درودگر سنتی رفسنجان در گفت و گو با پیام ما: چوب را با شتر از کوهستان‌های پاریز می آوردیم

منتشر شده در صفحه کرمون | شماره 733

درودگر سنتی رفسنجان در گفت و گو با پیام ما:
چوب را با شتر از کوهستان‌های پاریز می آوردیم

پیرمردان و پیرزنانی که در گذر ایام خمیده شده و تکیه بر عصا داده اند، از اول عمرشان این گونه نبوده اند. برف سپیدی که بر سر و روی این پدر بزرگ ها و مادربزرگ هاست فلک به رایگان به آن ها نداده است و به ازای تارتار آن، لحظه لحظه جوانی شان را نقداً از کف شان بیرون کشیده است.
شاید باورش برای بسیاری از نوجوانان سخت باشد که پدر بزرگ ناتوان شان روزگاری کارهای سخت و جان فرسایی را انجام می داده و مثلاً برای بریدن تنه یک درخت گردو، کوه و دشت و بیابان را زیر پا می گذاشته و با اره ای آهنین به جان تنه درخت می افتاده، بر پشت شتر می بسته و به کارگاهش می آورده و روی آن کار می کرده و نتیجه اش درها و پنجره هایی زیبا می شده، درها و پنجره هایی که شهروند امروزی نمی تواند از خیر آن بگذرد. حتما با دوربین موبایل عکسی از همین در و پنجره ها تهیه و بر دیوار اینستاگرامش نصب می کند. آن وقت منتظر سرخ و سفید شدن قلب پایین عکس می نشیند که نمایان گر لایک دوستان دیده و نادیده اش است. غافل از این که یار در خانه است و ما گرد جهان می گردیم. غافل از این که سازنده در و پنجره ها شاید همین مرد کهنسالی باشد که سالیان سال است مقابل یکی از همین درهای چوبی بر عصایش تکیه کرده.
سید عباس موسوی، درودگری است که بیش از نیم قرن از عمر خود را در کارگاه نجاری سپری کرده است. وی متولد سال 1305 است و نودمین بهار زندگی اش را پشت سر می گذارد. تا وقتی که توان داشته کار کرده و اکنون دوران بازنشستگی خود را می گذراند.
موسوی در گفت و گوی کوتاه با پیام ما از ماجراهای درودگری قدیم، فضای بازار سنتی و… می گوید؛
موسوی می گوید که شغل من نجاری بود. 20 سال است که دست از کار کشیده ام و بازنشسته شده ام. در و پنجره چوبی می ساختم. وسایل چوبی که برای قنادی نیاز بود را می ساختم. حتی تیر نانوایی( چوب میله مانندی که روی خمیر می کشیدند تا پهن و آماده قرار گرفتن در تنور شود.) را نجارها می ساختند.
10 ساله بودم که شغل نجاری را شروع کردم. حرفه ام را نزد «اوس محمد نجار» که از اهالی یزد بود و در رفسنجان زندگی می کرد، یاد گرفتم. 65 سال به این کار پرداختم. در سن 21 سالگی که ازدواج کردم دیگر برای خودم استاد کار شده بودم.
این درودگر قدیمی با مقایسه بین نحوه درودگری قدیم و جدید اظهار می دارد که نجاری های قدیم خیلی سخت بود و با امروز خیلی فرق داشت. الآن با تکه ای نئوپان، چند عدد میخ و چسب چوب و… کار نجاری انجام می گیرد. ابزارهای برقی اعم از دریل و اره و… هم کار را خیلی خیلی راحت کرده است. در حالی که ما در قدیم باید به کوهستان های پاریز و دیگر جاها می رفتیم. ماشین هم که نبود. کُنده بزرگ چوب گردو را بار شتر می کردیم و به شهر می آوردیم. آن وقت با اره های دو سر آن چوب ها را می بریدیم. چوب ها را زیر آفتاب قرار می دادیم تا خشک شوند. بعد از خشک شدن سمباده می کشیدیم تا صاف و صیقلی و آماده استفاده برای کارهای نجاری شوند.
درودگری موسوی در مرکز رفسنجان و اطراف بازار سنتی قرار داشته است. وی در توصیف فضای مرکز شهر در دوران جوانی خود می گوید که در خیابان های همین اطراف(بازار سنتی رفسنجان که در مرکز شهر قرار دارد.) همه اش زمین گندم کار بود. درختان میوه بود. آن قدر درختان، ثمر داشتند که نیاز نبود از جای دیگری برای مردم میوه بیاورند. پسته و پسته کاری بعدها رواج پیدا کرد. آقای معین و حاج آقا یوسف اولین کسانی بودند که در رفسنجان پسته کاشتند.
بازار سنتی رفسنجان، تاریخی طولانی دارد. این بازار در قرون گذشته رونق داشته، به گونه ای که اهالی ملیت ها و ادیان گوناگون در این بازار، تجارت می کرده اند. موسوی در توضیح آن چه که در فرهنگ رفسنجان سینه به سینه منتقل شده است اظهار می دارد که هندوها در بازار انبار داشتند. آن ها از هندوستان اجناسی مانند نارگیل، چای و ادویه می آوردند و در بازار رفسنجان می فروختند. این سقاخانه ای هم که در بازار سنتی هست، یادگار آن دوران است و در بین مردم رفسنجان مشهور است که هندوها از امام حسین(ع) کرامتی می بینند و به خاطر همین این سقاخانه را برای استفاده مردم بنا می کنند. قدمت این سقاخانه به دو قرن می رسد. قسمتی از همین بازار هم به بازار گبری معروف است. دلیلش هم این است که زرتشتی ها در این بخش از بازار کاسبی می کرده اند و بیش تر آن ها نیز پارچه فروشی داشته اند.

16

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :

آمار سایت

  • کاربران آنلاین : 0
  • امروز: 20
  • دیروز: 937
  • هفته: 4,233
  • ماه: 19,958
  • سال: 1,325,953