رئیس موسسه ملی تغییر اقلیم دانشگاه تهران در گفت‌وگو با «پیام ما»:مازوت با ما چه می‌کنداستفاده از مازوت استاندارد یا حتی گازوئیل هم توصیه نمی‌شود. این‌ها سوخت‌هایی هستند با مقدار قابل توجهی گوگرد، ازت و سایر فلزات سنگین که هوای استنشاقی شهروندان را تحت تاثیر قرار می‌دهند

می‌گویند استفاده از مازوت از سر ناچاری و اجبار است. بعضی هم موضوع را از اساس تکذیب می‌کنند. در میان همه تکذیب‌ها و تاییدها و اخبار مختلفی که درباره مازوت و هر عاملی که نفس‌کشیدن را در کلانشهرها سخت‌تر کرده، آلودگی هوا با کرونا هم‌دست شده است. پرسش این است: مازوت با شهروندانی که در این زمستان دود‌آلود نفس می‌کشند، چه می‌کند؟ یا اصلا چرا نباید مازوت سوزاند؟ مجید شفیع‌پور رئیس موسسه ملی تغییر اقلیم و محیط‌ زیست دانشگاه تهران، به سوالات «پیام ما» پاسخ داده است.

  آقای دکتر شفیع‌پور می‌خواهیم به زبان ساده از شما بشنویم که مازوت چیست و پس از احتراق، چه کاری با بدن انسان ‌می‌کند که این همه باعث اعتراض و نگرانی‌های مختلف شده است؟

محصولات احتراق کامل و ناقص سوختی چون مازوت، ناخالصی‌هایی متشکل از ترکیبات گوگرد و ازت در خود دارد و هنگام احتراق، اکسیدهای گوگرد و اکسید‌های ازت (ازت موجود در سوخت نه موجود در هوا چرا که کمیت ازت موجود در هر یک لیتر سوخت نسبت به یک لیتر هوا فراوان‌تر است) تولید می‌کند. ترکیب‌های اکسیدهای گوگرد مانند SO2 و SO3 و NO و NO2، از محصولات اصلی احتراق ناقص چنین سوختی است که در نهایت منتهی به شکل‌گیری دوده و ذرات معلق شود. سوخت مازوت کم‌کیفیت‌ترین سوخت مایعی است که پس از فرآوری در پالایشگاه‌های مرتبط و استفاده از ریفرمرها و کاتالیست‌ها، تبدیل به گازوئیل می‌شود. گازوئیل هم محصولی است که کیفیت بالاتری از نظر انرژی حرارتی و پاک‌سوزی (برای انتشار کمتر آلاینده‌ها) دارد. با مشاهدات عینی که از اگزوز وسایل نقلیه سنگین مثل کامیون‌ها، اتوبوس‌ها و مینی‌بوس‌‌ها داشته‌ایم، می‌توان تصور کرد که گازوئیل در مقایسه با سوختی با کیفیت پایین‌تر و ناخالصی بیشتر مثل مازوت، چگونه عمل می‌کند.

اما باید بیش از همه به این موضوع توجه کرد که این نوع آلاینده‌ها چه تاثیرات سوئی بر سلامتی انسان می‌گذارد. معمولا این دو آلاینده، چه اکسیدهای ازت و چه گوگرد در هنگام مواجهه با انسان و ورود به مجاری تنفسی بلافاصله سیستم تنفسی را تحریک می‌کند. بعضا مخاط گلو و بینی را به لحاظ تجمع و هم با تحریک، انسان را با سرفه می‌اندازد و در پاره‌ای اوقات به خصوص اکسیدهای ازت باعث درد در قفسه سینه می‌شوند. البته بسیاری این درد قفسه سینه را با درد قلب همسان می‌دانند و ممکن است اشتباه گرفته شود. بنابراین آب‌ریزش بینی و چشم از علائمی است که به استنشاق غلظت‌های بالایی از اکسیدهای گوگرد و ازت اطلاق می‌شود. وجود ذرات معلق هم با اندازه‌های مختلف و جریان‌پیدا کردن آن به درون ریه‌های انسان هم می‌تواند این ذرات ریز حاوی فلزات سنگین موجود در سوخت مازوت را به مشابه گلوله‌هایی بسیار ریزی که حاوی فلزات مسموم‌کننده هستند، تشبیه شود که با برخورد به بافت‌ها و نسج ریه، این بافت‌ها را مجروح می‌کند و جراحت و عفونت هم می‌تواند به همراه داشته باشد.

اینجاست که متخصصان محیط‌زیست دوش به دوش متخصصان بهداشت محیط همواره بر استفاده از سوخت‌های پست -از منظر کیفیت سوخت و سازگاری آن با محیط‌زیست و همچنین از منظر انرژی حرارتی موجود در واحد جرم خودش- توصیه می‌کنند که در محیط‌های شهری که انسان‌ها حضور دارند، به طور قطعی استفاده از سوختی مثل مازوت ممنوع و محدود شود. به خصوص که کودکان و سالمندان با میزان آسیب‌پذیری متفاوت در این مکان‌ها زیست می‌کنند و میزان ایمنی کمتری در مقابل اثرات سوء این آلاینده‌ها دارند. مگر در نهایت برای موارد بسیار خاصی که بعضا مورد استفاده قرار می‌گیرد برای تولید مثلا محصولات عایقی یا ایزوگامی که آن هم در محیط‌های شهری انتظار وجود آنها نیست.

  این روزها دلایل مختلفی برای استفاده از سوخت مازوت آورده می‌شود. گروهی از تحریم و ناچاری می‌گویند و گروهی از ارزانی. بگذریم که گروهی هم به کل تکذیب می‌کنند. این دلایل از نگاه علم آیا قانع‌کننده است؟

در ایران در مقایسه با قیمت‌های بین‌المللی، انواع سوخت‌ها بسیار ارزان است. حتی بنزین عرضه شده در جایگاه‌های پمپ بنزین را هم که در حال حاضر ما شاید با سهمیه‌ای لیتری هزار تومان می‌خریم، اگر با یک لیتر آب مقایسه کنیم، بالغ بر دو هزار تومان برای هر یک لیتر آب داریم پرداخت می‌کنیم. به خصوص در بعضی استان‌ها که دسترسی به آب آشامیدنی با کیفیت مطلوب، قدری دشوارتر است. بنابراین مباحث اقتصادی چه درباره مصرف داخلی و چه بخش‌های مختلف مصرف سوخت‌ها، پیرامون استفاده از مازوت آنچنان نقشی ندارد. بنابراین یکی از دلایل روی آوردن به مازوت‌سوزی می‌تواند سرمای زیاد باشد و مدتی است که آن را تجربه می‌کنیم. به واسطه نبود ذخیره پشتیبانی از گاز طبیعی برای تامین در ایام پرمصرف، با این فشار معمولی، کانون‌های مصرفیِ صنعتی مثل نیروگاه‌ها، کارخانه‌های صنایع فلزی و بعضا کارخانه‌های سیمان به استفاده از سوخت‌های جایگزینی غیر گاز طبیعی هدایت می‌شوند. این مازوت را گزینه مناسب برای استفاده در بعد ملی دیده‌اند که سهل‌الوصول‌ترین سوخت جایگزین است، به خصوص در این ایام که بنا بر اظهارات مسئولان اقتصادی به واسطه اثرات سوء تحریم‌های ظالمانه، با محدودیت جدی صادرات مواجه هستیم. اما با توجه به حساسیت مراکز جمعیتی به خصوص هشت کلانشهر کشور که بیش از ۵۰ درصد جمعیت در آن‌ها ساکن‌ شده‌اند و با وضعیت نامطلوب کیفیت هوا مواجه هستند، استفاده از مازوت در بالادست جریان‌های هوا که این محصولات آلودگی را به پایین‌دست (مراکز جمعیتی) هدایت می‌کند، به هیچ وجه توصیه نمی‌شود و هیچ دلیلی از بعد تامین انرژی، بعد اقتصادی، به خصوص بعد سلامتی و محیط‌زیستی در این ایام که با سکون هوا و وارونگی دمای پایدار مواجه هستیم، قابل توجیه نیست. اصلا  قابل قبول نیست چون با بهداشت و سلامتی شهروندان‌مان سر و کار دارد. یقینا اینجاست که مشارکت مشترک شهروندان برای رعایت دمای محیط‌های منازل هم مورد نیاز است. در غیر این صورت اگر مردم و مسئولان برنامه‌ریزی تامین و توزیع انرژی بنوانند با اولویت‌بندی مناسب به خصوص پیرامون مراکز جمعیتی، مصرف گاز طبیعی را در اولویت قرار دهند اما متاسفانه اینطور نیست. برای چاره صحبت از تعطیلی هم کرده‌اند اما تعطیلی خسارت‌های فراوانی برای اقتصاد خانواده‌ها و اقتصاد کلان به همراه دارد و از طرف دیگر تامین نشدن سوخت کافی هم خسارت جانی و سلامتی و اقتصادی به همراه دارد، به علاوه بارش‌های اسیدی.

  سوالی که این روزها مطرح می‌شود  این است که مسئول آلودگی هوای تهران چه آلاینده‌ای است؟ شرکت کنترل کیفیت هوای تهران روزهاست که درباره افزایش میزان دی‌اکسید گوگرد و شواهد مازوت‌سوزی می‌گوید و از طرف دیگر محیط‌زیست استان تکذیب می‌کند. دی‌اکسید گوگرد می‌تواند برآمده از چه آلاینده‌ای باشد؟ منظورم این است که مازوت در آلودگی هوای تهران چقدر سهم دارد؟

اگر در شرایط معمول سال که در کانون‌های پرمصرفی چون نیروگاه‌ها هیچ مازوتی استفاده نمی‌شود و تنها منبع عمده انتشار دی اکسید گوگرد استفاده از گازوئیل در بخش حمل و نقل و بعضا تعدادی از واحدهای صنعتی (باز هم به واسطه استفاده از گازوئیل) باشد، عدد آن مشخص است. ایستگاه‌های سنجش کیفیت هوا در گستره استان، همواره در حال نمونه‌برداری و آنالیز برخط است. اگر تغییراتی در مصرف حامل‌های انرژی (از جمله جایگزینی مازوت، به جای مازوت و به جای گاز طبیعی) صورت بگیرد، به واسطه وجود وزنی گوگرد در سوختی چون مازوت، یقینا اندازه‌گیری‌های مستمر شبانه‌روزی این را در هوای تهران اندازه‌گیری می‌کند؛ در هر جایی که منحنی‌های هوا چه به صورت طبیعی و چه به وسیله باد به سمت تهران برسد، در هوای تهران ثبت می‌شود و دیگر بحثی برای انکار وجود ندارد. این یقینا در بالادست از مازوت استفاده شده و مقداری بوده که غلظت دی‌اکسید گوگرد در ایستگاه‌ها آن را نشان می‌دهد. یا نوع گازوئیل مورد مصرف به طور غیرمنتظره تخریب شده و غلظت بسیار بالای گوگرد دارد؛ معمولا در بخش حمل‌ونقل ۳۵۰ تا ۵۰۰ PPM است و گازوئیل‌هایی که در بخش حمل و نقل استفاده می‌شود، بسیار متفاوت از گازوئیل مورد استفاده در بخش صنعت است و حاوی گوگرد بسیار کمتری است. تفاوت غلظت دی‌اکسید گوگرد اندازه‌گیری شده، گواه این است که در جایی به مقدار زیادی سوخت نامناسب در حال استفاده است. و بهتر است که منابع را در بالادست شناسایی کنند و اقدامات رافع را به کار بگیرند.

 از طرف دیگر کسانی از میان مسئولان به ناچار با مسئله کنار آمده‌اند. مثلا محیط‌زیست خراسان رضوی اعلام کرده که باید از «مازوت استاندارد» استفاده کرد یا رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست که گفته مجوز استفاده از مازوت در شرق تهران را داده و غرب را منع کرده. این اجازه به ویژه در شرایط کنونی شیوع کرونا به دلایل مختلف داده شده است و توصیه‌های کارشناسان حوزه محیط‌زیست و بهداشت محیط شنیده نشده است.

سوخت مازوت کاربردهای مجاز خود را دارد. نوع سوخت هم باید دارای شرایط استاندارد برای کاربردهای مجاز باشد. اما در پیرامون محیط‌های شهری که تجمع جمعیتی وجود دارد، حتی استفاده از مازوت استاندارد یا حتی گازوئیل هم توصیه نمی‌شود، چون سوخت‌هایی هستند با مقدار قابل توجهی گوگرد، ازت و سایر فلزات سنگین که پس از احتراق و انتقال ظرفیت گرمایی به آن تاسیسات صنعتی، تخلیه می‌شوند و فرودآمدن آن در محیط شهری هوای استنشاقی شهروندان را تحت تاثیر قرار می‌دهند و یقینا این روش مگر در مواقع اضطراری در هیچ کشوری به کار گرفته نمی‌شود و مورد پذیرش نیست. همزمانی استفاده از این سوخت‌ها با شیوع کرونا که مردم مراقبت‌های ویژه دارند هم اوضاع را به مراتب بدتر می‌کند.

اگر تحلیل هزینه-فایده‌ای هم داشته باشیم و هزینه سلامتی انسان‌ها و هزینه غیرمستقیم آن که بر کشورها تحمیل می‌شود را محاسبه کنیم می‌بینیم که این تلاش از هیچ توجیه اقتصادی و جذابیت مالی برخوردار نیست.

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *