گفتوگو با خلیل دحیمی که در بنگاه معاملات ملکی موزه مردمشناسی راهاندازی کرده است
موزهای در دل شهر
۲۲ مرداد ۱۴۰۱، ۰:۰۰
در روستای «طویبه» و اطراف تپههای «منیور» گشتی میزنم و مسیرم را به سمت شهر حمیدیه هدایت میکنم. در قلب بازار این شهر کوچکِ نشسته در کرانه رودخانه کرخه و باغات «گل شب بو» میخواهم به بنگاه معاملات املاک خیابان شهریاری بروم. خب آنجا نه قرار است معاملهای انجام بدهم و نه قرار است که شاهد و یا امضا کننده قرارداد ملکی باشم. میخواهم به موزه مردمشناسی «حاج خلیل دحیمی» روایتگر فرهنگ اجتماعی شهرستان حمیدیه بروم. بله این موزه در بنگاه معاملات ملکی قرار دارد. این بنگاه در طبقه فوقانی یک ساختمان قرار دارد. وقتی از پلهها بالا میروم و وارد این موزه مردمشناسی خصوصی استان خوزستان در شهر حمیدیه میشوم، «امینه چلداوی» منشی این بنگاه که مدیر داخلی موزه هم است سلام کرده و مرا به سالن اصلی موزه راهنمایی میکند. خودِ حاج خلیل دحیمی در اتاق نشسته و به «تَچوا» تکیه داده است.
او را در میان انبوهی از اشیا موزهای در چهار اتاق پر از اشیا همچون اسکناس، سکه، آسیاب سنگی، ظروف غذاخوری مسی و رویی، زیورآلات، سلاحهای گرم و سرد، منقلها، لباسها، دلههای قهوه خوری، اجاقهای نفتی و زغالی، داس، میخ، تبر، تلفن، تلویزیون، آلات موسیقی، دستبند، پابند نقرهای و برخی ابزار دامداری و جواهرات میبینم. با حاج خلیل دحیمی متولد سال ۱۳۵۰ و در شهر اهواز متولد شده است در کنار «حسن بهداد» رئیس اداره میراثفرهنگی گردشگری صنایعدستی حمیدیه گفتوگویی انجام دادهام که تقدیم حضورتان میکنم.
بیشتر مواقع در محل موزه مینشینی. چرا؟
بیشتر مواقع که وقت آزاد داشته باشم به موزه میآیم و اینجا مینشینم. چون اینجا انواع خاطرات ریز و درشت گذشتگان ما در آن جمعآوری شده است.
مگر سرکار نمیروید که بیشتر مواقع اینجا میایید؟
کارم و زندگیام همین جاست. البته من کارمند دادگستری بودم که به دلیل اینکه فضای دادگاه با روحیه من سازگار نبود استعفا دادم و بنگاه معاملات املاک راه انداختم.
این اشیا را از کجا تهیه کردی؟
من خیلی به فرهنگ شفاهی علاقهمند بودم. همیشه پای صحبت بزرگان مینشستم. حتی ضربالمثلها و کنایهها و سخنان برجسته را جمعآوری و ثبت میکردم. بخشی از این وسایل را که از قدیم علاقه داشتم نگهداری میکردم. اما خیلی از ابزار و وسایلی که شاید ندانسته دور ریخته شده بودند و یا اینکه به صرف قدیمی شدن و غیرقابل استفاده بودند و با قیمت اندک به فروش میرسیدند را خریداری کردم.
جمعآوری این اشیا دقیقا از چه زمانی شروع شد؟
از چهارده سالگی. از سال ۱۳۶۴ شروع به جمعآوری ابزار و وسایل قدیمی کردم. چون این ابزار همگی با دست ساخته شدهاند و پر از عشق و احساس هستند. همانطور که قبلا گفتم من چون در شهر اهواز متولد شدهام، تقریبا هیچکدام از این اشیا در زمان گذشته در خانه پدری و یا پدربزرگم وجود نداشت. بستگانی در روستا داشتم و گاهی به دیدار آنها میرفتم. انسانهای ساده و صمیمی روستایی با محبت خاصی که به من روا میداشتند حس لطیفی را به من منتقل میکردند. لذا بخشی از اشیا را از روستاها تهیه میکردم.
از سال ۱۳۶۴ شروع به جمعآوری ابزار و وسایل قدیمی کردم. چون این ابزار همگی با دست ساخته شدهاند و پر از عشق و احساس هستند
روی سردر ورودی این مکان نام بنگاه معاملاتی زده شده. خب خیلیها برای کار به اینجا میآیند. وقتی با چنین اشیایی مواجه شوند چه واکنشی نشان میدهند؟
واکنشهای جالب زیادی را شاهد بودم و یا به اطلاعم رساندهاند. افراد زیادی هستند که با دیدن این اشیا از اهمیت آنها آگاه هستند. شاهدِ تعجبها و لبخندها و حتی اشک شوق برخی بودهام. این اشیا همیشه در خانه جلوی چشمانم قرار داشتند. بعدا تصمیم گرفتم این حس زیبا و لطیفی که از دیدن این اشیا دریافت میکنم را با دیگران نیز تقسیم کنم.
ولی فکر نکردید که این اشیا باید در مکان مناسبتری به عنوان موزه جامع مردمشناسی شهر حمیدیه نگهداری شوند؟
من هم معتقدم که این اشیا در شرایط مناسبی نگهداری نمیشوند. اشیا در هر چهار اتاق پراکندهاند. این اشیا اگر در یک سالن بزرگ با شرایط موزهای بودند بهتر دیده و حتی نگهداری میشدند. قطعا شهرستان حمیدیه نیازمند به راهاندازی یک موزه مردمشناسی است. اما تهیه این مکان در توان من نیست و باید از محل اعتبارات موزهای این شرایط فراهم شود.
این محل که هم بنگاه است و هم موزه در تملک خودتان است؟
خیر. اینجا در اجاره است و پنج هزار شی در آن نگهداری میشود.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
پیام رئیس سازمان حفاظت محیط زیست به مناسبت روز جهانی پرندگان مهاجر؛
تأکید بر حفاظت از زیستگاهها و آسمانی امن برای پرندگان
وقتی گردشگری، درس احترام میشود
مرغک «نظر» روی شانه شیرهای «تناولی»
به بهانه برگزاری دادگاه پژمان جمشیدی؛ چرا درک فرد آزاردیده از تجاوز و همراهی با او برای ما مشکل است؟
سمت درست تاریخ
«عیسی امیدوار»، بازمانده تیم دونفره «برادران امیدوار» در سفر به دور دنیا در بیمارستان بستری شد
همه متفاوت؛ همه خویشاونـــد
شیراز، مکث تقویم در شهــــــر راز
گفتوگوی «پیام ما» با رئیس موزه هنرهای معاصر تهران درباره برگزاری نمایشگاه «هنر و جنگ» در این موزه
گذر از شرایط بحرانی به کمک فرهنگ و هنر
احداث موزه ملی کودکان میناب و تولید اپلیکیشن «دوست شهید من»
محمودرضا بهمنپور مهمترین ناشر آثار هنری بود
برای فرزندم و نوباوگان سرزمینم
«لالا لالا گلِخشخاش؛ وطن خسته است، خدا همراش»
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
سینماگران پای کارِ ایران
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید