گزارش «پیامما» از شب جیرفت «بخارا» در موزه ملی ایران
جیرفت، تمدن گمشده
«جهان باستانی» جیرفت برخلاف بینالنهرین هنوز در جهان ناشناخته است. ۲۴ سال پیش مورد هجوم غارتی بزرگ قرار گرفت و هنوز هم ساختوسازها آن را میبلعند و در رویای کاوش میسوزد
۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۴، ۲۰:۱۹
«جیرفت» این نام برای پژوهشگران و باستانشناسان جهان نامی آشناست. اما تا پیش از طغیان هلیلرود و جاری شدن سیل در آن منطقه، جیرفت شهری بود نزدیک کرمان با مردمانی که چندان مرفه نبودند و خبر نداشتند در همسایگی چه گنجینه بزرگی زندگی میکنند. سیل اما رازهای بزرگی را برملا کرد، با شسته شدن گورهای تاریخی منطقه، آثار فراوانی نمایان شد و این، شروع فاجعهای فرهنگی در این منطقه بود. غارت آثار باستانی در سطحی گسترده و بهشکلی بیسابقه آغاز شد. تا جایی که خبرنگار یکی از مجلات خارجی تصویرش از مواجهه با منطقه را اینطور تصویر کرده است: «اینجا شبیه یک پنیر سوئیسی بزرگ است که در هر سوراخ آن یک نفر در حال حفاری و بیرون کشیدن آثار تاریخی است.» کاوشها در جیرفت شروع شد و دو باستانشناس بزرگ در آن حفاریهای علمی انجام دادند، اما این دولت مستعجل کُنارصندل بود؛ با تنگنظری حفاریها را متوقف کرد و ۱۷ سال طول کشید تا باز کلنگ باستانشناسان به زمین جیرفت بخورد. هنوز جیرفت اسیر بیمهریهاست و بهاندازه یک تمدن بزرگ که تاریخ بینالنهرین را تغییر داده، قدر ندیده است. در هشتصد و چهل و چهارمین شب از شبهای بخارا جیرفت محور سخنرانیها شد و باستانشناسان و مسئولان پیشین و امروز میراثفرهنگی از خاطرات و تجربیاتی گفتند که در جریان کشف این تمدن بزرگ داشتند. در پایان نشست مستند «جیرفت تمدن گمشده» به کارگردانی «پژمان مظاهریپور» به نمایش درآمد؛ مستندی که بهمرور حادثه و بررسی ابعاد حقوقی فاجعه غارت آثار باستانی در جیرفت پرداخته است.
«جبرئیل نوکنده»، رئیس موزه ملی ایران، با بیان اهمیت جیرفت در مطالعات باستانشناسی به نقش این محوطه ارزشمند در فعالیتهای موزهای در دنیا اشاره کرد. او گفت: «جیرفت دارای ماهیتی باستانشناختی در دنیای امروز است که روابط دیرینه منطقه کرمان را با حوزههای فرهنگی میانرودان، آسیای مرکزی و رود سند نشان میدهد. در کنار این ماهیت باستانشناختی، جیرفت طی سالیان اخیر به یک مسئله موزهداری در سطح جهانی نیز تبدیل شده است. امروزه در موزهها و مجموعههای مختلف، آثاری از جیرفت نگهداری میشود. اینکه سرنوشت جیرفت چه خواهد شد، به رفتار ما بستگی دارد.» او معتقد است: «برای پیشبرد پرونده جیرفت، نیاز به مشارکت جهانی داریم. موزههایی که آثار جیرفت را در اختیار دارند، باید با یکدیگر پایگاه داده مشترک داشته باشند و اطلاعات را در اختیار یکدیگر و پژوهشگران قرار دهند. اگر ارتباطات بینموزهای شکل بگیرد، پژوهشگران بینالمللی میتوانند روی این موضوع با یکدیگر کار کنند. در آنصورت، میتوان انتظار داشت موضوع جیرفت جهانی شود؛ در غیر اینصورت، اگر ما اینجا دور از ارتباطات بینالمللی و محافل جهانی عمل کنیم، به جایی نخواهیم رسید.» رئیس موزه ملی ایران تأکید کرد: «مدل پیشنهادی ما همان رویکردی است که دکتر یوسف مجیدزاده در پیش گرفته بود؛ مدیری ایرانی و توانمند که همکاریهای بینالمللی گستردهای داشته باشد، در سطح جهانی به پژوهش و معرفی جیرفت بپردازد. با این رویکرد برگ برنده همواره در دست دکتر مجیدزاده بود؛ در کاوشهای علمی موفق عمل کرد، در پروندههای استرداد، در دادگاههای بینالمللی بهنفع ایران رأی گرفت و جهانِ جیرفت را به جهانیان شناساند. امیدوارم بتوانیم در مسیر ایشان حرکت کنیم، جیرفت را به جهانیان بشناسانیم و این پروژه ارزشمند در مسیر درستی تداوم پیدا کند.»
جیرفت نقطهعطفی در میراث فرهنگی
«سید محمد بهشتی» که در زمان کشف تمدن جیرفت، رئیس سازمان میراثفرهنگی بود، از تجربیات مدیریتی که در آن مقطع از سر گذراند و دستاوردهایی که جیرفت برای میراث فرهنگی کشور بههمراه داشت، گفت: «جیرفت نهتنها از نظر علمی، بلکه از نظر مدیریتی نیز نقطهعطفی در تاریخ میراث فرهنگی ایران است.» او در سخنانش به ماجرای کشف جیرفت و اهمیت این منطقه در تاریخ باستانشناسی ایران اشاره کرد و گفت: «به ما خبر دادند که مردم به محل هجوم آوردهاند و مشغول جمعآوری این اشیا هستند. نکته جالب این بود که در نقاط دیگر ایران حفاریهای غیرمجاز سابقه دارد، اما این حفاریها عموماً شبانه و مخفیانه انجام میشوند. درحالیکه در کنارصندل، این حفاریها بهصورت علنی و در روز روشن انجام میشد! مردم مثل اینکه به پیکنیک آمده باشند، بساطشان را پهن و حفاری میکردند. ما به نیروی انتظامی فشار آوردیم که چرا جلوی این کار را نمیگیرد. متوجه شدیم در آن منطقه، افراد برای حفاری غیرمجاز مبلغی پرداخت میکردند و بهنوعی «مجوز» میگرفتند. بعد از بررسی ماجرا برخی از مسئولان شهر با این استدلال توجیه میکردند که «در شهرهای ساحلی، مردم از دریا ماهی میگیرند، اما ما دریا نداریم، در عوض این اشیا هست و مردم روزیشان را از این گورها برمیدارند.» در آن زمان، خانم دکتر چوبک در منطقه دقیانوس مشغول حفاری بودند. از ایشان درخواست کردیم خودشان را به جیرفت برسانند و با حضور یک هیئت باستانشناسی، این وضعیت فجیع را کنترل کنند.» بهشتی در ادامه به اظهارات مسئولان نیروی انتظامی و بیان اینکه تجهیزات لازم برای مقابله با این حجم گسترده از حفاری غیرمجاز را ندارند، اشاره کرد و از حضورش در جلسه شورای امنیت ملی با حضور وزیر کشور و مسئولان نهادهای انتظامی گفت: «در آن جلسه، بعد از بحثهای فراوان، گفتم: در این کشور هر حوزهای متولی دارد؛ بهداشت با وزارت بهداشت، بازرگانی با وزارت اقتصاد. ما مسئولان میراث فرهنگی، متولی کارهایی هستیم که پدرانمان هزاران سال پیش انجام دادهاند. من از طرف اجدادمان از شما عذرخواهی میکنم که بدون در نظر گرفتن توان نیروی انتظامی، در تختجمشید، کنارصندل و شهر سوخته تمدن ایجاد کردهاند و در مناطق وسیعی از ایران آثار تاریخی و تمدنی به جا گذاشتهاند.» بهگفته بهشتی، این جلسه و بیان حقایقی ازایندست، منجر به دو دستاورد شد: اول، احیای یگان حفاظت میراثفرهنگی؛ زیرا بعد از انقلاب، یگان حفاظت میراثفرهنگی تقریباً معطل مانده بود و با بازنشستگی نیروها، کوچکتر شده بود. دوم، تدوین آییننامه حفاظت؛ آییننامهای که میتوانست به تشکیل کمیتهای به ریاست بالاترین مقام سازمان میراثفرهنگی بهشکل زیرمجموعه شورای امنیت ملی منجر شود. براساس این آییننامه مصوبات این کمیته، اگر ظرف دو هفته از سوی دبیرخانه شورای امنیت کشور رد نشود، لازمالاجرا خواهد بود و نیروهای انتظامی و امنیتی ملزم به اجرای آن هستند. بهشتی در مورد این دو دستاورد گفت: «احیای یگان حفاظت و تدوین آییننامه الزامآور برای نهادهای امنیتی، آرزوهایی بودند که محقق شدند. اما متأسفانه، پس از ادغام سازمانها، این آییننامه معطل ماند و بسیاری از مدیران حتی از وجود آن بیاطلاع هستند. اگر کسی بخواهد مدیریت میراث فرهنگی را بهدرستی انجام دهد، میداند این آییننامه چه ابزار قدرتمندی است؛ اما هنوز از آن استفاده نشده، مثل شمشیری است در نیام، که از آن استفاده نمیشود.»
او به رویکرد پیشین هیئتهای باستانشناسی در برخورد با جامعه محلی اشاره و تأکید کرد این رویکرد در جیرفت تا حد زیادی تغییر کرد: «تجربه نشان داد اگر فعالیتهای باستانشناسی در تعامل با جامعه محلی انجام شود، توفیق بیشتری حاصل میشود. ما در گذشته، از مدل «دور شوید، کور شوید» استفاده میکردیم؛ یعنی مردم محلی کنار گذاشته میشدند. در جیرفت این ذهنیت تغییر کرد. مردمی که حفاری غیرمجاز را «روزی خود» میدانستند، به حامیان میراث تبدیل شدند. مجسمه آثار سنگصابونی در میدانها نصب شد، میدانی بهنام دکتر مجیدزاده نامگذاری شد و بسیاری از اشیای کشفشده را مردم خود به میراثفرهنگی تحویل دادند. در این مسیر، نقش دادستان جیرفت، آقای خداداد سالاری، بسیار پررنگ و مثالزدنی بود. همراهی او، که در سطح کشور کمتر مشابهی داشت، در مهار وضعیت نابسامان نقش بزرگی ایفا کرد.» سید محمد بهشتی به تلاشهای تیم دکتر مجیدزاده در سطح بینالمللی برای استرداد آثار غارتشده به ایران نیز یاد کرد و گفت: «هیئتی بینالمللی به سرپرستی دکتر مجیدزاده تشکیل شد که آغازگر همکاریهای علمی با دانشگاهها و مراکز پژوهشی جهان بود. این همکاریها باعث شد فروش آثار جیرفت در حراجیهای بینالمللی متوقف شود. حتی در فرودگاه لندن، ۱۸ اثر از جیرفت توقیف شد. جان کرتیس، مدیر بنیاد میراث ایران، با صراحت اعلام کرد این اشیا متعلق به ایران است. درحالیکه کشور بریتانیا، چون عضو کنوانسیون ۱۹۷۲ نیست، الزام قانونی برای بازگرداندن نداشت، اما این اشیا را بازگرداند. اینها، ثمره سرمایه اجتماعی و علمیای بود که دکتر مجیدزاده و تیمش در سطح بینالمللی ایجاد کرده بودند.» او همچنین به زحمات دکتر «حمیده چوبک» باستانشناس پیشکسوت اشاره کرد و گفت: «خانم چوبک بهصورت اضطراری فعالیت در دقیانوس تعطیل و در آن بحبوحه و بلبشو در جیرفت حضور پیدا کردند و بهنوعی انگار جیرفت را در اورژانس پانسمان کردند و ازاینجهت کار بسیار ارزنده و مهمی را انجام دادند.»
تداوم تخریبها در کنارصندل
«قادر شیروانی»، مدیر پایگاه میراث ملی جیرفت، خود را به شب جیرفت رسانده بود تا از وضعیت امروز آن بگوید؛ از تخریب محوطههایی که پیشازاین کاوش شدهاند، اما ۱۷ سال به حال خود رها شدند، از اینکه جیرفت هنوز حریم مصوب ندارد و اینکه لودرها تا میانه محوطه باستانی رسیده بودند تا شهر جدید جیرفت را بسازند. شیروانی گفت: «متأسفانه باید بگویم که پیشازاین، هیچ محوطهای در جیرفت ضوابط حفاظتی و عرصه و حریم مصوب نداشت. درست از روز اولی که به بازدید دقیانوس رفتم، لودرها، گریدرها و بولدوزرهای راهوشهرسازی در وسط محوطه شهر قدیم مستقر بودند. شورایعالی شهرسازی مصوب کرده بود شهر نوین جیرفت در میان شهر قدیم آن ساخته شود. با تلاشهایی که صورت گرفت، نهتنها مانع تسطیح شدیم بلکه عرصه و حریم آن نیز تعیین و ضوابط آن مصوب و ابلاغ شد.» او به تلاشهای ارزنده دکتر مجیدزاده در معرفی جیرفت به جهانیان اشاره کرد و از بیمهریهایی که او دید، گفت و به مسائل کنارصندل پرداخت: «امروز کنارصندل دیگر یک محوطه ناشناخته نیست. کنارصندل مسائل حقوقی دارد و باورپذیر نیست که این محوطه تاکنون عرصه و ضوابط مشخص نداشته است. سال گذشته عرصه پیشنهادی مورد تأیید پژوهشکده باستانشناسی قرار گرفت، اما همچنان منتظر تصمیم وزارتخانه هستیم. گمانههای کاوششده در فصلهای پیش در جیرفت در حال تخریب و ریزش هستند. اگر نمیتوانیم کار حفاظتی انجام دهیم و بودجه لازم را نداریم، بهتر است کاوشها را متوقف کنیم.» او همچنین پیشنهاد حضور باستانشناسان و پژوهشگرانی که در حوزه بینالنهرین فعالیت کردهاند را مطرح کرد.
جیرفت باید جزو اولویتهای پژوهشی کشور باشد
«جلیل گلشن»، باستانشناس پیشکسوت که در زمان کشف تمدن جیرفت و حفاریهای صورتگرفته در آن ریاست پژوهشگاه میراثفرهنگی را بهعهده داشت، درباره تجربهای که در جریان اتفاقات مربوط به جیرفت داشت، گفت: «زمانی که تصمیم گرفته شد کاوشهای باستانشناسی در جیرفت آغاز شود، من با چند باستانشناس مطرح صحبت کردم و از آنها خواستم برای انجام این مأموریت به آن منطقه بروند. اما پاسخ آنها این بود که منطقه امن نیست. این نگرانی کاملاً درست بود. محوطههای باستانی -بهویژه آنها که آثار ارزشمندی در آنها یافت شده- بهلحاظ امنیتی چالشبرانگیزند. در جیرفت هم اشیای فراوانی کشف شده بود و فراهم کردن شرایط امن برای فعالیت علمی و باستانشناسی دشوار بود. باستانشناسان میخواستند ابتدا امنیت منطقه تأمین شود. اما وقتی از خانم دکتر چوبک خواستم مسئولیت را بپذیرند، ایشان قبول کردند و در دل محوطهای پر از قاچاقچی مستقر شدند و شرایطی نسبتاً امن برای ادامه کار فراهم آوردند. سال بعد نیز دکتر مجیدزاده به منطقه رفتند و کار را ادامه دادند.» او درباره آگاهیبخشی عمومی برای تسهیل حفاظت از میراث فرهنگی گفت: «یکی از مهمترین اصول حفاظت از میراث فرهنگی، آگاهسازی