مروری بر احوالات سنبل باجی رابری دلبر کرمانی در حرمسرای شاه قاجار

منتشر شده در صفحه کرمون | شماره 769

مروری بر احوالات سنبل باجی رابری
دلبر کرمانی در حرمسرای شاه قاجار
فاطمه معزی
چنانچه پیش از این اشاره شد حرم فتحعلی شاه در اختیار زنانی بی شمار بود که دارای اقتدار و نفوذ بر همسر تاجدار خود بودند. فاطمه خانم راه بری کرمانی سنبل باجی، زوجه شانزدهم 1 و یکی از این زنان با نفوذ بود که در این شماره معرفی می‌شود. در شوال سال 1207ق فتحعلی خان قاجار بنا به امر عموی خود آقا محمد خان قاجار مامور تصرف کرمان شد که همراه با موفقیت بود. پس از تصرف قلعه راه بر فتحعلی خان دخترکی هفت ساله به نام فاطمه را که فرزند عسگر کفش‌دوز بود برای همسری خود برگزید. 2 با توجه سن کم فاطمه خانم او را به دست زنان حرم سپردند و چهار سال بعد در محرم 1212 به عقد غیردائم فتحعلی خان درآمد. 3 در همان دوران بود که خبر کشته شدن شاه قاجار در قلعه شوشی را به ولیعهد رساندند، تقارن این دو واقعه بر محبوبیت فاطمه خانم افزود، از سوی همسر تاجدار خود به سنبل باجی ملقب شد. علاوه بر آن « از بس در مراحل خانمیت ممتاز بود حضرت صاحبقران خانم مطلق خطاب می‌فرمود.» 4
سنبل باجی واسطه‌ای برای رساندن عرایض مردم به حضور شاه بود و نظراتش در خصوص فرزندان و اهالی حرم مورد پذیرش فتحعلی شاه بود. در سلامهای روز جمعه عرایض اهالی حرم به دست او داده می‌شد و پس از پاسخ شاه به آنها سنبل باجی عرایض را به وسیله آغا بهرام به دست حاجی میرزا آقاسی می‌رساند تا به این خواسته‌ها رسیدگی کند. 5 در هنگام غذا خوردن در کنار شاه می‌نشست و مسئولیت غذا کشیدن برای همسر و دیگر شاهزادگان سر سفره با او بود. نقل است که حتی عرایض مردم شهر خمسه را که تحت حکومت فرزند او، فتح‌الله میرزا شعاع‌السلطنه بودند به عرض شاه می‌رساند و بر این اعتقاد بود: «نمی‌خواهم کسی مظلوم واقع شود و از شاه عالم پناه شکایت نماید. اگرچه پسر خودم مصدر ظلم شده باشد باید معزول شود». 6
پس از مرگ فتحعلی شاه سلطان علیشاه ظل‌السلطان ادعای سلطنت کرد و تا رسیدن محمدشاه از تبریز به تهران بر این ادعای خود استوار بود که با شکست قوایش، نزدیک شدن محمدشاه به تهران دست از ادعای خود برداشت و در حرم پدر خود پناه گرفت. محمدشاه او را به نزد خود احضار کرد اما زنان حرم نیز خواهان همراهی وی در این ملاقات شدند. محمدشاه به خازن‌الدوله، سنبل باجی، فخرالدوله و ضیاءالسلطنه اجازه همراهی ظل‌السلطان را داد. سنبل باجی خود این واقعه را روایت می‌کند:
… ما را با کمال احترام به تالار بزرگ صف سلام نگارستان بردند. شاهنشاه تاجدار در عمارت وسط باغ بود. قدری گذشت و آصف‌الدوله آمد و با ظل‌السطان و شاهزاده محمدولی میرزا صحبت کرد و رفت. بعد از لمحه‌ای در خدمت شاهنشاه وارد اطاق شدند. من بنا بر عالم مادر و فرزندی دست به گردن شهریار انداخته بوسیدم و بی اختیار به گریه افتادم. سایرین هم به همین قسم رفتار نمودند و شاهنشاه را گریه گرفت. بعد که بنای نشستن شد پادشاه با احترام تعارف به عموی خود کرد که مقدم بنشیند. فوراً من و همراهان دستهای مبارک شاهنشاه را گرفته مقدم بنشانیدیم و همه متفق‌الکلمه عرض کردیم مسند سلطنت ایران را آقا محمد شاه شهید به شما واگذارده. چنانچه مکرر از خاقان مغفور بعضی فقرات در این باب شنیده‌ایم احدی را یارای آن نیست که بر شما تقدم جوید. … 7
این وساطت در نزد شاه موثر واقع شد. فاطمه خانم سنبل باجی پس از مرگ همسر در زمره زنانی بود که در حرم محمدشاه ماندگار شد و پس از بازگشت از زیارت خانه خدا در تهران درگذشت. 8
فرزندان فاطمه خانم سنبل باجی عبارت بودند از: فتح‌الله میرزا شعاع‌السلطنه، فخر جهان خانم فخرالدوله، حسن جهان خانم والیه و تاجلی بیگم خانم. برادر فاطمه خانم، علی‌اکبرخان راه‌بری در دربار فتحعلی شاه به خالو ملقب بود. فتحعلی شاه غزلی که با این بیت آغاز می‌شد در وصف سنبل باجی سرود:
آرام دل و جانی ای دلبر کرمانی
ای دلبر کرمانی آرام دل و جانی
1. میرزا فضل‌الله شیرازی خاوری، تاریخ ذوالقرنین، رساله صاحبقران. تصحیح و تحقیق: ناصر افشارفر. تهران، وزارت ارشاد، 1380. ج 2، 1042
2. سید احمد دیوان بیگی شیرازی، حدیقه‌الشعرا، ادب و فرهنگ در عصر قاجاریه. با تصحیح و تکمیل و تحشیه: دکتر عبدالحسین نوایی، تهران، زرین، 1366. ج 3، ص 2206 .
3. همان.
4. شیرازی خاوری، همان، ج 2، ص 1042 .
5. سلطان احمد میرزا عضدالدوله، تاریخ عضدی، به کوشش: دکتر عبدالحسین نوایی، تهران، علم، 1376، ص191 .
6. همان، ص 27 .
7. همان، ص 123-124.
8. شیرازی خاوری، همان.

204

نوشته های مرتبط


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :