تکمیل سد «بخش‌آباد» بر «فراه‌رود» سرعت گرفته اما هیچ مذاکره‌ای با افغانستان برای اصلاح طرح‌های عمرانی آبی صورت نگرفته است

معامله بر سر آب





معامله بر سر آب

۲۶ شهریور ۱۴۰۳، ۹:۳۲

به‌رغم ادعای مسئولان طی سه سال گذشته، به‌ویژه ادعای «حسن کاظمی قمی» دستیار ویژۀ رئیس‌جمهوری در امور افغانستان و رئیس سابق سازمان حفاظت محیط‌زیست کشور، نه فقط بند‌ «کمال‌خان» اصلاح نشد، بلکه ساخت سدهای «بخش‌آباد و خاشرود» هم سرعت گرفت. حالا طالبان در آستانۀ تکمیل بند بخش‌آباد و بهره‌برداری از آن بر رودخانۀ فراه‌رود است و ایران در انتظار خشکی همیشگی تالاب هامون و افزایش توفان‌های گردوغبار. ایران هیچ معاهده‌ای بر «فراه‌رود» ندارد و مسئلۀ حقابۀ آن، پیچیده‌تر از هیرمند است. این سد با ظرفیت مخزن حدود ۱ میلیارد و ۳۶۰ میلیون مترمکعب، قادر به جمع‌آوری تمام آوردۀ سالانۀ آب رودخانۀ فراه است. کارشناسان بخش دیپلماسی، طی سال‌های اخیر بارها هشدار داده‌اند که در معامله بر آب با افغانستان، تاکنون فقط طرفِ همسایه امتیاز گرفته است و دست از سود معامله خالی مانده است.

با تکمیل سد «بخش‌آباد» افغانستان، سیستان با افزایش توفان‌های گردوغبار مواجه می‌شود

ارمغانِ همسایه

 مسدودشدن مسیر ورود آب به «هامون صابوری» که در کریدور بادی منطقۀ سیستان است و خشک‌شدن این تالاب، بحران هوا در سیستان را تشدید می‌کند

بعد از قطع ورود آب رودخانۀ هیرمند به ایران، تنها امید و منبع آب‌رسانی به هامون، رودخانۀ فراه با آورد حدود ۱ میلیارد و ۲۰۰ میلیون مترمکعب در سال است. اما افغانستان در حال تکمیل سدی به نام «بخش‌آباد» بر روی این رودخانه است که بنا به اعلام مقامات امارت اسلامی، روند تکمیل آن نیز تسریع شده است. این سد با ظرفیت مخزن حدود ۱ میلیارد و ۳۶۰ میلیون مترمکعب، قادر به جمع‌آوری تمام آوردۀ سالانۀ آب رودخانۀ فراه است. به نظر می‌رسد قطع آب فراه، به‌معنی مرگ کامل و دائمی تالاب بین‌المللی هامون خواهد بود و نخستین معضلی که در سیستان تشدید می‌شود، مسئلۀ افزایش گردوغبار باشد.

«مدت‌هاست که دلسوزان منطقه، تریبون‌ها و رسانه‌های مختلف منطقه، هشدار می‌دهند که سد بخش‌آباد که در حال ساخت بر رودخانۀ فراه افغانستان است، اگر تکمیل شود و به مرحلۀ نهایی برسد، یک اقدام مخرب و خطرناک است؛ ساخت این سد در مسیر رودخانۀ مشترک، خلاف قانون و خلاف عرف در بهره‌برداری از آب‌های مشترک مرزی است.»

 

این جمله صحبت‌های «مجتبی اشرفیان» امام‌جمعۀ نیمروز، یک هفته پیش در خطبه‌های نماز جمعه است: «با تکمیل سد بخش‌آباد، فاتحۀ مسائل محیط‌زیستی و حقابۀ تالاب بین‌المللی هامون خوانده خواهد شد. این اقدام آخرین و بزرگ‌ترین اقدام افغانستان برای جلوگیری از ورود حتی یک قطره آب به ایران است که این سد با ظرفیت بیش از یک میلیارد مترمکعب آب، حتی جلوی سیلاب‌ها و «دشتمال‌های» طبیعی و غیرقابل‌کنترل را که حداقل امید مردم بود را هم خواهد گرفت و در عمل، سد بخش‌آباد با هدف خالی‌شدن مرز سیستان از سکنه ایجاد شده است. این شدت ریزگردها و شن‌های روانی که امروز مردم را خفه کرده، به شدیدترین وجهی خواهد بود که سکونت و زندگی در منطقه را در عمل غیرممکن و محال می‌کند و این اقدام افغانستان، یک جنگ خطرناک با هدف معامله بر سر موضوع آب است. آیا باید منتظر بمانیم افغانستان هر بلایی سر ملت ما بیاورد و بعد به صرف اظهار تأسف و نگرانی اکتفا کنیم؟ دولتمردان، نمایندگان و دستگاه دیپلماسی سکوت نکنند؛ یک اقدام قاطعی انجام شود. نهادهای بین‌المللی باید به صورت جدی وارد شوند. این خلاف معاهده و توافق‌نامه بین دو کشور است. این کار ظلم غیرقابل‌جبران به مردم امروز و تضییع حقوق فرزندان ماست. باید دولت جدید قدرت دیپلماسی خودش را نشان دهد. وزیر امور خارجه در رأس برنامه‌هایش، پیگیری و فعال‌کردن دیپلماسی آب باشد و از همۀ ظرفیت‌های کشور برای حل موضوع حقابۀ سیستان استفاده کند.»

