتی هست که می‌گویند نام تهران برگرفته از این درخت است. بسیار گونه مقاوم و کم‌آبی است و در برابر آلایندگی‌ها هم توانمند است. درخت ارغوان هم گونه بسیار خوبی برای جایگزینی است، که مثل داغداغان کم‌آب و مقاوم است. حتی در بزرگراه صدر قبل از این ارغوان کاشته بودند و در مرحله‌ای اصلا آبیاری نمی‌شدند. آنقدر که به صورت دیم رها شده بودند. ارغوان گونه‌ای است که اگر در تابستان حتی آبیاری نشود، در شش، هفت سالگی دیگر ریشه‌هایش به سطوح عمیق‌تر می‌رسد و خودش رطوبت مورد نیاز را تامین می‌کند. اینها گونه‌هایی هستند که می‌شود به آنها فکر کرد و برای جایگزینی‌شان برنامه ریخت.
اما به نظر می‌رسد مدیران شهری چندان به این راه‌حل فکر نمی‌کنند.
از قرار، موضوع تغییر گونه چنار با مدیریت شهری بسیار مطرح شده است. در این دوره هم در شورای شهر با آرش میلانی، رئیس کمیته محیط زیست مفصل صحبت کردم. اما باید در مقابل یک سری پدیده‌ها یا معضلات محیط زیستی آنقدر جسارت داشته باشیم که، جایی مصمم بایستیم و بگوییم که اشتباه کرده‌ایم و باید کار دیگری کرد. اما چه اکنون و چه دوره‌های قبل در مدیریت شهری و شورا جسارت درباره این موضوع، گرفتن تصمیم قاطعانه و ایستادن بر سر آن وجود نداشته.
به نظر شما چقدر این مقاومت‌ها به تلاش‌ها برای ثبت جهانی این خیابان ربط داشته؟
از قضا این یکی از هراس‌هایی است که جلوی تصمیم‌گیری را گرفته. مدیران شهری از پیامد‌های انتخاب گونه جدید با توجه به برنامه ثبت جهانی این خیابان که اتفاقا چنارها نقش پررنگی در آن دارند، می‌ترسند. این است که نمی‌خواهند زیر بار این تغییر بروند. این قضیه در ابعاد کلان درباره باقی تصمیم‌گیری‌ها در حوزه‌های شهری هم مصداق دارد. مثل مقاومت درباره کاشت چمن. ما می‌دانیم که چمن گونه بسیار پرآبی است اما نمی‌خواهیم بپذیریم که در یک اکوسیستم خشک زندگی می‌کنیم. در شهر تهران با این محدودیت‌های آبی چه معنی دارد که باز مقادیر قابل توجهی چمن‌کاری در شهر داریم؟
مگر سازمان بوستان‌ها دستورالعمل صادر نکرده بود که سطوح چمن‌کاری کمتر شود؟
بله اما این کاهش به صورت یک کاهش هوشمند نبوده. یعنی اینطور نیست که قبل از فصل تابستان چمن‌کاری کنند و پاییز چمن‌ها را جمع کنند و جایش درخت بکارند. الان با بحران بی‌آبی در مدیریت شهری مواجه هستیم و ناخودآگاه قطعات چمن‌کاری که آب بهشان نرسد از بین می‌رود. حالا چمنی که از بین رفت را دوباره بازکاشت نمی‌کنند اما منتظر می‌مانند که به تدریج خودش از بین برود. مدیریت شهری به صورت هوشمندانه چمن‌ها را جمع‌آوری نمی‌کند و اصلا به دنبال تغییر گونه گیاهی نیست.
با توجه به این صحبت فکر می‌کنید مدیریت شهری تا چه اندازه محدودیت منابع آبی را در تصمیم‌گیری‌ها در نظر می‌گیرد؟
با این وضعیت آب و هوایی، توسعه فضای سبز برای شهر ما دیگر متصور نیست. آنقدر محدودیت منابع آب و خاک داریم که اصلا معنی ندارد که فضای سبز تهران را توسعه دهیم. وقتی آب برای نوشیدن محدود است و سفره‌های آب زیرزمینی محدود شده است، وقتی بیشتر چاه‌های عمیق شهری در حال خشکیدن است و آب خامی که مدیریت شهری برای فضای سبز دریافت می‌کرد با محدودیت مواجه است، باز هم در تصمیمات به این محدودیت‌ها توجهی نمی‌شود. این است که کماکان می‌بینیم که هر 15 اسفند طرح‌هایی مثل کمربند سبز شهر تهران یا طرح جنوبی دامنه البرز را افتتاح می‌کنند و در کوه‌های مرتفع حریم شهر درخت می‌کارند. در شرایطی که به تامین منبع آب آن فکر نکرده‌اند و احتمالا قرار است از حقابه فضای سبزی که قبلا آبیاری می‌شد، بزنند تا نهال‌های کوچک سیراب شوند. اینجا کسی جسارت آن را ندارد که بگوید دیگر نمی‌توان با این وضع منابع، فضای سبز را گسترش داد. ما خیلی هنر کنیم همین میزان فضای سبز را باید نگهداری کنیم و از پس درختانی که داریم بربیاییم.

