تجربه زیسته کودکان، بازنمایی رسانهای و مراقبتهای ضروری در روزهای جنگ
کودکـــــــــــان خط مقدم نیستند
۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۲:۱۵
در روزهایی که اخبار جنگ با سرعت جریان اطلاعات در پیامرسانها پخش میشوند، کودکان در خط مقدم دیده نمیشوند، اما بیش از همه تحتتأثیرند. آنان جنگ را نه از نقشه و تحلیل، بلکه از «تغییر ریتم خانه»، از سکوتهای والدین و از تصاویر احساسی رسانهها درک میکنند. باوجوداینکه رسانهها کودک را یا «قربانی» نشان میدهند یا «قهرمان»، آنچه کمتر دیده میشود واقعیت کودکانی است که فقط میخواهند جهان کوچکشان همچنان امن و قابلپیشبینی باشد.
خانهای که بیخبر دگرگون میشود
جنگ برای کودک یک رویداد سیاسی نیست، یک «احساس» است. احساسی که از تغییرات کوچک خانه شروع میشود؛ تلویزیون بیصدا، پیامهای پشتسرهم، کاهش شوخیهای معمول، و زلزدنهای طولانی والدین به گوشی. مادر ۳۳ سالهای روایت میکرد: «هیچ خبری جلوی پسرم باز نکرده بودم. اما گفت: مامان! حس میکنم امروز با من مهربون نیستی، چرا مثل همیشه نمیخندی؟»
برای کودک، جنگ همین است، یک نشانه کوچک که معنای بزرگی پیدا میکند. کودکان ذهنی تصویرساز دارند. وقتی تغییرات خانه را میبینند، اما توضیحی نمیگیرند، «سناریوی خودشان» را میسازند و این سناریو معمولاً هولناکتر از واقعیت است.
کودک در میدان خبر
کودکان جنگ را از «میدان خبر» تجربه میکنند، نه از میدان واقعی. در این میدان، هر تصویر انتخابشده میتواند از هر واقعیتی تأثیرگذارتر باشد. آنها معمولاً تصویری فلشوار میبینند، جملهای ناتمام میشنوند، معنای آن را حدس میزنند و خطر را در ذهن میسازند.
کودک نه تحلیل میخواهد و نه اطلاعات پیچیده. آنچه او دریافت میکند، ترکیبی از تکهتصاویر و نشانههای پراکنده است که ذهن ناپختهاش نمیتواند آنها را طبقهبندی کند. به همین دلیل است که بسیاری از کودکان دچار نشانههای جسمانی مثل دلدرد، بیخوابی یا کابوس میشوند. آنها «احساس خطر» را با زبان بدن بیان میکنند، نه کلام.
کودک در رسانه؛ قهرمان یا قربانی
در روایتهای رسانهای از جنگ، کودک اغلب در دو تصویر تکراری دیده میشود؛ یا کودکی که در آغوش بزرگسالان گریه میکند و نماد رنج و ویرانی است، یا کودکی که ناگهان در قامت یک قهرمان ظاهر میشود، مقاوم، شجاع و حتی مسئول راهبری و کمک به دیگران! هر دو تصویر از نظر احساسی اثرگذارند، اما یک مشکل مشترک دارند؛ در هر دو، «کودک واقعی» ناپدید میشود. کودکی که هنوز توان درک و مدیریت بحران را ندارد، به یک نشانه رسانهای تبدیل میشود.
گاهی این نمادسازی حتی از مرز روایت عبور میکند. وقتی کودک برای ثبت تصویر، گزارش میدانی یا روایتهای احساسی در معرض صحنههای پرخطر قرار میگیرد، عملاً از جایگاه انسانی خود خارج شده و به بخشی از روایت جنگ تبدیل میشود. در چنین موقعیتی، کودک نه فقط از نظر روانی، بلکه گاهی از نظر جسمی نیز در معرض خطر قرار میگیرد، خطری که اساساً نباید سهم او از یک بحران باشد.
واقعیت این است که بسیاری از کودکان در جنگ و حاشیه جنگ، بهنوعی دو بار قربانی میشوند، یکبار در سطح زندگی و امنیت روزمرهشان و بار دیگر در سطح تصویر و بازنمایی، جایی که از آنان برای برانگیختن احساسات عمومی یا ساختن روایتهای قهرمانانه استفاده میشود.
کودکان نه قهرمانان جنگاند و نه ابزار روایت آن. آنها نخستین قربانیان خاموش جنگاند، حتی در جاهایی که صدای انفجار شنیده نمیشود.
آلودگی اطلاعاتی؛ جنگی که وارد خانه میشود
در بحرانهای امروز، سرعت خبر از سرعت واقعیت بیشتر است و همین سرعت باعث میشود خانهها پیش از آنکه در معرض خطر واقعی قرار بگیرند، در معرض «خطر ادراکی» قرار بگیرند. آلودگی اطلاعاتی از سه مسیر مواجهه مستقیم با تصاویر، مواجهه غیرمستقیم از طریق مکالمهها و مشاهده واکنش عاطفی والدین روی کودک اثر میگذارد. برای کودک، تصویر خشونت حتی اگر واقعی نباشد، یک «واقعیت ذهنی» میسازد. ذهن او بین «این اتفاق اینجاست» و «این اتفاق آنجاست» تمایزی قاطع نمیگذارد. به همین دلیل، یک ویدئوی قدیمی میتواند ترسی کاملاً تازه در کودک ایجاد کند.
سکوتهای نابجا و پاسخهایی که نمیرسند
بسیاری از والدین برای محافظت از کودک، اطلاعات را پنهان میکنند؛ اما کودک از خلال رفتار والدین میفهمد اتفاقی افتاده. پنهانکاری کامل باعث میشود کودک داستان خودش را بسازد. در نقطه مقابل، برخی والدین همه چیز را توضیح میدهند؛ اما حجم و پیچیدگی این توضیحات، کودک را وارد جهانی میکند که هنوز توان تحمل آن را ندارد. آنچه کودک میخواهد «اطمینان» است، نه «اطلاعات زیاد». اطمینان یعنی جهان همچنان قابلپیشبینی است، بزرگسالان همچنان مراقباند و خانه هنوز امنترین نقطه دنیاست.
اضطراب والد؛ زلزلهای که اول در خانه حس میشود
کودک پیش از دیدن تصویر جنگ، چهره و بدن والد را میبیند. این مهمترین مسیر انتقال اضطراب است.
کودکان از نشانههای بسیار ظریفی اضطراب را تشخیص میدهند؛ برای کودک تغییر ریتم صدا، کوتاهشدن پاسخها، چککردن مداوم گوشی، قدمزدنهای بیهدف، سکوتهای طولانی، کمصبریهای کوچک، «خبر فوری» هستند. او از خلال این نشانهها، خطری را حس میکند که شاید حتی هنوز رسانه منتشرش نکرده باشد.
بر همین اساس است که میتوان گفت: «در روزهای جنگ، والدین مهمترین رسانه برای کودکاند.»
ترسی که دیر به سراغ کودک میآید
بسیاری از کودکان هنگام بحران نسبتاً آراماند، اما بعد از پایان موج خبری دچار بیخوابی، شبادراری یا کابوس میشوند.
این پدیده شناختهشده است؛ مغز کودک «در لحظه» نمیترسد و وقتی بحران تمام شد، تازه وارد مرحله پردازش میشود. این تأخیر نشانه اختلال یا بیماری نیست؛ بلکه نشانه «زمانبندی متفاوت» مغز کودکان است و همین تفاوت، اهمیت مراقبت مستمر بعد از بحران را پررنگتر میکند.
کودک نیاز به تصویر ندارد. یک جمله کوتاه، صریح و بدون بار عاطفی کافی است: «خبرهایی هست که بزرگترها پیگیری میکنند، اما الان خطری نزدیک ما نیست. جایت امن است و ما مراقب تو هستیم.»
کودک بیشتر از توضیح، «رفتار آرام» میخواهد. والد اگر بتواند حدی از آرامش رفتاری را حفظ کند، کودک جهان را امنتر میبیند حتی بدون هیچ توضیحی.
روتین خانه را زنده نگه دارید، چرا که ثبات روزمره مثل خواب، غذا، بازی و… قویترین سپر روانی کودک است. هرقدر اخبار بیرون بیثبات است، روتین خانه باید پایدار باشد.
گاهی کودکان برخی پرسشها را نمیپرسند تا والد نترسد. اگر خواست صحبت کند، گوش بدهید، اگر نخواست، اصرار نکنید.
تصاویر احساسی را از خانه دور کنید. تصاویر جنگی، حتی اگر واقعی نباشند، ذهن کودک را اشباع میکنند. سعی کنید خبر به شکل کلام منتقل شود، نه تصویر.
کودکان مرز سیاسی نمیشناسند، مرز آنها خانه است. وقتی خانه ریتمش را حفظ کند، وقتی رسانهها از تبدیل کودک به «نماد» فاصله بگیرند و وقتی بزرگسالان بفهمند کودک فقط میخواهد جهانش قابلپیشبینی بماند، آنوقت فشار روانی جنگ کمتر از ذهن کودک عبور میکند.
یادمان باشد جنگ همیشه در جغرافیا رخ نمیدهد، گاهی در ذهن کوچک یک کودک رخ میدهد؛ وقتی بزرگسالان فراموش میکنند که کودک خط مقدم نیست.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
توسعه پایدار در دوران بیثباتی لوکس یا ضرورت؟
تاریخ در محاصره زمان
از ورشو تا حلب؛ درسهایی درباره حفاظت اضطراری پس از جنگ
دموکراســـــــــی در عصر اختلال
برخاستن از آتــــــش
به بهانه برگزاری دادگاه پژمان جمشیدی؛ چرا درک فرد آزاردیده از تجاوز و همراهی با او برای ما مشکل است؟
سمت درست تاریخ
باران بارید؛ اما «آلاگـل» همچنان خشک است
«پیام ما» از وضعیت درمانی بیماران تالاسمی در بیمارستانهای تهران گزارش میدهد
کاغذبازی برای درمـــــــان
میــــــراث در بــرزخ
«بانک زمان» در ایران راهاندازی میشود؛ سازوکار تبادل رایگان خدمات بدون پول
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
گوگل، تو دلت برای ما تنگ نشده؟
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید