سجاد حقیقت قهفرخی
کارشناس گردشگری
سجاد حقیقت قهفرخی
۲ تیر ۱۴۰۵
میزبانی ایرانی از کاروانسرا تا بومگردی
سجاد حقیقت قهفرخی
۲۵ خرداد ۱۴۰۵
خانه، مفهومی که آن را گم کردیم |پیـام ما
گردشگری در ایران یک روز، بالاخره دیر یا زود، رونق دوباره خواهد گرفت و روزگارش خوش خواهد شد. این جمله حرفی برای امیدواری نیست. ظرفیتهای گردشگری ایران فراوان است و عطش بازدید از ایران غیرقابلانکار. خلاصه آنکه روزگار همیشه تیرهوتار نخواهد ماند. با این حال، چند سال گذشته برای گردشگری کشور همه سختی و اخبار بد و رکود و بیکاری بوده است؛ بهطوریکه بسیاری عطای این کار را به لقایش بخشیدند و آنها هم که ماندند، معیشتشان را به درآمد گردشگری گره نزدند. کار دیگری کردند و گردشگری را چون یک عشق در خاطرشان حفظ کردند. شاید این تجربه زیسته برای اهالی گردشگری ایران نیاز بود تا از پس چالشها، درک درستی از اقتصاد این حوزه به دست بیاورند. با این حال، هرچه جلو میرویم به نظر میرسد نوری که در انتهای دهلیزی تاریک است، درخشان و درخشانتر میشود. گفتن این حرف در روزهایی که کشور همچنان درگیر تنشهای داخلی و خارجی است، البته شاید گزاف به نظر برسد؛ با این حال، همه میدانند که نور همیشه در نهایت تاریکی و ناامیدی خواهد تابید.
سجاد حقیقت قهفرخی
۱۹ خرداد ۱۴۰۵
سنتزی از دل «خوشهسار بومی» | پیـام ما
ساکنان خانهای مرمتشده در حوالی یزد دو جوان تهرانیاند که کار و زندگی در شهر زادگاهشان را رها کردهاند و راهی این شهر کوچک شدهاند. میگویند برای آرامش خودمان آمدیم و تجربه سبکی نو از زندگی. راستش اینکه توی تهران هم دیگر نمیشد ماند. از همان ابتدا هم میدانستیم که خبری از مسافر و گردشگری نیست. تازه گردشگر خارجی هم اگر بیاید آنقدر هتل و بوتیک هتل هست که نوبت به ما نمیرسد. مرور شکل فعالیت این خانه و خانههای مشابه آنها، نکات قابل تأملی را یادآوری میکند.
سجاد حقیقت قهفرخی
۱۱ خرداد ۱۴۰۵
بومگردی بدون پیوست پایداری |پیام ما
چه شد که بومگردی از مکانی برای زیستن تبدیل به مکانی صرفاً برای اقامت شد؟ سؤالی که اندیشیدن به آن مهم به نظر میرسد. خانه بهمثابه مکانی که در آن زندگی میکنیم و تجربه زیسته به دست میآوریم مفهومی است که نیاز به مطالعه دارد. در یک نگاه پدیدارشناسانه بیان تجربههای زیسته تنها راه تفکیک خانه خوب از بد است. بومگردیهای اولیه خانههایی برای زیستن و پذیرایی از مهمان بودند و تفکیک خوب از بدشان تنها با بیان تجربه زیسته امکانپذیر بود. درواقع بومگردیهای اولیه تجربهای را به مهمان عرضه میکردند که تا پیشازاین کسی نچشیده بود و این تجربه بومی کالایی جدید بود که هم نیاز بازار گردشگری را تأمین میکرد و هم یک راهحل برای بومی که داشت متروکه میشد و از بین میرفت. درنتیجه تفکیک خوب و بد یک بومگردی هم بستگی به تجربهای داشت که میفروخت.
