گفت‌وگو با «محسن طوسی»، مدیرکل حفظ، احیا و مرمت بناها، بافت‌ها و محوطه‌های تاریخی

نگرانی از مرمت نمایشی





نگرانی از مرمت نمایشی

۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۳:۳۹

پس از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، آسیب به بناهای تاریخی کشور بارها تیتر رسانه‌ها بوده است، اما این آثار همچنان در وضعیتی قرار دارند که از بحران خارج نشده‌اند. در روزهایی که آتش‌بسی شکننده برقرار است و سایه احتمال درگیری دوباره همچنان وجود دارد، میراث‌فرهنگی با یک تصمیم دشوار روبه‌روست: مرمت فوری یا حفاظت و تثبیت وضعیت موجود. تصمیمی که درباره آن اجماع وجود ندارد؛ گروهی از کارشناسان بر سرعت در بازسازی تأکید دارند و گروهی دیگر هشدار می‌دهند شتاب در مداخله می‌تواند به حذف داده‌های تاریخی و آسیب به اصالت بناها منجر شود.

«محسن طوسی»، مدیرکل حفظ، احیا و مرمت بناها، بافت‌ها و محوطه‌های تاریخی در گفت‌وگو با «پیام ما» تأکید می‌کند مرمت آثار تاریخی جایی برای عجله و اقدامات نمایشی ندارد. به گفته او، هر مداخله باید آرام، دقیق و بر پایه ثبت کامل وضعیت موجود انجام شود؛ جایی که مستندسازی دقیق و تحلیل علمی، بخش جدایی‌ناپذیر کار است. او همچنین بر استفاده از ابزارهای نوین مانند سنسورهای پایش سازه‌ای تأکید می‌کند؛ ابزارهایی که امکان بررسی لحظه‌ای و دقیق رفتار بنا را بدون دخالت مستقیم فراهم می‌کنند.

هیجان اجتماعی و واقعیت حفاظت

مرمت آثار تاریخی که در پی بحران‌هایی مثل جنگ یا حوادث اجتماعی آسیب می‌بینند، از نگاه کارشناسان میراث‌فرهنگی فقط یک کار ساختمانی یا بازسازی ساده نیست؛ بیشتر شبیه یک مواجهه دقیق و علمی با تاریخ است. طوسی درباره ابعاد اجتماعی و روانی بحران‌ها در حوزه میراث‌فرهنگی می‌گوید: «در برخی شرایط بحرانی، روایت‌هایی شکل می‌گیرد که می‌تواند تحت‌تأثیر هیجانات اجتماعی یا حتی اهداف سیاسی، تصویری غیرواقعی از وضعیت حفاظت از آثار تاریخی ارائه دهد.» بااین‌حال، از نظر او، وظیفه اصلی کارشناسان میراث‌فرهنگی این است که حفاظت از آثار را از فضای هیجانی جدا کرده و بر مبنای واقعیت‌های علمی و میدانی پیش ببرند.
او بناهای را ساختارهایی چندلایه توصیف می‌کند که در طول زمان، لایه‌های مختلفی از دوره‌های تاریخی بر روی یکدیگر شکل‌گرفته‌اند. در چنین ساختاری، آسیب همیشه به معنای ازدست‌رفتن نیست؛ بلکه گاهی می‌تواند به آشکارشدن بخش‌هایی از تاریخ منجر شود که پیش از آن در زیر لایه‌های بعدی پنهان مانده بودند. به بیان او، در برخی موارد فروریختن اندودها یا بخش‌های فرسوده، امکان مشاهده عناصر معماری یا تزییناتی را فراهم می‌کند که شناخت دقیق‌تری از تاریخ بنا به دست می‌دهد.

طوسی در ادامه به تجربه زلزله بم اشاره می‌کند؛ رویدادی که اگرچه از نظر انسانی و اجتماعی فاجعه‌بار بود، اما از منظر مطالعات میراث‌فرهنگی، داده‌های ارزشمندی را در اختیار پژوهشگران قرار داد: «پس از وقوع زلزله و تخریب بخش‌هایی از دیوارها و پوشش‌های سطحی، ساختارهایی آشکار شد که پیش‌تر در زیر لایه‌های جدید پنهان مانده بودند. این اتفاق باعث شد بخش‌هایی از قلعه‌ها و دیوارهای تاریخی که برای سال‌ها ناشناخته بودند، مورد شناسایی و بررسی دقیق قرار گیرند.»