رخت سیاه بر تن زاگرس

سوختن زاگرس و بلوط‌هایش ماجرای یک سال و دو سال اخیر نیست که بگوییم فرصت برای مدیریت و برنامه‌ریزی کم بوده. سال‌هاست مسئولان با معضل حریق در این مناطق مواجهند، سال‌هاست دانشجویان با موضوع مدل‌سازی حریق در زاگرس از پایان‌نامه‌‌هایشان دفاع می‌کنند، سال‌هاست داوطلبان و انجمن‌های محیط ‌زیستی از کمبود امکانات می‌گویند و خبرنگاران دراین‌باره می‌نویسند و سال‌هاست که مسئولان وعده می‌دهند سال بعد اوضاع بهتر می‌شود.

صالح سروستانی، کوهنورد و فعال محیط زیست خوزستانی از این همه وعده خسته است‌، از اینکه برای 300 هزار تومان خرید آذوقه تیم اطفای حریق مدت‌ها صبر کند تا بالاخره یک کارشناس حیات‌وحش این مبلغ را برایش بفرستد و او بتواند به مغازه‌دار بدهد‌. او خسته است از اینکه با داشتن سه فرزند جانش را کف دست بگذارد و به منطقه حریق برود و بعد شرمنده این باشد که نمی‌تواند یک کفش ساده به همراهانش دهد. او بارها در حلقه آتش گیر افتاده و بهایش را هم داده است‌، سال گذشته زمانی که صالح سروستانی با چند نفر از اعضای باشگاه کوهنوردی کیان قلعه‌تل در میان آتش گیر افتادند،‌ ناچار شدند از ارتفاعی سه، چهار متری پایین بپرند، محاسباتشان چندان درست از کار درنیامد‌ و صاف نبودن سطح محل فرود باعث در رفتگی قوزک پایش شد‌ و 12 کیلومتر پیاده‌روی با پای در رفته نقصی دائمی در پایش ایجاد کرد که همچنان با مصائب آن دست و پنجه نرم می‌کند. خودش می‌گوید که «با همین نقص باز کار انجام می‌دهم اما زاگرس و بلوط‌ها تنها برای من نیست، این عرصه‌ها میراث همه ماست و باید از آن حفاظت کنیم و برای این کار هم نیازمند تجهیزاتیم».
باشگاه کوهنوردی کیان قلعه‌تل به گفته سروستانی تنها باشگاهی است که برنامه صعودهای تابستانه‌اش را سال‌هاست تعطیل کرده مبادا جنوب زاگرس دچار حریق شود و اعضای این باشگاه حاضر نباشند. او در مقابل گله‌مند است از مسئولانی که با ماشین اداره تفریحات آخر هفته‌شان را با خانواده می‌روند و وقتی از آنها می‌خواهند از همین ماشین برای بردن تجهیزات اطفای حریق در همان منطقه استفاده کنند می‌گویند نمی‌شود و ماشین در این جاده قابلیت تردد ندارد. صالح سروستانی و سایر اعضای باشگاه در کنار انجمن‌های محیط ‌زیستی و روستاییانی که در حاشیه زاگرس ساکن هستند با کمترین امکانات و با جانی در دست برای اطفای حریق می‌روند‌، آنها از طریق شبکه‌های اجتماعی فراخوان می‌دهند و معمولا هم تا افراد جمع شوند حریق گسترش پیدا کرده است.
آنجا مرگ جولان می‌دهد
شش نفر از این گروه همیشه پای کار هستند. شش نفری که به گفته او در هر حریق به سرعت وارد عمل شده و در عرصه‌ای حاضر می‌شوند که هر قدمش،‌ یک گام نزدیک شدن به مرگ است‌. آنها ناچارند در زاگرس با باد و ارتفاع و صخره و حریق همزمان بجنگند.‌ سروستانی با صدایی از سر استیصال می‌گوید آنجا مرگ جولان می‌دهد‌،‌ داوطلبان خودشان را به خدا می‌سپارند و بی هیچ هراسی پیش می‌روند تا بلوط‌ها را نجات دهند. او می‌گوید در هر آتش‌سوزی ناچار می‌شوند سه چهار روز در عرصه بمانند و در این زمان ارگانی نیست که حتی هزینه‌های آذوقه‌شان را تقبل کند. آنها با این درصد فداکاری برای یک کفش 300 هزار تومانی برای یک روستایی ناچار می‌شوند سر خم کنند.‌ همین او را آزار می‌دهد که خوزستان می‌سوزد،‌ خوزستان خشک می‌شود،‌ همان خوزستانی که شریان حیاتی ایران است و آن وقت آنها باید لنگ یک جفت کفش و کوله 300 هزار تومانی باشند که پیدا نمی‌شود، لنگ هزینه آژانس داوطلبی که می‌خواهد خود را به عرصه برساند و موارد هزینه‌ای به همین اندازه محدود و ناچیز که در مقابل هزینه‌هایی که جاهای دیگر می‌شود اصلا به چشم هم نمی‌آید.
روایت عدنان از آتش
زاگرس را که بالا برویم و به پاوه برسیم‌، باز چالش همان است که ذکر آن رفت‌، عدنان قادریان که چند روز پیش تا بامداد به همراه 40 نفر از اعضای ژیوای پاوه مشغول اطفای حریق بوده از کمبود امکانات شکایت دارد. در این آتش‌سوزی 200 هکتار دیگر از زاگرس سوخت در حالی که محل حریق با سد داریان که یکی از سدهای بزرگ ایران است دو کیلومتر هم فاصله نداشت. قادریان و همراهانشان درخواست هلی‌کوپتر اطفای حریق کردند و این خواسته ناکام ماند، به گفته او هلی‌کوپتر هلال‌احمر چند چرخ زد تا بار خاموش کردن آتش بار دیگر به دوش محلی‌ها،‌ انجمن‌ها و منابع طبیعی و محیط ‌زیست بیفتد.
در شمال زاگرس هم مانند سروستانی و دوستانش در جنوب همه از جان مایه گذاشتند تا آتش آرام گیرد. هنوز اعلام نشده حیات‌وحش چه آسیبی از این حریق‌ها دیده‌اند،‌ هنوز مشخص نیست منطقه‌ای صعب‌العبور که نه به روستایی نزدیک است و نه به مرز و نه مسیر تردد عشایر است چرا آتش گرفته‌، آنچه معلوم است بلوط‌های سوخته زاگرس است و آنچنان که قادریان و سروستانی بر آن تاکید دارند، فقدان اراده لازم برای حفاظت از زاگرس و زیستمندانش.
شعله‌های آتش گچساران بلند است
باز هم همین روزها خبر دیگری از آتش‌سوزی در زاگرس. این بار در گچساران و جنگل‌ها و مراتع ارتفاعات منطقه نارک. حریق ساعت 11 شب پنجشنبه هفدهم تیر شروع شد و بخش بزرگی از جنگل‌‌های بلوط و زالزالک را در این منطقه طعمه خود کرد. علت آتش‌سوزی نامشخص و 80 نفر برای مهار آتش‌سوزی وارد منطقه شدند با این حال پس از هفت روز همچنان حریق از میان بلوط‌ها و زالزالک‌ها قربانی می‌گرفت. در گچساران علاوه بر منطقه نارک،‌ 400 هکتار از منطقه حفاظت‌شده دیل هم در آتش سوخته است. در این اوضاع که زاگرس تکه تکه سیاه و از آن دود بلند می‌شد مشهدی حسین حاجی‌حسنی از دامداران منطقه هلن در بخش میانکوه چهارمحال و بختیاری به کمک نیروی امدادی رفت تا بتواند آتش را مهار کند، او البته به خانه بازنگشت تا به فهرست کسانی اضافه شود که برای نجات سوختند و آتش گرفتند.
آتش همچنان در زاگرس ادامه دارد،‌ همچنان ارزشمندترین عرصه‌های ما قربانی می‌شوند،‌ در حالی که جامعه محیط ‌زیست بین عزاداری خبرنگاران کشته شده محیط ‌زیست در حادثه واژگونی اتوبوس در نقده، همدردی با خانواده قربانیان و خبرنگاران باقی جان به در برده از این حادثه،‌ نگرانی برای فعالان محیط زیست بازداشتی در دوران شیوع موج پنجم کرونا و سویه دلتا‌، تلاش برای نجات زاگرس‌، نگرانی برای بحران خشکسالی و کم‌آبی در هورالعظیم هروله می‌کند. زاگرس می‌‌سوزد و از دود آتشی که برمی‌خیزد چشم فعالان محیط زیست تر شده است. فعالانی که سال‌هاست و سال‌هاست از جان می‌گذرند،‌ از مال می‌گذرند،‌ از رفاه می‌گذرند و می‌خواهند این سرزمین باقی بماند،‌ زاگرس بماند و آن را به نسل بعدی برای حفاظت واگذار کنند.