مرگ کیومرث پوراحمد تلنگر مهمی به جامعهای بود که حالش خوب نیست
پوشش یک مرگ
چرا باید در پوشش اخبار مسائل اجتماعی مثل خودکشی اصول حرفهای را رعایت کنیم؟
۲۱ فروردین ۱۴۰۲، ۰:۰۰
مرگ کیومرث پوراحمد تلنگر مهمی به جامعهای بود که حالش خوب نیست و هر روز شاهد پاشیده شدن نمک بیشتری روی زخمهایش به شکلهای مختلف است و اتفاقا در این شرایط وظیفه تک، تک ما سنگینتر میشود تا هم تلاش کنیم حال خودمان را بهتر کنیم و هم به دیگران (اعضا خانواده، دوستان و…) توجه بیشتری داشته باشیم. در این شرایط نباید فراموش کنیم که اگر ما به اخبار خودکشی دامن بزنیم، تصاویر آن را منتشر کنیم، از جزئیات و مدل خودکشی در شبکههای اجتماعی و رسانهها بنویسیم، آن را کاری قهرمانانه، رمانتیک و شجاعانه جلوه دهیم و یا با نوشتهها و تیترهایمان آن را برجسته کنیم، در واقع خیلی از افراد جامعه را که به خودکشی فکر میکنند به انجام این کار تشویق کرده و به سمت پرتگاه هل میدهیم. اگرچه که در پوشش خبرهای مرگ کیومرث پوراحمد خوشبختانه دیدیم که جامعه نسبت به انتشار این دست خبرها حساستر شده و با وسواس بیشتری در این باره واکنش نشان میدهد. اما بودند و هستند افرادی که عکسهای او را در لحظه مرگ منتشر کردند و وحشتناکتر اینکه برای اعضای خانواده او فرستادند و یا اینکه با کشیدن طرحهای حرفهای و نوشتن یادداشت حتی در رسانههای رسمی اقدام او را «دراماتیک» جلو دادند و از انتشار عکس لحظه مرگ او دفاع کردند.
پوشش رسانهای بحرانها و خبرهایی از جنس خودکشی و… در بیشتر رسانههای معتبر جهانی از «بی بی سی» گرفته تا «رویترز» و «ای پی» طبق دستورالعملهای خاصی (که در کتابهای راهنما منتشر شده و در دسترس خبرنگاران آن رسانه قرار دارد) اجازه انتشار پیدا میکنند و همه چیز با وسواس شدید از سوی دبیران و سردبیران دروازهبانی میشود زیرا پوشش خبرهای بحران در بسیاری از مواقع اگر با بیدقتی صورت گیرد خود میتواند به فاجعههای گستردهتری دامن بزند. این دستورالعملها معمولا طی سالها کار کارشناسی رسانهای، روانشناختی، جامعهشناختی، حقوقی و… به دست آمدهاند و بهتر است ما هم به جای آزمون و خطا به استفاده از این کتابهای راهنما در کار حرفهای خودمان مراجعه کنیم. مثلا در هیچ رسانه جهانی تصویر یا طرحی در ارتباط با خودکشی منتشر نمیشود و یا به شکل خودکشی و مدل انجام آن که می تواند باعث تقلید دیگران شود اشاره نمیکنند و نسبت به مطالعه و دیدن آن گزارشها از سوی افراد زیر 18 سال (کودکان و نوجوانان) هشدارهای جدی داده میشود. درست است که فضای رسانه و کار حرفهای رسانهای در ایران با بسیاری از کشورهای جهان تفاوت دارد ولی جایی که بحث سلامت جامعه در میان باشد باید حساسیتها چندین و چند برابر شود آن هم در زمانهای که مردم با چالشهای جدی روحی و روانی درگیر هستند. این نکته مهم است که اگر رسانههای رسمی و افراد حرفهای رسانهای اصول نوشتن درباره بحرانهایی مانند خودکشی را در رسانههای خود و شبکههای اجتماعی رعایت کنند، میتوانند الگویی برای افراد جامعه و شهروند خبرنگاران هم باشند.
طبق گفته متخصصان خودکشی تقلیدپذیر است و حرف های فردی که از خودکشی صحبت میکند را باید جدی بگیریم و مسخره نکنیم و اگر خودمان چنین ذهنیتی داریم یا افرادی را می شناسیم که به خودکشی فکر میکنند باید هم خودمان مشاوره تخصصی بگیریم و هم دیگران را به این کار تشویق کنیم. اولین گام مثبت میتواند تماس با تلفن های مشاوره مثل 123 یا 1480 باشد؛ تلفنهایی که هویت شما را مورد پرسش قرار نمیدهند و فقط تلاش میکنند به شما مشاوره اضطراری بدهند. طبق گفته متخصصان افرادی که ذهنیت خودکشی در سر دارند نیازمند توجه ویژه هستند و معمولا به شدت نسبت به انجام آن مردد بوده و در یک لحظه ممکن است دست به اقدامی بزنند و یا اینکه در همان لحظه میتوانند پشیمان شوند.
