میزبانی ایرانی از کاروانسرا تا بوم‌گردی





میزبانی ایرانی از کاروانسرا تا بوم‌گردی

۲ تیر ۱۴۰۵، ۰:۰۶

میزبانی کردن همیشه در طول تاریخ یکی از نقاط قوت مردمان این سرزمین بوده است؛ چه آن زمان که کاروانسرایی در دل کویر درهایش را به روی شترهای از صحرا گذشته باز می‌کرد و غبار خستگی از تن کاروانیان می‌زدود، چه امروز که گردشگران خارجی بیشترین امتیاز را به مهمان‌نوازی ایرانی می‌دهند. برخی می‌پرسند میزبانی کردن مگر جز خدمات‌رسانی به مهمان، از جنس محبت و نشستن و گپ زدن با اوست؟ یا ریختن چای در استکان کمرباریک و نثار کردن لبخند به آدمی که در حریم خانه جا گرفته است؟

عده‌ای از صاحب‌نظران معتقدند مناسبات اقتصادی و عبور جاده ابریشم از قلب ایران‌زمین، مردم را به سمت میزبانی کردن سوق داده است. در واقع سود اقتصادی مردم، نگه‌داشتن مهمان، میزبانی کردن و تعامل بوده است. برخی دیگر انگیزه‌های مذهبی و عرفانی را دلیل این موضوع می‌دانند و جملاتی مثل «مهمان حبیب خداست» یا «هرکه از در درآید نانش دهید و از ایمانش نپرسید» را گواه این موضوع می‌دانند؛ اما به نظر می‌رسد مردمان این سرزمین بیش از مناسبات اقتصادی و کیسه دوختن برای مهمان یا انگیزه‌های عرفانی و مذهبی، عاشق گفت‌وگو کردن و تعامل‌اند؛ بدون آنکه به سودش، مادی و معنوی، فکر کنند.

خانه‌هایمان هم در طول تاریخ به همین نسبت با چنین مفهومی طراحی و ساخته شده‌اند و مفاهیمی که با آن بزرگ شده‌ایم نیز چنین درکی از زندگی انسان ایرانی می‌دهند. مثلاً همیشه توی خانه‌های ایرانی، اتاق مهمان‌خانه جایی معمولاً تفکیک‌شده و ویژه‌تر از سایر نقاط برای مهمان و معاشرت با او بوده است. یا اینکه مفهومی مثل شب‌نشینی‌های زمستانه برای گذشتن از دل شب‌های بلند زمستان، با کمک معاشرت و شنیدن داستان بوده است.
خلاصه اینکه مهمان همیشه عنصری غایب اما به‌شدت حاضر در معماری خانه‌های ایرانی است که برای حضورش جایی خاص و مناسکی ویژه در نظر گرفته می‌شود و تعامل با او، چه با انگیزه‌های مذهبی یا اقتصادی یا لذت شخصی، ارزش و جایگاه ویژه دارد.

بوم‌گردی به‌درستی خوانشی از زیست ایرانی داشته است و برای همین فضای دورهمی را محور کار خود قرار داده است؛ جایی برای نشستن و گپ زدن که دقیقاً از دل فرهنگ ایرانی می‌جوشد و توجه به آن اهمیت دارد. بوم‌گردی‌های اولیه این فضای معاشرت را به دور منقل آتشی در حیاط خانه برپا می‌کردند یا ایوان کوچکی را برای نشستن تدارک می‌دیدند یا اتاقی را به‌عنوان فضای غذاخوری در نظر می‌گرفتند و دورهمی‌ها را هم در آن برگزار می‌کردند، اما جریان نوی بوم‌گردی، فضای دورهمی را مهم و حیاتی می‌داند. آن را دم‌دستی نگاه نمی‌کند. وسایل دورریز را توی فضای دورهمی جمع نمی‌کند. این فضا شاید میزی در گوشه حیاط باشد یا ایوانی که در هر خانه قدیمی هست یا اتاق بزرگ خانه، اما هرچه هست جزئیاتی دارد که توجه به آن حائز اهمیت است.

مهم‌ترین وجه آن جدی گرفتن این فضاست. در واقع فضای دورهمی در بوم‌گردی‌های موج نو جایی برای کنشگری است. جنس این کنشگری به‌شدت فعال است. در این بوم‌گردی‌ها اتاق خواب جایی صرفاً برای استراحت شبانه است و تعامل در اتاق دورهمی اهمیتی ویژه دارد. کیفیت در این بوم‌گردی‌ها ارتباط مستقیمی با اتاق دورهمی دارد. خدمات این اتاق معمولاً رایگان و در دسترس است. بازی‌های گروهی در این فضا نقش شکستن یخ بین آدم‌ها را دارد.

مهمان‌ها به‌محض ورود به این فضا به همدیگر معرفی می‌شوند و دوستی شکل می‌گیرد. در فضای دورهمی همیشه موضوعی برای گفت‌وگو وجود دارد. دفترچه قوانین بوم‌گردی در این اتاق در دسترس است. آلبوم‌ها و عکس‌های قدیمی خانه برای مهمان قرار داده می‌شود تا مهمان‌ها با تاریخچه مکان آشنا شوند. کاغذ و مداد برای مهمان در دسترس است تا اگر مطلبی برای نوشتن وجود داشت، استفاده کند. کتابچه‌هایی در جهت معرفی بوم، محیط‌زیست، جغرافیا و تاریخ منطقه در دسترس مهمان است و البته مهم‌تر از همه، طعم شیرینی‌های محلی و چای، معمولاً ایرانی، جایگاه ویژه‌ای در این مکان دورهمی دارد. چای تنها در این مکان یک نوشیدنی ساده نیست؛ بلکه یک موضوع است. یک مفهوم است. یک امکان برای شروع گفت‌وگو است و این موضوع تنها مربوط به چای هم نیست، بلکه هرچه در اتاق هست، در واقع یک پتانسیل برای شروع گفت‌وگوست.

باید گفت این اتاق تنها یک امکان برای تعامل هم نیست، بلکه فراتر از آنچه به نظر می‌رسد، یک رسانه است؛ یک رسانه کوچک در خدمت آگاهی. برای همین است که صاحب بوم‌گردی می‌بایست همیشه در جهت عمیق‌تر شدن و آگاه‌تر شدن خویش بکوشد. اتاق دورهمی بدون صاحب بوم‌گردی معنایی ندارد. محتوای این اتاق یک امکان بالقوه است که توسط فرد بالفعل می‌شود. در واقع بهتر است بگوییم اتاق دورهمی به همراه صاحب بوم‌گردی، ملاک کیفیت و معیار ارزش‌گذاری است و مفهومش خاص می‌شود و مخاطب دقیقاً در این نقطه چرایی حضور در بوم‌گردی را کشف می‌کند. صاحب بوم‌گردی باید حرفی یا مسئله‌ای برای گفتن از جنس آگاهی داشته باشد و مکان دورهمی، جایی برای گفت‌وگوی آزاد بینشان باشد. در واقع نقطه عزیمت بوم‌گردی‌های موج نو از توده بی‌شکل بوم‌گردی، همین‌جاست. مهمان و میزبان دقیقاً در همین نقطه به یکدیگر می‌رسند و هم را انتخاب می‌کنند و شکفتن آگاهی رخ می‌دهد. برای همین اتاق دورهمی را باید یک رسانه پویا دانست؛ جایی که در آن هر بار حرف جدیدی زده می‌شود و هر دفعه تجربه‌ای تازه از جنس دانش یا بینش ساخته می‌شود.

آنچه مسئله است اینکه با چنین رویکردی، بوم‌گردی‌های موج نو چقدر می‌توانند به فعالیتشان رسمیت ببخشند یا چقدر با رسمیت بخشیدن امکان ادامه دادن دارند؟ این رسمیت بخشیدن محدود به گرفتن مجوز نیست، بلکه استانداردسازی هم شکلی از این محدودیت است. در واقع رسمیت بخشیدن در هر شکل و نوعش، ورود چهارچوب‌ها و محدودیت‌ها به فضایی است که از هر قالبی گریزان است؛ ساختارشکن است و جسور و مهم‌تر از همه، جوان و پرانرژی. جریان موج نوی بوم‌گردی از این منظر یک اتفاق فرهنگی مهم در حال حاضر کشور است که باید آن را خواند و جدی گرفت.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

شهــرکُــشــــــی |پیام ما

شهــرکُــشــــــی |پیام ما