از نگاه او، این تجربه نشان می‌دهد که حوادث، در کنار خسارت‌های خود، می‌توانند ظرفیت‌های مهمی برای شناخت علمی گذشته ایجاد کنند، به‌شرط آنکه با رویکردی مستند و تخصصی به آن‌ها نگاه شود.
در بخش دیگری از این گفت‌وگو، طوسی توضیح می‌دهد که آثار تاریخی در برابر انفجار، رفتاری مشابه زلزله از خود نشان می‌دهند و همین موضوع می‌تواند نقاط ضعف پنهان سازه را آشکار کند. او با اشاره به نمونه‌هایی مانند کاخ چهل‌ستون، می‌گوید این آثار در حال حاضر تحت پایش مستمر قرار دارند. در این فرایند، استفاده از سنسورهای دقیق و همچنین شاخص‌های گچی برای رصد ترک‌ها، ابزاری علمی برای درک بهتر رفتار سازه محسوب می‌شود. به گفته او، حتی شکستن یک شاخص گچی نیز صرفاً یک اتفاق ساده نیست، بلکه پیامی فنی است که باید ابتدا تحلیل شود و سپس درباره مداخله تصمیم‌گیری گردد.
طوسی در ادامه به یکی از چالش‌های جدی این حوزه اشاره می‌کند: فشار برای مرمت سریع. او معتقد است اصرار بر انجام فوری پروژه‌ها، به‌ویژه در شرایطی که افکار عمومی یا فضای رسانه‌ای بر «افتتاح زودهنگام» تأکید دارد، می‌تواند به حذف مستندات علمی و اجرای اقدامات غیراصولی منجر شود. از نظر او، مرمت زمانی می‌تواند موفق باشد که ابتدا همه داده‌های لازم گردآوری و تحلیل شوند و تصمیم‌گیری‌ها بر اساس شناخت دقیق از وضعیت بنا صورت گیرد، نه بر اساس سرعت یا ملاحظات نمایشی.

حفاظت در بستر اصلی یا انتقال به موزه؟

در ادامه گفت‌وگو، درباره مناقشه بر سر حفاظت در بستر اصلی یا انتقال به موزه می‌پرسم؛ بحثی که همواره در میان کارشناسان میراث‌فرهنگی محل اختلاف‌نظر بوده است. طوسی در این باره به پیشنهادهایی اشاره می‌کند که بر اساس آن، برخی معتقدند تزیینات نفیس و آثار ارزشمند، مانند ارسی‌های ۴۰۰ساله، برای امنیت بیشتر باید به موزه‌ها منتقل شوند. اما او در پاسخ، به اصول و کنوانسیون‌های بین‌المللی میراث‌فرهنگی استناد می‌کند و می‌گوید: در نگاه علمی، اثر زمانی معنا و هویت کامل خود را دارد که در بستر اصلی‌اش باقی بماند. به همین دلیل، اولویت اصلی همیشه حفاظت در همان مکان و کالبد تاریخی اثر است؛ مگر در شرایطی استثنایی که خطر نابودی کامل وجود داشته باشد.

او در ادامه این نگاه را در برابر رویکردی قرار می‌دهد که آن را «نگاه موزه‌ای به میراث کالبدی» می‌نامد. به باور او، جداکردن اجزایی مثل نقاشی‌های دیواری یا پنجره‌ها از جای اصلی‌شان، در واقع بخشی از مفهوم اثر را از بین می‌برد؛ چیزی شبیه بریدن یک تکه از یک تابلوی هنری. از همین رو، او تأکید می‌کند که جابه‌جایی آثار، اگر صرفاً به دلیل نگرانی از سرقت یا آسیب باشد، یک راه‌حل اولیه و ساده‌انگارانه است. در مقابل، راه‌حل اصولی‌تر این است که شرایط محیطی به‌گونه‌ای اصلاح شود که اثر بتواند در جای خود باقی بماند و مفهوم تاریخی‌اش را حفظ کند.

طوسی در بخش دیگری از صحبت‌هایش به شرایط بحرانی مانند جنگ اشاره می‌کند؛ دوره‌ای که در آن ممکن است اولویت‌ها تغییر کند، اما اصول همچنان ثابت می‌مانند. او توضیح می‌دهد که در چنین شرایطی، در صورت وجود خطر جدی، انتقال موقت برخی آثار به انبارها یا فضاهای امن می‌تواند یک راهکار اضطراری باشد. بااین‌حال، تأکید می‌کند که تصمیم‌گیری در این زمینه باید بر اساس بررسی دقیق و مدل‌سازی شرایط انجام شود، نه بر پایه عجله یا فشار بیرونی.

او همچنین بر اهمیت «مرمت زنده» تأکید می‌کند و نمونه‌هایی مانند موزه «توپکاپی» در ترکیه را مثال می‌زند؛ جایی که فرایند مرمت در برابر دید بازدیدکنندگان انجام می‌شود. به باور او، چنین رویکردی باعث می‌شود مردم نه‌تنها نتیجه کار، بلکه خود فرایند احیای آثار تاریخی را نیز درک کنند و ارتباط عمیق‌تری با میراث‌فرهنگی برقرار کنند. این شفافیت همچنین می‌تواند از شکل‌گیری سوءبرداشت‌ها درباره کندی روند مرمت جلوگیری کند.
در ادامه، او به نکته‌ای کمتر دیده‌شده اشاره می‌کند: اینکه گاهی آسیب‌های ناشی از جنگ یا حوادث، لایه‌های پنهان‌تری از فرسودگی و تخریب را آشکار می‌کند که پیش‌تر قابل‌مشاهده نبوده‌اند. به گفته او، در جریان بررسی این آسیب‌ها ممکن است نشانه‌هایی از مشکلات قدیمی‌تر مانند فعالیت موریانه، پوسیدگی‌های عمیق چوب یا حتی ضعف‌های سازه‌ای ناشی از نشت آب در گذشته نمایان شود؛ مسائلی که سال‌ها زیر لایه‌های جدید پنهان مانده بودند. از این منظر، هر آسیب تازه می‌تواند فرصتی برای شناخت دقیق‌تر وضعیت واقعی بنا و برنامه‌ریزی علمی‌تر برای مرمت آن باشد.

مسابقه افتتاح

مدیرکل حفظ، احیا و مرمت بناها، بافت‌ها و محوطه‌های تاریخی به یکی از مهم‌ترین چالش‌های مرمت آثار تاریخی اشاره می‌کند؛ چیزی که آن را «مسابقه افتتاح» می‌نامد. به گفته او، بزرگ‌ترین تهدید برای مرمت علمی، فشارهای زمانی و اداری برای تمام‌شدن سریع پروژه‌هاست؛ فشاری که در نهایت کیفیت کار را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد و گاهی اصالت اثر را قربانی می‌کند.

او برای توضیح این موضوع به یک مثال آشنا در هنرهای سنتی اشاره می‌کند؛ خاتم‌کاری. در ساخت خاتم اصیل، هر قطعه باید مرحله‌ای طولانی و دقیق را طی کند، تا جایی که حتی برخی مواد اولیه ماه‌ها در شرایط خاص باقی می‌مانند تا رنگ و کیفیت لازم را پیدا کنند. اما وقتی زمان محدود می‌شود، این روند جای خود را به روش‌های سریع‌تر و صنعتی می‌دهد؛ موادی که شاید در ظاهر مشابه باشند، اما از نظر دوام و اصالت قابل‌مقایسه با نمونه‌های سنتی نیستند.

طوسی معتقد است همین اتفاق در مرمت بناهای تاریخی هم تکرار می‌شود. وقتی زمان بر پروژه‌ها فشار می‌آورد، استفاده از مصالح ارزان‌تر یا روش‌های سریع‌تر جایگزین کار دقیق و استادکاری می‌شود؛ درحالی‌که نتیجه نهایی شاید در کوتاه‌مدت قابل‌قبول به نظر برسد، اما در بلندمدت کیفیت و ماندگاری اثر را کاهش می‌دهد.

او در ادامه تأکید می‌کند که مدیران نباید وارد «مسابقه سرعت» شوند. از نگاه او، مرمت یک فرایند علمی و زمان‌بر است و هرگونه اصرار بر افتتاح زودهنگام، نتیجه‌ای جز آسیب به کیفیت و اصالت بنا ندارد. به باور او، به‌جای این‌که پرسیده شود «پروژه چه زمانی تمام می‌شود؟»، باید این سؤال مطرح شود که «کیفیت چگونه تضمین شده است؟» و «چه کسی و با چه مصالحی این کار را انجام می‌دهد؟»

طوسی همچنین به یک چالش ساختاری در این حوزه اشاره می‌کند؛ فشار تقویم مالی. به گفته او، نظام بودجه‌بندی به‌گونه‌ای است که دستگاه‌ها را ملزم می‌کند اعتبارات خود را در بازه‌های زمانی مشخص مصرف کنند، موضوعی که عملاً به پروژه‌ها فشار زمانی وارد می‌کند. او این محدودیت را یکی از موانع جدی در مسیر مرمت اصولی می‌داند و از تلاش‌هایی برای اصلاح این روند و ایجاد انعطاف زمانی برای پروژه‌های میراث‌فرهنگی خبر می‌دهد؛ به‌گونه‌ای که کیفیت کار قربانی محدودیت‌های اداری نشود.

در کنار این مسائل، او نقش رسانه‌ها را نیز مهم می‌داند. به باور طوسی، رسانه می‌تواند به جامعه توضیح دهد که توقف‌ها یا فاصله‌های زمانی در پروژه‌های مرمتی به معنای توقف کار نیست، بلکه بخشی از فرایند بررسی، پایش و آزمایش‌های تخصصی است. او تأکید می‌کند که این وقفه‌ها در واقع فرصتی برای شناخت دقیق‌تر وضعیت بنا و تصمیم‌گیری درست‌تر هستند، نه نشانه کندی یا بی‌عملی.

طوسی در ادامه با مقایسه دو شیوه اجرای پروژه‌ها، یعنی روش پیمانی و روش امانی، به تفاوت‌های بنیادین آن‌ها اشاره می‌کند. در روش پیمانی، کار بر اساس زمان و هزینه محدود تعریف می‌شود و پیمانکار معمولاً برای کنترل هزینه‌ها به سمت مصالح ارزان‌تر و روش‌های سریع‌تر می‌رود. اما در روش امانی، خود نهاد متولی پروژه را مدیریت می‌کند و با استفاده از مصالح مناسب و استادکاران متخصص، کیفیت در اولویت قرار می‌گیرد؛ حتی اگر زمان اجرای کار طولانی‌تر شود.

او با اشاره به نمونه‌هایی مانند آینه‌کاری‌های تاریخی و مرمت سازه‌های چوبی، توضیح می‌دهد که تفاوت در نوع مصالح و شیوه اجرا، مستقیماً بر ماندگاری اثر تأثیر می‌گذارد. در نگاه او، آنچه یک اثر را برای قرن‌ها پایدار نگه می‌دارد، نه سرعت اجرا، بلکه دقت در جزئیات و وفاداری به شیوه‌های اصیل است.

مدیرکل حفظ، احیا و مرمت بناها، بافت‌ها و محوطه‌های تاریخی همچنین به مسئله طلاکاری گنبدها و تزیینات معماری نیز اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد که حتی در این بخش نیز تفاوت‌های ظریفی وجود دارد؛ از میزان عیار طلا گرفته تا ضخامت لایه‌ای که روی سطح کار قرار می‌گیرد. به گفته او، همین جزئیات به‌ظاهر کوچک تعیین می‌کنند که یک اثر چند سال دوام خواهد آورد یا پس از مدت کوتاهی دچار فرسودگی و تغییر رنگ می‌شود.

در ادامه گفت‌وگو، طوسی به جزئیات دقیق‌تری از کیفیت مصالح در مرمت اشاره می‌کند؛ جایی که به گفته او، تفاوت میان یک کار ماندگار و یک مرمت سطحی، در همین جزئیات به‌ظاهر کوچک اما تعیین‌کننده شکل می‌گیرد.

او توضیح می‌دهد که در مرمت‌های اصیل و استادکاری، حتی مصالح اولیه هم به‌صورت اختصاصی و متناسب با خودِ بنا تهیه می‌شوند. برای نمونه، یک استادکار ممکن است گچ موردنیاز را نه از مصالح آماده بازار، بلکه از استخراج سنگی خاص و با روش‌های سنتی تولید کند تا بافت و رفتار آن دقیقاً با ویژگی‌های بنا هماهنگ باشد. در چنین نگاهی، جزئیاتی مثل استفاده از میخ فولادی نیز جایی ندارد و همه چیز بر اساس شیوه‌های کلاسیک و تجربه‌های تاریخی پیش می‌رود.

او در همین زمینه به شیشه‌های رنگی نیز اشاره می‌کند؛ تفاوتی که شاید برای مخاطب عادی چندان محسوس نباشد، اما در نتیجه نهایی کاملاً تعیین‌کننده است. به گفته او، شیشه‌های رنگی بازاری ممکن است ظرف چند ماه دچار تغییر رنگ یا افت کیفیت شوند، درحالی‌که نمونه‌های سنتی و استاندارد می‌توانند بدون تغییر، دهه‌ها و حتی قرن‌ها دوام بیاورند. همین تفاوت‌های پنهان است که در بسیاری از پروژه‌ها نادیده گرفته می‌شود و در نهایت کیفیت اثر را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.

به باور او، هزینه‌های سنگین مرمت – حتی در مقیاس‌های چند ده میلیاردتومانی – اگر با مصالح نامناسب و اجرای شتاب‌زده همراه باشد، نتیجه‌ای جز فرسودگی زودهنگام و هدررفت منابع ملی نخواهد داشت. از نگاه او، راه برون‌رفت از این وضعیت، فاصله‌گرفتن از چرخه‌های زمانی محدود بودجه‌ای و بازگشت به «شیوه امانی» است؛ شیوه‌ای که در آن کیفیت، دقت و صبوری بر سرعت و کمیت اولویت دارد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

نقش موزه‌ها در ترویج فرهنگ حفاظت از محیط‌زیست

نقش موزه‌ها در ترویج فرهنگ حفاظت از محیط‌زیست

۷۰ اثر فرهنگی تاریخی منقول موزه‌های آذربایجان‌شرقی در آستانه ثبت ملی

۷۰ اثر فرهنگی تاریخی منقول موزه‌های آذربایجان‌شرقی در آستانه ثبت ملی

گنجینه آثار ایران باستان در موزه هرمیتاژ روسیه

میراث فرهنگی ایران در جهان

گنجینه آثار ایران باستان در موزه هرمیتاژ روسیه

صالحی امیری: هفته میراث‌فرهنگی، روایتِ هویت، مقاومت، شکوه تمدنی و انسجام ملت ایران است

صالحی امیری: هفته میراث‌فرهنگی، روایتِ هویت، مقاومت، شکوه تمدنی و انسجام ملت ایران است

موزه‌های سنندج؛ از خانه کُرد تا موزه باستان‌شناسی و برنامه‌های هفته میراث فرهنگی

روز جهانی موزه و هفته میراث فرهنگی کردستان

موزه‌های سنندج؛ از خانه کُرد تا موزه باستان‌شناسی و برنامه‌های هفته میراث فرهنگی

رمت خانه پدری جلال آل‌احمد در مراحل پایانی

روز جهانی موزه و یک تجربه تازه در تهران

رمت خانه پدری جلال آل‌احمد در مراحل پایانی

سمنـــان؛ شهر موزه‌ایِ بدون مــوزه استاندارد

سمنـــان؛ شهر موزه‌ایِ بدون مــوزه استاندارد

میراث «قمصر» در خطر فراموشـــــی

تنها موزه گلاب ایران در سکوت مسئولان

میراث «قمصر» در خطر فراموشـــــی

نگهبانان میراث یک سرزمین

روایتی انسانی از آسیب جنگ به موزه‌ها و میراث‌فرهنگی ایران

نگهبانان میراث یک سرزمین

«زاوقان» تاریخی گرفتار شهرسازی خودرو‌محور

محله تاریخی سمنان که شصت سال پیش از سیل ویرانگر نجات پیدا کرد، با تهدید توسعه چه خواهد کرد؟

«زاوقان» تاریخی گرفتار شهرسازی خودرو‌محور

بیشترین نظر کاربران

بوم‌گردی در بحران هویت

بوم‌گردی در بحران هویت