مردم و مسئولان درباره ارزش این گنجینههاست. اگر این آگاهی ایجاد شود، مردم خودشان به حافظان آثار فرهنگی بدل میشوند. در جیرفت دکتر مجیدزاده جلساتی برای مردم برگزار و آثار را معرفی میکردند و کسانی که پیش از حضور سازمان میراثفرهنگی در آن منطقه به قاچاق آثار اشتغال داشتند، وقتی با ارزش واقعی این اشیا آشنا شدند، آثار باقیمانده را از خانههایشان آوردند و تحویل دادند. آگاهیرسانی اگر بهدرستی و گستردگی انجام شود، میتواند حتی مسئولان قضائی و اجرایی را نیز با خود همراه کند. در جیرفت آقای سالاری، دادستان وقت، با هماهنگی نهادهای قضائی، اقدامی درخور انجام داد و ساخت موزه جیرفت را به همت زندانیان این شهر ممکن کرد..» او به تلاشهای دکتر مجیدزاده اشاره کرد و اینکه مطالعات در جیرفت باید جزو اولویتهای پژوهشی کشور باشد: «متأسفانه، حفاریهایی که دکتر مجیدزاده در جیرفت انجام میدادند، در سال ۱۳۸۶ متوقف شد؛ درحالیکه با توجه به معرفی آن منطقه بهعنوان یک تمدن، طبیعی بود که باید از اولویتهای پژوهشی کشور تلقی میشد و هرساله کار در آن ادامه پیدا میکرد. خوشبختانه در دو سال اخیر، این روند از سر گرفته شده است و امیدوارم این تلاش تداوم پیدا کند.»
جیرفت به روایت نشریات
«محمدرضا میری»، ناشر تخصصی حوزه میراث فرهنگی، از نقشی که انتشارات مربوط به کشفیات جیرفت در معرفی تمدن و فرهنگ این منطقه داشت، سخن گفت: «دکتر مجیدزاده، در سال ۱۹۷۶ در مونیخ گفته بود باید در کرمان بهدنبال تمدن «ارته» بگردید. وقتی کاوشها در جیرفت شروع شد، یک سال بعد قرار شد دکتر مجیدزاده به جیرفت بروند. من همراه ایشان بودم. وقتی در انبارهای باستانی عنبرآباد و کرمان آثار کشفشده را دیدیم، دکتر مجیدزاده بسیار منقلب شد و گفت: «این همان است که گفتم؛ این آثار متعلق به ارته است.» او در ادامه از حضورش بهعنوان یک ناشر در کنار تیم باستانشناسی گفت و اشاره کرد: «اولین چالشی که با آن روبهرو شدیم، این بود که این آثار تا پیش از آغاز رسمی کاوشها، بهمدت یک سال توسط دلالان خریدوفروش میشد و ارزشگذاری مشخصی در روستاها برای آنها وجود داشت. مثلاً برای قیمتگذاری میگفتند: «این ظرف یک کیسه آرد میارزد»، یا «این یکی بهاندازه قیمت یک ماشین است». اما مسئله مهمتر این بود که هیچ فرد یا نهادی در سطح بینالمللی بهطور رسمی اعلام نکرده بود این اشیا متعلق به ایراناند. در همان زمان، آثاری در عمان و افغانستان نیز پیدا شده بود و این احتمال میرفت که تمدن جیرفت را به سواحل خلیجفارس یا کشورهای دیگر نسبت دهند. دغدغه اصلی ما این شد که این آثار را بهعنوان میراث ایران معرفی کنیم. نخستین کاری که انجام دادیم، عکاسی از آثار و تهیه کتابی سهزبانه (فارسی، انگلیسی و فرانسوی) بود. هدف از انتشار این کتاب، اعلام تعلق این آثار به ایران بود. حدود یک ماه بهصورت شبانهروزی روی آمادهسازی این کتاب کار کردیم تا بتوانیم آن را چاپ و منتشر کنیم. خوشبختانه این کتاب، سنگبنای معرفی فرهنگ و تمدن جیرفت شد؛ کتابی که در بزنگاههای مهم به کمک ما آمد و نقش حیاتی ایفا کرد. کتاب با همکاری وزارت ارشاد و سازمان میراثفرهنگی منتشر شد.» او میگوید انتشار کتاب با استقبال بسیار زیادی در محافل علمی و باستانشناسی جهان مواجه شد تا جایی که بالغبر یکهزار و ۵۰۰ نسخه از آن در مدت کمی در سطح بینالملل به فروش رسید: «پسازآن، مجلات تخصصی بینالمللی در مورد جیرفت نوشتند. از مجله اسمیتسونیان گرفته تا نشریات تخصصی چینی و ایتالیایی، همگی به موضوع جیرفت پرداختند و در معرفی این تمدن نقش داشتند. پژوهشگران، دانشگاهها و مراکز علمی از سراسر دنیا به جیرفت علاقهمند شدند و بعضی به این منطقه آمدند.»
وقفه ۱۷سالهای که اتفاق افتاد، وضعیت جیرفت را بدتر از قبل کرد
«سیدمنصور سیدسجادی»، سرپرست کنونی کاوشهای باستانشناسی کنارصندل جیرفت، کسی که سالها سرپرست کاوشهای علمی در شهر سوخته زابل بود، حالا راه مجیدزاده را در کنارصندل ادامه میدهد. سیدسجادی در ابتدای سخنانش به توقف ۱۷ساله کاوشها در کنارصندل اشاره کرد و گفت: «مهندس بهشتی در زمان مدیریتشان، قبل از اینکه از سازمان میراثفرهنگی بروند، دستور ادامه حفاریهای جیرفت را صادر کردند. بااینحال، اهمالی صورت گرفت و این دستور اجرایی نشد و نتیجه این بود که وقفه ۱۷سالهای که اتفاق افتاد، وضعیت جیرفت را بدتر از قبل کرد. تا سال ۱۴۰۲ که توانستیم دوباره کارها را آغاز کنیم. رفتن من به جیرفت تنها بهمنظور روشن کردن شمع کارهای پژوهشی در آنجا بود. امیدوارم پژوهشگاه در آینده نزدیک چند باستانشناس جوان را معرفی کند که بتوانند برای کار در جیرفت برنامهریزی بلندمدت انجام دهند. من تنها در این سه یا چهار فصل در خدمت شما هستم.» سیدسجادی به نخستین تجربه حضورش در جیرفت اشاره میکند و میگوید نخستین مطالعات باستانشناسی را در سال ۶۳ در این منطقه انجام داده و به نتایجی هم رسیده بود: «در سالهایی که حفاریها دچار وقفه شد، عبور ماشینهای سنگین از تراکتور گرفته تا کاترپیلار، همهچیز را از بین برد. متأسفانه، زمانی که ما کاوشها را شروع کردیم، دیدیم هرگونه عملیات باستانشناسی قبل از انجام اقدامات لازم، اشتباه است؛ زیرا این محوطهها آنقدر آسیب دیده بودند و ۱۶-۱۷ سال اهمال در ادامه کار، خرابیهای بسیاری به بار آورده بود. این آسیبها علاوهبر حفریات قاچاق که خود جای بحث دارد، باعث شده بود بسیاری از آثاری که در حفاریها بهدست آمده بود، از بین برود. ما ابتدا سعی کردیم بعضی از این بخشها را بازسازی کنیم؛ زیرا دامنه خرابیها بسیار گسترده بود. بعد به ساماندهی اشیای فرهنگی پرداختیم که حتی در سرویسهای بهداشتی پایگاه نگهداری میشدند. مواد فرهنگی در سرویسهای بهداشتی پایگاه تلنبار شده بودند. از طرفی متأسفانه تخریبها بیشتر شده و ساختوساز در اطراف این تپه، این محوطه را بلعیده است. ما در حال حاضر شروع کردیم به تعمیر و بازسازی بخشهایی که قبلاً حفاری شده بود و در فاصله ۱۷ساله بین دو فصل حفاری، در کنارصندل تخریب شده بود. هدفمان این بود که بررسی کنیم چه داشتههایی داریم و چه برنامهای باید برای حفظ آنها داشته باشیم.» او به محل کشف کتیبه معروف جیرفت اشاره کرد، سندی که اثبات میکرد حرفهای مجیدزاده در مورد اینکه تمدن ارته در جیرفت قرار دارد، درست است: «دکتر مجیدزاده به من گفتند یکی از اولین کارهایی که باید انجام دهم، ادامه کار در کارگاهی است که کتیبهها پیدا شده است. این کتیبهها در داخل منزل شخصی کشف شدند که در دل یک نخلستان قرار داشت. وقتی ما قصد شروع بررسی و کاوش داشتیم صاحب منزل مؤدبانه عذر ما را خواست و تمام کوششهای ما برای قانع کردن او به خرید نخل و جابهجایی آن نتیجه نداد. بنابراین، این محدوده را مسکوت گذاشتیم. محوطه دیگری که دکتر مجیدزاده حدود ۲۰۰ عدد مهر متعلق به پیشازمیلاد کشف کردند،محوطه بسیار مهمی بود. اما مشکل این بود که بهدلیل عبور اتومبیلها و کامیونها از روی این محوطه، فشارهای مستمر باعث تخریب لایههای زیرین و خشتها شده بود و آنچه در آنجا دیده بودیم، از بین رفته بود. آثار کوچکی که مربوط به مراودات اقتصادی منطقه بودند، مانند بالشتکهای خشتی، آنقدر آسیب دیدهاند که هیچ امکان برداشتی از آنها وجود ندارد.» سیدسجادی به تخریبهای صورتگرفته در آثار و همچنین رمزگشایی برخی نقوش روی آثار پرداخت و اینکه در این مدت که پژوهشها از سر گرفته شده، تألیفاتی در این زمینه داشته است؛ نتایج کاوشهای جیرفت در قالب کتاب و مقاله منتشر میشود و ادامه خواهد داشت.
برچسب ها:
آثار تاریخی، باستانشناسی، پژوهشگاه میراث، حفاری غیرمجاز، حفاظت از میراث فرهنگی، شهر سوخته، کنارصندل، محوطه باستانی، موزه ملی ایران، میراث فرهنگی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی:
تعیین تکلیف حقوقی بناهای تاریخی، از اولویتهای وزارت میراثفرهنگی
گامی در راستای حفاظت از میراثفرهنگی؛
اخذ سند مالکیت تکبرگی برای برج تاریخی چهل دختران سمنان
افتتاح بزرگترین باغ موزه گیاهان دارویی کشور در البرز
۲۷ اثر میراثفرهنگی ناملموس ایران در فهرست آثار جهانی ثبت است
«عیسی امیدوار»، بازمانده تیم دونفره «برادران امیدوار» در سفر به دور دنیا در بیمارستان بستری شد
همه متفاوت؛ همه خویشاونـــد
حال ناخوش کسبوکارهای گردشگری اصفهان؛
حمایتهای وعده دادهشده به کجا رسید؟
محل قلعه تاریخی نهاوند شناسایی شد
سرنوشت نامعلوم فرشهای دستباف مسجد نصیرالملک شیراز پس از جایگزینی با فرشهای ماشینی
بیش از ۵۰ موزه در فهرست آسیبهای جنگ اخیر
معرفی ۱۱۳ طرح صنایعدستی لالجین به بانکها برای دریافت تسهیلات
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
گنجیابی در سایه جنگ
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید