بایگانی مطالب نشریه
حمایت از گربهسان ایرانی از دریچه هنر
نمایشگاه عکس و طراحی «یوز ایرانی» این روزها در نگارخانه سرو برپاست. «نمایشگاه در راستای حفاظت از حیات وحش و این گربهسان ایرانی بوده.» این را وحید خدادادی عکاس این نمایشگاه میگوید که پیشتر نیز تجربه فعالیت در نمایشگاه گروهی «پلاسکو» را داشته است. طراحی و نقاشی کار شده بر روی عکسها را رامبد دبستانی بر عهده داشته که ترکیبی از عکسهای این گونه حیات وحش ایرانی با نمادهای کاملا ایرانی است.
وحید خدادادی درباره هدف از برگزاری این نمایشگاه میگوید: «هدف ما حمایت از یوزپلنگ ایرانی بوده است. حتی اگر در این راستا اطلاعرسانی و اقناع مخاطب صورت بگیرد به نوعی که کوچکترین حرکتی هم انجام شود برای ما اهمیت دارد.»
او ادامه میدهد: «کار در حوزه فرهنگ و هنر زمانبر و دیربازده است. هدف ما این بود کسانی که علاقهمند هستند از نزدیک با این حوزه آشنا شوند. شاید با گوگل کردن هم بشود این کار را انجام داد اما میخواستیم کاری کنیم که مخاطب را جذب این حوزه کند. در واقع در شرایطی که زیاد به هنر پرداخته نمیشود، هدف ما این بوده مردم از زندگی روزمره فاصله بگیرند. همچنین برای ما مهم بود که سازمان محیط زیست و سازمانهای تابع این نمایشگاه را رصد و حمایت کنند. چراکه اگر این اتفاق بیفتد درصد مشارکت در جامعه بالا میرود.»
خدادادی با اشاره به اینکه عکسهای نمایشگاه از کوشکی، دلبر و ایران گرفته شده و شامل 21 اثر است، میگوید: «طی دو بازه زمانی از این سه یوزپلنگ عکاسی کردم. زمانی که مشغول عکاسی از کوشکی دلبر در اسارت بودم، تازه سال 96 «ایران» را از یک شکارچی گرفته و به پردیسان آورده بودند. اواخر سال 98 نیز مجدد از کوشکی و دلبر آثاری را ثبت کردم که در واقع آخرین عکسهای ثبت شده از این دو یوزپلنگ متعلق به من است.»
رامبد دبستانی، طراح و نقاش نمایشگاه «یوز ایرانی» درباره نمادهای بهکار برده شده میگوید: «ما از نمادهای ایرانی استفاده کردیم. نمادهایی مانند برج آزادی، حافظیه، سعدیه و گل نیلوفری تخت جمشید. حتی نمادهای اسطورهای نیز مانند سیمرغ و ققنوس بر روی این آثار کار شده است. یک پرچم ایران هم پشت یکی از یوزها به عنوان نماد کشور ایران طراحی شده است.»
به نقل از ایرنا، در معرفی هنرمندان این نمایشگاه آمده است: وحید خدادادی متولد ۲۱ فروردین ۱۳۵۸ اهل تهران و تحصیلات ارشد علوم ارتباطات بوده است. او عکاس خبری و مستندسازی است که از سال ۱۳۸۴ تاکنون فعالیت دارد و عضو درجه یک انجمن عکاسان مطبوعاتی ایران و دبیر عکس خبرگزاری آنا از سال ۱۳۹۸ تا تیر ۱۴۰۱ است.
او همچنین رتبه دوم مجموعه عکس در جشنواره رسانههای شهری در ایران، دریافت لوح تقدیر به عنوان عکس منتخب در جشنواره «مداد قرمز» (زلزله کرمانشاه) و برپایی نمایشگاه گروهی پلاسکو (آب و آتش) توسط خانه عکاسان ایران را در کارنامه خود دارد.
رامبد دبستانی متولد ۱۳۵۵ دانشجوی دکتری مدیریت آموزشی است. او دورههای رشته هنری از قبیل گرافیک، خطاطی، موسیقی، طراحیهای تبلیغاتی، دوره فلسفه، آشنایی و کارکرد با قطعات کامپوزیت، دوره آشنایی با مواد و قطعات فایبرگلاس، دوره آشنایی با رنگ و آمیزش رنگ قطعات را گذرانده است.
انقراض تنوع زیستی در کمین جهان
| پیام ما | 75 درصد از سطح کره زمین و 66 درصد از اقیانوسهای آن به واسطه فعالیتهای انسانی تغییر کرده است. بیش از 85 درصد از تالابها از بین رفته و از سال 2000، میزان جنگلزدایی در سطح جهان به طور نابرابری توزیع شده است. مجموعه این اعداد میزان تغییرات جهانی در طبیعت طی 50 سال گذشته در تاریخ بشر را بیسابقه تخمین میزند. یک پژوهش مستند در مجله معتبر نیچر هم نشان میدهد که انواع و اقسام فعالیتهای انسانی تنوع زیستی در طبیعت را به شدت کاهش داده به نحوی که گونهها 1000 برابر بیشتر از قبل از ورود انسانها در 60 میلیون سال پیش میمیرند. این وضعیت سرآغاز دور هم جمع شدن سران کشورها و تصمیمگیری برای آینده حفظ تنوع زیستی در اجلاس کاپ 15 شده است. اجلاسی که امسال در مونترال کانادا از 16 تا 28 آذر برای به کارگیری یک چارچوب عادلانه و جامع مطابق با منابع مورد نیاز ، برگزار میشود.
نشست کلیدی سازمان ملل برای جلوگیری از تخریب طبیعت، این هفته در مونترال کانادا آغاز شده است. نمایندگان حدود 200 کشور دو هفته را صرف تنظیم یک توافق جدید جهانی برای حفاظت از گونههای در معرض خطر و طبیعت بکری که به سرعت در حال ناپدید شدن است خواهند کرد.
بشریت در «جنگ با طبیعت»
طبق جدیدترین آمار جهانی، جمعیت حیات وحش بین سالهای 1970 تا 2018 به طور متوسط 69 درصد کاهش یافته است. فراوانی پستانداران، پرندگان، ماهیها، دوزیستان و خزندگان به سرعت در حال کاهش است. این کاهش به ویژه در آمریکای لاتین و کارائیب فاجعهبار بوده، به نحوی که جمعیت حیات وحش در این مناطق کاهش 94 درصدی را تجربه کرده است. همچنین آفریقا با کاهش 66 درصدی دومین کاهش جمعیت تنوع زیستی را داشته است، پس از آن آسیا و اقیانوسیه با 55 درصد و آمریکای شمالی با 20 درصد قرار دارند. اروپا و آسیای مرکزی نیز کاهش 18 درصدی را از سر گذراندهاند. به بیان دیگر نزدیک به 70 درصد از حیوانات فقط در 48 سال از بین رفتهاند. پیروی همین موضوع دبیرکل سازمان ملل متحد همزمان با آغاز مذاکرات فوری برای کاهش سرعت نابودی حیات وحش که در کانادا در حال برگزاری است، هشدار داد: «بشریت در حال جنگ با طبیعت است.» آنتونیو گوترش، دبیر کل سازمان ملل متحد تاکید کرد: «اجلاس جهانی تنوع زیستی در مونترال، فرصتی فوری برای برقراری صلح با طبیعت است. بشریت با بهرهبرداری و سوءاستفاده از گونههای گرانبها، ایجاد آلودگی و گسترش گونههای مهاجم خطرناک به سلاح انقراض انبوه تبدیل شده است.» دبیرکل سازمان ملل متحد گفت: «ما با مسموم کردن زمین و آب و هوا با مواد شیمیایی، آفتکشها و مواد پلاستیکی، با طبیعت مانند یک توالت رفتار می کنیم.» گوترش شرکتهای چندملیتی را متهم کرد که حسابهای بانکی خود را پر میکنند، در حالی که دنیای ما را از مواهب طبیعی آن خالی میکنند.» به نقل از اسکای نیوز، انتظار میرود که نابودی اکوسیستمهای گرانبها تا سال ۲۰۳۰، سالانه ۲.۴ تریلیون پوند خسارت بر جا بگذارد.
در سرفصلهای مربوط به Cop15، هدف حفاظت از 30 درصد از خشکی و دریا تا پایان دهه -معروف به «30 در 30» معرفی شده اما بیش از 20 پیشنویس دیگر وجود دارد که متن نهایی را تشکیل میدهند
پس از اجلاس کاپ 27 درباره مقابله با تغییر اقلیم و یاری رساندن به کشورهای آسیبدیده از تغییر اقلیم، حالا نوبت مهمترین گردهمایی یک دهه اخیر در مورد تنوع زیستی است. همچنین با پایان یافتن توافق آیچی ژاپن که اهداف پنجگانهای را افزایش آگاهی عمومی نسبت به اهمیت تنوع زیستی و محافظت از گونهها در فاصله زمانی 2011 تا 2020 در نظر گرفته بود؛ نوبت دوره جدید این کنوانسیون است. نشستی که به دلیل شیوع کرونا با دو سال تاخیر در کانادا برگزار میشود. امید میرود این اجلاس بر سر اقداماتی برای تحقق محدود کردن گرمایش زمین تا 1.5 درجه پس از دو هفته به سرانجام برسد. به گزارش سازمان ملل باید چارچوبی عادلانه و جامع مطابق با منابع مورد نیاز برای اجرا ایجاد شود. چارچوبی که اهداف روشنی را برای رسیدگی به بهرهبرداری بیش از حد از منابع طبیعی، آلودگی و شیوههای کشاورزی ناپایدار دنبال کند. همچنین انتظار میرود که این معاهده مهم بتواند از حقوق مردمان بومی محافظت کند و مشارکت آنها را به عنوان حافظان طبیعت به رسمیت بشناسد. در نهایت مشارکتکنندگان در کاپ 15 باید به سمت تامین مالی برای تنوع زیستی و هدایت منابع مالی به طرف سرمایهگذاریهای پایدار بدون ضرر رساندن به محیط زیست، حرکت کنند. بسیاری از فعالان تنوع زیستی و محیط زیست، این توافقنامه را از جهت اهمیت و اهدافی که در بلندمدت همسو با معاهده مقابله با گرمایش زمین است، مشابه با پیمان پاریس سازمان ملل درباره تغییر اقلیم با هدف کاهش انتشار گازهای گلخانهای، سازگاری و امور مالی دانستهاند.
چرا Cop15، مهم است؟
به گفته دانشمندان به نقل از گاردین، زمین در حال تجربه ششمین انقراض دسته جمعی است که پایههای تمدن بشری را تهدید میکند. نحوه کشاورزی، آلودگی، رانندگی، گرم کردن خانههایمان و مصرف انرژی ما فراتر از آن چیزی است که سیاره ما بتواند به طور پایدار آن را فراهم کند. در Cop15 دولتها وظیفه دارند مسیری برای زندگی در محدودههای سیارهای ترسیم کنند که اوضاع را به طور پایداری بهتر کند. از آنجایی که سرنوشت انسان با طبیعت پیوند ناگسستنی دارد، یک گروه بیمه سوئیسی تخمین زده است که بیش از نیمی از تولید ناخالص داخلی جهانی به عملکرد سالم جهان طبیعت وابسته است. برخلاف فرایند آب و هوایی سازمان ملل که هدف مشخصی برای محدود کردن انتشار گازهای گلخانهای دارد، کنوانسیون تنوع زیستی سه هدف دارد: استفاده پایدار از تنوع زیستی، به اشتراک گذاشتن منافع حاصل از منابع ژنتیکی و حفاظت از تونع زیستی. در چارچوب این اهداف، مذاکرهکنندگان باید بستههای نهایی مقابله خود را در مورد موضوعاتی از یارانههای زیانآور کشاورزی گرفته تا گسترش گونههای مهاجم ارائه داده و به تصویب برسانند.
پیشنویس «30 در 30» توافقنامه حفاظت از تنوع زیستی
در سرفصلهای مربوط به Cop15، هدف حفاظت از 30 درصد از خشکی و دریا تا پایان دهه-معروف به «30 در 30» معرفی شده اما بیش از 20 پیشنویس دیگر وجود دارد که متن نهایی را تشکیل میدهند. به علاوه کارشناسان هشدار دادهاند که گسترش مناطق حفاظت شده به تنهایی برای متوقف کردن زوال طبیعت کافی نیست. به گزارش گاردین، اهداف دیگری شامل پیشنهادهایی برای محدود کردن گسترش گونههای مهاجم، کاهش و استفاده مجدد از 500 میلیارد دلار یارانههای مضر برای محیط زیست و افشای فعالیت شرکتهای چندملیتی که در حال ضرر زدن به طبیعت هستند، باید مورد توجه قرار بگیرد. بنابراین هنوز چیزهای زیادی برای توافق باقی مانده و ممکن است همه چیز در مونترال تغییر کند.
نگرانی از سرنوشت کاپ 15 مشابه توافق آیچی
به گزارش موسسه بینالمللی توسعه پایدار، مذاکرات برای چارچوب جدید جهانی تنوع زیستی جایگزین برنامه استراتژیک برای تنوع زیستی سالهای 2011 تا 2020 معروف به اهداف آیچی با توافق طرفین در سال 2010 مرتبط است. این توافق قرار بود تلاشهای بینالمللی در زمینه حفاظت از تنوع زیستی را در کنوانسیون تنوع زیستی به فراتر از توافقات کاغذی هدایت کند و دولتها قول داده بودند که از بین رفتن زیستگاههای طبیعی را به نصف کاهش دهند. همچنین قرار بود کشورها ذخایر طبیعی را تا سال 2020 به 17 درصد از مساحت جهان گسترش دهند. اما چون نحوه اندازهگیری پیشرفت اهداف آیچی مشکل بود، این توافق از هر جهت شکست خورده به حساب میآید. همچنین با توجه به اینکه تنوع زیستی و اکوسیستمها با سرعت بیسابقهای در حال از دست رفتن هستند، فعالان انتظار دارند که کاپ 15 یک استراتژی جایگزین جاهطلبانه و قرص و محکم بچیند. زیرا بشریت با بالاترین نرخ انقراض در تاریخ حضورش در کره زمین مواجه است، به طوری که یک میلیون گونه جانوری و گیاهی در حال حاضر در معرض خطر انقراض قرار دارند که بسیاری از آنها در طی چند دهه اخیر از دست رفتهاند. از طرفی از آنجایی که نتایج کاپهای اقلیمی تا کنون چندان چنگی به دل نمیزنند، بسیاری نگرانند که این توافق هم به سرنوشت مشابه سایر اجلاس سران کشورها دچار شود.
تشکیل کمیته پیگیری وضعیت روزنامه نگاران بازداشتی
احضار، بازداشتها و محکومیتهای اخیر روزنامه نگاران موجب شد تا هیات مدیره انجمن صنفی روزنامهنگاران استان تهران از برخی روزنامهنگاران شناخته شده و مدیران مسئول دعوت کند تا کمیتهای را برای پیگیری وضعیت این افراد تشکیل دهند. الیاس حضرتی، مهدی رحمانیان، محمد مهاجری، کامبیز نوروزی و بدرالسادات مفیدی دعوت انجمن را برای تشکیل این کمیته پذیرفتهاند.
بنا بر این گزارش، در جلسات پیشین مقرر شده بود که از روزنامهنگاران و مدیران مسئول و افرادی که تعلقات آنان به تقویت این حرفه مهم، اثبات شده است دعوت شوند تا کمیتهای را برای پیگیری مشکلات گوناگون روزنامهنگارانی که در حوادث اخیر احضار، بازداشت و محکوم یا آزاد شدهاند، تشکیل شود و با حداکثر توان کمکهای ممکن به ویژه حقوقی و مشاورهای و عاطفی را برای خود و خانوادههایشان عرضه دارند. متاسفانه در هفتههای اخیر فرآیند احضار و بازداشتها به نحو روشنی بیشتر و در نتیجه ضرورت این پیگیری را افزونتر کرده است. در این راه جمعی ۵ نفری شکل گرفته که از طریق دبیرخانهای در انجمن ضمن کسب اطلاعات لازم از وضعیت این همکاران و تماس با خود یا خانواده هایشان برنامههایی را برای ایجاد تعامل و گفتگو جهت حل و بهبود وضعیت آنان در دستور کار خود قرار میدهد. همکاران وخانوادههایی که علاقهمند به بیان نکات یا اخبار لازم در مورد خود یا عزیزانشان هستند یا آمادگی همراهی در این فرآیند را دارند به اکانت تلگرامی @tpaoj پیام دهند دبیرخانه در اسرع وقت با آنان تماس خواهد گرفت. اخبار کمیته متعاقبا اعلام خواهد شد.
|پیام ما| چالشها و مسائل موجود در بخش آب به دلایل مختلف مدیریتی و همچنین با منشأ طبیعی (خشکسالیها و تغییر اقلیم)، وجود بحران در این بخش را بر همگان آشکار کرده است. سال ۱۴۰۱، سال پایانی قانون برنامه ششم توسعه است و قاعدتا باید در این سال لایحه قانون برنامه هفتم توسعه از سوی دولت به مجلس شورای اسلامی ارائه شود. متاسفانه قوانین برنامه توسعه قبلی و به خصوص قوانین برنامه پنجم و ششم توسعه نه تنها در جهت رفع چالشهای بخش آب عمل نکردهاند، بلکه در مواردی به وخیمتر شدن اوضاع نیز منجر شدهاند. «بررسی کارشناسی مسئلهمحوری در بخش آب در قوانین برنامه توسعه پنج ساله(ویژه قانون برنامه هفتم توسعه)» عنوان گزارشی است که توسط گروه آب مرکز پژوهش مجلس شورای اسلامی تهیه شده و در آن، این دیدگاه و عملکرد آن با دقت بیشتری مورد بررسی قرار گرفته است.
روشهای متفاوتی برای برنامهریزی از دیدگاههای مختلف وجود دارد. برخی از مهمترین دیدگاههای شامل برنامهریزی جامع (یا برنامهریزی مبتنی بر هدفها یا هدفمحور)، برنامهریزی سیســتمی، برنامهریزی راهبردی و برنامهریزی مسئلهمحور میشود. این گزارش با چنین دستهبندی میافزاید: «در برنامهریزی جامع با در نظر گرفتن و مبنا قرار دادن اهداف و مقاصد خاص به شیوهای نظاممند، برنامهها به سمتی سوق داده میشود که در نهایت آن هدفها محقق شود. این رویکرد، در ترسیم هدفها به روندهای گذشته، تجارب و آرمانها متکی و معمولا بلندمدت است است.» بر اساس این گزارش «در برنامهریزی سیستمی، اجزای مختلف یک برنامه اعم از مقاصد، روشها، مجریان، ابزارها، اعتبارات و غیره، جزئی از یک سیستم تلقی شده و در صورت همخوانی با یکدیگر موفق عمل میکنند.» چنین شیوه و سبکی از برنامهریزی برپایه تعریف سیســتمهای پیچیده و تعیین فرایندهای دقیق عملیاتی، معماری اطلاعات و تجزیه و تحلیل زیرسیستمها امکانپذیر است.
متاسفانه در حال حاضر هیچگونه سند بالادستی معتبر، جامع و مورد قبول همه زیربخشهای مرتبط با بخش آب وجود ندارد که بتوان مسائل این بخش را به طور نظاممند و هماهنگ در ذیل آن مطرح کرد
این گزارش در ادامه به موضوع برنامهریزی راهبردی توجه نشان میدهد که در آن با تعریف راهبردها و تصمیمگیری برای چگونگی یافتن منابع مورد نیاز برای رسیدن به مقصود استراتژی، صورت میگیرد. به این معنا برنامهریزی راهبردی یا استراتژیک یکی از راههای کنترل آینده است که مقصد ســازمان را تعیین و جهت همه فعالیتها را به سوی آن مقصد هماهنگ میکند. همچنین این شیوه با نشان دادن مقصد و جهتگیری به سوی دورنمای ترسیم شده، در واقع چراغ راهنما برای مدیرانی است که در جستوجوی روشهای جدید در زمینه مدیریت دورنگر هســتند.
«بررسی کارشناسی مسئلهمحوری در بخش آب در قوانین برنامه توسعه پنج ساله (ویژه قانون برنامه هفتم توسعه)» برنامهریزی مسئلهمحور را شیوهای از برنامهریزی میداند که تمرکز اصلی آنروی تعداد محدودی مسئله اصلی است و واقعگرایی در زمان حال یکی از مشخصههای اصلیاش است. در واقع مسئلهمحوری «تمرکز بر فاصله میان وضعیت موجود و مطلوب» به جای «تمرکز بر خود وضعیت موجود یا وضعیت مطلوب» است.
دیدگاه مسئلهمحوری در برخی موارد باعث حضور برخی احکام متناقض در قوانین برنامه شده است. به عنوان مثال میتوان احکامی را ذکر کرد که موضوعیت آنها ارتقای بهرهوری و بهبود وضعیت منابع آب زیرزمینی است و از طرفی در همان برنامه احکامی وجود دارد که مصارف و بارگذاریهایی جدید برای منابع آب لحاظ میکنند
از نظر مهدی مظاهری و نرجس عبدالمنافی نویسندگان این گزارش «دیدگاه مسئلهمحوری به طور مشخص در طراحی احکام برنامه در بخش آب از قانون برنامه پنجم توسعه مطرح شد و احکام قوانین برنامه پنجم و ششم توسعه، مسائل مجزای مختلفی از بخش آب را پوشش میدادند و اظهارنظر مسئولان مختلف در مورد قوانین برنامه پنجم، ششم و هفتم توسعه مبنی بر لزوم طراحی مسئلهمحور این برنامهها بود.» بر اساس این گزارش تأکید بر این دیدگاه در ماده (۲۱۷) قانون برنامه پنجم توسعه منعکس شده که بر اساس آن بسته اجرایی مربوط به بخش آب توسط دولت وقت این محورها پیشنهاد شدند: «مدیریت منابع آب کشور، تامین آب شرب شهر و روستا، بهبود و توسعه سامانههای پساب و فاضلاب، ارتقای بهرهوری در تأسیسات آب و مدیریت مصرف، پایش کیفی آب شرب».
از دیدگاه نگارندگان این گزارش برخی از موارد پیشنهادی مانند «مدیریت منابع آب کشور» را نمیتوان یک مسئله مشخص در نظر گرفت ضمن اینکه ارتباط عرضی برخی دیگر نیز مبهم بوده و مشخص نیست در راستای کدام هدف درازمدت عمل میکنند. آنها اضافه میکنند: «روح حاکم بر احکام قوانین برنامه پنجم و ششم توسعه، برخی مسائل بخش آب است که متاسفانه عملکرد موفقی هم نداشتهاند. این امر حاکی از آن است که رویکرد مسئلهمحور با آن تفسیر که در قوانین برنامه پنجم و ششم توسعه وجود داشته است، موفق نبوده و در صورت ادامه در قانون برنامه هفتم توسعه نیز نمیتواند موثر واقع شود. به عنوان مصداق میتوان موضوع بهبود وضعیت منابع آب زیرزمینی را مطرح کرد که در هر دو برنامه ارائه شده است ولی نهایتا عملکرد مثبتی را در پی نداشته است، بلکه وضعیت وخیمتر شده است. متاسفانه دیدگاه مسئلهمحوری در برخی موارد باعث حضور برخی احکام متناقض در قوانین برنامه شده است. به عنوان مثال میتوان احکامی را ذکر کرد که موضوعیت آنها ارتقای بهرهوری و بهبود وضعیت منابع آب زیرزمینی است و از طرفی در همان برنامه احکامی وجود دارد که مصارف و بارگذاریهایی جدید برای منابع آب لحاظ میکنند. علت اصلی این امر همان دیدگاه مسئلهمحوری است که طی آن دو مسئله با دو هدف متناقض به صورت جزیرهای مطرح شدهاند و در حقیقت هدف جامع و متعالی برای مسائل مطروحه وجود ندارد.»
غالب احکام قوانین برنامه پنجم و ششم در بخش آب عملکرد موفقی نداشتهاند و حتی شاید بتوان گفت که به بدتر شدن وضعیت بخش آب نیز منجر شدهاند. در این گزارش با بیان این مطلب آمده است: «متاسفانه در حال حاضر هیچگونه سند بالادستی معتبر، جامع و مورد قبول همه زیربخشهای مرتبط با بخش آب وجود ندارد که بتوان مسائل این بخش را به طور نظاممند و هماهنگ در ذیل آن مطرح کرد. تحلیلها حاکی از آن اســت که یکی از مهمترین دلایل شکست قوانین برنامه پنجم و ششم توسعه همین موضوع است.»
در راستای چنین دادههایی است که مهدی مظاهری و نرجس عبدالمنافی نتیجه میگیرند: «اگرچه دیدگاه مسئلهمحوری در طراحی احکام قانون برنامه هفتم توسعه برای حل چالشهای (مسائل) بخش آب میتواند مفید واقع شود، ولی ادامه این دیدگاه به نحوی که در قوانین برنامه پنجم و ششم توسعه دنبال شده است، نمیتواند نسخه مؤثری را برای چالشهای بخش آب در قانون برنامه هفتم توسعه ارائه دهد.» از نگاه این پژوهشگران گروه آب مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی «سابقه قوانین برنامه پنجم و ششم توسعه نشان میدهد که رویکرد صرف مسئلهمحور نمیتواند مشکلات بخش آب را حل کند. از این رو باید دیدگاهها نسبت به این رویکرد در قانون برنامه هفتم توسعه تغییر کند. مهمترین نکته قابل طرح این است که مسائل مطروحه در قانون برنامه هفتم توسعه که به نوعی به طور مستقیم یا غیرمستقیم به بخش آب مربوط میشوند، باید ذیل یک هدف جامع درازمدت (برای مثال سند توسعه بلندمدت بخش آب یا سند آمایش آبمحور) طرح شوند.
گزارش «بررسی کارشناسی مسئلهمحوری در بخش آب در قوانین برنامه توسعه پنج ساله (ویژه قانون برنامه هفتم توسعه)» همچنین پیشنهاد میدهد: «درج مسائل بخشهای مختلف بدون در نظر گرفتن رابطه عرضی آنها ممکن است به تناقضاتی در احکام برنامه منجر شود. در این حالت وجود اهداف متناقض در احکام برنامه این چالش را در پی خواهد داشت که به رغم برآورده شدن اهداف مستقل هر دستگاه، در نهایت وضعیت کلان بهبودی پیدا نمیکند. از این رو پیشنهاد میشود احکام مربوط به زیربخشهای مختلف بخش آب (مثال زیربخشهای منابع آب، کشاورزی و محیط زیست) در قالب بستهای هماهنگ و نه به صورت سرفصلهایی جداگانه، ارائه شوند. در قوانین برنامه توسعه پنجم و ششم، احکام مربوط به هر یک از این زیربخشها تحت عناوینی جداگانه ارائه شده بودند.»
نگارندگان این گزارش همچنین معتقدند برای احکام مختلف بخش آب بایستی اهدافی کمی با دید واقعبینانه نسبت به شرایط موجود ارائه شود. از نظر آنها باید توجه داشت منظور از درج اهداف کمی لزوما اهداف توسعه سازهای نیستند و با دیدی هوشمندانه میتوان حتی برای توسعه غیرسازهای و مبانی نرمافزاری بخش آب نیز اهدافی کمی لحاظ کرد.
دست به دامان زنان برای اصلاح الگوی مصرف گاز
|پیام ما| گاز صنایع یکی پس از دیگری قطع میشود زیرا دولت معتقد است در فصل سرما اولویت با مصرف خانگی است. این در حالیست که بنا به گفته مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران ۶۵ درصد از گاز تولیدی در ایران در بخش خانگی و تجاری مصرف میشود. معنای این حرف آن است که عملا ایران انرژی را برای ایجاد ارزش افزوده اقتصادی مصرف نمیکند و از سوی دیگر وقتی سخن از بدمصرفی شده و مسئولان چارهای برای مدیریت مصرف میجویند به یاد نقش زنان در جامعه بهویژه در خانه و خانواده میافتند. ایدهای که حالا موجب شده مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران به جای اصلاح دیدگاه اقتصادی حاکم بر قیمتگذاری حاملهای انرژی دست به دامان زنان شود تا از بحران روزهای سرد سال عبور کند.
پس اینکه خبر رسید بخشی از پتروشیمیها در پایتخت انرژی ایران، عسلویه، به دلیل قطع گاز فعالیتشان متوقف شده است اینک خبر از توقف فعالیت فولادسازیها نیز به گوش میرسد. به تازگی در شبکههای اجتماعی نامهای مبنی بر توقف فعالیت شرکت «پارسفولاد سبزوار» به سبب قطع گاز منتشر شد. در گزارشی دیگر نیز در روزنامه «پیام ما» به این نکته اشاره کردیم که شرکت ملی گاز اعلام کرده بود اگر میزان مصرف روزانه گاز در فصل سرما کنترل نشود برای تامین گاز مصارف خانگی اولویت قطع گاز صنایع اجرا میشود که فولادسازیها و پتروشیمیها در صدر هستند.
این در حالی است که به تازگی «مجید چگینی» مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران اعلام کرد ۶۵ درصد از مصرف گاز تولیدی در ایران در بخش خانگی و تجاری خبر داده است. شاید در نگاه اول تامین رفاه مردم از این طریق منطقی به نظر برسد اما مسئله این است که ایران در همه چیز بهویژه در مقوله انرژی یارانههای آشکار و پنهان میپردازد. از سوی دیگر عملا نقش انرژی در تولید ناخالص ایران ناچیز است. به عبارت دیگر ایران که هم برای مصرف برق، یارانه میپردازد و هم برای مصرف گاز اولویت مصرف را به بخش خانگی داده است و این سبب شده اقتصاد ایران از مصرف انرژی حداقل بهرهمندی را داشته باشد و هیچگاه ارزش واقعی انرژی در معادلات اقتصادی و زندگی عمومی نیز مشخص نشود.
مدیرعامل شرکت ملی گاز:
۶۵ درصد از مصرف گاز تولیدی در کشور در بخش خانگی و تجاری است. در این میان گرانیگاه بحث بهینهسازی تغییر در سبک زندگی است. زمانی شما میتوانید با فرهنگسازی در یک بخش، به نتیجه برسید که آموزش را به فرهنگ تبدیل کرده باشید و این امکان ندارد مگر آنکه تلاش کنیم در سبک زندگی خود تغییر ایجاد کنیم
همه چیز در خدمت مصرف خانگی
گرچه ایران پاییز خشک و بیبارشی را تجربه کرده است اما سردی هوا خودش را پیشتر از بارش برف و باران اخیر در پایتخت نشان داده بود. همین موضوع نیز سبب افزایش مصرف گاز برای گرمایش شده بود. در چنین وضعیتی دیروز مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران از مصرف ۶۵ درصد تولید گاز کشور از سوی بخش خانگی و تجاری خبر داد.
به گزارش ایرنا، مجید چگنی در نشست تخصصی «دانشافزایی بهینهسازی مصرف انرژی در خانواده» که با حضور جمعی از نمایندگان کمیسیون انرژی و فرهنگی مجلس و مشاور وزیر نفت در امور زنان و خانواده برگزار شد، گفت: اکنون انرژی و چگونگی به دست آوردن و مصرف کردن آن، بهعنوان یکی از مؤلفههای مهم اجتماعی-سیاسی در دنیای امروز مطرح است؛ نعمتی که به لطف خدا، ما بهوفور آن را در کشورمان داریم.
او با بیان اینکه آمارها نشان میدهد بخش قابلتوجهی از انرژی در کشور از سوی خانوادهها و بهصورت غیربهینه مصرف میشود، توضیح داد: این روزها مصرف بخش خانگی و تجاری با کاهش دما، به ۵۳۰ میلیون متر مکعب در روز رسید. به آن معنا که چیزی حدود ۶۵ درصد تولید، به مصرف در این بخش تخصیص یافته است.
معاون وزیر نفت در امور گاز تصریح کرد: ما از نظر مصرف، نسبت به نرم جهانی بسیار بالاتر هستیم، این در حالی است که بهینهسازی مصرف انرژی در خانواده میتواند موجبات خلق ثروت و ارزش افزوده در بخشهای مولد را فراهم کند.
بهای هر متر مکعب گاز در ترکیه بسته به شیوه گازرسانی و لولهکشی و تامین آن بین ۳ تا ۵ لیر است. در حالی که بهای هر متر مکعب گاز در ایران برای مشترکان خانگی ۱۵۰ تا ۲۰۰ تومان است. به این معنا که اگر هر لیر ترکیه را ۲هزارتومان حساب کنیم بهای هر متر مکعب گاز ۶ تا ۱۰هزارتومان میشود و ما در ایران برای هر مترمکعب گاز ۲۰۰ تکتومانی میپردازیم
دست به دامان زنان
جالب اینجاست که مدیران ارشد کشور و تصمیمسازان عموما به فکر نقش زنان و تاثیر آنان در جامعه نیستند تا به نقطهای میرسند که مصرف افسارگسیخته را با صرفهجویی میخواهند مدیریت کنند. در حالی که سیاستگذاریهای اشتباه بهویژه در سرفصل مهم اقتصاد سبب بروز و ظهور چنین رفتارهایی شده است. به عبارت دیگر اگر براساس نظریه جامعهشناسان با استفاده از انگیزههای اقتصادی به سیاستگذاری در عرصه انرژی پرداخته شود نیاز نیست که به زنان برای مدیریت مصرف التماس کرد! با این حال چگنی مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران در در نشست تخصصی «دانشافزایی بهینهسازی مصرف انرژی در خانواده» گفت: زنان نقشی محوری در عرصه مناسبات تربیتی خانواده بهعنوان مهمترین بستر تحقق تحولات فرهنگی دارند. به همین دلیل، باید با تلاش بسیار، از همه ظرفیتهای موجود در این بخش برای اجرای سیاستهای کلی اصلاح الگوی مصرف، به نحو احسن استفاده کنیم.
او گرانیگاه بحث بهینهسازی را تغییر در سبک زندگی دانست و توضیح داد: زمانی شما میتوانید با فرهنگسازی در یک بخش، به نتیجه برسید که آموزش را به فرهنگ تبدیل کرده باشید و این امکان ندارد مگر اینکه تلاش کنیم در سبک زندگی خود تغییر ایجاد کنیم.
مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران در پایان با اشاره به اینکه ما ۵۶ مشاور زن در کمیتههای مختلف و با توانمندی و ظرفیتهای بالا داریم، گفت: همه سازمانها و نهادهای دولتی و خصوصی دست به دست هم داده و نقشه راهی را در این زمینه مدون کنند، ضمن آنکه استفاده از شرکتهای دانشبنیان هم در این حوزه، میتواند بسیار موثر باشد.
غفلت از انگیرههای اقتصادی در سرمای زمستانی
مدیران ارشد کشور در اوج تابستان و زمستان دست به دامن روشهای فرهنگسازی برای کاهش مصرف میشوند. این در حالی است که به نظر میرسد غفلت آنها از انگیزههای اقتصادی در مدیریت مصرف عمدهترین دلیلی است که مردم افسارگسیخته انرژی مصرف میکنند.
در حالی که معمولا مدیران ارشد کشور از مقایسه ایران با کشورهای پیشرفته ابا دارند دستکم میتوان در این مقوله یعنی مصرف انرژی ایران را با ترکیه مقایسه کنیم. ترکیه جمعیتی مشابه ایران دارد. اما ترکیه منابع انرژی ندارد و به عبارت دیگر منبعی چون گاز را از ایران وارد میکند.
بهای هر متر مکعب گاز در ترکیه بسته به شیوه گازرسانی و لولهکشی و تامین آن بین ۳ تا ۵ لیر است. در حالی که بهای هر متر مکعب گاز در ایران برای مشترکان خانگی ۱۵۰ تا ۲۰۰ تومان است. این موضوع وقتی قابل تامل میشود که همین الان ماشین حساب دست بگیریم و ببینیم فقط وقتی برای خرید به ترکیه میرویم مثل همین جمعه آخر نوامبر!( بلکفرایدی) که ورود ایرانیها به ترکیه به اذعان مسئولان این کشور بهویژه در شهر وان، رکورد شکست محاسباتی انجام دهیم. به این معنا که اگر هر لیر ترکیه را ۲هزارتومان حساب کنیم بهای هر متر مکعب گاز ۶ تا ۱۰هزارتومان میشود و ما در ایران برای هر متر مکعب گاز ۲۰۰ تکتومانی میپردازیم. نکته این نیست که ترکیه بهای نداشتن انرژی را میپردازد. نکته اینجاست که ما در ایران ارزش واقعی انرژی را به سبب شیوه غلط سیاستگذاری دولت نمیدانیم.
تابستان گذشته، وقتی گزارش موسسه «گلوبال فایر پاور» (GPF) منتشر شد باز هم مقایسه رفتار ایران و ترکیه در قبال انرژی آن هم در حاملهای انرژی تفاوت معناداری وجود داشت. این به جز آن است که مصرف بنزین در ترکیه ۸۵ میلیونی از ایران بسیار بسیار کمتر است.
خبرگزاری تسنیم ۲۲ مرداد امسال در گزارشی نوشت: متاسفانه آمارها نشان می دهد که مصرف گاز هر ایرانی حدود 6 برابر میانگین مصرف دنیاست و بر اساس دادههای گزارش آژانس بینالمللی انرژی، ایران در سال 2020 میلادی در بین 25 کشور جهان، بالاترین سطح یارانه انرژی مصرفی را تخصیص داده و رتبه نخست را در زمینه پرداخت یارانه انرژی از جمله گاز، برق و فرآوردههای نفتی داشته و 5 میلیارد دلار یارانه به نفت، 12.5 میلیارد دلار یارانه به برق و 12.2 میلیارد دلار یارانه به گاز تخصیص داده که مجموع آن رقمی نزدیک به 30 میلیارد دلار است و در همان سال، دولت چین با جمعیت یک و نیم میلیارد نفری، تنها 25 میلیارد دلار صرف یارانه انرژی کرده است.
زنان قرار است در مدیریت چه میزان گاز تاثیر بگذارند؟
سخنان مجید چگنی در نشست تخصصی «دانشافزایی بهینهسازی مصرف انرژی در خانواده» که با حضور جمعی از نمایندگان کمیسیون انرژی و فرهنگی مجلس و مشاور وزیر نفت در امور زنان و خانواده برگزار شده بود این پرسش را مطرح میکند که زنان قرار است در مدیریت چه میزان گاز تاثیرگذاری کنند.
براساس آنچه محمدرضا جولایی مدیر دیسپچینگ شرکت ملی گاز ایران گفته است در سال ۱۴۰۰ در مجموع در ایران ۲۳۸ میلیارد و ۵۰۰ میلیون متر مکعب گاز طبیعی در کشور مصرف شد. این میزان مصرف به معنای افزایش ۵ میلیارد متر مکعبی مصرف گاز طبیعی در مقایسه با سال ۱۳۹۹ است.
شاید به همین دلیل است که کارشناسان انرژی مرتب هشدار میدهند ایران با وجود اینکه دومین دارنده ذخایر گاز جهان است از صادرکننده گاز به واردکننده آن تبدیل خواهد شد.
براساس گزارش جولایی درباره میزان مصرف سال ۱۴۰۰ از مجموع این مقدار گاز مصرفشده، ۱۲۲ میلیارد متر مکعب سهم بخش خانگی، تجاری و صنایع غیرعمده، ۴۵ میلیارد و ۵۰۰ میلیون متر مکعب سهم صنایع عمده و ۷۱ میلیارد متر مکعب گاز تخصیص یافته به نیروگاهها بوده است.
جالب است بدانیم در روزهای سرد سال ۱۴۰۰ بخش خانگی رکورد مصرف ۷۰۰میلیون متر مکعب گاز را شکست و این در حالی است که نیروگاههای برق حرارتی که گاز مصرف میکنند به طور میانگین در سال ۱۳۹۹ به میزان ۱۸۰میلیون متر مکعب در روز و در سال ۱۴۰۰ به میزان ۱۹۴میلیون متر مکعب در روز گاز مصرف کرده بودند.
این آمارها وقتی ملموستر میشود که به گزارشهایی با فراگیری بیشتر توجه کنیم. یکی از آن گزارشها هفتاد و یکمین گزارش سالانه شرکت بریتیش پترولیوم (BP) با عنوان «مرور آماری انرژی جهان ۲۰۲۲» است که در آن میزان تولید و مصرف گاز در کشورهای مختلف جهان ذکر شده است. بر این اساس مصرف گاز در ایران بیش از ۳۰ کشور اروپایی است.
این گزارش نشان داده است که نرخ رشد مصرف گاز طی سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۱ نیز بیانگر این است که مصرف گاز ایران نسبت به آمریکا و روسیه، در ۱۰ سال اخیر، بیشتر بوده است.
با توجه به دادههای شرکت BP درباره میزان تولید و مصرف گاز در جهان در سال ۲۰۲۱، سهم ایران در حوزه تولید گاز دنیا، ۶.۴ درصد و در عرصه مصرف، شش درصد است. این امر به این معناست که میزان تولید به مصرف، بسیار نزدیک و فقط ۰.۴ درصد است.
در بین چهار کشور نخست، در زمینه تولید و مصرف گاز، فقط چین، مصرف بیشتری نسبت به تولید دارد که البته باید جمعیت بالای آن مدنظر قرار گیرد. همچنین با وجود جمعیت و وسعت بیشتر روسیه و آمریکا نسبت به ایران، وضعیت این دو کشور از نظر شاخص تولید به مصرف، نسبت به ایران بهتر است.
یکی از نکات مهم، درباره نسبت بین میزان تولید و مصرف گاز، جمعیت کشورهاست. در بین کشورهای دارای بیشترین تولید و مصرف گاز، چین با حدود یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون نفر رتبه اول جمعیت، آمریکا با حدود ۳۳۳ میلیون نفر رتبه سوم جمعیت، روسیه با حدود ۱۴۲ میلیون نفر رتبه نهم جمعیت و ایران با حدود ۸۵ میلیون نفر رتبه هفدهم جمعیت جهان را داراست.
اگر شاخص جمعیتی را ملاک قرار دهیم، مصرف گاز ایران از چین، بسیار بالاتر و از آمریکا نیز کمی بیشتر است؛ اما از روسیه کمتر است. از این منظر، روسیه، ایران، آمریکا و چین در رتبههای اول تا چهارم قرار میگیرند و ایران در مصرف گاز، رتبه دوم و روسیه رتبه اول را کسب میکند.
در این زمینه، چنانچه شاخص اقلیمی یا سردسیری روسیه را در بیشتر ماههای سال و وسعت این کشور و همچنین وسعت آمریکا را لحاظ کنیم، مصرف بالاتر گاز در روسیه نسبت به ایران و مصرف گاز در آمریکا، تا حدی توجیهپذیر خواهد بود؛ اما مصرف غیربهینه در ایران غیرقابل توجیه است.
مقایسه ایران با اروپا
مصرف گاز ایران، تقریباً معادل سه کشور اروپایی، آلمان، ایتالیا و انگلستان با مجموع ۲۳۹.۹ میلیارد متر مکعب است که از کشورهای پرمصرف گاز در این قاره محسوب میشوند. همچنین اگر غیر از سه کشور یادشده، ترکیه با ۵۷.۳ و فرانسه با ۴۳ میلیارد متر مکعب مصرف گاز را نیز مستثنی کنیم، سایر اروپاییها، حدود ۲۳۰ میلیارد متر مکعب گاز مصرف میکنند.
این آمار به این معناست که ایران حتی از مجموعِ بیش از ۳۰ کشور اروپایی، ۱۰ میلیارد متر مکعب، گاز بیشتری مصرف میکند. به تعبیر دیگر، مصرف داخلی گاز در ایران، تقریباً نصف مصرف کل اروپا و حتی بیشتر از آن است. البته استفاده از برق به عنوان انرژی غالب کشورهای اروپایی، وابسته بودن برق به گاز و وسعت محدود اغلب کشورهای قاره سبز، در این مقایسه، تأثیرگذار است.
آدم برای ثبت یک لحظه از حقیقت یا کش دادن یک آنِ خاص گاهی کارهای زیادی میکند. مثلا از گذر زمان به قدر یک ثانیه صفحهها در دفتر خاطراتش مینویسد یا آن را نقاشی میکند یا در بسیاری از موارد و البته این روزها با دوربین گوشی تلفن همراهش ثبت و برای همیشه بایگانی میکند. حالا این حقایق هرچه قدر که بزرگتر باشد، اندوهی، شگفتی یا شادی و مخاطرهای بزرگ از زندگی شخصی و خصوصی میتواند در تاریخ بماند. فلامینگوهای ناکام و جامانده از سفر زمستانه میانکاله بخشی از حقیقتی بودند که میشد در تاریخ حیات تالاب گم بمانند. پرندگان زمستان گذارنی که این سالها زمستان را به نیمه گذرانده در میانه راه مهاجرت جان دادند و شاید این مرگ اگر با لنز دوربینهایی عکاسان به ثبت نمیرسید در حیات میانکاله فراموش میشد. این بار اما دو فریم از غمگینترین لحظه زیست پرندگان در میانکاله که از سوی مهدی محبیپور به ثبت رسید در جایزه عکاسی محیط زیست 2022 برگزیده شد. «پیامما» در گپی کوتاه با این عکاس جوان، از خودش، دوربین و عکسهایش و بهویژه این دو قاب متاثرکننده اما به یادماندنی صحبت کرده است.
فکر نمیکنم کسی بتواند انکار کند که این عکسها از مجموعه غمگینترین عکسهایی است که از میانکاله به ثبت رسیده است. فکر میکردید تا این حد مورد توجه بگیرد؟
نه زمانی که عکاسی میکردم این فکر را نمیکردم و در حقیقت موضوعیت هم نداشت. یعنی مرگ پرندگان در میانکاله در سالهای گذشته مانند معمای تلخی بود که البته هنوز هم به قطعیت حل نشده است. عکاسی از چنین منظرهای برای یک عکاس اتفاق مطلوبی نیست که بخواهد به همهگیریاش به معنای جایزه و …. فکر کند. بلکه موضوع اعلام یک فاجعه و ثبت یک فاجعه است. من بارها از تالاب میانکاله عکاسی کردهام. از ورود پرندگان مهاجرش، صید، آتشسوزی و بسیاری موارد دیگر. اما حقیقت این است که اصلا مسئله را در برد یک مسابقه عکاسی یا نمایش یک عکس در سطح وسیع نبینید. موضوع این است که میدانیم خلیج گرگان و میانکاله در حال مرگ هستند. آنچه در این قاب عکس که شما دیدید نشان داده میشود گوشه کوچکی از فاجعه بزرگتری است که در حال وقوع است و باید به جهان نشان داده شود.
مطمئن هستم اگر حتی برای یک پرنده راه نجاتی بود و من در موقعیتی بودم که میتوانستم کمکی کنم بیشک دوربینم را کنار میگذاشتم. فکر میکنم این کمترین انتخاب هر کسی است. فکر میکنم کم هستند عکاسان یا حتی اشخاصی که انتخاب دیگری داشته باشند
چند سال است عکاسی میکنید و چقدر برای عکاسی از طبیعت یا چیزهایی که دغدغه خودت معرفی میکنید وقت میگذارید؟
من هشت سال است که شاید بشود گفت عکاسی حرفهای میکنم. تقریبا تمام زمانم را در طبیعت میگذرانم و عکاسی از محیط زیست و طبیعت با همان نگاه و هدفهایی که توضیح دادم عملا تمام زندگی من است. برای انجام کار حرفهای باید حرفهای رفتار کنی.
اگر آن پرنده را نیمه جان دیده بودید، انتخاب شما عکاسی بود یا نجات جان آن پرنده؟
راستش نمیدانم که این همه پرنده، هزاران پرنده به چه دلیلی جان دادند. یعنی همه دلایلی که عنوان میکنند نه قانعکننده و نه با هم یکسان است. اما مطمئن هستم اگر حتی برای یک پرنده راه نجاتی بود و من در موقعیتی بودم که میتوانستم کمکی کنم بیشک دوربینم را کنار میگذاشتم. فکر میکنم این کمترین انتخاب هر کسی است. فکر میکنم کم هستند عکاسان یا حتی اشخاصی که انتخاب دیگری داشته باشند. میدانید عکاس بودن مانند روزنامهنگاری یا هنر یا بسیاری مشاغل و حرفههای دیگری است که فقط داشتن تکنیک در آن مهم نیست. یعنی شما نمیتوانید معطوف به این باشید که فقط کارتان را درست انجام دهید.
این عکس اما فقط یک داستان ندارد. بلکه داستانش روزها پس از خودش ادامه دارد و این درد بزرگتری است. یعنی این عکس در میانه ماجرا گرفته شده است
با این توصیفها عکاس مورد علاقه شما کیست؟
آقای رضا دقتی، عکاس مشهور و به نام ایرانی، که فکر میکنم همه ویژگیهایی که میگویم را داراست.
خاطرهای از عکاسی دارید که هیچ وقت فراموشش نکنید؟
تقریبا تمام خاطرات تلخ و شیرینم از عکاسی را به یاد دارم. هیچ کدام را فراموش نمیکنم. با نگاه کردن به هر فریم تمام داستان یک عکس را به خاطر میآورم. مانند داستان همین عکسها که روزها در تالاب حضور داشتیم. این اتفاق دلخراش و باورنکردنی بود. اما واقعا حقیقت داشت و پرندگان به همین آسانی میمردند. این عکس اما فقط یک داستان ندارد. بلکه داستانش روزها پس از خودش ادامه دارد و این درد بزرگتری است. یعنی این عکس در میانه ماجرا گرفته شده است. پایان ماجرا بستگی به بسیاری از عوامل دارد اینکه چطور بتوانیم به نجات میانکاله و خلیج فکر کنیم و این موضوع را محقق کنیم.
«بذرپاش» وعده «رئیسی» را پس گرفت
نمایندگان مجلس که بررسی صلاحیت مهرداد بذرپاش را بهعنوان وزیر راه و شهرسازی در دستور کار روز گذشته خود داشتند، در نهایت به او رای اعتماد دادند
رئیس دیوان محاسبات مجلس دیروز با رای ۱۸۷ نفر از نمایندگان به وزارت راه و شهرسازی رسید تا از این پس، از مهرداد بذرپاش را نه در قامت یکی از چهرههای نزدیک به رئیس مجلس، بلکه بهعنوان عضو از کابینه دولت رئیسی و مشخصاً وزیر راه و شهرسازی این دولت بشناسیم. وزارتخانهای که قرار بود لوکوموتیو و پیشرانِ قطار اقتصادی دولت باشد و با ساخت یک میلیون مسکن در هر یک از چهار سال دوره ریاستجمهوری ابراهیم رئیسی، اقتصاد مملکت را در مسیر ریلی که دولت رئیسی طراحی کرده، به حرکت درآورد. اما مجلس حامی و همراه دولت، پس از آن به گزینه پیشنهادی رئیسی برای هدایت این لوکوموتیو رویایی اعتماد کرد که این گزینه پیشنهادی، خود را در عمل، نه لوکوموتیوران، بلکه سوزنبان این قطار معرفی کرد. سوزنبانی که مسیر حرکت لوکوموتیو را از واگنهای قطار دولت جدا کرد و از یک سو لوکوموتیو را از ریل خارج کرد و به پارکینگ فرستاد و از دیگر سو، واگنهای قطار را، هر آنجا که بودند، به حال خود رها کرد. آنجا که مهرداد بذرپاش در بخشی از نطق دفاعیهاش در جلسه رایاعتماد مجلس، نیاز به منابع مالی برای اجرا و اتمام پروژههای نیمهتمام را مورد تاکید قرار داد و با اشاره به دوره دو ساله حضورش راس دیوان محاسبات و اطلاع از جزئیات بودجه و دخل و خرج مملکت بهواسطه این جایگاه، از روشهایی گفت که دولت برای اجرای مصوبات مجلس باید به آن مجهز باشد. جالب آنکه مثال او از این دست مصوبات مجلس «ساخت ۴ میلیون مسکن در ۴ سال» بود؛ ایدهای که اگرچه در مصوبات مجلس نیز بازتاب داشته و نمایندگان برایش تامیناعتبار کردهاند اما کیست که نداند «ساخت ۴ میلیون مسکن در ۴ سال»، وعده ابراهیم رئیسی در جریان انتخابات ریاستجمهوری بوده و کیست که به یاد نیاورد او چه شعارها که در آن فضای نهچندان گرم انتخاباتی، سر داده است. وزیر پیشنهادیاش اما ساعتی پیش از آنکه با رای پرتعداد نمایندگان به وزارت راه و شهرسازی برسد، گفت: «برای ساخت ۴ میلیون مسکن با متراژ ۱۰۰ متر، نزدیک به ۲ برابر بودجه عمرانی کشور یعنی حدود ۲۸۰۰ هزار میلیارد تومان نیاز است.» از این جالبتر آنکه او بلافاصله در نتیجهگیری از این محاسبات سرانگشتی، ادامه داد: «فکر نکنید اگر از ساخت مسکن کوتاه میآییم، مقصر دولت است یا برعکس، مقصر مجلس است!» به این ترتیب عقبنشینی دولت رئیسی از مهمترین وعده انتخاباتیاش که پیش از این هم به انحای گوناگون شاهد بودیم، روز گذشته و در نخستین روز کاری وزیر جدید راه و شهرسازی این دولت، در حالی صورت گرفت که در نهایت حتی معلوم نشد مسئول این نقض عهد کیست و کجاست؛ مگر آنکه بخواهیم پاسخ این معما را از جمله بعدی بذرپاش استنتاج کنیم و ضمیری که در آن بهکار برد را مقصر قلمداد کنیم که در آن صورت، از آنجا که او جملهاش را با «ما» آغاز کرد، قاعدتاً این «ما» هستیم که عذر بخواهیم که آنچه رئیس دولت وعده داده، عملیاتی نیست؛ چه آنکه بهگفته وزیر جدید دولت رئیسی، «ما همه در یک کشتی نشستهایم و همه برای ایران و نظام تلاش میکنیم؛ مگر میتوان برای مردم کاری نکرد!»
مهرداد بذرپاش که هنوز ماجرای انتصابش را به ریاست دیوان محاسبات مجلس که بهپیشنهاد قالیباف و با رای نمایندگان همین مجلس رقم خورد، در خاطر داریم، روز گذشته بار دیگر با رای همین نمایندگان به وزارت راه و شهرسازی رسید. نمایندگانی که دیروز ۲۶۳ نفرشان در زمان رایگیری در صحن حاضر بودند و بجز ۶۴ نفری که رای مخالف دادند و ۷ نفری که رای و نظرشان درباره رایاعتماد به بذرپاش یا عدماعتماد به او، ممتنع بود و البته ۵ نفری که رایشان باطله اعلام شد، بقیه موافق وزارت بذرپاش بودند. گروهی بزرگ از نمایندگان شامل ۱۸۷ نفر که بیتوجه به عقبنشینی وزیر پیشنهادی راه و شهرسازی از مهمترین وعده دولت و بدون در نظر گرفتن کارنامه و پیشینه او، به مهرداد بذرپاش رایاعتماد دادند. آنهم در حالی که ابراهیم رئیسی نیز برای دفاع از او در صحن حاضر نشد. هرچند آنطور که رئیس مجلس توضیح داد، علت غیبت رئیسی، صرفاً آسودگی خاطر او از همراهی مجلس نبوده و بهگفته قالیباف، او از ابتدا نیز بنای حضور کامل در این نشست نداشته است، بلکه «قرار بود نیم ساعت انتهای جلسه حضور یابد» که آنهم، «چون در مراسم روز دانشجو در دانشگاه تهران حضور داشت، توفیق حضور پیدا نکرد.»
بذرپاش در شرایطی بهعنوان وزیر راه و شهرسازی از مجلس رای اعتماد گرفت که طرح برخی مواضع نمایندگان در مخالف با رای اعتماد به او برای تصدی وزارت راه و شهرسازی، از حواشی مهم نشست علنی دیروز مجلس بود. این در حالی بود که بنابر آییننامه داخلی مجلس، باید دو نفر موافق و دو نفر مخالف به مدت ۱۵ دقیقه نطق میکردند و بر این اساس، محمد جواد عسگری، مجتبی یوسفی و مجتبی توانگر بهعنوان مخالفان وزارت بذرپاش و کیومرث سرمدی، حسین حاتمی، مجتبی رضاخواه و مجتبی ذوالنور بهعنوان موافقان رایاعتماد به او برای فعالیت راس وزارت راه و شهرسازی پشت تریبون مجلس رفتند. وقتی نوبت به توانگر رسید، این نماینده تهران با طرح انتقادهایی در خصوص پیشینه و کارنامه بذرپاش گفت: «آقای نیکزاد نایب رئیس مجلس با تجربه و تخصص در حوزه مسکن به دلیل عدم همکاری بانکها در ارائه تسهیلات برای ساخت مسکن پیشنهادات تصدی وزارت راه را نپذیرفت حالا بذرپاش که نه تخصص و نه تجربه دارد چه چیزی در خود دید که این پیشنهاد را پذیرفت؟» صحبتهای این نماینده مجلس اما با واکنش تند شماری از دیگر نمایندگان مواجه شد. بهویژه آنجا که سید نظام موسوی با فریادهای بلند به اظهارات توانگر واکنش نشان داد و کار به آنجا رسید که چند نفر از نمایندگان برای آرام کردن او به سمتش رفتند و او را به سمت صندلیاش بردند. بعد از آن اما نوبت به نماینده گرمسار رسید تا با فریاد به توانگر اعتراض کند. فریادهایی که رmیس مجلس را وادار به دخالت کرد و در نتیجه قالیباف از اردشیر مطهری خواست که نظم جلسه را رعایت کند.
حتی پس از اتمام نطق توانگر نیز موج مخالفت با او فروننشست و در حالی که احد آزادیخواه از نمایندگان معمم مجلس یازدهم، با او تا صندلیاش همراهی میکرد، موسوی نماینده اردبیل با فریادهای بلند به توانگر گفت: «این حرفهایت برای مجلس بد است و آبروی مجلس و نظام را میبرد.» بعد از آن هم وقتی نوبت به رضاخواه نماینده تهران رسید تا بهعنوان موافق وزارت بذرپاش نطق کند، ابتدای صحبتهایش گفت: «بسیار متاسفم که از تریبون مجلس برای اغراض شخصی استفاده میشود؛ مخالف از سکوت آقای بذرپاش در خصوص اتفاقات اخیر سخن گفت منتها باید گفت آن بولتننویسهایی که مطالب خلاف را به رهبری نسبت دادهاند به چه میزان به رهبری و نظام ضربه وارد کردهاند. شما اگر سکوت کنید قطعا بهتر است.» این در حالی بود که همزمان با طرح این سخنان از سوی رضاخواه، شریفیان دیگر نماینده تهران با فریاد از او خواست که بجای جواب دادن به توانگر، از بذرپاش دفاع کند.
وقتی نطق موافقان و مخالفان به پایان رسید و بذرپاش پشت تریبون مجلس حاضر شد تا از کارنامه و برنامههایش برای وزارت راه و شهرسازی دفاع کند، بدون اشاره به توانگر و دیگر مخالفان، گفت: «عدهای بدون مطالعه و بررسی برنامهها، قضاوت میکنند.» او که تاکید داشت «در کشور بنبستی وجود ندارد»، اضافه کرد: «ما دور هم نشسته و یکدیگر را متهم میکنیم؛ حال اینکه مردم از ما جلوتر هستند. پس باید سطح نگاه خود را بالاتر برد.» بذرپاش همچنین با طرح پرسشهایی در ادامه انتقاد از مخالفانش گفت: «اینکه خودمان حکم صادر کنیم و ترویج کنیم و حتی حاضر نباشم ۵ دقیقه مباحث را گوش کنیم و تنها در رسانهها موضوع بگیرم، انقلابیگری است؟» او که تلویحاً به نمایندگانی پاسخ میگفت که بهدلیل سکوتش در ۳ ماهی که از آغاز اعتراضات سراسری میگذرد، به او انتقاد داشتند، ادامه داد: «آیا من موضعگیری نداشتهام؟ شما که در سایتها سیر میکنید، نگاه میکردید! آیا تنها توئیت زدن انقلابیگری است؟!»
در نهایت و پس از آنکه رئیس مجلس از اعضای دولت که همراه بذرپاش به صحن آمده بودند، خواست که صحن را ترک کنند، بذرپاش و آن دولتمردان با بدرقه شماری از نمایندگان از صحن خارج شدند تا نوبت به رایگیری و سپس رایشماری برسد؛ آرایی که چنانکه اشاره شد، با سه گزینه «موافق»، «مخالف» و «ممتنع» بین نمایندگان توزیع شد و بعد از جمعآوری آراء، توسط سه نماینده مجلس یعنی فروردین، شارلی انویه و سرگزی شمارش شد و نتیجه از آنطور که قالیباف اعلام کرد، از رای اعتماد مجلس به مهرداد بذرپاش حکایت داشت. حکایتی که در پایان، رئیس دیوان محاسبات مجلس را به وزیر راه و شهرسازی دولت تبدیل کرد و البته دولت را به دولتی که دیگر رسماً خود را متعهد به اجرای مهمترین وعده رئیسش نمیداند.
امیدوارم راه مبارزه با استبداد زنده بماند
یادگار بنیانگذار جمهوری اسلامی گفت: در مجموعه مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) و پژوهشکده امام خمینی(س) و انقلاب اسلامی، باید از پرداختن به امور انتزاعی فاصله بگیریم و وارد مسائل عینیتر و بحثهای چالشی شویم. به گزارش پایگاه خبری-تحلیلی جماران، سید حسن خمینی در مراسم تودیع و معارفه رئیس پژوهشکده امام خمینی(س) و انقلاب اسلامی، با تسلیت ایام فاطمیه(س) و گرامیداشت روز ۱۶ آذر، گفت: ۱۶ آذر روز بزرگی در تاریخ ایران است و اتفاق مهمی در آن رخ داده؛ امیدواریم راه مبارزه با استعمار و استبداد در جامعه ما همواره زنده بماند. او در بخش دیگری از سخنان خود با تأکید بر اینکه پژوهش باید راجع به درد امروز جامعه باشد، افزود: در مجموعه مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) و پژوهشکده امام خمینی(س) و انقلاب اسلامی، باید از پرداختن به امور انتزاعی فاصله بگیریم و وارد مسائل عینیتر و بحثهای چالشی شویم. پژوهشکده باید سنگری برای دفاع در برابر شبهات و سوالات باشد؛ کار انتزاعی را دیگران هم میتوانند انجام بدهند. این مجموعه با این هدف شکل گرفته که موضوع روز را بیشتر بگویند. باید امام روزگار خودمان را بیان کنیم. کارهایی که شده و اتفاقات بزرگی که افتاده را در نظر بگیریم و انشاءالله اتفاقات خوبی هم میافتد.
رویارویی خبرگزاری فارس و صدا و سیما
ماجرای هک وبسایت خبرگزاری فارس و درز اطلاعاتی از جمله بولتنهای محرمانهای که ظاهراً توسط فرد یا افرادی در این خبرگزاری برای مقامهای ارشد نظامی و سیاسی تهیه میشده و در مواردی اقدام به انتشار ادعاهایی بیاساس و حتی کذب در مورد مسائل مختلف میکرده، با واکنشها و تحولاتی همراه بود. تحولاتی که ابتدا با گزارشی کلید خورد که شامگاه دوشنبه روی آنتن یکی از بخشهای خبری صدا و سیما رفت و در ادامه یکی از چهرههای فعال در این سازمان که ظاهراً تهیهکننده گزارش مورد بحث بود، هدف انتقادات تند و تیز برخی کارکنان خبرگزاری فارس قرار گرفت. در گزارش صدا و سیما که توسط آمنهسادات ذبیحپور تهیه شده، فردی با نام مستعار «عین-ت» بهعنوان تهیهکننده بولتن جنجالی خبرگزاری فارس معرفی شده که در زمان افشای بولتن، قائممقام این خبرگزاری بوده است. در این گزارش همچنین اعلام شد که این فرد، «قبلا هم دست به جعل اخبار و بولتنسازی زده و بهعلت اشتباهات زیادش مورد تذکر قرار گرفته و هماکنون در بازداشت است.»
در گزارش صدا و سیما که توسط آمنهسادات ذبیحپور تهیه شده، فردی با نام مستعار «عین-ت» بهعنوان تهیهکننده بولتن جنجالی خبرگزاری فارس معرفی شده که در زمان افشای بولتن، قائممقام این خبرگزاری بوده است
ادعای تهیهکننده این گزارش صدا و سیما اما اگرچه با واکنش تند و منفی چند نفر از کارکنان خبرگزاری فارس مواجه شد، اما در ساعات ابتدایی روز گذشته و در جریان نشست خبری سخنگوی قوه قضاییه، به تایید این مقام مسئول در دستگاه قضایی رسید. آنطور که خبرگزاری میزان از نشست خبری سخنگوی قوه قضاییه گزارش داده، مسعود ستایشی در بخشی از این نشست در پاسخ به پرسشی درباره ماجرای بولتنهای خبرگزاری فارس اگرچه گفت «چیزی که بتوان بولتنهای منتشر شده در فضای مجازی را ارتباط داد یا ارتباطش با خبرگزاری و ساختار و سازمان خبرگزاری فارس مشخص باشد دریافت نشده» اما در ادامه اعلام کرد: «یکی از افراد شاخص این خبرگزاری اقداماتی را صورت میداده و اخبار و اطلاعاتی را آشکار و نهان بدون سند و مدرک و بدون صحتسنجی و بدون کسب اطلاع درست جمعآوری کرده است.» سخنگوی دستگاه قضایی همچنین اعلام کرد: «فردی در این جریان به موجب قرار صادر شده بازداشت شده و در حال انجام تحقیقات است.»
اما همزمان با تایید خبر بازداشت قائممقام خبرگزاری فارس، یکی از کارکنان این خبرگزاری، با انتشار عکس مراسم تقدیر خبرگزاری فارس از فردی که تهیهکننده گزارش صدا و سیما بود، او را به «ناسپاسی» متهم کرد. مصطفی وثوقکیا نوشت: «آمنهسادات ذبیحپور جواب تقدیر چند سال قبل در خبرگزاری فارس را داد: یادمه در روزنامه که بودم در برابر اصرار مدیران برای گزارش مثبت از اقدامات این خانم کلی مقاومت کردم و کار را نکردم ولی دوستان عجول تقدیر کردند و اینطور جواب گرفتند.» این در حالی بود که یکی از مدیران خبرگزاری فارس نیز به انتشار این گزارش صدا و سیما واکنش نشان داد. علیاکبر غلامی در توییتی در این رابطه نوشت: «با توجه به شناختی که از حاج عباس توانگر دارم حتما وظیفه شرعی دفاع از ایشان برگردنم است و با وجود انتقاداتی که به ایشان در حوزه خبر دارم و داشتم، گزارش صدا و سیما را دروغ میدانم و به ذبیحی پور و هرکسی که به او گفته این گزارش را کار کند دروغگو میگویم.»
جامعه با شعار زیبای «زن، زندگی، آزادی» حرکت خود را بهسوی آینده بهتر نشان میدهد
رئیس دولت اصلاحات با صدور پیامی روز دانشجو را گرامی داشت. به گزارش ایلنا، سید محمد خاتمی در این پیام با اشاره به اینکه شانزدهم آذرماه را باید در متن آنچه در بیش از یک قرن بر این مرز و بوم رفته و سیر و صیرورتی که ملت شریف ایران داشته، دید و ارزیابی کرد، نوشت: مدار حرکت ملّت؛ نفی استبداد، نفی استعمار و نفی عقبماندگی، تبعیض و فساد و متناظر آن مطالبه آزادی، استقلال، پیشرفت و عدالت و در یک کلام دستیابی به «زندگی» متناسب با شأن انسان و اقتضائات زمان بوده است. ولی پارهای از حادثهها و ایام جنبه نمادین پیدا کردهاست؛ از جمله شانزده آذر که نمایانگر جایگاه والای دانشگاه و پیشتازی دانشجو در تحولات اجتماع رو به آینده است. او در ادامه این بیانیه با ابراز همدردی با بازماندگان جانباختگان این حوادث خاطرنشان کرد: با وجود درد و داغی که از خونهای ریخته شده و آسیبهایی که مردم در عرصههای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی به خصوص اخلاقی دیده و میبینند، بر دل داریم، جای خوشوقتی است که پس از انفعال تحمیل شده بر دانشگاه، اینک شاهد حضور و ابراز وجود دانشجویان در جریانهای اخیر هستیم و خوشوقتی بیشتر اینکه همدلی و همسخنی بخش مهمی از استادان را با دانشجویان میبینیم.
رئیس جمهور پیشین ایران همچنین با اظهار تاسف نسبتبه بازداشت و ایجاد محدودیت برای دانشجویان و فشار بر استادان تصریح کرد: این رفتارها نه با مبانی و موازین آزادی و حقوق انسانی سازگار است و نه در نهایت امنیّت پایدار دانشگاه و جامعه را تأمین میکند. او نوشت: از دانشگاه بهخصوص انتظار میرود که توجه داشته باشد که همچنان که آزادی یک نیاز مبرم و مطالبه مهم است، امنیت نیز برای کشور اهمیت دارد و مراد از آزادی، آزادی ملّت و از امنیّت، امنیّت میهن است. نباید گذاشت تا آزادی و امنیت در برابر هم قرار گیرند و در نتیجه آزادی به بهانه حفظ امنیت، پایمال شود یا امنیت که شرط استقرار سامان و نظم خوب در جامعه است، بهنام آزادی نادیده انگاشته شود. رئیس دولت اصلاحات در ادامه تاکید کرد: اینک که جامعه با شعار زیبای زن، زندگی، آزادی حرکت خود را به سوی آینده بهتر نشان میدهد، به گونهای کمسابقه و شاید بیسابقه فرهیختگان، استادان، نخبگان و دانشجویان را در اصل حرکت حاضر میبینیم. خاتمی در پایان نکاتی را نیز خطاب به مسئولان مطرح و به آنان توصیه کرده است: مسئولان این حضور را قدر بدانند و بهجای برخورد ناروا با آن، دست یاری به سوی آنان دراز کنند و با کمک آنان وجوه ناصواب حکمرانی را بهدرستی بشناسند و پیش از آنکه دیر شود، بهسوی حکمرانی خوب حرکت کنند. امید، که به لطف حضرت پروردگار و توجه به خواستههای بهحق جامعه، در همه زمینهها گشایش موثرتر پدید آید.
فقط سه سال تا پایان زمان اجرای سند ملی پیشگیری و کنترل بیماریهای غیرواگیر در بازه زمانی سال 94 تا 1404 باقی مانده است. این سند با هدف مشخص کردن روند ابتلا به بیماریها و تبیین رویکرد سیاستگذاریهای آتی وزارت بهداشت تدوین شده بود. ویراست دوم این سند در تیر 1400 منتشر شد و بر اساس آن پیشبینی شده که بیش از 76 درصد کل بار بیماریها در کشور به بیماریهای غیرواگیر اختصاص پیدا میکند. قرار بود در نتیجه اجرای این سند، 25 درصد عوامل خطر مرگ بیماریهای غیرواگیر کاهش یابد. اما آخرین تحقیقات منتشر شده از سوی موسسه تحقیقات بیماریهای گوارشی دانشگاه علوم پزشکی تهران منتشر شده در مجله معتبر بینالمللی پزشکی لَنسِت، نشان میدهد که مرگ و میر ناشی از بیماریهای غیرواگیر تا ۸۸ درصد، افزایش داشته و بیتوجهی شدید به کنترل بار این بیماریها برای کشور، به یک چالش جدی برای نظام سلامت تبدیل شده است.
هر روز دستکم یکی دو خبر از رکورد سرطان، دیابت، حوادث جادهای و… در تیتر اول اخبار اجتماعی رسانهها جا میگیرند. مدام میشنویم که این بیماری و آن بیماری غیرواگیر زیاد شده و این استان و آن استان پرچمدار بیماریهاست. از متخصصان هم که علت را جویا میشویم، میگویند اتفاق تازهای نیست و ما بارها آن را هشدار داده بودیم. آخرین اخبار به گفته رئیس اداره غدد و متابولیک دفتر مدیریت بیماریهای غیرواگیر وزارت بهداشت، مربوط به افزایش بروز اختلالات تیروئیدی به ویژه التهاب تیروئید در پاندمی کووید ۱۹ و ابتلا به کمکاری تیروئید بوده است. این عضو وزارت بهداشت به شیوع بالای سرطان تیروئید در استانهای اصفهان با میانگین شیوع ۴.۳ در هر صد هزار نفر، یزد با میانگین شیوع ۴.۱ در هر صد هزار نفر، تهران با میانگین شیوع ۴ در هر صد هزار نفر و قزوین با میانگین شیوع ۳.۱ در هر صد هزار نفر اشاره کرده است. اما این فقط یک نمونه از شیوع بیماریهای غیرواگیر است.
بارِ شیوع بیماریهای غیرواگیر بر اقتصاد ایران بسیار سنگین بوده و تا سال 2018 معادل 838 تریلیون ریال و برابر 5 درصد تولید ناخالص داخلی کشور بوده است
بیماریهای غیرواگیر عامل مرگ 32 میلیون نفر
بیماریهای غیرواگیر سالانه 42 میلیون نفر را در جهان به کام مرگ میکشند. طبق ویراست دوم سند ملی پیشگیری و کنترل بیماریهای غیرواگیر، الگوی بیماری این میزان در کشورهای کمدرآمد و با درآمد متوسط برابر سه چهارم مرگهای مرتبط با بیماریهای غیرواگیر و حدوداً مرگ 32 میلیون نفر است. همچنین 17 میلیون مرگ مرتبط با این بیماریها در جهان، پیش از 70 سالگی رخ میدهد که سهم کشورهای کمدرآمد یا با درآمد متوسط از این غائله، 86 درصد است. بر اساس یافتههای پژوهش اخیر دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1398، 326 هزار و 508 ایرانی بر اثر بیماریهای غیرواگیر جان خود را از دست دادهاند که نسبت به سه دهه قبل 88 درصد افزایش داشته است.
یک پزشک که نخواست نامش فاش شود به «پیام ما» در پاسخ به اینکه چرا نتوانستهایم در کنترل این بیماری موفق باشیم، میگوید: مشکل ما این است که غربالگری نداریم و هیچکس این موضوع را جدی نمیگیرد
سهم ایران از توسعه، الگوی بیماریهای غیرواگیر
بیماریهای غیرواگیر و مزمن از جمله بیماریهای قلبی-عروقی، تنفسی، سرطان، دیابت به شکل نامتناسبی کشورهای کمدرآمد و با درآمد متوسط را تحت تاثیر قرار داده و سالانه 28 میلیون مرگ ناشی از این بیماریها در این کشورها تجربه میشود. نکته قابلتوجه این است که در سال 1400 در ویراست دوم این سند، الگوی بیماریها در ایران مطابق کشورهای در حال توسعه ارزیابی نشده است. بلکه این سند مدعی میشود که ایرانیها بیشتر دچار بیماریهای ایسکمیک قلبی، درد کمر، سوانح جادهای، اختلال افسردگی ماژور و سکته مغزی میشوند. این الگو بیشتر شبیه کشورهای توسعهیافته است با وجود اینکه در طبقهبندیهای اقتصادی ایران جزو کشورهای در حال توسعه با درآمد متوسط به حساب میآید.
۷ بیماری غیرواگیر کشنده در ایران
به استناد از یک گزارش جهانی منتشر شده در مجله لنست و سازمان مستقل تحقیقات سلامت جمعیت مستقر در دانشکده پزشکی دانشگاه واشنگتن، بررسیهای ده ساله نشان داده که مرگ به واسطه بیماری سرخرگ کرونری، در صدر علل مرگ و میر بیماریهای مزمن ایرانیان است. پس از آن سکته، سوانح جادهای و بیماری فشار خون بالا عامل اصلی مرگ شناخته شده است. همچنین دیابت با تغییر حدود 81 درصدی از سال 87، به پنجمین علت مرگ تبدیل شده است. آلزایمر هم با جهش چهار پلهای به رتبه ششم رسیده و پس از آن بیماریهای مزمن انسدادی ریه هفتمین عامل مرگ و میر در ایران با تغییر چشمگیر 41 درصدی در طی ده سال است.
19.8 میلیون سال از دست رفت
پژوهش دانشگاه علوم پزشکی تهران که در سال جاری میلادی منتشر شده نشان میدهد اگر مجموع سالهای از دست رفته افراد را به دلیل مرگ و میر زودرس و سالهای زندگی با ناتوانی به خاطر یک بیماری حساب کنیم، در 29 سال از سال 1990 تا 2019، ۱۹/۸ میلیون سال تا 78 درصد متاثر از بیماری غیرواگیر از دست رفته است. به بیان دیگر اگر مجموع سالهای از دست رفته افراد را به دلیل مرگ و میر زودرس و سالهای زندگی با ناتوانی به خاطر یک بیماری را حساب کنیم، در مقایسه با سال 1368 با افزایش حدود 44 درصدی مواجه شدهایم. همچنین طبق ویراست دوم سند ملی پیشگیری و کنترل بیماریهای غیرواگیر، عواملی چون مصرف سیگار و دخانیات، فعالیت فیزیکی کم و ناکافی، سوءمصرف الکل و رژیم غذایی ناسالم همگی از دلایلی هستند که خطر ابتلا به بیماریهای مزمن را افزایش میدهند.
غربالگری جدی گرفته نمیشود
اما چرا با وجود این همه داده و تحقیق و سند، هنوز نتوانستهایم شیوع بیماریهای غیرواگیر را کنترل کنیم؟ فرشاد فرزادفر، رئیس مرکز تحقیقات بیماریهای غیرواگیر پژوهشگاه علوم غدد و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی تهران، به مجله لنست گفته است: «همه شواهد مطالعه نشان میدهد که نظام سلامت در ایران در کنترل بیماریهای عفونی، اختلالات مادر و نوزادان کاملاً موفق بوده است. اما در حوزه بیماریهای غیرواگیر باوجود قرار گرفتن در مسیر درست برای مبارزه با این بیماریها و انجام اصلاحات مهم از جمله گسترش پوشش سلامت عمومی و طرح تحول سلامت، با قدرت کافی برای کنترل بیماریهای غیرواگیر عمل نکرده است.» این در حالی است که یک پزشک که نخواست نامش فاش شود در گفتوگو با «پیام ما» در پاسخ به اینکه چرا نتوانستهایم در کنترل این بیماری موفق باشیم، میگوید: «مشکل ما این است که غربالگری نداریم و هیچکس این موضوع را جدی نمیگیرد. نه آموزش پزشکی در دانشگاهها این رویکرد را دارد که از بیماریها پیشگیری کند و نه آموزشها اجتماعی به این مسئله میپردازد.»
نظام ارجاع، الکن است
این پزشک در ادامه با آسیبشناسی نظام ارجاع در کنترل بیماریها میگوید: «به طور کلی نظام ارجاع در کشور ما، بدون توجه به اهمیت پزشک خانواده مستقیم به سراغ متخصص میرود. به علاوه از آنجایی که آموزش کافی در زمینه اهمیت غربالگری وجود ندارد، افراد فقط وقتی به پزشک مراجعه میکنند که بیمار هستند و نمیدانند که باید سالانه چکآپ شوند و آزمایشهای لازم را برای پیشگیری و کنترل بیماریها انجام دهند.» او ادامه میدهد: «در کنار فقدان آموزش صحیح، رعایت نشدن سطوح پزشکی مشکل اصلی نظام سلامت کشور است. اولویت دادن رویکرد درمان به جای پیشگیری عامل جدی ناتوانی در کنترل شیوع بیماریهای غیرواگیر است.»
بیمهها از پذیرش هزینه غربالگری شانه خالی میکنند
در حالی که تحقیقات نشان میدهد که بیماریهای غیرواگیر عامل افزایش هزینههای درمان هستند، بیمههای ایرانی از تقبل هزینههای غربالگری که نقش مهمی در تشخیص این بیماریها دارند، سر باز میزنند. این پزشک مستقر در بیمارستان در این رابطه میگوید: «بیمهها، هزینههای آزمایشهای کلی و غربالگری را آزاد محاسبه میکنند. در حالی که نیمی از جمعیت کشور، بیمه تامین اجتماعی هستند، تنها بیمه سلامت به غربالگری بها داده است و سایر حتی به این حلقه توجه نمیکنند.»
پای آموزش غربالگری به دانشگاهها باز نشده است
این پزشک متخصص حوزه غربالگری به آسیبهای رویکرد موجود نظام سلامت میپردازد و میگوید: «به جای اینکه به پزشکان خانواده اصالت داده شود تا بتوانند خانوارهای زیرمجموعه خود را غربالگری کنند، به آنها گفته میشود که اگر مقابله با بیماری در توان شما بود، اقدامات لازم را انجام دهید و اگر نبود به بیمارستان ارجاع دهید. عمده پزشکان هم از آنجایی که نظارت خاصی بر فعالیتهایشان وجود ندارد بدون بررسیهای اولیه با کد ارجاع بیماران را به بیمارستانها هدایت میکنند.» او ادامه میدهد: «نبود سیستم نظارتی، بیانگیزگی پزشکان در دقت برای انجام رویههای درست درمان و پیشگیری، فقدان آموزشهای لازم درباره اهمیت و ضرورت توجه به غربالگری در سطوح دانشگاهی مشکل اصلی در کنترل شیوع بیماریها است.» همچنین از نظر این متخصص راهحل رفع ایرادات رویکرد فعلی نسبت به بیماریهای غیرواگیر چنین است: «باید سیستم نظارت به نحوی باشد که به هیچکس اجازه ندهد بدون غربالگری به متخصص مراجعه کند و در سطح بعدی با قرار دادن پزشکان حاذق وضعیت را مدیریت کند و اگر در سطح توانایی او نبود به حلقه پس از خود ارجاع دهد.»
سهم 5 درصدی بیماریهای غیرواگیر از تولید ناخالص داخلی
بر اساس تحقیقات موسسه سلامت عمومی BMC زیرمجموعه مجلات معتبر پزشکی اسپرینگر نیچر در سال جاری میلادی، بارِ شیوع بیماریهای غیرواگیر بر اقتصاد ایران بسیار سنگین بوده و تا سال 2018 معادل 838 تریلیون ریال و برابر 5 درصد تولید ناخالص داخلی کشور بوده است. نتایج این تحقیق نشان میدهد که بیماریهای غیرواگیر در ایران باعث افزایش هزینههای مراقبتهای بهداشتی و کاهش بهرهوری شده است. این مطالعه راهکاری نظام سلامت ایران برای مقابله با این وضعیت را ایجاد یک مکانیسم هماهنگ ملی و چندبخشی برای کنترل این دست بیماریها دانسته و تاکید میکند که گرد هم آوردن و تقویت ابتکارات بین سازمانی موجود در مورد بیماریهای غیرواگیر میتواند منجر به پیشگیری و کنترل شیوع این بیماریها شود.
مهمان ناخواندهای که صاحبخانه میشود
در سال ۱۳۹۵شمسی، قانونی تحت عنوان استراحت (تنفس جنگل) به تصویب رسید که بر اساس بند «ف» ماده 38 آن، هرگونه بهرهبرداری چوب از جنگلهای کشور را تا تهیه طرح جایگزین ممنوع میکرد. در بند دیگری از این قانون، دولت موظف به فراهم کردن شرایط مناسب به منظور واردات چوب و تامین نیازمندیهای صنایع چوب شده است. واردات چوب از گذشته تا به حال با توجه به رعایت دستورالعملهای تعیین شده قرنطینهای بلامانع و شرط لازم برای واردات چوب، عاری بودن آنها از هرگونه آفت، امراض و ذرهای پوست عنوان شده است. در حال حاضر بازار چوب کشور از انواع چوبهای وارداتی از جمله کشورهای همسایه کم و بیش اشباع است.
فراوانی چوبهای کم و بیش بدون عیب و خشک شده وارداتی در بازار، عملا علاقه خریدان ایرانی به خرید و مصرف گردبینههای مانده در جنگلهای هیرکانی که اکثرا قارچزده و پوسیده هستند را نیز به حداقل رسانده است. بخش عمدهای از این چوبهای وارداتی، تخته و الوارهایی هستند که در کورههای چوب خشککن، رطوبت آنها به حدود 8 درصد رسیده است. این نوع چوبها با توجه به کیفیت و قیمت بالای آنها بیشتر در مصارف خانگی ( در، پنجره، مبلمان، آشپزخانه و غیره ) مورد استفاده قرار میگیرند.
مهمترین نیاز صنایع چوبی کشور مصارف صنایع سلولزی است. به طور کلی چوب مورد نیاز این کارخانهها از قبیل کاغذسازی، نئوپان، امدیاف (MDF) فیبر و غیره اکثرا چوبهای هیزمی، کاتینی با کیفیتهای پایین آن هم در سطح نازلترین قیمتها است که عملا پوست کندن آنها در مبدا تولید و در داخل کشور غیرمعمول و غیراقتصادی است. این قبیل چوبها در اکثر کارخانهها با پوست چیپس شده و به مصرف میرسند.
احیای جنگلهای تخریب شده تنها برای یک عامل یعنی تامین نیازمندیهای صنایع چوبی کشور نیست بلکه این کار به دلیل فراهم کردن امکان زندگی در مناطق مختلف کشور ضرورت دارد. کمتوجهی به این امر مهم، افزایش گرمای هوای کشور، خشکسالیهای گسترده، در هم ریختن صنایع چوبی، افزایش بیکاری، فقر و مهاجرت اجتنابناپذیر بیوقفه روستاییان به اطراف شهرها توام با حاشیهنشینی را به همراه دارد
طغیان آفات با واردات چوب با پوست
واردات چوب با پوست معضلات و مشکلات زیادی را به همراه دارد و به درستی توسط موسسه تحقیقات آفات و امراض گیاهی به عنوان مقام مسئول از ورود آنها ممانعت به عمل میآید. با این حال در هفتههای اخیر وزیر کشاورزی دستوری مبنی بر واردات چوب با پوست صادر کرده است که میتواند مشکلات زیادی به همراه داشته باشد. اغلب چوبهای با پوست، حامل تخم، لارو، شفیره، حشره بالغ و همچنین عوامل بیماریزا مانند انواع قارچ، باکتری، ویروس و یا نماتودها هستند که معمولا با چشم غیرمسلح و حتی با ذرهبینهای معمولی قابل رویت نیستند. این آفات و عوامل بیماریزا میهمانان ناخواندهای هستند که به تدریج خود صاحبخانه میشوند. آنها در اکثر مواقع بدون همراهی دشمنان طبیعی خود وارد کشور میشوند و خود را با شرایط آب و هوایی منطقه مطابقت میدهند. با گذشت زمان، جمعیت این آفات و عوامل بیماریزا افزایش یافته و به ناگاه طغیان میکنند. افزایش جمعیت حشرات تا رسیدن به اوج خود (Gradation) معمولا نیازمند زمانی طولانی است. پروسه افزایش جمعیت به سمت طغیان کمتر مورد توجه مسئولان مربوطه قرار میگیرد. فاجعه زمانی رخ میدهد که طغیان آفت و بیماری با توجه درهم ریختگی جنگلها و ضعف فیزیولوژیکی درختان در سطح وسیعی گسترش پیدا کرده است. در این مواقع اتخاذ تدابیری برای مبارزه با آفت مانند استفاده از انواع سموم نه تنها موفقیت چندانی به همراه نخواهند داشت بلکه کل سیستم حیاتی سایر موجودات زنده را نیز با مخاطراتی جبرانناپذیر مواجه میکند. نمونه بارز این قبیل طغیانهای آفات و امراض در نقاط مختلف کشور به دفعات مشاهده و اتخاذ تدابیر نابخردانه و ناموفق برای مقابله با آنها نیز تجربه شده است.
اغلب چوبهای با پوست، حامل تخم، لارو، شفیره، حشره بالغ و همچنین عوامل بیماریزا مانند انواع قارچ، باکتری، ویروس و یا نماتودها هستند که معمولا با چشم غیرمسلح و حتی با ذره بینهای معمولی قابل رویت نیستند. این آفات و عوامل بیماریزا میهمانان ناخواندهای هستند که به تدریج خود صاحبخانه میشوند
گواهی سلامت تضمینی برای ورود عوامل بیماریزا نیست
به طور کلی اقداماتی مانند پوست کندن چوب و یا خشک کردن چوبهای با پوست (گردبینه با پوست) در کورههای چوب خشککن غیرمعمول و غیراقتصادی است. مبارزه با آفات چوبخوار از راه استفاده از انواع سموم نیز باعث ازبین رفتن صددرصد آفات نخواهد بود، علاوه بر آن استفاده از گازهای سمی نیز با مشکلات محیط زیستی مواجه است که اجرای صحیح و بدون خطر آن در شرایط کنونی کشور بعید به نظر میرسد. ارائه گواهی سلامت (phytosanitary certificate) از طرف کشور صادرکننده چوب نیز در اکثر مواقع دال بر عاری بودن صددرصد گردبینه از تخم، لارو و یا شفیره آفت و یا سایر عوامل بیمارکننده درختان نیست.
چه باید کرد؟ و چگونه میتوان نیازمندیهای چوب کشور را از میان برداشت؟ ایران دارای بیش از 9 میلیون هکتار جنگل و عرصههای جنگلی است که بیش از دو سوم آنها جنگلهای تخریب شده هستند. مشکلات ناشی شده از فعالیتهای اجتماعی ساکنین این مناطق و وابستگی شدید جوامع روستایی به فعالیتهای کشاورزی و دامداری از مهمترین عوامل تخریب و نابودی این جنگلها است.
منحصر کردن فعالیتهای تخریبکننده در سطوح محدود میتواند بخش عمدهای از سایر عرصههای جنگلی در نقاطی که فاصله زیادی از روستاها دارند و اغلب به عنوان ییلاق از آنها استفاده میشود، را آزاد کند. قرق کردن کامل این مناطق به منظور جلوگیری از ورود دام، قاچاق چوب و غیره میتوانند در مدت زمان نسبتا کوتاه، امکان استقرار گونههای پیشگام اعم از درختان، درختچهها توام با گیاهان کف جنگل را فراهم کند. شکل و ساختار ریشهدوانی نهالهای حاصل از زادآوری طبیعی در کنار توقعات غذایی گونههای مختلف کاملا با یکدیگر متفاوت است. این خصوصیات ویژه امکان استفاده بهینه از انواع خاکهای گوناگون از قبیل خاکهای فقیر، غنی، کمعمق، عمیق، سنگلاخی، مرطوب، خشک و غیره را به نحو احسن فراهم میکنند.
جنگلهای تخریب شده را احیا کنیم
در حال حاضر رشد سالانه جنگلهای تخریب شده کشور رقم بسیار ناچیز است و حدود 1.5 الی 2 متر مکعب تخمین زده میشود. این رشد ناچیز با توجه به دخالتهای جنگلشناسی میتوانند به میانگین سالانه حداقل 6 متر مکعب در هکتار ارتقا داده شود. دستیابی به این رقم با توجه به سطح جنگلهای تخریب شده کشور رقم قابل ملاحظهای است که نباید مورد کمتوجهی قرار داده شود و به آسانی از آن صرفنظر شود. اختصاص تنها یک سوم عرصههای تخریب شده به توسعه و احیای جنگلها میتواند در کوتاهمدت تمام نیازمندیهای صنایع سلولزی کشور را تامین و در بلندمدت کشور را به یکی از عمدهترین صادرکنندگان چوبهای صنعتی با ارزش افزوده بالا مبدل کند. فراهم کردن امکانات بیشتر به منظور واردات چوب عملا به خروج بیوقفه ارز از کشور، وابستگی صنعت به واردات چوب، بیتوجهی به امر خودکفایی در تولید چوب و عدم توجه به احیای جنگلهای تخریب شده منجر میشود. از این رو هرگونه دخالت در این جنگلها به منظور عملیات پرورشی عملا برداشت درختان کج و معوج که مانع افزایش کمی و کیفی و استواری جنگل هستند را به همراه خواهد داشت. به لحاظ کیفی اکثر درختان برداشت شده، چوبهای هیزمی و کاتینی هستند که میتوانند فورا مورد مصرف صنایع سلولزی قرار گیرند و چرخ اقتصادی صنایع سلولزی را به گردش درآورند. احیای جنگلهای تخریب شده تنها برای یک عامل یعنی تامین نیازمندیهای صنایع چوبی کشور نیست بلکه این کار به دلیل فراهم کردن امکان زندگی در مناطق مختلف کشور ضرورت دارد. کمتوجهی به این امر مهم، افزایش گرمای هوای کشور، خشکسالیهای گسترده، در هم ریختن صنایع چوبی، افزایش بیکاری، فقر و مهاجرت اجتنابناپذیر بیوقفه روستاییان به اطراف شهرها توام با حاشیهنشینی را به همراه دارد.
