بایگانی مطالب برچسب: میراث ناملموس

نوبت جهانی‌شدن هنر آینه‌ها

بیستمین نشست کمیته بین‌دولتی پاسداری از میراث‌فرهنگی ناملموس یونسکو از امروز در هند آغاز می‌شود. ایران در این دوره پرونده «هنر آینه‌کاری در معماری ایرانی» را برای بررسی و ثبت جهانی ارائه کرده است. آینه‌کاری نخستین پرونده‌ای است که در زمینه معماری ایرانی برای ثبت در فهرست میراث ناملموس جهانی ارائه شده است. درعین‌حال، این پرونده با آثار ثبت‌شده ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو از جمله کاخ گلستان و عالی‌قاپو نیز، پیوندی مهم و برجسته دارد. «شهاب نیکمان»، مدیر و تدوینگر پرونده هنر آینه‌کاری، در گفت‌وگو با «پیام ما» جزئیاتی از این پرونده و نکاتی درباره اهمیت ثبت جهانی این عنصر میراث فرهنگی را بیان کرده است.

ناقوس هم‌زیستی در «جلفای نو»

در پیچ‌وخم کوچه‌های سنگ‌فرش‌شده «جلفای نو»، ناقوس «کلیسای وانک» آرام به صدا درمی‌آید. بوی چوب قدیمی و بخور در هوای خنک پاییزی می‌پیچد و صدای کودکی که در حیاط کلیسا بازی می‌کند، سکوت محله را می‌شکند. اصفهان در این هفته، به یاد می‌آورد که بخشی از هویتش از کوچه‌هایی آغاز شده که نه‌فقط خانه، که تاریخ‌اند. هفته فرهنگی ارامنه، فرصتی است برای بازخوانی گذشته‌ای که در دل همین محله شکل گرفته؛ گذشته‌ای که هنوز در صدای ناقوس‌ها، در تذهیب دیوارها، در چاپخانه‌های خاموش و در دل مردمی زنده تنفس می‌کند.

میراث چوگان در خطر

زمین با دستان زنان نفس می‌کشد

در جهانی که هر روز، بحران‌های زیست‌محیطی عمیق‌تر می‌شوند، بسیاری از کنشگران محیط‌زیست می‌کوشند با ابزارهای علمی، آموزشی و قانونی جلوی تخریب منابع‌طبیعی را بگیرند. در این میان، اکوتوریسم به‌عنوان یکی از راهکارهای حفاظت از طبیعت، نقشی دوگانه دارد: از یک‌سو می‌تواند به پاسداری از محیط‌زیست کمک کند و از سوی دیگر -درصورت مدیریت نادرست- به تخریب آن بینجامد. کمبود نیروی حفاظتی، زیرساخت‌های ناکافی، نبود منابع مالی پایدار و همچنین، بی‌بهره ماندن جوامع بومی از منافع گردشگری، نیاز به مشارکت مردمی را در حفاظت از محیط‌زیست پررنگ‌تر کرده‌ است؛ مشارکتی که تنها با ارتقای آگاهی عمومی و جلب توجه به بهره‌برداری پایدار از منابع‌طبیعی امکان‌پذیر است. کمک به حفاظت از ارزش‌های بومی و توجه به میراث ناملموس، اهمیت ویژه‌ای در اکوتوریسم دارد. به همین دلیل، در گفت‌وگو با «افسانه احسانی»، مدرس اکوتوریسم و مدیر مؤسسه «آوای طبیعت پایدار» که راهی متفاوت را آزموده و از «هنر برای حفاظت» بهره برده، از تجربه‌اش در این زمینه پرسیدیم. از مفهومی که می‌خواهد میان زیبایی، خلاقیت و حس زندگی با حفاظت از طبیعت پیوند برقرار کند.

سدسازی به قیمت نابودی تاریخ ایران

وقتی سخن از سدسازی در ایران به میان می‌آید، معمولاً نخستین محورهای بحث، تخریب محیط‌زیست، برهم‌خوردن نظام‌های هیدرولوژیک رودخانه‌ها و نابودی زیست‌بوم‌های پایین‌دست است. اما کمتر گفته می‌شود که یکی از پیامدهای مهم‌ و جبران‌ناپذیر سدسازی، ضربه‌ای است که به پیکره میراث‌فرهنگی و محوطه‌های تاریخی وارد می‌شود. نخستین اعتراض گسترده و عمومی به یک پروژه سدسازی در ایران، در جریان ساخت سد سیوند بر رودخانه پلوار در استان فارس شکل گرفت. این سد نه‌تنها بخشی از محوطه باستانی «تنگ بلاغی» را به زیر آب برد، بلکه نگرانی‌های جدی درباره افزایش رطوبت و تهدید میراث جهانی پاسارگاد ایجاد کرد. همین تجربه بود که برای نخستین‌بار واکنش جامعه مدنی و رسانه‌ها را نسبت به تبعات سدسازی در حوزه میراث‌فرهنگی به‌طور جدی برانگیخت. در این یادداشت می‌خواهیم به‌شکلی کوتاه و مستند مرور کنیم که در دهه‌های گذشته سدسازی چه بر سر میراث‌فرهنگی ایران آورده است. نباید فراموش کنیم که محیط‌زیست و میراث‌فرهنگی در ایران توأمان مورد تخریب و ظلم قرار گرفته‌اند. این دو عرصه هم‌زمان و هم‌سرنوشت، قربانی توسعه شتاب‌زده و بی‌محابا شده‌اند.

تجربه‌ای کهن برای گردشگری نوین

۲۵ شهریور روز ملی خرما است. محصولی تاریخی که کشت آن به بیش از سه هزار سال پیش بازمی‌گردد. تصویر درخت خرما که به گویش بومی آن را مغ می‌نامند، در نقوش یافت‌شده آشوری و بابلی به‌کرات دیده می‌شود. کلدانیان خرما را درخت زندگی می‌نامیدند. در اوستا خرما خوردنی‌ترین میوه زمین است و در بندهش نیز از خرما یاد شده. حال در ابتدای سده چهارصد خورشیدی خرما و روایت‌های برداشتش به‌بهانه‌ای برای گردشگری تجربه‌گرا تبدیل شده‌ است. «گردشگری کار» شکلی از توریسم مبتنی‌بر کهن‌ الگوهای بشری است. پاسخی دیرهنگام اما آشنا به نیاز انسان امروزی برای بازتعریف رابطه‌اش با زمین و آسمان. رابطه‌ای که بیش از همیشه قربانی تکنولوژی شده است.

فرصت‌سوزی‌ در مجامع جهانی

|پیام ما| ایران پنج سال است که حق عضویت در یونسکو را پرداخت نکرده است. این خبر اگر با نگاهی بلندمدت و سنجیدن شرایط موجود کشور بازخوانی و بررسی شود، موجب نگرانی از تبعات این سهل‌انگاری برای میراث‌فرهنگی کشور است. به‌نظر می‌رسد به‌رغم مکاتبات صورت‌گرفته برای پیگیری این مسئله، مسئولان مربوطه با اهمال با این موضوع برخورد کرده‌اند. عضویت و حضور مؤثر در نهادها و مجامع بین‌المللی یکی از مهمترین اصول دیپلماسی فرهنگی است؛ همان موضوعی که مسئولان در سخنرانی‌هایشان به آن اشاره می‌کنند، اما در پرداخت حق عضویت سالانه و حضور مؤثر در محافل فرهنگی دنیا که یکی از راه‌های تحقق دیپلماسی فرهنگی است، پنج سال است که تعلل کرده‌اند. مهرماه سال گذشته دولت لایحه‌ای را به مجلس فرستاد و در آن خواهان لغو عضویت ایران در سه نهاد بین‌المللی با هدف کاهش هزینه‌های دولت شد. اعلام وصول این لایحه بازتاب گسترده‌ای داشت، اما با انتشار خبر اخیر در مورد وضعیت کرسی ایران در یونسکو، به‌نظر می‌رسد کوتاهی در پرداخت حق عضویت چشم‌پوشی غیرمستقیم از حق حضور مؤثر ایران در مجامع جهانی است.

جانش بگرفتند و بر پیکرش پایکوبی کردند

تصور کنید رودخانه‌ای که قرن‌ها مظهر حیات، شادی و خاطره‌های جمعی مردم یک سرزمین بوده، امروز بستر خشکیده‌اش میزبان جشن و موسیقی شود. این تصویر قرار است در اصفهان به واقعیت تبدیل شود؛ جایی که شهرداری این شهر بزرگترین جشن خود را در دل بستر بی‌آب زاینده‌رود، درست مقابل پل تاریخی خواجو، برنامه‌ریزی کرده است. تصمیمی که بیش از آنکه شادی بیافریند، نگرانی و اعتراض گسترده فعالان میراث‌فرهنگی و محیط‌زیست را برانگیخته و پرسش‌های جدی درباره رویکرد مدیران شهری در قبال میراث تاریخی و بحران آب مطرح کرده است.