یک سال دور یک میز؛ به احترام محیط‌زیست ایران

تو یکـــــی نِه‌ای هزاری، تو چراغِ خود برافروز





تو یکـــــی نِه‌ای هزاری، تو چراغِ خود برافروز

۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ۰:۳۲

در روزگاری که اخبار محیط‌زیست ایران بیش از آنکه بوی باران بدهند، بوی دود، گردوخاک و خشکی می‌دهند، شاید مهم‌ترین اتفاق، نه افتتاح یک پروژه بزرگ که شکل‌گیری فضایی برای گفت‌وگو باشد. امروز یک سال از آغاز «نشست‌های محیط‌زیست کافه رویداد کارزار» می‌گذرد؛ سلسله‌نشست‌هایی که هر ماه، بی‌وقفه، فعالان محیط‌زیست، روزنامه‌نگاران، پژوهشگران، دانشگاهیان، کنشگران محلی و گاه مسئولان را دور یک میز نشاند تا درباره مسئله‌ای حرف بزنند که بیش از هر زمان دیگری به مسئله بقا تبدیل شده است. در این یک سال، آنچه بیش از هر چیز توجهم را جلب کرد، تنوع آدم‌هایی بود که به این نشست‌ها می‌آمدند؛ از دانشجوی بیست‌ساله تا استاد دانشگاه، از فعال محلی تا خبرنگار و رئیس سازمان محیط‌زیست، از شهرهای ساری و آمل تا اردبیل و خوزستان، اصفهان و دیگر نقاط کشور. وجه مشترک همه آن‌ها نه جایگاه اجتماعی‌شان بود و نه گرایش سیاسی‌شان، بلکه دغدغه‌ای مشترک بود؛ اینکه می‌توان و باید برای طبیعت این سرزمین کاری کرد. شاید در نگاه اول، مطالبه‌گری برای محیط‌زیست در مقایسه با مطالبات معیشتی یا اجتماعی، اولویت کمتری به نظر برسد. اما حقیقت این است که هیچ مطالبه‌ای بدون زیست‌بوم سالم دوام نمی‌آورد. وقتی جنگل از بین برود، تالاب خشک شود، رودخانه بمیرد و خاک فرسوده شود، دیگر سخن گفتن از توسعه، رفاه یا حتی امنیت غذایی، بیشتر به یک آرزو شبیه خواهد بود تا یک برنامه. در این یک سال، از درختان شکسته‌افتاده و جنگل‌های زخمی گفتیم؛ از میانکاله، هورالعظیم، زاگرس، فرونشست زمین، سدسازی‌های غیراصولی، معدن‌کاوی بی‌ضابطه و ده‌ها مسئله دیگر که شاید هر کدام در جغرافیایی متفاوت رخ داده باشند، اما ریشه همه آن‌ها به یک واقعیت مشترک بازمی‌گردد؛ توسعه‌ای که گاهی سهم طبیعت را فراموش کرده است. بااین‌حال، همه روایت‌ها تلخ نبودند. بارها دیدیم که پیگیری مستمر مردم محلی، همراهی رسانه‌ها و استمرار مطالبه‌گری توانست روند یک تصمیم را تغییر دهد، اجرای یک پروژه را متوقف کند یا دست‌کم مسئولان را وادار به پاسخ‌گویی کند. شاید این دستاوردها کوچک به نظر برسند، اما تجربه نشان داده است که در حوزه محیط‌زیست، گاهی نجات یک درخت، یک تالاب یا حتی چند هکتار زمین کشاورزی، ارزشی بسیار فراتر از آن چیزی دارد که در آمارها دیده می‌شود.

همیشه این پرسش مطرح است که مطالبه‌گری چه سودی دارد؟

مگر چند کارزار توانسته‌اند همه مشکلات را حل کنند و موفق شوند؟

شاید اشکال از خود پرسش باشد. مطالبه‌گری قرار نیست معجزه کند. قرار نیست هر مطالبه‌ای به نتیجه‌ای صددرصدی برسد و پایانش جشن پیروزی باشد. فلسفه مطالبه‌گری، تغییرات تدریجی است؛ اینکه یک درخت کمتر قطع شود، یک تالاب دیرتر بمیرد، یک گونه گیاهی کمتر از طبیعت جدا شود، یک تصمیم اشتباه پیش از اجرا متوقف شود یا دست‌کم هزینه بی‌تفاوتی برای تصمیم‌گیران مربوطه افزایش پیدا کند.

در تمام این ماه‌ها، هر بار که خبر توقف یک پروژه مخرب، نجات بخشی از یک زیستگاه یا عقب‌نشینی از تصمیمی نادرست منتشر می‌شد، لبخندی کوتاه اما عمیق بر چهره حاضران می‌نشست؛ نه از سر خوش‌بینی ساده‌لوحانه، بلکه از این باور که تغییر، هرچند آهسته، هنوز ممکن است. شاید مهم‌ترین دستاورد این نشست‌ها، نه تعداد جلسات و نه فهرست موضوعات مطرح‌شده باشد، بلکه شکل‌گیری یک سرمایه اجتماعی است؛ شبکه‌ای از انسان‌هایی که آموخته‌اند گفت‌وگو، شنیدن صدای دیگری و پیگیری مدنی هنوز می‌تواند اثرگذار باشد. محیط‌زیست نه میراث این دولت است و نه از آن دولت؛ نه متعلق به نسل امروز است و نه صرفاً دغدغه فعالان این حوزه. محیط‌زیست، میراث مشترکی است که از گذشته به ما رسیده و کیفیت زندگی نسل‌های آینده به آن وابسته است. ما مالک این سرزمین نیستیم؛ امانت‌دار آنیم.

اگر قرار باشد از یک سال «نشست‌های محیط‌زیست کافه رویداد کارزار» تنها یک جمله جمله به یادگار بماند، شاید همین باشد: حفاظت از طبیعت، از گفت‌وگو آغاز می‌شود؛ اما تنها با گفت‌وگو به پایان نمی‌رسد. گفت‌وگو زمانی معنا پیدا می‌کند که به مطالبه‌گری، مسئولیت‌پذیری و کنش جمعی تبدیل شود. آینده محیط‌زیست ایران، بیش از هر چیز، به همین پیوند میان گفتن و عمل کردن وابسته است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *