مارپیچ سکوت اصلاح طلبان، باز می شود؟

منتشر شده در صفحه صفحه اول | شماره 670

مارپیچ سکوت اصلاح طلبان، باز می شود؟
عباس تقی زاده

نگاه به فضای سیاسی سال های گذشته در کشور نشان می دهد گفتمان اصلاح طلبی از ۱۳۸۴ به این طرف، جای خود را به گفتمان های دیگر داد و از غلبه ای که در عرصه جامعه داشت فاصله گرفت.
پس از انتخابات ریاست جمهوری در خرداد ۸۸ و حوادث بعدی، اصلاح طلبی به برچسبی نامتعارف بدل شد تا آنجا که از فضای گفتگوهای عمومی رخت بربست. هرچند که اصلاح طلبی ریشه در بنیان های دینی و اندیشه های مترقی دارد اما در فضایی که اصلاح طلبی، هزینه بر شد و با روایت ها و خوانش های نامتعارف در برخی رسانه ها و تریبون ها روبرو گشت ناگزیر، اصلاح طلبان برای اعتلای نظام مقدس جمهوری اسلامی و اندیشه هایشان که ریشه در گفتمان انقلاب اسلامی داشته و دارد به سکوتی دیگرخواسته تن دادند.
بوق بلندگوهای دیگرانی که حیات خود را در نبود اصلاح طلبی می دانستند به قدری بلند و کرکننده بود که صدای اصلاح طلبان به جایی نرسید تا آنجا که در مارپیچ سکوت فرو رفتند. مارپیچی که در فضایی نابرابر بویژه در بعد رسانه ای به آنها تحمیل شد.
این ماجرا ادامه داشت تا انتخابات ریاست جمهوری در خرداد ۹۲ که بارقه های امید در دل جامعه زده شد و در ادامه با برگزاری انتخابات اخیر مجلس شورای اسلامی، اصلاح طلبیِ به حاشیه رانده شده، فرصت ابراز وجود، آن هم به شکلی ناقص پیدا کرد. دلهره پنهان، به تدریج جای خود را به اعتماد و امیدی مضاعف داد و نتایج انتخابات نشان داد نسل جدیدی از اصلاح طلبی و اصلاح طلبان متولد شده است.
حتی از زاویه ای می توان امکان حضور نیافتن برخی چهره های شاخص و مطرح اصلاح طلبان در رقابت های انتخابات مجلس را به فال نیک گرفت. اصلاح طلبان، ناگزیز به معرفی چهره های جدید و جوان شدند و به آنها اعتماد کردند. پدیده ای که اگر در سال های گذشته و به طور داوطلبانه و نه اجباری، توسط بزرگان این قوم صورت می گرفت فضای سیاسی و اجرایی کشور حدود یک دهه از آنها خالی نمی شد.
هر نیروی سیاسی کارکشته ای باید بپذیرد که لازم است در برهه ای از زمان با ایستادگی در برابر وسوسه ها و حتی درخواست های دیگران، میدان را به نسل بعد واگذار کند. جریان سیاسی که بخواهد دائما و همواره، با جابه جایی تعدادی چهره شاخص چه در تهران و چه در شهرستان ها به حیات خود ادامه دهد از شبکه سازی در لایه های جامعه و رشد بالنده و گفتمان سازی پایدار و پویا بازمی ماند.
به هرتقدیر، قفل گفتمان اصلاح طلبی از چند ماه گذشته رو به باز شدن می رود اما در شهرستان ها و محیط های کوچک، هر چند در فضای مجازی با گشودگی هایی روبرو بودیم اما این گشودگی نتوانست آنگونه که انتظار می رفت زبان اصلاح طلبان را در فضای واقعی جامعه باز کند.
به ندرت، در فضای عمومی و واقعی شاهد گفتگویی آشکار و برملا بین مردم در مکان ها و فضای مختلف در این چهارچوب بودیم و بسیاری ترجیح می دادند در همان فضای مجازی و یا به شکل غیرمستقیم و مبهم در فضای واقعی، با موضوع برخورد کنند. منظور این است که علاقه مندان به گفتمان اصلاح طلبی و اعتدال، قدری محافظه کارانه در روزهای تبلیغات مجلس با پدیده جذب افکارعمومی به سوی کاندیدهای اصلاح طلب برخورد کردند و موج کارآمد و موثری به طور آشکار ایجاد نکردند. گویی ارزیابی آنها از فضای رقابت ها، ماندن در مارپیچ سکوت و یا داشتن مواضع پنهان تا نیمه پنهان در فضای واقعی بود. اما اگر آنچه در فضای مجازی برخی شهرها مانند کرمان وجود داشت به فضای واقعی، تسری می یافت این موج قطعا شهرهای کوچک، بخش ها و روستاها را نیز در برمی گرفت.
واضح است که هزینه اصلاح طلبی در مناطق کوچک نسبت به شهرهای بزرگ با توجه به همه ابعاد ارتباطات و مناسبات فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی، صدچندان است و قدرت بخشی به این تفکر در وهله اول باید از مراکز استان ها در بدنه این مناطق، نشر یابد.
در محیط هایی اینچنین که اصلاح طلبان فاقد تریبون هستند . در گذشته بسیاری از نیروهای کارآمد با دشواری تنفس در اتمسفر(جو) بومی روبرو شدند و به تدریج به مراکز استان ها مهاجرت کردند به گونه ای که در عمل و در نبود نیروهای موثر اصلاح طلب، دیگران به راحتی همه فضا را به نام خود سند زدند.
نوع ادبیات به کارگرفته شده از سوی دولت سابق نیز به گونه ای با ساده انگاری، ساده سازی و تقلیل مفاهیم سیاسی، علمی ، فرهنگی و اجتماعی، و همراهی جریان رسانه ای، راه نجات را در همراهی با خود معرفی می کرد و اصلاح طلبان که منطق و عقلانیت انتقادی و استقلال اندیشه را برای مصالح ملی مهم می دانستند و می دانند به حاشیه رانده و در محیط های کوچک به بیرون پرتاب شدند.
خالی شدن بخش ها و مناطق کوچک از نیروهای اصلاح طلب به حدی است که در عمل معرفی یک لیست کامل در انتخابات شوراهای شهر و روستا برای بسیاری از مناطق در حوزه برخی شهرستان ها مانند کرمان وجود ندارد اما جای امیدواری است که با بازشدن فضا و شکستن سکوت اصلاح طلبان و جرات بخشی به افکاراصلاح طلبانه موجود و اما پنهان ، شاهد حضور اندیشه ها و افکار اصلاح طلبانه در فضای سیاسی و …. در همه محیط ها باشیم.
بدیهی است بالندگی سیاسی و رشد و ارتقای شاخص های شهروندی و توسعه، با وجود تضارب آرا و اندیشه ها و حضور همه جریان های سیاسی امکان پذیر است و همه باید آن را به رسمیت بشناسند و در عمل به آن احترام بگذارند. انحصار طلبی یکی از منافذ گسترش فساد، قبضه امور توسط یک جریان خاص و حذف سایر اندیشه ها و رقباست. اقتضای توسعه یافتگی، احترام به اندیشه های یکدیگر، ایجاد بستر همگرایی و گفتگوی منطقی، رقابت سازنده و اخلاقی و خود را فراتر از قانون ندانستن و پرهیز از رفتارهای قیم مآبانه است.
گفتمان اصلاح طلبی با تجربه ای گرانبهاتر ،پختگی افزونتر و اقبال عمومی بیشتر نسبت به گذشته در حال تکثیر است و نتایج انتخابات مجلس در کشور به تقویت و بالندگی آن کمک می کند.
برای نمونه در شهرستان کرمان، اصلاح طلبان دارای سرمایه های اجتماعی جدیدی همچون خانم دکتر سالاری و دکتر نوذری شدند که حاصل اعتماد به نیروهای جوان و گشودگی فضای درونی حاصل از حذف نیروهای دیگر اصلاح طلب از گردونه رقابت های انتخاباتی بود. مطمئنا، نیروهای انسانی شایسته و بالنده دیگری نیز در جامعه هستند که شناسایی و بروز توانایی های آنها به فراهم شدن فضا نیاز دارد. چتر اصلاح طلبی و اعتدال باید روز به روز پهن تر و اتاق اصلاح طلبی شیشه ای تر و گشوده تر گردد.
راهبرد نیروسازی به کمک تجربه بزرگان و انگیزه و انرژی جوانان، شبکه سازی، گفتمان سازی و حضور در همه فضاهای ارتباطی بویژه در بخش ارتباطات سنتی، تماس فراگیر و مستمر با اقشار مختلف در مناطق مختلف، آموزش های مداوم و توجه به رسانه های مکتوب در کنار رسانه های دیجیتالی و سایبر و حضور رسانه ای در همه مکان ها و مناطق متناسب با ویژگی های بومی باید مورد توجه اصلاح طلبان قرار گیرد.
پرچم اصلاح طلبی و اعتدال در جای جای ایران اسلامی و از جمله کرمان نیز تحت تاثیر همین فضا، از صندوقچه ها در حال بیرون آمدن است و روز به روز برافراشته تر می شود.
سال ۹۵ را بر همین اساس می توان سال بازشدن مارپیچ سکوت اصلاح طلبان نامید بااین باور که اصلاح طلبان به دنبال حذف، خاموش کردن و به حاشیه راندن هیچ اندیشه ای نیستند و وجود و حضور موثر جریان های سیاسی دیگر را در چهارچوب قانون اساسی، عامل پویایی، سازندگی و شکوفایی کشور می دانند.

30

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

از «پیام ما» بیشتر بدانید :

آمار سایت

  • کاربران آنلاین : 0
  • امروز: 33
  • دیروز: 91
  • هفته: 1,291
  • ماه: 3,554
  • سال: 172,080