گفتوگو با «هما صابری»، پژوهشگر حوزه زنان و جنسیت، درباره ساختار شهر و هماهنگی آن با بدن زنان
شهرهای پدرسالار
۱۷ آبان ۱۴۰۴، ۱۷:۱۷
بارها از زنان شاغل شنیدهایم بعد از پایان ساعت کاری، باشگاه مدنظرشان تعطیل است یا فاصله زیادی تا محل زندگیشان دارد و گاهی ناچارند عطای ورزش و یک ساعت تفریح را به لقایش ببخشند. زنانی که فرزند دارند، در مسیرهای شهری با کالسکه و وسایل کودک درگیر پلهها، جدولهای بلند و پیادهروهای باریکاند. زنانی دیگر که هنگام غروب، در ایستگاههای تاریک یا خیابانهای خلوت، ناچارند مسیرشان را کوتاهتر کنند تا «امنتر» بمانند. همه اینها گواهی است بر اینکه شهر برای بدن زن طراحی نشده؛ نه برای بدنی که میخواهد بدود و ورزش کند، نه برای بدنی که کودک به بغل دارد و نه برای بدنی که صرفاً میخواهد بیدغدغه در فضای شهر حضور داشته باشد. «هما صابری»، پژوهشگر حوزه زنان و جنسیت، به مناسبت ۱۷ آبان و روز جهانی شهرسازی در گفتوگو با «پیام ما» از شکاف میان بدن زن و شهر میگوید؛ از شهری که در ساختار و معنا، هنوز مردانه است و زنان در آن بیشتر عبور میکنند تا حضور یابند.
وقتی از «حضور زن در شهر» صحبت میکنیم، این حضور را چگونه تعریف میکنید؟
«حضور فعال» در شهر فراتر از تردد فیزیکی و بهمعنای توانایی شکلدهی به فضا، تعریف فعالیتها و تولید معنا در مکان است. این حضور اشکال گوناگونی دارد؛ حضور شغلی، چه در قالب مشاغل رسمی با آمار پایین و چه مشاغل غیررسمی که غالباً نادیده گرفته میشوند؛ حضور فراغتی افراد در فضاهای شهری که مستلزم درآمد و زمان کافی است؛ حضور بدنی و ورزشی که حتی وقتی در قالب تبلیغات حکومتی به نمایش درمیآید، خود نشاندهنده کنش فعال بدن زنان است و درنهایت، حضور مدنی و اعتراضی که اوج حضور فعال آنان و همراه با بالاترین ریسک است. در مقابل، «حضور منفعل» عمدتاً بهصورت مصرفی، عبوری و مشروط نمود پیدا میکند. حضور زنان در نقش انجامدهندگان «کارهای مراقبتی» نامرئی است؛ مانند همراهی کودکان، خرید و مدیریت امور خانه که اقتصاد شهری به دوش آنان میگذارد و عموماً منفعلانه است. این کار اگرچه بازتولید نیروی کار سرمایهداری را ممکن میکند، اما نادیده گرفته میشود. حضور واقعی و رهاییبخش، مستلزم بهرسمیت شناختهشدن این کار و حمایت از آن از طریق خدمات عمومی رایگان مانند حملونقل، مهدکودک و فضاهای جمعی و نیز توانایی زنان برای مشارکت در تولید فضا مطابق با نیازهای خود، بهجای مصرف صرف فضاهای ازپیشتعیینشده، است.
زنان در شهرهای ایران چقدر امکان تولید و مالکیت فضا را دارند؟ حضورشان فعال است یا صرفاً عبوری؟
در شهرهای ایران، زنان عمدتاً با حضوری عبوری و مشروط مواجهاند و امکان چندانی برای تولید فضا یا مالکیت فضا ندارند. شهر حول محور تقسیم کار جنسی سرمایهداری ساخته شده. موانع اقتصادی مانند اشتغال غیررسمی و کمشماری آماری آن، که بخش عمدهای از کار زنان را در بر میگیرد، به کمدستمزدی و وابستگی اقتصادی آنان میانجامد. فقر زمان و پول، برنامه روزانه بسیاری از زنان را به عبور سریع بین خانه، محل کار و بازار محدود میکند. از منظر کالبدی، شهر با بدن زن سازگار نیست. فضاهای لاکچری مانند رژههای موتورسواران یا باشگاههای خصوصی، حضور فعال زنان را به نمایشی برای قشر خاصی تقلیل میدهند و تجربه روزمره اکثریت زنان را نادیده میگیرند. مناسبسازی نشدن فضا برای کالسکه، چرخ خرید یا ویلچر و اولویتدادن به ساخت بزرگراهها برای عبورومرور ماشینها و پلهای هوایی عابر پیاده با دسترسی سخت، از دیگر موانع جدی است.
پیوند مسئولیتهای خانگی با فضاهای شهری را چطور میبینید؟ مسائل خانوادگی چقدر دستوپای زنان را میبندد؟
این مسئله نشانگر تقسیم کار جنسیتی درون نظام سرمایهداری-مردسالار است. مسئولیتهای خانگی که عمدتاً بر دوش زنان است، درواقع کار بازتولیدی بدون مزد محسوب میشود. این کار، نیروی کار را برای نظام سرمایهداری بازتولید میکند، اما خود هیچ دستمزدی دریافت نمیکند.
زنان شاغل درواقع دو شیفت کار میکنند: شیفت مزدبگیر در فضای عمومی و شیفت بدون مزد در فضای خصوصی. این تقسیم کار بر جغرافیای شهری تأثیر مستقیم دارد. مردان اغلب دغدغه کار خانه ندارند و به همین دلیل، از وقت آزاد برخوردارند و میتوانند از فضاهای عمومی برای شبکهسازی اجتماعی استفاده کنند. اما زنان بهدلیل مشغله کار خانگی، از فقر زمانی رنج میبرند.
مثلاً زنانی که شاغل هستند، اگر دو ساعت دیرتر به خانه برگردند، با مشکلاتی روبهرو میشوند. این مسئله صرفاً بهلحاظ مذهبی یا فرهنگی نیست، بلکه ساختاری است. آنها باید بهسرعت به خانه بازگردند تا کارهای خانه را انجام دهند، غذا درست کنند و به اعضای خانواده برسند.
نهادهای اجتماعی مانند مدرسه نیز با انتظار حضور بهموقع مادران، درواقع نقش جنسیتی سنتی را تقویت میکنند. این نهادها بهطور نامرئی زنان را به قلمرو خصوصی میرانند و مانع از حضور فعال آنان در عرصه عمومی میشوند. از این منظر، مسئولیت خانگی نهتنها دستوبال زنان را میبندد، بلکه آنان را از تشکیل سرمایه اجتماعی محروم میکند.
پس از دیدگاه شما، شهرهای امروز ما فرصت تجربه برابر فضا را برای زنان فراهم نمیکنند؟
شهرهای ایران فرصت تجربه برابر فضا را برای زنان فراهم نمیکنند، چراکه نمونهای بارز از شهر پدرسالار-سرمایهسالار هستند و نابرابری را تقویت و طبیعی جلوه میدهند. تجربه افراد از نابرابریها با توجه به جایگاه اجتماعیشان متفاوت است؛ جایگاه اجتماعی یک زن کارگر مهاجر بهدلیل جایگاه جنسیتی او در نظم جنسیتی غالب، یا جایگاه طبقاتی و قومیتی او تجربههایش را از این نابرابریها متفاوت میکند یا یک زن دارای معلولیت با موانع مضاعف دیگری روبهرو است. بهطورکلی، انگار شهر عمدتاً برای خدمت به مرد نانآور طراحی شده است.
چه عواملی باعث میشود زن احساس کند در شهر «بهرسمیت شناخته نمیشود»؟
احساس «بهرسمیت شناخته نشدن» زنان در شهر، ریشه در فقدان زیرساختهای شهروندی و شهری مناسب دارد. در سطح زیرساختهای حقوقی-شهروندی، تبعیضهای نظاممند در ارث، طلاق و حضانت، اجازه اشتغال و خروج از خانه برای زنان در قوانین، پایههای نابرابری را قانونی میکنند. این قوانین به زنان پیام میدهد که شهروندان درجه دو و مسئلهدار محسوب میشوند. این نابرابری حقوقی مستقیماً بر زیرساخت اقتصادی تأثیر میگذارد؛ ناامنی در مالکیت مسکن، دستمزد نابرابر و محدودیت در دسترسی به منابع مالی (وام، اعتبار)، استقلال اقتصادی زنان را تضعیف و آنان را در چرخه فقر و وابستگی نگه میدارد. این محرومیت از پایههای اقتصادی، امکان مشارکت مؤثر در عرصه عمومی و نفوذ بر تصمیمگیریهای کلان شهری را بهشدت کاهش میدهد.
این غیبت سیستماتیک در کالبد فیزیکی و اجتماعی شهر نیز مشهود است. فقدان زیرساختهای مراقبتی همگانی (مانند مهدکودکهای فراگیر و باکیفیت) و حملونقل عمومی ایمن و مناسب، بار کار خانگی و مراقبت را که عمدتاً بر دوش زنان است، چندین برابر میکند و جغرافیای زمانی آنان را بهشدت محدود میسازد. این امر، امکان بهرهمندی برابر از فضاهای عمومی، فرصتهای شغلی و مشارکت اجتماعی را از آنان سلب میکند. در بعد نمادین، شهر عمدتاً با نامگذاری خیابانها بهنام مردان و طراحی فضاهایی که در اکثر اوقات نیازها و حضور مردانه را در نظر میگیرند، هویت و تاریخ زنان را نادیده میگیرد. فقدان این زیرساختهای اساسی -از حقوقی و اقتصادی تا کالبدی و مراقبتی- در کنار تجربه مکرر آزار در فضاهای عمومی بهعنوان مثال حضور زن در فضا باید صرفاً عبوری باشد یا حضورش با تاریکشدن هوا مورد ظن قرار گرفته و آزارش توجیه میشود، تمام اینها میتواند این حس را در زنان نهادینه کند که شهر نه برای آنان، بلکه علیه آنان طراحی و اداره میشود.
رابطه بدن زن با فضاهای شهری را چطور میبینید؟ آیا میتوان گفت شهر براساس بدن مردانه طراحی شده و نمونههایی از فضای شهری وجود دارد که با نیازهای زنان سازگار نیستند؟
رابطه بدن زن با فضاهای شهری رابطهای دیالکتیک و مبتنیبر شکلدهی متقابل است. شهر با فرض بدن مردانه بهعنوان هنجار، بدن زن را به حاشیه میراند و آن را نیازمند کنترل قلمداد میکند. در پاسخ، بدن زن مجبور است خود را با شهر تطبیق دهد: سریعتر حرکت کند، مسیرهای خاصی را انتخاب کند، پوشش خود را کنترل و از فضاها و ساعات خاصی اجتناب کند. این فرایند، نیازهای بدن باردار، بدن قاعدگی و بدن پساقاعدگی(منوپاز) یا (بدنهایی که بهاندازه کافی زنانه تلقی نمیشوند) را کاملاً نادیده میگیرد.
فضاهای شهری بسیاری در ایران با نیازهای زنان ناسازگارند؛ از جمله میتوان به پیادهروهای باریک و پرمانع اشاره کرد که حرکت با کالسکه یا تردد همراه با کودکان را بسیار دشوار میکند، حملونقل عمومی شلوغ و فاقد رمپ که کانون آزار کلامی و فیزیکی هم هستند و پارکهای تاریک و فاقد نورکافی، نیمکتهای قابلرؤیت و فضاهای بازی امن برای کودکان. همچنین، بسیاری از مکانهای شهری که فاقد اتاقهای شیردهی هستند.
فکر میکنید مهمترین مؤلفههای یک شهر امن برای زنان چیست؟
مهمترین مؤلفههای یک شهر امن برای زنان، شهری است که نهتنها زیرساختهای کالبدی و حقوقی را فراهم کند، بلکه «مناسبات اجتماعی» حاکم بر آن، امکان «عاملیت و کنشگری فعال» زنان را بهرسمیت بشناسد و تقویت کند. چنین شهری از یکسو با تضمین امنیت اقتصادی، حقوقی و کالبدی بستر لازم را فراهم میآورد، اما از سوی دیگر، شهروندان زن را صرفاً بهعنوان ذینفعان منفعل در نظر نمیگیرد، بلکه آنان را بهعنوان «سازندگان و تولیدکنندگان فضا» میشناسد. در این مناسبات، زنان میتوانند در تعریف هنجارهای اجتماعی، طراحی فضاهای عمومی و نظارت بر اجرای قوانین مشارکت مؤثر داشته باشند. بهعنوان مثال، حضور زنان در نقشهایی چون معمار، برنامهریز شهری و… تنها نمونههایی از این عاملیت است.
در چنین شهری، امنیت محصول یک فرایند مشارکتی و پویاست که در آن، زنان نهتنها از حق «بودن» در فضا برخوردارند، بلکه از حق «شکلدادن» به فضا، «تعلق» داشتن به آن و «تغییر» آن نیز بهرهمند میشوند. این امر مستلزم ایجاد نهادهای دموکراتیکی است که صدای زنان را از همه اقشار و گروهها در فرایندهای تصمیمگیری منعکس کند. درنهایت، شهر امن شهری است که در آن مناسبات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بهگونهای سامان یافته که زنان بتوانند بدون ترس از خشونت، تبعیض یا طرد، نهتنها در فضا حضور فیزیکی داشته باشند، بلکه بهصورت فعال در تولید و بازتولید زندگی شهری سهیم باشند و احساس مالکیت و تعلق خاطر نسبت به فضاهای عمومی را تجربه کنند.
آیا تجربه شهر برای زنان در ایران با کشورهای دیگر تفاوتهای ساختاری دارد؟
در بستر ایران، زنان با محدودیتهای قانونی و اجتماعیِ ساختاری مواجهاند که حضور آزادانه آنان در شهر را به چالشی روزمره تبدیل میکند. این شرایط داخلی، در تقاطع با منطق سرمایهداری نئولیبرال جهانی، وضعیت را پیچیدهتر میکند. همانطورکه پیشتر اشاره کردم، سیاستهای خصوصیسازی و کوچکسازی دولت، خدمات عمومی حیاتی مانند حملونقل ارزان، فضاهای مراقبتی و امکانات بهداشتی را تحلیل میبرد و بار کار خانگی و مراقبت رایگان را که عمدتاً بر دوش زنان است، سنگینتر میکند. درنتیجه، زنان ایرانی در میدانی دوگانه گرفتار میشوند: از یکسو، با قوانین مردسالارانه داخلی که بدن و حضورشان را کنترل میکند و از سوی دیگر، با فشارهای اقتصادیِ نظام سرمایهداری جهانی که منابع و فرصتهایشان را محدود میکند و آنان را به حاشیه بازار کار و عرصه عمومی میراند. این تقاطع، نهتنها بر نابرابریهای جنسیتی میافزاید، بلکه اشکال مقاومت را نیز بهسمت راهبردهای معیشتی و روزمره سوق میدهد.
موقعیت زنان در ایران را نمیتوان بدون درنظرگرفتن جایگاه این کشور در سلسلهمراتب نظام جهانی سرمایهداری درک کرد. قوانین مردسالارانه و محدودکننده داخلی، بازار کار ایران را برای زنان بهشدت تنگ میکند و آنان را به حاشیه میراند. همزمان، اقتصادهای پیشرفته غربی که با کسری مراقبت مواجهاند، با جذب این زنان تحصیلکرده اما محرومشده از فرصت، بهعنوان نیروی کار ارزان در بخش مراقبت، بهطور غیرمستقیم از این ساختار تبعیضآمیز داخلی سود میبرند. بنابراین، آزادی نسبی زنان غربی برای مشارکت در بازار کار، تا حدی وامدار استثمار کار بازتولیدی زنان مهاجری است که خود از جوامعی با ساختارهای مردسالار قدرتمند (مانند ایران) گریختهاند. این همان همکاری ناخواسته بین مردسالاری داخلی و سرمایهداری جهانی است. میتوان به آمارهای مهاجرتهای کاری پرستاران و پزشکان مراجعه کرد.
ویژگیهای شهر ایدئال برای زنان چیست؟
اگر قرار باشد شهری ایدئال برای زنان طراحی شود، باید بر مبنای بازتولید اجتماعی بهجای انباشت سرمایه بنا شود. ویژگیهای چنین شهری عبارتاند از قرارگیری فضاهای مراقبت جمعی باکیفیت و رایگان در قلب محلات، غیرکالایی شدن فضاهای عمومی و حملونقل؛ طراحی مشارکتی و تقاطعی فضاها با حضور زنان از گروههای مختلف، انعطافپذیری و چندعملکردی بودن فضاها، بهرسمیت شناختن تکثر در خانوادهها و روابط و نهایتاً، ایجاد نهادهایی برای تولید دانش انضمامی و انعکاس تجربیات زنان در سیاستگذاری شهری.
حضور فعال زنان در شهر تابعی است از آزادی اقتصادی، رفع تبعیض قانونی و طراحی فراگیر فضا. شهروند درجه دوم کسی است که نهتنها از فضا طرد میشود، بلکه از حق تصرف، تولید معنا و شکلدهی به محیط زندگی خود نیز محروم است. تحقق این حق مستلزم تغییر در ساختارهای عمیق اقتصادی، اجتماعی و سیاسی حاکم بر شهر است. شهری که نیازهای آسیبپذیرترین افراد را در مرکز طراحی خود قرار دهد، درنهایت برای همه، بهجز برای صاحبان انحصاری سرمایه و قدرت پدرسالار، شهری انسانیتر و عادلانهتر خواهد بود.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
«بانک زمان» در ایران راهاندازی میشود؛ سازوکار تبادل رایگان خدمات بدون پول
اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت
کودکان و جنگ
تجربه زیسته کودکان، بازنمایی رسانهای و مراقبتهای ضروری در روزهای جنگ
کودکـــــــــــان خط مقدم نیستند
گزارش «پیام ما» از وضعیت بازار برنج در گفتوگو با سفیر ایران در فائو و منابع آگاه
برنج گـــــــران میشـــــود؟
وقتی تعرفهگذاری پرستاری به بیعدالتی دامن میزند
سپیدپوشان ناراضــی
«پیام ما» تأثیر جنگ بر شرایط کارگران خوزستان را بررسی میکند
کارگران خوزستان قربانیان سیاهی جنگ
هشدار درباره پیامدهای دوقطبیسازی اجتماعی
ضرورت پذیرش تنوع حجاب برای حفظ همبستگی
حال ناخوش کسبوکارهای گردشگری اصفهان؛
حمایتهای وعده دادهشده به کجا رسید؟
نحوه تبدیل غرامت بیمه عمر به کمک هزینه برای بازنشستگان و وظیفهبگیران نیروهای مسلح
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
شکاف دستمزدها در دانشگاه
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید