مرحله اول؛ ساختن مخاطب

هفت مرحله تا پادشکنندگی بومگردی





هفت مرحله تا پادشکنندگی بومگردی

۲۲ تیر ۱۴۰۵، ۲۲:۲۶

آنچه در نه شماره گذشته به آن پرداختیم، تاریخچه بومگردی، نقد جریان خوشه‌سار و شکل‌گیری توده عظیم و بی‌شکل بومگردی بود. در این مسیر، جریان خوشه‌سار بومی و ایده‌های کیارش اقتصادی را بررسی کردیم و درنهایت، مدل جدیدی از بومگردی‌ها را معرفی کردیم که آرام‌آرام در حال رشد هستند و مؤلفه‌های مشترک فراوانی دارند؛ مدلی که می‌توان آن را موج نوی بومگردی نامید. جریان موج نوی بومگردی، علاوه بر پیوند ارگانیک با مفاهیم بومی مانند آبادگری، ارتباط تنگاتنگی با توسعه پایدار دارد.

حال به‌نظر می‌رسد پس از عبور از گذشته و نقد آن، باید در شماره‌های پیش‌رو با نگاهی به آینده این پرسش را مطرح کرد که بومگردی به کجا می‌رود؟ در شرایط عدم قطعیت عمیقی که کشور در چند سال گذشته با آن روبه‌رو بوده است، سخن گفتن از توسعه پایدار چه مفهومی دارد؟ آیا بومگردی اساساً ظرفیت عبور از بحران را دارد؟

شاید بهتر باشد به‌جای طرح این پرسش که «چه شد که خراب شد؟»، از اینجا به بعد به‌دنبال پاسخ این پرسش باشیم که در شرایطی که معادلات سرشار از مجهولات‌اند و هیچ‌کس از آینده وضعیت کشور باخبر نیست، «چه باید کرد؟»

ایران فرهنگی در طول تاریخ، بارها از دل بحران‌ها نه‌تنها عبور کرده، بلکه آن‌ها را به دستاوردهایی ارزشمند تبدیل کرده است. جنس تاب‌آوری ایرانی از سر استیصال و درماندگی نیست؛ بلکه خلاقانه است و همواره در جست‌وجوی راه سوم بوده است. برای نمونه، قنات، آب‌انبار و بادگیر در فلات مرکزی ایران و زیست کویری، نه‌تنها دستاوردهای معماری، بلکه شاهکارهایی از تاب‌آوری هستند؛ سازه‌هایی از جنس خشت و خاک که امکان ادامه زیستن در اقلیمی سخت را فراهم کرده‌اند.

با درک این الگوی فکری درباره تاب‌آوری و آبادگری، دیگر نباید پرسید بومگردی چه آینده‌ای در پیش دارد؛ بلکه باید پرسید بومگردی چگونه و از چه مسیری می‌تواند به یک دستاورد تبدیل شود؟ یا بهتر است بپرسیم: بومگردی، به‌عنوان مفهومی که از دل آبادگری سر برآورده است، از چه مسیری می‌تواند به روشی خلاق برای آبادگری تبدیل شود و ارزش‌افزوده خلق کند؟

نسیم نیکلاس طالب این مدل توسعه را «توسعه پادشکننده» می‌نامد؛ توسعه‌ای که از بحران عبور می‌کند و با خلاقیت به فرمی بهتر تبدیل می‌شود.
با این رویکرد، پرداختن به مفاهیم جدید در دنیای گردشگری اهمیت پیدا می‌کند. درک درست از موقعیت فعلی، آینده گردشگری را خواهد ساخت. اگر قرار است بومگردی از بحران جان سالم به در ببرد، نخستین سرمایه آن نه ساختمان، بلکه مخاطب آن است. نخستین واژه‌ای که باید درباره آن گفت‌وگو کرد نیز «اکوتراولر» یا گردشگر مسئولانه است.

منشورهای بین‌المللی مانند بروکسل و مکزیکوسیتی درباره گردشگری مسئولانه چه می‌گویند؟ این منشورها چرا به‌وجود آمده‌اند؟ خلق گردشگری فرهنگی به چه معناست؟ و مهم‌تر از همه، آیا بومگردی بدون مخاطب فرهنگی معنایی دارد؟ اگر پاسخ به این پرسش منفی است، پس مخاطب بومگردی باید به‌دقت ساخته شود و این نخستین مرحله برای تاب‌آوری خلاق یا توسعه پادشکننده است.

فعالان میراث فرهنگی در سراسر دنیا در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم، منشوری با عنوان بروکسل ارائه کردند که شش بند اصلی داشت. در بند پنجم این منشور آمده بود آموزش گردشگران و ساکنان برای احترام به میراث ضروری است.

هدف از این منشور، عبور از بحران گردشگری انبوه و کمک به حفظ بناهای تاریخی بود. اما پس از گذشت بیست سال مشخص شد گردشگری و آسیب‌های ناشی از آن، بسیار پیچیده‌تر از آن چیزی است که تصور می‌شد. ازاین‌رو، ایکوموس در سال ۱۹۹۹ منشور بین‌المللی گردشگری فرهنگی را در مکزیکوسیتی تصویب کرد که مفصل‌تر بود و موضوعاتی مانند مشارکت جامعه محلی، ظرفیت تحمل مقصد، تفسیر میراث، مدیریت بازدیدکنندگان و توسعه پایدار را وارد ادبیات گردشگری کرد.

مطالعه دقیق این منشور می‌تواند به یافتن راه‌های کسب‌وکار خلاق برای بومگردی‌ها کمک کند و زمینه‌ای برای ساختن مخاطب توسط صاحب بومگردی فراهم آورد.
منشور مکزیکوسیتی بر مفهومی تأکید می‌کند که شاید در ادبیات بومگردی ایران کمتر به آن پرداخته شده باشد؛ «تفسیر میراث». تفاوت میان «دیدن» و «فهمیدن».
گردشگر اگر فقط بادگیر، آب‌انبار یا قنات تاریخی را ببیند، احتمالاً به ثبت چند عکس بسنده می‌کند؛ اما اگر صاحب بومگردی بتواند داستان این عناصر را روایت کند، رابطه‌ای عاطفی میان گردشگر و مکان شکل می‌گیرد.

اگر صاحب بومگردی فقط بگوید این بادگیر مربوط به دوره قاجار است، گردشگر عکسی می‌گیرد و می‌رود. اما اگر روایت کند که چگونه همین بادگیر گرمای پنجاه درجه تابستان را قابل‌تحمل می‌کند و زندگی خانواده‌ای را ممکن می‌سازد، بادگیر دیگر یک شیء نیست؛ بلکه به تجربه‌ای انسانی تبدیل می‌شود.اگر صاحب بومگردی تنها اتاقی در اختیار مهمان قرار دهد، صرفاً خدمتی ارائه کرده است؛ اما اگر داستان خانه‌اش را روایت کند، ارزش‌افزوده‌ای خلق کرده و مهمان را با خود همراه می‌کند.

در همین نقطه است که مخاطب ساخته می‌شود. این داستان نباید ساختگی باشد، بلکه باید بر پایه پژوهش، تحقیق و مردم‌نگاری روایت شود. گردشگر باید به راوی اعتماد کند و از بین رفتن اعتماد، به از دست دادن مخاطب منجر می‌شود.

در اینجا فضای دورهمی اهمیت پیدا می‌کند؛ فضایی که باید در آن گفت‌وگو شکل بگیرد، داستانی برای مخاطب روایت شود و احساسی در مهمان برانگیخته شود. این داستان الزاماً داستان بناهای تاریخی نیست، بلکه هر چیزی است که به یک بومگردی معنا می‌بخشد.

کیفیت برگزاری این رویداد میان مهمان و میزبان اهمیت زیادی دارد؛ از شیوه نشستن و گفت‌وگو گرفته تا محتوای فضای دورهمی و حتی زمان مناسب برای ارتباط با مهمان. یک نوشیدنی خنک هنگام ورود می‌تواند سرعت شکل‌گیری رابطه میان مهمان و میزبان را افزایش دهد و یک لبخند می‌تواند احساس امنیت را در مهمان ایجاد کند.

منشور مکزیکوسیتی تأکید می‌کند کیفیت تجربه گردشگر، بخشی از فرایند حفاظت از میراث است؛ زیرا انسان از چیزی محافظت می‌کند که آن را فهمیده و دوست داشته باشد، نه صرفاً از چیزی که دیده یا روایتی که شنیده است.

بومگردی درواقع مدرسه‌ای است که در آن گردشگر، شیوه زیستن در این سرزمین را می‌آموزد. اگر این آموزش در مکان درست، با روایت صحیح و بیانی مناسب انجام شود، از دل یک مسافر معمولی، یک «اکوتراولر» متولد می‌شود؛ کسی که هنگام ترک مقصد، فقط خاطره با خود نمی‌برد، بلکه احساس مسئولیت نیز همراه خود دارد.
در این نگاه، خانه دیگر صرفاً مکانی برای اقامت نیست؛ بلکه جایی است مانند خانه خود که باید حفظ و مراقبت شود.

گردشگری آگاهانه و مسئولانه مسیری یک‌طرفه نیست، بلکه رابطه‌ای دوسویه و دادوستدی از جنس آگاهی و دانش میان مهمان و میزبان است. صاحب بومگردی نباید منتظر گردشگر آگاه باشد، بلکه باید او را بسازد.

ساختن چنین گردشگری به تفکر و درک عمیق مفهوم آبادگری نیاز دارد. مطالعه منشورها به‌عنوان دستاورد تجربه بشری نیز می‌تواند به تولید ایده و خلاقیت کمک کند. صاحب بومگردی باید بداند مهمان سرمایه اوست و آینده بومگردی‌اش را کیفیت مخاطبانی تعیین می‌کند که می‌تواند بسازد.

این نخستین مرحله برای پادشکنندگی یا تاب‌آوری خلاق بومگردی‌هاست؛ البته برای بومگردی‌هایی که احساس می‌کنند در جریان نوین جایگاهی دارند و قصد دارند از بحران‌های پیش‌رو عبور کنند.

بهتر است این‌گونه بیان کنیم که مسیر ادامه این ستون، گام‌هایی قدم‌به‌قدم برای رسیدن به تاب‌آوری خلاق یا پادشکننده شدن است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

خاک که زنده بماند

خاک که زنده بماند