مریم کاظمیزاده
خبرنگار
مریم کاظمیزاده
۳۱ خرداد ۱۴۰۵
ایستگاه راهآهن تهران؛ موزهای زنده بر ریلها
ایستگاه راهآهن تهران تنها یک پایانه حملونقل نیست؛ بنایی است که بخشی از تاریخ مدرن ایران را در دل خود حفظ کرده است. ساختمانی که معماری، مهندسی و صنعت ریلی را به هم پیوند میدهد و هر بخش آن روایتی از شکلگیری زیرساختهای حملونقل کشور و روند مدرنسازی ایران را بازگو میکند. با این حال، میراث صنعتی ایران سالها کمتر از دیگر آثار تاریخی مورد توجه قرار گرفته است. بسیاری از تجهیزات، اسناد و بناهای صنعتی یا از بین رفتهاند یا در معرض فراموشی قرار دارند. در چنین شرایطی، موزه ملی راهآهن تلاش میکند این بخش از حافظه تاریخی کشور را حفظ و بازخوانی کند؛ از اسناد و نقشهها گرفته تا واگنها، تجهیزات و روایتهایی که تاریخ راهآهن ایران را شکل دادهاند.
مریم کاظمیزاده
۲۶ خرداد ۱۴۰۵
گردشگری ریلی روی ریـــــل بازگشت
پس از ماههایی که شرایط جنگی و محدودیتهای شبکه حملونقل، بخشی از قطارهای گردشگری را از حرکت بازداشت، سوت قطارهای گردشگری دوباره در ایستگاهها شنیده میشود. مسافران بار دیگر پشت پنجرههای قطار، جنگلهای هیرکانی، پلهای تاریخی و دشتهای گسترده ایران را تماشا میکنند. اما پشت این بازگشت امیدوارکننده، واقعیتی پیچیده قرار دارد؛ صنعتی که از یک سو با استقبال گسترده مردم روبهروست و از سوی دیگر، زیر بار محدودیتهای زیرساختی، کمبود ناوگان و دشواریهای سرمایهگذاری قرار دارد.
مریم کاظمیزاده
۱۷ خرداد ۱۴۰۵
سفیران کاغذی فرهنگ
از «پنی سیاه» انگلستان تا «سری باقری» در ایران قاجار، تمبرها هیچگاه فقط تکههایی کوچک از کاغذ نبودهاند. آنها روایتگر تاریخاند؛ اسنادی که نشان میدهند جهان چگونه تغییر کرده، دولتها چگونه خود را به دیگران معرفی کردهاند و ایدئولوژیها چگونه از دل تصویر و رنگ راهشان را به دورترین نقاط دنیا باز کردهاند. البته در دورانی که نامهها جای خود را به پیامهای فوری دادهاند، تمبرها نیز کمکم از زندگی روزمره کنار رفتهاند. بااینحال، برای مجموعهداران، این تکههای کوچک کاغذ همچنان اسنادی تاریخیاند که ردپای تحولات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشورها را در خود حفظ کردهاند. نوید پویش، مجموعهدار تمبر، در گفتوگو با «پیام ما» از تاریخ تمبر در ایران و جهان، بازار مجموعهداران و سرنوشت سفیران کاغذی فرهنگ در عصر دیجیتال میگوید.
مریم کاظمیزاده
۱۲ خرداد ۱۴۰۵
تولد دوباره یک روستا در حاشیه «توران»
«قلعهبالا» در حاشیه توران، یکی از نمونههای کمسابقه تغییر مسیر یک روستاست؛ جایی که در کمتر از دو دهه، الگوی زندگی از شکار و فشار بر طبیعت به سمت بومگردی و معیشت پایدار تغییر کرده است. این تحول نه یک طرح کوتاهمدت، بلکه نتیجه سالها کار میدانی، تغییر تدریجی نگاه جامعه محلی و شکلگیری درآمدهای جایگزین است؛ تغییری که امروز هم در اقتصاد روستا دیده میشود و هم در آرامتر شدن رابطه انسان و زیستگاه یوزپلنگ ایرانی.
مریم کاظمیزاده
۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
روایت یوزپلنگهایی که نانآور شدند
| پیام ما | در سالهایی که توسعه شهری در ایران با چالشهای محیطزیستی و اجتماعی همراه شده، نگاه سیاستگذاران گردشگری بیش از گذشته به سمت روستاهایی چرخیده که تلاش کردهاند مدل متفاوتی از توسعه را تجربه کنند؛ مدلی که در آن محیطزیست، معیشت و فرهنگ محلی درهمتنیده شدهاند. در همین چارچوب، سه روستای «قلعهبالا»، «پامنار» و «مُعیل» بهعنوان کاندیداهای ایران در رقابتهای بینالمللی گردشگری معرفی شدهاند. «نرگس فاضلی»، مسئول دفتر ثبت روستاهای جهانی، در گفتوگو با «پیام ما» میگوید: «روستاها دیگر فقط سکونتگاه نیستند؛ آنها تبدیل به پروژههای توسعهای شدهاند که میتوانند الگوی ملی باشند.» او تأکید میکند که این تغییر نگاه، نتیجه چند سال بازتعریف نقش گردشگری در سیاستهای توسعه روستایی است.
مریم کاظمیزاده
۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
خانههای خشتی هنوز نفس میکشند
سالهاست بسیاری از روستاهای ایران زیر فشار مهاجرت، رکود اقتصادی و فراموشی تدریجی روزگار میگذرانند و در ماههای اخیر نیز سایه جنگ و آتشبس شکننده، نااطمینانی تازهای بر صنعت گردشگری کشور تحمیل کرده است. این در حالی است که چراغخانههای بومگردی هنوز خاموش نشده؛ خانههایی که حالا دیگر فقط محل اقامت گردشگران نیستند، بلکه به پناهگاهِ فرهنگ محلی، معماری بومی و اقتصادِ آسیبدیده روستاها تبدیل شدهاند. ۳۱ اردیبهشت، «روز ملی بومگردی»، امسال فرصتی است برای بازخوانی وضعیت صنفی که به گفته فعالانش، در سالهای سخت کنار مردم ایستاد، اما اکنون خود زیر فشار بحران اقتصادی، بدهیهای بانکی و محدودیتهای زیرساختی گرفتار شده است.
مریم کاظمیزاده
۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
نگرانی از مرمت نمایشی
پس از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، آسیب به بناهای تاریخی کشور بارها تیتر رسانهها بوده است، اما این آثار همچنان در وضعیتی قرار دارند که از بحران خارج نشدهاند. در روزهایی که آتشبسی شکننده برقرار است و سایه احتمال درگیری دوباره همچنان وجود دارد، میراثفرهنگی با یک تصمیم دشوار روبهروست: مرمت فوری یا حفاظت و تثبیت وضعیت موجود. تصمیمی که درباره آن اجماع وجود ندارد؛ گروهی از کارشناسان بر سرعت در بازسازی تأکید دارند و گروهی دیگر هشدار میدهند شتاب در مداخله میتواند به حذف دادههای تاریخی و آسیب به اصالت بناها منجر شود.
مریم کاظمیزاده
۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
میــــــراث در بــرزخ
درحالیکه آتشبس هر روز شکنندهتر به نظر میرسد، آثار تاریخی آسیبدیده از جنگ ۴۰ روزه در وضعیتی معلق میان «ترمیم» و «فرسایش» ایستادهاند. معمولاً پس از پایان حملهها، بحرانی دیگر تازه آغاز میشود؛ بحرانی خاموش که میتواند بخشی از حافظه تاریخی یک کشور را برای همیشه از میان ببرد. آینهکاریهایی که زیر موج انفجار از سقف جدا شدهاند، آثاری که شبانه از موزهها خارج شدهاند و بناهایی که ردِ آسیب هنوز بر جانشان مانده است، همگی نشانههای یک «وضعیت شکننده»اند. کارشناسان میراثفرهنگی در گفتوگو با «پیام ما» هشدار میدهند که در مرحله پس از بحران «زمان» اهمیت حیاتی پیدا میکند؛ جایی که هر تأخیر در تثبیت و مرمت اضطراری میتواند بهاندازه خودِ جنگ ویرانگر باشد.
