نگاهی به روند پذیرش و رد بحران اقلیمی در نگاه افکار عمومی و انفعال سیاست‌گذارانآنها که تغییر اقلیم را انکار کردندفاصله عمیق میان درک و تصور مردم و دولت در مقوله‌ای مانند تغییر اقلیم می‌تواند سبب تشنج‌های اجتماعی و انفعال در مقابل اجرای قوانین شود

مجموعه نظرات و باورها و نگرش‌های بخش شایان توجهی از بزرگسالان جامعه درباره مسائل مختلف را افکار عمومی می‌گویند. در علوم سیاسی افکار عمومی با اراده ملی یکسان در نظر گرفته می‌شود. هرچند که جامعه‌شناسان به آن از منظر وسیع‌تری می‌نگرند و افکار عمومی را محصول تعامل اجتماعی و ارتباط می‌دانند. از زمانی که اصطلاح تغییر اقلیم توسط سازمان جهانی هواشناسی در سال ۱۹۶۶ مطرح شد، نوع نگرش‌های متفاوتی پیرامون آن شکل گرفت. گستره پذیرش و عدم‌پذیرش این پدیده پس از بیان نقش انسان در شکل‌گیری و تشدید آن وسعت یافت. برخی آن را به‌عنوان تهدید پذیرفتند. برخی در مقابل آن جبهه گرفتند. موضع برخی دیگر انفعال بود. البته هنوز هم تعداد بسیاری از افراد، اطلاعاتی پیرامون ماهیت و پیامدهای تغییر اقلیم ندارند.

 

عمدتاً مسائلی که به‌عنوان تهدید برای امنیت ملی و منطقه‌ای و بین‌المللی ارائه می‌شوند، چالشی برای سیاست‌گذاران خواهند بود. افکار عمومی از این ‌رو حائز اهمیت است که می‌تواند به فرایند سیاست‌گذاری و تخصیص بودجه و ایجاد و اجرا و اثربخشی سیاست‌ها جهت داده و آنها را تسریع بخشد. پس از آنکه برخی تحلیلگران سیاست در راستای امنیتی‌کردن ارزش‌های محیط زیستی گام برداشتند و از نقطه ‌نظر محیط زیست به مسائل سیاسی نگریستند، آگاهی‌بخشی به افکار عمومی اولویت یافت.
در مقوله دستور کار علمی امنیت محیط زیستی اگر گروهی از دانشمندان معتبر به سیاستمدار یا شهروندی درباره خطر محیط زیستی هشدار دهند، دلیلی برای تردید درباره این هشدارها وجود ندارد. حتی اگر مدتی بعد پژوهش‌های نوین خلاف این گفته‌ها را نشان دهد، باز فرد مذکور چاره‌ای جز پذیرش نتایج تازه نخواهد داشت (به نقل از کتاب چارچوبی تازه برای تحلیل امنیت، نوشته باری بوزان).
ورای آن که تعداد قابل‌ توجهی از جمعیت بشر درباره تغییر اقلیم و پیامدهای آن آگاهی ندارند، برخی معتقدند گرم‌شدن کره زمین اتفاق نمی‌افتد و این مسئله رنگ و بوی سیاسی دارد. البته در سال‌های اخیر وقایعی مانند آتش‌سوزی جنگل‌ها و امواج گرمایی و… در جلب ‌توجه مردم و افزایش آگاهی‌های عمومی نقش داشته است. هرچند آگاهی از یک بحران یا منشأ آن کفایت نمی‌کند و به معنای درک واقعی تهدید تلقی نمی‌شود. آموزش و امکانات تحصیلی، دسترسی به شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها نقش بسیار مهمی در این فرایند ایفا می‌کنند. رسانه‌ها می‌توانند بر اهمیت یک مؤلفه تأکید کنند و سبب تشویش و تحریک و جهت‌دهی به افکار عمومی شوند. علاوه بر رسانه‌ها در بسیاری کشورها که حکومت در آنها با بحران بی‌اعتمادی مواجه نیست، نظر نخبگان سیاسی بر مردم تأثیرگذار است.
برخی کشورها و برخی احزاب در نقش بازیگر پیشتاز ظاهر می‌شوند و در جهت تحقق اقدامات برای بهبود شرایط تلاش کرده و گاهی در بیان مسائل پیرامونی مبالغه می‌کنند. عمدتاً احزاب سبز و برخی احزاب سیاسی محافظه‌کار از اقدامات حل معضلات مرتبط با تغییر اقلیم حمایت می‌کنند.
برخی معتقدند تغییر اقلیم منشا انسانی ندارد و ارتباط اقدامات انسانی به تغییر اقلیم و معضلات محیط زیستی مانند تخریب لایه ازن نیز سیاسی است. به‌ویژه پس از آنکه مارگارت تاچر، نخست‌وزیر انگلستان ابتدا به کاهش مصرف تخریب‌کننده‌های ازن اعتراض کرد و سپس اعتراض خود را پس گرفت و انگلستان در فرایند رفع این معضل نقش کشور رهبر را عهده‌دار شد. تلاش کشورهای رهبر در بسیاری چالش‌های محیط زیستی در راستای همسوسازی منافع با منافع ملی خودشان است. مارگارت تاچر حامی سیاست‌های حفاظت از آب‌ و هوا بود اما رفتار او در افکار عمومی جهانی این شبهه را ایجاد کرد که احتمالاً تلاش‌های بین‌المللی در جهت تحقق اهداف خاص سیاسی مانند خصوصی‌سازی و کاهش خدمات دولتی و… است.
بعضی از کشورها نیز به هر عاملی که روند رشد اقتصادی آنها را کُندتر کند، به دیده تردید می‌نگرند. عده‌ای از مردم بر این عقیده هستند که حکومتشان به ‌قصد توجیه ضعف مدیریتی خود و ناتوانی در حل مسائل محیط زیستی به تغییر اقلیم متوسل شده است. به‌ هر حال فاصله عمیق میان درک و تصور مردم و دولت در مقوله‌ای مانند تغییر اقلیم می‌تواند سبب تشنج‌های اجتماعی و انفعال در مقابل اجرای قوانین شود.
برخی کشورها تغییر اقلیم و تعهدات بین‌المللی برای مقابله با آن را پذیرفته‌اند اما در راستای اطلاع‌رسانی به مردم خود آن‌چنان تلاشی نمی‌کنند. برای مثال ترکیه در رسانه‌های داخلی‌اش بیشتر بر برخی آثار تغییر اقلیم مانند بحران آب برای توجیه سیاست‌هایش تأکید دارد و در تلاش است تا این چالش را برای خود به فرصتی در راستای کسب قدرت تبدیل کند.
کشورهایی نیز وجود دارند که در آنها پذیرش و مقابله با تغییر اقلیم رویکرد حزبی دارد و واکنش‌های حزبی در آنها به خواسته‌های لابی‌های صنعتی و کشاورزی و اهداف تجاری وابسته است. به طور مشخص توجه و تلاش درباره کاهش آثار تغییر اقلیم و کربن‌زدایی از چرخه تولید انرژی و روی‌آوردن به انرژی‌های پاک در تضاد با منافع افرادی است که سوخت‌های فسیلی برای آنها سود اقتصادی دارد. از قضا بسیاری دانشمندان محاسن کربن را بر معایب آن ارجح می‌شمردند و معتقد بودند که فعالیت مجمع بین‌المللی تغییرات آب‌وهوا پشت پرده‌ای مالی و سیاسی دارد و گرم‌شدن ادواری زمین را نباید به انتشار کربن‌دی‌اکسید نسبت داد. اعضای اوپک نیز تلاش زیادی برای باقی نگه‌داشتن نفت در صحنه انرژی انجام دادند ولی در نهایت با اصول بنیادین مذاکرات جهانی اقلیمی و توسعه پایدار کنار آمد.
در ایالات متحده آمریکا جمهوری خواهان، به نظر پژوهشگران و دانشمندان درباره تغییر اقلیم اعتماد کافی نداشتند. آنها با در اختیار داشتن رسانه‌ها سبب تردید پیروانشان به جامعه علمی و بحث تغییر اقلیم شدند که البته این رویکرد به تفکر بخش‌هایی از جامعه جهانی نیز سرایت کرد و سبب شد تا برخی به تلاشگران تغییر اقلیم با دیده تردید و تحقیر بنگرند.
به ‌هر حال انکار تغییر اقلیم یا انفعال در مقابل آن، اقدامات بین‌المللی در راستای مقابله و افزایش تاب‌آوری را به تعویق می‌اندازد. گروهی دیگر تاکید بر مقابله با تغییر اقلیم و پیامدهای آن از طریق اصلاح الگوی مصرف و سبک زندگی را ناروا دانسته و فعالیت‌های اقلیمی را محدود به دامداری‌ها و لابی‌های صنعتی و کشاورزی سنتی می‌دانند. این افراد مردم را مسئول نابودی محیط زیست قلمداد نمی‌کنند.
ایران در زمره کشورهای تأثیرگذار بر تغییر اقلیم و همچنین آسیب‌پذیر از آن قرار دارد. با این همه اصطلاح تغییر اقلیم هنوز آن‌طور که باید در بین افکار عمومی مطرح نیست. بنا بر پژوهش‌های دانشگاهی، مطبوعات ایران تا سال ۲۰۱۷ عملکرد ضعیفی در پرداختن به تغییر اقلیم داشته‌اند. بروز وقایع اقلیمی به‌علاوه تشدید بحران‌های محیط زیستی دیگر ناشی از عدم اولویت‌بخشی به محیط زیست و مدیریت غیراصولی و توجه بیشتر رسانه‌ها و مطبوعات در سال‌های اخیر تا حدی افکار امور عمومی را به سمت این مسئله سوق داده است. دغدغه‌مندی افکار عمومی و توجه نخبگان سیاسی و بهره‌گیری از پژوهشگران حوزه‌های مختلف در ارتباط با تغییر اقلیم و ارزیابی شرایط و پیش‌بینی‌های دقیق می‌تواند منجر به تدوین سیاست‌ها و برنامه‌های جامعی به‌قصد افزایش تاب‌آوری و تعدیل آثار سوء تغییر اقلیم شود.

دیگر مطالب شماره 2351
سخنگوی دستگاه دیپلماسی از بررسی پیش‌نویس مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و ارائه نقطه‌نظرات ایران در این رابطه خبر دادبازگشت ایران به میز مذاکره به‌شرط اثبات حسن‌نیت آمریکایک نماینده پیشین مجلس با تاکید بر لزوم استفاده مناسب دولت از فرصت ازسرگیری مذاکرات احیای برجام، خواستار پایان دادن به مذاکرات فرسایشی شد
توضیح سخنگوی وزارت امور خارجه درباره رای ممتنع ایران به قطعنامه محیط زیستی سازمان مللقطعنامه سیاسی بود
کاهش ضایعات مواد‌غذایی در خانواده به حفظ زمین کمک می‌کندترمز مصرف بی‌رویه را بکشیدگفته می‌شود که ۲۳ درصد زباله‌های دفن شده در ایالات متحده ظروف و پلاستیک‌های به کار رفته در بسته‌بندی‌ها تشکیل می‌دهد
«پیام‌ ما» از دیوارکشی در ساحل خلیج چابهار گزارش می‌دهددریاخواری در کُنارکیک صیاد اهل کنارک: معیشت ۴۰ هزار نفر وابسته به همین نقطه‌ای است که دارند از بین می‌برند
فعالان سازمان‌های مردم‌نهاد در نشستی طرح مجلس برای تشکل‌های اجتماعی را نقد کردندطرح دولتی‌سازی نهادهای مدنیکارشناسان معتقدند تصویب این قانون در نهایت منجر به افزایش نقش نظارتی دولت و سایر نهادها و محدود کردن فعالیت تشکل‌های مردمی می‌شود
مطالبه‌ای از نمایندگان مجلسقانون معادن را اصلاح کنید

ارسال پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.