جهانِ امنِ کوچکِ من





جهانِ امنِ کوچکِ من

۳۱ تیر ۱۴۰۳، ۱۰:۵۹

«مهدی رجبی» را باید از پرکارترین نویسندگان کودک و نوجوان دانست که دغدغه­‌های محیط‌‌زیستی دارد. «اشباح جنگل سوخته»، «اندوه بالابان»، «پسر اقیانوس» و بسیاری آثار دیگر، نشان از توجه و تمرکز او بر چالش‌­های محیط‌زیستی در جامعۀ امروز است. هم­چنین تصویرگری‌های «هالۀ قربانی» برای کتاب «پسر اقیانوس»، جزو ۵۰ اثر نهایی مسابقۀ بین‌المللی تصویرگران جوان «فرفرۀ طلایی» انتخاب شده است.
داستان «پسر اقیانوس»، جدیدترین اثر رجبی، روایتِ پسرکی به‌نام «سمیر»­ از روستای سیل‌­زده‌­اش در جنوب ایران است؛ روستای سیل‌­زده‌­ای که به اقیانوسی بزرگ بدل گشته، آدم‌­های روستا و دام‌­هایشان را آواره ساخته و خانه‌­ها و مزرعه‌­ها را به ورطۀ نابودی کشانده است. خانوادۀ­ سمیر، تنها بازماندگان روستا هستند که به‌علت آبستن بودن دام خود، هنوز محل سکونت‌­شان را ترک نکرده‌­اند. سمیر راوی داستان، لحنی کودکانه و صمیمانه دارد و داستان در جایی حین مکالمات مادر با سمیر، به مضمونی از جنگ و خاطرات آن نیز اشاره می­‌کند.
«تمام گندم‌­هایمان زیر اقیانوس خفه شده‌­اند. دیروز بابا روی پشت‌بام نشسته بود، زل زده بود به دشت و یواشکی برای گندم‌­ها گریه می‌­کرد.» تمرکز داستان بر روی سیل است. پدیده‌­ای که به‌دلیل عوامل طبیعی و البته مدیریت نادرست عوامل انسانی رخ می­­دهد و پیامدهای ناگواری همچون از دست دادن افراد، تخریب سرپناه و روی‌آوردن به حاشیه‌نشینی دارد و یأس و ناامیدی نیز به دنبال آن می‌­آید.
قطعاً در این میان ضروری است با تقویت مهارت‌­های اجتماعی پس از وقوع سانحه، رعب، وحشت و درماندگی افراد بازمانده علی‌­الخصوص کودکان را کاهش و این افراد را آرام کرد. این افراد آسیب‌­دیده نیازمند حمایت­‌های روانی بیشتری هستند. گاهی گفت‌وگوکردن با کودکان و توضیح روابط میانِ اجزای محیط‌زیست دشوار می‌شود. در چنین مواقعی است که می‌توان از داستان‌ها کمک گرفت. جادوی کلمات و قصه‌های خیال‌­انگیز می‌تواند دشواری مسیر را سهل و لذت‌بخش کند. خیال می‌تواند پناهگاهی روحی برای کودکانی باشد که واقعیت زندگی‌شان دستخوش شرایطی نامطلوب شده است. دنیای خیالی که در آن از درد و مرگ و رنج و غصه خبری نیست.
تشخیص اینکه نقل برخی قصه‌های خیالی می‌تواند در کودکان ترس و تشویش ایجاد کند، نیازمند هیچ نظریه و نظریه‌پردازی نیست. اما در عین حال، بعضی قصه‌ها نیز کودکان را با دنیایی خیالی روبه­‌رو می‌­کنند که سراسر زیبایی و شیرینی است. اما چگونه باید کودکان را با داستان‌های خیالی که ترس ایجاد می‌کنند یا آن‌هایی که دنیایی فارغ از ترس را تصویر می‌کنند روبه­‌رو کنیم؟
«افلاطون» استدلال می‌کند که «شروع مهارت‌­های اجتماعی باید در قالب قصه‌گویی باشد. او بر این باور بود داستان‌هایی که کودکان در همان ابتدای زندگی‌شان می‌شنوند، تأثیر عمیقی بر آنان باقی خواهد گذاشت. برای او، ورز دادن ذهن (از طریق داستان) از ورز دادن بدن مهم‌تر بود و کوشش بیشتری می‌طلبید.»
رجبی در این سال‌­ها چندین موضوع محیط‌زیستی را دست‌­مایۀ­ داستان‌­هایش قرار داده است و روایت داستان دیگر او، یعنی اهمیتِ مبارزه با قاچاق حیوانات و آسیب‌نرساندن به حیوانات، کم‌یاب است. اگر یک روز همۀ کودکان به‌واسطۀ آگاهی، این سؤال را از خودشان بپرسند که چرا باید مواظب طبیعت باشم، افراد دغدغه­‌مند فراوانی در حوزۀ­ محیط‌­زیست خواهیم داشت که قطعاً بخش بزرگی از زمان، انرژی و فعالیت این افراد که دوست‌دار محیط­زیست هستند، به تلاش برای نجات و حفظ سلامتِ گونه‌های در معرض انقراض معطوف می‌شود.
کتاب‌های دیگر رجبی مانند «اشباح جنگل سوخته»، «گلوله و پلنگ» و «سیرک سیاه» نیز روایت داستان‌های جذابی با بینش محیط‌‌زیستی هستند و فرهنگ مهربانی به حیوانات را برای کودکان و نوجوانان ترویج می‌­دهند.
«پسر اقیانوس» که از منطقۀ جنوبی ایران نوشته شده، به‌واسطۀ تصویرگری‌­های جذاب‌اش، جزییات بی‌­نظیر از زندگی مردم جنوب ایران، از نوع پوشش تا لهجه و گویش، معماری خانه­‌ها و عادات و شیوه‌های زندگی­‌شان که همگی بازتابی از اقلیم و تنوع فرهنگی کشور است را روایت می‌­کند.
رجبی از دورانِ کودکی و چراییِ توجه‌­اش به موضوع اقلیم می‌­گوید: «نیشهر برای من پر از جادو بود و خیال و شگفتی. شاید هر چیزی الان درون من است، در همان سال‌ها شکل گرفته. دویدن در دشت‌ها و کوه‌ها و رودخانه‌ها. انس با گیاه و حیوان. شنیدن و لمس خرافه‌های روستایی و قصه‌های رازآلود فولکلوریک. ما همچنان آن‌جا مزرعه داریم و گاهی دوباره می‌روم و خودم را در جوار درخت‌هایی که با پدرم کاشته‌ام و حالا تقریباً هم‌سن‌وسال خودم‌اند، مرور می‌کنم. هرجا می‌رسیدم می‌نوشتم. روی قوطی کبریت، روی دیوار، پوست هندوانه، خاک روی شیشۀ ماشین‌ها. به‌شکل جنون­‌آمیزی دوست داشتم کلمه‌ها را بنویسم و کنار هم بچینم‌شان.»
نقطۀ آغاز داستان از خیالِ «سمیر»، شروع می‌­شود؛ سوار کشتی‌­اش شده و قرار است مخاطب را همراه با حیوانات، به مکانی امن ببرد. حیواناتی که با سمیر گفت‌­وگو می‌­کنند و در تصاویر داستان موجودیت زنده دارند، اما فی‌­الواقع اسبابِ بازی او هستند. بیشتر روایت داستان، تجسمی از خیال سمیر است و آنجا که خیال‌اش در مکانی امن لنگر می‌­اندازد و شرایط دام کمی مساعد می‌­شود تا بتوانند محل زندگی‌­شان را ترک کنند، داستان پایان می‌­یابد.
«زیر سیم‌­های برق پارو می‌­زنم. برق سه روز است رفته. آدم­‌ها هم رفته‌­اند. ما اینجا تنهای تنهاییم. ما تا آخر عمر باید توی اقیانوس زندگی کنیم.» داستان‌­ها توانایی عجیبی برای تحریکِ روح دارند و به همین دلیل، داستان‌­نویسان دغدغه‌­مند قطعاً از صدای‌شان -یا در واقع کلمات‌شان- برای افزایش آگاهی از اهمیت مراقبت از این سیارۀ مادری استفاده می‌­کنند. بهترین داستان‌ها آن‌هایی خواهند بود که مدت‌ها پس از پایانِ خواندن‌شان، با مخاطب می‌مانند. گذار به یک جامعۀ­ پایدار، مستلزمِ تغییرات عمیق است، اما تصور اینکه چگونه همۀ این جوانب می‌­توانند در کنار هم جمع شوند، به ساختار و حوزۀ داستان‌­های خلاقانه برمی‌­گردد. اگر می‌­خواهیم دنیای بهتری داشته باشیم، اولین قدم این است که آن را تصور کنیم.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

، ،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *