نگاهی به انتخاب آگاهانه بیداری شبانه و تأثیر آن بر روان ما
بیخوابی، انتقام از زندگی
در نگاه اول، انتخاب بیدار ماندن تا دیروقت به قیمت خستگی روز بعد، تصمیمی غیرمنطقی بهنظر میرسد، اما روانشناسی توضیح میدهد که چرا مغز ما این معامله ظاهراً نامطلوب را میپذیرد
۱۹ مرداد ۱۴۰۴، ۱۷:۱۴
ساعت ۲ نیمهشب است، چراغِ کمنور اتاق روشن و یک رمان درحال خواندهشدن. در خانهای دیگر، زیر پنجره، کسی با هدفون آهنگ موردعلاقهاش را زمزمه میکند و پاهایش بیاختیار با ریتم موسیقی حرکت میکنند. در جایی، یک فیلم کلاسیک روی پرده لپتاپ جریان دارد؛ همهچیز در سکوت است، گویی جهان برای این ساعات دزدیدهشده، نفسش را حبس کرده است. این صحنهها آشنا هستند: شورشِ آرام آدمهایی که روزها را از دست میدهند و شب آن را پس میگیرند. آنها میدانند فردا با خستگی به سرکار خواهند رفت، میدانند که این بیداری عمدی، هدیهای سمی است، اما همین لحظات خلوت، تنها زمانی است که حس میکنند زندگیِ واقعی جریان دارد؛ برای کتابی که روزها وقت خواندنش را نداشتند، فیلمی که باید در سکوت دیده میشد یا حتی رقصِ تنهایی که بدن را از قید تنشهای روزانه رها میکند. این همان انتقام شیرین و ویرانگر است: وقتی بیخوابی، نه یک اختلال، که یک انتخاب آگاهانه میشود.
اسارت مدرن در چرخه کار بیپایان
ساعت کاری ثابت، با واقعیتهای زندگی همخوانی ندارد، اما همچنان بهعنوان استاندارد غیرقابلتغییر تحمیل میشود. این سیستم کهنه، فشار مضاعفی بر کارمندان وارد میکند: از یکسو با حقوقهای ناکافی و هزینههای سرسامآور زندگی، مجبور به پذیرش اضافهکاریهای اجباری میشوند و از سوی دیگر، تکنولوژیای که قرار بود زندگی را آسانتر کند، مرز بین کار و استراحت را از بین برده است.
گوشیهای همراه به زنجیرهایی تبدیل شدهاند که افراد را ۲۴ساعته به محیط کار متصل نگه میدارد؛ کارکنان (کارفرمایان، کارگران و کارمندان) پس از بازگشت به خانه، همچنان درگیر پیامهای کاری هستند و نمیتوانند ذهن خود را از دغدغههای شغلی رها کنند. شبکههای اجتماعی و ابزارهای ارتباطی، این جداییناپذیری را تشدید کردهاند و حتی در ساعات استراحت رسمی هم انتظار پاسخگویی فوری وجود دارد.
این چرخه معیوب سه پیامد ویرانگر دارد: غارت زمان شخصی (اختصاص تمام ساعات بیداری به کار)، فرسایش روانی (استرس دائمی ناشی از در دسترسبودن همیشگی) و در آخر ازدستدادن لذتهای ساده (کتاب خواندن، وقت گذراندن با خانواده یا حتی استراحت بیدغدغه). دقیقاً همینها ما را به شورش شبانه وامیدارد.
یکی از درمانجویان که «پروین» نام دارد، دراینباره میگوید: «شبها از فکر اینکه فردا میخواهم سر آن کار لعنتی بروم، حالم بههم میخورد. از اینکه مدام بخواهم کاری تکراری انجام دهم، خسته شدهام و از تلفنهای وقت و بیوقت مدیرم متنفرم. دوست دارم شبها هیچوقت به صبح نرسند. حتی بعضی اوقات از فرط خستگی چشمهایم کاسه خون میشود یا سردرد میگیرم، اما باز هم نمیخواهم بخوابم و به کارهای مورد علاقهام میپردازم؛ حتی با اینکه میدانم فردا دیر به کارم میرسم و انرژی کافی برای انجام کار را نخواهم داشت».
چرا عمداً خودمان را تخریب میکنیم؟
در نگاه اول، انتخاب بیدار ماندن تا دیروقت به قیمت خستگی روز بعد، تصمیمی غیرمنطقی بهنظر میرسد، اما روانشناسی توضیح میدهد که چرا مغز ما این معامله ظاهراً نامطلوب را میپذیرد.
- جنگ بین لذت آنی و عواقب آتی: مغز انسان بهدلایل تکاملی، به پاداشهای فوری واکنش شدیدی نشان میدهد. وقتی پس از یک روز پراسترس، شبزندهداری رخ میدهد، سیستم دوپامینی مغز فعال میشود. دوپامین، انتقالدهنده عصبی مسئول احساس لذت، در پاسخ به فعالیتهای دلخواه ترشح میشود، چه کتاب خواندن باشد و چه تماشای فیلم یا گشتوگذار در فضای مجازی.
- اجتناب از افکار منفی: در واقعیت، این فرار شبانه تنها بهدلیل لذتبردن از فعالیتهای شبانه نیست، بلکه بهعنوان مکانیسم دفاعی در برابر هجوم افکار و احساسات منفی نیز عمل میکند. وقتی فرد سرانجام در شب به تنهایی میرسد، با سیلی از افکار ناخواسته ازجمله مرور شکستهای روزانه، نگرانی درباره فردا، احساس گناه برای کارهای انجامنشده و ترس از آینده مواجه میشود. در این شرایط، مغز بهجای مواجهه با این ناراحتیها، فرار بهسمت فعالیتهای شبانه را انتخاب میکند که یک «حلقه معیوبِ تشدیدشونده»، ایجاد میکند: روز پرتنش← نیاز به فرار از افکار منفی← مشغولیت شبانه← کمخوابی← روز بعد پراسترستر.
عوامل روانتحلیلی بیداری انتخابی
گذشته از اینها، اینگونه رفتارها همواره دارای علل ژرف نیستند، در مواردی میتوان ریشههای عمیقتر این الگو را در تجارب کودکی و مکانیسمهای دفاعی ناخودآگاه جستوجو کرد. از منظر روانتحلیلی، شبزندهداری ممکن است بازتولیدِ الگوهای سازگاری، باشد که فرد در کودکی توسعه داده است.
۱. بازآفرینی الگوهای کودکی: برای بسیاری از افرادی که در خانوادههای آشفته بزرگ شدهاند، شبها تنها زمان امن برای بودن با خود بوده است. کودکی که در طول روز شاهد مشاجرات والدین بوده، شبها را در جایگاه پناهگاهی امن تجربه میکرده است. این افراد در بزرگسالی ناخودآگاه به بازتولید همان الگو میپردازند؛ تبدیل شب به قلمرویی امن که در آن میتوانند بالاخره «خود واقعی» باشند.
۲. مکانیسم جبران افراطی: فردی که در کودکی از زندگی شاد و بیدغدغه محروم بوده، ممکن است در بزرگسالی با شبزندهداری افراطی سعی در جبران آن تجارب ازدسترفته داشته باشد. این تلاشی ناخودآگاه برای بازیابی کودکی ازدسترفته از طریق بیدار ماندن و انجام فعالیتهای لذتبخش است.
۳. مقاومت در برابر خواب بهعنوان نماد تسلیم: از دیدگاه روانتحلیلی، خواب میتواند نماد تسلیمشدن و رهاکردن کنترل باشد. برای کسانی که در کودکی در محیطهای غیرقابلپیشبینی رشد کردهاند، این تسلیمشدن میتواند اضطرابآور باشد.
توهم کنترل
مغز انسان طی گذار از تکامل، برای پیشبینی و کنترل محیط خود سیمکشی شده است. مطالعات نوروساینس نشان میدهد احساس کنترل، حتی وقتی کاذب باشد، باعث کاهش سطح کورتیزول میشود که همان هورمون اضطراب است. این نیاز عمیق به پیشبینیپذیری، ریشه در غریزه بقا دارد، موجودی که بتواند محیط خود را پیشبینی و کنترل کند، شانس بیشتری برای زندهماندن دارد. اما در جهان پیچیده امروز، جایی که الگوریتمها تصمیم میگیرند چه محتوایی دیده شود، اقتصاد جهانی معیشت را تحتتأثیر قرار میدهد؛ رئیس تصمیم برنامه کاری را میگیرد و کار فشرده، ساعتهای روز را میدزدد، این نیاز اساسی بشری چگونه ارضا میشود؟ پاسخ اضطراری مغز، ایجاد قلمروهای خُردِ کنترلی است. وقتی کنترل کلان از دست میرود، مغز بهشدت بهدنبال حوزههای کنترل خُرد میگردد. اینجاست که شبزندهداری عمدی بهعنوان راهحل ظاهر میشود. آخرین سنگری که فرد با اطمینان میتواند بگوید: «این ساعتها مال من است».
اثرات مخرب چرخه انتقام شبانه
مشکلات ناشی از خواب مورد مطالعات بسیاری، هم از نظر عمومی و هم از نظر شغلی بوده است. طی تحقیقاتی که در سال ۲۰۱۲ توسط گلی، کاریو و مالن صورت گرفت، مشخص شد کار در سیستمهای نامتعارف و مشکلات ناشی از خواب میتواند باعث بروز بسیاری از اختلالات جسمی و روانی ازجمله کاهش اشتها، خستگیهای جسمی و روانی، نبود تمرکز حواس، ناسازگاریهای عاطفی، کاهش شور و اشتیاق به کار و بسیاری از مشکلات دیگر شود (نقل از کریمی، عابدی و ارشدی ۱۳۹۷).
طبق تحقیقات مسلش و لیتر در سال ۲۰۰۵، کیفیت خواب پیشبینیکننده عوامل بسیاری ازجمله فرسودگی شغلی است که منجر به عملکرد شغلی ضعیف، رفتارهای کنارهگیرانه و کاهش بهداشت روانی میشود (همان). ازجمله مخاطرات جسمی میتوان به افزایش خطر ابتلا به دیابت تا تضعیف سیستم ایمنی بدن اشاره کرد.
کمخوابی مزمن مدارهای عصبی مرتبط با اضطراب را تقویت میکند. هرچه روزها استرس بیشتری داشته باشد، فرد بیشتر به شبزندهداری پناه میبرد. اما با خواب کمتر، توانایی برای مقابله استرس روز بعد کمتر میشود و این یک چرخه معیوب تشدیدشونده است. برخلاف تصور، این بیداریهای شبانه نهتنها زمان مفیدی به ما نمیدهند، بلکه کیفیت ساعات بیداری روزانه را هم کاهش میدهند.
«علی» یکی دیگر از مراجعین است که در زمانهایی که فشارهای محیطیِ او زیاد میشود، به این شیوه روی میآورد. علی درباره عوارض این رفتار میگوید: «تمام شب نگرانم که صبح دیر به کارم برسم. حتی وقتی خوابم، مدام بیدار میشوم و فکر میکنم که از کار جا ماندهام. وقتهایی که به شبزندهداری رو میآورم، دچار تنش عضلانی میشوم؛ ماهیچههای بدنم سفت میشود، حتی فکم قفل میشود و مدام دندانهایم را روی هم فشار میدهم. روزها هم توانایی کمی برای کار دارم و همین باعث میشود، کارها روی هم تلنبار شود و اخودش اضطرابآور است. همیشه استرس دارم، بهجز وقتهایی که به کار مورد علاقهام در شبها مشغولم. کاش همیشه شب بود.»
راههایی برای شکست چرخه معیوب
در جهانی که مرز بین کار و زندگی شخصی روزبهروز محوتر میشود، یافتن راهحلهای عملی برای بازپسگیری زمان و سلامت روان ضرورتی انکارناپذیر است. این مرز بهویژه در دوران همهگیری کووید-۱۹ بسیار مبهم شد و پس از آن نیز ادامه یافت. یافتن این راهحلها هم به اقدامات جمعی نیاز دارد و هم به بازتعریف فردی روابط با زمان.
درحالیکه ساختارهای کاری همچنان ناسالم هستند، نمیتوان از افراد خواست الگوهای شبانه خود را تغییر دهند. نخستین گام، مطالبه و فرهنگسازی برای جدایی بین ساعت کار و استراحت است. برخی کشورها با تصویب قانون حق قطع ارتباط پس از ساعت کاری، گام بزرگی در این جهت برداشتهاند. تمامی کارکنان اعم از مدیران و کارفرمایان باید ملزم شوند تماسهای تلفنی کاری پس از ساعت مشخصی ممنوع باشد، اپلیکیشنهای کاری در ساعت غیرکاری بهطور خودکار سایلنت (بیصدا) شوند و اضافهکاری اجباری با جریمههای سنگین مواجه شود.
طراحی زمانهای شخصی برنامهریزیشده یکی از راهکارهاست. در میان هرجومرج روزمره، باید پناهگاههایی از زمان ساخت، که هم لذتبخش باشند، هم حس کنترل ایجاد کنند. این زمانها باید برنامهریزیشده و دارای قوانین مستحکمی باشند که به آنها تجاوز صورت نگیرد. نیاز است که این برنامه پارامترهای روزانه، هفتگی و ماهانه داشته باشد. بهطور مثال:
– هر روز، حتی ۱۵ دقیقه، زمانی را صرف نوشیدن چای در سکوت، گوشدادن به یک آهنگ مورد علاقه یا قدمزدن بدون هدف کنید.
– هر هفته یک عصر یا صبح آزاد برای فعالیتی که واقعاً دوست دارید، مثل کلاس شنا، نقاشی، دیدار با دوستان یا حتی فقط لمدادن روی مبل، وقت بگذارید.
– هر ماه دو روز را به گشتوگذار در طبیعت اختصاص دهید.
نکته کلیدی این است که این زمانها «مقدس» تلقی شوند، برای این قرارهای شخصی نباید کوتاه آمد و بههیچوجه اخلالی از جانب کار به آن وارد نشود.
درنهایت، گرفتن کمک تخصصی از رواندرمانگر راهکار مهم دیگر است. برای بسیاری، این الگوهای شبانه ریشه در زخمهای روانی قدیمی دارد که بهتنهایی قابلدرمان نیستند. مراجعه به رواندرمانگر میتواند در زمینههای «شناسایی الگوهای تکرارشونده»، «آموزش مهارتهای تنظیم هیجان»، «بازسازی رابطه با کار» و… کمککننده باشد.
رهایی از این چرخه، نه با سرزنش خود برای ضعفهای فردی، که با ترکیبی از تغییرات اجتماعی هوشمندانه، طراحی آگاهانه زمان شخصی و شجاعت مواجهه با زخمهای قدیمی ممکن میشود. وقتی روزها را دوباره از آن خود کنیم، شبها دیگر سنگر نخواهند بود؛ فقط زمانی برای استراحت واقعی باقی میماند.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
نگاه پژوهشگران و فعالان دانشجویی به مسئولیت اجتماعی دانشگاه در زمان جنگ
دانشگاه از دانشجو خبر ندارد
نشست «اینترنت» کارزار با حضور فعالان این حوزه و در غیبت مسئولان برگزار شد
محدودیتِ بـــدونِ شفافیـت
ارزیابی کارشناسان از یک پدیده غیرمنتظره؛ جنگ، صعود قیمتها را در بازار مسکن متوقف نکرد
غافلگیری مستأجـــــــــران
تفاوت «پایه سنوات» و «پایه سنوات تجمیعی»؛
هشدار درباره محاسبه نادرست حقوق کارگران
برخاستن از آتــــــش
به بهانه برگزاری دادگاه پژمان جمشیدی؛ چرا درک فرد آزاردیده از تجاوز و همراهی با او برای ما مشکل است؟
سمت درست تاریخ
«پیام ما» از وضعیت درمانی بیماران تالاسمی در بیمارستانهای تهران گزارش میدهد
کاغذبازی برای درمـــــــان
«بانک زمان» در ایران راهاندازی میشود؛ سازوکار تبادل رایگان خدمات بدون پول
اکنــــونِ جامعـه ما و امـکان روایـــــــــت
تجربه زیسته کودکان، بازنمایی رسانهای و مراقبتهای ضروری در روزهای جنگ
کودکـــــــــــان خط مقدم نیستند
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
شکاف دستمزدها در دانشگاه
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید