بایگانی مطالب برچسب: مهدکودک
نسخه جهان برای پرورش کودکان خلاق چیست؟
نه سال از آن روز میگذرد که سازمان ملل متحد، ۲۱ آوریل (یکم اردیبهشت) را بهعنوان روز جهانی خلاقیت نامگذاری کرد؛ روزی برای یادآوری نقش حیاتی خلاقیت در توسعه پایدار و حل مشکلات جهانی. بااینحال، در این میان، نقش حیاتی آموزش در پرورش این خلاقیت، اغلب نادیده گرفته میشود. در گذشته، حفظ اطلاعات، سنگ بنای آموزش بود؛ اما امروزه، نظامهای آموزشی در کشورهای پیشرو، رویکردی متفاوت در پیش گرفتهاند و پرورش «خلاقیت» را بهعنوان مهارت کلیدی در اولویت قرار میدهند. برنامهریزان آموزشی معتقدند خلاقیت علاوه بر آنکه محرکی برای نوآوری و پیشرفت اقتصادی است، با رشد فردی، سلامت روان و توانایی حل مسئله نیز ارتباط مستقیم دارد. این باور، منجر به تحولی چشمگیر در بسیاری از کشورهای اروپایی، آمریکا و کانادا شده است. خلاقیت دیگر یک مهارت جانبی نیست، بلکه بهعنوان یکی از پایههای اصلی آموزش شناخته میشود. این تغییر، نشاندهنده درک عمیقتری از اهمیت خلاقیت در شکلدهی آینده است.
شهرهای پدرسالار
بارها از زنان شاغل شنیدهایم بعد از پایان ساعت کاری، باشگاه مدنظرشان تعطیل است یا فاصله زیادی تا محل زندگیشان دارد و گاهی ناچارند عطای ورزش و یک ساعت تفریح را به لقایش ببخشند. زنانی که فرزند دارند، در مسیرهای شهری با کالسکه و وسایل کودک درگیر پلهها، جدولهای بلند و پیادهروهای باریکاند. زنانی دیگر که هنگام غروب، در ایستگاههای تاریک یا خیابانهای خلوت، ناچارند مسیرشان را کوتاهتر کنند تا «امنتر» بمانند. همه اینها گواهی است بر اینکه شهر برای بدن زن طراحی نشده؛ نه برای بدنی که میخواهد بدود و ورزش کند، نه برای بدنی که کودک به بغل دارد و نه برای بدنی که صرفاً میخواهد بیدغدغه در فضای شهر حضور داشته باشد. «هما صابری»، پژوهشگر حوزه زنان و جنسیت، به مناسبت ۱۷ آبان و روز جهانی شهرسازی در گفتوگو با «پیام ما» از شکاف میان بدن زن و شهر میگوید؛ از شهری که در ساختار و معنا، هنوز مردانه است و زنان در آن بیشتر عبور میکنند تا حضور یابند.
ما بخشی از طبیعتایم، نه فاتح آن
وقتی نام جین گودال به میان میآید، چیزی فراتر از یک دانشمند یا پژوهشگر در ذهن نقش میبندد. او نهفقط زیستشناسی برجسته و رفتارشناسی بینظیر، بلکه صدای زمین بود؛ صدای آرام اما استواری که در تمام عمرش از انسان خواست جهان را با چشمانی مهربانتر و مسئولانهتر بنگرد. زنی که با یک دفترچه، یک دوربین ساده و قلبی پر از شگفتی، به دل جنگلهای تانزانیا رفت تا ناشناختههای بشر را لمس کند؛ روح حیوانات. او با مشاهده دقیق و سالها همزیستی با شامپانزهها نشان داد فاصله میان انسان و طبیعت آنقدرها که گمان میکردیم، عمیق نیست. در روزگاری که علم رفتارشناسی حیوانات در قید تعاریف خشک و عددهای بیاحساس گرفتار بود، گودال جرئت کرد به آنها نام بدهد، احساسشان را درک کند و حتی تاریخچهای انسانی برایشان قائل شود؛ کاری که در آن زمان نوعی شورش علمی محسوب میشد. اما همان نگاه متفاوت، دروازه درک تازهای از طبیعت را گشود؛ نگاهی که در آن علم و عشق به یک زبان سخن میگفتند. او در طول بیش از شش دهه فعالیتش نهتنها شناخت ما از حیوانات را تغییر داد، بلکه مفهوم انسان بودن را نیز بازتعریف کرد. جین گودال به ما آموخت که احترام به حیات، از مرز گونهها فراتر میرود. او در تمام سخنرانیها و سفرهایش، از زمین چون خانهای مشترک یاد میکرد؛ خانهای که اگر به صدای درختان، پرندگان و حتی خاک گوش ندهیم، دیر یا زود سکوش ما را در خود خواهد بلعید. این گفتوگویی است با زنی که عمرش را وقف روشن کردن گوشههای تاریک جهان کرد. در صدای او، میشد هم خستگی سالها سفر را شنید و هم شوق کودکی را که هنوز از دیدن یک برگ تازه شگفتزده میشود. گودال، تا واپسین روزهای زندگیاش، امید را از یاد نبرد. او باور داشت حتی در تیرهترین زمانهها، جرقهای از مهربانی در وجود انسان زنده است؛ کافی است آن را بیدار کنیم. قرار بود این مصاحبه با توجه به شرایط کاری گودال و برنامه فشردهاش در دو مرحله انجام شود و درنهایت با یک فیلم کوتاه از او خاتمه یابد؛ اما او دو هفته پیش، چشمهایش را برای همیشه بر جهان بست. جالب آنکه گودال در طی مصاحبه پیگیر «عبدالحسین وهابزاده» و پروژه «مدرسه طبیعت» بود. اکنون که او در میان ما نیست، صدایش از میان برگهای جنگل و چشمان شامپانزههایی که روزی با آنها زندگی کرد، شنیده میشود. این مقدمه، ادای دینی است به انسانی که بیش از هر کس دیگر به ما یاد داد چگونه انسان باشیم.
تبعیدیهای کوچک
شانه مادربزرگ از اشکهای «دیار» خیس شده بود و «عزیز» سعی داشت مشتهای کوچک او را بهآرامی مهار کند. تن تبدار و چشمان گودرفته کودک ۱۶ماهه گواه روزهای سخت بیماری بود. تصویر دیار در قابی از شیشه عقب ماشین درحالیکه صدای فریادش قطع نمیشد، تلخترین تصویر «پریسا» از جنگ ایران و اسرائیل است. دور کردن کودکان از جنگ، از مهمترین چالشهایی بود که خانوادههای تهرانی در جنگ ۱۲روزه با آن روبهرو بودند. پدر و مادرهایی که باید سر کار میرفتند و از طرفی کسی را نداشتند که از کودکانشان مراقبت کنند. این گزارش روایتی است از خانوادههایی که بهاجبار فرزندانشان را تبعید کردند. نظر روانشناسان دراینباره چیست؟
سمفونی کودکی
نقش شگفتانگیز موسیقی بر سلامت روحی و جسمی کودکان و نوجوانان