 

 حیات، به قیمت مرگ همسایه

درحالی‌که طی سال‌های گذشته، گفت‌وگو با طرف افغانستانی به توقف یا اصلاح طرح‌های عمرانی گستردۀ آبی از سوی حاکمان تازه‌ازراه‌رسیدۀ افغانستان نشد و حتی خبری از تخصیص حقابۀ ایران نیز به گوش نرسید، طالبان به اجرای طرح‌هایش سرعت داد. تیرماه امسال بود که سرپرست وزارت آب و انرژی و دیگر مقامات محلی و مرکزی، از بند بخش‌آباد ولایت فراه بازدید کرده و تأکید بر سرعت کار ساخت این بند کردند.

خبرگزاری «وطن۲۴» به نقل از «عبدالطیف منصور» سرپرست وزارت آب و انرژی، نوشت: «در ساخت سد بخش‌آباد پیشرفت چشمگیری حاصل شده و باید تلاش شود تا بخش دوم آن در زودترین فرصت به پایان برسد. تمام تسهیلات و شرایط ساخت این بند از سوی حکومت مهیا شده است.»

همچنین این خبرگزاری افغانستان به نقل از «حیات‌الله مهاجر» معین وزارت اطلاعات و فرهنگ و معاون والی هرات، در بازدید از این بند نوشت: «این پروژۀ حیاتی می‌تواند بخش وسیعی از زمین‌های زراعت فراه را آبیاری کند و تغییر اساسی در بخش کشاورزی کشور به وجود آورد. همچنین از این طریق، برای ده‌ها تن زمینۀ کار فراهم خواهد شد.»

 

پیش‌تر نیز معاونت اقتصادی نخست‌وزیر حکومت سرپرست افغانستان، از تأیید پروژه‌های مختلف خبر داده و اعلام کرده بود: «تکمیل بخش‌های باقی‌ماندۀ بندهای بخش‌آباد و کمال‌خان نیز، بخشی از این پروژه‌ها می‌باشد.»

اردیبهشت امسال، معاونت اقتصادی نخست‌وزیر حکومت سرپرست افغانستان، با نشر بیانیه‌ای در شبکۀ «ایکس» اعلام کرده بود، این پروژه‌ها از سوی «ملاعبدالغنی برادر» معاون اقتصادی نخست‌وزیر حکومت سرپرست افغانستان، تأیید شده‌ است: «این پروژه‌ها شامل تکمیل کار ساختمانی باقی‌ماندۀ بیمارستان ۱۰۰ بستر ولایت غزنی، تکمیل کار باقی‌ماندۀ تونل‌های انحرافی بند بخش‌آباد، بازسازی تعدادی از جاده‌های داخلی شهر کابل، تکمیل کارهای باقی‌مانده از قطعۀ سوم بند کمال‌خان و تعدادی پروژۀ دیگر نیز شامل می‌شوند.»

 آبان سال گذشته، وقتی ملابرادر در سفری به ایران مدعی شده بود که تغییر اقلیم باعث خشکسالی در افغانستان و مهاجرت اجباری ساکنان برخی شهرهای مرزی این کشور شده است، بااین‌حال طالبان به حقابۀ ایران پایبند است.

 

بی‌بهره از آب

| جواد میردار هریجانی/ رئیس پژوهشکدۀ تالاب بین‌المللی هامون |

شاید بتوان امسال را یکی از پرباران‌ترین سال‌های سرزمین ایران و کشورهای همسایه دانست. در این راستا، میزان آب ورودی به ایران از رودخانه‌های مرزی نیز افزایش قابل‌توجهی را نشان داد. به‌رغم وضعیت خوب بارش‌ها در ایران و کشورهای همسایه، به‌خصوص کشور افغانستان، متأسفانه میزان آب ورودی به ایران از طریق رودخانۀ هیرمند، حتی به میزان نصف حقابۀ منطقۀ سیستان در معاهدۀ ۱۳۵۱ نرسید. قصۀ تکراری بند انحرافی «کمال‌خان» و انحراف آب رودخانۀ هیرمند به شوره‌زار «گودزره» توسط طالبان، همانند دوران زمامداری دولت قبلی افغانستان، داستان جدیدی نیست. «اشرف غنی» رئیس‌جمهور وقت افغانستان، پس از افتتاح بند کمال‌خان، در میان سوت و کف حضار، مسئلۀ آب در برابر نفت را مطرح و زمینه را برای هرگونه عهدشکنی رسمی و دولتی برای دولت‌های آیندۀ افغانستان آماده کرد؛ هرچند که قبل از او هم، افغان‌ها چندان تمایلی به پرداخت حقابۀ قانونی و مسلم مردم سیستان از رودخانۀ هیرمند نداشتند، اما چه در گذشته و چه در زمان حال، همواره دولتمردان این کشور با زیرکی و کیاست خاصی، خود را متعهد به قرارداد مابین کشورشان و ایران روی رودخانۀ هیرمند دانسته و همواره از ایرانیان به‌عنوان برادران خود یاد کرده‌اند؛ برادرانی که تا حد امکان و توان خود، سعی بر بستن آب بر آن‌ها داشته و در صورت ناتوانی در مهار آب در سیلاب‌های احتمالی، به ناچار روغن ریخته را نذر امامزاده کرده و نام حقابه بر آن می‌نهادند.

این روند تکراری در چهار سال اخیر، بعد از افتتاح بند انحرافی کمال‌خان توسط اشرف غنی مشاهده شده و پس از او نیز توسط دولت امارت اسلامی دیده می‌شود: ورود آب هیرمند به پشت بند کمال‌خان و هدایت بخش اعظم این آب به شوره‌زار گودزره و جلوگیری از جریان تاریخی و طبیعی آن در رودخانۀ هیرمند و حرکت به سمت ایران؛ این روند بارها و بارها مورد اعتراض ایران قرار گرفته و چه در نامه‌های اعتراضی و چه در مذاکرات دو طرف توسط مسئولان ایرانی، ناخرسندی ایران از این اقدام خلاف معاهده ابراز شده است، اما متأسفانه آنچه در این چند سال به چشم می‌خورد، بی‌بهره‌بودن تالاب‌های بین‌المللی هامون از آب است؛ آبی که بخش اعظم آن می‌بایست از طریق رودخانۀ هیرمند تأمین می‌شد. در کنار رودخانۀ هیرمند به‌عنوان شریان اصلی و شاهرگ حیاتی تالاب هامون، رودخانه‌های دیگری چون فراه‌رود، خاش‌رود، خسپاس‌رود و رودخانۀ هاروت نیز وظیفۀ سیراب‌کردن تالاب هامون را به عهده دارند.

 پس از رودخانۀ هیرمند، رودخانۀ فراه به‌عنوان دومین تأمین‌کنندۀ اصلی آب تالاب بین‌المللی هامون بوده و با میزان متوسط آورد آبی حدود ۱ میلیارد و ۲۰۰ میلیون مترمکعب، نقش بسیار پررنگی در سیراب‌کردن هامون صابوری داراست. رودخانۀ فراه از کوه‌های غور و کوهساران تاجیک (سلسله سیاه‌کوه) سرچشمه می‌گیرد؛ این رود طولی حدود ۵۶۰ کیلومتر دارد و ضمن عبور از استان غور در غرب افغانستان، پس از سیراب‌کردن اراضی کشاورزی منطقۀ بالابلوک، در ایالت فراه به مسیر خود تا تالاب هامون صابوری ادامه می‌دهد. حوضۀ آبگیر این رودخانه را حدود ۳۰ هزار کیلومتر مربع اعلام کرده‌اند و دبی آن در مواقع سیلابی، تا ۱۲۰۰ مترمکعب در ثانیه می‌رسد. این درحالی‌ست که دبی این رودخانه در تابستان، به حدود ۱۰ تا ۱۵ مترمکعب در ثانیه تقلیل می‌یابد. طی سال‌های اخیر، حتی پس از تکمیل بند کمال‌خان و عدم ورود آب رودخانۀ هیرمند به تالاب هامون، همواره بخش‌هایی از این تالاب بین‌المللی توسط سیلاب‌های رودخانۀ فراه آبگیری شده و بدین شکل تا حدود زیادی از برخاست گردوغبار از بستر خشکیدۀ هامون جلوگیری می‌کرد. عبور یکی از کریدورهای اصلی بادهای سیستان از بستر هامون صابوری، سبب شده است که عدم آبگیری این بخش از تالاب در سال‌های کم‌آبی، همانند سال ۱۴۰۲ که آبی از رودخانۀ فراه به هامون نرسید، شرایط زندگی در سیستان را به‌شدت سخت و نامناسب کند. بدین سبب رودخانۀ فراه تا حدود زیادی تأمین‌کنندۀ هوای مناسب برای مردم سیستان و البته بخش‌های زیادی از کشور افغانستان و حتی پاکستان بوده و جریان و ورود این رود به تالاب هامون را می‌توان فراهم‌کنندۀ شرایط مناسب زیستی ساکنین دو سوی مرز قلمداد کرد.