سال 1395 در روزنامه کار میکردم، مرد 69 سالهای تماس گرفت و از قصدش برای خودکشی تعریف کرد؛ از اینکه کم آورده و با حقوق بازنشستگی نمیتواند هزینههای زندگی خود و خانوادهاش را بدهد و بارها به پایان دادن به زندگیاش فکر کرده است و میخواهد قبل از اینکه این کار را انجام دهد، قصه زندگیاش را بنویسیم. یادم هست که با کمک یکی از همکاران برای او وقت مشاوره هماهنگ شد و بعد از چند جلسه حال روانی او بهتر شده بود. اما در همان روزها باز فراموش نمیکنم که خبر خودکشی مرد مسنی را پوشش دادیم که مدتها بود در مسافرخانهای در جنوب شهر تنها زندگی میکرد و ماهها بود که هیچ کدام از اعضای خانواده و دوستانش (باوجود اینکه در کرج زندگی میکردند) به او که داشت به دلیل بیماری آب سیاه نابینا میشد، سر نزده و رهایش کرده بودند. خود او در یادداشت کوتاه داخل جیب کتش از رنج بیماری و تنهایی نوشته بود.
پس در این شرایط که تورم مهارنشدنی شده، خرید مسکن رویا شده، فقر ریشههایش عمیق شده، دلار قیمتش پرواز کرده، تنهاییها (گاهی حتی باوجود نزدیکان) عمق بیشتری گرفته و بلاتکلیفی نسبت به آینده به سرگیجه جمعی بدل شده و ما در شرایط رها شدگی از سوی دولت و مسئولان قرار گرفتهایم این خودمان هستیم که باید بیش از همه به سلامت روان خود و اطرافیانمان توجه کنیم. درست مثل اینکه اگر قلبمان تیر میکشد به پزشک مراجعه میکنیم یا از شدت درد مجبور میشویم پیش پزشک برویم باید به فکر سلامت روانمان هم باشیم. خیلی از اختلالات روان دردهای پنهانی هستند که مثل موریانه روح و مغزمان را میخورند و به جسممان آسیب میزنند، اما با همه اینها حاضر نیستیم برای درمان آن کاری انجام دهیم. البته در این بین خیلی وقتها هزینههای درمان و مشاوره های روانپزشکی هم آنقدر زیاد است که خیلی از افراد توان پرداخت آن را ندارند و اینجاست که باید انجمنهای مرتبط با سلامت روان و مشاوران و روانپزشکان به عنوان یک کار مسئولیت اجتماعی به میدان بیایند و با هزینههای کمتر به مردم خدمات ارائه کنند تا جامعه بیشتر تشویق به درمان روان شود.
طبق آمار رسمی وزارت بهداشت 25 تا 30 درصد جامعه ایران از یک اختلال روان رنج میبرند و این عدد طبق آمارهای غیررسمی که معمولا در ایران دقیقتر هستند بین 40 تا 50 درصد است. یعنی به صورت میانگین از هر سه نفر (براساس آمار رسمی) یا دو نفر (براساس آمار غیررسمی) در جامعه یک نفر نیازمند دریافت مشاوره تخصصی سلامت روان است. فقط کافی است به آمار وحشتناک معاون سازمان بهزیستی آرزو ذکاییفر توجه کنیم که اعلام کرده به 7 میلیون نفر برای پیشگیری از خودکشی مشاوره دادهاند، یعنی حدود 8 درصد جامعه افرادی هستند که با 123 (اورژانس اجتماعی) تماس گرفتهاند و از قصد خودکشی گفتهاند و باید به این آمار هزاران، هزار نفر را اضافه کرد که ممکن است به این موضوع فکر کرده باشند ولی با اورژانس اجتماعی هم تماس نگرفتهاند، افرادی که هر کدام میتوانند کیومرثهای پوراحمد آیندهای باشند که از همه چیز به تنگ آمادهاند و از بلاتکلیفی آینده خسته شدهاند و به ممکن است هر لحظه به قصه زندگیشان پایان دهند. در این شرایط به جای اینکه عکس لحظه جان باختن کیومرث پور احمد را بازنشر کنیم و نمک بیشتری روی زخمهای خانواده او و جامعه بپاشیم و یا کارهایی از این دست انجام دهیم میتوانیم با توجه به سلامت خود و اطرافیان جامعه را برای زندگی بهتر و تحولات اساسی در آینده امیدوارتر کنیم.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
گفتوگو با «سید فؤاد توحیدی»، پژوهشگر موسیقی نواحی درباره ریشههای جغرافیایی و فرهنگی نغمههای جنوب
نغمههایی که از دریا میآینــــــد
«محیطزیست از نگاه هنرمندان» منتشر شد
نگاهی به دغدغههای محیطزیستــی از دریچه تصاویر
در گفتوگو با «مهرداد زوارهمحمدی» معمار و پژوهشگر مطرح شد
خیابان؛ عرصه مشترک یا میدان تقابل؟
بنبست آموزش
دراما در زمینِ سوخته
سینمای ایران و لکنت در روایت بحرانهای اقلیمی
شهرکرد؛ از شهر ملی تا قطب جهانی نمد
بازگشت ناتمام به زندگی
پیشرفت گفتوگو زیر سایه بیاعتمادی
صلح یا تداوم جنگ؟
نگاهی به گیشه سینما در روزهای نوروز و جنگ
پرده های کم فروغ در سایه بمب و انفجار
با همه دلخوریها
سینماگران پای کارِ ایران
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
سینماگران پای کارِ ایران
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید