نقدی بر تصمیم ضدمیراثی وزیر میراث
یکی بر سر شاخ، بُن میبرید!
۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۳۵
در روزهای اخیر، خبر جابهجایی اموال پژوهشکده هنرهای سنتی، ابتدا به کاخ سعدآباد و سپس به موزه ملی ایران، موجی از نگرانیها را نسبت به سرنوشت تنها مرکز تخصصی هنرهای سنتی و ملی ایران ایجاد کرده است. تصمیم بحثبرانگیز وزیر میراث فرهنگی که به نظر میرسد در ادامه، متفرقشدن هنرمندان و استادان فعال در این پژوهشکده را به دنبال داشته باشد. این اتفاق، بهعنوان یک تصمیم اداری، در ظاهر کوچک است، اما پیامدهای آن در مقیاس میراث فرهنگی ایران، بزرگ و حتی برگشتناپذیر است. انتقال مجموعه پژوهشکده هنرهای سنتی، بهعنوان صاحبخانه ارگ آزادی، از ساختمانی به ساختمان دیگر، ممکن است در منطق اداری صرفاً «تغییر مکان» معرفی شود؛ اما وقتی این مجموعه تنها پژوهشکده تخصصی در حوزه هنرهای سنتی ایران باشد، دیگر نمیتوان مسئله را با متر و معیار بوروکراتیک و جابهجایی اتاقها، کارگاهها و تجهیزات سنجید.
پژوهشکده هنرهای سنتی فقط یک ساختمان نیست
آنچه طی چند دهه گذشته در این مجموعه شکل گرفته، شبکهای از استادکاران، هنرمندان، پژوهشگران و متخصصانی است که بخشی از دانش، مهارت، تجربه و حافظه هنرهای سنتی ایران را با خود حمل میکنند. این افراد صرفاً نیروی انسانی یک سازمان نیستند؛ آنها بخشی از حاملان زنده میراث هنری ایران هستند. بخش مهمی از دانش، تجربه زیسته و خاطرات آنان نیز در اسناد و کتابها ثبت نشده، بلکه در حافظه، تجربه، تکنیک، شیوه آموزش و ارتباط استاد و شاگردی آنان وجود دارد. فضایی با سابقه بیش از پنج دهه که زمانی استادان بزرگی مانند «ابراهیم قنبریمهر» و بسیاری نامهای بزرگ دیگر در آنجا فعالیت میکردند.
حال پرسش اساسی درباره اتفاقی که اکنون در مورد پژوهشکده هنرهای سنتی در حال رخدادن است، این نیست که «ساختمان بعدی کجاست؟» پرسش بنیادین این است: آیا این تصمیم وزیر میراث فرهنگی، زیستبوم تداوم، انتقال و بازتولید دانش هنرهای سنتی را تخریب نمیکند؟ مقولهای که بهوضوح در تعارض با وظایف حاکمیتی این وزارتخانه و نیز تعهدات حاکمیتی ایران در کنوانسیون میراث فرهنگی ناملموس یونسکو (۲۰۰۳) قرار دارد. اما این پرسش را نمیتوان صرفاً با آییننامههای اداری پاسخ داد؛ زیرا در ادبیات میراث فرهنگی، میراث ناملموس فرهنگی اساساً چیزی نیست که بتوان آن را از انسانها، زیستبوم و بستر خلقشان جدا و در مکانی دیگر مستقر کرد.
کنوانسیون ۲۰۰۳ یونسکو که برای صیانت از میراث فرهنگی ناملموس تدوین و اجرا شده است، بهطور واضح کشورهای عضو را مکلف به صیانت، حفاظت و احیای میراث ناملموس فرهنگی در قلمرو خود کرده است. در مواضع اخیر مدیران ارشد میراث فرهنگی، هدف از جابهجایی اموال و احتمالاً در ادامه، افراد پژوهشکده هنرهای سنتی، صیانت از آثار ذکر شده است. آنان بر این مفهوم تأکید داشته و به تأیید کارشناسان ذیربط اشاره داشتهاند. اما برخلاف تصمیم اخیر وزارت میراث فرهنگی، مفهوم صیانت (Safeguarding) در ادبیات یونسکو تعریفی متفاوت دارد. صیانت در متن کنوانسیون ۲۰۰۳ یونسکو صرفاً به حفاظت از اشیا و آثار محدود نیست، بلکه اقداماتی مانند شناسایی، مستندسازی، پژوهش، حفاظت، ترویج، تقویت و بهویژه زمینهسازی برای انتقال میراث از طریق آموزش رسمی و غیررسمی را دربرمیگیرد؛ کارکرد و خصوصیتی که در شرایط فعلی، در مکان فعلی پژوهشکده هنرهای سنتی ایران و با همنشینی هنرمندان، آثار، اموال و فضاهای کارگاهی آن وجود دارد. بنابراین، اگر بحث صیانت مطرح است، بهوضوح باید گفت برهمزدن کارکرد و فضای پژوهشکده هنرهای سنتی، اقدامی ضدصیانت و برخلاف تعهدات بینالمللی ایران در یونسکو است؛ چراکه ماده ۱۱ کنوانسیون ۲۰۰۳، دولتهای عضو را موظف میکند اقدامات لازم را برای تضمین صیانت از میراث ناملموس فرهنگی موجود در قلمرو خود اتخاذ کنند، نه اینکه ثبات و تداوم آن را برهم بزنند.
از سوی دیگر، باید افزود که اگر نهاد تخصصی هنرهای سنتی ایران که وظیفهاش پژوهش، آموزش، مستندسازی، احیا و انتقال دانش هنرهای سنتی است، بر اثر یک تصمیم مدیریتی تضعیف شود یا شبکه انسانی و حرفهای آن دچار گسست شود، مسئله دیگر تنها آسیب به یک سازمان یا نهاد نیست؛ بلکه مسئله مهم، تضعیف سازوکار زیست و بازتولید میراث ناملموس فرهنگی است. در ادبیات رسمی یونسکو مفهومی به نام «زیستپذیری میراث» (Viability) وجود دارد که میگوید میراث ناملموس فرهنگی زمانی زنده میماند که بتواند همچنان در بستر و جامعه تولید، آموزش داده، منتقل و بازآفرینی شود. شاید یک اثر هنری یا تاریخی در ویترین سالم بماند، اما اگر دانش و شیوه ساخت آن از بین برود، آن هنر دیگر به معنای واقعی زنده نیست. بر همین مبنا، انتقال اموال پژوهشکده به موزه ملی و تغییرات در ساختار، مکان و نحوه فعالیت پژوهشکده هنرهای سنتی، به ازبینرفتن یا تضعیف کارکرد زیستپذیری آن منجر میشود.
آیا حاملان میراث هنری در این تصمیمگیری مشارکت داده شدهاند؟
پرسش دیگر این است که آیا بیش از ۶۰ استادکار، پژوهشگر و متخصصی که سالها در ساختار پژوهشکده هنرهای سنتی دانش تولید و منتقل کردهاند، در ارزیابی پیامدهای تصمیم حاضر نقش داشتهاند؟ آیا پیش از تصمیمگیری و ابلاغ دستورات، تبعات آن بر کارگاهها، آموزش، انتقال مهارت، تعامل میان استاد و شاگرد، پژوهش، مستندسازی و شبکه تخصصی هنرهای سنتی بررسی شده است؟ اگر پاسخ این پرسشها هنوز روشن نیست، دیگر نمیتوان چنین تصمیمی را صرفاً یک تصمیم اداری دانست؛ بلکه حرکتی است که بنا بر سلایق شخصی و با ماهیت دستوری از بالا به پایین در حال پیگیری است.
با این اوصاف، اگر این تصمیم وزیر و معاون میراث فرهنگی بدون ارزیابی پیامدهای میراثی اجرا شود، دستکم سه نوع آسیب را میتوان برای آن متصور شد. نخست، گسست میراثی و تضعیف سرمایه انسانی ناشی از این تصمیم است. در این میان، شاید کمتر از هر چیز، نیرو و سرمایه انسانی پژوهشکده هنرهای سنتی دیده شده است؛ استادکاران، هنرمندان و پژوهشگرانی که بخش مهمی از دانش و مهارتهای سنتی را در تجربه حرفهای خود حمل میکنند و بهعنوان حاملان زنده میراث هنری در آنجا مشغول فعالیت هستند.
دانش این افراد صرفاً در کتابها و جزوهها قابلثبت نیست و بخش مهمی از آن در حافظه، تجربیات، شیوه کار و انتقال سینهبهسینه آنها نهفته است. با خروج احتمالی آنها از ساختار تخصصی، بدیهی است که بخش مهمی از این سرمایه ناملموس از چرخه زیست خود خارج میشود. از این منظر نیز این اقدام وزارت میراث فرهنگی به گسست یک زیستبوم انسانی حامل دانش میراثی منجر میشود و در صورت وقوع، جبران آن شاید بسیار دشوار و حتی غیرممکن باشد.
دوم، آسیب به زیستپذیری میراث هنری است؛ کاهش ظرفیت پژوهش، آموزش، مستندسازی و انتقال دانش که در تعریف یونسکو از صیانت، جایگاهی اساسی دارد و در کارکردهای پژوهشکده هنرهای سنتی بهطور واضح وجود داشته است. جابهجایی آثار هنری این مجموعه به موزه ملی و سپس انتقال نیروی انسانی آن به ساختمانی دیگر، بهطور جدی زیستپذیری مهمترین نهاد صیانت از هنرهای سنتی ایران را دچار استحاله میکند. باید روشن شود این تصمیم چه اثری بر استادکاران، پژوهشگران، کارگاهها، آموزش، انتقال مهارت، مستندسازی، پژوهش و تعاملات حرفهای آن دارد و چه کسی مسئول تبعات مخرب آن است؟
مورد سوم، تضعیف زیرساخت نهاد صیانت است؛ تضعیف نهادی که اساساً برای تولید، گردآوری، ثبت، آموزش و انتقال دانش هنرهای سنتی ایجاد شده است. در اصل، پژوهشکده هنرهای سنتی صاحبخانه اصلی ارگ آزادی است و بخشهای اداری مستقر در نقاط مختلف آن، در واقع مهمانهای آن بنا هستند. حال چگونه است که مهمان با اصرار زیاد تلاش میکند صاحبخانه را بیرون کند؟ این اقدام در ابتدا موجب تضعیف نهاد صیانت از هنرهای سنتی ایران میشود و در ادامه نیز استحاله و دگرگونی آن را در پی دارد. از سوی دیگر، این مرکز تنها مرجع جامعه دانشگاهی و دانشجویان برای مطالعات میدانی و تحقیقات مرتبط است و پراکندهکردن اجزای مختلف آن، موجب ازبینرفتن این بستر آموزشی برای دانشگاهیان میشود. این سه آسیب نشان میدهند که موضوع جابهجایی اموال و متفرقکردن نیروی انسانی پژوهشکده هنرهای سنتی، فراتر از یک اختلاف سازمانی یا اداری است و در بطن آن تهدیدهای جدی نسبت به زیرساخت ملی صیانت از میراث هنری ایران نهفته است؛ آسیبی که نسلهای آینده بر اثر آن با کاستی جبرانناپذیری مواجه میشوند.
در پایان، به قول سعدی بزرگ در کتاب ارجمند «بوستان»:
«یکی بر سر شاخ، بُن میبرید
خداوند بستان نگه کرد و دید
بگفتا گر این مرد بد میکند
نه با من که با نفس خود میکند…»
برچسب ها:
پژوهشکده هنرهای سنتی، سیاستگذاری فرهنگی، صیانت از میراث، میراث ناملموس، هنرهای سنتی ایران، یونسکو
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
نگاهی به بحرانهای انباشته نظام آموزشی و جایگاه مدرسه در حکمرانی
آقای رئیسجمهور، نبض مدرسه نمیزند!
گفتوگو با هنرمندان پیکرتراشی، درباره جایگاه صنایعدستی در زندگی انسان
پیکرتراشی چوبی هنری بیپشتوانه
تأملی بر ممنوعیت آفرود در طبیعت ایران
قانون یا فرهنگ؟ یک دوگانه نادرست
تأملی درباره کودکان، رسانه و جهانِ در حال تغییر
بچههایمان، بچه امروزند، نه گذشته
استادیم؛ حقوقمان در دست بررسی است
یادی از تلاشگران بینامونشان کشاورزی پایدار
«پیام ما» مداخلات عمرانی در بافت تاریخی «شیراز» را بررسی میکند
«زندیه» زیر تیغ گودبرداری
بهبهانه صدسالگی« اسکندر فیروز»
مرکز آموزشی و پژوهشی کنوانسیون رامسر در مرکز و غرب آسیا را احیا کنیم!
چه کسی چالش را تحمـــل میکند؟
یک سال دور یک میز؛ به احترام محیطزیست ایران
تو یکـــــی نِهای هزاری، تو چراغِ خود برافروز
وب گردی
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405 بیشتر
بیشترین نظر کاربران
ژئوتوریسم؛ ثروتی که هنوز جدی نگرفتهایم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید