بایگانی مطالب نشریه

باید به خواست ملت تمکین کرد

حجت‌الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین ایران در پیامی به مناسبت چهل و چهارمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی تاکید کرد: به صراحت می‌گویم که باید به توقع و خواست ملت تمکین کرد و ملت را فراتر از نسل ما و نسل‌هایی که در انقلاب و حتی اصلاحات حضور داشتند دانست. اصلاح خود نام دیگر دفاع از همان آرمان‌ها و خواست‌هایی است که ملت داشته و از جمله در انقلاب آن را آشکار کرده است و نه بازگشت به آن شیوه از اصلاحاتی که در اثر سرسختی حاکمیّت و نیز خطاهای خود ناتمام ماند.
در بخش‌هایی از پیام محمد خاتمی آمده است: «جوان دیروز سرشار از شوق و ایمان و امید دلبستگی به انقلاب و امیدوار به وعده‌هایی بود که داده شده بود و نیز آرمان‌هایی که آن چنان که باید، محقق نشد و نه تنها آئین و اندیشه که حتی زندگی معمولی و روزمره نیز آسیب فراوان دید و نتیجه اینکه: جوان امروز سخت عاصی و معترض است، نه فقط آنکه در میدان بوده است و اعتراض او با سرکوب و برخورد نامناسب روبه‌رو شده است، بلکه دل‌های انبوهی از جوانان و حتی نسل‌های پیشین که در صحنه اعتراض نبوده‌اند با معترضان بوده است ولو اینکه پاره‌ای شیوه‌ها و رفتارها را نمی‌پسندیده‌اند.

سید محمد خاتمی: به صراحت می‌گویم که باید به توقع و خواست ملت تمکین کرد و ملت را فراتر از نسل ما و نسل‌هایی که در انقلاب و حتی اصلاحات حضور داشتند دانست

می‌توان گفت که آنچه امروز آشکار است، نارضایتی گسترده است و اشتباه بزرگ نظام حکمرانی کشور این‌ است که جلب رضایت بخش کوچکی از جامعه را که به خود وفادار می‌داند به قیمت افزایش نارضایتی اکثریت جامعه که گرفتار مشکلات فراوان است و متأسفانه امید به آینده بهتر را از دست داده است، مدّ نظر قرار داده است. جامعه از جهات مختلف دچار بحران است. هرچند که نقش دشمنی‌ها، فشارها و بدخواهی‌های قدرت‌های بزرگ و وابستگان آنها در ایجاد این وضع ناگوار موثر بوده است ولی به‌نظر من ریشه اشکال و مشکل در درون است.
خواست اساسی ملت که طی حدود دو قرن شکل گرفته است عبارت بود از رهایی از استبداد، استعمار و وابستگی و بی‌عدالتی و عقب‌ماندگی و آنچه در جهت ایجابی می‌خواست، آزادی، استقلال، پیشرفت و عدالت بود و انقلاب، جمهوری‌ اسلامی را برای تأمین این خواست تاریخی پیشنهاد داد.»
در قسمت دیگری از این بیانیه آمده است: «در اینجا به صراحت می‌گویم که باید به توقع و خواست ملت تمکین کرد و ملت را فراتر از نسل ما و نسل‌هایی که در انقلاب و حتی اصلاحات حضور داشتند دانست. اصلاح خود نام دیگر دفاع از همان آرمان‌ها و خواست‌هایی است که ملت داشته و از جمله در انقلاب آن را آشکار کرده است و نه بازگشت به آن شیوه از اصلاحاتی که در اثر سرسختی حاکمیّت و نیز خطاهای خود ناتمام ماند. من نیز نه به سودای بازگشت به قدرت، بلکه برای گشودن راهی به سوی مهار بحران و عبور از تنگناها آنچه را گفته و نوشته‌ام.»
خاتمی در پایان پیام خود ۱۵ پیشنهاد را تکرار کرده و در آخر گفته: «سخن آخر اینکه اصلاح‌طلبی به شیوه و روال تجربه شده (یعنی درخواست از مقامات بالادستی برای اصلاح که نشان داده‌اند حتی آن را نمی‌شنوند چه رسد به اینکه در آن تامل و به آن عمل کنند و نیز حضور در عرصه قدرت به هر قیمتی، که به هیچ قیمتی امکان حضور به اصطلاح غیرخودی را نمی‌دهند) این شیوه اصلاح‌طلبی اگر نگوییم ممتنع شده است، دست‌کم به صخره ستبر بن‌بست برخورد کرده است و مردم هم حق دارند از آن مثل خود نظام حاکم نومید شوند.»

به خاطر همه رنج‌هایی که کشیدی برو

صحبت از سفر که می‌شود، چه روایت‌ها و داستان‌ها که از فکر آدم گذر نمی‌کند. تجربه‌ سفرهایی واقعی از دنیای حقیقی، امیال و رویاها و یا لذتِ خوانش سفرنامه‌ها و داستان‌ها. از سفر دورِ دنیا در هشتاد روز گرفته تا سفری که سلوچ به آن رفته بود، همه‌شان از «سفر» گفته‌اند.
اما گاه نویسنده می‌خواهد به درون سفرکند، سفری در ذهن؛ و آن را در دنیای واقعی برای مخاطبش عینیت ببخشد. این سفر، برای ملموس شدن، باید به جهانی حقیقی وارد شود، مانند باغی که «پونه»، شخصیت نوجوانِ داستان به آن وارد شد. باغ و پیرمرد، در دنیای واقعی این باور را به پونه القا می‌کنند که انسان برای شناخت جهانِ پیرامونش، همیشه نیازمندِ گذر از تمام دنیا نیست. انسان برای جهان‌شناسی باید زمان را صرفِ گذشت از خود کند، تا از خودشناسی و ورود به مرزهای معرفت، تجربه‌هایی از شناخت جهان به دست بیاورد. تجربه‌های نابی از دیدن، شنیدن و لمس کردن که گاه می‌تواند از تجربه حضور در یک باغ ِکوچک به دست بیاید.
«و باز هم سفر» ِناصر یوسفی، داستان سه نوجوان چهارده ساله با نام‌های سام ، شوکا و پونه است که همزمان با ورود به دوره‌ نوجوانی، بنابر آیین و رسم محل زندگی‌شان، مجاب به سفر و ترک خانه شده‌اند و هرکدام در این داستان، سفری متفاوت را تجربه می‌کنند.
داستان، ورود به دوره نوجوانی را بهانه سفر کرده است. مرحله‌ای از زندگی که نیاز به آمادگی و آگاهی دارد، اما این شرایط برای بسیاری از نوجوانان مهیا نشده و این ورود، نوجوان را در کشمکشی پایاپای قرار می‌دهد و حس طردشدگی و ناتوانی از پذیرش این مرحله را به نوجوان القا می‌کند. سام نوجوانی که در این کشمکش قرار گرفته، نیازمند زمان است تا خود را با شرایط جدید وفق دهد.
داستان از جایی شروع می‌شود که سه نوجوان باید از هم جدا شوند و هر کدام مسیری را انتخاب کنند. داستان‌ها به طور موازی روایت می‌شود و هربخش از چالش‌های هر فرد سخن می‌گوید.
شوکا نوجوان دیگر که از دوستانش، مشتاق‌تر است وارد شهری عجیب بهنام مانا می‌شود که همه چیز در آن یکسان است. آدم‌ها، خانه‌ها، رفتارها و مردمی که از تغییر می‌ترسند و در برابر آن مقاومت می‌کنند. مردم شهر در یک ساعت به‌خصوص از خواب بیدار می‌شوند، در ساعتی تعیین شده غذا می‌خورند و تمام وظایفشان تا انتهای روز، مشخص و تعیین شده است. البته که نه فقط تا انتهای روز که حتی تا سالیان سال.
«وقتی فکر می‌کرد باید تا آخر عمرش در این شهر بماند، حالش بد می‌شد. شهری که همه چیزش را می‌دانست. همه‌ اتفاق‌های تکراری آن را از قبل می‌دانست. می‌دانست فردا، ماه‌های بعد و حتی سال‌های بعد ساعت ۳ بعدازظهر یا ۸ شب یا ۸ صبح چه اتفاقی قرار است رخ بدهد. همه چیز از قبل نوشته شده بود. همه چیز از قبل مشخص بود.»
شهر مانا می‌تواند طعنه و کنایه نویسنده به یک سیستم و یا نظام آموزشی باشد، سیستمی که هیچ تغییری را پذیرا نیست و در قبال کوچکترین اعتراض، مخالفت می‌کند. ساختار خشک و غیرقابل تغییری که هیچگونه تاملی من باب نظرات غیر ندارد، مانند صندوق انتقاداتی که صرفا جنبه تزیینی دارد. «خیلی وقت‌ها هوس می‌کرد وقتی همه‌ بچه‌ها به یک طرف می‌روند، خلاف آنها حرکت کند. دلش می‌خواست وقتی همه سر کلاس ساکت نشسته بودند و تکلیف‌هایشان را انجام می‌دادند، بلند شود، جیغ بکشد و کیفش را به طرف معلم پرت کند. خیلی وقت‌ها دلش می‌خواست در صف اتوبوس روی زمین بنشیند، برقصد یا فریاد بزند اما همیشه خودش را کنترل می‌کرد. می‌دانست که هر کدام از این کارها توبیخ بزرگی به همراه خواهد داشت. می‌دانست که مجازات‌های تند و سختی در انتظارش خواهد بود. گاهی از شدت هیجان و ترس از انجام یک کار غیرمنتظره از درد به خود می‌پیچید.»
سام نوجوان بعدی از خانواده‌ای غیرصمیمی راهی می‌شود که نسبت به آمادگی او از سفر، بی‌تفاوتند. سام در طول مسیر، با کولی‌ها آشنا می‌شود اما از ابراز هویت ِخود و این اجبار ِتن به سفر دادن، خجالت‌زده است و آن را پنهان می‌کند. اما زندگی با کولی‌ها، اتفاقات مسیر و حمایت و صداقتی که در ارتباطش با کولی‌ها دریافت کرد، کمک می‌کند تا سام بتواند خود را از بند نقاب‌هایش رها سازد.
«سام فکر کرد که چه بگوید؟ بگوید خانواده‌اش به جاده اعتماد داشتند و او را تنهایی راهی سفر کرده‌اند؟ نمی‌خواست بگوید خانواده‌اش کیست. درد سفر دوباره برایش زنده شد. تازه می‌فهمید که آنها به بهانه‌ تجربه کردن بچه‌هایشان را از خانه بیرون می‌کنند. تازه یادش آمد که حتی از فرزندانشان سراغی هم نمی‌گیرند. اگر مریض شود، اگر بمیرد!! هیچ!»
یوسفی در داستان‌هایش معمولا از شخصیت‌هایی می‌گوید که متفاوت‌تر از دیگر اعضای جامعه، رفتار می‌کنند، اما کم‌کم خود را با اتفاقات، تطبیق می‌دهند. داستان سه نوجوان به هم پیوند می‌خورد و راه‌ها به هم می‌رسند. البته تصویر جاده و تیرک‌ها و رنگ‌های روی جلدِ کتاب هم حکایت از همین راه و حضور ماجراها و رویدادهای متفاوت دارد.
این داستان برگزیده انجمن فرهنگی ناشران کتاب کودک و نامزد نهاییِ جایزه هدهد سفید است. ناصر یوسفی نویسنده رمان «و بازهم سفر»، که کار نویسندگی برای کودکان را از اواسط دهه۱۳۶۰ آغاز کرده، مشاور چند نهاد بین‌المللی از جمله: یونیسف، کمیسارای عالی سازمان ملل درامور پناهندگان یونسکو و شورای جهانی جمعیت ‌است. همچنین مدیریت موسسه پژوهشی کودکان دنیا را برعهده دارد و در داستان‌هایش بر صلح، عشق، همدلی، و انسان‌دوستی تأکید دارد.
او در صفحه‌اش به مناسبت چاپ هشتم کتاب نوشته است: «شوکا به خاطر رویای آزادی که در سر دارد، در سلول انفرادی، زندانی می‌شود. شوکا با خودش فکر می‌کرد کسی نمی‌تواند رویاها و آرزوهای او را اسیر کند، اما رویاها، آخر کار خودش را می‌کند.»
«و بازهم سفر»، می‌تواند صدای نوجوانان در این روزها باشد. نوجوانانی که برای رسیدن به رویاهایشان، نیاز به حمایت و جسارت دارند، در این سفر و این مسیر بحرانی کنارشان باشیم.

مدیریت آبی ناپایدار مخرب‌تر از تغییر اقلیم

| پیام ما | همین چند روز قبل بود که معاون اول رئیس‌جمهور در سفر به سیستان و بلوچستان از وضعیت منابع آبی چاه‌نیمه‌ها بازدید و تاکید کرد پیگیر حقابه هیرمند از افغانستان خواهد شد. شاید در مورد تالاب‌های بین‌المللی هامون انگشت اتهام خشکیدگی آن به سوی افغانستان و سدسازی‌های آنها باشد اما پایین‌تر در مرز بین سیستان و بلوچستان و استان کرمان درباره تالاب جازموریان چنین نیست. نمی‌توان گناه خشک شدن تالاب جازموریان و تالاب گاو خونی را به گردن کشورهای دیگر انداخت. نفس‌های به شماره افتاده تالاب هورالعظیم و تفتیدن بختگان را هم نادیده بگیریم آنچه بر سر دریاچه ارومیه آمده را چگونه توصیف خواهیم کرد؟ «آرزو اشرفی‌زاده» مدیرکل دفتر حفاظت و احیای تالاب‌های سازمان محیط زیست توصیف خوبی برای این وضعیت به کار برده است؛ «شرایط تالاب‌های کشور، شاخص عملکرد مدیران در مدیریت منابع آبی است».

