گزارشی از حملات آمریکا به جنوب ایران که به شهادت غیرنظامیان در این منطقه انجامید

قایق‌ها که سوختند، زندگی تمام شد

حملات پیاپی به جنوب ایران، اسکله‌ها، شناورها، تأسیسات آبی و ارتباطی را هدف گرفتهو جنگ را از نقشه‌های نظامی به خانه و سفره مردم ساحل‌نشین کشانده است





قایق‌ها که سوختند، زندگی تمام شد

۲۲ تیر ۱۴۰۵، ۲۱:۵۲

با شدت گرفتن درگیری‌ها میان ایران و ارتش آمریکا در جنوب کشور، حملات این ارتش به‌صورت روزانه ادامه یافته و دامنه خسارت‌های جانی و مالی آن، مانند جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، غیرنظامیان را نیز تهدید می‌کند. علاوه بر شهادت دو جوان صیاد اهل بندرعباس در حمله ۱۸ تیر و خسارت سنگین به تأسیسات و زیرساخت‌های صیادی در هرمزگان و بوشهر، گزارش‌ها از شهادت یک کارمند سازمان آب و برق خوزستان در پی حمله به منطقه «جراحی» حکایت دارد. همچنین پرتابه‌های ارتش آمریکا به یک دکل روستایی و تأسیسات آبی در خوزستان اصابت کرده است؛ تأسیساتی که به غیرنظامیان خدمات ارائه می‌دادند.

گرگ‌ومیش سحرگاه بود که «امید» و «مرتضی» تصمیم گرفتند سری به قایق‌ها بزنند و اگر دریا آرام بود، قایقی به آب بیندازند. هنوز آفتاب طلوع نکرده بود و ماهی‌ها به اعماق نیلی دریا نرفته بودند. شاید می‌شد در این روزگار سخت معیشتی، تورها را پر از ماهی کرد و پیش از آنکه آفتاب به میانه آسمان برسد، به ساحل بازگشت.

اگرچه دریا این روزها آرام نبود و آسمان آن با موشک‌ها و پرتابه‌ها بر پهنه آبی‌اش سایه انداخته بود، اما برای جوان‌هایی که از کودکی با دریا بزرگ شده بودند، این ناآرامی مانعی برای رفتن به آب نبود. کسانی که نخستین قدم‌های کودکی‌شان را به جای فرش خانه، روی ماسه‌های کرانه دریا برداشته بودند، با دریا غریبه نبودند.

«امید» و «مرتضی» بامداد ۱۸ تیر راهی دریا شدند. صبحانه خورده یا نخورده، خانواده را دیده یا ندیده، برای فردا برنامه ریخته یا نریخته، دیگر بازنگشتند.

پس از آن روز، هیچ‌کس نمی‌داند امید و مرتضی در آن بامداد به چه چیزهایی فکر می‌کردند و برای روزهایی که تصور می‌کردند طولانی است، چه رویاهایی در سر داشتند. شاید دل‌بسته دختری آفتاب‌گون از اهالی جنوب بودند، شاید رویای کار بیشتر، خانه و زندگی بهتر را داشتند. کسی نمی‌داند با چه رؤیایی به خواب رفتند و با چه آرزویی چشم باز کردند.

امید و مرتضی در حملات ارتش آمریکا به اسکله‌های بندرعباس، در همان بامداد، جان خود را از دست دادند. آنها فقط دو صیاد بودند که از قضای روزگار دلشان هوای دریا کرده بود؛ دو جوان که در پی کسب روزی، قربانی حمله شدند.

«اسماعیل ملاحی»، مدیر تعاونی صیادی «کوهستک»، از آن بامداد می‌گوید: «اینجا صیادها شب برای صید می‌روند. معمولاً از ۱۰ شب تا ۴ صبح در دریا هستند. اما اسماعیل و امید گویا تصمیم گرفته بودند یا به دریا بروند یا سری به قایق‌ها بزنند. قایق‌های دریابانی را زدند. قایق این بچه‌ها هم کنار قایق دریابانی بود.»

او ادامه می‌دهد: «همان زمان که این دو جوان می‌آیند، نمی‌دانم دقیقاً چند سال داشتند، اما خیلی جوان و کم‌سن‌وسال بودند. همان زمان اصابت اتفاق می‌افتد و دیگر خودتان می‌دانید چه می‌شود.»

این آخرین جمله‌ای است که اسماعیل می‌گوید: «دیگر توضیحی نیست.»

خسارت واردشده به صیادان محلی بندرعباس با از دست رفتن جان دو جوان، قابل محاسبه نیست. اما بخشی از خسارت‌ها که با عدد سنجیده می‌شود نیز برای این اهالی سنگین است.

«رامرز جامه‌گیر»، عضو هیئت‌مدیره تعاونی صیادان «پشت‌شهر» بندرعباس، می‌گوید ده‌ها فروند قایق صیادی از بین رفته و خسارت واردشده به زیرساخت‌های صیادی بسیار زیاد است: «دست‌کم ۳۰ فروند قایق صیادی در حملات ۱۷ و ۱۸ تیر به‌طور کامل از بین رفت. ارزش هر یک از این قایق‌ها حدود دو میلیارد تومان برآورد می‌شود و نابودی آنها خسارت سنگینی به صیادان این منطقه وارد کرده است. پرتابه دیگری نیز به اسکله شناور صیادان در اسکله پنج‌پله اصابت کرد که در نتیجه آن، این شناور به‌طور کامل غرق شد.»

دیگر هیچ ندارند

اما فقط بندرعباس نبود که صیادانش قایق‌ها و جان عزیزانشان را از دست دادند. چند شب پیاپی است که جاسک، سیریک، میناب و حتی عسلویه در استان بوشهر نیز از این حملات در امان نمانده‌اند.

«ابراهیم بوهندی» از اهالی عسلویه در بوشهر می‌گوید: «به اسکله صیادی روستای «بنود» حمله شد. حدود هشت روستا قایق‌هایشان را در این اسکله قرار می‌دهند. هنگام حمله، ۴۸ قایق در اسکله لنگر داشت که ۱۰ قایق به‌طور کامل سوخت. خسارت هر فروند قایق حدود ۲.۵ تا ۳ میلیارد تومان است؛ پولی که یک صیاد باید طی سال‌های طولانی و با کار بسیار به دست بیاورد.»

او ادامه می‌دهد: «بنود آخرین منطقه استان بوشهر است که به استان هرمزگان چسبیده است. هنوز بحثی درباره جبران خسارت مطرح نشده است. اهالی روستاهایی که خسارت دیده‌اند، حتی پیش از جنگ نیز روزگار آسانی نداشتند. وضعیت مالی آنها مناسب نیست. همین اسکله بنود هم هیچ امکاناتی ندارد و صیادان این منطقه به سختی کار می‌کنند. تنها دلخوشی مردم، شهرک سینمایی فیلم «محمد رسول‌الله» ساخته مجید مجیدی است که باعث می‌شود گاهی گردشگران به منطقه بیایند.»

ابراهیم توضیح می‌دهد که این اسکله صیادی حتی در روزهای صلح نیز مورد توجه مسئولان شیلات یا سازمان بنادر نبوده است؛ چراکه منطقه اقتصادی عسلویه همیشه بر آن سایه انداخته بود: «عسلویه را همه به‌عنوان یک منطقه اقتصادی می‌شناسند و حتی تصور بیشتر مسئولان هم این بوده که همه اهالی در همین منطقه اقتصادی و صنعتی کار می‌کنند. در حالی که این‌طور نیست. بیشتر این صیادان یا مهارتی برای کار در منطقه اقتصادی ندارند، یا بی‌سواد هستند و یا سالمندند. بنابراین تمام زندگی‌شان به همین صید وابسته بود. حالا کسانی که قایق‌هایشان را از دست داده‌اند، یعنی همه چیزشان را باخته‌اند.»

قایق‌های به خشکی نشسته

در بندرعباس اما به نظر می‌رسد بسیاری از مردم به شنیدن صدای انفجارها عادت کرده‌اند. امیر، یکی از ساکنان بندرعباس، می‌گوید: «وضعیت شهر بندرعباس اکنون عادی است. چهارشنبه که به اسکله صیادی حمله شد، کمی التهاب ایجاد کرد و بسیاری از مردم از خانه‌ها بیرون آمدند. اما در جنگ ۴۰ روزه اوضاع کاملاً غیرعادی بود و عملاً بسیاری از مردم از خانه‌ها بیرون نمی‌آمدند. فقط شب‌ها در بخش‌هایی از شهر تجمع‌هایی شکل می‌گرفت.»

او ادامه می‌دهد: «اسکله صیادی که مورد حمله قرار گرفت، پشت بازار ماهی‌فروشان جدید است. تعدادی از شناورهای صیادی و لنج‌ها آسیب دیدند. قایق، تمام زندگی صیادان است و اگر آسیب ببیند، مهم‌ترین دارایی آنها از بین می‌رود. به همین دلیل، آن شب شنیدم بسیاری از صیادان و قایق‌داران، قایق‌های خود را به خشکی منتقل کردند و در محل امن گذاشتند.»

عصر یکشنبه اما حملات به جنوب ایران افزایش یافت. این بار شدیدترین حملات متوجه جزیره کوچک قشم شد. بنا بر اعلام رسمی دولت، بخش‌هایی از بندرعباس، قشم، بندرلنگه و حاجی‌آباد هدف حمله قرار گرفتند؛ حملاتی که به گفته مسئولان، مناطق نظامی را هدف قرار داده بودند.

«حسین امیرتیموری»، فرماندار قشم، نیز تأیید می‌کند که در این حملات ۱۰ پرتابه به جزیره قشم اصابت کرده است. او می‌گوید: «در حمله دشمن به فارور بندرلنگه، متأسفانه یکی از نیروهای نگهداری همراه اول در حین انجام کار به شهادت رسید و دو همکار او نیز مجروح شدند.»

حملات ارتش آمریکا به ایران ادامه دارد؛ ارتشی که مدعی هدف قرار دادن مناطق نظامی است، اما به گفته منابع محلی و مسئولان، همچنان غیرنظامیان نیز از تبعات آن آسیب می‌بینند؛ یکی جان خود را از دست می‌دهد، دیگری دارایی و تمام زندگی‌اش را.
برای بخش‌هایی از جنوب ایران اما جنگ دیگر فقط ترس نیست.

دیگر از چه بترسیم؟

زینب، یکی از اهالی میناب، می‌گوید میناب دیگر نمی‌تواند رخت عزا را از تن درآورد: «روز گذشته هم صدای انفجارهایی از اطراف به گوش می‌رسید. اینجا دیگر هیچ‌کس نمی‌ترسد. بعد از آنچه بر سر دردانه‌های میناب در نخستین روز جنگ آمد (اشاره به حمله آمریکا به مدرسه شجره طیبه که به گفته منابع محلی، در آن شماری از غیرنظامیان، از جمله دانش‌آموزان، کشته شدند)، دیگر هیچ‌کس چیزی برای از دست دادن ندارد که بخواهد از آن بترسد. جنگ تمام شود یا نشود، رخت عزای میناب کنار نمی‌رود. این داغ با پایان جنگ هم تمام نمی‌شود.»

گسترش حملات

در زمان تنظیم این گزارش، ظهر روز دوشنبه، حملات ارتش آمریکا به نقاطی از ایران ادامه داشت. گزارش خبرگزاری‌های رسمی حاکی از آن بود که حملات جدیدی در برخی مناطق جنوبی کشور انجام شده و برخی منابع خبری و ساکنان محلی از شنیده شدن صدای انفجارهایی در حوالی بندرعباس و جزیره قشم خبر داده‌اند.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، بامداد دوشنبه بندرعباس، قشم، بوشهر، اهواز، ماهشهر و آبادان نیز هدف حملات قرار گرفته بودند. استانداری هرمزگان دقایقی پس از این حملات اعلام کرد: «در حملات جدید آمریکا به برخی نقاط استان، تاکنون مصدوم غیرنظامی یا خسارت به زیرساخت‌های مسکونی و تجاری گزارش نشده است.» همچنین صداوسیما گزارش داد که بر اساس اطلاعات اولیه، یک دکل مخابراتی اطراف روستای «طاهرویی» در شهرستان سیریک هدف حمله قرار گرفته است؛ همان نقطه‌ای که در حملات پیشین نیز آسیب دیده بود.

استانداری هرمزگان در اطلاعیه‌ای اعلام کرد: «در حملات جدید آمریکا به شهر بندرعباس و قشم، مصدوم غیرنظامی یا خسارت به زیرساخت‌های مسکونی و تجاری گزارش نشده است. طی چند شب گذشته، نیروهای آمریکایی حملاتی را به خط ساحلی جنوب کشور انجام داده‌اند که موجب شهادت تعدادی از صیادان و مدافعان وطن و همچنین خسارت‌های گسترده به صیادان در بندرعباس و سیریک شده است.» همزمان، مدیرعامل سازمان آب و برق خوزستان از شهادت و مجروح شدن کارکنان شرکت بهره‌برداری «زهره» و «جراحی» در پی حمله به یکی از تأسیسات آبی استان خبر داد.

یرنا به نقل از «عباس صدریان‌فر» نوشت: «بامداد روز دوشنبه ۲۲ تیرماه، ایستگاه پمپاژ زهکش RMD هندیجان که در حدفاصل محور ماهشهر–هندیجان قرار دارد، هدف حمله قرار گرفت. در جریان این حمله، «شاکر محیسنی» از کارکنان شرکت بهره‌برداری شبکه‌های آبیاری زهره و جراحی به شهادت رسید و یکی دیگر از کارکنان این واحد نیز مجروح شد که هم‌اکنون تحت مراقبت و درمان قرار دارد.»

او افزود: «ایستگاه پمپاژ زهکش RMD یکی از تأسیسات عملیاتی است که در مدیریت و تخلیه زه‌آب اراضی کشاورزی منطقه نقش مؤثری دارد و استمرار فعالیت آن برای حفظ کارایی شبکه‌های آبیاری و زهکشی اهمیت ویژه‌ای دارد.»

همزمان، معاون امنیتی و انتظامی استاندار اصفهان از وقوع حمله در محدوده شهرستان نایین خبر داد. «اکبر صالحی» گفت: «در دقایق اولیه بامداد دوشنبه ۲۲ تیر، حمله به منطقه‌ای در محدوده شهرستان نایین، یک شهید و هفت مجروح برجا گذاشت. مجروحان به‌صورت سرپایی مداوا شدند و اوضاع تحت کنترل است.»

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *