تنگه هرمز نقطه ثقل منازعه ایران و آمریکا
۲۲ تیر ۱۴۰۵، ۲۲:۳۹
تحولات چند روز اخیر در نوار ساحلی جنوب ایران و خلیج فارس نشان میدهد منازعه میان ایران و آمریکا وارد مرحلهای تازه شده است؛ مرحلهای که در آن، تنگه هرمز دیگر صرفاً یکی از عرصههای درگیری نیست، بلکه به نقطه ثقل تقابل دو طرف تبدیل شده است. حملات آمریکا به برخی مواضع ایران و پاسخ ایران با هدف قرار دادن مواضع و منافع آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس، اکنون در بستری رخ میدهد که مسئله اصلی آن، کنترل مسیرهای دریایی و تعیین تکلیف عبورومرور از تنگه هرمز است.
اهمیت تنگه هرمز تنها به موقعیت جغرافیایی آن محدود نمیشود. این آبراه در متن تفاهم میان ایران و آمریکا نیز جایگاهی محوری دارد. بر اساس این تفاهم، بازگشایی تدریجی تنگه و عادیسازی عبورومرور دریایی باید در بازهای ۳۰روزه انجام شود. تعیین چنین ضربالاجلی نشان میدهد حل مسئله هرمز برای هر دو طرف فوریت دارد؛ هرچند دلایل و اهداف آنان یکسان نیست.
فشار محاصره دریایی بر ایران
برای ایران، مسئله هرمز با فشار ناشی از محاصره دریایی پیوند خورده است. پس از آنکه ایران تنگه را بسته اعلام کرد، آمریکا نیز حلقهای از محدودیتهای دریایی پیرامون بنادر جنوبی ایران ایجاد کرد. درنتیجه، امکان اعزام کشتی از بنادر ایران به آبهای آزاد و پذیرش کشتیهای ورودی با اختلال جدی مواجه شد.
این وضعیت نهتنها صادرات نفت، بلکه واردات کالا و زنجیره تأمین داخلی را نیز تحت فشار قرار داد؛ فشاری که در شرایط جنگی، آثار اقتصادی و معیشتی گستردهتری پیدا میکند.
در مقابل، اولویت آمریکا از ضرورت حفظ جریان تجارت جهانی ناشی میشود. اختلال در عبورومرور از تنگه هرمز، بازار انرژی را با التهاب مواجه کرده، قیمت سوخت و انواع کالاها را افزایش داده و هزینههای سنگینی بر اقتصاد جهانی و اقتصاد داخلی آمریکا تحمیل کرده است. از این منظر، بازگشایی تنگه برای واشنگتن صرفاً هدفی نظامی یا امنیتی نیست، بلکه ضرورتی اقتصادی بهشمار میرود.
اختلاف بر سر تفسیر تفاهم
با وجود اشتراک دو طرف در ضرورت بازگشایی تنگه، اختلاف اصلی در تفسیر مفاد تفاهم نهفته است. برداشت ایران این است که باید از طریق مذاکره با کشورهای ساحلی تنگه هرمز و دولتهای حاشیه خلیج فارس، ترتیباتی منطقهای با محوریت ایران برای بازگشایی مسیر ایجاد شود.
آمریکا اما بر عبارت «ذیل قوانین بینالمللی دریانوردی» تأکید میکند و معتقد است تنگه هرمز، بهدلیل ماهیت بینالمللی خود، مشمول حق عبور ترانزیتی است.
مطابق این تفسیر، اگرچه بخشهایی از مسیر عبور کشتیها در آبهای ساحلی ایران و عمان قرار دارد، کشورهای ساحلی نمیتوانند هر زمان که اراده کنند، این آبراه را مسدود کنند. ایران در برابر این استدلال تأکید میکند عبور برخی کشتیها میتواند به تقویت عملیات نظامی آمریکا کمک کند.
آمریکا اما میپرسد کشتیهای تجاری متعلق به کشورهایی مانند ژاپن، هند یا مالزی چه ارتباط مستقیمی با عملیات نظامی این کشور دارند و چرا باید مانع عبور آنها شد. همین اختلاف حقوقی و سیاسی، تنگه هرمز را به کانون اصلی منازعه تبدیل کرده است.
مناقشه بر سر «مسیر عمانی»
در همین چارچوب، آمریکا تلاش میکند با همکاری کشورهای حاشیه خلیج فارس، بهویژه عمان، مسیر تازهای را در حاشیه جنوبی تنگه فعال کند؛ مسیری که از آن با عنوان «مسیر عمانی» یاد میشود. استدلال عمان این است که همانگونه که ایران بر آبهای ساحلی خود حاکمیت دارد، عمان نیز میتواند در محدوده آبهای ساحلی خود، مسیر عبورومرور دریایی ایجاد کند.
اما عادیشدن این مسیر، برای ایران پیامدی راهبردی دارد. اگر کشتیها بتوانند بهطور مستمر و ایمن از مسیر جنوبی تنگه عبور کنند، تنگه هرمز بهتدریج کارکرد خود را بهعنوان یکی از مهمترین اهرمهای فشار ایران از دست میدهد.
از همین رو، ایران نهتنها مسیر واقع در آبهای خود را کنترل میکند، بلکه میکوشد مانع تثبیت مسیر جایگزین در آبهای عمان نیز شود. اعتراض عمان و احضار سفیر ایران نیز از همین زاویه قابل تحلیل است؛ زیرا مسقط، مسدودشدن مسیر دریایی خود را تعرض به حاکمیتش تلقی میکند.
در سوی مقابل، آمریکا نیز برای باز نگهداشتن این مسیر و حفظ موضع خود، به حملات نظامی محدود متوسل میشود. الگویی که اکنون شکل گرفته، تقریباً روشن است: هر حمله ایران به یک کشتی یا مسیر دریایی، با حمله آمریکا به برخی مواضع و زیرساختهای نظامی ایران در حاشیه خلیج فارس پاسخ داده میشود.
این تبادل آتش، بخشی از جدال بزرگتری است که میتوان آن را جدال برای کنترل تنگه هرمز نامید.
احتمال ادامه درگیریهای محدود
پرسش اصلی این است که آیا این درگیریهای محدود میتواند بار دیگر به جنگی گسترده تبدیل شود؟ ارزیابی کنونی این است که احتمال تکرار جنگی در ابعاد و شدت جنگ ۴۰روزه، دستکم تا پاییز، پایین است؛ اما این ارزیابی به معنای توقف درگیری نیست.
هر دو طرف انگیزههایی جدی برای پرهیز از یک جنگ بزرگ دارند، اما همزمان حاضر نیستند از اعمال فشار نظامی محدود نیز دست بکشند.
بنابراین، محتملترین سناریو، ادامه درگیریهای کوچک، پراکنده و کنترلشده در محدوده جغرافیایی خلیج فارس، بهویژه حاشیه جنوبی آن است. این درگیریها احتمالاً به عمق خاک ایران کشیده نمیشود، مگر آنکه حادثهای غیرمنتظره معادلات را تغییر دهد.
در این میان، رفتار اسرائیل همچنان متغیری پیشبینیناپذیر است. بااینحال، اولویت فعلی آمریکا جلوگیری از آغاز جنگی تازه، دستکم تا پیش از انتخابات نوامبر این کشور است.
افزون بر این، مذاکرات اسرائیل و دولت لبنان همچنان ادامه دارد و آغاز درگیری جدید با ایران میتواند این روند را نیز مختل کند؛ اتفاقی که در شرایط کنونی با منافع واشنگتن سازگار نیست. ازاینرو، میتوان انتظار داشت آمریکا تا حد امکان برای مهار اقدامات اسرائیل تلاش کند.
میدان نبرد و میز مذاکره
درمجموع، آنچه اکنون در خلیج فارس جریان دارد، بیش از هر چیز جدالی بر سر تنگه هرمز است. بااینحال، این جدال الزاماً به معنای فروپاشی تفاهم میان ایران و آمریکا نیست.
هنگامی که رئیسجمهور آمریکا از پایان آتشبس سخن میگوید، اما پایان تفاهم را اعلام نمیکند، این پیام منتقل میشود که واشنگتن درگیریهای جاری را نقض کامل تفاهم نمیداند.
این موضع، ساختار تصمیمگیری ایران را نیز در برابر پرسشی دشوار قرار میدهد: آیا ایران در پاسخ به پایان اعلامشده آتشبس، باید کل تفاهم را ملغی اعلام کند؟ چنین تصمیمی میتواند به معنای پذیرش خطر ورود به جنگی بزرگتر باشد.
از این منظر، اعلام پایان آتشبس را میتوان نوعی فشار سیاسی و روانی بر ایران دانست تا تهران موضع خود را درباره ادامه یا توقف تفاهم روشن کند.
آنچه در ادامه محتمل به نظر میرسد، حرکت همزمان دو روند موازی است. در یک مسیر، مذاکرات دیپلماتیک با میانجیگری عمان یا دیگر میانجیها، بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم ادامه مییابد. در مسیر دیگر، درگیریهای محدود نظامی متوقف نمیشود.
هر یک از طرفین میکوشد در میدان نظامی دست برتر و اهرم فشار بیشتری به دست آورد و سپس آن را در میز مذاکره به امتیازی سیاسی تبدیل کند.
بااینهمه، خطر اشتباه محاسباتی همواره باقی است. ممکن است یک حمله محدود، برخلاف انتظار، به کشتهشدن شمار زیادی از غیرنظامیان یا واردآمدن خسارتی چشمگیر منجر شود. چنین حادثهای میتواند مذاکرات را از مسیر خارج کند و منازعه را وارد مرحلهای تازه و گستردهتر سازد.
بنابراین، هرچند احتمال جنگی فراگیر در شرایط فعلی پایین به نظر میرسد، نمیتوان آن را بهطور کامل منتفی دانست. تنگه هرمز اکنون همزمان میدان نبرد، اهرم فشار و موضوع مذاکره است؛ جایی که هر اقدام محدود نظامی میتواند بر میز دیپلماسی اثر بگذارد و هر بنبست دیپلماتیک نیز ممکن است دامنه درگیری نظامی را گسترش دهد.
برچسب ها:
امنیت خلیج فارس، تنش ایران و آمریکا، جنگ، مسیر عمانی، یادداشت
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
ترامپ: کوه کلنگ در نزدیکی نطنز ممکن است هدف یک حمله سنگین باشد
گرههای روایــــــــت
مسکن، گســـــــل پایتخت
مرحله اول؛ ساختن مخاطب
هفت مرحله تا پادشکنندگی بومگردی
رویا؛ همسفرِ امید
گزارشی از حملات آمریکا به جنوب ایران که به شهادت غیرنظامیان در این منطقه انجامید
قایقها که سوختند، زندگی تمام شد
تنگه هرمز نقطه ثقل منازعه ایران و آمریکا
تراژدی تابستانی در مازندران؛ از جریان شکافنده تا شنا در ساعات غیرمجاز
خوانشی دلوزی از بحرانهای میراث
حکمرانی متمرکز و ستیز با فرهنگ و طبیعت ایران
مسیــــــر دوچرخه در اجاره دستفروشان
وب گردی
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس بیشتر
بیشترین نظر کاربران
خاک که زنده بماند
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید