مریم کاظمیزاده
خبرنگار
مریم کاظمیزاده
۱۷ خرداد ۱۴۰۵
سفیران کاغذی فرهنگ
از «پنی سیاه» انگلستان تا «سری باقری» در ایران قاجار، تمبرها هیچگاه فقط تکههایی کوچک از کاغذ نبودهاند. آنها روایتگر تاریخاند؛ اسنادی که نشان میدهند جهان چگونه تغییر کرده، دولتها چگونه خود را به دیگران معرفی کردهاند و ایدئولوژیها چگونه از دل تصویر و رنگ راهشان را به دورترین نقاط دنیا باز کردهاند. البته در دورانی که نامهها جای خود را به پیامهای فوری دادهاند، تمبرها نیز کمکم از زندگی روزمره کنار رفتهاند. بااینحال، برای مجموعهداران، این تکههای کوچک کاغذ همچنان اسنادی تاریخیاند که ردپای تحولات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشورها را در خود حفظ کردهاند. نوید پویش، مجموعهدار تمبر، در گفتوگو با «پیام ما» از تاریخ تمبر در ایران و جهان، بازار مجموعهداران و سرنوشت سفیران کاغذی فرهنگ در عصر دیجیتال میگوید.
مریم کاظمیزاده
۱۲ خرداد ۱۴۰۵
تولد دوباره یک روستا در حاشیه «توران»
«قلعهبالا» در حاشیه توران، یکی از نمونههای کمسابقه تغییر مسیر یک روستاست؛ جایی که در کمتر از دو دهه، الگوی زندگی از شکار و فشار بر طبیعت به سمت بومگردی و معیشت پایدار تغییر کرده است. این تحول نه یک طرح کوتاهمدت، بلکه نتیجه سالها کار میدانی، تغییر تدریجی نگاه جامعه محلی و شکلگیری درآمدهای جایگزین است؛ تغییری که امروز هم در اقتصاد روستا دیده میشود و هم در آرامتر شدن رابطه انسان و زیستگاه یوزپلنگ ایرانی.
مریم کاظمیزاده
۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
روایت یوزپلنگهایی که نانآور شدند
| پیام ما | در سالهایی که توسعه شهری در ایران با چالشهای محیطزیستی و اجتماعی همراه شده، نگاه سیاستگذاران گردشگری بیش از گذشته به سمت روستاهایی چرخیده که تلاش کردهاند مدل متفاوتی از توسعه را تجربه کنند؛ مدلی که در آن محیطزیست، معیشت و فرهنگ محلی درهمتنیده شدهاند. در همین چارچوب، سه روستای «قلعهبالا»، «پامنار» و «مُعیل» بهعنوان کاندیداهای ایران در رقابتهای بینالمللی گردشگری معرفی شدهاند. «نرگس فاضلی»، مسئول دفتر ثبت روستاهای جهانی، در گفتوگو با «پیام ما» میگوید: «روستاها دیگر فقط سکونتگاه نیستند؛ آنها تبدیل به پروژههای توسعهای شدهاند که میتوانند الگوی ملی باشند.» او تأکید میکند که این تغییر نگاه، نتیجه چند سال بازتعریف نقش گردشگری در سیاستهای توسعه روستایی است.
مریم کاظمیزاده
۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
خانههای خشتی هنوز نفس میکشند
سالهاست بسیاری از روستاهای ایران زیر فشار مهاجرت، رکود اقتصادی و فراموشی تدریجی روزگار میگذرانند و در ماههای اخیر نیز سایه جنگ و آتشبس شکننده، نااطمینانی تازهای بر صنعت گردشگری کشور تحمیل کرده است. این در حالی است که چراغخانههای بومگردی هنوز خاموش نشده؛ خانههایی که حالا دیگر فقط محل اقامت گردشگران نیستند، بلکه به پناهگاهِ فرهنگ محلی، معماری بومی و اقتصادِ آسیبدیده روستاها تبدیل شدهاند. ۳۱ اردیبهشت، «روز ملی بومگردی»، امسال فرصتی است برای بازخوانی وضعیت صنفی که به گفته فعالانش، در سالهای سخت کنار مردم ایستاد، اما اکنون خود زیر فشار بحران اقتصادی، بدهیهای بانکی و محدودیتهای زیرساختی گرفتار شده است.
مریم کاظمیزاده
۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
نگرانی از مرمت نمایشی
پس از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، آسیب به بناهای تاریخی کشور بارها تیتر رسانهها بوده است، اما این آثار همچنان در وضعیتی قرار دارند که از بحران خارج نشدهاند. در روزهایی که آتشبسی شکننده برقرار است و سایه احتمال درگیری دوباره همچنان وجود دارد، میراثفرهنگی با یک تصمیم دشوار روبهروست: مرمت فوری یا حفاظت و تثبیت وضعیت موجود. تصمیمی که درباره آن اجماع وجود ندارد؛ گروهی از کارشناسان بر سرعت در بازسازی تأکید دارند و گروهی دیگر هشدار میدهند شتاب در مداخله میتواند به حذف دادههای تاریخی و آسیب به اصالت بناها منجر شود.
مریم کاظمیزاده
۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
میــــــراث در بــرزخ
درحالیکه آتشبس هر روز شکنندهتر به نظر میرسد، آثار تاریخی آسیبدیده از جنگ ۴۰ روزه در وضعیتی معلق میان «ترمیم» و «فرسایش» ایستادهاند. معمولاً پس از پایان حملهها، بحرانی دیگر تازه آغاز میشود؛ بحرانی خاموش که میتواند بخشی از حافظه تاریخی یک کشور را برای همیشه از میان ببرد. آینهکاریهایی که زیر موج انفجار از سقف جدا شدهاند، آثاری که شبانه از موزهها خارج شدهاند و بناهایی که ردِ آسیب هنوز بر جانشان مانده است، همگی نشانههای یک «وضعیت شکننده»اند. کارشناسان میراثفرهنگی در گفتوگو با «پیام ما» هشدار میدهند که در مرحله پس از بحران «زمان» اهمیت حیاتی پیدا میکند؛ جایی که هر تأخیر در تثبیت و مرمت اضطراری میتواند بهاندازه خودِ جنگ ویرانگر باشد.
مریم کاظمیزاده
۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
جامعه پس از بحـــران چه میخواهد؟
آنچه در ماههای اخیر بر ایران گذشت، فراتر از ثبت رویدادها در تقویم، طوفانی بود که ذهن و روان جامعه را تحتتأثیر قرار داد. بسیاری از ما در کمتر از نیمقرن، سه جنگ تحمیلی را تجربه کردهایم. جنگها، هرچند ممکن است بر روی کاغذ و در معاهدههای صلح به پایان برسند، اما سایه سنگین این حوادث سالها بر سر ما خواهد ماند. این تجربههای تلخ، همراه با بحرانهای اجتماعی در چند دهه اخیر، ضرورت بررسیهای عمیق جامعهشناسانه و روانشناسانه را برای فهم و حل معضلات فرهنگی و اجتماعی بیش از هر زمان دیگری آشکار میکند. این روزها، با وجود آتشبسی شکننده، جامعه در شرایطی معلق و نامعلوم به سر میبرد؛ این بلاتکلیفی، خود میتواند آسیبی جدیتر از بحرانهای پیشین به همراه داشته باشد. در همین ارتباط، «شیرین احمدنیا» رئیس انجمن جامعهشناسی ایران، در گفتوگو با روزنامه «پیام ما»، به بررسی مسائل اجتماعی ایران در چند ماه اخیر یعنی تجربه جمعی دو جنگ و اعتراضات دیماه در کمتر از یک سال پرداخته است.
مریم کاظمیزاده
۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
جنگ، قطبنمای سفرهای داخلی را چرخاند
نوروز ۱۴۰۵ برای صنعت گردشگری، نوروزی متفاوت و دور از انتظار بود. تعطیلاتی که هر سال امید اصلی فعالان این حوزه برای جانگرفتن دوباره بازار سفر است، امسال نتوانست چرخ کند گردشگری را به حرکت جدی وادارد. سال گذشته برای جامعه، سالی پرتنش و همراه با بحرانهای پیاپی بود؛ از تجربه دو جنگ تا رخدادهای تلخ دیماه، آن هم در فاصلهای کمتر از یک سال. در کنار این تحولات، فشارهای اقتصادی نیز باعث شد بسیاری از خانوارها سیاست صرفهجویی و کاهش هزینهها را در پیش بگیرند؛ تصمیمی که اثر مستقیم آن در کاهش سفرهای نوروزی بهوضوح دیده شد. نوروز امسال که همزمان با فضای ناپایدار ناشی از جنگ تحمیلی سوم آغاز شد، الگوی سفر ایرانیها را به شکل معناداری تغییر داد؛ تغییری که بیش از هر چیز، از احتیاط اقتصادی و نااطمینانی اجتماعی نشئت میگرفت.
