ضرورت سیاست‌ورزی به‌جای خشونـــــــت





ضرورت سیاست‌ورزی به‌جای خشونـــــــت

۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۲:۱۹

بر خلاف تصور عامه، «سیاست‌ورزی» امری ضروری برای تصمیم‌گیری جمعی درباره امور زندگی روزمره است که نکوهش آن در میان عموم با واژگانی همچون «سیاست‌بازی» و «سیاسی‌کاری» روی‌هم‌رفته منجر به تنگ‌تر کردن دایره سیاست‌گذاری و حذف کثرت مردم از عرصه عمومی و سیاست‌گذاری از سوی مسئولان سیاست‌گذاری می‌شود.
این حذف در پی خود انواع خشونت را بار می‌آورد که طیف آن از طرد و ارعاب شروع می‌شود و تا حذف ادامه می‌یابد.
چه در عرصه خارجی و چه در عرصه داخلی، سیاست‌ورزی باید برای حفظ و ارتقا زندگی عموم مردم جایگزین خشونت شود.

اگرچه انواع خشونت به بهانه حذف تهدیدهای امنیت عمومی ممکن است در کوتاه‌مدت منافع گروه چیره را تأمین کند؛ اما در بلندمدت، به‌ویژه اگر علیه جمعیت زیاد یا نهادهای دیرپای اجتماعی به کار بسته شود، بر علیه خودش عمل کرده و هم منافع گروه چیره و هم امنیت را می‌تواند از بین ببرد و عملاً چرخه‌ای از خشونت را پدید می‌آورد.

به‌عنوان نمونه چنان‌که پیش‌تر رسماً یا غیررسمی اعلام می‌شد ایرانیانی که سبک زندگی موردنظر حاکمیت را نمی‌پسندند می‌توانند از ایران بروند؛ اما امروز می‌بینیم که چگونه خیل عظیم مهاجران ایرانی در نقاط مختلف جهان تبدیل به نیروی مشروعیت‌بخش جنگ کنونی شده‌اند؛ بنابراین اتفاقاً در وضعیت اضطراری کنونی ناشی از جنگ، بیشتر از پیش ضرورت دارد تا حاکمیت سیاست‌ورزی را به‌جای حذف و طرد منتقدان و دگراندیشان و حتی مخالفان بنشاند و با به‌رسمیت‌شناختن حق شهروندی، و نه امت‌گرایی، به مأموریت ذاتی خود یعنی حفظ و اداره امور جمعی بازگردد و با به‌کارگیری انواع و اشکال مختلف تعامل و نمایندگی، امکان ادغام و حضور کلیه شهروندان را در سیستم جامعه و سیاست‌گذاری عمومی حفظ کند. امری که انتظار می‌رفت در بزنگاه‌های پیشین تاریخ نزدیک ایران محقق شود و «همچون نسیمی وزیدن بگیرد»، اما نشد؛ بنابراین جامعه و گروه‌های مختلف مردم باید به‌جای ترک خودخواسته یا باز گذاشتن عرصه برای خشونت، برای به چنگ آوردن عرصه سیاست‌گذاری ممارست ورزند و از نهادهای ارگانیک و خودجوش جامعه در برابر نهادهای مکانیکی و فرمایشی حراست کنند.

باید در نظر داشت ملاک اصلی عرصه سیاست‌گذاری، باید زندگی و پاسداشت آن و حفظ جان‌های بیشتر باشد و تعریف فداکاری و جان‌فشانی باید در این راستا یعنی افزایش امکان جلوگیری یا توقف انواع خشونت باشد و نه پیگیری راه‌های بی‌پایان بی‌ارتباط با زندگی روزمره و تشدید و تداوم چرخه خشونت. چنانچه در سرزمینی بنا باشد همگان برای دیکته‌کردن اندیشه مطلوب خود تا پای جان بایستند، اساساً جان و اندیشه و سرزمینی باقی نخواهد ماند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

شهــرکُــشــــــی |پیام ما

شهــرکُــشــــــی |پیام ما