 

اگر روزنامه «پیام ‌ما» را دنبال می‌کنید حتما گزارشی که در شماره دیروز با تیتر «آبیاری نوین به بیراهه رفت» را دیده‌اید. اگر مروری بر این گزارش کرده باشید متوجه افزایش کسری آبخوان‌های کشور طی ۱۲ سال اخیر آن هم به میزان ۴۰.۸ میلیارد متر مکعب شده‌اید. در گزارش یاد شده حرف‌های دکتر «بنفشه زهرایی»، دبیر کارگروه ملی سازگاری با کم‌آبی هم آمده بود که می‌گفت تا سال ۱۴۳۵ دست کم ۱۱۸ آبخوان در فلات مرکزی و نوار شرقی را از دست می‌دهیم. دیروز در آن گزارش از نقش بودجه‌ریزی نادرست و بدون نظارت در توسعه آبیاری نوین گفته بودیم که چگونه موجب افزایش مصرف آب به جای ایجاد بهره‌وری شده است. حال «آرزو اشرفی‌زاده»، مدیرکل دفتر حفاظت و احیای تالاب‌های سازمان حفاظت محیط‌ زیست با تاکید بر اینکه تالاب‌های هامون، جازموریان و گاوخونی دارای بدترین وضعیت در میان تمام تالاب‌های کشور از نظر میزان آبگیری هستند، گفته است: وضعیت هر تالاب نشانگر و شاخص عملکرد ما در مدیریت منابع آبی حوضه آبخیز مربوط به آن تالاب است، یعنی اگر یک تالاب در آستانه خشک شدن قرار داشته باشد، این مسئله نشان می‌دهد که مدیریتی ناپایدار در زمینه منابع و مصارف آبی آن حوضه آبخیز اعمال شده است.

نمی‌توان نقش تغییر اقلیم در تسریع روند خشک شدن برخی تالاب‌های کشور را انکار کرد، اما حتما بخش زیادی از علل وضعیت نامناسب بیشتر تالاب‌های ما در مدیریت ناپایدار منابع آبی و توسعه کشاورزی بدون در نظر گرفتن اصول محیط‌ زیستی در حوضه‌های آبخیز گوناگون ریشه دارد

خبرگزاری کار ایران، ایلنا، در گزارشی سخنان این مدیر مسئول در سازمان حفاظت محیط زیست را در توصیف وضعیت تالاب‌های کشورمان منتشر کرده است. در این گزارش تصریح شده است از نظر علمی، ارزش اکولوژیک تالاب‌ها ۱۰ برابر جنگل‌ها و ۲۰۰ برابر زمین‌های کشاورزی است اما به نظر می‌رسد ذهن مدیران و تصمیم‌گیران ایران چندان به آن اقبالی نداشته و آنها به فرایندهای دیگر ارزش داده‌اند. فرایندهایی که نه تنها حافظ این اکوسیستم‌ها نبوده بلکه وضعیت آنها را به وخامت کشانده است.
نیمی از عرصه‌های تالابی پتانسیل غبارخیزی دارند
در واقع در چند دهه گذشته، تامین نشدن حقابه محیط‌ زیستی تالاب‌ها، برداشت بیش از حد آب برای توسعه اراضی کشاورزی و گسترش صنایع و بی‌توجهی به اصول مدیریت پایدار منابع آبی و تبعات ناشی از تغییر اقلیم به تسریع فرایند خشک شدن تالاب‌های متعدد کشورمان دامن زده است.
«آرزو اشرفی‌زاده» در گفت‌وگو با ایلنا به این موضوع اشاره کرد و توضیح داد: بر اساس مطالعاتی که در سال ۹۸ انجام شده است، از ۳.۴ میلیون عرصه تالابی ایران، حدود ۱.۵ میلیون هکتار پتانسیل غبارخیزی دارند. البته سطح غبارخیزی تالاب‌های مختلف متفاوت است اما بیشترین سطح غبارخیزی مربوط به تالاب جازموریان است. همچنین برخی از دیگر تالاب‌های بزرگ کشور مانند هامون و گاوخونی نیز چنین وضعیتی دارند.
او در وصف این سه تالاب گفت: هامون، جازموریان و گاوخونی، سه تالابی هستند که از بین تمام تالاب‌های کشور بدترین وضعیت را از نظر آبگیری دارند و تقریبا هر سه به صورت کامل خشک شده‌اند. متاسفانه با وجود گذشت بیش از چهار ماه از سال آبی جاری، هنوز هر سه تالاب هیچ‌گونه آبی دریافت نکرده‌اند و این در حالی است که در سال آبی گذشته نیز گاوخونی هیچ حقابه‌ای نگرفت، هیچ حقابه‌ای از سمت رودخانه هیرمند به سمت هامون رهاسازی نشد و میزان آبگیری تالاب جازموریان نیز نسبت به حقابه تعیین‌شده توسط سازمان محیط ‌زیست بسیار کمتر بود. البته سازمان محیط ‌زیست پیگیر تخصیص حقابه تمام تالاب‌ها است.
سال‌هاست هیچ حقابه‌ای به گاوخونی نرسیده است
اشرفی‌زاده در بخش دیگری از توصیف وضعیت تالاب‌ها با بیان اینکه سال‌هاست عملا هیچ‌گونه حقابه‌ای به تالاب گاوخونی نرسیده است، گفت: در چند سال گذشته هیچ حقابه‌ای وارد تالاب گاوخونی نشده و تنها آب‌هایی که به این تالاب می‌رسد، بخشی‌هایی از پساب است و گاوخونی در حال حاضر تقریبا به صورت کامل خشک است. روند تامین نشدن حقابه تالاب گاوخونی به گونه‌ای است که حتی در سیل سال ۹۸ نیز که منابع آبی زیادی وارد حوضه آبریز این تالاب شد، اراده‌ای جدی برای تامین حقابه گاوخونی وجود نداشت.
مدیرکل دفتر حفاظت و احیای تالاب‌های سازمان محیط‌ زیست درباره آخرین وضعیت دریاچه نمک و سایر تالاب‌های استان قم نیز توضیح داد: متاسفانه در سال‌های اخیر و به‌خصوص در سال آبی جاری، استان‌های تهران و قم که جزو حوضه آبریز دریاچه نمک محسوب می‌شوند، وضعیت بارشی مناسبی نداشته‌اند و همین مسئله نیز باعث شده است که این دریاچه و تالاب‌های اقماری آن در شرایط نامناسبی قرار بگیرند.
او همچنین تاکید کرد: در سال‌های گذشته، مطالعاتی درباره حوضه آبریز دریاچه نمک انجام شده و اخیرا نیز مجددا مطالعه مسائل مربوط به تالاب‌های این حوضه آبریز در دستور کار سازمان محیط ‌زیست قرار گرفته است و امیدواریم بر اساس نتایج این مطالعات، بتوانیم برای تامین حداقلی حقابه تالاب‌های این حوضه با همکاری وزارت نیرو گام مثبتی را برداریم.
آبگیری بختگان و شورگل
اشرفی‌زاده با اشاره به برخی خبرهای خوب مربوط به تالاب‌های کشور گفت: خوشبختانه در سال آبی جاری تالاب‌های اقماری حوضه آبریز دریاچه ارومیه مانند تالاب‌های درگه سنگی و شورگل که در چند سال اخیر وضعیت مناسبی را نداشتند و در فهرست قرمز (مونترو) کنوانسیون رامسر قرار گرفته بودند، با پیگیری سازمان محیط ‌زیست و همکاری وزارت نیرو آبگیری شدند. در حال حاضر وضعیت این تالاب‌ها رو به بهبود است و امیدواریم با عملی شدن قول مساعد مسئولان محترم وزارت نیرو، در ماه‌های آتی سایر تالاب‌های اقماری دریاچه ارومیه نیز آبگیری شوند.
این مقام مسئول در سازمان حفاظت محیط ‌زیست درباره آخرین وضعیت تالاب بختگان نیز توضیح داد: با وجود اینکه در سال آبی گذشته هیچ‌گونه حقابه‌ای به بختگان نرسید، اما در سال آبی جاری با پیگیری‌های سازمان محیط‌ زیست، ۳۰ میلیون متر مکعب آب وارد تالاب بختگان شده است و طبق وعده‌هایی که مسئولان محترم وزارت نیرو داده‌اند، قرار است تا بر اساس آب موجود ۱۰۰ میلیون متر مکعب آب وارد تالاب بختگان شود. البته ما از وزارت نیرو درخواست کرده‌ایم که این آب به صورت یکجا به این تالاب تحویل داده شود و امیدواریم این اتفاق در ماه‌های آینده رخ دهد. البته حداقل نیاز آب محیط ‌زیستی بختگان بیش از این رقم است.
او همچنین در توضیح وضعیت برخی دیگر از تالاب‌ها گفت: خوشبختانه اکنون تالاب‌های چغاخور و گندمان در استان چهارمحال و بختیاری وضعیت بسیار خوبی دارند و همچنین تالاب‌های کانی‌برازان و سولدوز در استان آذربایجان غربی نیز وضعیت مناسبی دارند.
دریاچه ارومیه فقط یک سوم حقابه‌اش را گرفته
مدیرکل دفتر حفاظت و احیای تالاب‌های سازمان محیط‌ زیست با بیان اینکه دریاچه ارومیه همچنان در شرایط مناسبی قرار ندارد، عنوان کرد: متاسفانه در سال آبی گذشته تنها حدود یک میلیارد و ۱۰۰ میلیون متر مکعب حقابه به دریاچه ارومیه تحویل داده شد که این میزان، تقریبا حدود یک سوم حقابه محیط‌ زیستی تعیین‌شده برای این دریاچه است، زیرا حقابه دریاچه ارومیه سالانه ۳۰۴ میلیارد متر مکعب است. البته وزارت نیرو وعده داده است که تا پایان بهمن‌ماه تونل کانی‌سیب را افتتاح کند و در فاز اول ۳۰۰ میلیون متر مکعب آب از سد سیلوه به دریاچه ارومیه انتقال یابد.
او در توصیف چگونگی وضعیت حقابه این اکوسیستم بسیار مهم کشور افزود : امیدواریم با افزایش رصد و پایش برداشت از منابع آبی حوضه آبریز دریاچه ارومیه و جلوگیری از برداشت‌های غیرمجاز، در سال آبی جاری از دیگر مسیرهای آبی به جز تونل کانی‌سیب نیز بیشتر از سال گذشته آب به دریاچه ارومیه انتقال پیدا کند و امسال بتوانیم بخش بیشتری از حقابه تعیین‌شده برای دریاچه ارومیه را دریافت کنیم. البته خوشبختانه با وجود خشکسالی نسبتا شدیدی که در چند سال گذشته در حوضه آبریز دریاچه ارومیه وجود داشت، در روزهای اخیر بارندگی‌های مناسبی را در این حوضه آبریز شاهد بودیم.
مدیریت آبی ناپایدار موثرتر از تغییر اقلیم
اشرفی‌زاده در بخش دیگری از ترسیم وضعیت تالابی کشور و در پاسخ به این سوال که چه مقدار از وضعیت نامناسب امروز تالاب‌های ایران ناشی از بی‌توجهی به اصول توسعه پایدار و سوءمدیریت منابع و مصارف آبی است و سهم تغییر اقلیم و تبعات محیط ‌زیستی ناشی از آن را در شرایط کنونی تالاب‌های کشور چطور می‌توان ارزیابی کرد، توضیح داد: قطعا مدیریت ناپایدار منابع آبی حوضه‌های آبخیز مختلف در سال‌های اخیر بیشتر از مسائل مربوط به تغییر اقلیم در وضعیت نامناسب امروز بخش زیادی از تالاب‌ها تاثیر گذاشته است. یعنی با وجود این که نمی‌توان نقش تغییر اقلیم در تسریع روند خشک شدن برخی تالاب‌های کشور را انکار کرد اما حتما بخش زیادی از علل وضعیت نامناسب بیشتر تالاب‌های ما در مدیریت ناپایدار منابع آبی و توسعه کشاورزی بدون در نظر گرفتن اصول محیط‌ زیستی در حوضه‌های آبخیز گوناگون ریشه دارد.
این مقام مسئول در سازمان محیط‌ زیست ادامه داد: برای اینکه بتوانیم درصد دقیقی را درباره مقایسه نقش تغییر اقلیم و مدیریت ناپایدار منابع و مصارف آبی در تشدید روند خشک شدن تالاب‌های ایران بیان کنیم، نیاز به انجام مطالعات گسترده‌ای وجود دارد اما بررسی‌های علمی نشان می‌دهد مسائل مدیریتی قطعا بیشتر از موضوعات طبیعی مانند خشکسالی و دیگر تبعات تغییر اقلیم در خشک شدن تالاب‌ها نقش داشته است؛ به طور مثال، در سال‌های گذشته ستاد احیای دریاچه ارومیه، مطالعه‌ای را درباره عوامل موثر بر تشدید روند خشک شدن این دریاچه انجام داده و اعلام کرده بود که متغیرهای اقلیمی تنها حدود ۱۶ درصد در این زمینه تاثیر گذاشته‌اند.
او در ادامه تاکید کرد: اساسا در سطح جهان رابطه بین تغییر اقلیم و خشک شدن تالاب‌ها دو سویه است، به نحوی که هم نوسانات اقلیمی روی تسریع فرایند خشک شدن تالاب‌ها اثر می‌گذارد و هم نابودی تالاب‌ها بر تغییر اقلیم موثر است، زیرا تالاب‌ها یکی از مهمترین عوامل طبیعی تثبیت‌کننده کربن هستند و باعث کاهش انتشار دی‌اکسید کربن به عنوان مهمترین گاز گلخانه‌ای عامل بروز تغییر اقلیم می‌شوند، بنابراین خشک شدن تالاب‌ها باعث تخریب یکی از منابع اصلی کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای می‌شود و تسریع روند تغییر اقلیم را به همراه دارد. همچنین هرچقدر آثار سوء ناشی از تغییر اقلیم شامل گرمایش جهانی، نوسانات بارشی و افزایش احتمال وقوع خشکسالی بیشتر شود، روند خشک شدن تالاب‌ها نیز سرعت بیشتری به خود می‌گیرد.
با مدیریت پایدار منابع آبی می‌توان به احیای تالاب‌ها امید داشت
اشرفی‌زاده با تاکید بر اینکه با مدیریت پایدار منابع آبی در حوضه‌های آبخیز مختلف، می‌توان به احیای تمام تالاب‌ها حتی تالاب‌هایی که به صورت کامل خشک شده‌اند، امید داشت، گفت: وضعیت هر تالاب نشانگر و شاخص عملکرد ما در مدیریت منابع آبی حوضه آبریز مربوط به آن تالاب است، یعنی اگر یک تالاب در آستانه خشک شدن قرار داشته باشد، باید گفت که عملا مدیریت ناپایداری در زمینه منابع و مصارف آبی آن حوضه آبخیز اعمال شده است، زیرا ما با اعمال مدیریت پایدار و صحیح بر منابع آبی هر حوضه آبخیز قطعا می‌توانیم تالاب مربوط به آن حوضه را احیا کنیم.

