نگاهی بر کتاب «ردِّ پای دست‌ها»

روایتی از زیست‌یک نهاد فرهنگی در دل محله





روایتی از زیست‌یک نهاد فرهنگی در دل محله

۲۷ خرداد ۱۴۰۵، ۱۷:۱۵

کتاب «ردِّ پای دست‌ها» روایت‌شناسی است از تولد، زیست و تداوم یک نهاد فرهنگیِ مردمی: خانه کتابدار کودک و نوجوان و ترویج خواندن. این کتاب نه یک گزارش اداری یا مرورِ آماری از عملکرد یک سازمان، بلکه روایتی است از تلاقیِ خاطره، ایده، عشق به کتاب و عاملیتِ جمعی در دل یک محله‌ی قدیمی تهران. مؤلف با کنار هم چیدنِ گفت‌وگوها، اسناد، نامه‌ها، فرم‌ها، عکس‌ها و روایت‌های زیسته، تصویری چندلایه از بیست سال تلاشِ بی‌وقفه‌ی یک نهادِ غیردولتی به دست می‌دهد که توانسته در شرایط متغیرِ اجتماعی، هویتی پایدار برای خود بسازد.

به گزارش پیام ما، این کتاب به قلم ندا موحدی‌پور از سوی نشر اگر به چاپ رسیده است. کتاب با فهرستی از فصل‌ها آغاز می‌شود که هر کدام، گوشه‌ای از این پازلِ بیست‌ساله را روشن می‌کند. فصل اول با «تابلویی تازه در محله»، زمینه‌ی تاریخی و جغرافیایی شکل‌گیری خانه را شرح می‌دهد. روایت از خانه‌ی پدری در کوچه‌ی دهستانی شروع می‌شود، جایی که بعدها قرار است تابلوی چوبیِ خانه کتابدار نصب شود. فصل دوم به جرقه‌های اولیه و هم‌افزاییِ شورای کتاب کودک و خانواده‌ی پیشداد-موحدی‌پور می‌پردازد. فصل سوم و چهارم به ترتیب به هسته‌ی اصلیِ کار، یعنی «ترویج خواندن» و «کتابداری» اختصاص دارد. فصل پنجم، با عنوان «خانواده»، تأملی است بر مفهوم خانواده به‌مثابه‌ی واسطه‌ی گذار از سنت به حرفه‌ای‌گرایی. و فصل ششم، با اتاق «یکی بود، یکی نبود»، روایت‌هایی از اعضا، کتابداران، مادران و کودکانی است که این خانه را ساخته‌اند.

زبان کتاب، در عین دقتِ تاریخی، لحنی صمیمی و روایی دارد. مؤلف با تکیه بر اسناد و خاطرات، فضایی خلق کرده که خواننده را به درون کوچه‌های منیریه، به پله‌های آن ساختمان آجری و به میانِ قصه‌ها و گفت‌وگوها می‌برد. استفاده از نقل‌قول‌های مستقیم از بازیگران اصلی (نوش‌آفرین انصاری، ثریا قزل‌ایاغ، ملیحه پیشداد و دیگران) به کتاب حسِ شفاهی و زنده می‌دهد و از یک روایتِ تک‌صدایی پرهیز می‌کند.

کتاب «ردِّ پای دست‌ها» در لایه‌های خود، به چند موضوع اساسی می‌پردازد.

۱. نسبتِ کتابخانه و کتابدار با جامعه: کتاب نشان می‌دهد که کتابخانه‌ی عمومی صرفاً محل امانت کتاب نیست، بلکه فضایی برای گفت‌وگو، هم‌آموزی، توانمندسازی و بازتعریفِ رابطه‌ی فرد با متن و با دیگران است. نام‌گذاریِ نهاد با تأکید بر «کتابدار» و «ترویج»، از همان ابتدا نشان از نگاهی دارد که کتاب را بدون کتابدار، بی‌جان و کتابخانه را بدون ارتباطِ پویا با مخاطب، ناقص می‌داند.

 

۲. ترویج خواندن به‌مثابه‌ی یک فرایند ریزوماتیک: کتاب با اشاره به طرح‌هایی مانند «سبد خواندن با خانواده»، «حلقه‌های مطالعاتی» و کارگاه‌های متنوع (از هنر و نمایش تا نجوم و محیط زیست) نشان می‌دهد که ترویج خواندن در خانه کتابدار نه یک روش خطی و از پیش تعیین‌شده، بلکه شبکه‌ای از ارتباطاتِ غیرمنتظره است. خواندن در این نگاه، با بازی، نقاشی، پرسش‌گری، قصه‌گویی و زیستِ روزمره گره می‌خورد و لذتِ کشف را جایگزینِ تکلیفِ آموزشی می‌کند.

 

۳. عاملیتِ جمعی و استمرار در شرایط دشوار: یکی از نقاط قوت کتاب، روایت‌گری از چالش‌های نهادیِ یک سازمانِ مردم‌نهاد در ایران است. از نبود بودجه و وابستگی به کمک‌های مردمی و سهام‌دارانِ «نقش در تاریخ رشد» گرفته تا تغییر رویکردهای کتابخانه، فاصله‌ی دانشگاه و جامعه، حذف کتابدار از مدارس و بحران‌های اجتماعی (مانند کرونا). کتاب بدون بزرگ‌نمایی یا حذفِ مشکلات، تصویری واقع‌بینانه از یک «تجربه‌ی زیسته» ارائه می‌دهد.

 

۴. خانواده به‌مثابه‌ی واسطه‌ی تحول: فصل پنجم کتاب، شاید جسورانه‌ترین بخش آن باشد. مؤلف از خانواده‌ای می‌گوید که با پشت کردن به تعریف‌های سنتی، نهادی عمومی را به‌وجود آورده و خود نیز در این مسیر، دچارِ تغییر و گسستِ رابطه‌های وابسته‌ی پیشین شده است. خانواده در این روایت، نه مالکِ یک کسب‌وکار، بلکه مسئولِ یک ایده‌ی جمعی است و این مسئولیت، خود به خود، «خانواده» را به چیزی در حالِ تبدّل تبدیل می‌کند.

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *