بایگانی مطالب نشریه

«محمود زند‌مقدم» مردم‌شناسِ گشاده‌دست

بعد از آشنایی با کتاب «حکایت بلوچ» اثر محمود زند مقدم، این کتاب را در کلاس‌های درسم به عنوان کتابی شاخص در مطالعات مردم‌نگارانه به دانشجویان معرفی کردم. ما بارها این کتاب را با هم در کلاس‌ خواندیم و آنچنان نکات مهم و جذابی داشت که قابلیت یاددهی آن را به دانشجویان بالا می‌برد. این در حالی است که زند مقدم ابتدا به عنوان کارمند سازمان برنامه و بودجه راهش به بلوچستان باز می‌شود اما از دل این سفر همنشینی طولانی مدت و سالیان دراز با مردمان این خطه به دست می‌آید. او سالیان متمادی ارتباطش را با مردم آنجا حفظ می‌کند و حضور مستمر و معاشرت دائمی‌اش با آن خطه باعث نگارش هفت جلد کتاب درخشان می‌شود. کاری که دقیقا یک مردم‌شناس باید انجام دهد را او با آرامش و حضور همیشگی‌اش به بهترین شکل ممکن انجام می‎دهد.
علاوه بر اینکه این کتاب از ابعاد انسان‌شناسی و مردم‌شناسی بسیار کتاب مهم و درخور اهمیتی است، باید گفت قلمی که دکتر زند مقدم در نوشتن این کتاب به کار برده هم بسیار شیوا و زیباست و بیش از پیش در جذب مخاطب کمک‌کننده است. او نگاه اجتماعی قوی و نثر زیبایش را به درستی تلفیق می‌کند تا این اثر اهمیتش دوچندان شود. هرچند نمی‌توان آثار مختلف را با یکدیگر قیاس کرد اما از ابعادی این کار با آثار غلامحسین ساعدی و تک نگاری‌اش درباره مراسم زال و یا نوشته‌های سیروس طاهباز و… در یک راستا قرار دارند. تفاوت موجود اما در این است که ما در چهار دهه گذشته نمونه‌ای به این برجستگی نداشته‎‌ایم.
این مورد برای تمام پژوهشگران مردم‌شناسی نمونه قابل استنادی است که می‌تواند برایشان در تحقیقات راهگشا باشد. این در حالی است که ما در دهه‌های ۷۰ و ۸۰ علاقه و اقبال به مردم شناسی‌هایی از این دست را کمتر شاهد بودیم اما در حال حاضر توجه به انجام کارهایی از این دست بیشتر شده است و این خود جای خوشحالی دارد که پژوهشگران این حوزه، پرداخت به زیست مردم را با در کنار آنها بودن و ارتباط مستمر می‌بینند. هرچند کاری که محمود زند مقدم انجام داد در عین گشاده‌دستی و فراغ بالی بود. نکته‌ای که بسیاری از پژوهشگران ممکن است نتوانند مانند او با این کار مواجه شوند.

در سوگ پرنده‌شناس ایران

نخستین آشنایی من با دکتر اسکات با تاخیر زیاد و توسط دکتر خالقی‌زاده صورت گرفت. بنا داشتیم مجموعه پرونده‌هایی درباره بزرگان حوزه حیات‌ وحش منتشر کنیم و درباره پرندگان سراغ مهندس علی ادهمی رفتیم، پیشکسوتی که به همراه دکتر درک اسکات پرنده‌شناس شهیر انگلیسی گوشه به گوشه ایران را در جستجوی پرندگان و تهیه لیستی از آنها گشته بود. همزمان با فعالیت این گروه مهندس بیژن فرهنگ‌دره‌شوری به همراه مهندس فرد هرینگتون روی پستانداران ایران تحقیق و پژوهش می‌کردند. در نهایت نیز از کار این گروه دو کتاب منتشر شد: راهنمای پستانداران ایران و پرندگان ایران.
با وجود نقش بی‌بدیل اسکات در دانش پرنده‌شناسی ایران، نام او کمتر میان دوستداران حیات‌ وحش شناخته شده است. شاید همین ناشناخته بودن سبب شد تا خبر درگذشت او خیلی دیر به شبکه‌های اجتماعی دوستداران محیط‌ زیست ایران راه یابد و در نهایت نیز کمتر مورد توجه قرار گیرد. با این حال ما در تحریریه «پیام ما» در این روزهای پرالتهاب تصمیم گرفتیم با انتشار پرونده‌ای یادی کنیم از «درک اسکات» از زاویه کسانی که یا با او در دوره‌ای کار کردند و یا آگاه به خدمات ارزشمند او هستند. ما بر این باوریم که تنها قدرشناسی از زحمات بزرگان محیط‌ زیست این سرزمین می‌تواند نویدبخش آینده‌ای بهتر برای ما باشد.

 

عاشق ایران

| هوشنگ ضیایی |

| پیشکسوت محیط‌ زیست |

به نظر من دکتر اسکات را باید پایه‌گذار علم پرنده‌شناسى نوین در ایران نامید. در سال ۱۳۴۹ که در بخش تحقیقات سازمان شکار‌بانى و نظارت بر صید که نام آن «توسعه و بررسى» بود مشغول به کار شدم تنها پرنده‌شناس سازمان افسر شکاربان ماشاء‌الله بهرامى بود. ایشان مدتى با آقای فرگوسن که مدتى در ایران اقامت داشت کار کرده بود. آقایان ادهمی و فاضل که فارغ‌التحصیل رشته زیست‌شناسى دانشگاه شیراز بودند تازه به سازمان آمده و دوران سربازی خود را در این بخش مى‌گذراندند. هر چند قبلا مطالعاتى توسط برخى از افراد ایرانى و خارجى در مورد پرندگان ایران صورت گرفته بود ولى هیچ‌گونه منبع فارسى که بتوان به وسیله آن پرندگان را شناسایی کرد در سازمان وجود نداشت. تنها مرجع مورد استفاده ما براى شناسایی پرندگان در طبیعت کتاب «راهنمای صحرایی پرندگان اروپا و شمال آفریقا» به زبان انگلیسى بود که اکثر پرندگان و به خصوص پرندگان مهاجر ایران را نیز در بر مى‌گرفت. در اواخر سال ۱۳۴۹ با ورود آقاى دکتر اسکات که فردى جوان، پرانرژى و باسواد بود تحولى اساسى در امر شناسایی، پراکندگى و عادات و رفتار پرندگان ایران صورت گرفت. آقاى اسکات در فصول مختلف سال به تمام مناطق کشور و مناطقى که تا آن زمان هیچ زیست‌شناسى به آنجا قدم نگذاشته بود سفر کرد و برای هر منطقه چک‌ لیستى از پرندگان که در آن وضعیت حضور پرنده را در فصول مختلف نشان مى‌داد، تهیه کرد.
پس از تهیه چک لیست نهایی و کامل پرندگان ایران که به زبان انگلیسى بود جلسات زیادى براى تعین نام فارسى گونه‌ها تشکیل و پس از بحث‌ها و تبادل اطلاعات بالاخره اسامى فارسى براى کلیه پرندگان شناخته‌شده ایران تعین شد.
آشنایی من با دکتر اسکات از همان اوایل ورودش به ایران صورت گرفت و پس از مدتى، این آشنایی تبدیل به دوستى شد. در همان اوایل با «جوآنا» که دخترى مهربان و دوست‌داشتنى بود ازدواج کرد. او از من که در آن زمان مسئولیت محیط زیست خوزستان را عهده‌دار بودم دعوت کرد که در جشن ازدواج آنها حضور داشته باشم و من هم پذیرفتم. مراسم عقد در سفارت انگلیس و سپس جشن مختصرى نیز برگزار شد. آنها سپس برای ماه عسل و تایید وجود سیاه خروس عازم منطقه حفاظت شده ارسباران شدند.
دکتر اسکات علاوه بر دانش وسیعى که در پرنده‌شناسى داشت مردى بسیار مهربان، بى‌تکبر و سختکوش بود. یادم است سفرى در فصل گرم سال به اتفاق جوآنا به خوزستان آمده و در میان جنگل دز چادر زدند. صبح زود صبحانه مختصرى با هم مى‌خوردیم و به سرعت به طرف زیستگاه‌هاى مورد نظر و یا مکان‌هایى که صداى پرندگان شنیده مى‌شد، مى‌رفتیم.
او اغلب پرندگان را از روى صداهایشان تشخیص مى‌داد. همچنین با وجود اینکه اهل مناطق سردسیر شمال انگلیس بود ولى گرما و شرجی طاقت‌فرساى جنگل‌هاى دز را به خوبى تحمل مى‌کرد. ما اوایل شب به محل چادر برمى‌گشتیم «جوآنا» که عاشقانه «درک» را دوست داشت با گرمى و مهربانى زایدالوصفى از ما پذیرایی مى‌کرد. ما سه روز در این محل اقامت داشتیم. در روز دوم دو نفر از کارشناسان تازه استخدام به علت عدم تحمل شرایط سخت کارى از همراهى با ما عذرخواهى کردند. یکى از آنها نیز همانجا با اعلام استعفایش از من خداحافظی کرد. در روز سوم نیز محیط‌بان منطقه که واقعا مریض شده بود با ما نیامد.
دکتر اسکات پس از جمع‌آورى اطلاعات لازم، اقدام به نوشتن کتاب پرندگان ایران کرد. ترجمه این کتاب به آقاى على ادهمى کارشناس خبره و ارشد سازمان واگذار شد. پس از آن به پیشنهاد اینجانب ویرایش متن کتاب به آقاى مروج همدانى واگذار شد. آقاى مروج که در دانشکده زیست‌شناسى دانشگاه جندى‌شاپور اهواز تدریس مى‌کرد فردى علاقه‌مند به پرندگان و مدت زیادی در موزه تاریخ طبیعى بریتانیا روى نمونه‌هاى پرندگان و به خصوص پرندگان ایران کار کرده بود. در مذاکراتى که اینجانب و آقاى ادهمى با ایشان داشتیم ویرایش کتاب را با شرایطى قبول کردند و بالاخره کتاب پرندگان ایران در سال ۱۳۵۴ به چاپ رسید. شایان ذکر است که با رایزنى‌هایى که توسط آقاى دکتر اسکات با نقاشان مختلف خارجى انجام شد تصاویر کتاب تهیه و در اختیار سازمان قرار گرفت، چاپ تصاویر و نقشه‌ها نیز با نظارت اقاى اسکات در انگلستان انجام شد.
این کتاب متجاوز از ۴۰ سال، تنها مرجع شناسایی پرندگان ایران بود و هم‌اکنون نیز به عنوان یک مرجع معتبر مورد استفاده قرار مى‌گیرد. دکتر اسکات عاشق ایران بود و شدیدا به این سرزمین عشق مى‌ورزید. سال‌هاى بعد از انقلاب که به علت عملکرد ضعیف سازمان تعداد زیادی از زیستگاه‌هاى پرندگان مورد تخریب قرار گرفته بود و زمزمه‌هایی مانند تغییر نام کنوانسیون رامسر در مجامع بین‌المللى مطرح بود او بیشتر از نمایندگان کشورمان از منافع ایران دفاع مى‌کرد.
آقاى دکتر اسکات افراد زیادى را با علم پرنده‌شناسى و نحوه انجام مطالعات در مورد آنها آشنا کرد که از میان آنها مى‌توان از آقایان ادهمى، کهرم، منصورى، وزیرى و افتخار را نام برد. او تا اخرین روزهاى زندگى خود با اغوش باز از هرگونه راهنمایی و همکارى با دانشجویان، محققان و نویسندگان و دیگر افراد علاقه‌مند ایرانى دریغ نمى‌کرد. روحش شاد و یادش گرامى باد.

 

«درک اسکات» با همان شوخ‌طبعی و سرزندگی همیشگی، ضمن تشکر از این دعوت، گفت که در زمان کنفرانس در حال سفر با کشتی به سمت آلاسکا خواهد بود. حیف که نتوانست برای آخرین بار تجربیات و مشاهدات ارزشمندش از سال‌ها کار در ایران را با دانشجویان ایرانی به اشتراک بگذارد

به یاد دکتر درک اسکات

| ابوالقاسم خالقی‌زاده |

| استادیار بیولوژی و کشاورزی موسسه تحقیقات گیاه‌پزشکی کشور |

دکتر درک آلبرت اسکات، پرنده‌شناس سرشناس انگلیسی، زاده 27 ژوئن 1944- مرگ 22 نوامبر 2022، در حدود سال 1345 خورشیدی وارد ایران شد. او یکی از پرنده‌شناسان و پرنده‌نگران شناخته‌شده بود و رساله دکتری‌اش را در دانشگاه آکسفورد درباره مرغ‌های توفان در سپتامبر 1970 دفاع کرد. اسکات از اکتبر 1970 تا تا مارس 1976 به عنوان مشاور پرنده‌شناسی سازمان حفاظت محیط زیست ایران مشغول فعالیت بود. او همچنین برای بسیاری از نهادها و سازمان‌های جهانی، بین‌المللی، منطقه‌ای و کشوری نقش مشاور بین‌المللی پرنده‌شناسی، تالاب‌ها و پرندگان آبزی را ایفا می‌کرد. او به عنوان یکی از متخصصان پرندگان آبزی و تالابی در جهان سال‌ها مسئول تهیه گزارش‌های سرشماری پرندگان آبزی، کتاب اطلس پرندگان آبزی و نیز کتاب اطلس پرندگان کنار آبزی جهان و همچنین کتاب راهنمای تالاب‌های خاورمیانه بود. علاقه اسکات به دیدن پرندگان جهان سبب شد تا با سفر به حدود 140 کشور جهان و ثبت حدود 7500 گونه یعنی حدود سه چهارم از گونه‌های پرندگان جهان را با چشم و گوش خود لمس کند. در سال 1998، با دوستش همه خانواده‌های پرندگان جهان را در یک سال دید و رکورد آنها در گینس ثبت شد. دکتر اسکات معمولا هر سال چندین ماه با همسرش در یک جزیره کوچک به وسعت 5.6 کیلومتر مربع در جنوب غرب ایرلند و رو به اقیانوس اطلس اقامت داشت. عشق او به پرنده‌نگری سبب می‌شد که تا آخرین روزهای عمرش، به جز روزهای بستری شدن در بیمارستان، به تماشای پرندگان بپردازد. همسرش جوآنا در 9 مارس 2018 پس از چندین سال مقاومت در برابر سرطان درگذشت. دکتر اسکات نیز در تاریخ 22 نوامبر 2022، 1 آذر 1401 پس از تحمل چندین ماه بیماری، نشستن روی ویلچر و بستری شدن در سن 78 سالگی چشم از جهان فرو بست و علی‌رغم انتشار چندین کتاب و مقاله‌های بسیار، ما از خرمن گران‌بهایی از دانش و تجربه درباره پرندگان ایران و جهان محروم شدیم.

از درک اسکات بیش از 400 اثر علمی ارزشمند بجا مانده است که برخی از آنان در نشریه پرنده‌شناسی PODOCES به دعوت سردبیر نشریه آقای دکتر ابوالقاسم خالقی‌زاده تدوین و نشر یافته است

اسکات و فیروز سرمایه‌های طبیعت ایران

| محمدصادق فرهادنیا |

| دکتری جانورشناسی دانشگاه آکسفورد|

اواخر اسفندماه سال 1400، وقتی برای آخرین بار با درک اسکات تلفنی صحبت کردم، تصور نمی‌کردم این آخرین گفت‌وگوی ما باشد. در آن گفت‌وگو، از او به نمایندگی از دانشگاه شهرکرد که قرار بود تابستان امسال میزبان کنفرانس زیست‌شناسی باشد، به عنوان سخنران کلیدی دعوت کردم.
«درک اسکات» با همان شوخ‌طبعی و سرزندگی همیشگی، ضمن تشکر از این دعوت، گفت که در زمان کنفرانس در حال سفر با کشتی به سمت آلاسکا خواهد بود. حیف که نتوانست برای آخرین بار تجربیات و مشاهدات ارزشمندش از سال‌ها کار در ایران را با دانشجویان ایرانی به اشتراک بگذارد.
من تجربه چندانی در زمینه پرنده‌شناسی ندارم و طبیعتا کمتر فرصتی برای همکاری و تعامل با درک اسکات داشته‌ام ولی مشاهدات اندکی در سال‌های اخیر به واسطه جمع‌آوری و تدوین تاریخ شفاهی حفاظت از محیط زیست ایران در سال‌های گذشته داشته‌ام که شاید برای علاقه‌مندان به محیط زیست ایران جالب باشد.
درک اسکات در دانشگاه آکسفورد تحصیلات خود را در زمینه پرنده‌شناسی به پایان رساند. وقتی در سال‌های آخر تحصیل خود بود، نامه‌ای از سوی اسکندر فیروز ریاست وقت سازمان محیط زیست به دانشگاه آکسفورد و موسسه پرنده‌شناسی Edward Grey، که امروزه یکی از بزرگترین مراکز مطالعات رفتارشناسی و تکاملی پرندگان در دنیاست، ارسال و در آن از دانشگاه آکسفورد درخواست می‌شود متخصصی در زمینه پرنده‌شناسی به ایران معرفی شود و این سرآغاز پیوند خوردن درک اسکات با پرندگان و پرنده‌شناسان ایرانی است.
در گفت‌وگوهایی که با درک اسکات داشتم، او به نیکی از اسکندر فیروز یاد می‌کرد و یک بار به من گفت اسکندر فیروز بزرگترین دارایی asset سازمان محیط زیست در آن سال‌ها بود. وقتی چند سال قبل پس از فوت اسکندر فیروز با او تماس گرفتم تا حالش را بپرسم و از آخرین اسلایدهای قدیمی که می‌توانم به ایران ببرم، پرسیدم، خبر فوت فیروز را هم به اون دادم و چه با احترام از او یاد کرد.
درک اسکات کارهای بزرگی برای ایران کرد. در زمانی که او در ایران بود، معمولا همراه با همسرش مرتبا به بخش‌های مختلفی از ایران سفر داشت و تصاویر و گزارش‌های زیادی جمع‌آوری می‌کرد. تا زمانیکه او در ایران بود، بیش از 400 گونه پرنده مختلف در ایران ثبت کرد.
آنچه بیش از همه در برخوردهای محدودم با درک اسکات در یادم مانده، تواضع و فروتنی بیش از حد او بود. درحالیکه می‌دانستم که او با دانشجویان و متخصصان زیادی از ایران در ارتباط است، مثلا برای جمع‌بندی نقشه‌های پراکنش پرندگان، بررسی روند وضعیت پرندگان از گذشته تاکنون و یا حتی موارد زیادی از بازخوانی مقالات دانشجویان ایران و کمک در ترجمه آنها، هیچ‌گاه اشاره‌ای به نقش خود و کمک‌های بی‌دریغش به پرنده‌شناسان ایرانی نمی‌کرد. او به نیکی از بسیاری از پرنده شناسان ایرانی یاد می‌کرد. او هیچ‌گاه درباره فعالیت‌های خود در حدود 5 سال حضور در ایران بزرگنمایی نکرد که من چنین کردم و چنان کردم.
وقتی قبل از کرونا توانستم پس از یک روز سفر و تعویض قطارهای مختلف خود را به منزلش در یک شهر ساحلی و خلوت در جنوب غربی انگلستان برسانم، بی‌دریغ حتی از موجودی اندک یخچالش به ناهار ساده‌ای دعوت کرد و تا ساعت‌ها به سوالات من درباره حفاظت محیط زیست در دهه 1350 پاسخ داد.
وقتی در پایان می‌خواستم از او خداحافظی کنم، به او گفتم تو اسلایدهای زیادی از ایران داری که ما در ایران هیچ نسخه‌ای از آنها نداریم. اجازه می‌دهی این اسلایدها را به ایران ببرم تا در اختیار محققان و علاقه‌مندان ایرانی قرار بگیرد؟ بدون تامل گفت هر کدام را می‌خواهی ببر. من دو کیسه بزرگ شامل بیش از 6000 اسلاید از تصاویر مناطق و حیات وحش ایران در دهه 1350 از او گرفتم، همراه با دفاتر یادداشت و گزارش‌های مشاهدات فراوان.
چند روز پس از عید نوروز امسال، درک اسکات برای آخرین بار تصاویر جدیدی که اسکن کرده بود را برایم فرستاد. در یکی از آن تصاویر، دریاچه تشک و بختگان بود که تقریبا خشک بود و او با خودروی ژیانی که سازمان محیط زیست در آن سال‌ها به او داده بود، برای بررسی وضعیت دریاچه و پرندگان به دریاچه رفته بود.
از تصاویر و گزارش‌های اسکات چنین بر می‌آید که میانکاله یکی از مناطق محبوب او بود، همانجایی که جمعیت‌های عظیمی از پرندگان در آن ثبت کرد و عکس‌های زیادی گرفت. امروز اسکات دیگر در میان ما نیست، ولی امیدوارم میانکاله، که یکی از مناطق مهم برای پرندگان و محبوب برای اسکات بود، همیشه بماند.

در سوگ آنکه چونان عقاب پر کشید و رفت
| علی ادهمی |

| پیشکسوت محیط زیست |

دکتر درک آلبرت اسکات فارغ‌التحصیل ممتاز دانشگاه آکسفورد، پرنده‌شناسی بی‌نظیر و عاشق پرنده و طبیعت بود که هرگز از یاد و خاطرم نمی‌رود.او چندین سال تمام وقت با من سرزمین ایران عزیز را از کوه و دشت و صحرا و کویر تا تالاب و دریاچه و دریا با عشق و دقت تمام بررسی کرد و اولین کتاب تفصیلی پرندگان ایران را تدوین و منتشر کرد . من از دانش، تبحر و توانایی و سرسختی او درس‌ها گرفتم. در جوار او از سپیده دم و گاهی تا نیمه‌های شب در جستجو و بررسی پرندگان و گهگاه تور زدن و گرفتن و حلقه‌گذاری و بیومتری پرندگان مهاجر بسیار کوشیدیم و اطلاعات ارزنده ای به دست آوردیم . اسکات حتی پس از رفتن از ایران باز هم دلش اینجا بود و گهگاه در هر دیدار در مورد پرندگان و شرایط متاسفانه رو به وخامت آنها گفتگو و یاد روزگار خوش گذشته می‌کردیم. اسکات تقریبا پرندگان تمام مناطق و سرزمین‌های دنیا را بررسی و اطلاعات ذی‌قیمت آنها را منتشر کرده و برای آیندگان به یادگار گذاشته است. از دیگر ویژگی‌های برجسته دکتر اسکات مناعت طبع و عدم وابستگی به مادیات بود چنانکه او هم به زحمت هزینه‌های سفرهای تحقیقاتی و امور جاری زندگی خود را تامین می‌کرد، آری اینچنین است زندگی یک انسان دانا، دلسوز و خستگی‌ناپذیر، یادش پیوسته گرامی باد و عرض تسلیت به جامعه پرنده‌شناسان و دلسوزان طبیعت.

زندگی برای دنیای بی‌پایان پرندگان

| محمود قاسمپوری |

| استاد دانشگاه تربیت مدرس |

درک اسکات پرنده‌شناس شهیر انگلیسی در 78 سالگی دار فانی را وداع گفت؛ کسی که حق بزرگی به گردن دانش پرنده‌شناسی در ایران داشت. اسکات در 26 سالگی دکتری خود را با مطالعه زیست‌شناسی نوعی پرنده دریایی بنام مرغ توفان از دانشگاه آکسفورد اخذ کرد. سپس در همان ایام جوانی اولین تجربیات جدی خود را با کار بر روی پرندگان ایران آغاز کرد. در طول دوره شش ساله حضور او در ایران و کار در سازمان محیط زیست به عنوان رئیس بخش پرنده‌شناسی از اغلب زیستگاه‌های تالابی ایران با روش‌های دقیق و معتبر گزارش‌های مکتوب و قابل استنادی را تهیه کرد. در حقیقت اولین سرشمار‌‌ی‌های سراسری پرندگان ایران موسوم به سرشماری نیمه زمستانه از همان زمان بر روال منظم شروع شد.
پس از بازگشت به کشور خود، با سخاوتمندی بی‌نظیری به همکاری خود با محققین ایرانی ادامه داد. پاسخگویی کامل و جامع او به ایمیل‌های دریافتی از پرنده‌نگرهای جوان ایرانی همواره باعث دلگرمی پویندگان این راه بود. در بهمن 1382 به مدت 10 روز به جزیره قشم سفر کرد و در کنار مهندس بیژن فرهنگ دره‌شوری و مهندس محمد‌هاشم داخته چک لیست گونه‌های جدید پرندگان جزیره را تایید کرد. او سابقا در دهه 50 در همان جزیره در طی 3 روز تعداد 80 گونه پرنده را برای اولین بار شناسایی کرده بود.
از درک اسکات بیش از 400 اثر علمی ارزشمند بجا مانده است که برخی از آنان در نشریه پرنده‌شناسی PODOCES به دعوت سردبیر نشریه آقای دکتر ابوالقاسم خالقی‌زاده تدوین و نشر یافته است. چک لیست پرندگان نادر ایران و فهرست اصلاح شده پرندگان ایران از جمله مقالات مرتبط با کشور ما هستند که به فراوانی مورد ارجاع و استناد دانشگاهیان قرار گرفته است.
او همچنین به عنوان مشاور پرنده‌شناس و متخصص تالاب برای سازمان‌های بین‌المللی کار کرده است. همکاری با نهادهای حفاظتی مانند Wetlands International ، BirdLife International ،WWF و IUCN و همچنین دفتر کنوانسیون رامسر، بانک جهانی، UNDP و FAO همگی بخشی از کارنامه او هستند. او به عنوان متخصص در زیستگاه‌های تالابی در پروژه‌های حفاظتی در اروپای غربی، شمال و شرق آفریقا، خاورمیانه، جنوب و شرق آسیا، آمریکای مرکزی و جنوبی، جزایر کارائیب و اقیانوس آرام نیز مشارکت فعال داشت. اسکات علاوه بر پرندگان آبزی بر روی پرندگان جنگل‌های استوایی، عمدتاً در آمریکای جنوبی و بر روی پرندگان بیابانی در خاورمیانه و شمال آفریقا نیز کارهای ارزشمندی انجام داده است. تدوین کاملترین فهرست مناطق مهم تالابی دنیا در بیش از 120 کشور و در پنج قاره از جمله فعالیت‌های او بود. او از نویسندگان کتاب اطلس مرغابی‌سانان جهان بود که توسط Wetlands International در سال 1996 منتشر شد. دیگر کتاب اون اطلس پرندگان کنار آبچر آفریقا و اروپا بود که توسط همان سازمان در سال 2009 منتشر شد. از سال 1994 به بعد سالانه سه تا پنج تور آموزشی پرنده‌نگری به مقصد کشورهای مختلف در اروپا، خاورمیانه، آمریکای شمالی و جنوبی، جنوب آفریقا، آسیای جنوب شرقی، استرالیا، اقیانوس آرام غربی و قطب جنوب هدایت کرد. سرانجام در سال‌های اخیر در تدوین اطلس پرندگان ایران با پرنده‌شناسان ایران همکاری داشته است. او و همسرش که زندگی خود را وقف دنیای بی‌پایان پرندگان کردند تصمیم گرفتند تا فرزندی نداشته باشند.

بازپروری مردود

مصرف مواد مخدر سالانه رشد قابل‌توجهی را در جهان تجربه می‌کند. پیش‌بینی شده است که تا سال 2030، 299 میلیون نفر از جمعیت 15 تا 64 ساله جهان دست‌کم یک بار در عمرشان به سمت مصرف مواد مخدر کشیده شوند. آمارهای جهانی نشان می‌دهند که هرچند هنوز میزان مصرف و درگیری زنان با مخدر نسبت به مردان کمتر است اما هرچه پیش می‌رویم فاصله میزان شیوع اعتیاد بین زنان و درصد درگیری با مخدر بین زنان با مردان کاهش می‌یابد. به بیان دیگر زنان بیشتری در جهان با اعتیاد درست و پنجه نرم می‌کنند. در ایران هم زنان بیشتر درگیر مصرف آمفتامین و داروهای آرام‌بخش بدون نسخه پزشک هستند. در این رابطه البته دبیر ستاد مبارزه با مواد مخدر گفته است که نرخ اعتیاد بین زنان در ایران نسبت به اروپا، هنوز بسیار کم است و قابل مقایسه نیست. سردار مومنی در عین حال از سیاست این ستاد برای همکاری با معاونت زنان ریاست جمهوری در زمینه بازپروری معتادان خبر داده است.

 

به گزارش سال 2021 سازمان ملل متحد از چرخه عرضه و تقاضای مواد مخدر، پیش‌بینی می‌شود که تا 9 سال دیگر جمعیت کسانی که دست‌‌کم یک بار در طول عمرشان تجربه مصرف مواد مخدر را داشته باشند به 299 میلیون نفر در بین گروه سنی 15 تا 64 ساله برسد. آینده‌نگری این گزارش با سال مبنای 2018 پیش‌بینی کرده که اگر میزان شیوع استفاده از مواد مخدر ثابت فرض شود و تنها جمعیت جهان رشد کند، جمعیت معتادان از 269 میلیون نفر با افزایش 11 درصدی به 299 میلیون نفر می‌رسد. در سال 2020، حدود 284 میلیون نفر در سراسر جهان در رده سنی 15 تا 64 سال که اکثر آنها مرد بودند، معادل تقریباً یک نفر از هر 18 نفر یا 5.6 درصد است. این میزان شیوع نسبت به عدد 5 درصدی مصرف مواد مخدر در گزارش سال گذشته این سازمان، نشان از رشد بیشتر مصرف مواد مخدر در سراسر جهان دارد.

زنان در بیشتر مناطق جهان به دلایلی چون ترس از طرد شدن، افزایش ننگ اجتماعی و ترس از دست دادن حضانت کودکان برای درمان اعتیاد کمتر به مراکز بازپروی مراجعه می‌کنند. از سوی دیگر تجربه کمپ‌های ماده 16 در ایران نشان داده که روش بازپروری معتادان در این مراکز درصد موفقیت قابل اتکایی ندارد

کشورهای کم درآمد در خطر درگیری با اعتیاد
گزارش سازمان ملل متحد توضیح می‌دهد که طبق بررسی‌های انجام شده، کشورهای کم‌درآمد و به‌ویژه آفریقا به شکل بالقوه احتمال بیشتری دارد که با غول اعتیاد درگیر شوند. بر اساس این گزارش 43 درصد جمعیت 15 تا 64 ساله کشورهای کم‌درآمد با اعتیاد دست به گریبانند. از این میان منطقه آفریقا با 39 درصد بیشترین تعداد افراد آسیب‌دیده را در خود جای داده‌ است.
درگیری زنان با داروهای آرام بخش
در گزارش سال 2022 سازمان ملل متحد، زنان بیش از 40 درصد از افرادی را تشکیل می‌دهند که از داروهای آرام‌بخش برای مقاصد غیرپزشکی استفاده می‌کنند. بر اساس همین یافته‌ها تقریباً از هر دو نفر یک نفر از آمفتامین استفاده می‌کند. نقشه مصرف انواع مخدر در جهان نشان می‌دهد ایران درگیر مصرف داروهای آرام‌بخش و آمفتامین است و از سال ۲۰۲۱ با روی کار آمدن طالبان به دلیل همسایگی با افغانستان در خطر جدی رشد بیشتر مصرف‌کنندگان مواد مخدر قرار گرفته است. البته در برابر مصرف سایر مواد مخدر این میزان مصرف در زنان هنوز در جهان در مقایسه با مردان فاصله زیادی دارد. اما به طور کلی کم شدن فاصله مصرف داروهای آرام‌بخش با مقاصد غیرپزشکی در کنار آمفتامین نگران‌کننده است. طبق این گزارش مردان در جهان 55 درصد و زنان 45 درصد درگیر مصرف آمفتامین هستند. همچنین زنان با اختلاف 2 درصدی با مردان آرام‌بخش را بدون دستور پزشک مصرف می‌کنند. به بیان دیگر زنان 49 درصد و مردان 51 درصد از آرام‌بخش به عنوان مخدر استفاده می‌کنند.
شیوع اعتیاد بین زنان بیشتر شده است
معاون امور زنان و خانواده ریاست‌جمهوری مواد مخدر در بیست و نهمین جلسه کمیته تخصصی زنان و خانواده گفته است: «سن اعتیاد پایین آمده و شیوع آن در بین زنان بیشتر شده است.» به گفته انسیه خزعلی، بخش عمده زنانی که در رابطه با مواد مخدر زندانی شدند، به‌عنوان وسیله و ابزاری برای حمل مواد مخدر مورد استفاده قرار گرفته‌اند. خزعلی گفته است: «تاب‌آوری زنانی که در خانواده فرد معتاد دارند موضوعی مهم است. همچنین تأمین هزینه‌های زندگی موضوع مهم دیگری است که زنان آن را بر عهده دارند چراکه مرد و سرپرست خانواده آنها درگیر اعتیاد است. خانم‌های ما اگر در خط مقدم مبارزه اعتیاد نیستند اما در پشتیبانی این جبهه نقش پررنگی دارند. اگر وزارت بهداشت بخشی از درمان را برعهده دارد اما پای ثابت پیشگیری و درمان این آسیب زنان هستند.»
تبعیض و محدودیت‌های اجتماعی، عامل اعتیاد زنان
گزارش جهانی سازمان ملل تاکید می‌کند که هرچند شیوع اعتیاد بین زنان کمتر از مردان است، زنانی که از لحاظ اجتماعی آسیب‌پذیرترند احتمال بیشتری دارد که به سمت مصرف مواد مخدر کشیده شوند. همچنین زنان گروه‌های تحت تبعیض مثل زندانیان، گروه‌های اقلیت قومی که با تبعیض‌های قومیتی مواجه هستند و قربانیان خشونت در سراسر جهان بیشتر به دام اعتیاد می‌افتند.
اسکندر مومنی، دبیرکل ستاد مبارزه با موادمخدر در بیست و نهمین جلسه کمیته تخصصی زنان و خانواده درباره نرخ اعتیاد زنان گفته است: «نرخ اعتیاد زنان در ایران بسیار پایین است و اصلاً با کشورهای اروپایی قابل مقایسه نیست. انتظار داریم زنان به عنوان بخشی از جامعه به پیشگیری از اعتیاد در جامعه کمک کنند.»
الگوی بازپروری منجر به موفقیت می‌شود؟
دبیرکل ستاد مبارزه با موادمخدر با اشاره به تفاهمنامه‌ای که قرار است با معاونت زنان ریاست‌جمهوری امضا شود، گفت: «بانوانی که آسیب دید‌ه‌اند را باید درمان و توانمندسازی کنیم اما هدف اصلی ما از امضای این تفاهم‌نامه کمک از تمامی بانوان برای درمان و بازپروری سایر بانوان است.» او البته گفته است که فضای کافی و ظرفیت لازم برای نگهداری و درمان بانوان آسیب‌دیده از اعتیاد در کشور وجود دارد: «این مراکز در کرج، تهران، تبریز، مشهد و سایر کلانشهرها قرار دارد. طرح یاریگران زندگی زنان با دو هدف تصویب شده است؛ اول اینکه افرادی که آسیب دیده‌اند رها شوند و دوم از اعتیاد افرادی که به این بیماری (اعتیاد) دچار نشدند را جلوگیری کنیم.»
اما آیا استفاده از الگوی ارجاع به مراکز بازپروری می‌تواند درباره زنان دارای اعتیاد به مواد مخدر کارایی داشته باشد؟ زنان در بیشتر مناطق جهان به دلایلی چون ترس از طرد شدن، افزایش ننگ اجتماعی و ترس از دست دادن حضانت کودکان برای درمان اعتیاد کمتر به مراکز بازپروی مراجعه می‌کنند. از سوی دیگر تجربه کمپ‌های ماده 16 در ایران نشان داده که روش بازپروری معتادان در این مراکز درصد موفقیت قابل اتکایی ندارد. از این رو و با توجه به تجربه‌های جهانی، نتیجه تکرار این الگو برای درمان و بازپروری زنان معتاد چندان روشن نیست.

طرح نذر آب در همه استان‌ها اجرا می‌شود

رئیس سازمان داوطلبان جمعیت هلال احمر کشور در آستانه روز جهانی داوطلب، برابر با 5 دسامبر، با شعار همبستگی با کار داوطلبانه و همچنین در سالگرد 100 سالگی تاسیس این سازمان در ایران در جمع خبرنگاران، از راه‌اندازی و شبکه‌سازی خیرین و استفاده از ظرفیت نیکوکاران در 12 استان تهران، قم، قزوین، گیلان، کرمان، یزد، گلستان، هرمزگان، خراسان رضوی، خراسان جنوبی، کردستان و چهارمحال و بختیاری خبر داد. وحید سلیمی با ارائه گزارش عملکرد یک ساله سازمان داوطلبان در این نشست به تفاهم‌نامه جمعیت هلال احمر و مجمع خیرین کشور اشاره کرد و گفت: «سازمان داوطلبان به عنوان دبیرخانه راه‌‍اندازی مجامع خیرین در سطح کشور از سال‌های گذشته فعال بوده است. با شیوع ویروس کرونا، توسعه و راه‌اندازی این مجامع به تعویق افتاد اما پس از این دوره و در حال حاضر در 12 استان مجامعی با همکاری هلال احمر راه‌اندازی شده است.

رئیس سازمان داوطلبان جمعیت هلال احمر کشور: در پنجمین سال اجرای نذر آب توانسته‌ایم برای 85 روستا از محل مشارکت‌های مردمی با مبلغی بیش از 186 میلیارد ریال، آب پایدار فراهم کنیم

این مراکز در زمانه بحران همکاری‌های خوبی با جمعیت هلال احمر داشته‌اند. از این رو مراکزی هم در 17 استان دیگر کشور در سال آینده افتتاح خواهد شد.» سلیمی در این رابطه به «پیام ما» گفت: «تشکل‌های مردم‌نهاد به عنوان بازوان جمعیت هلال‌احمر در پروژه‌ها شرکت می‌کنند و در پویش نذر آب نیز ما از تشکل‌های مردم‌نهاد در هر محله دعوت کردیم تا در راستای ماموریت‌های خود در کنار جمعیت هلال احمر خدمت‌رسانی کنند. ما با ارائه دادن نیروی انسانی از طریق سازمان داوطلبان برای تشکل‌های مردم نهاد، می‌توانیم فعالیت‌های آنها را در سطح کشور گسترش دهیم.» رئیس سازمان داوطلبان جمعیت هلال احمر کشور به پویش‌ خیریه و مردمی نذر آب 5 اشاره کرد و گفت: «در سال‌های گذشته در ۴ استان نذر آب انجام می‌گرفت اما امسال در همه استان‌ها این طرح اجرا می‌شود. در پنجمین سال اجرای نذر آب با اولویت آبرسانی به مناطق کمتر برخوردار روستایی و حاشیه‎نشین شهری در کنار خدمات سلامت محور، توزیع وسایل بهداشتی و آموزش جمعیت محلی؛ توانسته‌ایم برای 85 روستا از محل مشارکت‌های مردمی با مبلغی بیش از 186 میلیارد ریال، آب پایدار فراهم کنیم. همچنین با توجه به 100 سالگی تاسیس جمعیت هلال احمر در ایران، آبرسانی 100 روستا تا پایان سال را در دستور کار قرار داده‌ایم.»

سوزن دوزی ترکمن، فراتر از صنعت

| پیام‌ما | در حالی هفته گذشته خبر ثبت جهانی سوزن دوزی ترکمن در فهرست میراث جهانی یونسکو از سوی وزارت میراث فرهنگی کشور اعلام شد که کارشناسان معتقدند کم‌کم برای این اقدام دیر شده بود که این هنر، نه فقط یک هنر_صنعت بلکه زنجیره‌ای از اشتغال و ارزش است که با ثبت جهانی، می‌تواند آن را مانند یک درس آموخته به جهان معرفی کند.

 

سرپرست معاونت میراث فرهنگی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خراسان شمالی که متولی احیا و توسعه هنر اصیل عشایر ترکمن به حساب می آید می‌گوید: سوزن­‌دوزی به سبک ترکمنی یک هنر کاربردی تزئینی ذهنی است که توسط هنرمندان بر روی پارچه‌های ابریشمی یا پشمی با نخ‌های طبیعی ابریشم، پنبه یا نخ مصنوعی مانند اکریلیک نقش می‌بندد. هنرمند، طرح و نقش را در ذهن خود از شکل حیوانات، عناصر موجود در طبیعت اطراف خود، ادوات و ابزار جنگی و باورهای مردمانش الهام گرفته و سپس طرح‌های زیبا و در عین حال ساده آن‌ها را بر روی پارچه پیاده می‌کند که هر یک از این نقش‌ها علاوه بر نماد و نشانه‌ای جداگانه، جنبه تزئینی نیز دارد. هر یک از طایفه‌های مختلف ترکمن معمولاً از روش خاص خود در رودوزی‌ها استفاده می‌کنند.

آنچه که معلوم است این که ترکمن‌ها از قدیم‌الایام به تهیه ابریشم که به عنوان ماده اصلی سوزن‌دوزی تلقی می‌شود پرداخته و دختران و زنان لباس‌های خود را با نخ‌های ابریشمی که با رنگ‌های طبیعی رنگرزی می‌شد، سوزن‌دوزی می‌کرده‌اند و این امر از نغمه‌های زنان ترکمن و در ادبیات شفاهی آن به وضوح مشخص است. مواد اولیه مورد مصرف در سوزن‌دوزی ترکمن شامل نخ و پارچه است

حسن قهرمانیان ادامه می‌دهد: در سرتاسر جهان، پوشاک اقوام مختلف از باورها، اعتقادات آن منطقه نشأت گرفته است. ترکمن‌ها در مراسم مختلف از جمله آیین‌های دینی و مذهبی، مراسم سوگواری و عزا، در جشن و سرورها از پوششی مزین به سوزن‌دوزی استفاده می‌کنند. این لباس‌ها بر اساس نوع مراسم دارای تزئینات متفاوتی است. لباسی که در مراسم‌های عروسی و جشن‌ها می‌پوشند به‌ویژه لباس عروس دارای سوزن‌دوزی بسیار بوده و از زیبایی خیره‌کننده‌ای برخوردار است. این عنصر عمدتاً در استان‌­های خراسان شمالی و گلستان رواج دارد.
مدیر کل میراث فرهنگی، گگردشگری و صنایع دستی گلستان نیز در مورد این هنر به «پیام‌ما» می‌گوید: هنر سوزن‌دوزی ترکمن به‌عنوان ششمین اثر بعد از میراث جهانی قابوس، کمانچه ایرانی (کمانچه ترکمن)، دوتار ایرانی (دوتار استان گلستان)، جنگل‌های هیرکانی و راه‌آهن سراسری ایران به ثبت جهانی رسیده است. ضمن تبریک این مهم به مردم شریف ایران‌زمین و استان گلستان، کمال تشکر را از تلاش‌ها و مساعدت‌های وزیر محترم میراث ‌فرهنگی، گردشگری و صنایع ‌دستی، استاندار محترم گلستان و مسئولین، سمن‌ها، هنرمندان و صنعتگران صنایع‌ دستی و همکارانم در وزارت و معاونت میراث‌ فرهنگی و دفتر ثبت آثار استان که در این امر ایفای نقش کردند دارم.
جواد ساوری ادامه داد: سوزن‌دوزی ترکمن یا سیاه‌دوزی که نوع دوخت آن زنجیره فشرده و بسیار ریز است، در زبان ترکمنی به آن «سانجیم» می‌گویند و بیشتر از نقوش هندسی و قرینه به‌صورت ذهنی بهره می‌گیرند. گلدوزی مصور ترکمن از زمان سکاها رایج بوده است و آنچه معلوم است این است که ترکمن‌ها از قدیم‌الایام به تهیه ابریشم که به‌عنوان ماده اصلی سوزن‌دوزی تلقی می‌شود پرداخته و دختران و زنان لباس‌های خود را با نخ‌های ابریشمین که با رنگ‌های طبیعی رنگرزی می‌شد، سوزن‌دوزی می‌کرده‌اند و این امر از نغمه‌های زنان ترکمن و در ادبیات شفاهی آن به‌وضوح مشخص است.
او اضافه می‌کند: هنر سوزن‌دوزی ترکمن در تزئین لباس‌های زنان و مردان و کودکان، رودوزی بقچه و بند آن برای جهیزیه دختر یا پسر، قاب‌ها، آیینه، شانه، لباس عروسی برای عروس و داماد، حلقه تاهل زنان، مچ‌بند، گردن بند، کیف لوازم‌آرایشی، رومیزی، کوسن/بالش، روتختی، آویزهای دیواری، کیف پول/کیف/کوله‌پشتی زنانه و … تجلی می­‌یابد. امروزه، این هنر برای دکوراسیون خانه‌های معاصر نیز استفاده می‌شود. این عنصر عمدتاً در استان‌های خراسان شمالی و گلستان به‌ویژه در گنبدکاووس، بندر ترکمن، آق‌قلا، کلاله، گمیشان، مراوه‌تپه و روستاهای اطراف آن رواج داشته و درعین‌حال هنری شناخته‌شده در سطح کشور است.
اما آنچه از دیدگاه کارشناسان صنایع دستی مهم است معرفی صنایع دستی نه صرفا به عنوان یک حرفه یا هنر_‌صنعت بلکه به عنوان شاخه‌ای که می‌تواند زنجیره فراوانی از ارزش تولید کند.
محمد دوجی از دوزندگان عشایر خراسان شمالی در این خصوص می‌گوید: در خراسان شمالی اغلب اقوام ترکمن در شهرستان‌های بجنورد و راز و جرگلان سکونت دارند که هنر سوزن‌دوزی در میان بانوان این اقوام رواج زیادی دارد زنان شهرستان راز و جرگلان علاوه بر اینکه مرزدارانی غیور هستند و مرزداران غیوری را در دامان خود پرورش می‌دهند، هنر را نیز به کمال رسانده‌اند و محصولات هنری ارزنده‌ای را تولید می‌کنند که چشم هر بیننده‌ای را به خود خیره می کنند. نوغان‌داری یکی از مشاغلی است که توسط مردان و زنان این منطقه انجام می‌شود اما با استفاده از این ابریشم محصولاتی با ارزشی همچون فرش دو رویه تمام ابریشم دویدوخ تولید می‌شود.سوزن‌دوزی یکی دیگر از کارهای هنری باارزشی است که توسط زنان این منطقه با ابریشم تولید شده خود آن‌ها انجام می‌شود. سوزن‌دوزی ترکمن که بدان سیاه دوزی نیز اطلاق می‌شود، در گذشته کاربرد فراوانی داشته است و در جامعه سنتی ترکمن برای تزیین لباس‌های مردان، زنان و کودکان و همچنین پرده‌ها نیز استفاده می‌شد اما امروز عمدتاً در لباس زنان دیده می‌شود.
او اضافه ‌کند: نوع دوخت آن زنجیره فشرده و بسیار ریز است که در ترکمنی به آن سانجیم می‌گویند و بیشتر از نقوش هندسی و قرینه به صورت ذهنی بهره می‌گیرند. این هنر تاریخچه‌ای کهن در تاریخ این منطقه دارد. گلدوزی مصور ترکمن از زمان سکاها رایج بوده و در دیگر دوره‌ها به همراه سایر دوخت و دوزها از رواج برخوردار بوده است. مواد اولیه مورد مصرف در سوزن‌دوزی ترکمن شامل نخ و پارچه است. نخ‌ها انواع مختلفی داشته از جمله نخ‌های طبیعی چون ابریشمی ‌و پنبه ای و نخ‌های مصنوعی اکریلیک. برای پارچه نیز از انواع ابریشمی ‌و پشمی ‌استفاده می‌شود. پارچه‌های ابریشمی‌ جهت تهیه «چِرپِه» (روپوش کوتاه زنان)، «کورتِه» (روپوش بلند زنان)، «چاکمن» (روپوش مردانه) و پارچه‌های پشمی ‌برای دوخت «چابیت» (کت) استفاده می‌شود. ابزارهایی که در رشته سوزن‌دوزی ترکمن از آن بهره می‌جویند عبارت است از سوزن کرول که خاص گلدوزی است، انگشتانه و قیچی. همچنین قیچی انواع مختلف داشته از جمله قیچی زیگزاگ، قیچی برش و قیچی خاص گلدوزی. ابتدا لایه‌بندی و شیاردوزی پارچه که جهت ثابت نگه داشتن پارچه و سوزن‌دوزی صورت می‌گیرد. سپس تاباندن نخ ابریشم جهت استحکام بخشی نخ که به تعداد دو یا سه یا پنج لا با هم تاب می‌دهند. بعد از آن، سیم‌کشی برای تعیین محدوده اصلی کادر جهت پیاده کردن طرح انجام می‌شود. سیاه دوزی، مرحله بعدی در سوزن‌دوزی ترکمن است که فضای طرح را با دوخت زنجیره و نخ ابریشمی‌ مشکی مشخص می‌کنند.
الوان‌دوزی، مرحله دوختن نخ های رنگی در داخل سیاه‌دوزی است. همچنین در دانه‌دوزی (آلاجه)، پس از دوخت زنجیره سیم‌کشی، بین دو سیم را دانه‌دوزی می‌کنند. مرحله آخر نیز سفیددوزی است.‌ این دوخت اصولاً در شلوار زنانه و در قسمت بالای سیم انجام می‌شود و از طرح‌های «ساری ایچیان» استفاده می‌کنند. دوخت‌های ترکمنی انواع مختلفی دارد که از آن می‌توان دوخت زنجیره (کوجمه)، پَر، ساقه دوزی، تیغ ماهی(قایما)، دانه‌دوزی و «ایلمه» نام برد. از دیگر مسائل مربوط به سوزن‌دوزی ترکمن، نقوشی است که در این نوع سوزن‌دوزی به کار می‌رود.

اولویت‌های 22 گانه محیط زیست برای حفاظت از خاک

سازمان حفاظت محیط زیست ضمن اعلام برگزاری همایش بین‌المللی حفاظت از خاک به تشریح اولویت‌های ۲۲ گانه خود در این حوزه پرداخت. از جمله این برنامه‌های حفاظت خاک می‌توان به استقرار حکمرانی مطلوب، یکپارچه و جامع منابع خاک در کشور، افزایش آگاهی‌های عمومی و آموزش‌های رسمی و غیررسمی در زمینه ارزش و اهمیت خاک، ساماندهی نظام‌های آموزشی، پژوهشی و تحقیقاتی علوم خاک مبتنی بر نیاز نظام‌های اجرایی و بهره‌برداری پایدار منابع خاک کشور، حفظ و تامین سلامت و امنیت خاک کشور (در تدوین و اجرای برنامه‌ها و سیاست‌های توسعه‌ای کشور) همچنین ارتقای بهره‌وری و بهینه‌سازی روش‌های بهره‌برداری از منابع خاک در کلیه فعالیت‌ها و و امور زیربنایی اشاره کرد. مواردی همچون پیشگیری از تخریب و فرسایش خاک، مهار سیلاب‌ها و تقویت آبخوان‌ها، پیشگیری و جلوگیری ا آلودگی خاکک، احیا و بازسازی منابع خاک آسیب دیده، حفظ و توسعه پوشش گیاهی جنگلی و مرتعی، مدیریت کانون‌های منشا گرد و غبار و هجوم شن‌های روان، حفظ کاربری کشاورزی در خاک‌های پربازده و حاصلخیز و حفاظت از خاک به عنوان بستر منابع طبیعی و تامین و حفظ امنیت غذایی کشور با رعایت اصول اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی در بهره‌برداری خاک نیز جزو این برنامه‌ها و طرح‌ها هستند.

از جمله این برنامه‌های حفاظت خاک می‌توان به استقرار حکمرانی مطلوب، یکپارچه و جامع منابع خاک در کشور، افزایش آگاهی‌های عمومی و آموزش‌های رسمی و غیررسمی در زمینه ارزش و اهمیت خاک، ساماندهی نظام‌های آموزشی، پژوهشی و تحقیقاتی علوم خاک مبتنی بر نیاز نظام‌های اجرایی و بهره‌برداری پایدار منابع خاک کشور، حفظ و تامین سلامت و امنیت خاک کشور اشاره کرد

همچنین به مواردی همچون ارزش‌گذاری اقتصادی خاک در کلیه کاربری‌ها، پیشگیری و مقابله با هرگونه خروج خاک از کشور، ضابطه‌مند کردن برداشت، جابه‌جایی و فروش خاک در داخل کشور، صیانت، بهبود و ارتقای کمیت و کیفیت ماده آلی خاک، جلب مشارکت مردمی در حفاظت و بهره‌برداری پایدار از منابع خاک و به کارگیری تجربیات و یافته‌های علمی و توسعه همکاری‌های منطقه‌ای و بین‌المللی در مدیریت، حفاظت و بهره‌برداری پایدار از خاک از دیگر اهداف و برنامه‌هاست. از دیگر برنامه‌ها می‌توان به بهینه‌سازی مصرف نهاده‌های کشاورزی در منابع خاک، بهینه‌سازی روش‌های استفاده از آب‌های نامتعارف در خاک در تطابق با شاخص‌های کمی و کیفی و استانداردهای مرتبط، پیشگیری و جلوگیری از فشردگی خاک، اشاعه فرهنگ و اخلاق امانت‌داری در بهره‌برداری از منابع خاک کشور و حفظ آن برای نسل‌های آتی است. در همین راستا مقررات تعیین واحدهای بزرگ و مقاطع زمانی و ضوابط اندازه‌گیری آلایندگی و نحوه خوداظهاری پایش محیط زیست موضوع تبصره (۲) ماده (۱۸) قانون حفاظت از خاک نیز در دولت سیزدهم تدوین و ابلاغ شده است که با خوداظهاری واحدهای بزرگ تولیدی، صنعتی، عمرانی، خدماتی، زیربنایی و معدنی، رویکرد جلوگیری از آلودگی خاگ محقق می‌شود. هر ساله روز جهانی خاک در تاریخ ۵ دسامبر مصادف با ۱۴ آذرماه با ابتکار سازمان غذا و کشاورزی ملل متحد (فائو) و مشارکت کشورهای مختلف برگزار می‌شود.

خداحافظی «آذر» و «توران» با طبیعت

| پیام ما | یک روز مانده به «روز جهانی یوزپلنگ» که چهارم دسامبر است، دو توله یوز ماده در توران پیدا شدند. این دو توله را یک چوپان به پاسگاه محیط‌بانی تحویل داد و از همان زمان هم ابهامات بسیاری درباره‌شان مطرح شد. از چگونگی تولد یوزها در پاییز گرفته تا چرایی بودن آنها در دست چوپان. آنطور که مسئولان سازمان حفاظت از محیط زیست می‌گویند تاکنون خبری از مادر این دو توله یوز که سه هفته از عمرشان می‌گذرد و حالا نامشان «توران» و «آذر» گذاشته شده در دست نیست.

 

پیدا شدن این دو توله و ماده بودن هر دو در کنار امیدواری برای تکثیر این گونه در معرض انقراض، نگرانی‌هایی را هم به دنبال داشت. جدا شدن توله‌ها از طبیعت و زیستگاهشان مهمترین نگرانی بوده. آنطور که بهرام‌علی ظاهری، مدیرکل محیط زیست استان سمنان گفته؛ این دوقلوها در سه هفته اخیر از شیر مادر خودشان تغذیه کردند در نتیجه وضعیت خوبی از لحاظ فیزیکی دارند و دامپزشکان هم مراقب این دو توله هستند: «آنها هم اکنون به سایت پنج هکتاری نگهداری یوزها در منطقه حفاظت شده توران منتقل شدند و تیم دامپزشکی نیز در محل حضور دارد. همچنین این یوزها اولین وعده‌های غذایی‌شان را از شیر خشک تغذیه کردند.»
چوپانی که این دو توله را به پاسگاه محیط‌بانی تحویل داده در روایتی گفته «صدای توله یوزها را از پشت بیشه شنیدم. ترسیدم سگ‌ها آنها را بخورند. برای همین رفتم و آنها را به آغل آوردم.» زمان دقیق گرفتن یوزها توسط چوپان هنوز مشخص نیست و این در حالی است که شائبه قاچاق یوزها هم در این میان مطرح شده است. با این حال آنچه بیش از همه باعث نگرانی فعالان حوزه حیوانات شده، ناتوانی برگشت این یوزها به طبیعت است و این جداسازی که هنوز دلایل آن به صورت مشخص عنوان نشده بیش از هر چیز باید مورد توجه قرار گیرد.

مرگ و میر توله‌ها در یوز بسیار بالا است و کمتر از ۱۰ درصد توله‌های به دنیا آمده به سن بالای یک سال و نیم می‌رسند. مهم‌ترین دلیل‌های چنین مرگ و میری، کشته شدن توسط درندگانی چون شیر، بیماری، رها شدن و کمبود غذا است. در بسیاری موارد، مادر به دلیل اینکه خود غذایی برای خوردن نداشته و کاهش وزن پیدا می‌کند، توله‌هایش را رها می‌کند

تغییر اقلیم دلیل به دنیا آمدن یوزها در پاییز؟
از ابتدای پیدا شدن توله‌ها، یکی از نکات مهم درباره آنها زمان به دنیا آمدنشان بود. یوزها اغلب در پاییز زایمان نمی‌کنند و در بهار توله‌هایشان را به دنیا می‌آورند و حالا آنطور که مرضیه موسوی، کارشناس پستانداران گوشتخوار دفتر حفاظت و مدیریت حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست به ایسنا گفته، به دنیا آمدن آن‌ها در این فصل و از طرف دیگر جدا شدن آن‌ها از طبیعت باعث شده تا اتفاق خوبی برای این دو توله یک ماهه رخ ندهد: «به نظر می‌رسد شاید علت تاخیر در زادآوری با توجه به فاصله طولانی بین فصل بهار تا پاییز تغییر اقلیم باشد. تغییر اقلیم و خشکسالی در پدیده‌های زیست‌شناختی گونه‌ها مانند تولید مثل حیات وحش یا گل‌دهی گیاهان بی‌تاثیر نیست اما باید بررسی کرد که آیا می‌توان این تاخیر در زادآوری را تنها به پای تغییر اقلیم گذاشت یا خیر؟»
او همچنین تحویل یوزها توسط چوپان را دلیلی بر کمبود آموزش دانسته و در ادامه گفته: «در توران اقدامات بسیاری در جهت آموزش جوامع محلی انجام شده است. این اتفاق نشان می‌دهد که ما هنوز برای آموزش و آگاه‌سازی جوامع محلی عقب هستیم و به حد کافی این کار درست انجام نشده است. تلاش بیشتری باید در جهت آموزش جوامع محلی مانند دامداران وچوپانان -که جامعه هدف ما هستند- صورت بگیرد. چراکه تنها منطقه باقیمانده و دارای اهمیت به لحاظ زادآوری یوزپلنگ «توران» است. چوپان کار اشتباهی در جدا کردن توله یوزها در طبیعت انجام داده است. در صورت مشاهده آن‌ها بدون مادر باید به محیط زیست گزارش می‌کرد، نه اینکه به برداشتن آن‌ها اقدام کند. احتمال آن وجود داشت که مادر توله‌ها به دنبال غذا رفته باشد، بدین جهت محیط‌بانان از دور به رصد توله‌ها می‌پرداختند و در صورت نیامدن مادر چاره‌ای می‌اندیشیدند.»
او جدا کردن توله‌ها از مادر و زیستگاه را اتفاقی غیرقابل جبران دانسته چراکه وقتی یوزی از طبیعت جدا شود و دست انسان به آن‌ها خورده و بوی انسان بگیرند، مادرشان دیگر آن‌ها را قبول نخواهد کرد و نمی‌توان در طبیعت رهایشان کرد. اکنون با دو چالش تولدشان در این فصل و جدا شدن از طبیعت مواجه هستیم: «این توله‌ها یک ماهه و بسیار نابالغ هستند. به عبارتی جداشدن از مادر برای آن‌ها خیلی زود بوده است. سازمان تمام تلاش خود را در جهت زنده ماندن آن‌ها انجام می‌دهد. اکنون در پاسگاه محیط‌بانی منطقه هستند و هنوز مشخص نیست که آیا به تهران منتقل خواهند شد یا نه؟»

کارشناس پستانداران گوشتخوار دفتر حفاظت و مدیریت حیات وحش سازمان حفاظت محیط زیست: چوپان کار اشتباهی در جدا کردن توله یوزها در طبیعت انجام داده است. در صورت مشاهده آن‌ها بدون مادر باید به محیط زیست گزارش می‌کرد، نه اینکه به برداشتن آن‌ها اقدام کند. احتمال آن وجود داشت که مادر توله‌ها به دنبال غذا رفته باشد، بدین جهت محیط‌بانان از دور به رصد توله‌ها می‌پرداختند و در صورت نیامدن مادر چاره‌ای می‌اندیشیدند

در 48 ساعت گذشته اثری از مادر دیده نشده
توله‌ها به دلیل سرد بودن هوا، سن پایین و به منظور حفظ جانشان، حدود نیمه شب به پاسگاه محیط‌بانی منتقل شدند. این را حسن اکبری، معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست گفته است. او همچنین تاکید کرده که انگیزه چوپان و اینکه سرنوشت توله‌ها چه خواهد شد، در دست بررسی است.
با این وجود صحبت‌هایی از انتقال آن‌ها به تهران در میان بود که حمیدرضا ابدالی، مدیرکل دفتر حفاظت و مدیریت حیات وحش با بیان اینکه تصمیم‌گیری نهایی در این راستا انجام نگرفته گفت: «ولی احتمالاً ابتدا از توران به سمنان و سپس به پردیسان تهران منتقل می‌شوند.»
او همچنین در پاسخ به این پرسش که آیا این دو توله یوز ماده در آینده می‌توانند زوج مناسبی برای پیروز و بقای این حیوانات شوند، گفت: «در حال حاضر اگر هم این دو توله یوز به پردیسان تهران منتقل شوند، در یک محیط مشترک با پیروز قرار نمی‌گیرند. چرا که پیروز سن بالاتری دارد ولی در آینده احتمال انتخاب دو توله یوز به عنوان زوج برای پیروز وجود دارد.»
جدا شدن توله‌ها از طبیعت و نبودن اثری از مادرشان از جمله دیگر مشکلاتی است که در حال حاضر وجود دارد. ابدالی می‌گوید: «طی ۴۸ ساعت گذشته دوربین‌های مداربسته هیچ اثری از مادر این دو توله یوز ثبت نکرده‌اند و این احتمال وجود دارد که مادر آن‌ها با وجود سگ گله چوپان از محل متواری شده باشد و همچنین هیچ اثری از تلف شدن مادر این دو توله یوز توسط دوربین‌ها ثبت نشده و این جای خوشحالی دارد و اطمینان نسبی می‌دهد که مادر توله‌ها زنده باشد. این در حالی است که قبل از شناسایی دو توله یوز جدید، دو یوز ماده که هر کدام ۴ توله داشتند در زیستگاه توران زندگی می‌کردند و شناسایی توله‌های جدید نشان می‌دهد زیستگاه آمادگی پذیرش این جانوران را دارد.»
پیدا شدن این دو توله همزمان با روز جهانی یوزپلنگ بود. زمانی‌که از سال 2010 برای توجه به این حیوان و اهمیتش انتخاب شد. این در حالی است که وضعیت و تعداد یوزپلنگ‌ها در دنیا بسیار نگران‌کننده است زیرا این گربه‌سانان ارزشمند با خطر انقراض روبه‌رو هستند. آنطور که ایسنا نوشته، طبق بررسی‌های اخیر، امروزه حدود ۷۰۰۰ قلاده یوزپلنگ در طبیعت جهان باقی مانده است. همین موارد هم دلیلی بوده تا در سال ۲۰۱۶ میلادی یوزپلنگ به عنوان گونه آسیب‌پذیر در لیست قرمز «آی یو سی ان» (اتحادیه بین‌المللی حفاظت از طبیعت) قرار گیرد.
یوزپلنگ‌ها توسط عوامل متعددی مانند از بین رفتن زیستگاه و چندپارگی جمعیتشان تهدید می‌شوند. نابودی زیستگاه بر اثر افزایش فعالیت‌های انسانی و نیاز به زمین بیشتر برای کشاورزی و صنعت و راه‌کشی رخ داده و از سوی دیگر، گله‌های ساکن در این زیستگاه‌ها توسط انسان‌ها تهدید می‌شوند و افزایش تفنگ‌های شکاری میان مردم آفریقا باعث کاهش شدید طعمه‌های یوزهای این قاره شده‌ است. نابودی زیستگاه باعث راندن یوزها از یک ناحیه به ناحیه دیگر نمی‌شود بلکه یوزهای ناحیه نابود شده را برای همیشه منقرض می‌کند.
علاوه بر این، مرگ و میر توله‌ها در یوز بسیار بالا است و کمتر از ۱۰ درصد توله‌های به دنیا آمده به سن بالای یک سال و نیم می‌رسند. مهم‌ترین دلیل‌های چنین مرگ و میری، کشته شدن توسط درندگانی چون شیر، بیماری، رها شدن و کمبود غذا است. در بسیاری موارد، مادر به دلیل آن‌ که خود غذایی برای خوردن نداشته و کاهش وزن پیدا می‌کند، توله‌هایش را رها می‌کند. حالا ما با دو توله در توران روبه‌روییم که معلوم نیست آیا مادرشان آنها رها کرده؟ آیا برای قاچاق شدن از طبیعت جدا شده‌اند و یا منتظر مادرشان بودند تا با غذا برگردد؟ ما حالا با توران و آذر روبه‌روییم که امکان برگشت به طبیعت از آنها سلب شده و به دلیل ماده بودنشان، جمعیت یوزهای ایران، شانس به دست آوردن یوزهای طبیعی از آن‌ها را از دست داده است. با این وجود پیدا شدن این دو توله نشان از جمعیت یوز زادآور در توران دارد و حالا تنها باید امیدوار بود که روند حفاظت از آن‌ها به درستی طی شود.

شور غیرعلنی در آستانه تصویب بودجه و برنامه هفتم

مجلس روز گذشته در سه نوبت تشکیل جلسه داد؛ ابتدا نشستی غیرعلنی که به‌طور مشترک با حضور اعضای دولت برگزار شد و پس از آن، در حالی تا حوالی نیمروز گذشته به‌طور علنی تشکیل ‌جلسه داد تا به دستور کار جاری خود بپردازد. از حوالی بعد از ظهر نیز در یک نشست علنی دیگر، ادامه دستور کار پارلمان را پیگیری کرد. این در حالی بود که نشست غیرعلنی صبح روز گذشته مجلس که از حیث زمان تشکیل جلسه، کوتاه‌تر از دو نشست علنی بعد از آن بود، مهمترین بخش از روز کاری نمایندگان بود. نشستی که از حوالی ساعت ۸ و ۳۰ دقیقه صبح آغاز شد و کمتر از ۲ ساعت بعد، حوالی ساعت ۱۰ و ۳۰ دقیقه به پایان رسید. نشستی که ظاهراً در آن وزیران بهداشت، اطلاعات، صمت، رئیس سازمان برنامه و بودجه و معاون اجرایی رئیس‌جمهوری گزارشی از عملکرد خود ارائه کرده و ۶ نفر از نمایندگان و روسای کمیسیون‌های فرهنگی و برنامه و بودجه نیز نظرات خود را در خصوص عملکرد دولت مطرح کردند.

 

حضور همزمان روسای دو قوه انتخابی زیر یک سقف در نشست غیرعلنی روز گذشته مجلس در حالی رقم خورد که ساعاتی پیش از آغاز این نشست غیرعلنی، روسای قوای مجریه و مقننه همراه با رئیس قوه قضاییه در چارچوب جلسات سران قوای سه‌گانه نیز تشکیل جلسه داده بودند. نشستی که به میزبانی دفتر ریاست‌جمهوری برگزار شد و سران سه قوه، نسبت‌به برخی تحولات در این هفته‌ها و ماه‌های گذشته با یکدیگر تبادل‌نظر کرده و مشخصاً با اشاره به آن‌چه «خبرسازی‌های دروغ و فاقد اعتبار و سند» خواندند، این مسئله را «بخشی از عملیات روانی دشمن و در چارچوب فتنه‌انگیزی‌های اخیر» ارزیابی کردند. روسای قوای سه‌گانه همچنین در حالی بر تناسب لایحه بودجه سال ۱۴۰۲ و برنامه هفتم توسعه با قانون و اسناد بالادستی تاکید کردند که بنابر معدود روایت‌هایی که روز گذشته و پس از اتمام نشست غیرعلنی مجلس، از سوی چند نفر از نمایندگان مجلس رسانه‌ای شد، مسائل بودجه‌ای و اقتصادی از جمله محورهای بحث دولتمردان و نمایندگان مجلس در این نشست مشترک غیرعلنی بوده است؛ روایت‌هایی که مفصل‌ترین آن، همانی بود که سخنگوی هیات رئیسه مجلس پس از اتمام نشست غیرعلنی دیروز و با حضور در جمع خبرنگاران به‌دست داد و بجز آن، دو نفر از اعضای فراکسیون روحانیت مجلس نیز به بیان نکاتی درباره جزئیات این نشست غیرعلنی پرداختند.

سخنگوی هیات رئیسه مجلس ضمن اذعان به این‌‌که اهداف ۶ برنامه قبلی به‌طور میانگین در حدود ۲۰ تا ۴۰ محقق شده‌اند، گفت: ما بر اساس نگاه مسئله‌محور مشترک بین دولت و مجلس برای تدوین برنامه هفتم توسعه به نحوی اقدام می‌کنیم که نگاه ۱۰۰ درصدی به اجرا و تحقق آن وجود داشته باشد

علیرضا سلیمی از جمله نمایندگان معمم حاضر در هیات رئیسه مجلس یازدهم است، در روایتی مختصر از این نشست غیرعلنی که در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار داد، از افزایش ۲۰ درصدی حقوق کارکنان در سال آینده به نقل از رئیس سازمان برنامه و بودجه دولت خبر داد و تاکید کرد که «۸۰ درصد از درآمدهای دولت در امسال تحقق پیدا کرده است.» به‌گفته این نماینده مجلس، در بخشی از این نشست، دولتمردان همچنین از افزایش ۲۰ درصدی صادرات صنعتی کشور نسبت‌به سال گذشته خبر داده و تاکید کرده‌اند: «۸۷ هزار میلیارد تومان بودجه عمرانی کشور توسط دولت پرداخت شده‌ است.» بنابر اعلام این نماینده مجلس، ابراهیم رئیسی نیز در این نشست غیرعلنی با نمایندگان، با تاکید بر عدالت در پرداخت، حقوق و دستمزد، گفته «دولت به‌طور جدی به‌دنبال تحقق این موضوع است و به‌زودی لایحه‌ای در این رابطه به مجلس ارسال خواهد کرد.» این در حالی بود که یکی از دیگر نمایندگان معمم مجلس در روایتی که در اختیار ایرنا گذاشت، از این گفت که «رئیس ‌جمهور معتقد است برخی تصمیمات غلط مجلس امکان دارد هزینه‌های غیرقابل تحمل برای نظام داشته باشد.» محمدتقی نقدعلی که روایتی به‌نسبت مفصل و کامل از این نشست غیرعلنی به‌دست داده، با تاکید بر اینکه «اظهارات رئیس‌ جمهور حول محور توجه ویژه به فرهنگ، دین، آموزش در برنامه‌های هفتم توسعه، عدالت در پرداخت‌ها، رفع تبعیض، تحقق عدالت به عنوان سند بالادستی در برنامه هفتم بود»، خواستار «تشکیل صندوق عدالت و پیشرفت» شده و با بیان اینکه «تشکیل این صندوق در بودجه ۱۴۰۱ در مجلس به تصویب نرسید»، گفته «رئیس جمهور معتقد بود که تشکیل این صندوق موجب ایجاد گشایش‌هایی در استان‌ها می‌شود.» او با اشاره به تاکید موکد ابراهیم رئیسی بر «به‌کارگیری افرادی پاک‌دست در دولت»، گفته «اگر به‌هردلیل، گزارش‌های مردم و نمایندگان مجلس به این نتیجه برسیم که نیرویی ناکارآمد یا فاسد است، به هیچ‌وجه تحمل نمی‌کنیم و افراد خاطی برکنار می‌شوند.»
با این همه اما آن‌چه در روایت نقدعلی نسبت‌به روایات دیگر، متفاوت و البته جالب‌توجه بود، اشاره‌هایی بود که این نماینده حامی دولت در خصوص گلایه‌های ابراهیم رئیسی نسبت‌به عملکرد و داوری‌ نمایندگان مجلس در قبال دولت و دولتمردان داشت. او پس از اشاره به آن‌‌چه پیش‌تر در خصوص گلایه رئیسی از «تصمیمات غلط در کمیسیون‌ها و یا صحن علنی مجلس» گفتیم که به باور رئیسی، «هزینه‌های غیرقابل تحمل برای نظام» به‌همراه خواهد داشت، خاطرنشان کرد: «رئیس‌جمهور خواستار انصاف نمایندگان در قضاوت‌ها نسبت به عملکرد وزیران و مدیران استان شد و در عین‌ حال تذکر و مشورت نمایندگان را فرصتی مغتنم دانست.» نقدعلی همچنین گفت: «رئیس جمهور معتقد بود مشورت با نمایندگان برای انتصابات و معرفی گزینه‌ها راه و کانالی برای شناسایی استعدادهای خوب است اما بعد از انتخاب مسئولان باید دست آنها برای انتخاب و انتصاب مدیران پایین‌دستی باز باشد که روالی منطقی و قانونی است.» به‌گفته او، رئیسی همچنین از نمایندگان تقاضا کرده که پس از معرفی گزینه‌ها و مدیران، اصرار بر انتصاب نداشته باشند و اتخاذ تصمیم نهایی را بر عهده مسئول مربوطه بگذارند.» جالب اینکه نقدعلی در اشاره‌ای کلی به موضوع بحث و محور اظهارات ۶ نماینده‌ و ۲ رئیس کمیسیونی که پس از ارائه گزارش عملکرد وزیران بهداشت، اطلاعات، صمت، رئیس سازمان برنامه و بودجه و معاون اجرایی رئیس‌جمهوری به بیان دیدگاه‌هایشان پرداختند، از جمله «حذف بانیان وضع موجود» بوده است؛ کلیدواژه‌ای که اصولگرایان و به‌ویژه بازوهای رسانه‌ای این جریان سیاسی، پیش و پس از انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰، علیه کارگزاران دولت روحانی به‌کار گرفته و در ادامه نیز به ادبیات دولتمردان، نمایندگان مجلس و البته شخص رئیس دولت سیزدهم و رئیس مجلس یازدهم راه یافت.
اما بجز آن‌چه این دو نوبت مجلس در خصوص برخی جزئیات نشست غیرعلنی روز گذشته مجلس در اختیار خبرگزاری‌های رسمی و همسو با دولت و مجلس قرار دادند، سخنگوی هیات رئیسه نیز در راستای وظایفی که در این جایگاه بر عهده دارد، به تشریح برخی نکات مهم مورد بحث در این نشست غیرعلنی پرداخت و به خبرنگاران گفت: «در این نشست غیرعلنی، مباحثی همچون وضعیت اقتصادی کشور و برخی کمبودها در حوزه بهداشت و درمان و دارو که در نشست مشترک پیشین مجلس و دولت مطرح شده بود، از سوی نمایندگان پیگیری شد و رئیس جمهور نیز در مورد آخرین وضعیت تدوین برنامه هفتم توسعه و لایحه بودجه ۱۴۰۲ توضیحاتی را ارائه داد.» سیدنظام‌الدین موسوی که «تأکید بر مسئله‌محوری هم در برنامه هفتم توسعه و هم لایحه بودجه ۱۴۰۲» را نیز از مهمترین موارد مورد تأکید رئیس مجلس عنوان کرد، همچنین از بحث نمایندگان و دولتمردان درباره مسائل روز و تحلیل آن سخن گفت و خاطرنشان کرد: «دولت و مجلس بر ضرورت به‌کارگیری بهترین راه مقابله با این مسئله و رسیدن به ثبات در کشور و توجه به مطالبات واقعی و اساسی مردم به ویژه در حوزه معیشت و اقتصاد تأکید داشتند.» او همچنین در حالی «تحریم» و «مشکلات و سنگ‌اندازی‌های متعدد» را از جمله محورهای مورد تاکید نمایندگان و دولتمردان به‌عنوان یکی از دلایل کمبودها و عقب‌ماندگی‌ها عنوان کرد که تا همین دو، سه سال پیش، وقتی رئیس‌جمهوری وقت در دولت دوازدهم به چنین نکاتی اشاره می‌کرد، برخی چهره‌های منتسب به همین جریان سیاسی حاکم بر مجلس دولت، حسن روحانی و همراهانش را به بهانه‌جویی متهم می‌کردند. موسوی همچنین در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به روند تصویب برنامه هفتم توسعه در هفته‌ها و ماه‌های آینده، عدم تحقق کامل اهداف ۶ برنامه قبلی را یکی از مسائلی خواند که باید در مسیر تدوین برنامه هفتم توسعه، مورد توجه قرار گیرد. آن هم در حالی که به‌گفته او، اهداف ۶ برنامه قبلی به‌طور میانگین در حدود ۲۰ تا ۴۰ محقق شده‌اند. او با وجود این گفت: «ما بر اساس نگاه مسئله‌محور مشترک بین دولت و مجلس برای تدوین برنامه هفتم توسعه به نحوی اقدام می‌کنیم که نگاه ۱۰۰ درصدی به اجرا و تحقق آن وجود داشته باشد؛ کما اینکه بر اساس گزارش رئیس سازمان برنامه و بودجه در بدبینانه‌ترین حالت ۷۰ تا ۸۰ درصد این برنامه تا پایان دوره ۵ ساله تحقق پیدا کند.»

آموزش موثر، حلقه مفقوده حفاظت از یوز

نخست: مرداد ماه امسال وقتی در حادثه‌ای تلخ یک توله یوز ماده در جاده عباس‌آباد-میامی زیر ماشین رفت، به عنوان داوطلب پایش شبانه جاده به منطقه رفتم. یکی از روزها، با محیطبان‌ها برای پیگیری یک گزارش محلی از دیدن یوز رفتیم، همان پیگیری که منجر به دیدن هلیا و 4 توله‌اش در مناطق آزاد شد. گزارش را کارگر معدنی داده بود، با او به محلی رفتیم که یوز را دیده بود. تعریف کرد که چطور در مسیر عبورش از روستا به سمت معدن ناگهان متوجه دو تا توله یوز شده و در ابتدا تصور کرده که سگ هستند. سپس ناگهان یوز مادر که در همان نزدیکی بوده به سمتش می‌آید و با در آوردن صدایی توله‌ها را به دهن گرفته و می‌برد. آن جوان معدنچی می‌گفت که از این اتفاق آنقدر ترسیده که فشارش افتاده بوده. به او اطمینان دادیم نیازی نیست بترسد و یوزپلنگ به او صدمه‌ای نخواهد زد. همانجا فکر کردم این ترس نابجا چند بار باعث حمله مردم به یوزپلنگ و احتمالا مرگ آن‌ها شده؟
دوم: یک چوپان به ادعای خودش دو توله یوز را دیده و چون گمان کرده مادر ندارند آن‌ها را برداشته. هرچند شک و تردید‌هادر باره نیت او وجود دارد، اما مگر فرقی هم می‌کند. اصلا حتی اگر ادعای خودش درست باشد، یک فاجعه رخ داده و دو یوز از طبیعت جدا شده‌اند چون چوپان نمی‌دانسته نباید به توله‌های جانوران دست بزند. این همه ندانستن وقتی با موقعیت‌هایی اینچنین ترکیب می‌شود پتانسیل خلق فاجعه را دارد. مگر گردشگران در لواسان از لینکس مادر و توله‌هایش نترسیدند و مادر را با سنگ و چوب در روز طبیعت نکشتند؟ برای حل این مسئله باید چه کرد؟
سوم: بدیهی است که همه ، چوپان‌ها، افراد عبوری و معدنچیان را مخصوصا در مناطق آزاد نمی‌توان شبانه روز پایید، بنابراین باید راه دیگری جست. معمولا برای اینکار مجموعه‌ای از راه‌کارهای بلندمدت و کوتاه مدت پیش گرفته می‌شود و این همان مجموعه‌ای است که به آن حفاظت گفته می‌شود، نه فقط پایش فیزیکی زیستگاه. یکی از این راه‌کارها که تاثیر میان و بلند مدت دارد، آموزش جامعه اطراف و داخل زیستگاه است؛ امری که در شرایط فعلی چندان اجرایش آسان نیست،اما ضروری است. البته در ایران مهم‌ترین اقدامات آموزشی در مورد یوزپلنگ رخ داده است. حتی در اطراف توران هم در گذشته اقدامات آموزشی مناسبی در روستاهای اطراف و داخل زیستگاه یوز صورت گرفته. اما نکته مهم این است که دامدارهای عشایری که بیشترین حضور در بیابان و تعامل با حیات وحش را دارند از قلم افتاده و کمتر هدف این برنامه‌های آموزشی بوده‌اند. نشان به آن نشان که در طول 15 سال گذشته نخست کوشکی، بعد دلبر و حالا این 2 توله یوز توسط چوپان‌ها از طبیعت همین منطقه جدا شدند. عکس دیگری هم وجود دارد که فردی در حال لمس 3 توله یوز در یک لانه است که آن هم از همین منطقه گرفته شده است. بنابراین به نظر می‌رسد دامداران عشایر به واسطه تعارض بالاتر احتمالا بیشترین آسیب را به یوز زده‌اند.
چهارم: پس فراهم کردن شرایط آموزش مردم داخل و اطراف زیستگاه به خصوص دامداران فصلی توسط خود سازمان حفاظت محیط‌زیست، یک گام اساسی برای کاهش فشار انسانی به گونه‌های در خطری همچون یوزپلنگ آسیایی است. با تداوم آموزش این شانس وجود دارد که برخی از آن‌ها به همیاران قابل اعتماد حفاظت‌گران بدل شوند، در حالی که مشغول همان شغل روزمره خودشان هستند. ممکن است عده‌ای بگویند اصلا برای چه داخل پارک ملی باید دام وجود داشته باشد که ما مجبور به آموزش دامدار و چوپانش شویم؟ اولا پارک ملی توران امروز خالی از دام است. اما بیاید فرض کنیم که همه محدوده بزرگترین که به نام ذخیره‌گاه زیست‌کره توران شناخته می‌شود را هم از دام خالی کردیم، بعدش چه می‌شود؟ آیا این محدوده برای حمایت از یک جمعیت پویای یوز کافی است؟ اینطور به نظر نمی‌رسد. بنابراین این در نهایت جمعیت سر ریز این مجموعه به بیرون از توران پخش خواهد شد و وارد مناطق آزاد حفاظت نشده خواهند شد. این یک وضعیت ساده شده است و بدیهی است پیش از سرریز شدن جمعیت، یوزها به دلایل دیگری که برخی از آن‌ها شناخته شده وبرخی ناشناخته هستند، از مناطق حفاظت شده خارج می‌شوند. بنابراین ما یوزهایی داریم که در مناطق مطلقا حفاظت نشده، پرسه می‌زنند و ممکن است به دلایل مختلف کشته و یا دزدیده شوند. حالا چطور؟
پایان: بنابراین هرچند افزایش حفاظت فیزیکی به عنوان راه حلی کوتاه مدت بسیار کارا خواهد بود ( همچنان که بر خلاف بسیاری از ادعاهای غلط تا امروز در توران به طور نسبی و نه مطلق موثر بوده و انتشار آمارهای جدید این واقعیت را تایید خواهد کرد.) و باید به شکل چشمگیری افزایش و بهبود یابد، در نهایت با توسعه جمعیت انسانی، منجر به شکل دادن یک جمعیت پویا نخواهد شد. ما علاوه بر مناطق حفاظت شده امن، نیاز به راهروهای عبوری امن و مناطق داریم که هم‌زیستی بین حیات‌وحش و جامعه انسانی دخیل در آن از جمله دامدار و معدنچی و حتی کشاورز در آن ممکن باشد. در غیر این صورت تکه تکه شدن زیستگاه‌ها در بین مناطقی که حیات وحش در آن‌ها هیچ شانسی برای بقا ندارد، وضعیتی را پدید خواهد آورد که امروز کمابیش شاهد آن هستیم، این وضعیت نه ناشی از حفاظت فیزیکی مناسب و یا نامناسب، بلکه ناشی از هم پاشیدن زنجیره حفاظت در گستره وسیع‌تری است که مناطق حفاظت شده بخش کوچکی از آن است.

اقناع، به‌جای ارشاد

شامگاه نخستین روز هفته بود که منابع خبری برخط پر شد از نقل‌ قول از دادستان‌ کل کشور که به‌نحوی از تعطیلی و توقف فعالیت گشت ارشاد خبر داد. خبری که در آن، محمدجعفر منتظری در پاسخ به پرسشی در این رابطه، تاکید کرده بود که «گشت ارشاد ربطی به قوه قضائیه ندارد» و در ادامه گفته بود: «گشت ارشاد از همان جایی که در گذشته تأسیس شد، از همانجا نیز تعطیل شد.» اشاره دادستان کل کشور، قاعدتاً به شورای‌ عالی انقلاب فرهنگی است؛ نهادی که اگرچه به‌موجب قانون، حق قانونگذاری ندارد اما سال‌ها پیش، در مصوبه‌ای حدود قانونی برای فعالیت گشت ارشاد در کشور را تعریف و تبیین کرد و در تمام این سال‌ها نیز این واحد انتظامی که زیرمجموعه فراجا فعالیت دارد، به‌پشتوانه همان مصوبه شورای‌ عالی انقلاب فرهنگی در سطح کشور فعالیت کرده است.

محمدجعفر منتظری تاکید کرده بود که «گشت ارشاد ربطی به قوه قضائیه ندارد» و در ادامه گفته بود: گشت ارشاد از همان جایی که در گذشته تأسیس شد، از همانجا نیز تعطیل شد

دادستان کل کشور که با حضور در نشستی با موضوع «تبیین ابعاد جنگ ترکیبی در اغتشاشات اخیر» در این رابطه اعلام‌ موضع کرده، البته در ادامه پاسخی که ظاهراً به یکی از حضار می‌داد، تاکید کرده که «البته قوه قضائیه نظارت‌های خود را بر کنش‌های رفتاری در سطح جامعه ادامه می‌دهد.» او که پس از این یکی، دو جمله در تایید تعطیلی گشت ارشاد، بلافاصله به موضوع اعتراضات دو، سه ماه پیش پرداخته، تاکید کرده دستگاه قضایی در برخورد با مسببان اصلی آن‌چه «اغتشاشات اخیر» خوانده کوتاه نخواهد آمد و گفته «بنده به‌عنوان دادستان کل کشور این را به عموم مردم قول خواهم داد.» او در عین حال تاکید کرده که «با توجه به شرایط خاص کشور نیازمند اقدامات خردمندانه از سوی قوه قضائیه هستیم.» دادستان کل کشور همچنین در بخش دیگری از این نشست، با اشاره به «موضوع بدحجابی در کشور و به‌خصوص شهر قم»، این مسئله را «از دغدغه‌های اصلی قوه قضائیه و جامعه انقلابی» خوانده و البته تاکید کرده «باید توجه داشت برخورد قضائیه در مرحله آخر بوده و اقدامات فرهنگی مقدم بر هرگونه فعالیت است.» منتظری همچنین از تمامی فعالان در عرصه فرهنگ به‌خصوص حوزه‌های علمیه و دفتر تبلیغات اسلامی خواست که «طرح‌های علمی مبتنی بر تدبیرشان» را در این خصوص در اختیار قوه قضاییه قرار دهند.
اما همزمان با انتشار این سخنان دادستان کل کشور و تایید خبر توقف فعالیت و تعطیلی گشت ارشاد، سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس از شیوه‌های تازه مقابله با آن‌چه «بدحجابی» خوانده، سخن گفته است. احمد راستینه که در این رابطه با پایگاه خبری-تحلیلی رویداد ۲۴ گفت‌وگو می‌کرد، با تکرار چیزی که پیش از این در خصوص کار فرهنگی در مقوله حجاب مطرح شده و دادستان کل کشور نیز به آن اشاره کرد، گفته «در همه دنیا برای ناقضان قانون، بر اساس مسئولیت‌های اجتماعی که دارند، مجازات‌هایی پیش‌بینی می‌شود. امروز دستگاه‌های متولی ما در حوزه عفاف و حجاب در بخش اقناع‌سازی به شدت ضعیف عمل کردند. در حوزه اقناع‌سازی، در بخش دانش‌آموزی، وزارت آموزش و پرورش وظایفی به عهده دارد و همچنین وظایفی، دانشگاه‌ها و مراکز فرهنگی دارند. این مجموعه‌ها باید به درستی و به موقع، کار توجیه و اقناع را انجام دهند. یعنی ضرورت دارد یک بار دیگر، حوزه فرهنگی ما در بخش عفاف و حجاب بازخوانی شود.» به گفته این نماینده مجلس یازدهم، «هم باید دستگاه‌های متولی، کارشان را در خصوص اقناع‌سازی درست انجام دهند و هم سایر دستگاه‌ها در خصوص افرادی که از قانون سرپیچی کردند باید مسئولیت‌شان را ایفا کنند.» او گفت: «اکنون ما در حال پیگیری هستیم که براساس مصوبه ۶۳۸ شورای عالی انقلاب فرهنگی، چرا دستگاه‌هایی که وظیفه داشتند یک آیین‌نامه روشن و شفاف در خصوص حوزه عفاف و حجاب و شرح وظایف قانونی‌شان ارائه دهند، به مسئولیت‌شان عمل نکردند و این موضوع به جد در کمیسیون در حال بررسی است.» راستیه همچنین خاطرنشان کرد: «اساساً فکر می‌کنم فهم برخی از دستگاه‌ها در گسترش پدیده کشف حجاب، فهم غلطی است. من به عنوان نماینده مجلس به دستگاه‌های متولی در این امر می‌گویم، شماهایی که مماشات می‌کنید دارید خلاف صریح قانون رفتار می‌کنید و حتماً باید پاسخگو باشید.»

تشکیل وزارت انرژی برای عبور از بحران

یک کارشناس حوزه مدیریت منابع آب پیشنهاد تشکیل وزارت انرژی را اعلام کرد و گفت: با انضمام بخش‌های انرژی از وزارت نیرو و ادغام آن با زیرمجموعه‌‌های وزارت نفت، بهتر است وزارت انرژی تشکیل شود. منابع نفت و گاز که جزو منابع اصلی انرژی هستند در اختیار وزارت نفت و سایر اقلام تولید انرژی در اختیار وزارت نیرو است و باید هرگونه منابع انرژی را در اختیار وزارت انرژی قرار داد.
داریوش مختاری در گفت‌و‌گو با ایسنا، با بیان اینکه در چنین حالتی بهتر است وزارت انرژی، انرژی برق آبی را که فقط شش درصد کل انرژی برق کشور را تامین می‌کند از وزارت آب، کشاورزی و منابع طبیعی خریداری کند، اظهار کرد: نیازهای انرژی و آب در مناطق شهری توسط دو وزارتخانه یادشده تامین می‌شود و در اختیار متولی واحد مدیریت شهری یعنی شهرداری‌ها قرار خواهند گرفت. به این ترتیب، با رعایت اصل یکپارچگی در امور شهری، کارآمدی و پاسخگویی در مدیریت شهری نیز افزایش می‌یابد.

به گفته این کارشناس در گذشته، جدا کردن بخش آب از بخش کشاورزی به گسترش بی‌رویه سدسازی انجامید. توسعه شبکه‌های آبیاری و زهکشی در قالب تاسیس بنگاه توسعه آبیاری از سال ۱۳۳۲ هجری خورشیدی جزو وظایف وزارت کشاورزی وقت بود. سپس جزو وظایف وزارت آب و برق قرار گرفت. به عبارتی نخستین جرقه‌های تسلط ادبیات سازه‌ای بر مدیریت امور اجرایی در بخش کشاورزی از گذاردن وظیفه توسعه شبکه‌های آبیاری و زهکشی بر عهده وزارت کشاورزی وقت آغاز شد

او افزود: در پیکره‌های شهری لازم است مدیریت امور به صورت پیوسته باشد. به این ترتیب می‌توان وزارتخانه انرژی و وزارتخانه آب، کشاورزی و منابع طبیعی داشت. در همان حال، با واگذاری کلیه امور مدیریت شهری به شهرداری‌ها، امکان کوچک‌سازی و چابک‌سازی دولت را فراهم کرد. این چیدمان نیازمند تغییرات اساسی در قانون تاسیس شهرداری‌هاست. بدون انجام اصلاحات بنیادین در این قانون هرگز نباید وظایف یادشده را به شهرداری‌ها واگذار کرد.
این کارشناس مدیریت منابع آب با تاکید بر اینکه به واقع، اصل همگنی مبنای اصلی چیدمان اجزای تشکیلات اجرایی است و بر پایه‌ آن، اقدام‌های همگن در یک وزارتخانه قرار می‌گیرند، گفت: از دیدگاه اقتصاد نهادی، رعایت اصل همگنی در چیدمان اجزای دستگاه‌های اجرایی به کاهش هزینه‌های مبادلاتی بین دستگاه‌های اجرایی کمک زیادی می‌کند. به‌طوری که میزان بهره‌وری در امور اجرایی بسیار افزایش پیدا می‌کند و می‌توان انتظار داشت که انجام امور نه تنها به طور کارا انجام خواهد گرفت بلکه از اثربخشی بالایی برخوردار خواهد شد. در نتیجه بهره‌وری سازمانی افزایش پیدا می‌کند.
مختاری با بیان اینکه چیدمان درست یک وزارتخانه می‌تواند امکان رعایت اصل پاسخگویی (Accountability) یک تشکیلات اجرایی را فراهم کند، تاکید کرد: دو یا چند پارچه‌بودن یک بخش همانند بخش آب، کشاورزی و منابع طبیعی زمینه پاسخگو نبودن دستگاه‌های اجرایی را فراهم می‌کند. لازم است بخش آب با افزودن بخش‌های همگن از وزارت جهاد کشاورزی و سازمان‌های وابسته با یک وزارتخانه یکپارچه و پاسخگو به نام وزارت آب، کشاورزی و منابع طبیعی جایگزین شود. به‌طوری که سازمان محیط زیست در جایگاه یک سازمان مستقل می‌تواند شادابی و پایداری پیکره‌های بوم‌شناختی را از وزارتخانه آب، کشاورزی و منابع طبیعی خواستار شود.
او ادامه داد: در همان حال، با رعایت نیازهای اولیه محیط زیستی پیکره‌های بوم‌شناختی تالاب‌ها و دریاچه‌ها، منابع آب مورد نیاز مناطق شهری و روستایی را تامین کند.
او با تاکید بر اینکه وزارت انرژی نیز در چارچوب ملاحظات محیط زیستی، منابع انرژی مورد نیاز مناطق شهری و روستایی را تامین خواهد کرد، گفت: در این میان، سازمان‌ مدیریت و برنامه‌ریزی کشور به‌نحو شایسته‌تری می‌تواند طرح آمایش سرزمین را اجرا کند و نظام فنی و اجرایی کشور به‌نحو شایسته‌تری می‌تواند پیاده‌سازی شود و سازمان حفاظت محیط زیست نیز نظارت دقیق‌تری خواهد داشت.
به گفته این کارشناس در گذشته، جداکردن بخش آب از بخش کشاورزی به گسترش بی‌رویه سدسازی انجامید. توسعه شبکه‌های آبیاری و زهکشی در قالب تاسیس بنگاه توسعه آبیاری از سال ۱۳۳۲ هجری خورشیدی جزو وظایف وزارت کشاورزی وقت بود و سپس جزو وظایف وزارت آب و برق قرار گرفت. به عبارتی نخستین جرقه‌های تسلط ادبیات سازه‌ای بر مدیریت امور اجرایی در بخش کشاورزی از گذاردن وظیفه توسعه شبکه‌های آبیاری و زهکشی بر عهده وزارت کشاورزی وقت آغاز شد.
مختاری با بیان اینکه سکانداران اصلی این تحول در مدیریت آب، تخصص‌های هیدرولوژی و عمران بودند که با ترکیب عنصر درآمدهای نفتی و دیوان‌سالاری دولتی با دانش یک بعدی هیدرولوژی و عمران، یک معجونی از همزیستی قدرت و بتن پدید آوردند که کنترل منابع آب را با ساخت ۶۰۰ سد اضافی انجام دادند که زمینه اختلال جدی در حقابه‌های سنتی کشاورزی و حقابه رودخانه‌ها، دریاچه‌ها و تالاب‌ها را فراهم کرد، گفت: برخی از این سدها بدون رعایت ضوابط کافی محیط زیستی بوده و با انتقال آب بین حوزه‌ای، زمینه گسترش شهرهای بزرگ کشور را فراهم کردند.
او عنوان کرد: نمونه برجسته آن توسعه بی‌رویه کلانشهر تهران است. تمرکز هیدرلوژیست‌ها و مهندسان عمران بر سدسازی‌های بی‌رویه و اضافی، زمینه بحران فزاینده منابع آب زیرزمینی را فراهم کرد. وضعیت به گونه‌ای شد که در بیشتر حوضه‌های آبریز، در بالادست از منابع آب سطحی و زیرزمینی بهره‌برداری شد و پی در پی از حقابه پایین‌دستی‌ها کاسته شد. این شیوه بهره‌برداری از منابع آب همچنان ادامه دارد. عمده منابع منازعات فزاینده بر سر منابع آب در کشور محصول سدسازی‌های بی‌رویه و غیرضروری بوده است.
این کارشناس با بیان اینکه یکدستی وزارت آب، کشاورزی و منابع طبیعی کمک می‌کند که از ساخت سدهای اضافی خودداری شود و درباره سدهای ساخته‌شده تصمیم کارشناسی و برنامه‌ریزی درستی پیش‌بینی و اجرا شود، تاکید کرد: آنچه گفته شد مربوط به پدید آوردن حکمرانی خوب در طرف دولت است. در حالی که حکمرانی خوب در بخش‌های آب و انرژی از مشارکت دوسویه دولت و جامعه محلی پدید می‌آید. در این میان رعایت عنصر مشارکت کشاورزان در مدیریت منابع آب و برقراری همکاری بین دولت و جامعه محلی یعنی تشکل‌های کشاورزی و آب‌بران همانند قرن‌های پیشین یک اصل است.
به گفته مختاری باید یادآوری کرد که فراوانی منابع در پهنه جغرافیای ایران نه تنها زمینه تخصیص بهینه منابع را فراهم نکرده است بلکه به دنبال نادیده‌گرفتن هزینه فرصت منابع محدود همانند منابع آب، زمینه تخصیص نابهینه فراهم شده است. دقت در پیاده‌سازی امور اجرایی و چیدمان درست امور اجرایی، امکان صرفه‌جویی در منابع و رعایت اصل پایداری محیط زیست را فراهم می‌کند.

پیشنهاد گردشگری به عنوان معیشت مکمل عشایر

| پیام ما | زندگی عشایری شیوه‌ای از سبک زندگی مولد است که در صیانت از جنگل‌ها، مراتع و حفاظت از امنیت نیز نقش مهمی‌ دارد. در کنار آن، چنین سبکی به‌واسطه آداب و رسوم خاص خود پتانسیلی برای رونق گردشگری نیز به حساب می‌آید که می‌تواند منبع درآمدهای پایدار برای کوچ‌نشینان باشد. اما با وضعیت کنونی مراتع به نظر می‌رسد زنگ خطر نابودی این نوع زندگی در کشور و استان کرمان به صدا درآمده است. بنا به گفته مدیران عشایر کرمان ۸۰ درصد مراتع استان در خشکسالی از بین رفته و با توجه به اینکه بسیاری از منابع آبی نیز نابود شده یا کاهش یافته، زندگی عشایر تحت تاثیر جدی قرار گرفته است و باید از ابعاد مختلف به این موضوع توجه کرد.

 

اثرپذیری مراتع از آسیب به منابع آبی و نیز مشکلات حوزه راه‌های عشایری از جمله مهمترین مشکلات عشایری به شمار می‌رود که در کنار سایر مولفه‌ها مانند تغییر رویکرد و سبک زندگی عشایر می‌تواند در صورت ادامه روند کنونی، مشکل‌ساز شود و هشدارها برای احتمال زندگی عشایری رنگ واقعیت به خود بگیرد. از این روست که به گزارش «ایرنا» ضرورت مراقبت از زیرساخت‌های عشایر، تامین نیازها و ارائه تسهیلات به این قشر مولد بسیار ضرورت دارد.
رضا نیکزادی مدیرکل امور عشایری استان کرمان با بیان اینکه خشکسالی‌های اخیر نزدیک به ۸۰ درصد مراتع استان را از بین برده است، گفت: این در شرایطی است که ۸۰ درصد تامین علوفه دام عشایر از طریق مراتع بوده است.
او افزود: استان کرمان طی سال‌های گذشته درگیر خشکسالی شده که زندگی عشایری استان کرمان را تحت تاثیر قرار داده است. نزدیک ۵۰ درصد منابع آبی ما از جمله قنات‌ها، رودخانه‌ها و چشمه‌ها خشکیده‌اند یا کم آب شده‌اند و تولیدات باغی و زراعی ما به حداقل رسیده؛ این در حالی است که دستگاه‌های متولی، برخی چاه‌های عشایر را نیز پلمب کرده‌اند.
مدیرکل امور عشایری استان کرمان گفت: اداره کل عشایری در این باره تمهیداتی به منظور کاهش اثرات خشکسالی انجام داده است. در همین رابطه برای جبران کاهش علوفه ۸۰ درصدی حدود ۶۰ هزار تن نهاده را از ابتدای سال ۱۴۰۰ تاکنون بین عشایر توزیع کرده‌ایم.
او اضافه کرد: برای جایگزینی منابع آبی، ناوگان آبرسانی سیار را به ۲ برابر رساندیم و اکنون ۲۲ دستگاه آبرسانی در شمال استان کرمان فعالیت آبرسانی سیار را انجام می‌دهند. گرچه همکاران ما زحمات زیادی را متحمل شدند اما معتقدیم که مسائل و مشکلات عشایر باید به صورت ریشه‌ای و بنیادین رفع شود. در حوزه پرداخت وام نیز طی سال گذشته از محل اعتبار سازمان عشایری منابعی در اختیار عشایر قرار دادیم که این روند همچنان ادامه دارد.
نیکزادی گفت: ایجاد شبکه آب در مناطق عشایری از اتفاقات خوبی بود که طی این سال‌ها در کنار اثرات خشکسالی در مناطق عشایرنشین استان کرمان داشتیم و در این زمینه نزدیک به ۱۵ پروژه آبرسانی اجرا شد؛ همچنین شبکه‌های ایجاد شده از سال گذشته جایگزین آبرسانی سیار می‌شوند که تاکنون نزدیک ۵۸۰ خانوار زیر پوشش آب شرب و بهداشتی قرار گرفته اند.
مدیرکل امور عشایری استان کرمان عنوان کرد: شاخص‌های برخورداری را نسبت به سال‌های گذشته در حوزه راه عشایر ارتقا دادیم و اکنون عمده مسائل عشایر استان کرمان آب و راه است.
نیکزادی افزود: بزرگترین مانع تولید در حوزه عشایری کمبود بارندگی است که متاسفانه طی سال‌های اخیر شاهد استمرار آن بوده‌ایم. برای اینکه از شرایط خشکسالی گذر و همچنان خانوارها را در مناطق عشایری ماندگار کنیم باید خدمات‌دهی به عشایر را بالا ببریم و شاخص‌های برخورداری را در این مناطق ارتقا دهیم که در انجام این مهم همه دستگاه‌ها باید کمک کنند.
رفع پلمب چاه آب عشایر در پارک ملی خبر
مدیرکل امور عشایری استان کرمان درباره چاه‌های آب عشایری بیان کرد: شهریورماه امسال نشست شورای عشایری استان کرمان را با حضور رئیس این سازمان و جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی‌ و استاندار کرمان داشتیم که ۱۶ بند در موضوعات مختلف از جمله رفع مشکل پلمب چاه آب عشایر همچون در پارک ملی خبر(khabr) مصوب شد.
به گفته او در این زمینه یکسری مکاتبات به همت معاونت عمرانی استانداری در دستور کار است و در نشستی که قرار است برگزار شود، وضعیت چاه‌های آب عشایری استان را تعیین تکلیف می‌کنیم. این مسئول افزود: متولی واگذاری زمین و چاه آب، منابع طبیعی و آب منطقه‌ای هستند؛ ۱۸ حلقه چاه آب در حوزه بافت، رابُر و اُرزودئیه این مشکلات را دارند و تداخلی در این حوزه وجود دارد که این مسائل در نشستی با حضور معاون عمرانی استاندار کرمان بررسی می‌شود و نتیجه آن به مردم اعلام می‌شود.
نیکزادی ادامه داد: بخشی از اعتبارات از محل سفر رئیس‌ جمهور که اعتبارات قابل‌توجهی نیز است برای عشایر در نظر گرفته شده و بخشی از اعتبارات نیز مربوط به مناطق محروم و پرداخت وام است که به ادارات تخصیص داده نشده اما پیگیری برای جذب آنها ادامه دارد.
گردشگری، معیشت مکمل
مدیرکل امور عشایری استان کرمان گفت: برای رفع نگرانی‌های عشایر باید فکری به حال فروش دام آنان شود؛ نخستین بحث خرید دام مازاد عشایر است که سالانه نزدیک به ۳۰ درصد دام عشایر بایستی به بازار عرضه شود و با توجه به خشکسالی‌ها دستگاه‌های متولی از جمله پشتیبانی امور دام و تشکل‌های مربوطه باید دام‌های آنان را خریداری کنند یا مبلغی به صورت اقساطی در اختیار عشایر قرار دهند.
نیکزادی اضافه کرد: قیمت نهاده‌ها با توجه به آزادسازی ارز ترجیحی طی ماه‌های گذشته روند افزایشی داشته و از طرفی قدرت خرید عشایر برای تامین نهاده مورد نیاز خود پایین آمده از این رو ضرورت دارد وام‌های کم‌بهره درازمدت در اختیار عشایر قرار داده شود و شرایطی ایجاد کنیم که افراد مجبور نشوند دام خود را بفروشند.
مدیرکل امور عشایری استان کرمان گفت: بایستی در کنار دامپروری، به تولیدات این قشر نیز تنوع بخشید و حوزه گردشگری و عشایرگردی را فعال کنیم؛ مناظر بسیار بکر موجود در جوار عشایر ظرفیت جذب گردشگران را دارد و با این اقدام می‌توان اقتصاد خانوار عشایری را در شرایط خشکسالی بهبود بخشید.
او اضافه کرد: حدود ۴۵ نقطه گردشگری عشایری را در مناطق مختلف استان کرمان شناسایی کردیم و به میراث فرهنگی ارائه دادیم؛ از طرفی افراد خوش‌ذوق در مناطق گردشگری حضور دارند و می‌توانند اقامت گردشگران را بر عهده گیرند.
ضرورت رونق تولیدات صنایع دستی و گیاهان دارویی عشایر
نیکزادی با اشاره به دیگر ظرفیت‌های عشایری افزود: در کنار گردشگری، صنایع دستی عشایر را نیز داریم که ۳۰ درصد صنایع دستی استان کرمان را عشایر تولید می‌کنند و این تولیدات در استان کرمان و خارج از این استان بازارپسند محسوب می‌شوند که لازم است بازار آنها رونق یابد. فروش محصولات تولیدی عشایر در دستور کار قرار گرفته که با این کار می‌توانیم بخشی از مشکلات جامعه هدف خود را رفع کنیم.
او افزود: گیاهان دارویی نیز با توجه به اینکه استان کرمان دچار تنش آبی است باید در مناطق مستعد کشت شود تا در کنار اقتصاد خانوار بتواند مشکل مردم را رفع کند.
طبق اعلام مرکز آمار ایران، عشایر استان کرمان ۶ هزار و ۱۰۰ خانوار و حدود ۶۴ هزار نفر در شمال استان کرمان هستند که در ۵۰ درصد مساحت استان قلمرو دارند.