فرمان عفو صادر شد

در پی پیشنهاد رئیس قوه قضاییه به حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مبنی بر موافقت با عفو و تخفیف مجازات جمع قابل توجهی از متهمان و محکومان حوادث اخیر و همچنین محکومان دادگاه‌های عمومی و انقلاب و سازمان قضایی نیروهای مسلح، رهبر انقلاب اسلامی با این پیشنهاد موافقت کردند.

 

حجت‌الاسلام والمسلمین اژه‌ای در نامه به مقام معظم رهبری نوشته است: در جریان حوادث اخیر تعدادی از افراد به‌ویژه جوانان در اثر القائات و تبلیغات دشمن مرتکب رفتارهای نادرست و جرائمی شدند که علاوه بر گرفتاری برای خود، باعث زحمت خانواده و نزدیکان خویش گردیدند و اکنون تعداد قابل توجهی از آنان بعد از برملا شدن نقشه دشمنان خارجی و جریان‌های ضد انقلاب و ضد مردمی با اظهار پشیمانی و ندامت تقاضای بخشش دارند.
رئیس قوه قضائیه در نامه خود افزوده است: کلیات شرایط و ضوابط عفو و تخفیف مجازات متهمان و محکومان پس از انجام کارهای کارشناسی و مشورت با مقامات ذی‌صلاح در دو بخش تهیه شده است.

رئیس قوه قضائیه در نامه به رهبر انقلاب: کلیات شرایط و ضوابط عفو و تخفیف مجازات متهمان و محکومان پس از انجام کارهای کارشناسی و مشورت با مقامات ذی‌صلاح در دو بخش تهیه شده است

در بخش اول این نامه ضمن اعلام شروط عفو و تخفیف مجازات برای متهمان و محکومان حوادث اخیر تأکید شده است: پرونده متهمان و محکومان در صورت داشتن شرایط مندرج، در هر مرحله‌ای که باشد، مختومه می‌گردد. در اعلام شرایط عفو و تخفیف مجازات متهمان و محکومان حوادث اخیر آمده است: عدم ارتکاب جاسوسی به نفع اجانب، عدم ارتباط مستقیم با عوامل سرویس‌های اطلاعاتی خارجی، عدم ارتکاب قتل و جرح عمدی، عدم ارتکاب تخریب و احراق تاسیسات دولتی و نظامی و عمومی و نداشتن شاکی یا مدعی خصوصی.
در بخش دوم درخواست رئیس قوه قضائیه برای برخورداری محکومان دادگاه‌های عمومی و انقلاب و سازمان قضایی نیروهای مسلح از عفو و تخفیف در مجازات نیز شرایطی اعلام شده است که از جمله آنها نداشتن شاکی یا مدعی خصوصی، باقیمانده محکومیت محکومان به حبس تا یک سال در صورتی که تا ۲۲ بهمن حداقل یک ماه را تحمل کرده باشند، سه چهارم محکومیت محکومان به حبس بیش از یک سال تا پنج سال در صورتی که تا ۲۲ بهمن یک پنجم آن را تحمل کرده باشند، یک دوم محکومیت محکومان به حبس بیش از ده سال تا بیست سال مشروط به آنکه تا ۲۲ بهمن حداقل دو سال حبس را تحمل کرده باشند و باقیمانده محکومیت حبس کلیه محکومان جرایم غیرعمد است.
اعلام شرایط ویژه برای محکومان زن که به حکم قانون، سرپرستی یا حضانت فرزندانشان را برعهده دارند و برای محکومانی که دارای بیماری صعب‌العلاج یا لاعلاج هستند، محکومان ذکور بالای هفتاد سال و اناث بالای شصت سال و همچنین برای محکومانی که به لحاظ عجز از پرداخت جزای نقدی در زندان به سر می‌برند از دیگر مندرجات نامه درخواست عفو و تخفیف مجازات است. در نامه رئیس قوه قضائیه چند گروه از شمول این عفو مستثنی شده‌اند که از جمله آنها مرتکبین خرید، فروش و قاچاق سلاح گرم، افراد دارای جرم سرقت و راهزنی، جرائم مربوط به مواد مخدر و روانگردان به صورت مسلحانه، دایر کردن مراکز فساد و فحشاء، قاچاق مشروبات الکلی، قاچاق سازمان یافته و حرفه‌ای و عمده کالا و ارز، مباشرت و معاونت در اخلال عمده و کلان در نظام اقتصادی، و جرایم علیه امنیت داخلی و خارجی هستند.
عفو رهبری از چه نوع است؟
عفو رهبری که در اصطلاح عفو خاص یا خصوصی نامیده می‌شود، عفوی است که از جانب مقام رهبری در مناسبت‌های خاص مانند مناسبت‌های مذهبی و اعیاد به پیشنهاد رئیس قوه قضائیه صادر می‌شود.
آن‌گونه که «فارس» خبر داده، در بند ۱۱ اصل ۱۱۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که وظایف و اختیارات مقام رهبری را احصا کرده، در مورد اختیار رهبری برای عفو محکومان آمده است: «عفو یا تخفیف مجازات محکومیت در حدود موازین اسلامی پس از پیشنهاد رئیس قوه قضاییه.»
عفو معیاری: در این عفو، معیار و ضوابط از طریق کمیسیون عفو مرکزی قوه قضائیه تعیین و معیارها از سوی رئیس قوه قضائیه به محضر مقام معظم رهبری پیشنهاد و در صورت موافقت ایشان، آن معیار و ضابطه به مراجع قضایی و سازمان‌های ذی‌ربط اعلام می‌شود که افراد بیشتری را شامل می‌شود.
در عفو معیاری، فرد ملاک نیست بلکه نوع محکومیت و شرایط ملاک است. شرایط و ضوابط به مراجع قضایی استان‌ها و سازمان‌های مربوط اعلام و نهایتاً عفو می‌شود.
عفو موردی: در عفو موردی ابتدا درخواست‌های عفو به صورت موردی در کمیسیون‌های عفو استانی و یا در سازمان قضایی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و یا در سازمان تعزیرات حکومتی مورد بررسی قرار می‌گیرد، سپس بعد از طی مراحل مقدماتی و در صورت موافقت کمیسیون‌های عفو بدوی، پرونده عفو جهت اظهارنظر نهایی به کمیسیون مرکزی عفو و بخشودگی قوه قضائیه ارسال می‌شود.
در صورتی که با درخواست عفو موافقت شود، فهرست نهایی از افرادی که مورد عفو قرار گرفته‌اند، برای ریاست قوه قضائیه ارسال می‌شود، سپس به محضر رهبری می‌رسد و چنانچه مقام رهبری با عفو موافقت کنند، مراتب جهت اعمال و اجرای عفو به مراجع قضایی و سازمان‌های مربوطه اعلام می‌شود.
عفو معیاری رهبر انقلاب شامل چه کسانی می‌شود؟
عفو رهبر انقلاب در ۲ بخش متهمان و محکومان حوادث اخیر و محکومان سایر پرونده‌های کیفری صادر شده است.
بخش اول: متهمان و محکومان حوادث اخیر
متهمان و محکومان حوادث اخیر کشور از تاریخ 25 شهریور امسال تا امروز که دستگیر، بازداشت یا تحت تعقیب قرار گرفته‌اند در صورت داشتن شرایطی که در ادامه به آن اشاره می‌شود پرونده‌شان در هر مرحله‌ای که باشد مختومه می‌شود و مورد عفو قرار می‌گیرند.
معیارهای لازم برای دریافت عفو:
الف- عدم مباشرت، مشارکت و معاونت در ارتکاب جرایم مستوجب مجازات محاربه، افساد فی الارض و بغی
ب- عدم ارتکاب جاسوسی به نفع اجانب
پ-عدم ارتباط مستقیم با عوامل سرویس‌های اطلاعاتی خارجی
ت-عدم ارتکاب قتل و جرح عمدی
ث- عدم ارتکاب تخریب و احراق عمده تاسیسات دولتی، نظامی و عمومی
ج- عدم عضویت و وابستگی در گروه‌های معاند و برانداز
چ- نداشتن بیش از دو فقره سابقه محکومیت موثر کیفری (هر کسی که بیش از 2 سابقه موثر کیفری داشته باشد از شمولیت این عفو خارج می‌شود)
ح- نداشتن شاکی یا مدعی خصوصی یا حسب مورد اعلام رضایت آنان یا جبران ضرر و زیان
خ- اظهار ندامت و تعهد کتبی مبنی بر عدم تکرار جرم امنیتی مشابه
بخش دوم: محکومان سایر پرونده‌های کیفری
در مورد محکومین سایر پرونده‌های کیفری نیز افرادی که شامل شروط ذیل شوند می‌توانند از شمولیت این عفو بهره‌مند شوند:
1- نداشتن بیش از دو فقره سابقه محکومیت موثر کیفری
2- عدم ارتکاب جرم جدید مستوجب مجازات درجه یک تا پنج در زمان محکومیت، اجرای حکم و یا در زمان مرخصی
3- نداشتن شاکی یا مدعی خصوصی و یا جلب رضایت آنان و جبران ضرر و زیان آن تا آخر سال ۱۴۰۱
از میان محکومان عادی چه کسانی شامل عفو می‌شوند؟
محکومانی که تا تاریخ ۲۲ اسفند۱۴۰۱ محکومیت حبس آنان قطع شده باشد با شرایط ذیل مورد عفو قرار می‌گیرند:
1- نداشتن شاکی یا مدعی خصوصی و یا جبران ضرر و زیان و یا ترتیب پرداخت آن
2- باقیمانده محکومیت محکومان به حبس تا یک سال در صورتی که حداقل یک ماه (با احتساب ایام بازداشت) را تحمل کرده باشند
3- سه چهارم محکومیت محکومان به حبس از یک سال تا پنج سال مشروط بر اینکه یک پنجم آن را تحمل کرده باشند
4- دو سوم محکومیت محکومان به حبس بیش از پنج سال تا ده سال مشروط بر اینکه یک سوم آن را تحمل کرده باشند
5- یک‌ دوم محکومیت محکومان به حبس بیش از ده سال تا بیست سال مشروط بر اینکه حداقل یک سال حبس را تحمل کرده باشند
6- یک‌ دوم محکومیت محکومان بیش از بیست سال مشروط بر اینکه حداقل دو سال حبس را تحمل کرده باشند
7- باقیمانده محکومیت حبس کلیه محکومان جرایم غیرعمدی
8- باقیمانده حبس زنانی که به حکم قانون سرپرستی یا حضانت فرزندانشان را بر عهده دارند مشروط بر اینکه سه سال از حبس خود را تحمل کرده باشند
9- باقیمانده حبس محکومان خانواده معظم شهدا و جانبازان (پدر، مادر، همسر، فرزند) به شرط آنکه در محکومیت حبس تا ده سال حداقل یک‌ پنجم و در محکومیت به حبس بیش از ده سال حداقل پنج سال تحمل حبس نموده باشند
10- باقیمانده محکومیت حبس بیماران صعب‌العلاج یا لاعلاج که مراتب بیماری آنان مورد تایید کمیسیون پزشکی قرار بگیرد
11- باقیمانده محکومیت حبس محکومان ذکور بالای هفتاد سال و اناث بالای شصت سال به شرط آنکه در محکومیت به حبس غیر از ابد حداقل یک پنجم و در محکومیت به حبس ابد حداقل هشت سال تحمل نموده باشند
12- محکومانی که صرفاً به لحاظ عجز از پرداخت جزای نقدی در زندان به سر می برند به شرح ذیل:
الف) باقیمانده محکومیت جزای نقدی تا پانصد میلیون ریال
ب) باقیمانده محکومیت جزای نقدی از پانصد میلیون ریال تا پنج میلیارد ریال در صورتی که حداقل به خاطر جزای نقدی سه ماه تحمل حبس کرده باشند
ج) باقیمانده محکومیت جزای نقدی بیش از پنج میلیارد ریال در صورتی که حداقل یک سال به خاطر جزای نقدی تحمل حبس کرده باشند
چه گروه‌هایی استثنا هستند و شامل عفو نمی‌شوند؟
مرتکبین جرایم ذیل از شمول این عفو مستثنی هستند:
1- خرید، فروش، توزیع و قاچاق سلاح گرم و مهمات جنگی
2- جرم سرقت و راهزنی
3- جرایم مربوط به مواد مخدر و روانگردان به صورت مسلحانه یا عمده (تریاک و مشتقات آن بیش از یکصد کیلوگرم و هروئین و مواد روانگردان و مشتقات آن بیش از دو کیلوگرم)
4- مباشرت و معاونت در اخلال عمده و کلان در نظام اقتصادی مگر آن که ظرف شش ماه از تاریخ ۲۲ /۱۱ /۱۴۰۱ مبادرت به رد مال و عواید ناشی از جرم را پرداخت نماید
5- اختلاس و ارتشاء
6- اسیدپاشی
7- دایر کردن مراکز فساد و فحشا
8- جاسوسی
9- جعل اسکناس و ضرب سکه تقلبی
10- جرایم مستوجب مجازات حدی
11- جرایم علیه امنیت داخلی و خارجی درجه سه و بالاتر
12- قاچاق مشروبات الکلی
13- قاچاق کالا و ارز سازمان‌یافته، حرفه‌ای و عمده

«دایه دایه» موسیقی حماسی لرستان را به همه شناساند

رضا سقایی آن روزهای پیش از انقلاب به هر اجرا و مراسمی که می‌رفت، «دایه دایه، وقت جنگه» را در برنامه داشت و اجرا می‌کرد؛ مردم هم به آن علاقه نشان می‌دادند. غلامرضا سبزعلی، ترانه‌سرا و خواننده لرستانی به یاد دارد که در شمال ایران اجرایی از آن داشتند و با وجودی که اینترنت و دسترسی آسان به ترانه و آهنگ‌ها در آن روزها اصلا نام نشانی نداشت، ولی دایه دایه را می‌خواندند، با اینکه حتی چندان زبان لری را نمی‌دانستند.
پیش از سقایی در دهه سی خورشیدی این ترانه معروف طایفه بیرانوند، توسط غلام جمشیدی خواننده لرستانی ضبط شد ولی با افتتاح بی‌سیم رادیو، از آنجایی که سقایی از همان طایفه بیرانوند برخواسته بود و علاقه خاصی هم به دایه دایه داشت آن را دوباره با تنظیم مجتبی میرزاده اجرا کرد. قصه دایه دایه آنقدری در طایفه‌های لرستان معروف و عزیز بود که نام بسیاری از جمله علیرضا حسین‌خانی، رامین دربندی، پیرولی کریمی، حشمت رشیدی، محمد مدبر، حسین فرجی، علی‌اکبر شکارچی، حسین علیزاده و همچنین گروه عارف در دوره‌های زمانی مختلف با آن همراه شده است.

در آن زمان لرستان به دلیل محیط جغرافیایی، کوهستانی بودن و در نهایت نبود دسترسی به مرکز، همیشه درگیر جنگ‌های طایفه‌ای بود به همین خاطر شعرا و آهنگسازان بومی هر اتفاقی که می‌افتاد درباره آن اثری می‌ساختند ولی از زمان دایه دایه آن روحیه حماسی در موسیقی لرستان بیشتر دیده شد

سال 86 این ترانه با صدای رضا سقایی و تنظیم مجتبی میرزاده در فهرست آثار فاخر موسیقی ایران قرار گرفت و حالا چند روزی است که این ترانه لری در فهرست میراث ناملموس ثبت شده است. حالا غلامرضا سبزعلی به «پیام ما» می‌گوید که این ترانه به عنوان یکی از آثار شاخص فرهنگ شفاهی لرستان مطرح است: «این ترانه ماندگار باعث شد، موسیقی لرستان از حدود 100 سال پیش به عنوان موسیقی حماسی در سراسر ایران و حتی جهان شناخته شود؛ ترانه‌ای که مانند بسیاری از ترانه‌های لرستان در واقع آمیخته‌ای از حماسه و شور و عشق و زندگی است، پیش از انقلاب خوانده می‌شد و در زمان جنگ ایران و عراق هم بسیار شنیده و خوانده می‌شود و هم‌اکنون نیز در مناسبت‌های مختلف اجرا می‌شود.»
این ترانه مهیج درباره درگیری طایفه‌ای و کشته شدن محمدخان از دو طایفه مهم لرستان است و به اعتقاد این ترانه‌سرا ضمن اینکه درباره جنگ است، رگه‌های عارفانه و عاشقانه نیز دارد که در درون انسان‌های منطقه لرستان به صورت طبیعی وجود دارد و در این ترانه بیشتر نمود پیدا می‌کند: «دایه دایه را شعرای محلی لرستان با گویش محلی مختلف و به اشکال متفاوت خوانده‌اند و حتی بخش‌هایی به آن اضافه کردند که بر اساس اتفاقی که در گذشته افتاده نیست ولی به قدری زیبا و تاثیرگذار بوده که هر طایفه‌ای آن را به خود ربط داده است. در آن زمان لرستان به دلیل محیط جغرافیایی، کوهستانی بودن و در نهایت نبود دسترسی به مرکز، همیشه درگیر جنگ‌های طایفه‌ای بود به همین خاطر شعرا و آهنگسازان بومی هر اتفاقی که می‌افتاد درباره آن اثری می‌ساختند ولی از زمان دایه دایه در واقع آن روحیه حماسی در موسیقی لرستان بیشتر دیده شد.»
از جمله این آثار حماسی که برخی هم تحت تاثیر دایه ‌دایه است، «بمیرم»، «قدم‌خیر» یا «شیرین‌جان» است که مانند بقیه آثار مهم موسیقی لرستان توسط چند نفری خوانده و اجرا شده است: «موسیقی لرستان مهیج و در مقام ماهور اجرا می‌شود. بنابراین از نظر احساسی و روحی خیلی تاثیرگذار و لطیف است.» او معتقد است که موسیقی لرستان را می‌توان به عنوان موسیقی ویژه ایران به حساب آورد: «چراکه بیشتر ترانه‌های اقوام مختلف ایران در شور و دشتی است اما موسیقی لرستان بیشتر در دستگاه ماهور است و حتی دستگاه ماهور در موسیقی مقامی ما هم وجود دارد. حتی من فکر می‌کنم تپه ماهور را از همین موضوع گرفتند که المانی از موسیقی لرستان باشد.»
برای نخستین بار ترانه‌ «دایه‌ دایه» مشهورترین و پرآوازه‌ترین سروده‌ لری در مقام «سه‌پا» توسط غلام جمشیدی در دهه‌ سی خورشیدی اجرا شد منتها او بیت «موتورچی یواش برون دالکه‌ام بینم /شیرشه حلال بکم بلکم بمیرم» (راننده یواش‌تر برو تا مادرم را ببینم/ که شیرش را حلال کند، شاید که مُردم) را به آن اضافه کرد.
سید محمد سیف‌زاده، پژوهشگر موسیقی هم در مقاله‌ای که سال 97 در نشریه سمیره منتشر شد درباره این ترانه از زنده‌یاد علی‌‌محمد ساکی محقق، مترجم و شهردار خرم‌آباد نقل کرده است: «نازی خانم بیرانوند مادر فاضل اسدخان و دیگر نازی دختر حاج عالی‌خان سگوند هر دو از زنان متهور بودند ولی در شعر دایه دایه درباره‌ نازی خانم سگوند ابیاتی سروده شده است. فرزندان هر دو نازی‌ خانم از شجاعان زمان خود بودند. نازی ‌خانم دختر حاج عالی‌خان سگوند مشهور به لقب حاجی وزیر و همسر علی‌مردان‌ خان فیلی است. این تصنیف دایه دایه درباره‌ پسرش محمدخان فیلی سروده شد. بخش‌هایی از این ترانه‌ کهن و ماندگار سرزمین ایران را که در دهه‌ هشتاد به‌عنوان یکی از ماندگارترین ترانه‌های نواحی ایران شناخته شد و آغازگر شعر بیتی به این مضمون است: «زین برگِم بَوَنیت او مادیونم/ خَوَرمه بوریتو سی هالوونم. ده قلا کردَه وِ در شمشیر وِ دَسِش/ چی طلا برق می‌زنه لقوم اسوِش» برگردان فارسی: اسب مرا زین کنید تا به میدان جنگ بروم؛ خبر مرگ مرا به دایی‌هایم برسانید. سوار از قلعه بیرون زده و شمشیر به دست اوست؛ لگام اسبش به ‌سان طلا برق می‌زند.»
غلامرضا سبزعلی، ترانه‌سرا و خواننده لرستانی هم دراین‌باره می‌گوید: «ترانه بر اساس درگیری محلی یکی از سرداران لرستان در گذشته بوده است، در جنگی سمت پشت کوه. در آنجا یکی از سرداران به نام محمدخان که مادرش دختر یکی از بزرگان طایفه طافی لرستان و پدرش یکی از بزرگان طایفه بیرانوند بوده است، کشته می‌شود. ترانه‌سرایان وقتی متوجه کشته شدن او می‌شوند دراین‌باره شعر می‌گویند و به زبان لری، لکی و بختیاری خوانده می‌شود.»

جنگل‌کاری، پرهزینه‌ترین تدبیر توسعه جنگل

تغییر اقلیم و فجایع گسترده‌ای که در این رابطه در جهان رخ داده، بحث‌‌های گسترده‌ای بین دانشمندان و صاحب‌نظران محیط زیست در مورد علل این امر به دنبال داشته است. نتایج حاصل از کنفرانس‌‌های متعدد بین‌المللی، اجماع عمومی را ‌به این نتیجه رسانده که یکی از موثر‌ترین راهکارها به منظور کم کردن اثرات منفی تغییر اقلیم، اقدام جهت توسعه، احیا و گسترش جنگل‌‌ها است. در این مورد تدابیر مختلفی پیشنهاد و مورد بررسی قرار گرفته که یکی از آنها جنگل‌کاری در سطوح گسترده است. کشور‌‌های مختلف جهان از سال‌های دور اقدام به این امر کرده‌اند و دولت ایران نیز با توجه به اهمیت موضوع، گرم شدن درجه حرارت هوا و متعاقب آن خشکسالی‌‌های پی‌درپی در کشور، تصمیم به تولید یک میلیارد نهال جنگلی در عرض چهار سال آینده گرفته است. لازمه تولید این مقدار نهال، وجود نهالستان‌‌هایی است که قادر به تامین حداقل 250 هزار نهال در سال باشند.

 

موضوعی که تاکنون به طور دقیق، واضح و صریح از سوی متولیان کاشت یک میلیارد نهال مشخص نشده، محل کشت آنها است. آیا قرار بر این است این نهال‌‌ها در اختیار مردم گذاشته شوند و در املاک و زمین‌‌های شخصی زراعتی و یا غیره کشت شوند یا اینکه قرار است در عرصه‌‌های جنگلی و مرتعی که در اختیار سازمان منابع طبیعی کشور است جنگل‌کاری و در آینده به جنگل مبدل شوند؟ پاسخ به این سوال، نحوه انتخاب نهال، چگونگی کاشت، احیا و پرورش و در نهایت مالکیت آنها را مشخص می‌کند.