سجاد حقیقت قهفرخی
۴ خرداد ۱۴۰۵
«آخشیگان» در بومگردی
برای درک مسیری که بومگردیها در سه دهه اخیر طی کردهاند نیاز به مطالعه عمیق مفهوم «آخشیگان» است. تئوری مطرح شده توسط «کیارش اقتصادی» اگرچه هیچوقت جایگاهی در نظام ارزشگذاری وزارت میراثفرهنگی پیدا نکرد؛ اما یک راهحل درخور است که میتوانست منجر به رشد این حوزه شود. این نوشته نتیجه گفتگوهای نگارنده با کیارش اقتصادی و مطالعه پایاننامه «سنجش اقامتگاههای بومگردی در کویر مرکزی ایران مبتنی بر علوم رفتاری» نوشته «مرتضی سیف اصفهانی» است و با دغدغه مطالعه بومگردیها و آسیبشناسی سه دهه فعالیت آنها به معرفی سیستم مدیریت یا نظام دستهبندی آخشیگان و تبیین این نظریه میپردازد.
سجاد حقیقت قهفرخی
۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
روایت افول بومگردیهای اصیل
کار از چه زمانی خراب شد؟ برای بررسی تاریخچه بومگردیها و بومگردیدارها باید به سراغ اعضای «خوشهسار بومی» رفت. سراغ همان فهرست بیست و دو نفره معروف که هنوز روی دیوار بومگردی «بارانداز» در روستای «فرحزاد» خور و بیابانک باقی مانده است. باید رفت و پرسید که چه شد که بومگردی روزگارش اینگونه شد؟ بررسی این فهرست مهم به نظر میرسد. ازاینجهت که شاید بهجز لیست خوشهسار دیگرانی هم بودند که کار میکردند؛ اما فعالیتشان تبدیل به جریان نشد. خوشهسار ولی یک جریان بومی قدرتمند بود.
سجاد حقیقت قهفرخی
۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
بومگردی در بحران هویت
میپرسم: «من با بومگردی تماس گرفتهام؟» با اکراه میگوید: «نه! اقامتگاه سنتی، البته بوتیک هتل.» میپرسم: «عنوان در مجوزتان چیست؟» آرام میگوید: «بومگردی ولی بومگردی نیستیم. خیلی بهتریم. خودتان بیایید و ببینید. عکسهایمان هم در اینستاگرام هست. اصلاً خودتان قضاوت کنید ما بومگردی هستیم یا بوتیک هتل؟» میگویم: «مگر بومگردی چه اشکالی دارد؟» میگوید: «ما همه اتاقهایمان مستر است و تخت دارد. کفخواب نداریم. اتاقها هم بسیار تمیز است. کاملاً هتلی.» چه شد که روزگار بومگردیها اینگونه تلخ شد؟ چه شد که بومگردی از یک روش عارفانه و بومی زیبا تبدیل به مقصد گردشگری مبتذل و ارزان شد؟ چه شد که بومگردی از سبک زندگی بومی تبدیل به روش اقتصادی ناکارآمد و ناپایدار برای مردم روستایی شد؟ و شاید کلیدیترین سؤال اینکه بعد از سه دهه، مفاهیم توسعه پایدار چه جایگاهی در بومگردیها پیدا کرد؟ توسعه بهعنوان مفهومی غربی چه نسبتی با آبادگری ایرانی پیدا کرد؟ چه شد که نام بومگردی اینگونه زشت شد؟ برای بسیاری بومگردی با برنامه ماهعسل و «عباس برزگر» و کته گوجه و روستاییِ میلیاردر شروع شد؛ اما برای بسیاری که رسانه نداشتند، پیش از آن با گروه «خوشهسار بومی» و مرام درویشی و عارفمسلکی شروع شده بود و حرفهای برزگر راه به بیراهه بود. گذشتن از سد کرونا و هواپیمای اوکراینی و اعتراضات خیابانی و جنگ، درنهایت بعد از چند دهه از بومگردی و اقتصادش تن نحیف و لاغری به جا گذاشت که به بیماری بدخیمی دچار است و به تلنگری از پا درمیآید. گشتن در معانی و حرفزدن درباره این مفهوم به همراه آسیبشناسی، حالا نیاز حیاتی این حوزه است.
