مدیر ملی پروژه یوزپلنگ آسیایی به «پیام ما» درباره چالشهای حفاظت بدون تجهیزات میگوید
یوز همچنان قربانی جاده و بیآبی
پایش در وضعیت نیمبند است، بهخاطر تحریمها، گرانی شدید تجهیزات (بهویژه دوربینها) و محدودیتها، عملاً نمیتوانیم از سازمانهای مردمنهاد، دانشجویان یا نیروهای داوطلب کمک بگیریم
۲۴ مرداد ۱۴۰۴، ۱۹:۰۹
در ایران هیچ گونهای بهاندازه «یوزپلنگ» توجه مردم و رسانهها را به خود جلب نکرده است. از ابتدای دهه هشتاد، پروژه بینالمللی برای حفاظت از این گونه تعریف شد و دفتری در سازمان حفاظت محیطزیست به آن اختصاص دادند. پس از اجرای سه فاز تعلیق پروژه، حالا پس از شش سال دوباره شاهد شروع پروژه اینبار با عنوان «ملی» هستیم. پروژه حفاظت از یوزپلنگ آسیایی و زیستبومهای مرتبط، برجستهترین برنامه و تلاش کشور برای حفظ آخرین جمعیت یوزپلنگ بوده است. این پروژه در روند اجرای خود بیشترین حجم مشارکت متخصصین خارجی و داخلی، بالاترین سطح حمایت اجتماعی و دریافت بیشترین سرمایهگذاریهای مالی و انسانی را در امر حفاظت از یک گونه در ایران بههمراه داشت. چرا برخلاف انتظارها، دارا بودن این حجم از حمایت نهتنها به احیای جمعیت یوز در ایران منجر نشد، بلکه شاخصهای جمعیتی نشان از روند کاهشی جمعیت یوز دارند؟ در گفتوگو با «باقر نظامی»، مدیر ملی پروژه یوزپلنگ آسیایی و زیستبومهای مرتبط، دراینباره از او پرسیدیم. این گفتوگو البته به آسیبشناسی فازهای پروژه محدود نشد و در آن مواردی مانند اولویتهای پروژه، همکاران آن و آخرین وضعیت جاده یوز را هم جویا شدهایم.
شما مدیر یکی از پرحاشیهترین پروژههای سازمان حفاظت محیطزیست هستید. این پروژه در گذشته بینالمللی بود و ساختار اداری و دفتر مستقل داشت. امروز چقدر از آن امکانات را در اختیار دارید؟
در گذشته، پروژه عنوان بینالمللی داشت؛ زیرا با همکاری مالی و علمی نهادهای بینالمللی، بهویژه دفتر عمران ملل متحد، مدیریت میشد. از سال ۱۳۹۸ تمام همکاریهای بینالمللی قطع و پروژه تعطیل شد. در هر سه فاز قبلی پروژه از ابتدای شروع به کار آن، یعنی سال ۱۳۸۰، تا پایان فاز سوم، یعنی سال ۱۳۹۸، پروژه از اعتبار و جایگاه ویژهای در سازمان حفاظت محیطزیست و نهادهای حفاظتی حیاتوحش در دنیا برخوردار بود. هر سه فاز پروژه حمایتهایی را دریافت کرد و با مجموعهای از نیروهای متخصص از بخش مالی تا پژوهشی و تجهیزات بهروز پایشهای میدانی برخوردار بود.
متأسفانه، در فاز جدید که پس از حدود شش سال تعطیلی پروژه بینالمللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی از سر گرفته شده، وضعیت کاملاً متفاوت است. ازآنجاکه این پروژه، مصوب سازمان برنامه و دفتر عمران ملل متحد نیست و از منابع داخلی برخوردار نیست، همکاریهای بینالمللی را نیز همراه ندارد. در حال حاضر، با تخصیص منابعی از سوی معاونت محیطزیست طبیعی سازمان حفاظت محیطزیست، پروژه بهصورت ملی با منابع مالی و امکانات محدود آغاز بهکار کرده است.
در ارائهای که در سومین همایش پارکهای ملی و مناطق حفاظتشده در دانشگاه شیراز داشتید، به دورههای مختلف پروژه و نقاط قوت و ضعف آن اشاره کردید. بهنظر شما چه شد که جمعیت یوزها در زیستگاهها تا این حد کاهش یافت؟ چه کارهایی باید میشد که نشد؟
یوز در ایران چند دوره سقوط جمعیتی را تجربه کرد: یکی در اواخر دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰ با توسعه معادن و توسعههای وابسته به آن در استان یزد. در این دوره کوتاه حدود ۴۰ یوز در ایران تلف شدند! دوم، تصادفات جادهای یوزها در اواسط دهه ۸۰، بهویژه در یزد که به مرگ حداقل ۲۴ یوز انجامید. سوم، طی سالهای ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۳ تنها در توران حداقل ۱۴ یوز ماده بالغ، بهغیر از ناشناسها، نرها و نابالغها، تلف شدند! اینها بخشی از اطلاعاتی است که در دست داریم.
یکی دیگر از مهمترین دلایل این وضعیت، عدم همگرایی بین پروژه، ادارات کل استانی، معاونت محیط طبیعی و سایر بخشهای سازمان حفاظت محیطزیست بوده است. حفاظت از یوز موضوعی بسیار پیچیده و تخصصی است، اما در بسیاری از موارد، این موضوع توسط ادارات استانی و بخشهای مختلف سازمان، بهعنوان یک بخش فانتزی دیده شد و مدیران به تخصصی بودن و حساسیت آن توجه نکردند. لذا بارها پروژه از مسیر سند تدوینشده و اهداف تعیینشده خود خارج شد.
یکی از مهمترین موضوعات که باید به آن توجه ویژه داشت، آن است که یوز از ابتدا هم جمعیت کمی داشت. وقتی گونهای با جمعیت شکننده در گسترهای وسیع پراکنده باشد، عوامل بیرونی تأثیر زیادی روی آن میگذارند. تعداد یوزهای مؤثر در زاد و ولد اندک است و این تعداد اندک پراکنده در گسترهای وسیع، بر اثر عوامل ناگهانی مانند تصادفات جادهای، تلفات توسط سگهای بدون صاحب یا شکارچیان از بین میروند و انقراضهای محلی رقم میخورد. بهعنوان مثال، در یزد معادن نقش جدی در تخریب زیستگاه و تلفات یوزها داشتهاند. در سمنان دام، سگهای بدون صاحب و در سالهای اخیر، شترها چالشهای حفاظت از یوز هستند. این چالشها تحت کنترل سازمان حفاظت محیطزیست نبودند، چراکه اهداف ما در تضاد با اهداف ارگانهای دیگر مانند وزارت صمت یا جهادکشاورزی است. از سوی دیگر، ازآنجاکه یوز دامنه تحرک و جابهجاییهای بالایی دارد، نمیتوان آن را تنها در مرز مناطق حفاظتشده حفاظت کرد و زمانی که از مناطق به بیرون گذر میکنند، با خطرات زیادی مواجه میشوند.
علاوهبراین، ما نتوانستیم به رویکرد چندوجهی مدیریت گونه توجه کنیم. مثلاً دام را از مناطق خارج کردیم، ولی به خشکسالی یا طعمه توجهی نکردیم. حفاظت در سطح وسیع، افزایش نیروهای حفاظتی، مدیریت منابع و زیستگاهها، همه نیاز به برنامه داشتند.
در دهه ۸۰ و اوایل ۹۰، بیشترین تلفات جمعیت یوز اتفاق افتاد. اگر مثلاً جمعیت را خوشبینانه ۳۰ تا ۵۰ عدد بدانیم، تعداد مادهها در کل زیستگاهها احتمالاً بیشتر از ۱۵ عدد نبود. بنابراین، وقتی یک زیستگاه تنها یک یا دو ماده داشته باشد، با تلفات ناشی از سگهای ولگرد یا تصادف، بهسادگی جمعیت محلی منقرض میشود. در یزد که زمانی مهمترین زیستگاههای یوز را داشت، مادههای زایا در آن تنها دو فرد بود و بر اثر تصادف جادهای و تلفشدن توسط سگهای بدون صاحب، کل جمعیت مرکز ایران را به انقراض کشاندند.
علاوهبرآن، ما بیش از دو دهه است که با خشکسالیهای مداوم روبهرو هستیم. طعمههای یوز کاهش قابلتوجهی دارد و یوز ناچار میشود از مناطق حفاظتشده خارج شود.
اولویتهای شما برای حفاظت از یوز چیست؟
همیشه اولویت اصلی، حفاظت از زیستگاه است، چراکه علاوهبر یوز، حفاظت از اکوسیستم شکننده و خشک فلات مرکزی ایران با جمعیتهای اندک از حیاتوحش از اهمیت بالایی برخوردار است؛ ولی حفاظت از زیستگاه یک مفهوم بسیار گسترده است. در دل آن، ما با مسائلی نظیر خشکسالی، کمبود طعمه و مدیریت کریدورهای بین زیستگاهها مواجهایم. حفاظت از کریدورها برای بقای یوز حیاتی است. اگر سازمان نتواند آنها را بهصورت رسمی در مناطق چهارگانه تعریف و حفاظت کند، باید بهسمت قرقهای اختصاصی یا حفاظتگاههای مشارکتی برویم. هر اقدامی که بهنحوی افزایش بقای یوز و افزایش سطح مطلوبیت زیستگاه را افزایش دهد، در اولویت است.
وضعیت پایش پروژه در چه مرحلهای است؟
پایش در وضعیت نیمبند است. بهخاطر تحریمها، گرانی شدید تجهیزات (بهویژه دوربینها) و محدودیتها، عملاً نمیتوانیم از سازمانهای مردمنهاد، دانشجویان یا نیروهای داوطلب استفاده کنیم. محیطبانان هم فرصت و توان کافی برای پایش مستمر را ندارند. اکنون در کل کشور کمتر از ۶۰ تا ۷۰ دوربین فعال داریم که بخش عمده آنها در توران مستقرند. در سایر مناطق، عملاً دوربینی برای پایش نداریم. پایش با دوربینهای تلهای و استفاده از گردنبندهای تلهای از آن جهت از اهمیت برخوردار هستند که وقتی مسیرهای گدار و زیستگاههای گونه را در گستره وسیع و خشک فلات مرکزی ندانیم، چگونه امکان شناسایی زیستگاه مهم و عوامل تهدید گونه را خواهیم داشت؟!
چرا گزارشهای مدون منتشر نمیشود؟ و سوابق گزارشات و اقدامات گذشته قابل دسترسی نیست؟
برای دسترسپذیر بودن اطلاعات، نامهای به روابطعمومی سازمان زدیم که یک زیرپورتال در پایگاه اطلاعرسانی معاونت محیط طبیعی اختصاص یابد تا گزارشها و آرشیو پروژه روی آن بارگذاری شود. البته باید بپذیریم که یکی از ایرادات پروژه همواره نبود گزارشهای بهروز و مدون بوده است. عموماً در هر فاز، پروژه تمام شده، ولی گزارش نهایی هنوز تدوین نشده بود. تلاش ما این است که از ۱۴۰۴ بهبعد، این مشکل را برطرف کنیم.
با توجه به زمان محدود و جمعیت کم یوز، حفاظت مشارکتی چقدر میتواند مؤثر باشد؟
حفاظت مشارکتی، حیاتیترین ابزار ماست. اگر در مناطق آزاد و بینابینی مشارکت مردم را نداشته باشیم، بعید است با توجه به بودجه و امکانات سازمان بتوانیم کاری از پیش ببریم. نکته قابلتأمل آن است که اغلب تلفات یوز در مناطق بینابینی بین دو زیستگاه که حفاظتنشده هستند، رخ داده؛ حفاظت از این مناطق اهمیت زیادی در کاهش تلفات یوز دارد.
فنسکشی جاده یوز به کجا رسید؟
خوشبختانه فنسکشی مجدداً آغاز شده. امیدواریم تا پایان شهریور، حدود ۳۸ کیلومتر از دو طرف جاده (نزدیک به نیمی از مسیر) فنسکشی شود. هدف ما این است که تا پایان ۱۴۰۴، این مقدار به ۳۰ کیلومتر برسد و حدود دو سوم مسیر تحت فنسکشی قرار گیرد.
آیا زیستگاههایی مانند خوشییلاق و.. در دستورکار حفاظت هستند؟ یا مناطق دیگری در اولویتاند؟
بله، این موضوع برای ما بسیار مهم است. نهتنها خوشییلاق، بلکه زیستگاههای حاشیهای توران در شرق و جنوبشرقی توران، در خراسانرضوی، نایبندان در خراسانجنوبی و… نیز در اولویت حفاظت قرار دارند. پایش و بررسی میدانی این زیستگاهها در برنامههای ما برای سال ۱۴۰۴ گنجانده شده است.
برچسب ها:
اکوسیستم، پارکهای ملی، تخریب زیستگاه، حفاظت مشارکتی، حیاتوحش، شکارچیان، محیطزیست، مناطق چهارگانه، یوزپلنگ، یوزپلنگ ایرانی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
سنجابهای قاچاق بازار تهران به زاگرس برگشتند
زایش دوباره گوزن زرد ایرانی در ایلام
واکنش شرکت پایانههای نفتی ایران به گزارشهای منتشر شده
ادعای آلودگی نفتی در جزیره خارک تکذیب شد
تقویت توان لجستیکی و حمایتی در سازمان حفاظت محیطزیست
نوسازی ناوگان عملیاتی محیطزیست؛ ۱۰۰ خودروی جدید با وجود شرایط جنگی به استانها تحویل شد
کاهش قنوات فعال در استان مرکزی؛
میراث کهن مدیریت آب در مسیر زوال
بازگشت تدریجی «شبح جنگل» به زیستگاه طبیعی کنیا
کشف چهارمین لاشه فوک خزری در میانکاله
روز جهانی پرندگان مهاجر؛
یادآوری اهمیت حفاظت از مسیرهای پروازی و زیستگاههای طبیعی
مهاجرت بزرگترین دوزیست ایران از جنگلهای هیرکانی به پناهگاه حیاتوحش لوندویل
نجات کوهنورد نهاوندی
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
حضور پلنگ ایرانی در ارتفاعات رودبار تأیید شد؛+ فیلم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید