دارهایی که بر دار شدند

به مناسبت روز ملی فرش





به مناسبت روز ملی فرش

۱۹ خرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۳۲

| پیام ما| وقتی ایران در سال ۱۳۸۹ پیشنهاد کرد روزی در تقویم جهانی به صنایع‌دستی اختصاص یابد و شورای جهانی صنایع‌دستی با این پیشنهاد موافقت کرد، این تصمیم بیش از آنکه نشانه‌ای از اعتمادبه‌نفس باشد، می‌توانست تعبیری از نگرانی باشد. نگرانی از اینکه چیزی در حال ازدست‌رفتن است و باید یادش را زنده نگه داشت. فرش دستباف ایران، یکی از قدیمی‌ترین و ریشه‌دارترین صنایع فرهنگی این سرزمین، اکنون در چنین وضعیتی ایستاده است.
صادرات فرش دستباف ایران در اوج خود به بیش از دو میلیارد دلار می‌رسید و حتی پس از افت‌های بعدی، تا سال ۱۳۷۴ هیچ‌گاه از پانصد میلیون دلار کمتر نشد. اما در سال ۱۴۰۳، مجموع صادرات فرش دستباف و گبه به ۴۱.۷ میلیون دلار رسیده است. آمار هفت‌ماهه ۱۴۰۴ نیز نشان می‌دهد این رقم به ۲۳.۵میلیون دلار افت کرده. روندی که نه‌تنها متوقف نشده که بار دیگر در مسیر افول است. در مقایسه با اوج تاریخی، این کاهش بیش از نود درصد است.

اما این فقط یک بحران تجاری نیست. رئیس مرکز ملی فرش ایران هشدار داده که بیش از هشتاد درصد تولید فرش دستباف کشور بر دوش زنان است و تحریم فرش تنها تحریم یک کالا نیست، بلکه تحریم فرهنگ، خانواده و اشتغال بیش از دو میلیون نفر است. فعالان این حوزه از موانع داخلی به‌عنوان «تحریم داخلی» یاد می‌کنند و نقش سیاست‌گذاری نادرست در شدت بخشیدن به اثر تحریم‌های خارجی را مهم می‌دانند.

نگرانی جدی دیگر، کنار رفتن نسل جوان از صنعت فرش دستباف است. رشته‌ای که نسل‌ها با آن بزرگ شده‌اند، دیگر برای جوانان روستایی جذابیتی ندارد؛ چون صرفه ندارد، آینده‌ای معلوم ندارد، و بازاری مطمئن ندارد. مهاجرت از روستا به شهر تسریع می‌شود، دار قالی‌ها خاموش می‌مانند و دانشی که در هیچ کتابی ثبت نشده، با پیرشدن دستان بافندگان، به فراموشی می‌رود.

ایران از نظرداشتن بیشترین شهرها و روستاهای دارای ثبت جهانی در حوزه صنایع‌دستی، مقام نخست جهان را دارد. رتبه‌ای که افتخارآمیز است، اما اگر با حمایت واقعی همراه نشود، تنها نشانه‌ای است بر سنگ قبر یک تمدن بافنده.

روز ملی فرش، اگر تنها مناسبتی برای گزارش‌های تشریفاتی و نمایشگاه‌های موقت باشد، ارزشی ندارد. این روز فرصتی است برای پرسیدن سؤال‌های سخت: چرا بازار دو میلیارددلاری از دست رفت؟ چرا بافنده‌ای که عمرش را پای دار گذاشته، بیمه ندارد؟ و مهم‌تر از همه: آیا هنوز دیر نشده؟

فرش ایرانی هنوز هم در موزه‌های جهان می‌درخشد، هنوز هم در بازارهای آلمان و امارات و ژاپن خریدار دارد، هنوز هم نقشه‌هایش داستان می‌گویند. اما داستان‌هایی که تنها در موزه‌ها نقل شوند، داستان‌های مرده‌اند. فرش ایرانی به حمایت زنده نیاز دارد؛ نه کف‌زدن در مناسبت‌ها.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

صنایع‌دستی ایران و انباشت هزینه فرصت‌های ازدست‌رفته

صنایع‌دستی ایران و انباشت هزینه فرصت‌های ازدست‌رفته

میراثی بی‌پارادایم؛ صنایع‌دستی میان هنر و صنعت

«پیام ما» چهار دهه سیاست‌گذاری در صنایع‌دستی ایران را بررسی می‌کند

میراثی بی‌پارادایم؛ صنایع‌دستی میان هنر و صنعت

سفیران کاغذی فرهنگ

«نوید پویش»، مجموعه‌دار از تاریخ و کارکرد تمبرها در جهان می‌گوید

سفیران کاغذی فرهنگ

یتیم‌خانه هنـــــــــــر

خوانشی انتقادی بر منطق «توزیع اجباری» در موزه‌های ایران

یتیم‌خانه هنـــــــــــر

«کیتی میچل»، «اکوفمینیسم» و سیاستِ بقا

وقتی تئاتر به مفهوم حیات پیوند می‌خورد

«کیتی میچل»، «اکوفمینیسم» و سیاستِ بقا

محبوب و منفــورِ بریتانیا

به بهانه نودمین سال‌مرگ «شیخ خزعل»

محبوب و منفــورِ بریتانیا

ما هم روایـــــــت‌ خود را داریم

درباره اهمیت روایتگری در گفت‌وگو با «مهدی سلیمانیه»، «مهسا اسداله‌نژاد» و «علی‌اصغر سیدآبادی»

ما هم روایـــــــت‌ خود را داریم

شاهنامه در میان نت‌ها و ماشین‌ها

آیین رونمایی و نشست خبری «آفرینش» برگزار شد

شاهنامه در میان نت‌ها و ماشین‌ها

مردی که سعی کرد خرس باشد

معرفی مستند «مرد گریزلی»

مردی که سعی کرد خرس باشد

فراخوان شانزدهمین دوره «جوایز ایسفا» منتشر شد؛ مهلت ثبت‌نام تا ۳۱ تیر ۱۴۰۵

فرهنگ و هنر / سینمای کوتاه

فراخوان شانزدهمین دوره «جوایز ایسفا» منتشر شد؛ مهلت ثبت‌نام تا ۳۱ تیر ۱۴۰۵