 

در سال‌های اخیر، کشور افغانستان در راستای کنترل آب‌های مرزی خود و جلوگیری از ورود این آب به کشورهای همسایه، اقدام به ساخت سدهای متعددی کرده است. در این راستا، کار ساخت سد بخش‌آباد در ولایت فراه، که قبل از به‌قدرت‌رسیدن طالبان آغاز شد و به‌علت وخامت اوضاع امنیتی به حالت تعلیق درآمده بود، از سر گرفته شد. سد بخش‌آباد با ظرفیت مخزن ۱ میلیارد و ۳۶۰ میلیون مترمکعب، توانایی مهار کامل آب رودخانۀ فراه را دارد. همچنین این سد دارای ۸۱ متر ارتفاع و ۴۰۰ متر طول تاج بوده و قدرت تولید ۲۷ مگاوات برق را دارد که تمام نیاز به انرژی الکتریکی ولایت فراه را تأمین می‌کند. این سد با هدف آبیاری ۱۳۸ هزار و ۶۰۴ هکتار از اراضی ولایت فراه احداث خواهد شد. از طرف دیگر، ظرفیت خروجی‌های تخلیۀ این سد که دارای ۶ دروازه به عرض ۱۲ متر می‌باشد، حدود ۴ هزار و ۷۰۰ مترمکعب بر ثانیه است که بیشتر برای مواقع سیلابی این رودخانه طراحی شده است.

این سد دارای دو کانال آبیاری خواهد بود که شامل کانال‌های شمالی و جنوبی است؛ کانال شمالی با طول حدود ۴۰ کیلومتر، توانایی انتقال ۹۳ مترمکعب بر ثانیه آب را دارد؛ این کانال در قسمت شمالی رودخانۀ فراه، برای آبیاری ۸۲ هزار و ۳۱۴ هکتار از اراضی کشاورزی شهرستان‌های خاک‌سفید و پشت‌رود، در ولایت فراه در حال احداث است. این درحالی‌ست که کانال جنوبی، آب را در سمت جنوب فراه‌رود منتقل خواهد کرد؛ طول این کانال ۴۵.۵ کیلومتر بوده و توانایی انتقال حدود ۲۶ مترمکعب بر ثانیه آب را دارد؛ این کانال نیز برای آبیاری ۲۲ هزار و ۲۱۴ هکتار از اراضی کشاورزی شهرستان های بالابلوک و مرکز، احداث خواهد شد.

 

با عنایت به علاقۀ شدید ساکنین ولایت فراه و نیز حاکمان دولت امارت اسلامی افغانستان به تکمیل هرچه سریع‌تر این سد برای توسعۀ کشاورزی و باغداری در این ولایت توسط مردم و نیز استفاده از ابزار آب برای فشار دیپلماتیک بر ایران در مذاکرات فی‌مابین، به نظر می‌رسد که تسریع در احداث سد بخش‌آباد در دستور کار طالبان قرار دارد. بدین ترتیب در آینده‌ای نه‌چندان‌دور و پس از کامل‌شدن سازه‌های اصلی و جانبی سد بخش‌آباد و آبگیری این سد، علاوه‌بر خشک‌شدن کامل هامون صابوری و به‌تبع آن خشکی کامل تالاب بین‌المللی هامون، باید شاهد وخیم‌ترشدن شرایط زیست در منطقۀ سیستان و البته بخش‌های زیادی از افغانستان و پاکستان باشیم.

با این شرایط، از یک سو بند کمال‌خان و سرریز انحرافی آن برای کنترل و انحراف آب رودخانۀ هیرمند و از سویی دیگر سد بخش‌آباد و مهار کامل آب فراه‌رود، شرایط را به‌سوی خشکی دائمی و کامل تالاب بین‌المللی هامون خواهند برد و متأسفانه در آینده‌ای نه‌چندان‌دور، مردم سیستان باید وداع غم‌انگیزی با این تالاب تاریخی و بی‌همتا در دشت سیستان کرده و از ذخیره‌گاه زیست‌کرۀ هامون، فقط نامی بر نقشه‌های روی دیوارها باقی خواهد ماند.

خدا کند در آن روزهای سخت، در حسرت غفلت، بی‌تدبیری و بی‌عملی امروز نباشیم.

 

پایانِ سیستان

| فرشید عابدی/ روزنامه‌نگار و فعال آب |

رویکرد هیدروپلیتیک افغانستان در حوضه‌های آبریز مشترک ایران و افغانستان (هیرمند و هریرود) در مواجهه با رویکرد منفعلانۀ دیپلماسی آب ایران، امنیت آبی ایران را به مخاطره انداخته و به‌تدریج عرصه را تنگ‌تر می‌کند. پس از بند کمال‌خان روی هیرمند و سد پاشدان روی هریرود، احداث سد بخش‌آباد بر روی فراه‌رود، شرایطی را پدید خواهد آورد که بازگشت به وضعیت اسفناک کنونی سیستان را آرزو کنیم.

فراه‌رود به طول ۵۶۰ کیلومتر، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین سرشاخه‌های حوضۀ آبریز هیرمند، نقش مهمی در حیات تالاب هامون صابوری دارد. این رودخانه از ولایت غور افغانستان سرچشمه می‌گیرد و پس از گذر از ولایت فراه، به تالاب­‌ هامون صابوری مشترک میان ایران و افغانستان می‌ریزد.

سد بخش‌آباد در ولسوالی بالابلوک ولایت فراه واقع شده و  ۸۱ متر ارتفاع دارد. تولید حدود ۲۷ تا ۳۲ مگاوات برق، یکی از اهداف این پروژه است.

 

سد بخش‌آباد با ظرفیت حدود ۱.۳ میلیارد مترمکعب آب، معادل ۲۶ برابر ظرفیت سد کمال‌خان طراحی شده است. برای سد بخش‌آباد سرریز تخلیۀ سیلاب به ظرفیت ۴ هزار و ۷۰۰ مترمکعب بر ثانیه در نظر گرفته شده است. این دریچه شش دریچه با عرض ۱۲ متر دارد که در شرایط سیلاب، آب را هدایت می‌کند. این رودخانه در طول سال، سیلاب‌هایی با حجم افزون بر ۵۰۰ میلیون مترمکعب را وارد تالاب هامون صابوری بخش ایران می‌کند. سد بخش‌آباد در صورت تکمیل، تقریباً ۷۵ درصد پیک آورد سالانۀ فراه‌رود در زمان ترسالی را به‌طور کامل مهار می‌کند؛ بنابراین در سال‌های نرمال آبی یا خشکسالی، هیچ آبی وارد تالاب هامون صابوری بخش ایران نخواهد شد.  پس از آبگیری بخش افغانستان تالاب هامون صابوری، آب به وسیلۀ باد حدود ۲۰۰ هزار هکتار از اراضی تالاب و دشت سیستان را مرطوب‌سازی می‌کند که تأثیر زیادی بر مرطوب‌سازی کانون‌های بحرانی تالاب، افزایش پوشش گیاهی و کاهش گردوغبار دارد. در صورت عدم آبگیری این تالاب، اراضی مذکور به محل برداشت گردوغبار تبدیل خواهد شد و از آنجایی که جهت باد از سمت تالاب هامون صابوری بخش افغانستان به‌سمت مناطق مسکونی سیستان است، غبار شور را از بالادست به‌سمت مناطق مسکونی به حرکت درمی‌آورد و زیست در مناطق مسکونی را به‌شدت تحت‌تأثیر قرار می‌دهد و موجب ازبین‌رفتن اراضی کشاورزی و فجایع محیط‌زیستی دیگر خواهد شد.

 

هدف اصلی ساخت سد بخش‌آباد، در راستای مدل توسعۀ مبتنی‌بر کشاورزی، زراعت و باغداری اعلام شده است. با ساخت این سد قرار است حدود ۱۸۰ هزار هکتار زمین نیز تحت آبیاری قرار گیرد؛ تا جایی که قرار است زراعت در ولایت فراه‌، تا سه برابر افزایش یابد. به‌طور کلی تا پیش از این نیز (پس از سال ۲۰۰۱)، عمدتاً روند توسعۀ سطح زیرکشت در استان فراه‌رود افزایشی بوده و عمدۀ محصولات زیرکشت در این شهرستان، گندم و خشخاش است.

برای انتقال آب از سد بخش‌آباد به مزارع پایین‌دست، دو کانال آبیاری به نام‌های کانال شمالی به طول ۴۲ کیلومتر و حجم آب انتقالی آن ۲۵.۹۲ مترمکعب بر ثانیه و کانال جنوبی به طول ۴۶ کیلومتر و حجم آب انتقالی ۲۵.۲۰ مترمکعب بر ثانیه، در شهریورماه سال ۱۳۹۶ احداث شد.

از آنجایی که در معاهدۀ دلتا، حقابه‌ای برای فراه‌رود در نظر گرفته نشده و این مسئله خلاف اصول بین‌الملل است، بنابراین دستگاه دیپلماسی در حوزۀ سیاسی و در حوزۀ گردوغبار، باید از ظرفیت قطعنامۀ ۱۳/۴۸، ۸ اکتبر ۲۰۲۱ شورای حقوق بشر سازمان ملل و قطعنامۀ ۲۶ جولای سال ۲۰۲۲ مجمع عمومی سازمان ملل مبنی‌بر قرارگیری حقوق محیط‌زیستی در دستۀ حقوق بشر و همچنین محیط‌زیست پاک، سالم و پایدار را به‌عنوان یک حق بشری به رسمیت شناخته و از کشورهای عضو سازمان ملل متحد خواسته تا برای اعمال این حق، با یکدیگر همکاری کنند، بهره ببرد.

سدسازی‌های افغانستان بر روی حوضه‌های آبریز مشترک، غالباً با سرمایه‌گذاری کشورهای ثالث انجام شده و این امر پس از روی‌کارآمدن گروه طالبان نیز تداوم داشته است. اکنون ترکیه، قطر و امارات، در سازه‌های آبی افغانستان سرمایه‌گذاری می‌کنند و بخشی کمک‌های مالی آمریکا و کمک‌های حقوق بشری سازمان ملل نیز به کارگاه‌های احداث سدها سوق داده می‌شود. مادامی که بر اساس مصوبۀ مجمع عمومی سازمان ملل، حقوق محیط‌زیستی در دستۀ حقوق بشر قرار گرفته، بنابراین آثار محیط‌زیستی سدسازی‌های افغانستان، مصداق نقض حقوق بشر است و می‌توان از ظرفیت قطعنامه‌های مذکور، برای جلوگیری از سرمایه‌گذاری‌های کشورهای ثالث بهره برد.

 

افغانستان کشوری محصور در خشکی است و از میان ۶ کشور همسایه، با ۵ کشور مناقشۀ آبی دارد. سدسازی بر روی حوضه‌های آبریز هیرمند و هریرود، احداث کانال قوش‌تپه بر روی حوضۀ آبریز آمودریا و تلاش برای احداث سد بر روی رودخانۀ کابل با اهداف اقتصادی و مهندسی اجتماعی، امنیت آبی، غذایی و محیط‌زیستی کشورهای پیرامون افغانستان به‌جز چین را به مخاطره انداخته است؛ بنابراین باید تشکیل اجماع بین‌المللی علیه رویکرد هیدروپلیتیک افغانستان را در اولویت قرار داد.

از آنجایی که مضاعف‌شدن گردوغبار از منشأ تالاب هامون صابوری بخش افغانستان با احداث سد بخش‌آباد، امر بدیهی است و باتوجه‌به مسیر کریدور باد، گردوغبار تالاب هامون درحال‌حاضر به‌جز منطقۀ سیستان، بخش‌های زیادی از جغرافیای افغانستان و پاکستان را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد؛ بنابراین به نظر می‌رسد در وهلۀ نخست، از ظرفیت دیپلماسی عمومی، مردم افغانستان را دربارۀ پیامدهای محیط‌زیستی آگاه کرد و در حوزۀ دیپلماسی گردوغبار، حاکمان پاکستان را همراه کرد. برای تحقق این امر، بایستی سازمان حفاظت محیط‌زیست، پژوهشی برای بررسی آثار و پیامدهای سد بخش‌آباد، بند کمال‌خان، سدسازی روی خاش‌رود و رود خسپاس انجام دهد تا به‌عنوان یک مرجع علمی برای جلب‌توجه نهادهای بین‌المللی و حقوق بشری، به آن رجوع کرد. تداوم سدسازی‌های افغانستان و عدم تغییر فاز در حوزۀ دیپلماسی آب ایران، چه در زمان احداث بند کمال‌خان، سد پاشدان و حتی سد بخش‌آباد که پیشرفت فیزیکی بالایی دارد و شاید چندی بعد به بهره‌برداری برسد، نشان می‌دهد که وزارت نیرو به‌عنوان متولی رودخانه‌های مرزی، کمیسار آب هیرمند و مسئول مذاکرات حقوقی حقابه در حوزۀ پژوهش، تعیین استراتژی کشور بالادست و تصمیم‌سازی برای بهره‌گیری از فاز سیاسی و حتی امنیتی در حوزۀ دیپلماسی آب، بسیار منفعل و ناموفق بوده است.

باید بررسی کرد که علت عدم توفیق ایران در حوزۀ دیپلماسی آب، تعارض منافع است یا ضعف کار کارشناسی؟ علی‌ای‌حال ساختار نحیف دیپلماسی آب (دفتر رودخانه‌های مرزی وزارت نیرو)، توان مواجهه با جنگ آبی منطقه‌ای را ندارد. وزارت امور خارجه، سازمان حفاظت محیط‌زیست، مرکز بررسی‌های استراتژیک نهاد ریاست‌جمهوری و شورای‌عالی امنیت ملی، باید در این زمینه تدبیری بیندیشند.

 

بخش‌آباد یا افزار جنگ

| حسین سرگزی/عضو هیئت اندیشه‌ورز آب بنیاد نخبگان سیستان‌وبلوچستان |

بحران کم‌آبی، از جمله مخاطرات ساکنان زمین در ورود به هزارۀ سوم است. نام‌گذاری ۲۲ مارس (اولین جمعۀ فروردین امسال) به‌عنوان «روز جهانی آب»، تلاشی برای اهمیت عبور کم‌خسارت از این بحران است. سازمان ملل برای حل و گذر از این بحران، ۲۲ مارس را روز جهانی آب نامید و هرسال عنوانی را برای این روز انتخاب می‌کند.

«آب برای صلح»، شعار امسال این روز بود تا درک اهمیت آب را فراتر از مایۀ حیات، به‌عنوان عاملی برای بسط آرامش و هم‌زیستی مسالمت‌آمیز یادآور شود.

تهدیدات آبی داخلی و مرزی کشور ما کم نیست؛ خشکسالی، توسعۀ ممنوعیت برداشت آب از دشت‌ها و منابع آبی زیرزمینی، خشکی چشمه‌ها، رودخانه‌ها و تالاب‌ها، افزایش گردوغبار و تنگی معیشت و سلامت ساکنان مناطق بیابانی، همگی زنگ‌خطری برای چاره‌جویی عاقلانه در تولید، توزیع و مصرف آب از جمله بازاندیشی مصرف آب در حوزۀ خانگی، صنعت و کشاورزی کشور، با نظرداشت به این بحران است.

 

در رودخانه‌های مرزی، بحران نزدیک‌تر و نقطۀ تفاهم برای مدیریت علمی و آینده‌نگر، سخت‌تر است. منطقۀ سیستان در مرز شرقی کشور، اکنون حدود سه دهه است که با مسئلۀ خشکسالی و بحران فاجعه‌بار گردوغبار مواجه است و تأثیرات خسارت‌بار آن، با تغییرات عظیم محیط‌زیستی و مهاجرت‌های گستردۀ اقلیمی، بازتاب یافته است. حکومت افغانستان بعد از بستن بند کمال‌خان و انحراف آب به شوره‌زار گودزره، اینک سودای مهار همۀ آب‌هایی را دارد که به تالاب‌های بین‌المللی هامون می‌رسیدند. تالاب‌هایی که بادهای محلی منطقه با گذر از آن، هوایی فرح‌بخش را تقدیم مناطق پایین‌دست می‌کرد، اینک خاستگاه گردوغباری شده‌اند که ایران، افغانستان، پاکستان و حتی کشورهای جنوبی‌تر را نیز تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. عمدۀ مناطق برداشت ریزگرد رسوبات حاصل از رودخانۀ فراه، در شمال هامون است که معمولاً ورود سالانۀ مقداری رطوبت، باعث تخفیف بحرانی تمام‌عیار شده بود؛ اما اینک ساخت سد بخش‌آباد با ظرفیتی برای مهار کامل آوردهای این رودخانه و توسعۀ چال‌آب‌های پایین‌دست آن، اقدامی خطرناک برای محیط‌زیست متأثر از این ناحیه به‌ویژه خود افغانستان است. محرومیت دشت‌ها و مراتع واقع در حوضۀ آبریز این رودخانه، وضعیت خشکسالی هیدرولوژیک وخیمی را به وجود خواهد آورد که شعاع بحران را بسیار فراتر از محدودۀ فعلی، افزایش خواهد داد.

 

درست است که طرح‌های توسعۀ آبی در هر کشوری، پروژه‌هایی کلان با اهداف بلندمدتند و افغانستان کشوری است که بیشترین کمک‌های فنی و اعتباری را در بخش آب از سوی قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای دریافت کرده، اما تجارب شکست‌خورده و خسارت‌آفرین این طرح‌ها که معمولاً بدون توجه به تغییر اقلیمی و اولویت‌های محیط‌زیستی نوظهور به انجام می‌رسند، بازنگری در نحوۀ اجرا را ضروری ساخته است. حکومت افغانستان به‌عنوان همسایه‌ای که خود از اثرات گردوغبار متأثر می‌شود، باید بداند که آب نبایستی به‌عنوان جنگ‌افزار حل اختلافات و امتیازگیری احتمالی به کار برده شود؛ چه ایران با پذیرایی از میلیون‌ها مهاجر، حسن‌نیت خود برای زیستن توأم با صلح و مدارا و آرزومند ثبات و توسعۀ افغانستان به اثبات رسانده است. مداخله در تشدید گردوغبار به‌عنوان عامل افزایش ریسک زیست‌مندان، اگرچه خسارات جبران‌ناپذیری را متوجه ایران می‌کند، چنان‌که گزارشات آمار بسیار زیاد بیماران متأثر از این پدیده را نشان می‌دهد، اما خاصیت خودتشدیدی فرسایش بادی ناشی از عدم ورود آب به هامون، شاید دیگر مهار این بحران را در آینده غیرقابل‌امکان کرده، خسارات اقتصادی و زیستی پیش‌بینی ناپذیری را موجب شود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

