حفاظت در گلستان، الگوی ذخیره‌گاه‌های زیست‌کره





23 آذر 1400، 0:00

از این سموم که بر طرف بوستان بگذشت/ عجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی (حافظ)
زمانی که مهندس قائمی در جمع کارشناسان و نمایندگان محلی اعلام کرد جمعیت قوچ و میش در پارک ملی گلستان از هشت هزار راس فراتر رفته است، غریو شادی توام با کف‌زدن‌ها سالن کوچک پاسگاه میرزابایلو را به لرزه درآورد و برخی را به گریه انداخت. جای زنده یاد هادی فهیمی و شجاع حمیدی که ما را برای همیشه ترک کردند و سایر کسانی که خود پیشکسوت و پایه‌گذار این تفکر بودند و در آمار‌برداری قبلی ما را حمایت و همراهی کردند، بسیار خالی بود.

آماربرداری که در آن نمایندگان اداره کل حفاظت محیط زیست استان گلستان،‌ پارک ملی گلستان،‌ نمایندگان جوامع محلی،‌ نمایندگان دفتر حیات‌ وحش و نیروهای داوطلب حضور داشتند جای هیچ شک و تردیدی در صحت آن باقی نمی‌گذاشت. مشاهده متجاوز از ٨٠٠٠ راس قوچ و میش و حدود ١٠٠٠ راس کل و بز و سه قلاده پلنگ از نزدیک شدن این پارک به روزهای اوج خود خبر می‌داد. این آمار برای من و قائمی که باسابقه‌ترین افراد این جمع و از دهه 40 شاهد فراز و نشیب های پارک بودیم، بسیار شگفت‌انگیز و امیدوارکننده بود.
در آماربرداری که به همراه آقای کارگر و قائمی در سال 59 از این پارک داشتیم، جمعیت قوچ و میش از 12 هزار راس موجود در سال‌های قبل به ١٨ راس رسیده بود. همه زیستگاه‌های این حیوان توسط دامداران اشغال و حیوانات پراکنده شده بودند. سال بعد این آمار به 150 راس رسید. بعد از آرامش و استقرار ماموران و حضور دائمی مهندس کارگر و خانواده‌اش در این پارک، جمعیت قوچ و میش در سال ١٣٧٠ به 6500 راس رسید ولی از آن سال به بعد جمعیت روند نزولی به خود گرفت.
به دنبال بازدید و گزارش آقای نمکی، مشاور رئیس وقت سازمان حفاظت محیط زیست در مورد وضعیت نامناسب پارک ملی گلستان به علت کمبود بودجه و امکانات ضروری، جلساتی باحضور او و آقای ظهرابی، معاون محیط زیست طبیعی و اینجانب در سازمان حفاظت محیط زیست تشکیل شد و پس از بررسی‌ها و مشورت‌های لازم تنها راه برون‌رفت از وضعیت موجود استقلال پارک، اجرای قوانین و مقررات ذخیره‌گاه‌های زیستکره و انتخاب مدیری لایق و توانا تشخیص داده شد. پارک ملی گلستان که قدیمی‌ترین پارک ملی ایران است، در سال 1336 به دلیل دارا بودن زیستگاه‌ها،‌ اکوتون‌ها و حیات‌وحش منحصر‌به‌فرد خود ابتدا به منطقه حفاظت‌شده و در سال 1342 به پارک ملی و در سال 1355 به ذخیره‌گاه زیست‌کره ارتقا یافت. از آنجا که پارک ملی گلستان در محدوده جغرافیایی سه استان گلستان،‌ خراسان شمالی و سمنان قرار دارد و در حاشیه آن اقوامی با فرهنگ‌ها و آداب و رسوم مختلف نظیر ترکمن، تات،‌ کرمانج،‌ ترک‌، بلوچ زندگی می‌کنند، از نظر حفاظتی و مدیریتی از حساسیت خاصی برخوردار است.
در شروع کار که برای آگاهی از وضعیت گونه‌های جانوری موجود، در آذرماه 96 آماربرداری از قوچ و میش اوریال به عنوان گونه شاخص با همکاری روسای اسبق پارک،‌ محیط‌بانان شاغل و بازنشسته‌، گروهی از کارشناسان و افرادجوامع محلی با نظارت خانم صفائی، نماینده اعزامی سازمان حفاظت محیط زیست انجام گرفت جمعیت آن بالغ بر ٣٠٠٠ راس بود. متعاقب این آماربرداری به منظور جلب همکاری مقامات استان‌ها و جوامع محلی در آن سال جشنی به مناسبت 60 سالگی پارک ملی گلستان که در آن نمایندگان مجلس،‌ استانداران، مقامات محلی،‌ مدیران کل،‌ نمایندگان جوامع محلی،‌ محیط‌بانان و مدیران بازنشسته حضور داشتند برگزار شد و در این برنامه آقای تیموری به عنوان رئیس جدید پارک ملی گلستان معرفی شد.
برای اجرای برنامه مدیریت مشارکتی و جلب همکاری مردم، نسبت به تشكیل شورای راهبردی که در آن نمایندگان جوامع محلی، کارشناسان، رئیس و مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست، نمایندگان مجلس و مدیران استان‌ها حضور داشتند اقدام شد.
حالا پس از گذشت چهار سال از آن تاریخ شاهد هستیم که در نتیجه جلب همکاری و مشارکت مردمی و با تلاش و فداکاری شبانه‌روزی رئیس پارک، محیط‌بانان، همیاران و تمام کسانی که برای حفاظت و ارتقای این گنجینه ملی تلاش کردند جانوران وحشی آرامش خود را بازیافته و جمعیت آنها که سیر قهقرایی را طی می‌کرد به نحو غیرقابل انتظاری افزایش یافته و آتش‌سوزی‌های گسترده، قطع اشجار، تخریب زیستگاه‌ها و شکار غیرمجاز متوقف شده است.
امیدواریم نتایج حاصل از این همکاری مشارکتی پس از ارزیابی و مستندسازی به عنوان یک الگو برای سایر مناطق و به خصوص دخیره‌گاه‌های زیست‌کره مورد استفاده قرار گیرد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

بن‌بست درمان در داراب

روایت «پیام ما» از مرگ نوزادی ۹ماهه و زنی سالمند تا بیمارانی که برای درمان راهی شهرهای دیگر شدند

بن‌بست درمان در داراب

«پو» نویسنده تاریکی‌هاست

گفت‌وگو با «احسان مهتدی»، مترجم «قصه‌های راز و خیال»، درباره «ادگار آلن‌پو»

«پو» نویسنده تاریکی‌هاست

محیط‌بانانی که با «کمتر» باید بیشتر حفاظت کنند

محیط‌بانانی که با «کمتر» باید بیشتر حفاظت کنند

نشست کاپ ۷؛ عزم پنج کشور ساحلی برای حفاظت از دریای خزر

نشست کاپ ۷؛ عزم پنج کشور ساحلی برای حفاظت از دریای خزر

سنگ‌نگاره‌های «جربت»؛ موزه‌ای در بادها

سنگ‌نگاره‌های «جربت»؛ موزه‌ای در بادها

مرگ دوچرخه‌سواران جاده در حاشیه قانون

«پیام ما» علل تصادفات دوچرخه‌سواران در ایران را بررسی می‌کند

مرگ دوچرخه‌سواران جاده در حاشیه قانون

دانش‌آموزانِ غایب

آمار رسمی بازماندگان از تحصیل، همه کودکان محروم از آموزش را دربرنمی‌گیرد

دانش‌آموزانِ غایب

جنگ در پناهگاه خرگوش‌های کوهی

سرنوشت یک جانور کوچک و پشمالو، تراژدی زیست‌محیطی جنگ اسرائیل در لبنان را آشکار می‌کند

جنگ در پناهگاه خرگوش‌های کوهی

مهاجرت تحصیلی در محاصره تحریـــم

گزارش «پیام ما» از تشدید محدودیت آزمون‌های بین‌المللی زبان برای ایرانیان

مهاجرت تحصیلی در محاصره تحریـــم

سرخدار در زمیـــــــن غریب

«پیام ما» پروژه واگذاری پنج هکتار از منابع‌‌طبیعی فارس برای کاشت گونه‌ای هیرکانی را بررسی می‌کند

سرخدار در زمیـــــــن غریب

بیشترین نظر کاربران

بن‌بست درمان در داراب

بن‌بست درمان در داراب