اتخاذ تدابیری چون آبیاری نهال‌‌های جوان آنهم در شرایط خشکسالی و کمبود منابع ‌آب مغایر با اصول علم جنگلداری است. اصولا گونه‌‌های جنگل‌کاری شده چنانچه با توجه به دانش صحیح جنگل‌شناسی انتخاب و کشت شوند، نیازی به آبیاری نخواهند داشت

به طور کلی تفکر جنگل‌کاری در عرصه‌‌های جنگلی، نشات گرفته از شیوه جنگل‌شناسی کلاسیک است که از حدود 200 الی 250 سال پیش تاکنون در قالب یک طرح جنگل‌کاری با اهداف و برنامه‌‌های زمان‌بندی شده کاملا مشخص به اجرا در می‌آید. در این شیوه از جنگل‌شناسی، نخست با جمع‌آوری اطلاعاتی در مورد نوع سنگ مادر، تیپ خاک، پوشش گیاهی، درجه حرارت هوا، میزان بارندگی سالانه و غیره اقدام به تشخیص جامعه جنگلی در اقلیم مورد نظر به عمل می‌آید. سپس با توجه به جامعه جنگلی، اقدام به تهیه بذر، تولید نهال و در نهایت انتخاب گونه به منظور جنگل‌کاری اجرایی می‌شود. به طور معمول در این شیوه از جنگل شناسی، نهال‌‌های انتخابی اکثرا گونه‌‌های دیرزیست مانند بلوط، راش، زبان گنجشک، نمدار، ممرز و غیره هستند که بذر آنها با توجه به تدابیر مشخص، از تعدادی درخت شاخص جمع‌آوری و در نهالستان‌‌ها کاشته می‌شوند. نهال‌‌های حاصل از کشت بذر و اغلب همسال و همگون هستند که پس از کشت در عرصه‌‌های جنگلی و با توجه به دخالت‌‌های احیایی پرورشی نیز به جنگل‌‌های همسال، انبوه و یک اشکوبه مبدل می‌‌شوند. در این روش گونه‌‌های انتخابی برای یک بار و آن هم برای مدت زمان طولانی تا رسیدن به سن دیرزیستی کاشته می‌شوند. شروط لازم برای ادامه حیات این قبیل از جنگل‌کاری‌‌ها اقدامات پرهزینه حصارکشی، وجین کردن، عملیات لکه‌گیری، تنک کردن، مبارزه شیمیایی با آفات و امراض و غیره است. این قبیل از جنگل‌کاری‌‌ها با توجه به نوع گونه انتخابی و شیوه عملیات پرورشی کلاسیک عملا به جنگل‌‌های ناپایداری مبدل شده که با یک توفان شدید و یا یک برف سنگین درهم ریخته می‌شوند.

اگرچه جنگل‌کاری‌‌ها ممکن است در شرایطی، آنهم تنها در سال‌‌های اولیه کشت موفقیت‌آمیز باشند، اما چون به صورت یک توده جامد، خشک و بی‌روح با آنها برخورد می‌شود عملا درختان موجود با افزایش سن با مسائل و مشکلات فراوانی از جمله عدم تطابق با شرایط متغیر اقلیمی ‌مواجه می‌شوند. افزایش درجه حرارت هوا و متعاقب آن خشکسالی‌‌های پی‌درپی موجب ضعیف شدن درختان و مناسب شدن شرایط برای حمله آفات و امراض می‌شود. تجربه‌ای که سال‌‌های اخیر به دفعات متوالی در کشور‌‌های مختلف جهان رخ داده است

تکرار اشتباهات گذشته فاجعه است
جنگل‌کاری در عرصه‌‌های جنگلی با توجه به هزینه‌‌های سنگین و عواقب ناشناخته پیش رو، عملا فرزند ناخلف علم جنگلداری کلاسیک است. سابقه این نوع جنگل‌کاری‌‌ها در عرصه‌‌های جنگلی کشور ایران نیز به بیش از چندین دهه می‌رسد. نتایج حاصل از این نوع جنگل‌کاری درختانی همسال، همسان با ضریب قد کشیدگی بالا (H/D>80)است. در حال حاضر در اکثر این توده‌‌های جنگل‌کاری شده آثار توفان انداختگی، سر و شاخه شکستگی مشاهده می‌شود. هزینه‌‌های سنگین عملیات پرورشی توام با مصوبه قانون استراحت جنگل، مبنی بر عدم برداشت چوب، شرایط را برای درهم ریختگی گسترده در آنها فراهم کرده است. تا زمانی که اقدامات انجام گرفته و نتایج حاصل از این نوع جنگل‌کاری مورد بحث و نتیجه‌گیری قرار نگرفته است، و هر اقدام جنگل‌کاری دیگر که مبتنی بر جنگل‌کاری به شیوه گذشته باشد مطمئنا موجب تکرار همان اشتباهات قبلی و صرف وقت بیهوده توام با هزینه‌‌های گزاف اقتصادی دیگر خواهد بود. «اشتباه کردن گناه کبیره نیست. تکرار اشتباهات گذشته فاجعه است» که نباید تکرار شود.
به طور کلی تمام جنگل‌‌های طبیعی در جهان بدون نیاز به کمک‌‌های انسانی به وجود آمده‌اند و زادآوری در این عرصه‌‌ها امری کاملا طبیعی است. یک جنگل طبیعی مجموعه‌ای از گیاهان مختلف از جمله درختان، درختچه‌‌ها، گیاهان کف جنگل، قارچ‌‌ها و سایر موجودات زنده و غیرزنده است. همه این موجودات گیاهی، حیوانی توام با سایر مواد بی‌جان در به وجود آمدن و پایداری جنگل نقش اساسی دارند. کم بها دادن به این عوامل مهم و منحصر کردن امر جنگل‌کاری به چند گونه درختی دیرزیست با اکوسیستم زنده و پویای جنگل مغایرت دارند.
امروزه با توجه به دانش پیشرفته جنگل‌شناسی همگام با طبیعت و به منظور به وجود آوردن یک جنگل پایدار، نخست تلاش لازم به منظور فراهم کردن بستر مناسب برای استقرار زادآوری طبیعی همه گیاهان اعم از علفی، درختی و درختچه‌ای انجام می‌شود، عوامل اصلی تخریب مانند حضور جانوران گیاهخوار و در صدر آنها دام و حیات ‌وحش کنترل می‌شوند، اقدامات لازم جهت به وجود آمدن زادآوری طبیعی گونه‌‌ها صورت می‌گیرد. استقرار زادآوری‌‌های طبیعی نیازی به جمع‌آوری بذر، ایجاد نهالستان‌‌ها، تولید نهال، هزینه‌‌های جنگل‌کاری، حصارکشی، مبارزه با علف هرز، آبیاری و غیره ندارد. اتخاذ تدابیری چون آبیاری نهال‌‌های جوان آنهم در شرایط خشکسالی و کمبود منابع ‌آب مغایر با اصول علم جنگلداری است. اصولا گونه‌‌های جنگل‌کاری شده چنانچه با توجه به دانش صحیح جنگل‌شناسی انتخاب و کشت شوند، نیازی به آبیاری نخواهند داشت. فرق عمده بین فعالیت‌‌های کشاورزی و جنگلداری در این امر نهفته است که اولی مصرف‌کننده آب و دومی ‌تولید‌کننده آن است.
ساختار جنگل ضمانت‌کننده پایداری جنگل است
از میان برداشتن عواملی که مانع از زادآوری طبیعی در عرصه‌‌های جنگلی هستند باعث می‌شود بذر گیاهان، درختان، درختچه‌ها که توسط عوامل زنده (پرندگان، خزندگان، پستانداران) و غیرزنده (باد، آب) از نقاط دیگر آورده و به طور طبیعی و بدون دخالت انسانی مستقر شوند. نهال‌‌ها و گیاهان حاصل شده از این بذر‌‌های مختلف، باعث به وجود آمدن زادآوری‌‌های متنوع است. نهال‌‌های مستقر شده مجموعه‌ای از گونه‌‌های پیشگام، کلیماکس، نورپسند، نیمه‌ سایه‌پسند، سایه‌پسند با بذر‌‌های سبک و سنگین هستند که هر کدام از آنها، دیرزیستی‌‌ها و شرایط رویشی خاص مربوط به خودشان را دارند. استقرار آنها در عرصه‌‌های متفاوت رابطه چندانی با جوامع جنگلی تغییرپذیر ندارد بلکه آنها با توجه به شرایط متغیر اعم از نوع هوموس خاک و وضعیت آب و هوایی موجود مستقر می‌شوند. اختلافات فیزیولوژیکی آنها عامل مهم و اساسی در شکل‌گیری ساختار آنها است. رقابت تنگاتنگ بین گونه‌‌های سبز شده با توقعات نوری و غذایی متفاوت باعث می‌شود گونه‌‌هایی به حیات خود ادامه دهند که از شرایط رشدی و ژنتیکی بهتر برخوردار هستند و بتوانند در مقابل تغییر اقلیم ‌بهتر مقاومت کنند. دامنه پراکنش گونه در طبیعت متغیر و تابع تغییرات آب‌وهوایی است. برعکس تصور متخصصان، جنگل‌‌های کلاسیک مرز‌‌های جوامع گیاهی ثابت و تغییرناپذیر نیستند. «جنگل‌کاری‌‌هایی که بر اساس یک جامعه ناپایدار بنا شوند طبیعتا منجر به جامعه‌ای پایدار خواهند شد.»
چگونگی سرعت رشد متفاوت گونه‌‌ها توام با شیوه دخالت‌‌های احیایی-پرورشی در این قبیل زادآوری‌‌های طبیعی، آنها را به تدریج به جنگل‌های چند اشکوبه، ناهمسال، متنوع و ساختاری می‌کند. «ساختار جنگل ضمانت‌کننده پایداری جنگل است». در این شیوه از جنگل‌شناسی، همه موارد به وجود آمدن جنگل از بذر تا درخت قطور همگام با طبیعت است. خاصیت تغییرپذیری و جابه‌جایی گونه‌‌ها باعث می‌شوند که جنگل حاصل شده دائما خود را به عنوان یک مجموعه زنده و پویا با شرایط موجود هماهنگ کند.
ضعیف شدن درختان و حمله آفات و امراض در اثر خشکسالی‌‌های پی‌درپی
فقدان دانش گسترده جنگل‌شناسی همگام با طبیعت به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه، آنها را به سمت و سوی تصمیم‌گیری در مورد پرهزینه‌ترین تدابیر توسعه جنگل نظیر جنگل‌کاری می‌اندازد. اگرچه این نوع جنگل‌کاری‌‌ها ممکن است در شرایطی، آن هم تنها در سال‌‌های اولیه کشت موفقیت‌آمیز باشند، اما چون به صورت یک توده جامد، خشک و بی‌روح با آنها برخورد می‌شود عملا درختان موجود با افزایش سن با مسائل و مشکلات فراوانی از جمله عدم تطابق با شرایط متغیر اقلیمی ‌مواجه می‌شوند. افزایش درجه حرارت هوا و متعاقب آن خشکسالی‌‌های پی‌درپی موجب ضعیف شدن درختان و مناسب شدن شرایط برای حمله آفات و امراض می‌شود. تجربه‌ای که سال‌‌های اخیر به دفعات متوالی در کشور‌‌های مختلف جهان رخ داده است.
جنگل‌کاری‌‌هایی که انتخاب گونه با توجه به شرایط کنونی آب و هوایی منطقه و جامعه جنگلی متغیر بنا می‌شوند و امکان جایگزینی (Sukzession) گونه‌‌ها در آنها پیش‌بینی نمی‌شود، قادر نخواهند بود طی 100 الی 150 سال پیش ‌رو خود را با شرایط آب و هوایی متغیر مطابقت دهند. یک سرمای زودرس، یک توفان شدید و یا یک دوره خشکسالی چند ساله توام با سایر عوامل نامناسب رشدی می‌توانند باعث نابودی آنها شوند. این قبیل مشکلات و مسائل در جنگل‌هایی که ساختار آنها هماهنگ با جنگل‌های طبیعی است به ندرت مشاهده می‌شوند.

الناز محمدی، روزنامه‌نگار بازداشت شد

دبیر سرویس اجتماعی روزنامه هم‌میهن بازداشت شد. الناز محمدی در حالی بازداشت شد که برای ارائه توضیحات به دادسرای اوین رفته بود.
ظهر دیروز (یکشنبه) سامان سلیمیان، همسر او در اینستاگرام نوشت: «همسرم الناز محمدی، بعد از دریافت احضاریه، امروز شانزدهم بهمن به دادسرای اوین مراجعه کرد و بازداشت شد.»
الهه محمدی، خواهر الناز محمدی نیز که پیش از این برای تهیه گزارش از مراسم خاکسپاری مهسا امینی به سقز رفته بود، هفتم مهر بازداشت شده و همچنان در زندان قرچک در بازداشت به‌سر می‌برد.
ادامه روند بازداشت و احضار روزنامه‌نگاران در حالی است که پیش از این انجمن صنفی روزنامه‌نگاران خواستار ایجاد فضای آزاد برای فعالیت روزنامه‌نگاران شده بود. بر اساس گزارش این نهاد صنفی، تا یکم بهمن 1401، شمار روزنامه‌نگاران بازداشتی کشور به 24 نفر رسیده بود. طبق اعلام کمیته و هیئت اجرایی پیگیری وضعیت روزنامه‌نگاران بازداشتی، آمار روزنامه‌نگاران بازداشت یا احضار شده از آغاز اعتراضات اخیر، طبق گزارش‌های رسمی و غیررسمی، حدود ۱۰۰ نفر بوده که تعدادى از روزنامه‌نگاران بازداشت شده با قرار وثیقه آزاد شده‌اند.

فرصت احیای گفت‌وگو

موافقت رهبر انقلاب اسلامی با درخواست رئیس قوه قضاییه برای عفو شمار قابل توجهی از متهمان اعتراضات اخیر در کشور چنان که انتظار می‌رفت با استقبال گسترده افکار عمومی روبه‌رو شد. پیش از این آقای اژه‌ای از آماده شدن زمینه این عفو سخن گفته بودند که سرانجام عملی هم شد. هر چند هر ساله در اعیاد و مناسبت‌ها شاهد عفو شماری از محکومان بوده‌ایم اما توضیحات قوه قضاییه درباره شرایط عفو و مختومه شدن شمار زیادی از متهمان و محکومان حوادث اخیر نشان می‌دهد که این فرمان با فرمان‌های سابق رهبری انقلاب متفاوت است.‌ این تصمیم می‌تواند به بهبود شرایط عمومی کشور منجر شده و از میزان التهابات موجود بکاهد. از سوی دیگر در روزهای اخیر برخی از چهره‌های سیاسی از جمله محمدرضا باهنر کوشیده‌اند مسئولان اجرایی کشور را متوجه حساسیت وضعیت کنونی کنند و به آنها یادآوری کنند که خاتمه یافتن اعتراض‌ها به معنای معترض نبودن بخشی از جامعه نیست. آقای باهنر به صراحت توصیه کرده که فضای گفت‌وگو در کشور گشوده شود. بیانیه‌ها و سخنان دیگر چهره‌های سیاسی با گرایش ها و سلایق مختلف هم بیش و کم حاوی همین نکته است که نباید آرامش فعلی را به منزله تمام شدن نقدها و گلایه‌های جامعه تلقی کرد. می‌توان صدور عفو گسترده متهمان و محکومان را به منزله آغاز رویکردی دانست که در چارچوب آن لوازم گفت‌وگوی واقعی با بخش معترض جامعه فراهم شود. تحقق این شرایط نیازمند صبوری مسئولان، باور به لزوم تغییر رویکردهای گذشته و اهتمام برای تحقق حقوق فردی و اجتماعی همه شهروندان – از جمله معترضان- است. در این صورت می‌توان امیدوار بود که تبلیغات جریان‌های ضدایرانی‌ خارج از کشور هم تضعیف شود.

اعتراض مردودی‌ها

روز گذشته حدود 200 نفر از داوطلبان کنکور 1401 که برای بار سوم آزمون مجدد داده و باز هم مردود اعلام شده بودند، در مقابل سازمان سنجش کشور تجمع کردند. این داوطلبان که چهار ماه پیش قرار بود اولین آزمون مجدد را به منظور رفع شبهات سازمان سنجش مبنی بر متقلب بودن آنها بدهند، حالا پس از چهار ماه و با سه بار برگزاری آزمون مجدد کنکور باز هم معترضند. خانواده‌های این داوطلبان که بیشتر از زیرگروه‌های رشته تجربی هستند به «پیام ما» می‌گویندکه رتبه کنکور فرزندانشان دو و سه رقمی بوده اما بدون کشف هیچ وسیله تقلبی و در برخی موارد پس از انتخاب رشته از طرف سازمان سنجش پیامک مردودی برایشان ارسال شده است. «پیام ما» پیش از این در گزارشی دیگر در مهرماه سال جاری به اعتراض این داوطلبان پرداخته بود و حالا پس از چهار ماه ظاهراً در هنوز بر همان پاشنه می‌چرخد و خانواده‌ها و داوطلبان که بیشتر از شهرهای مرزی میناب، لرستان، ارومیه، بندرعباس و… هستند تاکنون هیچ پاسخی از سازمان سنجش برای رفع مشکل خود دریافت نکرده‌اند. خانواده‌ها و داوطلبان بر این باوردند که سهمیه ورود آنها به دانشگاه به فروش رفته و دیگر صندلی برایشان وجود نخواهد داشت.

 

«پنج ماه است از همدان می‌آیم جلوی ساختمان سازمان سنجش که یک جواب بگیرم. چرا بچه من با معدل 17 در رشته تجربی و رتبه زیر 1000 پس از انتخاب رشته مردود اعلام شده است؟» این را پدر یکی از داوطلبان به «پیام ما» می‌گوید. به گفته او با وجود گذشت نزدیک به 6 ماه از ارسال پیامک مردودی تاکنون از 1 هزار و 44 خانواده‌ای که در رفت و آمد مقابل سازمان سنجش هستند، هیچ یک موفق به دریافت پاسخ روشنی از این سازمان نشده‌اند. پیش از این معاون امور آزمون‌های سازمان سنجش آموزش کشور در این رابطه اعلام کرده بود: «عده‌ای هستند که وسیله و ابزار تقلبی از آنها گرفته نشده است اما رتبه‌های شبهه‌داری آورده‌اند. ما با توجه به مقایسه سوابق تحصیلی و یا رتبه‌های کنکور‌های گذشته‌ آنها و همچنین میزان مطابقت پاسخ آنها با پاسخنامه کلیدی، تقلب این افراد را شناسایی کرده‌ایم.» ادعای تقلب داوطلبان از طریق انتشار عکس سوالات در کنکور سال جاری در حالی از سوی سازمان سنجش مطرح می‌شود که اینترنت‌ها به طور نقطه‌ای قطع شده بود و در زمان برگزاری این امتحان سراسری خبر لو رفتن سوالات کنکور رسانه‌ای شد.

مادران این داوطلبان به «پیام ما» می‌گویند که از 800 داوطلبی که متقلب اعلام شده‌اند، فقط 11 نفر از تهران بودند و باقی از شهرهای مرزی میناب، لرستان، ارومیه، بندرعباس و… هستند. همین موضوع به ایده تبعیض در پذیرش داوطلبان دامن زده است

سوالات غیراستاندارد یا تصحیح آشفته پاسخبرگ‌ها؟
مادر یکی از داوطلبان از استان لرستان می‌گوید که بچه‌های ما با رتبه 29 و 32 گروه تجربی، مردود اعلام شده‌اند و می‌گویند که مغایرت سوابق تحصیلی آنها با نتیجه درصدهای کنکورشان و مشابهات پاسخنامه‌ها با کلیدهای کشف تقلب سازمان سنجش، عامل این مردودی بوده است. این مادر از استاندارد نبودن سوالات کنکور اعتراض می‌کند و می‌گوید که شرکت‌کنندگان این آزمون معتقدند که سوالات از منابع درسی طراحی نشده بودند. همچنین پسر این فرد که سوالات درس ریاضی را به علت پیچیدگی آنها در پاسخبرگ خود سفید گذاشته بود، پس از اعلام دوباره نتایج با درصد منفی رو‌به‌رو شد.
سازمان سنجش به چه استناد می‌کند؟
مادر دیگری از شهر تهران می‌گوید که دخترش با رتبه 838 و معدل بالای دیپلم مردود شده و وقتی علت را از سازمان سنجش جویا شده‌اند، متوجه خطای این سازمان در ثبت نمرات این داوطلب در سامانه سازمان سنجش شده‌اند. اما ظاهراً این سازمان خود را مبری از خطا می‌داند و در پاسخ به این خانواده معترض، آنها را به دیوان عدالت اداری ارجاع داده و گفته که کار شما اینجا تمام شده است. این مادر می‌گوید: «سازمان سنجش بنا بود معدل کل دیپلم را مدنظر قرار دهد و در دفترچه‌های آزمون هم به این نکته اشاره نکرده بودند اما پس از اعلام نتایج و علم شدن مغایرت تحصیلی طبق ماده 11 قرار شد داوطلبان دوباره آزمون دهند. ما پیگیری کردیم و متوجه شدیم که این سازمان دارد سلیقه‌ای برخورد می‌‌کند زیرا قانون از معدل کل دیپلم می‌گوید اما سازمان به معدل سال آخر استناد می‌کند.» او می‌گوید که دخترش انتخاب رشته کرده بود و دو روز پیش از اعلام نتایج از طرف سازمان پیامکی مبنی بر ماده 11 قانون رسیدگی به تخلفات و جرایم در آزمون سراسری، متقلب شناخته شد. مادر یک پسر بروجردی نیز می‌گوید: «در ثبت نمرات داوطلبان اشتباه کرده‌اند و بین نمرات دیپلم و آنچه در سامانه‌ ثبت شده مغایرت وجود دارد اما گوششان به اینها بدهکار نیست و در جواب اعتراض ما می‌گویند کاری است که شده! پسر من نمره شیمی‌اش در کارنامه 19 است و در سامانه 0 شده! یعنی چه؟ پس به چه استناد می‌کنند؟»
شبهه صندلی‌فروشی بین خانواده‌ها
خانواده‌ها و داوطلبان معترض کنکور می‌گویند که دارند صندلی‌های داوطلبانی که رتبه بالا در رشته تجربی را آورده بودند اما با قانون جدید سازمان سنجش مردود شده‌اند، می‌فروشند. آنها باور دارند که سهمیه ورود این داوطلبان برای حضور در ترم بهمن پر شده و دیگر جایی برای حضور آنها نمانده است. مادران این داوطلبان به «پیام ما» می‌گویند که از 800 داوطلبی که متقلب اعلام شده‌اند فقط 11 نفر از تهران بودند و باقی از شهرهای مرزی میناب، لرستان، ارومیه، بندرعباس و… هستند. همین موضوع به ایده تبعیض در پذیرش داوطلبان دامن زده و آنها گمان می‌کنند که صندلی این داوطلبان به فروش رفته است.
فرصت کوتاه جبران پراضطراب
مهرداد ویس کرمی، عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی به رسانه‌ها دراین‌باره گفته بود: «سازمان سنجش طبق قانون سوابق تحصیلی افراد را با رتبه آنها می‌سنجد و این دو باید با یکدیگر همخوانی داشته باشد؛ در غیر این صورت داوطلب به‌عنوان متهم شناسایی شده و حتماً باید دوباره آزمون بدهد. در آزمون مجدد فرد باید بتواند در پاسخ به سوالاتی در سطح سوالات کنکوری که داده، بین ۳۰ تا ۴۰ درصد نتیجه اول را کسب کند ولی کسی که نه تنها ۲۰ یا ۱۰ درصد نتیجه قبل را کسب نمی‌کند بلکه درصد آزمونش منفی می‌شود؛ این یعنی فرد تقلب کرده و قطعاً مطابق قوانین با او برخورد می‌شود. معمولاً برگزاری آزمون مجدد ثابت می‌کند آن فرد متقلب بوده است.»
کنکور سال جاری دو بار در سال برای همه داوطلبان برگزار می‌شود اما این داوطلبان از زمان دریافت پیامک مردودی یک بار 21 مهرماه، بار دیگر در 4 آذر و بار آخر در 16 دی‌ماه آزمون داده‌اند.
به بیان دیگر بین برگزاری آزمون اول تا آزمون دوم کمتر از 2 ماه و تا آزمون سوم نیز فقط 1 ماه و نیم برای داوطلبانی که متقلب شناخته شده بودند، زمان باقی بود و به گفته خانواده‌‎های آنها اضطراب و حال روحی نامساعد، حضور کارآمد را برای آنها دشوار کرده بود.

بالا گرفتن اختلاف‌ها به بهانه یک ادعا

اختلافات بر سر برنامه هسته‌ای ایران دوباره بالا گرفته است. در تازه‌ترین رویداد آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان بیانیه‌ای مشترک صادر کردند. آنها در این بیانیه به گزارش اخیر آژانس اتمی درباره مغایرت در پیکربندی دو آبشار سانتریفیوژ در نیروگاه فردو با آنچه که ایران پیشتر اعلام کرده بود، واکنش نشان دادند. این در حالی است که سخنگوی سازمان انرژی اتمی ایران هم تاکید کرده ادعای «مغایرت در گزارش ایران» صحت ندارد و ناشی از اشتباه سهوی یکی از بازرسان بوده و حل شده است.

 

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هفته گذشته اعلام کرد که طی یک بازرسی اعلام نشده از نیروگاه فردو در ایران، به شواهدی دست یافته که با آنچه که ایران به آژانس اعلام کرده بود، «اساسا تفاوت» دارد. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی روز چهارشنبه گزارش داده بود که این آژانس طی بازرسی اعلام نشده از نیروگاه فردو در ایران متوجه شده که دو آبشار سانتریفیوژ IR-6 -که در حال غنی‌سازی اورانیوم با خلوص 60 درصد هستند- به نوعی به یکدیگر متصل هستند که از آنچه که ایران به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اطلاع داده بود، «اساسا تفاوت» دارد. در پی طرح این ادعا آمریکا و تروئیکای اروپایی هم بیانیه ای صادر کرده‌اند.

رئیس سازمان انرژی اتمی: موارد بیرون از پادمان که سیاسی و دیکته شده از حنجره آژانس و شخص مدیرکل بیرون می‌آیند، مورد اعتراض ما بوده و اتفاقا نامه‌ای به آژانس دادیم که یک بازرس که خودش با نماینده ارشد پادمان فرستاده شده و از تاسیسات ما بازدید کرده، اشتباه کرده و گزارش نادرستی داده است ولی باز مدیرکل آژانس این مسئله را رسانه‌ای کرد

این کشورها در بیانیه مشترک‌شان نوشته‌اند: «‌ما دول فرانسه، آلمان، انگلیس و ایالات متحده متوجه گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در خصوص اینکه ایران تغییرات اساسی در پیکربندی برخی از سانتریفیوژهایش بدون اطلاع پیشین به آژانس اتمی اعمال کرده، شده‌ایم. این سانتریفیوژها اورانیوم غنی‌سازی شده با خلوص ۶۰ درصد تولید می‌کنند و در نیروگاه غنی‌سازی فردو واقع هستند.»
به گزارش ایسنا، در ادامه بیانیه نوشته شده است: «همانطور که آژانس عنوان کرده است، اعمال تغییرات با تعهدات ایران ذیل توافق پادمانی لازم عدم اشاعه هسته‌ای مغایر نیست. عدم اطلاع‌رسانی لازم باعث تضعیف توانایی آژانس اتمی در شناسایی به موقع مسائل در تاسیسات هسته‌ای ایران می‌شود. تغییر جدید گزارش شده در پیکربندی آبشار سانتریفیوژ استفاده شده در ساخت اورانیوم نزدیک به سطح سلاح، باعث تضعیف لزوم تعهد گزارش‌دهی پادمانی ایران و همچنین تضعیف پذیرش بررسی‌های پادمانی که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی لازم می‌داند، می‌شود. ادعای ایران مبنی بر اینکه این اقدام به اشتباه انجام گرفته است کافی نیست. ما اقدامات ایران مبنی بر گزارش‌های بی‌طرف و عینی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قضاوت می‌کنیم و نه با هدف اعلام شده از سوی ایران. ما یادآور می‌شویم که تولید اورانیوم غنی‌سازی شده با خلوص بالا در نیروگاه غنی‌سازی فردو تهدیدات اشاعه هسته‌ای بزرگی در پی دارد و هیچ توجیه غیرنظامی معتبری ندارد.»
آمریکا و تروئیکای اروپایی همچنین در بیانیه مشترک خود آورده‌اند: «اقدامات ایران از آنجایی که به اعمال تعهدات راستی‌آزمایی و شفافیت ذیل برجام خاتمه داده (از جمله با خاتمه دادن به پروتکل الحاقی برای قریب به دو سال)، بسیار بیشتر نگران‌کننده است. ایران همچنین هیچ پاسخ معتبری به سوالات برجسته آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در راستای تحقیقات پادمانی آژانس ارائه نکرده است؛ با وجود اینکه دو قطعنامه در این خصوص توسط شورای حکام طی سال گذشته تصویب شده است.»
در انتهای بیانیه آمریکا و سه کشور اروپایی آمده است: «ما از ایران می‌خواهیم که از تمامی تعهدات قانونی‌اش ذیل توافق پادمانی جامع با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پیروی کند و همکاری کاملی با آژانس در اجرای پادمان‌های موثر در فردو داشته باشد.»
آمریکا و سه کشور اروپایی در حالی این ادعاها را مطرح کرده‌اند که سخنگوی سازمان انرژی اتمی ادعای مطرح شده را صرفا بر اساس خطای سهوی یکی بازرسان دانسته که گمان می‌شده پیش از این رفع شده است.
بهروز کمالوندی، سخنگوی سازمان انرژی اتمی شامگاه چهارشنبه 12 بهمن‌ماه در گفت‌وگویی درباره اظهارات رافائل گروسی، مدیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، گفته بود: «اگر این مطلب را آقای گروسی گفته باشد احتمال می‌دهم اطلاعات او به‌روز شده نباشد. یکی از بازرسان آژانس سهوا گزارش کرده بود که ایران در سایت غنی‌سازی دکتر علی‌محمدی(فردو) تغییراتی در رویه بهره‌برداری انجام داده که پیشتر آن را اعلام نکرده است.»
کمالوندی تصریح کرده است: «بازرسان قبلی در محل حضور یافتند و پس از توضیحاتی که برای آنها داده شد بازرس مذکور به سهو خود پی برد و پس از هماهنگی آنها با دبیرخانه آژانس موضوع عملا حل شد؛ ضمن اینکه امروز هم نامه‌ای از جانب دفتر پادمان سازمان انرژی اتمی ایران در پاسخ به نامه قبلی آژانس در این خصوص ارسال شده است.»
از سوی دیگر محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی هم موارد مطرح شده درباره برنامه هسته‌ای ایران را غیرحرفه‌ای خواند.
اسلامی در برنامه تلویزیونی «صف اول» گفت: «موارد بیرون از پادمان که سیاسی و دیکته شده از حنجره آژانس و شخص مدیرکل بیرون می‌آیند، مورد اعتراض ما بوده و اتفاقا نامه‌ای به آژانس دادیم که یک بازرس که خودش با نماینده ارشد پادمان فرستاده شده و از تاسیسات ما بازدید کرده، اشتباه کرده و گزارش نادرستی داده است ولی باز مدیرکل آژانس این مسئله را رسانه‌ای کرد.» رئیس سازمان انرژی اتمی افزود: «‌این رفتار غیرحرفه‌ای است و پذیرفته نیست و امیدواریم این رویه توسط مدیرکل آژانس تداوم نیابد زیرا این کار برای اعتبار او و آژانس پذیرفته نیست.»
در روزهای اخیر رئیس‌ جمهور فرانسه هم بعد از دیدار با نخست‌ وزیر رژیم صهیونیستی ادعاها درباره برنامه هسته‌ای ایران را تکرار کرده است.
امانوئل ماکرون، رئیس‌ جمهور فرانسه روز پنجشنبه در کاخ الیزه میزبان بنیامین نتانیاهو، نخست‌ وزیر رژیم صهیونیستی بود و در این دیدار علیه ایران موضع‌گیری کرد. ماکرون «حرکت پرشتاب» برنامه هسته‌ای ایران را مورد انتقاد قرار داد و گفت که تداوم این مسیر از سوی ایران بدون تبعات باقی نخواهد ماند.
به گزارش فارس، این اظهارات ماکرون، با واکنش سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت. ناصر کنعانی گفت: نفس ملاقات با نخست‌ وزیر رژیمی که جهان آن را مظهر پدیده شوم تروریسم سازمان‌یافته، خشونت، کشتار و آوارگی زنان و کودکان مظلوم در غرب آسیا و از جمله فلسطین می‌داند، سزاوار سرزنش و تقبیح است.
سخنگوی وزارت خارجه ایران افزود: رئیس جمهور فرانسه در حالی از فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران انتقاد می‌کند که ظاهرا فراموش کرده رژیم صهیونیستی با برخورداری از ده‌ها کلاهک هسته‌ای، هیچگونه نظارت بین‌المللی را برنمی‌تابد و با سوابق سیاهی از اشغالگری و تجاوز نظامی، مهمترین منبع تهدید علیه صلح و امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی به شمار می‌رود.

آقای عدل شما همه چیز ما هستید

در آرامگاه کوروش در حال مرمت و بسیار خسته بودم‌، معمولا در محوطه افراد زیادی را می‌دیدم، افرادی که مدعی بودند،‌افرادی که علاقه‌مند بودند و… آن روز فرد متشخصی را دیدم که به من گفت‌: «یک شاخص دارم که برای سنجش آن باید مدام در رفت و آمد باشم،‌ می‌توانم از شما خواهش کنم شاخص را جابجا کنید تا من با دوربین کار اندازه‌گیری را انجام دهم؟» به واسطه کارهای زیادی که بایستی انجام می‌‌دادم این کار را برای کسی به عهده نمی‌گرفتم ضمن اینکه آن روز هم بسیار خسته بودم،‌ بنابراین خیلی رک به او گفتم: «نه آقا خودت باید بیایی و این کار را انجام دهی. کارگران من هم کار دارند و نمی‌توانند این کار را برایت انجام دهند.» او گفت: «باشد اشکالی ندارد.» من نمی‌دانستم که او کیست و چه کاره است! در حین کار می‌دیدم که شاخص را گوشه‌ای می‌گذاشت و بعد با ماشینش که جیپ بود، دور می‌زد، از محوطه خارج می‌شد و با دوربین نقشه‌برداری اندازه‌گیری می‌کرد، دوباره راه طولانی را برمی‌گشت و بار دیگر این کار را تکرار می‌کرد. هر رفت و آمدش حدود 20 دقیقه‌ای طول می‌کشید. سه چهار بار که رفت و آمد،‌ از داخل آرامگاه بیرون آمدم و همین که نزدیک شد به او گفتم: «اسم شما چیست؟» و او جواب داد: «من شهریار عدلم.» با گفتن نامش بسیار شرمنده شدم از جوابی که به او داده بودم،‌ به خاطر ندارم در لحظه‌ای بیش از این در زندگیم شرمنده شده باشم. به او گفتم: «من شما را از نزدیک نمی‌شناختم،‌ شما همه چیز ما هستید». دستش را بوسیدم و خیلی عذرخواهی کردم و تاکید کردم شما نمی‌خواهد بروی و بیایی، من این کار را انجام می‌‌دهم. برخوردی که آن روز بین ما اتفاق افتاد باعث دوستی بین‌مان شد. شهریار عدل آدم عجیبی بود‌، بسیار متواضع،‌ باشخصیت و فروتن. بعدتر چند باری او را در محوطه دیدم و گفت‌وگوهای کوتاهی با هم داشتیم. در موضوع باستان‌شناسی شهریار عدل یکی از بی‌نظیرها بود و نشانه‌اش‌ کتاب‌ها و مقالات زیادی است که از او منتشر شده است. او برای ثبت جهانی تخت جمشید و چغازنبیل زحمت زیادی کشید و شروع ثبت جهانی شدن آثار ما با فعالیت‌هایی بود که او انجام داد.

آبیاری نوین به بیراهه رفت

بودجه‌ای که طی ۱۲ سال برای تجهیز مزارع به سیستم آبیاری نوین اختصاص داده شده بود تا موجب جبران کسری مخازن آب زیرزمینی شود، نه تنها موثر نبوده که سبب افزایش میزان کسری مخازن شده تا آنجا که مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در گزارشی پیشنهاد حذف بودجه این کار را داده است. پیشتر ستاد احیای دریاچه ارومیه نیز نسبت به نتیجه معکوس بودجه‌ریزی در زمینه توسعه آبیاری نوین و کاهش مصرف آب هشدار داده بود. این در شرایطی است که پیش‌بینی می‌شود تا سال ۱۴۲۵ دست‌کم ۱۱۸ آبخوان فلاب مرکزی و نوار شرقی کشور را از دست بدهیم و این موضوع نیازمند توجه فوری قانونگذاران به‌ویژه در فصل بودجه‌ریزی است.

کسری تجمعی آبخوان‌های کشور طی ۱۲ سال گذشته و با وجود بودجه‌ریزی قابل توجه برای استفاده از سیستم‌های نوین آبیاری، افزایش چشمگیر داشته تا آنجا که گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی خبر از افزایش ۴۰.۸ میلیارد متر مکعبی کسری آب این آبخوان‌ها می‌دهد. این شرایط تنها یکی از نشانه‌های بی‌توجهی بخش کشاورزی به مسئله آب است و از وخیم‌شدن وضعیت منابع آب حکایت دارد. گرچه کشاورزی تنها عامل ورشکستگی آب در ایران نیست و طرح‌هایی چون «انتقال آب بین حوضه‌ای»، «سدسازی‌»های پی‌درپی و کم‌بازده، جانمایی غلط صنایع آب‌بر (فولادسازی، پتروشیمی و…) بدون توجه به آمایش سرزمین و مواردی از این دست مجموعه عوامل رقم خوردن این وضعیت هستند اما عموما سیاستگذاری و هدفگذاری در بخش کشاورزی با وضعیت اقلیمی ایران همخوانی ندارد. همچنین نشانه‌های زیادی از جدا بودن مسیر حرکت بسیاری از وزارتخانه‌ها با مرجع‌ سیاستگذاری در آب دیده می‌شود.

کسری تجمعی آبخوان‌های کشور طی ۱۲ سال گذشته و با وجود بودجه‌ریزی قابل توجه برای استفاده از سیستم‌های نوین آبیاری افزایش چشمگیر داشته تا آنجا که گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی خبر از افزایش ۴۰.۸ میلیارد متر مکعبی کسری آب این آبخوان‌ها می‌دهد

ساده‌ترین و ملموس‌ترین نشانه‌، تاکید وزارت جهاد کشاورزی بر طرح‌های خودکفایی محصولات با توجیه «امنیت غذایی» در غیاب «بهره‌وری آب» و «کشت استراتژیک» است. همین پاییز گذشته بود که وزارت جهاد کشاورزی با نمایشی بزرگ، از سند الگوی کشت در کشور خبر داد در حالی که وزارت‌ نیرو از کم و کیف چگونگی تامین آب در این سند بی‌خبر بود. ناگزیر رونمایی از سند یکی دو هفته به تعویق افتاد تا وزارت نیرو نیز نظر بدهد. اما موضوع فقط به همین جا محدود نمی‌شود. در ادوار مختلف مجلس شورای اسلامی یکی از پرطرفدارترین مصوبه‌ها برای نمایندگان، برنامه‌ها و پروژه‌هایی بوده که در آن آب یا اعتبار بیشتری به کشاورزان تخصیص داده می‌شده است آن هم بدون اینکه از آنها بهره‌وری تکنولوژیک خواسته شود چرا که آنها می‌توانستند رای بیشتری از حوزه انتخابیه خود جمع کنند. از سوی دیگر از آنجا که متر و معیار وزارت جهاد کشاورزی، افزایش برداشت محصولات است عموما با افزایش سطح زیرکشت آن را محقق کرده و نه با افزایش بهره‌وری و به‌کارگیری روش‌های نوین. جالب اینجاست که به‌کارگیری سیستم‌های نوین‌ آبیاری با توجیه بهره‌وری از میزان مصرف آب نیز نتیجه معکوس داشته زیرا عملا سطح زیرکشت را افزایش داده و نتیجه مصرف بیشتر آب بوده است.

این گزارش به نمایندگان پیشنهاد کرده است در لایحه و قانون بودجه سال 1402، شرط اصلاح پروانه بهره‌برداری پس از نصب کنتورهای هوشمند لحاظ شود. همچنین تاکید شده به‌دلیل مؤثر بودن نقش اصلاح پروانه بهره‌برداری در احیای منابع آب زیرزمینی، این موضوع حتی پیش‌شرط پرداخت تسهیلات بلاعوض جهت اجرای سامانه‌های نوین آبیاری در نظر گرفته شود

چرا باید بودجه آبیاری نوین محدود شود

مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در گزارشی به صرف مبلغی بالغ بر ۷۵۱هزار میلیارد ریال طی ۱۲ سال گذشته برای تجهیز مزارع به سیستم‌های نوین آبیاری اشاره کرده است. این گزارش توسط یک گروه پنج نفره شامل «مراد اسدی»، «نرجس عبدالمنافی»، «علیرضا رهایی»، «جمال محمدولی‌سامانی» و «محمدحسین معماریان» تهیه و تدوین شده است. در این گزارش تاکید شده است : «وضعیت اعتبارات طی ۱۲ سال منتهی به سال ۱۴۰۱ نشان می‌دهد که به قیمت سال جاری، سالانه به‌طور متوسط بیش از ۶۲ هزار میلیارد ریال اعتبار برای توسعه و استقرار سیستم‌های آبیاری نوین در نظر گرفته و هزینه شده در حالی که طی همین مدت روند تغییرات حجم آبخوان‌های کشور نشان می‌دهد کسری تجمعی آبخوان‌های کشور با وجود نوساناتی که داشته، اما درمجموع افت قابل توجهی در این ذخایر رخ داده و در این مدت به بیش از منفی ۴۰.۸ میلیارد متر مکعب رسیده است.»
وقتی دولت مکلف شد حداقل ۸۵ درصد از هزینه توسعه روش‌های نوین آبیاری را به عنوان کمک بلاعوض پرداخت کند هدف اصلی جبران کسری بیلان منفی آبخوان‌های کشور بود. حال این گزارش تاکید دارد: «بررسی اعتبار و اثربخشی این سامانه‌ها نشــان می‌دهد برخلاف تصویب اعتبار ۷۵۱ هزار میلیارد ریالی طی 12 سال اخیر، شرایط آبخوان‌های کشور بحرانی‌تر شده است».
نکته دیگری که گزارش مجلس پژوهش‌های مجلس بر آن دست می‌گذارد این است که طی برنامه پنج‌ساله ششم نیز این موضوع بیشتر تصریح می‌شود. در این گزارش آمده است: «بررسی اعتبارات تخصیص‌یافته به سامانه‌های نوین آبیاری طی دهه اخیر نشان می‌دهد علاوه بر اعتبارات مندرج در ردیف‌های عمومی و متفرقه بودجه سنواتی، از سال ۱۳۹۵ تا ۱۳۹۹ اعتبار مجزایی نیز از صندوق توسعه ملی برای اجرای سامانه‌های نوین آبیاری اختصاص یافته است».
«ستاد احیای دریاچه ارومیه» هم پیشتر درباره این ناموازنه در بودجه‌ریزی و بی‌توجهی به نتیجه آن اشاره کرده بود.
در گزارشی که این ستاد در سال ۱۳۹۸ خطاب به رئیس وقت سازمان حفاظت محیط زیست و دبیر ستاد ملی احیای دریاچه ارومیه نوشته، آمده است: «بر اساس گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی دولت، تاکنون ۲.۱ میلیون هکتار از مجموع ۸.۵ میلیون هکتار از اراضی آبی کشور، به سامانه‌های نوین آبیاری مجهز شده‌اند. همچنین بر اساس اطلاعات سامانه اطلاع‌رسانی طرح توسعه سامانه‌های نوین آبیاری وزارت جهاد کشاورزی ۵۰۸ هزار هکتار از این اراضی بین سال‌های ۱۳۹۳ لغایت ۱۳۹۷ با هزینه‌کرد ۲ هزار و ۶۰۳ میلیارد تومان از منابع اعتباری قوانین بودجه سنواتی و مجوزهای برداشت از صندوق توسعه ملّی انجام گرفته است.»
در گزارش ستاد احیای دریاچه ارومیه درباره وضعیت تخصیص بودجه برای به‌کارگیری سیتم‌های نوین‌آبیاری و رشد این اعتبارات همچنین تصریح شده بود: «بر اساس اطلاعات مندرج در قانون بودجه سال ۱۳۹۸، از منابع بودجه عمومی کل کشور تا پیش از برنامه پنجم توسعه (قبل از سال 1390) جمعاً 164 میلیارد تومان، طی دوره برنامه پنجم توسعه (1390-1395)، یک هزار و ۳۳۲ میلیارد تومان و در سال 1396 و 1397 نیز یک هزار و ۴۹۷ میلیارد تومان صرف توسعه سامانه‌های نوین آبیاری در کشور شده است. برای سال 1398 نیز علاوه بر ابلاغ اعتبار ۶۰۶ میلیارد تومان برای ردیف اعتباری 1306012008 با عنوان «کمک‌های فنی و اعتباری توسعه سامانه‌های نوین آبیاری» مجوز برداشت از محل صندوق توسعه ملّی به میزان ۱۵۰ میلیون یورو (هزار و ۶۵۰ میلیارد تومان) نیز برای این امر در تبصره 4 قانون بودجه سال 1398 لحاظ شده است.»
چشم‌اندازی ترسناک از وضعیت آبخوان‌های ایران
حال پس از ۱۲ سال بودجه‌ریزی و صرف اعتبارات مختلف نتیجه تنها وخامت حال کنونی آبخوان‌های کشور نیست. چشم‌اندازی که از رویه موجود ترسیم می‌شود می‌تواند دل هر ناظری را به لرزش درآورد. برای آنکه این ترس را بیشتر لمس کنیم خوب است به گزارشی که دکتر بنفشه زهرایی استادیار دانشگاه تهران و دبیر کارگروه ملی سازگاری با کم‌آبی ارائه کرده است توجه کنیم.
زهرایی در برنامه‌ای که اتاق بازرگانی ایران متولی آن بود و تحت عنوان «گزارش مسیٔله‌یابی طرح احیا و تعادل‌بخشی» شناخته می‌شود وضعیت موجود و چشم‌انداز سال ۱۴۲۵ را ترسیم کرده است.
او دراین‌باره گفته است: «توزیع جغرافیایی جمعیت در ایران متناسب با توان اکولوژیک سرزمین و ملاحظات آمایش سرزمین نیست. برای نمونه در حوضه آبریز فلات مرکزی ایران که بخش‌های بزرگی از منطقه بیابانی مرکزی و نوار شرقی کشور را شامل می‌شود ما تنها ۲۵ درصد منابع آب تجدیدپذیر در اختیار داریم در حالی که نزدیک به ۵۰ درصد جمعیت کشور در این منطقه مستقر شده است.»
دبیر کارگروه ملی سازگاری با کم‌آبی در تشریح وضعیت پیش روی ایران با کسری مخازن آب تجدیدپذیر توضیح داده است: «سرانه منابع آب تجدیدپذیر در این ناحیه بسیار کم است. بر اساس شاخص‌های بین‌المللی در صورتی که سرانه منابع آب تجدیدپذیر کمتر از ۵۰۰ متر مکعب در سال باشد آن منطقه دچار مشکلات متعددی می‌شود. بر همین اساس برآوردها نشان می‌دهد تا سال ۱۴۲۵ سرانه منابع آب‌های تجدیدپذیر در فلات مرکزی و نوار شرقی ایران به زیر ۵۰۰ متر مکعب در سال خواهد رسید. در نتیجه انتظار می‌رود ادامه این فرایند منجر به افزایش تنش‌های سیاسی، اجتماعی و امنیتی شدن مسئله آب شود.»
زهرایی که در دولت دوازدهم ناظر بر تدوین برنامه سازگاری با کم‌آبی تک‌تک استان‌های کشور بنا به موقعیت اقلیمی آن بوده ترسیم وضعیت آبی ایران تا ۳ دهه دیگر را اینگونه توصیف کرده است: به عبارتی تا سال ۱۴۳۵ از ۶۱۰ آبخوان کشور، ۱۱۸ آبخوان را که عمده آنها در منطقه فلات مرکزی و نوار شرقی کشور هستند، از دست خواهیم داد. برداشت آب شرب از این آبخوان‌ها حدود ۱.۶ میلیارد متر مکعب است که به این ترتیب تامین آب برای ۱۸.۴ میلیون نفر از جمعیت در هاله‌ای از ابهام فرو خواهد رفت. این وضعیت به این معناست که دست‌کم ۱میلیون ۳۰۰ هزار شغل از دست می‌رود.
دبیر کارگروه ملی سازگاری با کم‌آبی همچنین تاکید کرده است: «بر اثر این وضعیت، خشکیدگی تالاب‌ها و دریاچه‌های کشور شدت خواهد گرفت و به کانون‌های گرد و غبار تبدیل خواهند شد. در کشورهای همسایه ما نیز مشکلات مشابهی وجود دارد که در سایه تغییر اقلیم در خاورمیانه کانون‌های گرد و غبار شدت خواهند گرفت و وضعیت کیفیت هوای کشور را به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهند.»
زهرایی همچنین به موضوع بارگذاری برای بخش کشاورزی در برنامه‌های توسعه نیز اشاره کرده و افزوده است: «سطح خودکفایی در تولید محصولات کشاورزی به سبب بی‌تدبیری‌هایی که برای نیل به خودکفایی در برنامه‌های ششم و هفتم صورت گرفته به سطح بسیار نازلی سقوط خواهد کرد.»
چه کاری می‌توانیم بکنیم؟
راهکارهای متعددی برای نجات از تصویری که برای سال ۱۴۲۵ و یک دهه بعد از آن ترسیم شد، داده شده است اما سیاستگذار همچنان به طرح‌هایی می‌اندیشد که اصطلاحا «رای‌جمع‌کن» هستند. اصرار بر خودکفایی بدون تغییر در کشاورزی سنتی و استفاده از تکنولوژی در افزایش میزان محصول بدون افزایش سطح زیرکشت یکی از این مسائل است. به همین دلیل هم گزارش اخیر مرکز پژوهش‌های مجلس تاکید کرده برای بودجه‌ریزی جدید باید «اعتبار پروژه‌هایی که فاقد اثربخشی در بهبود وضعیت آب‌های زیرزمینی هستند (با توجه به تجربه چند دهه اخیر کشور و نمونه‌های جهانی) حذف شود.»
راهکار بسیار مهمی که در گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس بر آن تاکید شده ایجاد سامانه «حسابداری ملی آب» است که تصریح کرده: «در راستای بهره‌گیری هرچه بیشتر از ظرفیت فناوری‌های جدید، سامانه ملی حسابداری آب (با تقویت چرخه پایش، ارزیابی و تجمیع بانک‌های اطلاعات آب و هواشناسی)، که یکی از کارکردهای آن می‌تواند ارزیابی سامانه‌های نوین آبیاری از منظر صرفه‌جویی واقعی باشد، راه‌اندازی شود.»
نکته دیگری که این گزارش بر آن پافشاری کرده منوط کردن تخصیص بودجه‌ها به شرط استفاده از کنتور هوشمند است.
به همین دلیل این گزارش به نمایندگان پیشنهاد کرده است در لایحه و قانون بودجه سال 1402، شرط اصلاح پروانه بهره‌برداری پس از نصب کنتورهای هوشمند لحاظ شود. همچنین تاکید شده به‌دلیل مؤثر بودن نقش اصلاح پروانه بهره‌برداری در احیای منابع آب زیرزمینی، این موضوع حتی پیش‌شرط پرداخت تسهیلات بلاعوض جهت اجرای سامانه‌های نوین آبیاری در نظر گرفته شود.
حال باید دید نمایندگان مجلس یازدهم تا چه اندازه به محتوای این گزارش و سایر هشدارها توجه می‌کنند.