یه بابایی

عموماً مرز باریکی بین امید به بهبود در آینده و حماقت وجود داره، اما در خصوص این مسأله بنظر میرسه مسئولین امر آنچنان پیشروی کردند که به وادی های جدیدی از سرزمین حماقت رسیدند که تابحال کشف نشده بود...
و سوال اصلی اینه که با توجه به مصائب امروز در این مناطق و دیگر حوزه های مرزی آبی، حقیقتاً باید عهدنامه های پاریس، آخال، ترکمان چای و... رو‌ ننگین بنامیم؟
ای کاش فتحعلیشاه و محمد شاه و باقی دودمان قاجار تمام این مناطق رو هم علاوه بر ممالک محروسه به دولتهای همسایه و بیگانه واگذار می‌کردند، تا شاید امروز حق حیات از مردم و گونه‌های جانوری و پوشش‌های گیاهی آنها سلب نمیشد.

حسین زاده

چی شد؟ تا دیروز پریروز در گوش ما می گفتید و با دادار دودور راهنمایی مان میکردید که افغانستان همه اش یکسره سرزمین کوفت و زهرمار و بیابان مفت است و سق سیاه هم نمی ارزد که! و اصلا آنجا جهنم مخوفی است که حتی نگاه به سمت آن کشور نماز ما را باطل می کند! مردمش هم همه شان از دم جوجه تیغی اند و از سوسمار کومودور هم خطرناک ترند! حالا چطور شد در آن کشور، آب آنهم آب خوب پیدا می شود و ایران ما هم باید برود در بهره برداری از آن آب سهیم شود؟ آقا، بالاخره یکی بیاید تکلیف ما را روشن کند. به کدام ساز شما برقصیم؟ به نظر شما آیا همین افغانستان فرصت خوبی برای ما نبود که اجنبی از آن ینگه دنیا آمد ما را احمق ناشی گیر آورد و با همین حرفها فریفت و از جهالت ما سوئ استفاده کرد و آن سرزمین را یکسره به نفع خود مصادره کرد؟ آیا هیچ احتمال برای این خبط و حماقت ما وجود ندارد؟ آیا هیچ فکر کردید که اینجا ما را بازی دادند و فرصتها را از چنگ ما بیرون کشیدند؟

پاسخ دادن به یه بابایی لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

برنج گـــــــران می‌شـــــود؟

گزارش «پیام ما» از وضعیت بازار برنج در گفت‌وگو با سفیر ایران در فائو و منابع آگاه

برنج گـــــــران می‌شـــــود؟

ژاپن چگونه به تالاب‌های ایران کمک می‌کند؟

گفت‌وگوی اختصاصی «پیام ما» با سفیر ژاپن در تهران

ژاپن چگونه به تالاب‌های ایران کمک می‌کند؟

یزد از خط قرمز گرما عبور کرد؛ سهم ۳۰ درصدی تجهیزات سرمایشی و هشدار ایمنی

مدیریت مصرف انرژی و ایمنی در فصل گرما

یزد از خط قرمز گرما عبور کرد؛ سهم ۳۰ درصدی تجهیزات سرمایشی و هشدار ایمنی

مرکز جهانی بر احیای زمین، آب و تاب‌آوری اقلیمی با مشارکت یونسکو

مرکز جهانی بر احیای زمین، آب و تاب‌آوری اقلیمی با مشارکت یونسکو

بایدها و نبایدهای احیای دریاچه ارومیه؛ مدیریت رهاسازی سدها و کاهش کشت محصولات پرآب‌بر

بحران دریاچه ارومیه

بایدها و نبایدهای احیای دریاچه ارومیه؛ مدیریت رهاسازی سدها و کاهش کشت محصولات پرآب‌بر

۱۰ استان درگیر بحران کم‌آبی؛ تهران و مشهد در وضعیت هشدار

 با وجود میانگین بارش نرمال در کشور؛

۱۰ استان درگیر بحران کم‌آبی؛ تهران و مشهد در وضعیت هشدار

از دریاچه تا بیابان؛ اقدامات منطقه‌ای برای مقابله با فروپاشی دریای آرال

گزارش بحران زیست‌محیطی در آسیای مرکزی

از دریاچه تا بیابان؛ اقدامات منطقه‌ای برای مقابله با فروپاشی دریای آرال

باران‌های اخیر تالاب‌های عراق را پس از سال‌ها خشکسالی احیا کرد

بازگشت حیات به تالاب‌های بین‌النهرین

باران‌های اخیر تالاب‌های عراق را پس از سال‌ها خشکسالی احیا کرد

هشدار سازمان محیط زیست درباره پیامدهای زیست‌محیطی تنش‌ها در خلیج فارس

محیط زیست و دیپلماسی

هشدار سازمان محیط زیست درباره پیامدهای زیست‌محیطی تنش‌ها در خلیج فارس

جنگ، لرزه بر پیکره صنایع غذایی انداخت

جنگ، لرزه بر پیکره صنایع غذایی انداخت