بایگانی مطالب نشریه
انتخاب رییس سازمان محیط زیست همچنان در ابهام
|پیام ما| در حالی که چند روزی است صلاحیت وزرای پیشنهادی دولت ابراهیم رئیسی در مجلس در حال بررسی است و تکلیف برخی از سمتهای دیگر روشن شده اما هنوز روشن نیست که چه کسی سکانداری سازمان حفاظت محیط زیست را بر عهده خواهد گرفت. با این همه در محافل گوناگون گمانهزنیهایی برای سمت ریاست سازمان حفاظت محیط زیست کشور مطرح میشود و نامهایی بر زبان میافتد. این میان در میان افراد گوناگونی که گفته میشد برای ریاست این سازمان از از آنها برنامه خواسته شده، حالا نام سمیه رفیعی، رئیس کنونی فراکسیون محیط زیست مجلس شورای اسلامی، قربان شهریاری که پیش از این رئیس محیط زیست گلستان بوده و محمدجواد محمدیزاده، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در دولت دهم بیشتر به گوش میرسد. گمانهزنیها تاکنون نامهای دور و نزدیک فراوانی را به میان آورده که از اصغر محمدیفاضل تا مسعود تجریشی و حمید راشدی را شامل شده است و حتی در برخی از محافل نام افرادی چون فاطمه واعظجوادی که او هم زمانی رئیس سازمان بود و احمدعلی کیخا، معاون اسبق محیط زیست طبیعی این سازمان مطرح بود. در این شرایط، در فضایی مبهم و در حالی که وزرا یکی یکی برای تصدی پستها در حال جدال در مجلس هستند، وضعیت یکی از کلیدیترین سازمانهای کشور روشن نیست.
خزان امسال، یک درجه گرمتر از نرمال
|پیام ما| پاییز امسال گرم و کمبارش خواهد بود. این را میشود از بارشهای ناچیز دو ماه نخست تابستان در کشور فهمید. پیشبینیهایی که از آغاز 1400 درباره تداوم کمبارشی هشدار میداد، درست از آب در آمده است. نقشههای پیشبینی از وضعیت خشکسالی و کمبود بارش در سالهای اخیر، همین پیشبینی را داشتهاند و حالا در زمانی که سال آبی 1400-1399 رو به پایان است نگرانی از شروع یک پاییز گرم و کمبارش قوت گرفته.
خبر خشکی در پاییز پیش رو هرچند دور از انتظار نبوده اما احد وظیفه، رئیس مرکز ملی خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی با تاکید بیشتر بر این وضعیت، خشکی موجود را به تبع وضعیت جهانی دانسته و گفته است: «از ابتدای سال جاری تاکنون دمای کشور حدود ۱.۱ درجه بیش از حد نرمال بوده این در حالی است که در ماه جولای امسال (تیر- مرداد) – که گرمترین ماه جولای زمین نیز لقب گرفت – دمای کره زمین ۰.۹ درجه از میانگین قرن اخیر بالاتر بود بنابراین افزایش دمای کشور نیز متاثر از افزایش دمای متوسط زمین بوده است.»
به گفته او برآیند کلی مدلهای پیشبینی نشان میدهد که با احتمال بالا، بارشهای پاییزه امسال بهطور نسبی کمتر از نرمال خواهد بود و ایران و خاورمیانه باید پاییز کمبارشی را انتظار داشته باشند همچنین آنومالی دمایی یا بالاتر از میانگین بودن دما در پاییز نیز در محدوده یک درجه سانتیگراد پیشبینی شده است.
اما نکته مهم دیگر این است که وظیفه بر اساس میانگین دمایی کشور، دمای فصل پاییز را حدود یک درجه بالاتر از حد نرمال دانسته و به ایسنا چنین توضیحی داده: «دمای پاییز در برخی نقاط کمتر از یک درجه و در برخی نقاط دیگر بیشتر از یک درجه بالاتر از نرمال خواهد بود. با این حال این آنومالی دمایی بهخصوص در بخشهای غربی، جنوب غربی و جنوب کشور بیشتر از سایر نقاط پیشبینی میشود. اما چون ایران یک کشور کوهستانی با توپوگرافی پیچیده است بنابراین دما بهصورت یکنواخت در همه نقاط کشور گرمتر از نرمال نیست. در فصول گذشته بهخصوص نیمه غربی کشور آنومالی (بیهنجاری) دمایی بیشتری داشتیم یعنی آنومالی دمایی مثبت استانهای واقع در زاگرس از شمال غرب تا جنوب غرب کشور به نسبت نیمه شرقی بالاتر بوده است.»
حالا که یک ماه از تابستان باقی است بد نیست بدانیم که کمتر از ۱۰ درصد بارندگی کشور در این فصل رخ میدهد و آنطور که رئیس مرکز ملی خشکسالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی میگوید در طول مردادماه سال جاری بهطور متوسط ۴.۴ میلیمتر بارندگی در کشور رخ داده است و از ابتدای تابستان امسال تاکنون متوسط بارندگی در کشور ۱۲.۷ میلیمتر بوده که تا پایان تابستان مقدار میانگین بارندگیهای کشور به ۲۰ میلیمتر نمیرسد.
از این رو عمده بارشهای کشور در شش ماه نسبتا سرد سال بهخصوص از نیمه دوم پاییز تا نیمه اول بهار اتفاق میافتد.
خشکسالی از سالهای گذشته تاکنون
اواخر بهمن ماه سال گذشته بود که سازمان فضایی ایران با هدف پایش وضعیت خشکسالی، نقشه تغییرات مربوط به تنش آبی کشور را با استفاده از تصاویر ماهوارهای منتشر کرد.
مطابق با نقشههایی که توسط اداره سنجش از دور سازمان فضایی ایران منتشر شده است، وضعیت خشکسالی و پوشش گیاهی کشور در دی ماه ۹۹ با دی ماه سال ۹۸ مقایسه شده است. این تصاویر نشان میدهد که ۹ استان در سال 99 با تنش آبی زیادی نسبت به سال گذشته مواجه شدند و استانهای خراسانرضوی، خراسانشمالی، گلستان، گیلان، البرز، قزوین، مرکزی، همدان و کرمان با تنش بیشتری نسبت به ماه مشابه سال قبل مواجه هستند.
از تدوین این نقشههای در حدود چهار ماه میگذرد و حالا نقشههای مرکز ملی پیشبینی و مدیریت بحران مخاطرات وضع هوا نشان میدهد که در پاییز امسال هم با احتمال ۶۰ تا ۷۰ درصد، کمبارشی حدود ۳۰ درصدی نسبت به بلندمدت وجود خواهد داشت و این یعنی خشکسالی و کمبارانی سال آبی ۱۴۰۰-۱۳۹۹ به احتمال قوی در پاییز امسال نیز ادامه خواهد داشت.
از سوی دیگر دیرتر شروع شدن بارشها در پاییز هم میتواند یکی دیگر از علل دستاندازیها به محیط زیست و فعالیتهای انسانی باشد و تداوم این خشکیها و رسیدنشان از تابستان به پاییز عاملی شود تا حیات وحش، تالابها و سایر بخشهای محیط زیست آسیب ببینند.
چنانچه مرتضی تقیزاده، مدیر حفاظت محیط زیست شهرستان زیرکوه در گفتوگویی با ایرنا با بیان اینکه خشکسالیهای چندین سال اخیر و کمبود علوفه باعث شده که حیات وحش به مزارع و باغات کشاورزی روستاهای حاشیه منطقه حفاظت شده هجوم ببرند، گفته: «در فصل تابستان گزارشهای زیادی از اهالی این روستاها مبنی بر ورود حیات وحش به باغها و مزارع داشتیم که یکسری تنشهای اجتماعی را در پی داشت. به دلیل خشکسالیهای چندین ساله بسیار از چشمههای منطقه حفاظت شده شاسکوه خشک و آب مابقی چشمهها به شدت کاهش یافته است و هم اکنون آبرسانی به وحوش و پرندگان به وسیله تانکر انجام میشود.»
کاهش 51 درصدی بارش در سال آبی جاری به نسبت سال قبل
درحالی از کاهش بارشها و خشکی در پاییز صحبت میشود که بررسی آخرین اطلاعات دفتر مطالعات پایه منابع آب از وضعیت بارندگی روزانه به تفکیک حوضههای آبریز هم وضعیت خوبی را نشان نمیدهد. در این بررسی از سال آبی جاری که از مهر 99 شروع شده تا نیمه مرداد ماه میانگین ارتفاع بارشهای جوی در کشور به ۱۵۳میلیمتر رسیده که نسبت به مدت مشابه در سال آبی قبل ۵۱ درصد و نسبت به میانگین دورههای مشابه در ۵۲ سال اخیر ۳۴ درصد کمتر است. بر اساس این آمارها از سال آبی ۱۴۰۰- ۱۳۹۹، حوضه آبریز «دریای خزر» با میانگین بارش ۳۱۹میلیمتر، بیشترین میزان بارندگی کشور را به خود اختصاص داده است که البته این میزان در مقایسه با بارندگیهای دوره مشابه در سال آبی قبل ۳۱ درصد و در مقایسه با دورههای مشابه ۵۲ سال اخیر ۱۸ درصد کاهش نشان میدهد. بعد از آن، رتبه دومین حوضه آبریز پرباران به «دریاچه ارومیه» رسیده است که بارشهای بسیار مساعدی نسبت به میانگین کشور تجربه کرده و میانگین بارندگی آن به ۲۳۸ میلیمتر رسیده است.
آنطور که ایسنا مینویسد این مقدار بارندگی گرچه در مقایسه با مدت مشابه سال قبل ۱۶ درصد و نسبت به دورههای بلندمدت ۱۲ درصد کاهش نشان میدهد اما در مقایسه با سایر حوضههای آبریز کشور وضعیت مطلوبی به شمار میآید. رتبه سوم فهرست حوضههای پربارش ایران در سال آبی جاری نیز به حوضه «خلیج فارس و دریای عمان» رسیده که میانگین بارشهای آن ۲۱۲ میلیمتر ثبت شده است.
این میزان بارندگی در مقایسه با دوره مشابه در سال آبی قبل ۵۳ درصد و در مقایسه با میانگین دورههای مشابه در ۵۲ سال اخیر ۴۰ درصد کاهش نشان میدهد و از میانگین کشوری نیز پایینتر است.
همین افت محسوس بارشها باعث شده این حوضه آبریز از رتبه دوم فهرست بارندگی به رتبه سوم سقوط کند. در ۳ حوضه آبریز باقی مانده کشور نیز که شرایط نامساعدتری نسبت به میانگین کشوری تجربه میکنند، حوضه آبریز «قرهقوم» با میانگین بارش ۱۰۳میلیمتر، افت ۶۴ درصدی بارندگی نسبت به سال قبل و ۵۳ درصدی نسبت به دورههای بلندمدت را تجربه میکند. بعد از آن حوضه آبریز «فلات مرکزی» نیز با میانگین بارش ۹۹ میلیمتر، با کاهش ۵۷درصدی بارندگی نسبت به سال قبل و کاهش ۳۵ درصدی نسبت به میانگین ۵۲ سال اخیر مواجه شده است. حوضه آبریز «مرزی شرق» نیز به عنوان ششمین حوضه آبریز کشور با میانگین بارندگی ۴۳میلیمتر در سال آبی ۱۴۰۰-۱۳۹۹، شاهد کاهش ۷۱ درصدی بارش نسبت به سال قبل و کاهش ۵۷ درصدی نسبت به میانگین دورههای مشابه در ۵۲ سال اخیر است و در شرایط نامطلوبی به سر میبرد.
پیگیری اقدامات تشویقی برای توسعه صادرات
سید ابراهیم رئیسی روز یکشنبه در جلسه ستاد هماهنگی اقتصادی دولت، اتخاذ سازوکارهای مناسب و عملی برای توسعه و رونق صادرات غیرنفتی را مورد تاکید قرار داد و گفت: باید با اتخاذ سیاستها و اقدامات عملی و تشویقی روند توسعه صادرات غیر نفتی و بازگردانی ارز ناشی از صادرات به چرخه اقتصادی کشور پیگیری شود. به گزارش ایسنا، رئیسجمهور با اشاره به لزوم اتخاذ راهکارهای مناسب برای رفع موانع موجود در مسیر فعالیت صادرکنندگان و تسهیل فعالیت آنان، گفت: باید به گونهای برنامهریزی و عمل کرد که با حذف موانع و دشواریهای فعالیت صادرکنندگان، انگیزههای لازم برای توسعه صادرات تقویت شود. رئیسی شناسایی و برطرف کردن موانع موجود در رفع تعهدات ارزی را مورد تاکید قرار داد و اظهارداشت: انجام اقدامات قضایی برای رفع تعهدات ارزی باید به عنوان آخرین راهکار بوده و تا جایی که امکان دارد از سازوکار غیرقهری استفاده کرد. برای کسانی که نسبت به رفع تعهدات خود اقدام نکردهاند به جای معرفی به دادگاه باید از موارد جایگزین استفاده کرد، مگر در مواردی که تخلف آشکاری انجام شده باشد. رئیسی نظارت و اخذ تضامین معتبر را به عنوان یکی از راهکارهای الزام به اجرای تعهدات ارزی مورد اشاره قرارداد و گفت: میتوان با راهاندازی سامانهای، بطور دقیق نظارتهای لازم را در این راستا انجام داد و در کنار آن با اخذ ضمانتهای جدی و موثق، صادرکننده را بدون نیاز به استفاده از پیگیریهای قضایی، ملزم به رفع تعهدات کرد. رئیسجمهور با بیان اینکه متاسفانه بعضا اعتبارسنجی دقیق و اخذ وثیقه معتبر در بانک ها انجام نمیشود، گفت: اعتبارسنجی دقیق و اخذ تضامین متناسب با تعهدات، میتواند بعنوان سازوکار و راهکاری مناسب برای انجام تعهدات ارزی مورد استفاده قرار بگیرد. در این جلسه، بانک مرکزی گزارشی از عملکرد حوزه صادرات و میزان رفع تعهدات ارزی و اقدامات انجام شده در این راستا ارائه کرد.
خشکسالی، تغییر اقلیم، حکمرانی آب، مدیریت منابع، فرهنگ غلط مصرف، مکانیزه نبودن کشاورزی، مدیریت سازهای یا نبود آمار و اطلاعات؟ کدامیک از این موارد مهمترین چالش پیش روی وزارت نیرو در دولت سیزدهم است و برای رفع آنها چه باید کرد؟ اینها سوالاتی بود که در جلسهای که جمعه شب گذشته از سوی «کلاب تحلیل مسائل آب/ محیط زیست» در شبکه اجتماعی کلاب هاوس برگزار شد، مطرح و کارشناسان و مسئولان حوزه آب از زوایای مختلف به آنها پاسخ دادند. در مجموع میتوان گفت کارشناسان حاضر در این جلسه اعتقاد داشتند حل مسائل حوزه آب نیاز به نگاهی بلند مدت دارد و مشکلات این حوزه در بسیاری حوزههای دیگر ریشه دارد و رفع آنها ممکن است به عمر چهار ساله یا هشت ساله وزارت وزیر قد ندهد. در نتیجه مقوله آب در کشور با تمام چالشهایی که با آن روبهرو است نیاز به نگاهی بلند مدت و برنامهریزیهایی فراتر از برنامهریزیهای یک وزیر دارد.
| رضا مکنون |
| رئیس انجمن مهندسی منابع آب ایران |
نیاز به یک تحول فکری جدی داریم
برنامهریزی در حوزه آب باید از بازههای چهارساله و عمر وزارت یک وزیر خارج شود. ما باید برای حل مشکلات حوزه آب، برنامههای کوتاهمدت (برنامه هفتم توسعه) ، میانمدت (برنامه هشتم و نهم توسعه) و بلندمدت (برنامه دهم و یازدهم توسعه) داشته باشیم. معتقدم با 25 سال برنامهریزی بتوانیم کشور را دوباره به مسیر بقا بیاوریم.
مهمترین چالشهای موجود در حوزه آب را از وجوه مختلف میتوان برشمرد. کشور از لحاظ کمیت آب دچار مشکل است، به عبارتی از منظر اقلیمی، با محدودیت منابع روبهرو هستیم. از سویی تغییر اقلیم محدودیت منابع ما را تشدید میکند. در کنار این چالشها حکمرانی نادرست آب در ایران به این مشکلات دامن زده است. علاوه بر این موارد ما در حوزه آبهای بینالمللی هم با مسائلی مواجه هستیم. در سیاستهای کلان آب که در برنامههای وزیر پیشنهادی نیرو ذکر شده، بندی وجود دارد که به جلوگیری از خروج آبهای مشترک از کشور اشاره دارد. این موضوع جای بحث دارد. آقای وزیر در برنامه خود آوردهاند پروژههای ناتمام در حوزه آب به 300 هزار میلیارد تومان اعتبار نیاز دارد. از طرفی دولت در بودجه 1400 دوازده هزار میلیارد تومان اعتبار برای این امر در نظر گرفته است. یک ضرب و تقسیم ساده نشان میدهد برای اتمام پروژههای نیمهتمام باید برنامهریزی 25 ساله داشته باشیم. اما در عوض ارائه برنامه برای اتمام این پروژهها، برنامه احداث 300 پروژه با اعتبار 87 هزار میلیارد تومان در برنامه ارائه شده از سوی وزیر پیشنهادی پیشبینی شده است.
آقای سعیدیکیا چندی پیش اعلام کردند، از تمام برنامههای 5 ساله توسعه، فقط 20-25 درصد اجرایی شده است. چرا برنامه میریزیم؟ چرا عاقلانهتر حرف نمیزنیم؟ برنامههای ما بلندپروازانه بوده و کسی هم آن را پایش نکرده است. پیشنهاد میکنم در برنامه هفتم این کار شروع شود. پایش برنامهها را به عهده دستگاههای مستقل از دولت بگذارند. دانشگاهیان را دعوت به همکاری کنند تا در طول اجرای برنامه ببینند برنامههای ارائه شده تا چه میزان اجرا میشوند. این موضوع باید در حوزه آب به شکلی جدی دنبال شود.
آب زیربنای محیط زیست، پایداری سرزمین و همزمان پیشران توسعه کشور است. تمام منابع آب بستر حیات هستند. اگر با سو مدیریت این منابع خشک شوند، دیگر ایرانی وجود ندارد تا ما برای آن برنامه 5 ساله تعریف کنیم. برای بقا و حفاظت از بسترهای آبی کشور تا به حال ضعیف عمل کردهایم، این امر باید جزو برنامههای اصلی ما باشد.
در حوزه مدیریت منابع آب به یک تحول بزرگ و جدی فکری در ایران نیاز داریم. برای اینکه سیاست کلان درستی در این زمینه داشته باشیم، نیاز به اصلاح سیاستها و راهبردهای کلان موثر بر آب داریم. در کشاورزی تکلیف خودکفایی، خوداتکایی، امنیت غذایی و … روشن شود. سیاستهای انتقال بین حوضهای نیاز به اصلاح دارد.
بازچرخانی پسابها موضوع مهمی است که اگر طبق تعهداتی که در برنامه توسعه دادهایم آن را اجرا کنیم، حدود یک و نیم میلیارد مترمکعب در برنامه هفتم میتوانیم هدفگذاری کنیم. لازم است این موارد همراه با عدد و رقم در برنامه لحاظ و در پایان سال گزارش مربوط به آن ارائه شود. این اقدامات حداقل 15-20 میلیارد مترمکعب آب آزاد میکند. این روش بسیار بهتر از آن است که برای استخراج آبهای ژرف و انتقال آب از خلیج فارس و دریای عمان هزینه کنیم و برای هر مترمکعب 40 هزار تومان بپردازیم.
| امیر آقاکوچک |
| استاد دانشگاه کالیفرنیا |
اقتصاد آب و انرژی باید آزاد و رقابتی باشد
وضعیتی که کشور ما در حوزه منابع آب در آن قرار دارد، نتیجه رفتارهای انسانی است. به عبارتی عامل انسانی ما را به این روز انداخته است. ما با خشکسالی انسان محور روبهرو هستیم، یعنی خشکسالی که عامل انسانی در آن نقش بسیار قابل توجهی دارد. از انتقال آب تا ساخت بیرویه سد و مصرف بیرویه آبهای زیرزمینی همه عوامل انسانی خشکسالی هستند. نتیجه تشدید این عوامل و تداوم خشکسالی انسان محور برای یک بازه طولانی، ورشکستگی آبی است. از نظر من وزیر پیشنهادی هر کسی باشد مشکلات اساسی و پایهای آب و انرژی کشور را نمیتواند حل کند. به این دلیل که وزیر از هر جناح سیاسی که باشد و هر شخصی که باشد، چهره آکادمیک باشد یا مدیر اجرایی، یک مشکلاتی در ساختار سیاسی کشور وجود دارد که مانع از این میشود که بتوانیم تغییرات اساسی ایجاد کنیم. موضوع آب و انرژی وابسته به اقتصاد است. اقتصاد ایران دولتی و نیمهدولتی و در عین حال بسیار ناکارآمد است. به همین دلیل ما مسائل مربوط به قیمت آب و قیمت انرژی و مصرف را نمیتوانیم به این سادگی حل کنیم. ما احتیاج به یک اقتصاد کاملا آزاد و رقابتی داریم. بدون آن امکان ندارد بتوانیم به سوالات اساسی و پایهای که در این حوزه مطرح است پاسخ دهیم. وقتی اقتصاد دولتی باشد نه رقابتی، طبیعی است که به خاطر سیاستگذاریهای دولتی به سمتی برویم که صنعت کشاورزی را تقویت کنیم در حالی که گزینههای دیگری مثل توسعه گردشگری هم داشته باشیم.
علاوه بر این موارد ما قوانین محیط زیستی قوی و مدرن احتیاج داریم. در حال حاضر قوانین خوب داریم، اما متاسفانه اجرا نمیشود. دلیل اینکه به حریم رودخانه ها تجاوز میشود این است که قوانینی داریم که به دلیل فساد اداری اجرا نمیشود. نهادهای خاص میتوانند هر کجا خواستند جنگلها را از بین ببرند و هر کجا خواستند به حریم رودخانهها تجاوز کنند. در این مورد علاوه بر قوانین رسانههای آزاد هم میتوانند نقش داشته باشند. رسانهها در شفافسازی نقش مهمی دارند. و در بخشی دیگر سازمانهای مردم نهاد هستند که میتوانند با نظارت بر عملکرد نهادها به کار نمایندگان مجلس و سازمانهای دولتی آنها را مورد سوال قرار دهند. متاسفانه ما این امکانات را نداریم. چالش دیگر در حوزه آب، این است که در مطالعات پایهای بسیار ضعیف هستیم. به همین دلیل یک پژوهشگر نمیتواند بسیاری از مسائل کاربردی را به طور دقیق و با اطمینان مطالعه کند. به طور مثال در موضوع خشکسالی انسان محور مانع داریم. در بررسی عوامل انسانی، هر پژوهشی که بخواهید انجام دهید و عامل انسانی داشته باشد، اطلاعات مورد نیاز آن یا وجود ندارد یا به سختی در اختیار پژوهشگر قرار میگیرد. اگر بخواهید مطالعه کنید که انتقال آب از سرشاخههای زاگرس به قم، چه اثری داشته امکان ندارد اطلاعاتی پیدا کنید.
ممکن است اطلاعاتی در قالب عدد و رقم به دست بیاورید، اما بعد از بررسی آن میبینید هر کسی چیزی گفته، نه منبع آن مشخص است و نه حتی اطلاعات مختلف با هم همخوانی دارند. در هیچ کدام از پروژههای انتقال آب، این دادهها که چه مقدار آب و در چه بازه زمانی منتقل میشود؛ اصلا مشخص نیست. این نبود داده و اطلاعات مانع از انجام مطالعات عمیق میشود.
| مهدی قمشی |
| رئیس دانشکده آب و محیط زیست دانشگاه شهید چمران اهواز |
وزیر نیرو در بخش آب باید با کلمه «نه» آشتی کند
مشکل ما نگاه به مقوله آب است. نگاه ما تا به حال این بوده که یک آوردهای وجود دارد و ما باید همه آن را به هر شکل ممکن استفاده کنیم. این تصور غلط است. مثل نگاه به نفت است که میگوییم باید تا قطره آخر چاه را تخلیه کنیم.
باید به این موضوع توجه داشته باشیم که آب در درجه اول یک وظیفه اکولوژیک دارد. اگر این نگاه به آب در میان متخصصان تغییر نکند، همچنان در برنامهریزی مشکل خواهیم داشت. نقش اصلی آب در حوزه اکولوژیک است.
در درجه بعد است که نوبت به بهره کشی ما به عنوان انسان، میرسد. اگر این نگاه اصلاح شود، مشکلات برنامهریزی مرتفع میشود.
همه ما میدانیم که اغلب اوقات برنامه وزرا در این جهت تدوین میشود که در مجلس بتواند رای اعتماد بیاورد.
کسی بعد از کسب رای اعتماد و شروع به کار وزیر از او سوال نمیکند که این برنامه چه شد؟ من دوست دارم در کشورم اگر وزیری برنامه ارائه میدهد، در زمان وزارت به مجلس احضار شود و درباره روند پیشرفت برنامه خود توضیح دهد.
مجلس هم به جای چانهزنی و سهمخواهی و فشارهای منطقهای از او بازخواست کنند که طبق برنامه ارائه شده، پیش رفتی یا نرفتی؟ در مورد کدام وزیر در این 40 سال چنین اتفاقی افتاده است؟
به طور کلی معتقدم وزرای نیرو در بخش آب باید با کلمه «نه» آشتی کنند و به کسانی که درخواست نامتعارف در حوزه آب مطرح میکنند پاسخ نه بدهند. ما در مدیریت آب در کشور خطاهای بسیاری داشتیم. اما در همین شرایط اگر وزیر به برنامهای که ارائه داده، متعهد شود و بر اساس نظم علمی و کارشناسی پیش برود، مسائل حل میشود.
اما اگر بخواهد از تهدید مجلس، یا مسئولان منطقهای و حتی رئیسجمهور واهمه داشته باشد و بر این اساس برنامه مدیریت منابع آب را تنظیم کند، اشتباهات گذشته ادامه پیدا میکند.
در حال حاضر مسایل سیاسی و اجتماعی آب بروز پیدا کرده است. یکی از مصادیق آن را در خوزستان دیدیم. این اتفاقات هشدار است، که ما به این پیامدهای تصمیمات توجه کنیم. داشتن برنامه به تنهایی کافی نیست. نحوه و درستی اجرای برنامه اهمیت بسیار دارد.
| مسعود تابش |
| رئیس انجمن آبوفاضلاب ایران |
سرمایه اجتماعی نیازمند ترمیم است
در گفتوگوها و رهیافتهایی که در گوشه و کنار کشور از جانب متخصصان و دلسوزان بیان میشود در سالیان اخیر از بحث آب به عنوان یک ابرچالش یاد میشود. این چالش چنان با مسایل سیاسی، امنیتی، اقتصادی، اجتماعی، محیط زیستی، مدیریتی و فنی در حوزه آب در هم تنیده شده که آن را تبدیل به یک ابر چالش کرده است. البته در کشورهای منطقه و باقی دنیا هم تعداد متنابهی از این چالشها وجود دارد و چیزی که در کشور ما باعث معضل شده است در هم تنیدگی این حوزهها با یکدیگر است.
موارد بسیاری را میتوان به عنوان چالشهای حوزه آب برشمرد، اما دو مورد بسیار مهم که معتقدم به عنوان پاشنه آشیل نقش ایفا میکند نبود سرمایه مالی و کاهش سرمایه اجتماعی است.
در زمینه نبود سرمایه مالی در کشور، شرایطی که کشور در آن قرار دارد، به خصوص مسائل ناشی از تحریمها و محدود شدن روابط سیاسی کشور با دیگر کشورهای دنیا، یک ترمز بزرگ در جهت تامین سرمایههای مالی است. این موضوع حتی در مورد سرمایههای داخلی هم صدق میکند. در شرایط فعلی که وزیر جدید کار خود را آغاز میکند، عدم دسترسی به سرمایههای کشور به عنوان یک چالش بزرگ مطرح است. اگر برنامهای که وزیر پیشنهادی به مجلس ارائه کرده را مرور کنیم، در جای جای آن بحث مسائل مالی وتامین منابع مالی ذکر شده، اما به معضل عدم امکان دسترسی به سرمایههای مالی – داخلی و بینالمللی- اشارهای نشده است. لازم است مسئولان عالی کشور به نوعی سیاستگذاری کنند که این قفل را به شکلی باز کنند. بدون باز شدن این قفل میتوانیم صحبتهای بسیار زیبایی مطرح کنیم اما در عمل امکان اجرای آنها را نداریم.
موضوع بعدی که در سالهای اخیر بیشتر نمایان شده است، کاهش سرمایه اجتماعی و وفاق عمومی است. مسائل و مشکلات کشور که باعث شده نتوانیم به یک همراستایی و توافق چه بین مسئولان دستگاهها و قوای مختلف وچه بین حکومت و مردم دست پیدا کنیم. در بسیاری از موارد ممکن است مسئولان محترم مسئله را درست ببینند و راهحلهای درستی را هم ارائه کنند اما به دلیل خدشهدار شدن اعتماد و سرمایه اجتماعی، پیاده شدن این سیاستها با مشکلاتی مواجه میشود. برای رفع این مشکل باید علاوه بر متخصصان حوزه آب، متخصصان علوم اجتماعی و جامعهشناسی هم به کمک بیایند و با همدلی مشخص کنند که چه کارهایی باید انجام شود تا این سرمایه اجتماعی تا حد ممکن ترمیم شود. اگر متخصصان بهترین راهحلها را هم ارائه کنند اما تکلیف این دو مورد مشخص نشود، ارائه و اجرای راهکارها محل ابهام است و نمیشود روی آن حساب باز کرد.
مشکل دامنهدار زبالهگردی کودکان
| پیام ما| کودکان زبالهگرد هنوز در کوچه و پس کوچههای تهران پرسه میزنند. با اینکه چندی پیش پیروز حناچی، شهردار سابق تهران در گفتوگو با روزنامه «پیامما» ادعا کرد که بخشنامه منع زبالهگردی کودکان را که همزمان با اوایل کرونا صادر کرده بود، موفق بوده و تعداد کودکان زبالهگرد کاهش پیدا کرده است، شواهد میدانی اما خلاف این ادعا را ثابت میکنند. این یعنی به نظر میرسد، پیمانکاران به سبب ترس از قطع همکاری با شهرداری تهران هم که شده، کودکان کمتری را استثمار نمیکنند. در روزهای اخیر و همزمان با تعطیلات سراسری هم تصاویری از کودکان زبالهگرد در فضای مجازی منتشر شده است. تصاویری که گواه شکست طرحهای مقابله با زبالهگردی کودکان بود، طرحهایی که در دوره قبل به بخشنامه و جمعآوری سطلهای زباله در چند منطقه ختم شده و به نظر میرسد که مدیریت شهری تازه برنامههای دیگری برای آن دارد.
زبالهگردی از جمله آسیبهای اجتماعی است که ارتباط مستقیمی با عملکرد شهرداری در بخش پسماند دارد. مدیران شهری و مسئولان بهزیستی اما هربار موضوع استثمار کودکان در بخش زبالهگردی را به گردن پیمانکاران و نه بخش رسمی این حوزه میاندازند. چنانچه امین شاهرخی، مدیرکل بهزیستی استان تهران در تازهترین گفتوگوی خود با ایلنا در اردیبهشت امسال گفته بود: «جلسات متعددی دو سال پیش با شهرداری تهران در این زمینه داشتهایم. ریشه این موضوع باید خشک شود و این کار با تعهد پیمانکار نسبت به عدم استفاده از کودکان برای زبالهگردی است.
ما چنانچه کودکان زبالهگرد را مشاهده کنیم به شهرداری تهران گزارش میدهیم، شهرداری نیز در این زمینه ورود پیدا کرده و تا جایی که توانسته است، اقدامات لازم را در خصوص عدم به کارگیری کودکان برای زبالهگردی انجام داده است، اما گاهی اوقات پیمانکاران تحت نظر شهرداری از این موضوع تخلف میکنند و از کودکان برای زبالهگردی استفاده میکنند.»
بخشنامههای منع زبالهگردی و جریمه پیمانکار و تعهد از پیمانکار اما به گمان ناصر امانی، عضو شورای شهر تهران کارساز نیست و این بخشنامهها موقتی است و فراموش میشود.
امانی که در آخرین جلسه شورای شهر انتقاداتی به عملکرد شهرداری در بخش پسماند هم داشت، به روزنامه «پیامما» میگوید پیمانکارانی که بیرون از شهرداری هستند و شهرداری روی آنها تسلطی ندارد، مشکلشان با بخشنامه حل نمیشود. او تاکید میکند: «پیمانکاران تابع مقررات و قوانین شهرداری نیستند و تابع سودشان هستند، اصلا توجهی ندارند که این کار از نظر انسانی و اجتماعی بد است، مرتب این عکسهای زبالهگردان در فضای مجازی منتشر میشود و تبدیل به سوژهای میشود برای تمسخر موقعیت و جایگاه کشور ایران که روی انبارهای بزرگ نفت نشسته است اما مردم برای معیشت روزمره ناچارند سرشان را تا کمر در مخازن زباله خم کنند.» او همانند علیپور، مدیرعامل سازمان مدیریت پسماند معتقد است که چاره کار را باید در تغییر شکل مخازن زباله جستوجو کرد. تغییر شکل و انتقال مخازن به داخل خانهها که اکنون به صورت پایلوت تنها در چند منطقه اجرا میشود. امانی میگوید شهرداری مسئول مخازن است و یکبار برای همیشه باید این مساله را اصلاح کند، مخازنی که این روزها بینظماند، آلودهاند و زبالهها در اطراف آن پخشند: «تا صورت مسئله را اصلاح نکنیم، این مسئله ادامه پیدا میکند، ما باید مخازن زباله را جمعآوری کنیم، باید در روش جمعآوری زباله تجدید نظر کنیم، بعضی کشورها این کار را کردند و موفق هم بودند، باید برویم و ببینیم آنها چه کردند.» او در ادامه صحبتهایش به بحث تفکیک زباله از مبدا اشاره میکند و تاکید دارد: «بحث تفکیک زباله از مبدا برای این دوره نیست، سالهاست آغاز شده اما توفیقی کسب نکرده است، باید طرحی نو در اندازیم.» امانی معتقد است که اعضای شورا بحث پسماند را میدانی رصد میکنند و صرفا منتظر گزارشات مردمی نمیمانند: «ما دوازده سال سابقه مدیریت شهری داریم و حرفهایمان از جنس حرف همین مدیران است و بدون اطلاع و علم صحبت نمیکنیم.»
کار کارشناسی میکنیم
نرگس معدنیپور، دیگر عضو شورای شهر تهران درباره موضوع زبالهگردی کودکان به روزنامه «پیامما» از ضرورت بررسی کارشناسی میگوید: ما اعتقادمان بر این است که بسیاری از موضوعات شهری باید با کار کارشناسی و نگاه تخصصی به آنها پرداخته شود. یکی از این موضوعات همین بحث زبالهگردهاست که نیازمند ساماندهی آن هستیم.
او معتقد است که در بحث جمعآوری زباله در راستای ماموریتهای شهرداری اقدامات خوبی از سنوات گذشته انجام شده اما معضلاتی وجود دارد که نیاز به بازنگری در آنها وجود دارد: «زباله گردی کودکان و چه کسان دیگری چهره شهر را مخدوش میکند، قطعا نیاز است که تدابیر لازم انجام شود و کمیسیونهای تخصصی کارهای کارشناسی انجام دهند. در بحث زبالهگردی کودکان هم ما هیچکدام موافق آن نیستیم و نیاز است که با کار کارشناسی اقدام شایستهای در خور شهروندان صورت بگیرد.» او در توضیح مفهوم ساماندهی میگوید: «باید در فرآیند تعریف شده و مشخص شدهای فازبندی شود، بعضی مشکلات یک دفعه جلوی آن گرفته نمیشود، نیاز است که برای بعضی مشکلات ما با نگاه ساماندهی و رفع تدریجی اقدام کنیم.» معدنی پور اما برخلاف امانی معتقد است که بخشنامههای مدیریت شهری قبلی میتواند کارساز باشد: «اگر ما کار کارشناسی انجام دهیم و حوزه تخصصی به این نتیجه برسد که میبایستی ممنوعیت اتفاق بیفتد قطع به یقین ما هم با آن موافقت میکنیم.»
معدنیپور میگوید بخشنامه حناچی را دقیق بررسی نکرده است: «من چون اعتقاد به کار کارشناسی دارم دوست دارم اقداماتی در گذشته بوده، حتما بررسی کارشناسی شود.» این عضو شورا میگوید اگر نیاز به ادامه روند گذشته احساس شود، مدیریت شهری آن را ادامه میدهد، اگر نیاز به اصلاح باشد، آن را تغییر داده و اگر نیاز به تغییر عمده بود؛ به طور کلی آن را تغییر میدهیم.
ایجاد قرارگاههای اجتماعی
زبالهگردی از جمله واژههایی بود که در برنامه علیرضا زاکانی، شهردار منتخب هم به آن اشارههایی شد، او برای از بین بردن آسیبهای اجتماعی، ایجاد قرارگاههای اجتماعی را پیشنهاد کرده بود، قرارگاهی که قرار است متشکل از دانشگاهیان و مسئولان بهزیستی باشد و در آن راهکارهایی برای رفع کودک کار و اعتیاد ارائه شود.
|پیام ما| سرانجام نوبت به ابراهیم رئیسی رسید تا در قامت رئیسجمهور به مجلس برود و از کابینه پیشنهادیاش برای گرفتن رای اعتماد از مجلس دفاع کند. رئیسجمهوری دیروز در شرایطی در مجلس حاضر شد که پیشبینی میشود اکثر وزرای پیشنهادی او با رای اعتماد همفکران اصولگرایشان در مجلس را کسب کنند. فضای مجلس هم دیروز شنبه 30 مرداد ماه از همین همراهی حکایت داشت. هر چند که برخی نمایندگان هم صدای مخالفتشان بلند شد. مخالفان اما میدانند که لابی موافقان قدرتمندتر است.
رئیسجمهوری با دفاع تمام قد از کابینه پیشنهادی، در جلسه علنی مجلس گفت: سند تحول مردمی به عنوان چارچوب حاکم بر برنامههای وزیران پیشنهادی دولت سیزدهم برگرفته از محورهای بنیادی پنجگانه است؛ نخست، بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی، دوم تعالی فرهنگ اسلامی و ایرانی، سوم اقتصاد مقاومتی، چهارم تامین و بهبود معیشت جامعه به ویژه اقشار کم درآمد و پنجم توسعه روابط بین المللی براساس منافع ملی و الهام بخشی در جهان اسلام است که در هریک از برنامهها عدالت و پیشرفت کانون برنامه ریزی قرار گرفته است و برآیند آنها رونق تولید داخلی و تعالی ایران اسلامی خواهد بود. او افزود: به علاوه زنجیره کامل فرایند تحولی در هر حوزه شامل توصیف و تحلیل واقعبینانه از وضع موجود، تصویرپردازی از آینده مطلوب و تاکید بر ارائه راهبردها و راهکارهای معطوف به علل وقوع چالشها، برنامهریزی در چارچوب ظرفیتهای ساختاری انسانی مالی دولت با رویکرد یاری دیگر قوا و نهادهای حاکمیتی مدنظر قرار گرفته است.
رئیسجمهوری ادامه داد: کاهش نقشهای تصدیگرایانه و افزایش نقش میدانسازی و تسهیلگری دولت برای به صحنه آمدن و بسیج ظرفیت گسترده و متنوع مردمی بهویژه جوانان و نخبگان که همواره پیشتاز و پیشران تحولخواهی هستند، از دیگر حوزههای مورد تاکید در برنامه است و همه برنامهها به گونهای تهیه و تنظیم شده که تضمینکننده تحقق دو محور اصلی و مهمی یعنی عدالت و پیشرفت در کشور باشد. رئیسی بیان کرد: برای تحول در دو محور عدالت و پیشرفت یا با مشارکت همگانی برنامه دولت چرخشهای تحولآفرین زیر را دنبال میکند. رئیسجمهوری یادآور شد: چرخش از دموکراسی کندکننده و فسادخیز به نفع ساز و کارهای جلب مشارکت عمومی، تغییر رویکرد از اقدامات صرفا مقابلهای با فساد به اقدامات پیشگیرانه از فساد، چرخش از رویکرد تفکیکی در برنامهریزیهای اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی به رویکرد تلفیق سیاستهای فرهنگی اقتصادی و اجتماعی است از جمله برنامهها است.
به گزارش ایرنا، رئیسی در بخش دیگری از سخنانش گفت: تغییر رویکرد مداخلهای به رویکرد حمایتی، هدایتی، نظارتی در بازارهای سرمایه، ممانعت از تغییر پیدرپی مقررات جهت ایجاد ثبات و تقویت تولید و تجارت، افزایش نقش دولت در تنظیمگری و تسهیلگری در فضای کسب و کارها تغییر رویکرد اقتصاد سنتی متمرکز بر منابع و توجه بیش از پیش به اقتصاد دانشبنیان و مبتنی بر فناوریهای نرم و نوین از جمله این برنامهها است. رئیسجمهوری تغییر رویکرد از صادرات مبتنی بر مواد خام و اولیه به تولید محصولات صنعتی و با تکنولوژی بازارمحور، تغییر رویکرد از اداره کشور براساس درآمدهای نفتی و روشهای تورمزا در تامین منابع مالی دولت به افزایش بهرهوری، خلق ثروت ملی و درآمدهای پایدار، تغییر رویکرد از بودجهریزی سنتی و مبتنی بر چانهزنی به بودجهریزی بر مبنای عملکرد عملیاتی و هوشمند از جمله این برنامهها عنوان کرد.
رئیسی اولویت نخست خود را در دولت، مهار کرونا و ارتقای وضعیت بهداشتی در کشور عنوان کرد و گفت: تعجیل در واکسیناسیون عمومی و اجرای پروتکلهای بهداشتی و ارتقای سطح درمان اولویتی است که دولت در بحث کرونا دنبال میکند. رئیس دولت سیزدهم ادامه داد: اولویت دوم مسئله اقتصاد، ثبات اقتصادی، بهبود شاخصهای کلان و تقویت معیشت مردم و رفع مشکلات معیشتی و تقویت فضای کسب و کار است. رئیسی با بیان اینکه وضعیت فعلی نتیجه گره زدن اقتصاد به خواست دیگران است، خطاب به نمایندگان گفت: شما هم خوب از این وضعیت مطلع هستید. حل مشکلات تورم بالای ۴۴ درصد اعلامی مرکز آمار یا بیش از ۵۵ درصد بانک مرکزی، افت شدید ارزش پول ملی، کسری قابل توجه بودجه، کاهش قدرت شدید مردم و خانوارها و سختی معیشت مردم، رشد بالای نقدینگی، حجم بالای بدهی دولت و مسائلی از این دست امکان پذیر است اما نیاز به برنامه دارد و همچنین نیازمند نیروی کارآمدی است که در جای جای کشور بتواند تحولآفرین باشد.
او شرط سوم انجام این کار را پیگیری و نظارت تا آخرین لحظه و تحقق اجرای برنامههای تحول در کشور عنوان کرد و ادامه داد: اگر این سه شرط باشد حتماً بر مشکلات فائق خواهیم آمده و دولت با کمک مجلس این کار را انجام خواهد داد.
رئیسجمهوری درباره هماهنگی تیم اقتصادی هم گفت: معاون اول رئیسجمهور را مسئول هماهنگی تیم اقتصادی قرار دادیم. به همه هم گفتیم برای این که بگو مگو نباشد معاون اول مسئول هماهنگی است. چه تیم اقتصادی به معنی خاص بانک مرکزی، وزارت اقتصاد و برنامه بودجه و چه به معنی عام یعنی تمام وزارتخانههای اقتصادی که در این رابطه میتوانند نقش داشته باشد. نگاه به تیم اقتصادی برای هماهنگی آن کاملا مورد توجه بوده است.
اقتصاد گردشگری مهم است
رئیسی در بخش دیگری از سخنانش از وزرای پیشنهادی دفاع کرد. او درباره ضرغامی وزیر پیشنهادی وزارت میراث فرهنگی گفت: مسئله مهم گردشگری، اقتصاد گردشگری است. کشور ما زمینههای بسیاری برای توسعه اقتصاد گردشگری دارد. رئیسجمهوری افزود: در ارتباط با مسئله گردشگری که بتوان هم فرهنگ را در گردشگری داشت و هم معرفی فرهنگ اسلامی و ایران انجام شود، بسیار مهم است و این باید توسعه یابد. بسیاری این حرف را زدند اما در عمل چنین نشد ضمن تشکر از پیشینیان باید بگویم یکی از راهکارهای اقتصاد بدون نفت اقتصاد گردشگری است که با توانمندی مهندس ضرغامی این کار دنبال میشود و مسئله میراث فرهنگی در حوزههای گردشگری داخلی و خارجی میتواند به جایگاه شایسته برسد.
وزیر نیرو و اقدامات برای سدسازی و نیروگاهسازی
در حالی که بسیاری از کارشناسان حوزه آب و برق درباره موفقیت وزیر پیشنهادی نیرو تردید دارند، رئیسجمهوری او را فردی آشنا به حوزه کار وزارتخانه معرفی کرد. رئیسی گفت: ما در حوزه وزارت نیرو در حوزه آب و برق عقب ماندگی داریم که باید جبران شود باید اقدامات خوبی صورت گیرد تا شاهد قطعی برق نباشیم، محرابیان وزارتخانه را میشناسد نسبت به وزارت نیرو، سدسازی و ساخت نیروگاهها اقدامات خوبی انجام داده است، بحث ما ایجاد نیروگاهها و تولید برق است مدیریت آب در کشور بسیار مهم است این مشکلات میتواند با کمک نمایندگان حل شود.
وزارت جهاد کشاورزی
رئیسجمهور در ادامه با اشاره به وزارت جهاد کشاورزی با بیان اینکه مسئله دانش، تخصص و شناخت مسائل کشاورزی اهمیت دارد، گفت: ساداتینژاد نسبت به این حوزه تسلط کامل دارد و جزو پیشنهادهای اکثر گروه های مختلف به من بوده است. او با رویکرد جهادی و تخصص و دانش میتواند این وزارتخانه را اداره کند، البته ما باید بخش جهاد وزارت جهاد کشاورزی را فعال کنیم.
ما به شما آزادی ندادیم؛ خدا داده است
رئیسجمهوری درباره آقای اسماعیلی وزیر پیشنهادی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و اهمیت این وزارتخانه هم گفت: امروز موضوع اقتصاد را موضوع فوری کشور مطرح میکنیم. البته اولویت موضوعی با فرهنگ است به نظر ما در دولت سیزدهم فرهنگ یک موضوع پیشران است که باید به آن توجه کرد. وی افزود: آقای اسماعیلی که برای تصدی این وزارتخانه پیشنهاد شده، هم دانش و هم تجربه در این کار دارد و برای همین معرفی شد. با توجه به حساسیتم به مساله فرهنگ، با اعضای این کارگروه نشستی برگزار و تک تک شاخصها را بررسی کردم. یکی از آنها آقای صفار هرندی که وزیر ارشاد بود گفت که در مجموع افرادی که معرفی شدهاند آقای اسماعیلی را از بقیه شایستهتر یافتهام. رئیسی خطاب به اهالی فرهنگ و هنر گفت: اهالی فرهنگ و هنر بدانند که ما به شما آزادی ندادیم، خدا داده است و ما تضمینکننده آزادیها هستیم. دولت تضمینکننده آزادیهای مشروع است تا بتواند این آزادی را فراهم کند و ظرفیتهای اهالی فرهنگ و هنر شکوفا شود که این کار بر عهده این وزارتخانه است و انشاالله انجام میشود.
سید ابراهیم رئیسی عصر شنبه و بعد از سخنان موافقان و مخالفان درباره کلیات برنامه و کابینه معرفی شده هم سخن گفت: «یکی از مشکلاتی که غیر از موضوع معیشت و کسب و کار در کشور داریم، آسیب دیدن اعتماد مردم است و این اعتماد باید برگردد و بازسازی شود. برگشت این اعتماد در گرو عمل به وعدهها است».
برنامه مفصلی تهیه میشود
رئیسی یادآور شد: در محضر رهبر معظم انقلاب عرض کردم که آن ۶۵ صفحه یک برنامه کوتاه مدت و فوری است برنامه دولت سیزدهم با ۳۰ مساله کشور که برخی از آنها مسائل دستگاهی نیست، بلکه فرابخشی و وزارتخانه ای به آن پرداخته شده است. هم مساله و هم مشکل و راهکارهای برون رفت در آن مشخص شده است. با این قید یک مسئول مستقیم برای هر کدام وزارتخانه شناخته شده است و زمانبندی هم شده است. او گفت: بنابراین به طور مفصل قضیه به عنوان برنامه تحولی برنامه سیزدهم تا چند روز آینده خدمت همه نمایندگان تقدیم میشود و در جریان قرار خواهید گرفت. این برنامه در یک مرحله عنوان پیش نویس دارد و در مرحله دیگر نقطه نظرات نمایندگان و متخصصان و نخبگان نهایی میشود.
استفاده از توانمندی زنان در کابینه و وزیران خلاصه نمیشود
او با تاکید بر استفاده از توانمندی بانوان گفت: استفاده از این ظرفیت ارزشمند را دولت مورد توجه قرار داده و خواهد داد. دیدیم که این ظرفیت میتواند در عرصههای مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نقشآفرین باشد پس حتما مورد توجه دولت خواهد بود. از موضوع استفاده از نقشآفرینی زنان که برای دولت میتواند کارساز باشد غفلت نکردیم و نخواهیم کرد. رئیسی با بیان اینکه استفاده از وجود زنان در وزیران و کابینه خلاصه نمیشود، گفت: استفاده از این ظرفیت در جایجای کشور به عنوان زنان نقش آفرین که تاکنون بودند و ما هم به اثرگذاری آن اعتقاد داریم، انجام میشود.
انتخاب استاندار ویژه برای برخی استانها
رئیسجمهوری درباره مشکلات مطرح شده درباره برخی استان ها هم وعده داد برای این استانها استاندار ویژه انتخاب کند. او گفت: مناطق مختلف و محروم مانند خوزستان، لرستان، سیستان و بلوچستان و بخشهای دیگر مناطق محروم، به طور خاص مورد توجه دولت است و قرار است استانهایی که مشکلات جدی دارد استاندار ویژه انتخاب کنیم تا در جلسات دولت هم حضور پیدا کنند یا اینکه نماینده خاص انتخاب کنیم و از اختیاراتی که قانون اساسی داده استفاده میکنیم تا هر روز شاهد یک مسئله در استانهایی مانند خوزستان و سیستان و بلوچستان نباشیم.
کلیگویی درباره اقوام
رئیسی بدون دادن وعدهای روشن درباره به کارگیری نیروهای اقوام، درباره حضور همه قومیتها در دولت گفت: به همه استانهای کشور اقوام و گویشها احترام میگذاریم و معتقدیم در مناطق مختلف کشور فرهیختگانی هستند که از همه این ظرفیتها در جایجای دولت استفاده میکنیم. از نمایندگان میخواهم این چند روز را که بحث بررسی صلاحیت وزیران است، این کار زودتر انجام شود و نمایندگان با رای اعتماد بالا کمک کنند تا دولت هرچه زودتر با قوت تشکیل شود. او تاکید کرد: همه اقوام عرب، ترک، بلوچ، لر و عجم بدانند که سمت و سوی دولت، صادق اللحن و صادق القول است و برای اجرا و عمل میکوشد. اما شاید برخی از اقدامات زمانبر باشد و مردم توقع دارند کارهای زود هنگام و محسوس انجام شود.
پرویز کردوانی در خانه ابدی آرام گرفت
پیکر پرویز کردوانی، چهره ماندگار و بنیانگذار و رئیس مرکز تحقیقات مناطق کویری و بیابانی ایران در روز جمعه در قطعه نام آوران بهشت زهرا(س) تهران تشییع و به خاک سپرده شد.
در مراسم تشییع و خاکسپاری او که روز چهارشنبه در 90 سالگی درگذشت، فریده گلبو، همسر مرحوم کردوانی گفت: اگر تمام صحبتهایی او از ۴۰ تا ۵۰ سال پیش درباره محیط زیست و مناطق کویری کشور اجرا میشد شاید الان وضعیت بهتری در محیط زیست داشتیم و وضعیت خوزستان این گونه نبود. او ۴۰ سال پیش در بخشهایی از کتابهای خود به غارت آب اشاره کرده است.
به گزارش ایرنا، گلبو که خود نویسنده ۲۲ کتاب است، افزود: دستاوردهای مرحوم کردوانی درباره کویر و جغرافیا بسیار زیاد است و قابل بیان در چند سطر نیست. او کتابهای بسیاری تالیف کرده و دانشجویان بسیار زیادی تربیت کرده است. دریغ و افسوس که عمر همین است و هیچ کسی به این دنیا نمیآید که ماندگار باشد، نه چنگیز به آب حیات رسید و نه اسکندر. به ناچار باید به مرگ تسلیم شد.
پرویز کردوانی به «پدر علم کویرشناسی ایران» شهرت داشت. او در سال ۱۳۱۰ در گرمسار متولد شد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در همین شهر گذراند و پس از اخذ مدرک دیپلم از مدرسه رازی (فرانسوی) در تهران برای ادامه تحصیل در رشته عمران کویر به آلمان عزیمت کرد.
در سال ۱۳۴۵ موفق به اخذ مدرک دکترا با بالاترین امتیاز شد و پس از بازگشت از آلمان در دانشکده کشاورزی ارومیه به فعالیت پرداخت. او سپس به دانشگاه تهران رفت و از سال ۱۳۴۸ در این دانشگاه مشغول تدریس شد.
او مدیریت دفتر مطالعات آموزشی دانشگاه تهران را در سالهای ۱۳۴۸تا ۱۳۵۴ برعهده داشت و بنیانگذار و رئیس مرکز تحقیقات مناطق کویری و بیابانی ایران (۱۳۵۴ تا ۱۳۵۸) بود.
زندهیاد کردوانی مطالعات میدانی فراوانی در مناطق کویری و بیابانی ایران از خود به جای گذاشت و خدمات او نقش مهمی در پیشبرد علم کویرشناسی و مقابله با خشکسالی داشت. او استاد نمونه دانشگاه تهران بود و جایزه مهرگان علم به خاطر تالیف بهترین کتاب سال در زمینه محیط زیست را کسب کرد.
عضویت در بنیاد مطالعات آسیای شبکه آب خاورمیانه، عضو هیات امنای صلح سبز، رئیس کمیته بیابانزدایی انجمن متخصصان محیط زیست ایران و بیش از ۲۰ کتاب دانشگاهی و دهها مقاله علمی به زبانهای فارسی، انگلیسی و آلمانی ثمرات عمر گرانبهای او بود. مجسمه او در زادگاهش گرمسار و تفرجگاهی به نام پرویز کردوانی در جاده گرمسار، تجلیلی به پاس یک عمر تلاش بیدریغ اوست.
گزارش اخیر سازمان ملل از وضعیت آبوهوایی کره زمین، زنگ خطر تبعات جبرانناپذیر تغییرات اقلیمی را به صدا درآورد. تبعاتی مانند افزایش سطح آب دریاها و وقوع سیل در مناطق ساحلی که تا چندین قرن دیگر یا بیشتر از آن ادامه خواهد داشت؛ حتی اگر نشر گازهای گلخانهای و روند افزایش دمای کره زمین را متوقف کنیم.
تمسین ادواردز، دانشمند اقلیمی در دانشگاه کینگز کالج لندن و یکی از نویسندگان گزارش هیات بیندولتی تغییرات اقلیمی یا IPCC سازمان ملل به خبرنگار سیبیسی میگوید برخی از جنبههای تغییرات اقلیمی تا صدها هزار سال دیگر جبرانناپذیر خواهدبود.
خبر خوب این است برخی از اثرات تغییرات اقلیمی مانند افزایش دمای سطح کرهزمین را میتوان با حذف کربن از جو زمین جبران کرد؛ حداقل در تئوری اینگونه است.
امیلی چانگ نگاه دقیقتری به جزییات این گزارش سازمان ملل پرداخته است؛ جزئیاتی مانند اینکه چرا برخی از تبعات جبرانپذیر است برخی دیگر نه؟ معنی آن در رابطه با تاثیر حذف نشر گازهای گلخانهای و کربن چیست؟ و اینکه در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد.
تبعات جبرانناپذیر
گزارش سازمان ملل به شماری از تغییرات اقلیمی میپردازد که هماکنون در حال وقوع است و تا چند قرن دیگر نیز ادامه خواهند داشت؛ حتی اگر نشر گاز دیاکسید کربن فورا متوقف شود. این تغییرات شامل ورود کربن ذخیرهشده از خاک منجمد به جو کره زمین، افزایش دمای آب اقیانوسها و افزایش سطح آب دریاهاست که منجر به وقوع سیل در مناطق ساحلی میشوند.
انتظار میرود برخی از این تغییرات را نتوان تا هزاران سال دیگر جبران کرد. تغییراتی که شامل ذوب شدن ورقه یخی گرینلند، ذوب شدن ورقه یخی جنوبگان غربی، اسیدی شدن و کمبود اکسیژن در عمق اقیانوسها است.
بسیاری از سناریوها به دنبال دستیابی به هدف معاهده پاریس و کاهش روند افزایش دمای کره زمین به کمتر از ۱.۵ درجه سلسیوس تا سال ۲۱۰۰ است. در این سناریوها از مفهومی به نام overshoot یا فراتر رفتن از هدف صحبت میشود.
در این مفهوم گفته میشود که میانگین دمای جهان به طور موقت بیش از ۱.۵ درجه سلسیوس افزایش پیدا میکند چون توانایی و سرعت لازم برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای وجود ندارد. به گفته دیمون متیوز، استاد دانشگاه کنکوردیا و رئیس تحقیقات دپارتمان پایداری و دانش اقلیم، زمانی که نشر دیاکسیدکربن را متوقف کنیم دمای کرهزمین بیش از ۱.۵ درجه سلسیوس گرمتر شده و «به همین ترتیب، اگر بتوانیم گاز دیاکسیدکربن را خارج کنیم، احتمال کاهش دما از نقطه پیک بهوجود میآید».
در این گزارش آمده که بشر قطعا میتواند کاری کند تا دیاکسید کربن از جو زمین حذف و برای مدتی طولانی در آن ذخیره شود؛ فناوری که به نام جذب و ذخیره کربن شناخته میشود. متیوز میگوید: «ایده حذف دیاکسیدکربن مقبولیت بیشتری نسبت به گذشته پیدا کرده و دستیابی به آن احتمال بیشتری پیدا کرده است.»
به گفته متیوز تغییر دمای جهان به طور طبیعی رخ نخواهد داد و به همین دلیل است که خیلیها فکر میکنند تغییرات اقلیمی غیر قابل اجتناب است.
کدام دسته از تغییرات جبرانپذیرند؟ و چگونه امکانپذیر است؟
گزارش سازمان ملل نشان میدهد که تغییر دما و اسیدی شدن سطح اقیانوسها (اما نه در عمق) جبرانپذیر است. در این گزارش اشاره میشود که «تغییرات اقلیمی اگر در همین مسیر باقی بماند صدها تا هزاران سال دیگر ادامه خواهند داشت».
به گفته متیوز تبعات جبرانپذیر با میزان دیاکسیدکربن موجود در جو زمین و اقدام فوری و متناسب با آن ارتباط مستقیم دارد.
بخشی از افزایش دما مربوط به گاز متان است؛ گاز گلخانهای که عمر کوتاهتری نسبت به دیاکسیدکربن دارد اما در جلوگیری از خروج حرارت بسیار قویتر است. طول عمر متان ۱۲ سال است اما دیاکسیدکربن صدها سال.
ماتیوز میگوید: «مثلا میزان گرمایش حاصل از متان نسبت به دیاکسیدکربن قابلیت جبرانپذیری بیشتری دارد. اگر بتوانیم نشر گاز متان را به میزان قابل توجهی کاهش دهیم، در نهایت میتوانیم مقداری از گرمایش حاصل از آن را جبران کنیم.»
فعلا هیجانزده نشوید
دمای کره زمین زمانی به ثبات می رسد که تزریق گاز دیاکسیدکربن به جو زمین را متوقف کنیم؛ مرحلهای که در آن انتشار تولید کربن به صفر میرسد. در این مرحله میزان کربن باقیمانده با روش جذب یا حذف از بین میرود.
به گفته ماتیوز برای حذف دیاکسیدکربن موجود در جو زمین، زمان زیادی لازم است اما این موضوع به نفع نسلهای آینده خواهد بود. ماتیوز میگوید: «تقریبا هیچ تبعاتی را نمیتوان طی چندین دهه جبران کرد.»
چرا نمیتوان برخی از تبعات تغییرات اقلیمی را جبران کرد؟
ماتیوز توضیح میدهد: «هر روندی که شامل اقیانوس یا خاک منجمد یا یخچال طبیعی باشد نیاز به مدت زمان و اینرسی بیشتری نیاز دارد.»
گرگ فلاتو، دانشمند و محقق ارشد تغییرات اقلیمی و محیط زیست در کانادا و معاون رئیس نویسندگان گزارش سازمان ملل میگوید که روندهای کند گرهخورده به یکدیگر نیز مدت زمان موردنیاز را افزایش میدهد. این مورد را هم اضافه کنید که حجم آب در دماهای بالاتر افزایش مییابد.
فلاتو میگوید: «سطح آب دریاها همچنان افزایش پیدا میکنند چون ورقههای بزرگ یخی به زمان بیشتری برای به تعادل رسیدن با دمای جدید را دارند. عمق اقیانوسها نیز زمان بیشتری نیاز دارند تا به اندازهای گرم شود که متناسب با دمای سطح آن باشد.»
به گفته ماتیوز دمای اقیانوسها همچنان به میزان گاز دیاکسید کربنی که از قرنها پیش وارد جو زمین کردهایم، واکنش نشان میدهد. در واقع اقیانوسها تاکنون فرصتی پیدا نکردهاند تا نسبت به انتشار گازهای گلخانهای اخیر واکنش نشان دهند. این اتفاقی است که در دههها و قرنهای آینده رخ میدهد.
تاثیر این تغییرات غیرقابل جبران در نهایت چه خواهد بود؟
پاتریشیا مانوئل، استاد دانشگاه دالهاوزی در هالیفکس مدتهاست که به این موضوع فکر میکند. او درباره اینکه مناطق ساحلی چگونه باید برای تغییرات اقلیمی و تبعات آن برنامهریزی کنند، تحقیق میکنند؛ تبعاتی مانند افزایش سطح آب دریاها به همراه وقوع بلایای طبیعی فاجعهبار و سیلی که به همراه آن میآید.
مانوئل میگوید: «انتشار گازهای گلخانههای کم و بیش ما را با افزایش سطح دریاها در طولانیمدت گرفتار میکند. ما باید برای آن برنامه داشته باشیم.»
به گفته مانوئل این بدان معنی است که باید با جبرانناپذیری و ماندگار بودن آن کنار بیاییم. مردم شامل محو شدن زمینی خواهند بود که تاریخچه زندگی آنها بوده و از قرنها پیش به آن تکیه کردهاند.
مانوئل میگوید: «این یک تغییر ذهنیت واقعی است. آن مناطق ساحلی خیلی دوام نخواهد داشت. فکر کردن به آن نگرانکننده است؛ اینکه بدانی باید از چیزهایی که از جهت فرهنگی و اقتصادی برایت بسیار عزیز بودند، بگذری.»
این تغییرات بسیار کند شکل میگیرند. برنامهریزی و سازگاری با شرایط جدید شاید در تئوری آسانتر باشند اما در عمل بسیار مشکل است: «تاکنون دیدهایم که چقدر سخت است- چون هنوز هیچ اقدامی انجام ندادهایم.»
آیا کاهش انتشار گازهای گلخانهای تاثیری بر آسیبهای طولانیمدت و جبرانناپذیر مانند افزایش سطح دریاها خواهد داشت؟ بله، قطعا.
بالاخره در آینده تغییراتی رخ خواهد داد، اما افزایش انتشار گازهای گلخانهای سرعت تغییر را بیشتر میکنند. فلاتو میگوید: «نرخ افزایش سطح آب دریا به میزان انتشار گازهای گلخانهای در آینده بستگی دارد.»
گزارش سازمان ملل نشان میدهد که اگر انتشار گازهای گلخانهای تا سال ۲۱۰۰ به میزان چشمگیری کاهش پیدا کنند، سطح آب دریاها از ۰.۲۸ متر به ۰.۵۵ متر افزایش پیدا میکند. اما اگر میزان انتشار همچنان بالا باشد، سطح آب دریاها تا پایان قرن احتمالا بین ۰.۹۸ متر تا ۱.۸۸ متر بالاتر میآید. در این شرایط نمیتوان تا سال ۲۱۰۰ مانع افزایش آب دریاها به ۲ متر و تا سال ۲۱۵۰ به ۵ متر شد. اگر افزایش دمای زمین به میزان ۱.۵درجه سانتیگراد باقی بماند، تا ۲هزار سال آینده، میانگین سطح آب دریاها در جهان تا ۲ متر افزایش خواهد داشت. اگر افزایش دما به ۲ درجه سانتیگراد برسد سطح آب دریاها بین ۲ تا ۶ متر افزایش مییابد و اگر دمای کرهزمین ۵ درجه گرمتر شود سطح آب دریاها بین ۱۹ تا ۲۲ متر بالاتر میرود.
به همین ترتیب تغییرات غیر قابل بازگشت در ورقههای یخی، یخچالها، خاک منجمد و اعماق اقیانوسها سریعتر و شدیدتر خواهد بود.
ماتیوز میگوید: «اگر در روند ثبات افزایش دما موفق نشویم، دیگر جبرانپذیری تبعات تغییرات اقلیمی اهمیتی نخواهد داشت. چون تا آن زمان وارد رژیم آبوهوایی جدید شدهایم و باید با تبعات فاجعهبار و شدید آن روبهرو شویم.» ماتیوز در ادامه میگوید دستیابی به هدف کربن صفر کلید این مسئله است. در واقع اولین چیزی است که تعیین میکند چه سطحی از تاثیرات آن را در دهههای آینده تجربه میکنیم.
شاخ و شانه کشیدن برای قرق مردمی
12 شاخ بزرگ را با سیم به یکدیگر وصل کرده و به تابلوی ورودی «حفاظتگاه مردمی منصورآباد» رفسنجان آویزان کردهاند. یکی از خبرگزاریها نوشته این اعتراضِ شکارچیان محلی به قوانین قرق در منطقه است. آنها روی برگهای هم نام قرقبانان را نوشته و به تابلو چسباندهاند. محیط زیست کرمان اما به «پیامما» میگوید افرادی در مدت اخیر برای مخالفت با فعالیت این قرق و ایجاد مشکل، آبشخورهای حیات وحش را آتش زدهاند.
قرق منصورآباد، نخستین حفاظتگاه مردمی است که 10 سال قبل گروهی از شکارچیان برای توقف شکار غیرمجاز در منصورآباد رفسنجان دست به کار راهاندازیاش شدند. آن زمان که دیدند تعداد کل و بز و قوچ و میش به صد راس رسیده و آنها با چشمان خودشان دیدند شکار بیرویه چه بر سر حیوانات و زاد و ولدشان آورده. این منطقه جزو مناطق چهارگانه تحت مدیریت سازمان محیطزیست نیست اما باعث حضور مردم محلی و قانونمندکردن شکار شده است اما در این میان مخالفان هم کم نبودند و در این 10 سال بارها راهاندازی این قرق را ترویج شکار و آسان کردن این کار و شکلگیری آن را دست و پاگیر دانستهاند و حالا با آویزان کردن شاخ از تابلوی این قرق اعتراض خودشان را نشان دادهاند. آنطور که میزان مینویسد آنها میگویند «با تبدیل شدن اراضی ملی منطقهشان به قرق خصوصی، دیگر اجازه ورود و استفاده از طبیعت بکر منطقه را ندارند. در عوض شاهد تفریح و شکار اتباع خارجی و گاه شکارچیان متمول داخلی هستند.» مرجان شاکری، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان کرمان اما به «پیامما» میگوید محیط زیست این منطقه و حیات وحش آن درگیر دعوای میان گروهی شدهاند و سازمان اجازه نمیدهد به دلیل درگیریهای داخلی شاهد چنین اتفاقاتی باشیم. «وقتی شکارچیان منطقه برای کنترل شکار و جلوگیری از کاهش تعداد حیات وحش این گروه را راهاندازی کردند، عدهای که تعدادشان بسیار اندک است در درون همین گروه و بیرون، مخالف برخی از موارد بودند و بعدها شروع کردند به سنگاندازی. پیش از این نه نظارتی بود و نه قرق بانی. هرکس اسلحه به دست در منطقه میگشت. حالا اوضاع فرق کرده و همین باعث شده عصبانی و ناراحت باشند و با رفتارهایی این چنینی واکنش نشان دهند.»
او میگوید افرادی در مدت اخیر برای مخالفت با فعالیت این قرق و ایجاد مشکل، اقدام به آتش زدن آبشخورهای حیات وحش کردند. چه کسی پاسخگوی این بیقانونی است؟ «راهاندازی کاری جدید همواره مخالفان خود را دارد. ما هم نمیگوییم کار بیاشکال است اما این روش مخالفت نیست. آویزان کردن شاخ یا آتش زدن آبشخور چه معنی دارد؟ اصلا چرا یک خبرگزاری رسمی با انتشار چنین خبری در راه بیقانونی قرار گرفته؟»
بعد از این حادثه شاکری به منطقه رفته و با قرقبانان و مسئولان منطقه صحبت کرده است و معتقد است شکارچیان غیرمجاز و آنها که از صدور پروانه و رصد تعداد حیات وحش ناراحتند میخواهند با کارهایی از این دست فشار بیاورند و مشکل ایجاد کنند. او میگوید اصلا مشخص نیست این تعداد شکار مربوط به قرق منصورآباد است یا خیر و حتی مشخص نیست شکار جدید است یا قدیمی. «اداره محیط زیست به جدیت به این موضوع ورود کرده و از مسئولان قرق هم خواستهایم که بررسی و آسیب شناسی کنند که چرا چنین اتفاقاتی افتاده؟ مشکلات چیست و برای کاهش تخلفات چه باید کرد و در صورت عدم بررسی درست، برخورد جدی میکنیم.»
2100 راس حیوان در سال 99
فعالان حاضر در قرق منصورآباد میگویند فقط کافی است به جایی بروید که مرز میان قرق و خارج از آنجاست، آن وقت در روزهای تعطیل لحظهای صدای تیر تمام نمیشود و شکارچیان، تفنگ بر دوش سرریز حیواناتی که از قرق به بیرون میروند را شکار میکنند. نمونهاش حامد ابوالقاسمی، کارشناس حیاتوحش و مدیرعامل گروه دوستداران طبیعت رفسنجان است که میگوید همیشه شکار غیرمجاز وجود دارد، چه در منطقه حفاظتشده و قرق و چه در مناطق آزاد، اما ماجرا آنجا مهم میشود که میبینیم نگرانی برای این مناطق بالاست. «همین 12 شاخ مثالی است از آنکه بیرون محدوده قرق چه خبر است و تا چه میزان ممکن است تعداد بالا باشد و این در حالی است که ما نمیگوییم در منطقه شکار غیرمجاز نمیشود.»
به گفته ابوالقاسمی در این سالها که قرق به راه افتاده آنچنان بر تعداد میش و قوچ و کل و بز افزوده شده که بسیاری از آنها به خارج از محدوده رفتهاند و این نشان از همراهی ذینفعان منطقه با این حرکت دارد. او میگوید: «ما در سال 87 که کار را شروع کردیم تنها 100 راس میش و بز و کل و قوچ داشتیم اما در دو سرشماری در زمستان پارسال تعدادشان 2100 راس بوده و ما دو بار سرشماری انجام دادیم که خطا در کار نباشد.»
به گفته او ماهیت کار از ابتدا تاکنون تغییرات زیادی به خود دیده. روزهای ابتدای شروع به کار انجمن، فضا گنگ بود و فکر میکردند انحصار در کار است اما بعدها بسیاری از مخالفان که وضعیت منطقه را دیدند نظرشان عوض شد و از سویی این اتفاق ارزش افزوده زیادی برای محلیها داشت که بومگردی به راه انداختند و صنایع دستیشان را به فروش گذاشتند. «آمار شکار غیرمجاز در مناطق حفاظتشده زیر نظر دولت و قرق محدود به کشفیات و افرادی که دستگیر میشوند است و از سویی نگاه اشتباهی هم وجود داشت که میگفت این منطقه شکار نداشت و حالا اینها شکار را رونق بخشیدهاند. اما با این قرق حیوانات حفظ شدند و بر تعدادشان افزوده شد؛ کاری که بدون راه انداختن این وضعیت و نظارت بر میزان شکار ممکن نبود.»
سالانه بین 10 تا 20 پروانه شکار صادر میشود
پروانه شکار در قرقهای مختلف به صورت سالانه توسط محیط زیست صادر میشود. هر منطقه با ارائه مستنداتی از زاد و ولد و تعداد حیات وحش اضافه شده به محیط زیست میگوید که در منطقه چه تعداد پروانه میخواهد و سازمان هم بعد از بررسی شواهد تعداد پروانه را اعلام میکند. ابوالقاسمی میگوید در قرق منصورآباد همیشه بین 10 تا 20 پروانه صادر شده و بیش از این میزان تاکنون نبوده و بر اساس قانون از این تعداد پروانه هم سی درصد متعلق به افراد محلی است که سازمان محیط زیست طی قرعهکشی به محلیها میدهد. «ما در قرق منصورآباد به دلیل آنکه به صورت مردمی اداره شده این درصد را به چهل درصد هم رساندیم و یک یا دو پروانه دیگر را هم خودمان در انجمن قرعهکشی میکنیم اما باقی پروانهها فروشی است.»
ابوالقاسمی میگوید برای فروش پروانه شکار در داخل کشور، آنها پولی از فرد نمیگیرند و تنها آن فرد موظف است سه میلیون و هفتصد و پنجاه هزار تومان به خزانه دولت واریز کند اما پروانههایی که به خارجیها فروخته میشود، بابت قوچ کرمان برای مثال 12 هزار و 500 دلار است که به شرکت مجری تور شکار فروخته میشود که از این میزان هم سه هزار دلار به خزانه دولت میرسد. «پارسال اصلا پروانه خارجی نداشتیم. دو سال قبل، یکی دو پروانه خارجی داشتیم. این رقمها برای ما مهم است چرا که هزینه نگهداری از منطقه را باید پرداخت کنیم و منبع درآمد هم همین است. اما این باعث نشده پروانه به داخلیها فروخته نشود.» او میگوید مخالفان فعلی دلشان میخواهد شکار آزاد باشد. دوست دارند صد پروانه شکار صادر شود و هشتاد پروانه به آنها داده شود و این نظارتها را دوست ندارند و همین هم دلیلی برای مخالفت و برخوردشان با ماست.
ابوالقاسمی در میان اعضای انجمن افرادی را میشناسد که وقتی در قرعهکشی پروانه شکار به نامشان افتاده از آن استفاده نکردهاند و پروانه را آزاد کردهاند تا قوچ و میش و کل و بزی با پروانهشان شکار نشود.
یک میلیارد کودک در معرض خطر بحران اقلیمی
مهتاب جودکی: یونیسف با انتشار گزارش تازهای اعلام کرد یک میلیارد کودک در معرض «ریسک بالای» تغییرات اقلیمی قرار دارند.
بر اساس اعلام صندوق کودکان ملل متحد، یونیسف، کودکان جمهوری آفریقای مرکزی، چاد، نیجریه، گینه و گینه بیسائو در معرض بیشترین خطرات ناشی از تغییرات آبوهوایی قرار دارند به طوری که آثار این بحران علاوه بر تحصیلات، سلامت این کودکان را تهدید میکند و آنها را در معرض بیماریهای کشنده قرار میدهد.
این گزارش با عنوان «بحران اقلیمی، بحران حقوق کودکان است: معرفی شاخصهای خطرات اقلیمی برای کودکان» که روز جمعه منتشر شده، اولین تجزیه و تحلیل جامع تغییرات آبوهوایی از منظر آثار آن بر کودکان است. گزارش یونیسف کشورها را بر اساس میزان مواجهه کودکان به تنشهای آبوهوایی و محیطی مانند توفانها و موجهای گرما و همچنین آسیبپذیری آنها در برابر این تغییرات ناگهانی، بر اساس دسترسی آنها به خدمات ضروری، رتبهبندی کرده است.
یونیسف در گزارش خود میگوید تقریباً نیمی از جمعیت ۲.۲ میلیارد نفری کودکان جهان (ساکن در 33 کشور طبقهبندی شده) در معرض «ریسک بالای» تغییرات اقلیمی هستند. بر اساس این گزارش، این کودکان به دلیل نبود خدمات ضروری کافی مانند آب و مراقبتهای بهداشتی و آموزشی، با تنشهای مرگبار آبوهوایی ناشی از تبعات متعدد بحران اقلیمی روبهرو هستند. این یافتهها آمار کودکانی را که امروزه تحت تأثیر این تبعات قرار گرفته را منعکس میکند و میگوید این ارقام به احتمال زیاد با تشدید تأثیرات تغییرات آبوهوایی بدتر میشود.
هنریتا فور، مدیر اجرایی این نهاد وابسته به سازمان ملل میگوید: «برای نخستین بار، از اینکه کودکان در کجا و چگونه در برابر تغییرات آبوهوایی آسیب میبینند، تصویری کامل داریم. این تصویر به طور غیرقابل تصوری وحشتناک است. تنشهای آبوهوایی و محیطی طیف کاملی از شاخصههای حقوق کودکان را تضعیف میکند؛ از دسترسی به هوای پاک، غذا و آب سالم تا تحصیل، مسکن، آزادی و حتی حق بقا. تقریبا هیچ کودکی از این آثار در امان نیست.» به گفته او کودکان سراسر جهان از سه سال پیش صدای خود را بلند کرده و خواستار عمل شدهاند و یونیسف حامی خواسته آنها برای تغییر است، چرا که بحران اقلیمی، بحران ضایع شدن حقوق کودکان است.»
شاخص خطرات آبوهوایی برای کودکان (CCRI) نشان میدهد 240 میلیون کودک به شدت در معرض سیلاب ساحلی، 330 میلیون کودک در معرض طغیان رودخانهها، 400 میلیون کودک به شدت در معرض توفان، 600 میلیون کودک به شدت در معرض بیماریهای منتقله از حشرات، 815 میلیون کودک به شدت در معرض آلودگی سرب، 820 میلیون کودک به شدت در معرض امواج گرما، 920 میلیون کودک به شدت در معرض کمبود آب و یک میلیارد کودک به شدت در معرض سطوح بسیار بالای آلودگی هوا هستند.
بر اساس گزارش یونیسف تقریباً تمام کودکان جهان در معرض یکی از تبعات تغییرات اقلیمی، نظیر موج گرمایش، سیل، توفان، خشکسالی و آلودگی هوا هستند، اما یک میلیارد کودک شهروند ۳۳ کشور همزمان با سه تا چهار مورد از تبعات تغییرات اقلیمی درگیر هستند. همچنین بیشترین کودکان در معرض ریسک، آنهایی هستند که در کشورهای درگیر خشکسالی و بحران آبی زندگی میکنند.
این گزارش همچنین نشان میدهد که بین تولید گازهای گلخانهای و نقاطی که کودکان بیشترین تأثیرات ناشی از آب و هوا را تحمل میکنند، ارتباطی وجود ندارد. به طوری که 33 کشور «بسیار پر خطر» در مجموع فقط در انتشار 9 درصد از CO2 تولیدشده در جهان نقش دارند. این در حالی است که 10 کشور دارای بیشترین انتشار گازها، در مجموع نزدیک به 70 درصد از انتشارات جهانی را تشکیل میدهند و فقط یکی از این کشورها در فهرست «بسیار پر خطر» رتبهبندی شده است.
«هیچ کودکی مسئول افزایش دمای جهان نیست اما کودکان بیشتر از همه آسیب خواهند دید» اما یونیسف از دولتها و مشاغل میخواهد که به حرفهای کودکان گوش دهند و اقدامات کاهش انتشار گازهای گلخانهای را تسریع کنند.
کاهش آبهای زیرزمینی و هشداری برای امنیت غذایی
کل مساحت مجهز به سامانه آبیاری در ایران طی سالهای 1384 تا 1389، حدود 8.85 میلیون هکتار بوده که 62 درصد آن با آبهای زیرزمینی آبیاری می شده است. کل سطح آبیاری و همچنین مساحت اختصاص داده شده برای آبیاری محصولات استراتژیک ایران (یعنی گندم و جو) در دوره 1384-1389 به ترتیب 12 درصد و 16 درصد افزایش یافته است. مناطق آبیاری برای کشت این دو محصول استراتژیک پس از سال آبی خشک 1389-1390 کاهش یافت اما با وجود کاهش کل برداشتها، از سال آبی 1390-1391 مجددا در مسیر افزایش قرار گرفت. این بدان دلیل است که برداشتهای عادی به دلیل افزایش تعداد چاهها افزایش یافته و باعث ایجاد فشار بیشتر بر منابع آب زیرزمینی شده است.
شبکه توزیع آب در ایران به ویژه در بخش کشاورزی ناکارآمد است. توجه به تولید غذا بدون بهبود راندمان آبیاری عامل اصلی اضافه برداشت بیش از حد آب زیرزمینی در ایران است. اضافه برداشت بیش از حد آبخوان شرایطی است که در آن کل آب استخراج شده توسط انسان از میزان شارژ طبیعی در یک دوره زمانی معین فراتر میرود. در کشور ما اضافه برداشت آب زیرزمینی در سالهای اخیر نماد وضعیتی است که در آن ذخایر آب زیرزمینی حتی در سالهای مرطوب از نظر هیدرولوژیکی قادر به بازیابی کامل نیستند. حدود 76 درصد از سطح آبخوان ایران (77 درصد از کل مساحت کشور) تحت اضافه برداشت بیش از حد قرار دارد. اگر روند حاضر برعکس نشود، میتواند عواقب عمدهای ایجاد کند که امنیت اجتماعی، اقتصادی و محیطی زیست ایران را به طور کلی تهدید میکند.اولین قربانی کاهش عمده آبهای زیرزمینی ایران امنیت غذایی کشور خواهد بود. بخش کشاورزی متقاضی بیش از 90 درصد برداشت آب ایران است. حتی در حوضههایی که در حال حاضر به عنوان مناطق دارای اضافه برداشت بیش از حد طبقهبندی نشدهاند، تقاضای آب کشاورزی زیاد است و برداشت عادی به سرعت در حال افزایش است.اثر سوء کاهش آبهای زیرزمینی میتواند به سایر عناصر محیطی نیز گسترش یابد. یکی از این اثرها افزایش قابل توجه شوری خاک و آبهای زیرزمینی است. باشد. هدایت الکتریکی (EC) پارامتری برای ارزیابی شوری آبهای زیرزمینی است که به طور گستردهای در ارزیابی کیفیت آب آشامیدنی و آبیاری مورد استفاده است. میزان افزایش شوری میتواند منوط به تغییر فضایی باشد، در صورتی که میزان آن در مقیاس حوضه از 1.5 تا 183 میتواند متغیر باشد. شوری بر باروری خاک اثر منفی میگذارد و این خود بر تولید مواد غذایی در ایران تاثیر مستقیم دارد. این پدیده در برخی مناطق استراتژیک قابل توجه است و اقدامات فوری برای معکوس کردن این روند لازم است. به عنوان مثال در دو دهه اخیر حوضه کرخه افزایش EC را در حد قابل ملاحظهای نشان میدهد. در حوضه کارون نیز بیشترین تغییر (افزایش) را در EC در بین همه حوضههای آبریز ایران میتوان دید. در بیشترین حوضههای آبی ایران افزایش EC به طور معنیداری با کاهش ذخیره آبهای زیرزمینی مطابقت دارد. برداشتهای بیش از حد از سفرههای آب زیرزمینی EC را از طریق کاهش ذخیره آبهای زیرزمینی افزایش میدهد.این مساله هشداری جدی برای امنیت غذایی ایران بوده و ضروری است که دولت جدید آن را جدی بگیرد.
وقتی فاطمه سی و چند ساله، دور از چشم امارت اسلامی زندگیش را زیر چادر سیاهش پنهان میکرد، به همه بدبختیهایش خوب فکر کرد. به این فکر کرد که سرنوشت هنگام نوشتن از آن خلاقیتهای زیادی به خرج میدهد و شاید برای همین باشد که میگویند، بدبختیهای آدمها شبیه هم نیست. به این فکر کرد که سالها پیش زندگی یک نفر در قومش را جنگ زیر و رو کرده و یکی دیگر از خویشاوندانش شوهرش مرده و یکی دیگر هم اسیر شده. خودش حالا آواره است. آواره میان تمام شوربختیها تا در نهایت یکی که از همه بدتر است نصیبش شود. فاطمه وقت کوچ کردن با دو طفل و یک کولهپشتی به همه این چیزها خوب فکر کرده بود، به اینکه بختش رفو شده اما جای پارگیها هنوز هست. ۲۰ سال پیش هنوز هست، خاطرات طالبها هنوز هست. او حالا که در پارک «شارنو» کابل میان هزاران زن افغان دیگر زیر سقف آسمان سیاه کز کرده فقط به بدبختیهایش فکر میکند، به اینکه زنان اینجا به سرزمین مبتلا به بیخوابی تبدیل شدهاند، خانههایشان سست است، زندگیهایشان سست است اما غمهایشان سخت و استوار است.
فکر و خیال آدم، خاطرات تلخ را زود از یاد میبرد. تلخیها باید فراموش شوند تا آدم بتواند یکبار دیگر روی دو پایش بایستد. «داکتر رابعه» همین کار را کرده بود. خاطرهای تلخ از دورانی که طفل بود را به پستوهای ذهنش سپرده بود و جلو رفته بود. در دانشگاه درس طب خواند و چند سال پیش بنیادی ساخت برای زنان. یک ان.جی.او، یک موسسه خیریه برای آنهایی که سخت فراموش میکردند یا اصلا فراموش کردن را نیاموخته بودند. در خیریه زنان را توانمند کرد، حق و حقوقشان را به آنها آموزش داد و آگاهشان کرد. زندگی اما بالا و پایین زیاد دارد، خلاف آنهایی که میگویند بازگشت به گذشته معنا ندارد، در افغانستان، روبهجلو رفتن از معنا افتاده است. رابعه فکرش را نمیکرد که خاطرهای تلخش دوباره زنده شود و سی و چند سال پیش بدون گرد و غبار بنشیند مقابلش. دختری خرد، مکتب را رها میکند و به ازدواج اجباری بله میگوید. عقد میکند تا دست طالبها از او دور بماند: «فامیل نبودیم، شوهرم هزاره است مثل خودم، اگر در خردی ازدواج نمیکردم، معلوم نبود چه میشود.» دوازده سال بعد از عروسی رابعه، طالبان سقوط میکند: «دوران کرزای شد، آخرین طفل من ۱/۵ ساله بود که مکتب رفتم و فارغ شدم.» آن روزها افغانستان مثل آدمی که از گردباد بیرون آمده باشد، بعد از طالبان مدتی دور خودش چرخید و مثل آدمی که از جنگ برگشته باشد، خاطرات شلیک و تفنگ و سلاح را کم کم از یاد ببرد. دختران رفتهرفته به مکتب خو گرفتند، دانشگاه رفتند، وزیر و وکیل شدند و همه چیزهایی که فراموش کرده بودند را از نو به خاطر آوردند، عاشق شدند، سفر رفتند، خواندند: «خیلی طول کشید، تا تاثیر طالبها از ذهن خانوادهها پاک شود. در آن دوران زنان اجبارا باید چادر میپوشیدند، نمیتوانستند دکتر بروند، نمیتوانستد سودا و مواد غذایی بخرند، حتی اگر زنی با سن و سال کلان بود، بدون محرم نباید بیرون میرفت، حتی اگر محرمش طفل ۴ یا ۵ ساله میبود.» رابعه در میان خاطراتش به سنگسار هم بر میخورد. مجازات شرعی برای گناهی زنانه که احتمالا دوباره برقرار شود. «تاثیر طالبان تا سالها بعد در خانوادهها هم بود. سختگیری زیادی داشتند مثلا تا مدتها اگر شوهر زن در جبهه میمرد باید با برادر شوهر وصلت میکرد.» زنان شرقی اما پیشانینوشتشان کوشش کردن برای تغییر بود. حالا چه؟ از آن همه کوشش و تغییر چه باقی مانده است؟ رابعه پشت خط تلفن واتساپ سکوت میکند. اینترنت هم مانند رابعه به سکوتش ادامه میدهد، افغانها میگویند وضعیت اینترنت، این روزها مثل حال مردم سرزمین است، اتصال گاهی ممکن است و گاهی غیرممکن: «در تمام زنان سراسیمگی به وجود آمده، خانمها از وضعیت نگرانی جدی دارند، نگرانی پیش آمده که بتوانند مکتب بخوانند، بتوانند فعالیتهایی که داشتند را ادامه بدهند. بسیاری از زنان از ولایتها مهاجر شدند، بیش از ۱۰ هزار نفر، زنان بیسرپناهی که شوهرشان در جبهه شهید شده، با طفل خود با چهار، پنج بچه به کوچه و پس کوچههای کابل آمدند. نه آبی دارند، نه غذایی نه سرپناهی بدون امکانات بهداشتی بدون هیچی. بیسرنوشت هستند.» رابعه میگوید در بسیاری از ایالتهای فراه و فاریاب زنان شناخته شده خودشان را در خانه حبس و زندانی کردند تا طالبها از حضورشان بویی نبرند و به نکاح اجباری درنیاورند: «من سخت نگرانم. شوهرم مدام مرا دلداری میدهد که چرا نگران هستی، من میگویم شاید اگر طالب بیاید همین همسایهها مرا به آنها معرفی کنند. اینجا جامعه افغان است، بعضیها سخت رقیبند، دوست ندارند که خانمها سرکار باشند، دوست ندارند که من خانمها را جمع کنم و آنها را به جامعه ببرم، کوشش میکنند که مرا حذف کنند. میترسم همینها مرا لو بدهند.» رابعه میگوید در این روزها زنانی را دیده که مهاجرت کردند، جمعیتی روانه کانادا شدند و جمعیتی راهی آمریکا و حتی ایران. خودش اما ماندگار است: «۳۰ تا خانم به من در اینجا وابستهاند، سخت است که رها کنم و بروم.»
آتش بر جان شمامهها
سال ۷۹ وقتی ملاعمر رهبر طالبان فتوا داد تا مجسمههای «شمامه» و «صلصال» بودا در بامیان را به آتش بکشند، سمیه فقط چهار سال داشت. هرچند که آتش از صلصال و شمامه تنها دو حفره کوچک باقی گذاشت اما دو مجسمه در ذهن مردم افغانستان پررنگ باقی ماند. مردم برجستگیها، فرورفتگیها و تمام ظرافت تندیسها که زمان ساختشان به سالهای ۳۰۰ تا ۷۰۰ میلادی میرسید را در یادشان ثبت و ضبط کردند. همین ثبت و ضبط دقیق ذهنی بود که وقتی نوبت به انتخاب گروه موسیقی رسید، شمامه مثل ناقوس کلیسا چندباری در ذهن سمیه و دوستانش زنگ زد و آنها نام گروهشان را به نام تندیسی گذاشتند که ۲۰ سال پیش آتشش زدند. هنوز هرات سقوط نکرده است که سمیه آوازهخوان بعد از دو بوق، تلفنش را پاسخ میدهد، علوم اجتماعی خوانده و بنیاد دهکده مهر را چند ماهی بعد از آمدن کرونا در کابل راهاندازی کرده است: «خرد بودم که علاقهمند به موسیقی شدم زمینه مساعد شد که بروم روی استیج، راستش خواندن بزرگترین تابو بود، ریسک کردم. الان هم که زنده هستم معجزه است. دختر جوانی باشی که در این جامعه بخوانی؟» از پای تلفن با اینترنتی که پایش وقت تماس صوتی میلنگد هم، میشود خندههای سمیه را تشخیص داد، خندههایی از سر بیخبری که دو روز بعد، وقتی طالب به ۸۰ کیلومتری کابل میرسد، تغییر ماهیت میدهد و اشک میشود: «ما اینجا هنوز زندهایم، هنوز نفس میکشیم.» نقطه مشترک روایت سمیه با باقی زنان افغانستان بعد از آمدن طالبان، نگران بودن است، نگرانی که شکل و شمایلش به هر زن که میرسد، تغییر میکند: «من سه خواهر و برادر دارم، همه نگرانی دارند، یکی نگران جان است و دیگری نگران ادامه فعالیتهایش. همه ما وحشیگری و توحش از طالب دیدیم و میدانیم جان تمام دخترها در خطر است. صبح که از خانه بیرون میشویم، ضمانت نداریم که برگردیم، نمیدانیم چه بر سر مکاتب میآید، خیلیها در فکر مهاجرتند، خیلیها تلاش میکنند و منتظرند تا به ایران بیایند.» سمیه هم در فکر رفتن است اما نمیداند اگر برود سرنوشت بنیاد ۹ ماههاش چه میشود: «افغانستان کشور جنگزده است، فقر زیاد دارد، دانشگاه میرفتم طفلی را در خیابان دیدم که گدایی میکرد، تا مغز استخوانم سوخت، خواستم کاری کنیم، در ایام قرنطینه جواز گرفتم، این مدت خوشبختانه چند پروژه گرفتم، بیشتر برای اطفال و زنان سرپرست خانواده کار میکنم.» او همین چند ماه پیش برای بازماندگان مکتب سیدالشهدا روانشناس و مواد غذایی فرستاده بود. اتفاقی که بسیاری آن را شروع جست و خیز طالبان در کابل فرض کردند: «درباره سرنوشت دهکده مهر چیزی گفته نمیتوانم، امیدوارم که کار ما متوقف نشود، در همین مدت تلاش زیادی کردم که ماهیگیری به مردم یاد دهم، برایش نگرانم همین هم باعث شده فعلا بمانم.» بعد دیگر زندگی سمیه و زنانی که جسارت خواندن پیدا کردند هم بعد از آمدن طالبان در محاق است. او میگوید زنان کمی این روزها در افغانستان میخوانند و بعد از آمدن طالبها صدای زن دیگر شنیده نمیشود: «شاید ۵ نفر بیشتر نباشیم. اکثرشان اروپا هستند.» سمیه پاپ میخواند و این روزها از گروه بیرون آمده، با خنده میگوید: «هنوز کاری نکردم که بشود رویش حساب کرد.» مردم افغانستان اما مثل او فکر نمیکنند، هنوز هم امیدوارند و شعرهای او را زمزمه میکنند: «دگه از جنگ و ناکامی نخوانیم/محبت باشه همنام وطنمو.»
دختران دست و پا بسته در تابوت
میگویند خاطرات جنگ تا هفت نسل در حافظه سلولی جنگزدهها باقی میماند. حتی اگر هفتاد سال هم گذشته باشد، وژمه ۲۴ ساله، تصویرش از طالب همانی است که قبلا دیده و شنیده نه تغییر میکند و نه اصلاح میشود: «زنان افغانستان خاطراتی از امارت اسلامی در ۲۰ سال قبل دارند. میدانند که آنها متعهد به ارزشهای انسانی و حقوق زنان و حقوق بشر نیستند. پس از تصرف هر ولسوالی خبرهای ناگواری به گوش ما رسیده است.» وژمه برای ادامه تحصیل و دکترا خواندن راهی هندوستان شده، وطن را ترک کرده اما افغانستان هنوز در او با هزار و یک فکر و خیال تازه و زنده است: «گذر زمان بر آن کس که میرود توفیر دارد با گذرش بر آن کس که میماند. کسی که رفته در زمان گرفتار است»۱ وژمه در کابل فعال اجتماعی بود و سالها در بنیاد و ان.جیاوهای مختلف درباره نکاح اجباری و کودک همسری و جهاد نکاح روشنگری کرد و مقالهها نوشت. همه چیزهایی که گفته بود حالا با خاطرات تازه آمیخته میشود. او میگوید: «اعضای چند انجمن به تازگی تایید کردند که طالبان، دختران جوان بین ۱۸ تا ۲۲ ساله را بیهوش میکنند، به بهانه انتقال جسدهای خودشان، آنها را در تابوت میاندازند و انتقالشان میدهند، از سرنوشت این زنان هیچ خبر تازهای منتشر نشده. خبر دست به دست نشده به حدی فاجعه بزرگ است که گویا اشاعه دروغ باشد اما این کار صورت گرفته است.» سکوت اینبار دنباله فاجعه بزرگ را میگیرد، دختران و زنان دست و پا بسته چه سرنوشتی دارند؟ وژمه دنباله حرفش را با خبرهای تلختری میگیرد، واقعیت آدم را میخکوب میکند: «زنان ۲۰ سال شبانهروز تلاش کردند تا حقشان را به دست بیاورند، این مایوسکننده است که اجازه بیرون رفتن بدون محرم را نداشته باشند. اعلام کردهاند که حتی زنان ۴۰ تا ۵۰ ساله که «مادر کلان» هستند هم بدون محرم بیرون نیایند زیرا ممکن است دست به فحشا و فساد بزنند.» وژمه میگوید تقریبا تمام اخباری که این روزها درباره نکاح اجباری طالب با یکی از دختران خانوادهها منتشر شده، درست است، میگوید در بسیاری ولایتها مکاتب بسته شده و گفته شده «زنان و دختران تا اطلاع ثانوی از خانه بیرون نشوند». وژمه از مهاجران هم آماری دارد، فراخوان آمریکا و کانادا برای پذیرش زنان افغانستانی به نظر کافی نمیآید: «حدود ۲ هزار خانم از فعالان و انجیاوهایی که مربوط به آمریکاییها بوده، ویزای پناهندگی گرفتند، اما ما در افغانستان ۲ هزار زن فعال نداریم، ما در هر ولایتمان بیش از ۱۰۰ هزار زن فعال داریم که باید نجات پیدا کنند.»
اندوه نمیماند
طالبان حالا ۵۰ درصد سرزمین افغانستان را زیر پای خود دارد. آنهایی که سیاست میدانند میگویند، رئیسجمهور غنی همین روزها استعفا میکند و افغانستان از پا در میآید، وژمه اما میگوید عمر شادی طالب زیاد نیست: «من فکر میکنم، نابرابری، ناعدالتی و تبعیض عمرش کوتاه است، بازی کلان سیاسی از دسترس افغانها خارج است، هر نوبت با مردم افغان بازی میشود اما من به این باور رسیدم که شهروندان تن به ذلت نمیدهند، شاید همان وضعیت گذشته را تجربه کنند اما به نظرم قرار نیست که خیلی چیزها عقبگرد داشته باشد، ما بسیار زیاد به عقب نخواهیم رفت.»
رنج آوارگی
شارنو، پارک زنانه کابل که روزگاری محیطی برای ورزش و تفریح بود، حالا به مامن و پناهگاه زنانی تبدیل شده که در سرزمین خودشان فراری شدند. فاطمه یکی از همینهاست. فعالان حقوق زن میگویند وزارتخانهها کوشش میکند به او و ده هزار زن دیگر یاری برسانند اما این امکان در افغانستان فراهم نیست. اسم و تصویر این زنان حالا در تمام خبرها پر شده و دردهایشان تکثیر میشود: «در اطراف پارک بسیاری چشمکپرانی میکنند، اخلال ایجاد میکنند، خانمها سخت از این مساله متنفرند.» سرنوشت وقت نوشتن از بدبختی خلاقیتهای زیادی از خودش به خرج میدهد، اما برای فاطمه و دوستانش یک اشتراک قائل شده: «هرجا کوچ کنی، رنج هم خودش را به تو میرساند.»
________________
۱. جملهای در کتاب کورسرخی،
نوشته عالیه عطایی.
